صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا من اگر تنها خدا بپرستم و تنها از او کمک بجویم چه زیانی کرده ام ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آیا من اگر تنها خدا بپرستم و تنها از او کمک بجویم چه زیانی کرده ام ؟




    بنام خدا
    درود بر راستپذیران

    پرسشی دارم ساده و امید وارم که دوستان هم ساده و کوتاه دیدگاه خود را بنویسند

    من اگر تنها خدا را بپرستم ودر امور دینی تنها از او کمک بخواهم و به هیچ امامی متوسل نشوم

    آیا چه زیانی متوجه من شده یا می شود ؟؟؟




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    647
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    20



    مسأله «توسل» به پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اولياى دين(عليهم السلام) يعنى آنها را وسيله و شفيع در درگاه خدا قرار دادن، مطلبى است كه نه با حقيقت توحيد منافات دارد، و نه با آيات قرآن مجيد، بلكه تأكيدى است بر توحيد، و اين كه همه چيز از ناحيه خدا است، در آيات قرآن نيز كراراً به مسأله «شفاعت» و همچنين استغفار و طلب آمرزش پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى مؤمنان اشاره شده است.
    با اين حال، بعضى از دور افتادگان از تعليمات اسلام و قرآن، اصرار دارند هر گونه توسل و شفاعتى را منكر شوند، و براى اثبات مقصود خود دستاويزهائى پيدا كرده اند، از جمله آيه (وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً) مى باشد، آنها مى گويند: مطابق اين آيه، قرآن دستور مى دهد: نام هيچ كس را همراه نام خدا نبريد، و جز او را نخوانيد، و شفاعت نطلبيد!
    ولى، انصاف اين است: اين آيه هيچ ارتباطى به مطلب آنها ندارد، بلكه هدف از آن نفى شرك، يعنى چيزى را هم رديف خدا در عبادت، يا طلبيدن حاجت، قرار دادن است.
    به تعبير ديگر: اگر كسى به راستى كار خدا را از غير خدا بخواهد، و او را صاحب اختيار و مستقل در انجام آن بشمرد، مشرك است، همان گونه كه واژه «مَعَ» در جمله «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ» به اين معنى گواهى مى دهد كه: نبايد كسى را «هم رديف» خدا و «مبدأ تأثير مستقل» دانست.
    اما، اگر از انبياء الهى شفاعتى بخواهد، يا تقاضاى وساطت در درگاه پروردگار كند، نه تنها آن را نفى نمى كند، بلكه قرآن، گاه خود پيامبر(صلى الله عليه وآله) را به اين معنى دعوت كرده، و گاه به ديگران دستور داده از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شفاعت بخواهند.
    در آيه 103 «توبه» مى خوانيم: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ: «از اموال آنها زكات بگير، تا به وسيله آن آنها را پاك سازى، و (هنگام گرفتن زكات) به آنها دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش آنها است».
    و در آيه 97 سوره «يوسف» از زبان برادرانش خطاب به پدر مى خوانيم: يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا كُنّا خاطِئِينَ: «اى پدر! براى ما استغفار كن كه ما خطا كار بوديم».
    يعقوب نيز اين تقاضا را نه تنها انكار نكرد، بلكه به آنها قول مساعد داد و گفت: سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي: «به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى كنم».(1)
    بنابراين، مسأله توسل و شفاعت طلبيدن، به مفهومى كه گفته شد، از دستورهاى صريح قرآن است.(2)


    جمعى از «وهابيين قشرى»، براى بريدن ارتباط مسلمين از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)و پيشوايان بزرگ از طريق توسل و شفاعت طلبيدن، به آيه 14 سوره «فاطر» و مانند آن تمسك جسته، گفته اند: قرآن مى گويد: تمام كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد ـ حتى پيامبران! ـ سخن شما را نمى شنوند، و اگر بشنوند اجابت نمى كنند.«إِنْ تَدْعُوهُمْ لايَسْمَعُوا دُعاءَكُمْوَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ)
    و يا چنان كه در آيه 197 سوره «اعراف» آمده: وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لايَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لاأَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ: «كسانى را كه غير از خدا مى خوانيد، نمى توانند شما را يارى كنند، و نه حتى خويشتن را در برابر مشكلات يارى دهند» و مانند اين گونه آيات.
    و به اين ترتيب، هرگونه توسل به ارواح پيامبران و امامان را نفى مى كنند، و آن را مخالف توحيد مى شمرند!
    در حالى كه، يك نگاه ساده به آياتى كه قبل از اين آيات، و بعد از آن است، براى درك اين حقيقت كافى است كه، منظور از آن بتها مى باشد، چرا كه در همه اينها سخن از بتها در ميان است، سخن از سنگ و چوبهائى است كه آنها را شريك خدا مى پنداشتند، و براى آنها قدرتى در برابر قدرت خدا قائل بودند.
    ولى، چه كسى است كه نداند: انبياء و اولياء، همچون شهداى راه خدا كه قرآن با صراحت از حيات آنها سخن مى گويد، داراى حيات برزخى هستند، و مى دانيم در حيات برزخى فعاليت روح گسترده تر و وسيعتر است; چرا كه از حواجب مادى و تعلقات دنيوى، رهائى يافته، اين از يك سو.
    از سوى ديگر، بدون شك، توسل به اين ارواح پاك نه به اين معنى است كه براى آنها در مقابل خداوند، استقلالى قائل شويم، بلكه هدف آن است كه از آبرو و جاه آنها در پيشگاه خدا مدد بطلبيم، و از احترام و عظمتى كه در درگاه خدا دارند، كمك بخواهيم، كه، اين عين توحيد و عبوديت پروردگار است (دقت كنيد).
    بنابراين، همان گونه كه قرآن صريحاً در مسأله «شفاعت» مى گويد: آنها به اذن و فرمان خدا شفاعت مى كنند: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ: «چه كسى است كه بتواند در درگاه خدا، جز به فرمان او شفاعت كند»(1) همچنين توسل به آنان، نيز از همين طريق و همين رهگذر است.
    چه كسى مى تواند آيات صريح توسل را انكار كند؟ و يا آن را شرك بپندارد و در مقابل قرآن بايستد و دم از توحيد زند؟ جز جاهلان مغرورى كه اين نغمه هاى شوم را، كه منجر به ايجاد تفرقه بين مسلمين است، سر داده اند!
    لذا در حالات صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: آنها در مشكلات به كنار قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى آمدند، و توسل مى جستند، و از روح پاك او در درگاه خدا يارى مى طلبيدند.
    چنان كه «بيهقى» محدث معروف اهل سنت، نقل مى كند: در زمان خليفه دوم خشكسالى و قحطى شد، «بلال» به همراه عده اى از صحابه به كنار قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمد و چنين گفت: يا رَسُولَ اللّهِ اسْتَقِ لِأُمَّتِكَ... فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا...: «اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) براى امتت باران بخواه... كه هلاك شدند».
    بعضى از مفسران اهل سنت، مانند «آلوسى» احاديث زيادى در اين زمينه نقل كرده، و پس از گفتگو و سخت گيرى در مورد اين احاديث، سرانجام چنين مى گويد : بعد از تمام اين گفتگوها، من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر (صلى الله عليه وآله)نمى بينم، چه در حال حيات، و چه بعد از ممات... سپس كسان ديگرى را كه در پيشگاه خدا مقامى دارند، نيز، بر آن افزوده و اعتراف به جواز توسل به آنها مى كند.(2)


    1 ـ بقره، آيه 255.
    2. تفسیر نمونه، جلد18، صفحه 235.

    1 ـ يوسف، آيه 98.
    2.تفسير نمونه، جلد 25، صفحه 133.









    چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی ؟

    چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟


    ...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    647
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    20



    سؤال: واسطه قرار دادن بتها به عنوان مقرّبان درگاه خدا!
    جواب: پاسخ اين سؤال در آيه 74 سوره «نحل» آمده است. (فَلاتَضرِبوا للهِ الأمثال)«براى خدا امثال و شبيه قائل نشويد». بعضى از مفسرين گفته اند جمله (فَلا تَضرِبُوا للهِالأمْثالَ)اشاره به منطقى است كه مشركان عصر جاهلى داشته اند (و شبيه آن در ميان بعضى از مشركان عصر ما نيز ديده مى شود). آنها مى گفتند: ما اگر به سراغ بتها مى رويم به خاطر اين است كه ما شايسته پرستش خدا نيستيم بايد به سراغ بتها برويم كه آنها مقربان درگاه او هستند! خداوند همانند يك پادشاه بزرگ است كه وزراء و خاصان او به سراغ او مى روند، و توده مردم كه دسترسى به او ندارند به سراغ حواشى و خاصان و مقربانش خواهند رفت.
    قرآن در پاسخ آنها مى گويد «براى خداوند مثال نزنيد» يعنى مثالى كه متناسب با افكار محدود و موجودات ممكن و مملو از نقايص است. شما اگر توجه به احاطه وجودى خداوند نسبت به همه موجودات و لطف و مرحمت بى انتهاى او و نزديكيش به خودتان مى داشتيد، تا آنجا كه از شما به شما نزديكتر است، هرگز براى توجه به خدا به وسائط متوجه نمى شديد.
    خدائى كه شما را دعوت به نيايش و سخن گفتن مستقيم با خودش كرده، و درهاى خانه اش را شب و روز به روى شما بازگذارده اين خدا را نبايد به پادشاه جبار مستكبرى تشبيه كرد كه درون قصرش خزيده و جز عده معدودى، راه به درون خانه او ندارد.(1)
    1. تفسیر نمونه، جلد 11، صفحه 355.
    جمعى از وهّابيّين كه اصرار دارند «توسل و شفاعت» با حقيقت «توحيد» سازگار نيست، گاهى به بعض آيات قرآن استدلال مى كنند. آنها مى گويند: قرآن صريحاً از عبادت و پرستش غير خدا و اين كه نام كسانى را همراه نام خدا ببريم، نهى كرده است «فلا تَدْعُوا مَعَ الله اَحَداً».(1)
    در حالى كه، منظور از اين گونه آيات مسلماً اين نيست كه ما اشخاص ديگرى را صدا نزنيم، منظور، همان چيزى است كه از كلمه «مَعَ الله» (با خدا) استفاده مى شود، يعنى اگر كسى كار خدا را از غير خدا بخواهد، و او را مستقل در انجام آن بداند، شرك است. امّا اگر همه قدرتها را مخصوص خدا بدانيم و كسى را با او همراه و مبدء اثر نشناسيم، ولى معتقد باشيم، اولياء خدا به اذن و فرمان او شفاعت مى كنند و به آنها متوسل شويم كه در پيشگاه خدا براى ما شفاعت كنند، اين عين توحيد است و اين همان چيزى است كه مكرر در آيات قرآن به آن اشاره شده است.
    به عنوان نمونه، آيا هنگامى كه برادران يوسف به پدر گفتند: (يا أبانا اِستَغْفِر لَنا): «اى پدر براى ما از خداوند آمرزش بطلب»(2) اين شرك بود؟!
    يا هنگامى كه قرآن مى گويد: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إذ ظَلَمُو أنْفُسَهُمْ فَاسْتَغْفَرُو الله و اسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا الله تَوّاباً رَحيماً «اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مى كنند (و مرتكب گناهى مى شوند) گرد تو آيند، و از خدا طلب آمرزش كنند، و پيامبر نيز براى آنها استغفار كند، خدا را تواب و رحيم مى يابند»(3) دعوت به سوى شرك است؟!
    حقيقت شفاعت و توسل نيز چيزى جز اين نيست.(4)
    1. آيه 18، سوره جن.
    2. يوسف آيه 97.
    3. نساء، آيه 64.
    4. تفسیر نمونه، جلد 16، صفحه 208.
    سؤال: منظور از اين سخن خداوند: «وسيله اى براى تقرّب به خدا برگزينيد» چيست؟
    جواب: در بسيارى از آيات قرآن كريم سخن از توسل به ميان آمده است. از جمله در آيه 35 سوره «مائده» خداوند مى فرمايد: «وسيله اى براى تقرّب به خدا انتخاب نمائيد» (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ).
    موضوع مهمى كه در اين آيه بايد مورد توجه قرار گيرد، دستورى است كه درباره انتخاب «وسيله» به افراد با ايمان داده شده است.
    «وَسِيلَة» در اصل به معنى تقرّب جستن و يا چيزى كه باعث تقرّب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى شود، مى باشد.
    بنابراين، وسيله در آيه فوق معنى بسيار وسيعى دارد و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى شود، شامل مى گردد كه مهم ترين آنها، ايمان به خدا و پيامبر اكرم9 و جهاد و عبادات همچون نماز و زكات و روزه و زيارت خانه خدا و همچنين صله رحم و انفاق در راه خدا ـ اعم از انفاق هاى پنهانى و آشكار ـ و همچنين هر كار نيك و خير مى باشد.
    همان طور كه على(عليه السلام) در «نهج البلاغه» فرموده است:
    «بهترين چيزى كه به وسيله آن مى توان به خدا نزديك شد، ايمان به خدا، پيامبر او و جهاد در راه خدا است كه قلّه كوهسار اسلام است، و همچنين كلمه اخلاص (لا إِلهَ إِلاَّ اللّه) كه همان فطرت توحيد است، و بر پا داشتن نماز كه آئين اسلام است، و زكات كه فريضه واجبه است، و روزه ماه رمضان كه سپرى است در برابر گناه و كيفرهاى الهى، و حج و عُمره كه فقر و پريشانى را دور مى كند و گناهان را مى شويد، و صله رحم كه ثروت را زياد و عمر را طولانى مى كند، انفاق هاى پنهانى كه جبران گناهان مى نمايد و انفاق آشكار كه مرگ هاى ناگوار و بد را دور مى سازد و كارهاى نيك كه انسان را از سقوط نجات مى دهد».
    و نيز شفاعت پيامبران، امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صريح قرآن باعث تقرّب به پروردگار مى گردد، همه در مفهوم وسيع توسّل داخل است.
    و همچنين پيروى از پيامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آنها; زيرا همه اينها موجب نزديكى به ساحت قدس پروردگار مى باشد، حتى سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان و صالحان كه نشانه علاقه به آنها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مى باشد، همه جزء اين مفهوم وسيع است.
    و آنها كه آيه فوق را به بعضى از اين مفاهيم اختصاص داده اند، در حقيقت هيچ گونه دليلى بر اين تخصيص ندارند; زيرا همان طور كه گفتيم: «وسيله» مفهوم لغويش به معنى هر چيزى است كه باعث تقرّب مى گردد.
    لازم به تذكر است كه هرگز منظور اين نيست كه چيزى را از شخص پيامبر يا امام مستقلاً تقاضا كنند، بلكه منظور اين است: با اعمال صالح يا پيروى از پيامبر و امام(عليه السلام)، يا شفاعت آنان و يا سوگند دادن خداوند به مقام و مكتب آنها (كه خود يك نوع احترام و اهتمام به موقعيت آنها و يك نوع عبادت است) از خداوند چيزى را بخواهند.
    اين معنى نه بوى شرك مى دهد، نه بر خلاف آيات ديگر قرآن است و نه از عموم آيه فوق بيرون مى باشد (دقت كنيد).
    از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده مى شود كه وسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا و طلب چيزى از خداوند به خاطر او، به هيچ وجه ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد، در آيه 64 سوره «نساء» مى خوانيم: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَّلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِيْماً:
    «اگر آنها هنگامى كه به خويشتن ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) به سراغ تو مى آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش مى كردند و تو نيز براى آنها طلب عفو مى كردى، خدا را توبه پذير و رحيم مى يافتند».
    و نيز در آيه 97 سوره «يوسف» مى خوانيم كه: برادران يوسف از پدر تقاضا كردند در پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند و يعقوب(عليه السلام) نيز اين تقاضا را پذيرفت.
    در آيه 114 سوره «توبه» نيز موضوع استغفار ابراهيم(عليه السلام) در مورد پدرش آمده كه تأثير دعاى پيامبران درباره ديگران را تأئيد مى كند و همچنين در آيات متعدّد ديگر قرآن اين موضوع منعكس است.(1)
    1-تفسیر نمونه، جلد 4، صفحه 464.
    امیدوارم قانع شده باشید!


    چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی ؟

    چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟


    ...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    دوست عزیز ، جناب غلامعلی نوری

    اولا بزرگترین مدعی توحید صرف الهی که هیچ شریکی حتی در تصور نباید باشد و صرفا و صرفا باید از خداوند خواست ، تفکر شیعه ی دوازده امامی است و پیوشته کلامش این بوده است که : لا حول و لا قوة الا بالله و همیشه گفته ایم که از انجا که در عربی همیشه نکره در سیاق نفی افاده ی عموم می کند لذا معنی این عبارت این است که هیچ حول و قوه ای جز خدا اصلا وجود ندارد.

    اما در مورد توسل که به معنی استمداد از واسطه های مناسب مورد تایید خدا خدا در بعضی امور است ، و اینکه اگر شما به این مورد بی توجه باشید چه اتفاقی می افتد.

    دو اشکال به این مساله وارد است یکی فکری و عقلی و دیگری عرفانی.

    اشکال عقلی این است که از آنجا که توسل ما به معصومین شامل توسل تکوینی هم می شود ، مثل توسل به آب هنگام تشنگی به خاطر اینکه خداوند در تکوین عالم ، رفع تشنگی را با آب قرین کرده است ، همینطور بسیار از فیض هایی که به ما می رسد از طریق معصومین خداوند در تکوین عالم پیش بینی کرده است ، لذا عدم توسل به واسطه های تکوینی یعنی حرکت کردن بر خلاف تکوین و قوانین الهی که قطعا نا معقول است.
    پس از فردا تشنه هم شدید آب نخورید و از خود خدا رفع عطش بخواهید.

    خوب به این جمله دقت کنید و در پی جواب دادن به من نباشید ، به این جمله خوب دقت کنید که اصل توسل ما به معصومین توسل تکوینی است مثل توسل به آب حین تشنگی.

    اما اشکال عرفانی این است که ، اگر شما اینقدر به خداوند علاقه دارید و او را قبول دارید که می خواهید هر چه می خواهدی از خود خدا بخواهید ، حالا همین خدای بسیار محبوب ، اگر خودش بگوید و رضایتش در این باید که شما از طریق معصومین توسل کنید ، چنانکه این توسل به معصومین و کلا بحث توسل در آیات الهی مطرح شده است و همینطور عقل و .... ، شما باز هم انجام نمیدهید؟ پس اگر اینطور باشد ، شما در عین اینکه عاشق و مطیع خدا هستید ، مطیع او در این مساله نیستید و عاشق چگونه خلاف علاقه و اراده ی معشوق حرکت می کند؟

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا

    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب غلامعلی نوری
    فرموده اید که " پرسشی دارم ساده و امید وارم که دوستان هم ساده و کوتاه دیدگاه خود را بنویسند. من اگر تنها خدا را بپرستم ودر امور دینی تنها از او کمک بخواهم و به هیچ امامی متوسل نشوم آیا چه زیانی متوجه من شده یا می شود ؟؟؟"

    جنابعالی نباید این همه خودپسند باشید و تنها نفع و ضرر خود را در نظر داشته باشید بلکه لازم است که نفع و ضرر جامعه را بر نفع و ضرر خود مقدم بدارید.
    اگر جنابعالی این رویه را در پیش بگبربد مشخص است که نه تنها در این دنیا زیانی متوجه شما نمی شود بلکه در آن دنیا نیز از صالحان خواهید بود ولی اگر آحاد جامعه هم به شما تاسی کنند ، در نتیجه :
    1. خالی شدن 8500 باب بقاع متبرکه از زائران که بیکاری سهمناکی را در مناطق اطراف این بقاع موجب خواهد شد و این با توجه به نرخ بیکاری فعلی به صلاح جامعه نیست.
    2. خالی شدن مجالس مذهبی از خادمان درگاههای امامان . اگر قرار باشد در این مجالس تنها قران قرائت و تفسیر شود بیشتر مردم که سواد چندانی ندارند و دلشان را به این نوحه ها خوش کرده اند تا ثوابی ببرند و در آن دنیا به بهشت بروند به این مجالس نمی آیند و به احتمال قوی بر میزان بزهکاریها افزوده خواهد شد.
    3. این همه پول که در راه زیارت و آش شله زرد و هیئتهای نوحه خوانی و غیره صرف می شود با تبلیغ صحیح دین به جیب نیازمندان سرازیر خواهد شد که در اینصورت مومنان ثروتمند برای خمس و زکات خود محلی را نخواهند یافت و احتمالا این مبالغ در جاهای غیر صواب هزینه خواهد شد.
    4. این همه دین و فرقه مذهبی دیگر وجود نخواهد داشت چرا که وقتی همه الله را بخوانند و ذکری از پیامبر و خلیفه و امام در میان نباشد همه احساس یگانگی و وحدت می کنند که البته این به صلاح جامعه ما است ولی به صلاح جامعه جهانی که از این اختلافات بهره می برند نیست و بهتر است برای همزیستی مسالمت آمیز نفع و ضرر جامعه جهانی را هم در نظر داشته باشیم.






  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طارق نمایش پست
    با او


    عرض سلام و ادب ؛

    دوست عزیز ، جناب غلامعلی نوری

    اولا بزرگترین مدعی توحید صرف الهی که هیچ شریکی حتی در تصور نباید باشد و صرفا و صرفا باید از خداوند خواست ، تفکر شیعه ی دوازده امامی است و پیوشته کلامش این بوده است که : لا حول و لا قوة الا بالله و همیشه گفته ایم که از انجا که در عربی همیشه نکره در سیاق نفی افاده ی عموم می کند لذا معنی این عبارت این است که هیچ حول و قوه ای جز خدا اصلا وجود ندارد.

    اما در مورد توسل که به معنی استمداد از واسطه های مناسب مورد تایید خدا خدا در بعضی امور است ، و اینکه اگر شما به این مورد بی توجه باشید چه اتفاقی می افتد.

    دو اشکال به این مساله وارد است یکی فکری و عقلی و دیگری عرفانی.

    اشکال عقلی این است که از آنجا که توسل ما به معصومین شامل توسل تکوینی هم می شود ، مثل توسل به آب هنگام تشنگی به خاطر اینکه خداوند در تکوین عالم ، رفع تشنگی را با آب قرین کرده است ، همینطور بسیار از فیض هایی که به ما می رسد از طریق معصومین خداوند در تکوین عالم پیش بینی کرده است ، لذا عدم توسل به واسطه های تکوینی یعنی حرکت کردن بر خلاف تکوین و قوانین الهی که قطعا نا معقول است.
    پس از فردا تشنه هم شدید آب نخورید و از خود خدا رفع عطش بخواهید.

    خوب به این جمله دقت کنید و در پی جواب دادن به من نباشید ، به این جمله خوب دقت کنید که اصل توسل ما به معصومین توسل تکوینی است مثل توسل به آب حین تشنگی.

    اما اشکال عرفانی این است که ، اگر شما اینقدر به خداوند علاقه دارید و او را قبول دارید که می خواهید هر چه می خواهدی از خود خدا بخواهید ، حالا همین خدای بسیار محبوب ، اگر خودش بگوید و رضایتش در این باید که شما از طریق معصومین توسل کنید ، چنانکه این توسل به معصومین و کلا بحث توسل در آیات الهی مطرح شده است و همینطور عقل و .... ، شما باز هم انجام نمیدهید؟ پس اگر اینطور باشد ، شما در عین اینکه عاشق و مطیع خدا هستید ، مطیع او در این مساله نیستید و عاشق چگونه خلاف علاقه و اراده ی معشوق حرکت می کند؟

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    التماس دعا


    طارق
    باسلام
    بنده که از گفته های جنابعالی گیج شدم
    لطفـآ بیشتر توضیح بدهید تا ما گمراهان درست هدایت بشیم
    1-آیا ما واقعا به آب متوسل میشیم؟
    2- مگر خداوند(ج) قادر به هرکاری نیست؟پس رفع تشنگی برای کسی که باران را نازل میکند تا همه موجودات سیرآب شود سخت است ؟!
    هنرگراف


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    بنام خدا
    درود بر راستپذیران

    پرسشی دارم ساده و امید وارم که دوستان هم ساده و کوتاه دیدگاه خود را بنویسند

    من اگر تنها خدا را بپرستم ودر امور دینی تنها از او کمک بخواهم و به هیچ امامی متوسل نشوم

    آیا چه زیانی متوجه من شده یا می شود ؟؟؟

    سلام بر شما

    قبل از جواب به سوال ابتدا لازم است چند مطلب به عنوان مقدمه بیان شود:

    ضرورت توسّل‏

    بدون شك آدمى براى تحصيل كمالات مادى و معنوى، به غير خود؛ يعنى، خارج از محدوده وجودى خويش، نيازمند است. عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسّك به سبب‏ها و وسايل براى رسيدن به كمالات مادى و معنوى، لازمه اين نظام است.

    بر همين اساس قرآن كريم، انسان را در جهت كسب كمالات معنوى و قرب به درگاه الهى، امر به توسّل به اسباب تقرب كرده است:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد»:
    مائده /35..

    در روايات پيامبر اكرم و امامان معصوم نيز بر لزوم توسّل به اولياى الهى هنگام دعا، تأكيد شده است؛ چنان‏كه در روايت نبوى مستند نزد شيعه و اهل سنت آمده است:

    «كل دعاء محجوب حتّى يُصلّى على محمد و آل محمد»؛
    ميزان الحكمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ كنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220. «هر دعايى محجوب است تا اينكه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».

    بنابراين همچنان كه اصل دعا از اسباب و وسيله‏هاى فيض است و مى‏توان حاجت را به طور مستقيم از خداوند درخواست كرد؛ توسّل به اولياى الهى در هنگام دعا نيز از اسباب فيض و وسايل قرب به خداوند است.


    به عبارت دیگر:

    درخواست مستقيم از اولياى الهى، به واسطه اعتقاد به ولايت تكوينى آنان است؛ يعنى، آنان متكى به اذن و اراده و قدرت الهى، مى‏توانند در عالم تكوين تصرف كنند و - مثلاً - مريض را شفا دهند.


    درستى اين نوع از توسّل به اولياى الهى، مبتنى بر ولايت تكوينى اولياى الهى است. قرآن كريم و روايات شيعه و سنى بر اعطاى چنين قدرتى به اولياى الهى دلالت دارد:

    در قرآن آمده است: هنگامى كه بنى اسرائيل از حضرت موسى
    (علیه السلام) طلب آب كردند، وى با كوبيدن عصاى خود بر سنگ، دوازده چشمه آب از دل سنگ براى بنى‏اسرائيل روان ساخت. «و اوحينا الى موسى اذ استسقى قومه ان اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل اناس مشربهم»: اعراف/ 160.

    حضرت عيسى، كور مادرزاد و مرض پيس را شفا مى‏داد و حتى مردگان را زنده مى‏كرد و از قبر بيرون مى‏آورد.

    «و تبرى‏ءُ الاكمه والابرص باذنى و اذ تخرج الموتى‏ باذنى...»:
    مائده / 110.

    يكى از اولياى الهى - كه از ياران حضرت سليمان بود - در كمتر از يك چشم به هم زدن، تخت بلقيس را از يمن نزد سليمان حاضر كرد.

    «قال الذى عنده علم من الكتاب انا اتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك، فلمّا رآه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربّى...»:
    نحل / 40.

    يوسف
    (علیه السلام) پيراهن خود را به برادرانش داد و گفت: اين را ببريد و بر چهره پدرم بيفكنيد تا بينايى‏اش را باز يابد، و چون برادرانش به اين دستور عمل كردند، چشمان حضرت يعقوب شفا يافت. يوسف / 93 و 96.

    از ديدگاه روايات، عثمان بن ابى‏العاص - به واسطه تصرف تكوينى نبى‏اكرم و دست نهادن بر سينه وى - موفق به حفظ قرآن و عدم فراموشى آن تا آخر عمر شد.
    المعجم الكبير، طبرانى، ج 9، ص 47؛ مجمع الزوائد، ح هيثمى، ج 9، ص 3؛ سبل الهدى و الرشاد صالحى شامى، ج 6، ص 299؛ الغدير، ج 5، ص 145.

    در جنگ خيبر نيز، پيامبر اكرم با تصرف تكوينى و ماليدن آب دهان مبارك خود بر چشمان على(علیه السلام)، چشم درد ايشان را شفا داد.
    صحيح مسلم، ج 7، ص 120.

    ولايت تكوينى پيامبران و اولياى الهى، از سوى خداوند است، از همين رو، درخواست حاجت از اولياى الهى همراه با اين اعتقاد است كه: آنان مستقل از اراده و نيروى الهى، توان هيچ‏گونه تأثيرگذارى و تصرف در عالم را ندارند: «لا حول و لا قوة الا بالله». بنابراين چنين درخواستى، همراه با اين اعتقاد، هيچ‏گونه منافاتى با توحيد و اعتقاد به اين مطلب ندارد كه: تنها مبدأ مؤثر در عالم هستى خداوند است.

    بله اين اعتقاد كه آنان مبدأ مستقل تأثير در عالم هستى‏اند، شرك در ربوبيت و درخواست با اين اعتقاد، عملى مشركانه است.


    حكمت توسّل‏

    1- حكمت اعطاى اين نقش به بزرگان دين و اولياى الهى، جايگاه معنوى آنان است. همه موجودات عالم هستى، آيات و نشانه‏هاى حضرت حقّ‏اند. هر موجودى به اندازه وسعت وجودى‏اش، نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان است. عالى‏ترين و تابناك‏ترين جلوه و ظهور حضرت حق، در آينه وجود انسان كامل (پيشوايان معصوم) محقق مى‏گردد. انسان كامل آينه تمام نماى اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است. توسّل به انسان كامل، در حقيقت توجه به جلال و جمال خدا و توسّل به چشمه فيض او است.

    2- اولياى الهى انسان‏هايى از جنس خود ما هستند و به طور معمول خيلى راحت‏تر و زودتر مى‏توان با آنان رابطه عاطفى، برقرار كرد.

    3- خداوند خواسته است اولياى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار دهد. توجه به آنان، به عنوان انسان‏هاى كامل و برقرارى ارتباط عاطفى و معنوى با آنان، تأكيد بر حقانيت و اسوه بودن آنان است و موجب مى‏شود مردم با مراجعه به آنان و الگوگيرى از ايشان، به طريق هدايت و سعادت، دست يابند.


    با توضیحات فوق فکر می کنم جواب سوال شما مشخص شده باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست


    آیا چه زیانی متوجه من شده یا می شود ؟؟؟


    اگر هیچ گاه به اولیاء و معصومین متوسل نشویم و آن ها را واسطه قرار ندهیم.(یا حتی بالاتر اعتقادی به توسل نداشته باشیم) چند زیان متوجه ما می شود:

    1- مخالفت با امر خداوند.


    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد»: مائده /35..

    2- غافل شدن از جایگاه معنوی و والای آن بزگواران و همچنین نادیده گرفتن ولایت تکوینی آنان.

    3- عدم برقراری ارتباط عاطفی با این بزرگواران و نداشتن الگوی صحیح برای پیروی

    4- .......



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست


    من اگر تنها خدا را بپرستم ودر امور دینی تنها از او کمک بخواهم و به هیچ امامی متوسل نشوم

    ما همواره فقط خدا را می پرستم.چه به اولیاء و معصومین متوسل بشویم و ایشان را واسطه قرار دهیم یا نه ، مستقیما حاجاتمان را از خدا بخواهیم.
    پس در زمانی هم که به این بزرگواران متوسل می شویم تنها خدا را می پرستیم.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب پاسخگوی معارف دینی
    در یکی از تفاسیر قران در ذیل آیه 35 سوره المائده چنین آمده است :

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ : ای مؤمنین از خدا بترسید و بسوی او وسیله بجوئید و در راه او جهاد کنید تا شاید شما رستگار شوید.
    خطاب در این آیه به مؤمنین است و یکی از مؤمنین رسول الله است پس باید دید رسول الله چه چیز را وسیله می‌دانسته رسول الله مکرر فرموده :" إلهی وسیلتی إلیک إیمانی بک". یعنی خدایا وسیلة من ایمان من است. و امیرالمؤمنین علی در خطبة 109 نهج‌البلاغه فرموده : "إن أفضل ما یتوسل به المتوسلون : الایمان بالله و برسوله و الجهاد فی سبیل الله..." و امام زین العابدین در دعای روز پنجشنبه به خدا عرض می‌کند :"إلهی بذمة الاسلام أتوسل إلیک". ونیز حضرت امیر در دعای کمیل به الله عرض می‌کند :"و یتوسل إلیک بربوبیتک"، ودر دعای یمانی فرموده :"فإنی أتوسل إلیک بتوحیدک و تهلیلک و تمجیدک و تکبیرک و تعظیمک"، و در مناجات دیگر فرموده :"فقد جعلت الاعتراف بالذنب إلیک وسائل عللی"، پس از کلمات خدا ورسول و بزرگان اسلام معلوم می‌شود که وسیله ایمان و اسلام و تقوی است نه اینکه اشخاص باشند زیرا الله مانند سلاطین نیست که از حال بنده بی‌خبر باشد ودعای او را نشنود واز بندة خود دور باشد ومحتاج به وسیله وواسطة اشخاص باشد که عرض بندگان را به او برسانند، بعضی از مردمان عوام ونفهم خیال می‌کنند بین الله وبنده کسی واسطه ویا وسیله می‌باشد وبه خیال خود یکی از بندگانی که از دنیا رفته واز دنیا اطلاع ندارد را می‌خواند بعنوان وسیله. باضافه الله ‌تعالی نفرموده وسیله را بخوانید بلکه فرموده : «ابتغوا» یعنی بجوئید، پس وسیله جستنی است نه خواندنی زیرا نفرموده : ادعوا الوسیلة، و مردم نمی‌توانند یکی از بندگان صالحین که از دنیا رفته است بجویند ممکن نیست انسان فلان شخصی را که هزار سال است از دنیا رفته بجوید وپیدا کند و یا تهیه نماید، زیرا او در این عالم نیست و خواندن او شرک است زیرا خدای‌تعالی در آیات قرآن خواندن غیر خدا را شرک دانسته، وسیلة مقربان خدا فضائل نفسانی و اعمال صالحه است چنانکه ذکر شد. (پس همانطور که انسان در امور مادی محتاج وسیله است در امور معنوی نیز چنین است).
    ویرایش توسط Lachini : ۱۳۸۹/۰۶/۱۶ در ساعت ۰۰:۱۵

  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی معارف دینی نمایش پست
    سلام بر شما

    قبل از جواب به سوال ابتدا لازم است چند مطلب به عنوان مقدمه بیان شود:

    ضرورت توسّل‏

    بدون شك آدمى براى تحصيل كمالات مادى و معنوى، به غير خود؛ يعنى، خارج از محدوده وجودى خويش، نيازمند است. عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار شده و تمسّك به سبب‏ها و وسايل براى رسيدن به كمالات مادى و معنوى، لازمه اين نظام است.

    بر همين اساس قرآن كريم، انسان را در جهت كسب كمالات معنوى و قرب به درگاه الهى، امر به توسّل به اسباب تقرب كرده است:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد»:
    مائده /35..

    در روايات پيامبر اكرم و امامان معصوم نيز بر لزوم توسّل به اولياى الهى هنگام دعا، تأكيد شده است؛ چنان‏كه در روايت نبوى مستند نزد شيعه و اهل سنت آمده است:

    «كل دعاء محجوب حتّى يُصلّى على محمد و آل محمد»؛
    ميزان الحكمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ كنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220. «هر دعايى محجوب است تا اينكه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».

    بنابراين همچنان كه اصل دعا از اسباب و وسيله‏هاى فيض است و مى‏توان حاجت را به طور مستقيم از خداوند درخواست كرد؛ توسّل به اولياى الهى در هنگام دعا نيز از اسباب فيض و وسايل قرب به خداوند است.


    به عبارت دیگر:

    درخواست مستقيم از اولياى الهى، به واسطه اعتقاد به ولايت تكوينى آنان است؛ يعنى، آنان متكى به اذن و اراده و قدرت الهى، مى‏توانند در عالم تكوين تصرف كنند و - مثلاً - مريض را شفا دهند.


    درستى اين نوع از توسّل به اولياى الهى، مبتنى بر ولايت تكوينى اولياى الهى است. قرآن كريم و روايات شيعه و سنى بر اعطاى چنين قدرتى به اولياى الهى دلالت دارد:

    در قرآن آمده است: هنگامى كه بنى اسرائيل از حضرت موسى
    (علیه السلام) طلب آب كردند، وى با كوبيدن عصاى خود بر سنگ، دوازده چشمه آب از دل سنگ براى بنى‏اسرائيل روان ساخت. «و اوحينا الى موسى اذ استسقى قومه ان اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل اناس مشربهم»: اعراف/ 160.

    حضرت عيسى، كور مادرزاد و مرض پيس را شفا مى‏داد و حتى مردگان را زنده مى‏كرد و از قبر بيرون مى‏آورد.

    «و تبرى‏ءُ الاكمه والابرص باذنى و اذ تخرج الموتى‏ باذنى...»:
    مائده / 110.

    يكى از اولياى الهى - كه از ياران حضرت سليمان بود - در كمتر از يك چشم به هم زدن، تخت بلقيس را از يمن نزد سليمان حاضر كرد.

    «قال الذى عنده علم من الكتاب انا اتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك، فلمّا رآه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربّى...»:
    نحل / 40.

    يوسف
    (علیه السلام) پيراهن خود را به برادرانش داد و گفت: اين را ببريد و بر چهره پدرم بيفكنيد تا بينايى‏اش را باز يابد، و چون برادرانش به اين دستور عمل كردند، چشمان حضرت يعقوب شفا يافت. يوسف / 93 و 96.

    از ديدگاه روايات، عثمان بن ابى‏العاص - به واسطه تصرف تكوينى نبى‏اكرم و دست نهادن بر سينه وى - موفق به حفظ قرآن و عدم فراموشى آن تا آخر عمر شد.
    المعجم الكبير، طبرانى، ج 9، ص 47؛ مجمع الزوائد، ح هيثمى، ج 9، ص 3؛ سبل الهدى و الرشاد صالحى شامى، ج 6، ص 299؛ الغدير، ج 5، ص 145.

    در جنگ خيبر نيز، پيامبر اكرم با تصرف تكوينى و ماليدن آب دهان مبارك خود بر چشمان على(علیه السلام)، چشم درد ايشان را شفا داد.
    صحيح مسلم، ج 7، ص 120.

    ولايت تكوينى پيامبران و اولياى الهى، از سوى خداوند است، از همين رو، درخواست حاجت از اولياى الهى همراه با اين اعتقاد است كه: آنان مستقل از اراده و نيروى الهى، توان هيچ‏گونه تأثيرگذارى و تصرف در عالم را ندارند: «لا حول و لا قوة الا بالله». بنابراين چنين درخواستى، همراه با اين اعتقاد، هيچ‏گونه منافاتى با توحيد و اعتقاد به اين مطلب ندارد كه: تنها مبدأ مؤثر در عالم هستى خداوند است.

    بله اين اعتقاد كه آنان مبدأ مستقل تأثير در عالم هستى‏اند، شرك در ربوبيت و درخواست با اين اعتقاد، عملى مشركانه است.


    حكمت توسّل‏

    1- حكمت اعطاى اين نقش به بزرگان دين و اولياى الهى، جايگاه معنوى آنان است. همه موجودات عالم هستى، آيات و نشانه‏هاى حضرت حقّ‏اند. هر موجودى به اندازه وسعت وجودى‏اش، نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان است. عالى‏ترين و تابناك‏ترين جلوه و ظهور حضرت حق، در آينه وجود انسان كامل (پيشوايان معصوم) محقق مى‏گردد. انسان كامل آينه تمام نماى اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار است. توسّل به انسان كامل، در حقيقت توجه به جلال و جمال خدا و توسّل به چشمه فيض او است.

    2- اولياى الهى انسان‏هايى از جنس خود ما هستند و به طور معمول خيلى راحت‏تر و زودتر مى‏توان با آنان رابطه عاطفى، برقرار كرد.

    3- خداوند خواسته است اولياى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار دهد. توجه به آنان، به عنوان انسان‏هاى كامل و برقرارى ارتباط عاطفى و معنوى با آنان، تأكيد بر حقانيت و اسوه بودن آنان است و موجب مى‏شود مردم با مراجعه به آنان و الگوگيرى از ايشان، به طريق هدايت و سعادت، دست يابند.


    با توضیحات فوق فکر می کنم جواب سوال شما مشخص شده باشد.



    اگر هیچ گاه به اولیاء و معصومین متوسل نشویم و آن ها را واسطه قرار ندهیم.(یا حتی بالاتر اعتقادی به توسل نداشته باشیم) چند زیان متوجه ما می شود:

    1- مخالفت با امر خداوند.


    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد»: مائده /35..

    2- غافل شدن از جایگاه معنوی و والای آن بزگواران و همچنین نادیده گرفتن ولایت تکوینی آنان.

    3- عدم برقراری ارتباط عاطفی با این بزرگواران و نداشتن الگوی صحیح برای پیروی

    4- .......
    درود بر راستپذیران

    با توجه به حرفهای شما در مورد توسل جستن به امامان پس
    اولا
    آیه ی ایاک نعبد و ایاک نستعین را چگونه توجیه می کنید
    دو

    آیه ذیل را چگونه در ارتباط با توسل جستن به خود امامان توجیه می کنید


    أُولَئِكَ الَّذِينَ يدْعُونَ يبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيهُمْ أَقْرَبُ وَيرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا(الإسراء/57)
    کساني را که آنان مي‌خوانند، خودشان وسيله‌اي (براي تقرب) به پروردگارشان مي‌جويند، وسيله‌اي هر چه نزديکتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مي‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است!



    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۶/۱۶ در ساعت ۰۱:۰۱


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود