جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شیطان یا نفس اماره

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شیطان یا نفس اماره




    سلام
    شیطان از یک طرف انسان را به انجام گناه دعوت می کنه
    نفس اماره هم از یک طرف انسان را به گناه یا ترک واجب دعوت میکنه
    میخواستم بدونم چه تفاوتی بین نفس اماره وشیطان هست؟یعنی چه کاری (گناهی)را نفس اماره وچه کاری را شیطان ، انسان را دعوت می کنه؟فرق میکنه یانه ؟ممنون



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    4,737
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    307



    http://www.jawab.ir/qa/%D8%A2%DB%8C%...AE%D8%B5%DB%8C

    آیا شیطان همان نفس اماره است؟تسلط شیطان بر انسان چگونه است و آیا هر شخصی شیطانی دارد که با او دشمنی می‏کند؟

    شیطان در آیات قرآن، به موجودی اطلاق شده که انسان را از راه خداوند و بندگی او یا صراط مستقیم الهی بازدارد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‏ها.
    اما غالباً مقصود از شیطان همان ابلیس است که با نفس اماره متفاوتند.
    شیطان که از طایفه جن می‏باشد از آتش خلق شده است، او موجودی است مستقل که خلقتش با انسان که از خاک خلق شده، متفاوت است.
    شیطان از امر خداوند که سجده ملائکه بر آدم بود، سرپیچی کرد.(1) و از همین جا دشمنی شیطان با انسان شروع شد و قسم یاد کرد که انسان‏ها را گمراه کند.(2)
    خداوند شیطان را به عنوان دشمن انسان معرفی نموده است:"به درستی که شیطان دشمنی آشکار برای شما است، پس او را دشمن بگیرید".(3)
    نفس اماره:
    نفس اماره نیرویی است در انسان که او را به سوی گناه و کارهای ناشایست امر و ترغیب می‏کند تا آن جا که انسان از شیاطین انسی می‏شود. حضرت یوسف از نفس اماره به خداوند پناه می‏برد:"به درستی که نفس اماره امر به بدی می‏کند مگر این که خداوند به من رحم کند "و مرا از شر نفس اماره حفظ کند"(4) نفس اماره یکی از راه‏های نفوذ شیطان است.
    تسلط شیطان بر انسان
    آیا شیطان می‏تواند بر انسان مسلط بشود و او را وادار به کارهای ناشایست و گناه کند، و انسان کارهای بد و گناهانش را به گردن شیطان انداخته و بگوید:خدایا!شیطان مرا مجبور به انجام این کار کرد، پس من بی‏گناهم و عذر به درگاه خداوند بیاورد!
    کار شیطان وسوسه کردن به سوی گناه و کارهای ناشایست است. معنا و تسلط شیطان بر انسان در وسوسه کردن است. برای همین خداوند در قرآن فرموده است:که از شر وسوسه‏های شیطان به او پناه ببرد. "بگو:به پروردگار مردم، فرمانروای مردم به خدای مردم پناه می‏برم از شر وسوسه‏گر نهانی، آن که در دل‏های مردم وسوسه می‏کند، خواه از جنیان باشد یا از آدمیان" (5) در روز قیامت شیطان به انسان هایی که به دنبال او رفته‏اند، این گونه جواب می‏دهد:"چون کار به پایان آید، شیطان گوید:خدا به شما وعده داد و وعده او درست بود و من نیز به شما وعده دادم ولی در وعده خود خلاف کردم و برایتان هیچ دلیل و برهانی نیاوردم جز آن که دعوتتان کردم، شما نیز دعوت من اجابت کردید، پس مرا ملامت مکنید، بلکه خود را ملامت کنید. نه من فریادرس شمایم، نه شما فریاد رس من. از این که مرا پیش از این شریک خدا کرده بودید بیزارم"(6) خداوند در قرآن می‏فرماید که شیطان را بر کسی تسلط نیست مگر این که خودش بخواهد:"ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین؛ (شیطان) را بر بندگان من تسلطی نیست، مگر بر آن گمراهانی که تو را پیروی کنند".(7) هر کس از یاد خدا دور بشود، خداوند شیطانی را بر او مسلط کند که همیشه با او است:"من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطاناً فهو له قرین".(8)
    این که آیا هر انسانی یک شیطان دارد، باید گفت:هر انسانی یک شیطان دارد. پیامبر اسلام(ص) می‏فرماید:"هیچ یک از شما نیست مگر آن که شیطانی دارد، گفتند:ای رسول خدا!شما هم؟!فرمود:"من هم، جز آن که خداوند مرا بر ضد او یاری داده و او به دست من اسلام آورده و تسلیم گردیده است، از این رو مرا جز به سوی خوبی فرمان نمی‏دهد".(9)
    شیطان چه جنی و چه انسی انسان را وسوسه می‏کند و راه نفوذ و تسلط آنها بر وسوسه انسان، نفس اماره، هوای نفس و شهوات و یاد دنیا، و غفلت از خداوند است.
    به عبارت دیگر:رابطه شیطان بیرونی و نفس اماره در درون به صورت طولی است، یعنی شیطان از طریق نیروی درونی وارد می‏شود.
    شیطان چنان که خودش گفته و قرآن بیان کرده بر سر راه است تو در کمین آدمیان می‏نشینم، آن گاه از پیش و پس و از راه راست و چپ آن‏ها بر آنان درمی‏آیم".(10)
    پی‏نوشت‏ها:
    1 - بقره (2) آیه 34.
    2 - ص (38) آیه 82 - 83.
    3 - فاطر (25) آیه 6.
    4 - یوسف(12) آیه 53.
    5 - سوره ناس(114) آیات 1 - 6.
    6 - ابراهیم (14) آیه‏22.
    7 - حجر (15) آیه 42.
    8 - زخرف (43) آیه 36.
    9 - فیض کاشانی، علم الیقین، ج‏2، مقصد دوم، باب چهارم، معقبات و شیاطین.
    10 - اعراف (7) آیه 16 و 17.

    ویرایش توسط كبوتر دل : ۱۳۸۹/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۵:۳۸


    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:
    أوصاني ربي بتسع أوصيكم بها
    أوصاني بالأخلاص في السر والعلانية
    العدل في الرضا والغضب
    القصد في الفقر والغنى
    أن اعطي من حرمني
    أصل من قطعني
    أعفو عمن ظلمني
    أن يكون نطقي ذكراً
    أن يكون صمتي فكراً
    ونظري عبراً


    [SIGPIC][/SIGPIC]


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    4,737
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    307



    http://www.askdin.com/showthread.php?t=5508

    فرق هوای نفس با وسوسه شیطان چیست؟ اگر شیطان نبود ، هوای نفس کار شیطان را نمی‌کرد؟

    همان گونه که برای رشد و رستگاری انسان، دو دسته عوامل درونی و بیرونی وجود دارد، وجدان اخلاقی، عقل و فطرت و گرایش‌های عالی، انسانی از درون و انبیا و ائمه (ع) از بیرون، انسان‌ها را به سوی کمال و سعادت دعوت می‌کند.
    موانع رشد و کمال انسان نیز دو دسته است: هوای نفس (از جمله عوامل و موانع درونی) و شیطان یا ابلیس (به عنوان عامل بیرونی) .
    بعضی خیال می‌کنند شیطان همان هوای نفس است، در صورتی که شیطان در قرآن به معنای هوای نفس، یا نفس امّاره یا قوة واهمه یا یکی دیگر از قوای نفس نیست، بلکه موجودی مستقل از انسان و جنّ است و خداوند آن را از آتش آفرید.(1)
    کار شیطان و هوای نفس
    دشمنان خارجی بدون هماهنگی با مهره‌های داخلی و بدون داشتن زمینه و پایگاه درونی نمی‌توانند موفق شوند.
    شیطان (که یک دشمن بیرونی است و قسم خورده که به عزت حق تعالی درصدد وسوسه گمراه کردن انسان‌ها برمی‌آید)(2) هرگز نمی‌تواند بدون همراهی نفس درونی و خواسته‌های نفسانی،‌کم‌ترین موفقیت به دست آورد.
    ابلیس می‌گوید: خواستم انسان‌ها را از راه وسوسه کردن به گناه وادار کنم، دیدم آنان همة زحمت‌هایم را با استغفار برباد می‌دهند، وقتی توبه واستغفار گناهکاران را دیدم، راه دیگری در پیش گرفتم و از راه هواهای نفسانی، آنان را زمین زدم و به هلاکت رساندم، به گونه‌ای که می‌پندارند در مسیر هدایت قرار دارند، از این رو استغفار نمی‌کنند.(3)
    به همین جهت پیامبر (ص) فرمود: "اعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک؛(4) بدترین و سرسخت‌ترین دسمنان تو، نفس تو است که میان دو پهلویت قرار دارد".
    بنابراین شیطان از راه هواهای نفسانی در انسان نفوذ می‌کند و کار و تلاش وی را تأیید می‌کند . کارهای زشت را در نظر انسان ، پسندیده جلو می‌دهد و وی را در انجام آن ثابت قدم می‌کند.
    پس اگر هوای نفس نمی‌داشتیم و آمادگی از درون نباشد، شیطان توان ندارد آن را در ما ایجاد کند اما چون هوا و هوس داریم، هنگامی که در نفس خویش خواسته‌ای داشته باشیم و دنبالش برویم ،‌شیطان همان را زینت داده و تأیید می‌کند تا بیشتر به آن جذب شویم.(5)
    گرچه شیطان موجودی مستقل از هوای نفس است،‌اما امستقل از هوای نفس نمی‌تواند کاری بر ضد انسان انجام دهد، بلکه هواها و خواسته‌های نفسانی ما را تأیید و تشویق و ترغیب می‌کند،‌یعنی در برابر هوای نفس استقلال وجودی دارد،‌ولی استقلال عملی ندارد.(6)
    با توجه به توضیحات ذکر شده معلوم گشت هر یک از دو نیری درونی و بیرونی، تأثیرات ویژه‌ای دارند، بنابراین نمی‌توان گفت اگر شیطان نبود، هوای نفس کار شیطان را انجام می‌داد، بلکه هوای نفس کار خودش را انجام می‌داد، نه کار شیطان را . در واقع اگر شیطان نبود، هوای نفس توسط شیطان تأیید وتقویت نمی‌یافت.
    --------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی‌نوشت‌ها:
    1 . مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ح1، ص 231.
    2 . سوره ص (38) آیه 82.
    3 . محمدی ری شهری، میزان الحکمة‌،‌ ج4، ص 247.
    4 . بحارالانوار،‌ج67، ص 64.
    5 . اخلاق در قرآن،‌ج1، ص 234.
    6 . همان، ص 236.





    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:
    أوصاني ربي بتسع أوصيكم بها
    أوصاني بالأخلاص في السر والعلانية
    العدل في الرضا والغضب
    القصد في الفقر والغنى
    أن اعطي من حرمني
    أصل من قطعني
    أعفو عمن ظلمني
    أن يكون نطقي ذكراً
    أن يكون صمتي فكراً
    ونظري عبراً


    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط sobhandara نمایش پست
    سلام
    شیطان از یک طرف انسان را به انجام گناه دعوت می کنه
    نفس اماره هم از یک طرف انسان را به گناه یا ترک واجب دعوت میکنه
    میخواستم بدونم چه تفاوتی بین نفس اماره وشیطان هست؟یعنی چه کاری (گناهی)را نفس اماره وچه کاری را شیطان ، انسان را دعوت می کنه؟فرق میکنه یانه ؟ممنون

    :gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig: :gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig::gig:
    سلام

    با تشکر از کبوتر دل گرامی ، در جمع بندی و تکمیل فرمایشات ایشان می توان چند نکته را اشاره کرد:

    1- شيطان و ابليس: شيطان در لغت، اسم جنس است به معناى موجود شرور و شامل هر موجود متمرّد و طغيانگر و خرابكارى مى ‏شود. خواه از جن باشد يا انسان يا ساير موجودات. به همين جهت در قرآن كريم گاه به صورت مفرد و گاه جمع به كار رفته است مانند تعبير شياطين الجنّ و الانس؛
    انعام / 112.

    اما شيطانى كه معمولاً مورد سخن است، موجودى است به نام ابليس كه در قرآن سخن از او آمده است ابليس، موجودى است از نوع جنّ كه به فرموده قرآن كريم به واسطه عبادت پروردگار در رتبه ملائكه قرار گرفته بود لكن با تكبّر و طغيان از فرمان و دستور الهى مطرود واقع گشت و قسم ياد كرد كه بنى آدم را اغوا كند. فسجدوا الا ابليس كان من الجنّ ففسق عن امر ربّه؛
    كهف / 50.

    بنابراين حقيقت ابليس، از جنس جنّ است. جن در لغت به معناى پوشيدگى و پنهانى است يعنى موجودى كه براى ما در شرايط عادى، قابل درك حسى نيست. همان گونه كه انسان از خاك آفريده شده، جنّ از آتش آفريده شده و الجانّ خلقناه من قبل من نار السموم؛
    حجر / 27.

    بنابراين ابليس موجودى است جسمانى لكن از جنس آتش آفريده شده نه خاك و لطيف و غير قابل حسّ است.


    2- نفس اماره : نفس آدمى (حقيقت و روح و بعد مجرد) داراى شؤون و مراتبى است.

    پايين‏ ترين مرتبه نفس، نفس اماره بالسوء است كه مربوط به حالت نقص نفس و مرحله ‏اى است كه انسان از درون ميل به كج ‏روى و افراط و تفريط در امور زندگى و گرايش به بدى و شرور دارد و از خير و حالت تعادل در انتخاب و گرايش منحرف مى ‏شود.

    مرتبه دوم نفس - كه مربوط به نفوس در حال كمال و خودساخته است - نفس لوامه مى ‏باشد. نفس آدمى در اين مرحله، بيشتر ميل به خير و نيكى و اعتدال دارد و چنانچه انسان احيانا دچار انحراف، بدى و افراط و تفريط شود، از درون او را ملامت و سرزنش مى‏ كند تا دوباره او را به طرف اعتدال و خير وادار نمايد.

    مرتبه سوم نفس (مرحله كمال نفس آدمى) نفس مطمئنه است. انسان با رسيدن به نفس مطمئنه، كمال و سعادت و آرامش حقيقى زندگى خود را پيدا مى‏ كند و صاحب نفس راضيه و مرضيه مى ‏شود؛ يعنى، هم او از خدا راضى مى ‏گردد و هم حق ‏تعالى از او رضايت دارد.

    3- نفس اماره وسوسه گر دروني است وشيطان وسوسه گر بيروني

    4- شيطان بيروني حكم راهنما و وسوسه كننده نفس أماره را دارد .

    5- نفس و شيطان هر دو در گمراهي انسان نقش دارند، يكي از طريق كشش هاي دروني و ديگري باوسوسه و تحريك بيروني. ليكن شيطان بيروني هيچ سلطه اي بر آدمي ندارد واين خود انسان است كه وسوسه هاي شيطان را مي پذيرد و به حكم نفس اماره تن مي دهد و يا به مقابله با آن برخاسته و به حكم عقل و شرع و فطرت تسليم مي شود .به عبارت ديگر انسان از نظر
    ( ( دروني ) ) داراي استعداد و توانمندي ارتباط با عوامل ( ( بيروني ) ) مي باشد كه مرتبه عقلاني روح او با فرشتگان درارتباط قرار مي گيرد و مرتبه نفس اماره روح او با شيطان در ارتباط قرار مي گيرد و علاوه بر آن ( ( روح آدمي ) ) توانايي تدبير و اولويت دهي و اختيار به كارگيري هر كدام از مراتب را نيز دارا مي باشد.
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۸۹/۰۷/۰۱ در ساعت ۰۰:۰۱


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود