جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *** آخرین عکس رزمنده ای که نیامد ***

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    *** آخرین عکس رزمنده ای که نیامد ***




    آخرین عکس رزمنده ای که نیامد


    در عملیات بیت المقدس هفت ، یک برادر عباسی داشتیم که امان عراقی ها را بریده بود.


    *** آخرین عکس رزمنده ای که نیامد ***

    هر جا قرار بود تانکی به روی هوا برود، همه او را صدا می زدند. آرپی جی هایش رد خور نداشت، درست می رفت می نشست تو دل تانک ها، تو عکس بالا در محور عملیاتی شلمچه دود حاصل از انفجار تانک ها را می بینید، شاهکار تلاش های بی وقفه او است، آمار تانک هایی رو که زده بود از دستش در رفته بود، تازه اومده بود خستگی در کند، آبی نوش جان کند، کوله اش رو پر گلوله های آرپی جی کند و دوباره بزند به لشگر تانک هایی که بی امان از جلو و چپ و راست می آمدند.
    با اینکه گرما زده شده بودم، و دیگر هیچ حس و حالی نداشتم ، سعی کردم جلویش کم نیارم، واقعا از خودم خجالت می کشیدم که بدنم با روحم سازگاری نداشت، و گرمای نفس گیر جونم رو گرفته بود،تا رسید پشت خاکریز، از او خواستم ژستی بگیرد تا از او عکس بگیرم، یک گلوله آرپی جی گذاشت تو قبضه اش، از من قول گرفت تا عکس را برای خانواده اش بفرستم، به او گفتم کجای کاری برادر عباسی، حسابی گیر افتادیم، تو مخمصه ای که بعید می دونم کسی بتونه سالم از اون بیرون بیاد ،
    گفت: "آب"، صورتش را بوسیدم، گفتم عقبه رو بستند ،تدارکات نتونسته بیاد، از آب خبری نیست، خندید و گفت: " جدی جدی داره میشه صحرای کربلا"، چند تا گلوله آرپی جی انداخت تو کوله پشتی و یل گردنش ،یه نگاه به من انداخت، لبخندی زد ،یک یا حسین گفت و دوباره زد تو بیابون، مثل شیر زد تو دل دشت به قول خودش کربلا، انگار نه انگار از صبح زود یک ریز می دوید، از این همه انرژی او در تعجب بودم.

    با نگاهم تعقیبش کردم، خمپاره ها و تیرهای دشمن اثری در عزم مصمم او برای زدن تانک های دشمن نداشت.
    شاهد زدن یکی از تانک ها توسط او بودم، که احساس کردم سرم دارد گیج می رود، کف زمین پهن شدم، نگاهم به تانکی سوخته افتاد، تانکی که ساعاتی قبل عباسی به گمانم زده بود، آنقدر بی جان شده بودم که خودم را کشان کشان به زیر تانک رساندم، فکر می کردم سایه تانک می تواند کمکی باشد تا از این گرمای وحشتناک کمی آسوده بشوم، نمی دونم چقدر زمان گذشت، ولی زیر تانک از شدت گرما بیهوش شدم، بچه های روایت فتح در بدر دنبال من بودند، نمی دونم چطور من را زیر تانک پیدا کردند، به هر حال بعدا به من گفتند با آخرین نفربر زرهی( خشایار) من را به عقب رساندند .بسیاری از بچه ها از گرما شهید شدند و تعدادی دیگر اسیر، من بادمجان بم بودم که لیاقت همراهی با شهدا را نداشتم.


    *** آخرین عکس رزمنده ای که نیامد ***

    1-عملیات بیت المقدس هفت در منطقه عمومی شلمچه در اوج گرما در 23 خردادماه 1367 توسط بچه های لشگر27 حضرت رسول (ص) و لشگرهای دیگر سپاه انجام شد. بیش از 2200 نفر اسیر گرفته شدند و تعداد کشته ها و زخمی های دشمن به 18200 نفر رسید.
    اما در این عملیات بعد از اینکه دشمن متحمل خسارات فراوانی شد. تاکتیکش را عوض کرد و متاسفانه جلوی دو لشگر کربلا (بچه های شمال) و نجف ( بچه های اصفهان) را گرفت و اجازه داد تا لشگر 27 حضرت رسول(ص) که در میانه حرکت می کرد تا خیابان های بصره جلو بیاید بعد عقبه را با هواپیما، بالگرد، توپ و خمپاره بست.

    عملیات در گرمای 50 درجه انجام شد، بسیاری از بچه ها به خاطر نرسیدن آب به خط مقدم از تشنگی و گرمازدگی شهید شدند و عده ای از بچه ها مردانه تا آخرین تیر تفنگشان جنگیدند و متاسفانه اسیر شدند.
    2- برادر عباسی در این عملیات شهید شد و پیکرش در آنجا جا ماند، و هنوز خانواده اش همچنان چشم انتظار او هستند.

    مسعود شجاعی طباطبایی
    تنظیم : فرهنگ پایداری تبیان
    *** آخرین عکس رزمنده ای که نیامد ***




    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با نام حق
    با سلام
    حرفی نیست که لیاقت این عزیزان را داشته باشه
    امیدوارم که با سیدالشهداء محشور گردند
    یا حق

    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  4. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود