جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بانوي زمامدار

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    بانوي زمامدار




    بلقیس بانویی است که سالیان متمادی بر سرزمین سبأ فرمان می راند و در جهت عمران و آبادانی قلمرویی که بر آن حکومت می کرد، تلاش می نمود و با خردمندی و شایستگی، امور مردم این سامان را مورد رسیدگی قرار می داد. قرآن سیمایی از این زن ترسیم می کند که نشان می دهد این موجود قادر است در پرتو تدبیر، تعقل و درایت، امور اجتماعی و سیاسی را سامان دهد و با اتخاذ تصمیمهای عقل پسند برای تعالی و رشد جامعه اهتمام ورزد.
    نام این بانو در قرآن نیامده است؛ ولی مفسران و شرح حال نگاران بر حسب برخی بررسیها و قرائن مستند عنوان «بلقیس» را برایش ذکر کرده اند و در مورد اشتقاق ریشه آن گفته اند از «بلقمه» گرفته شده که واژه ای فارسی بوده و بعد معرب گردیده است و این ادعا با قرینه دیگر که خاطرنشان می نماید وی و قومش محبوس بوده اند قابل تأمل می باشد و این احتمال را در اذهان پدید می آورد که او یک بانوی حاکم ایرانی بوده است. عده ای گفته اند وی دختر «ذی شرح بن ذی جدن» بوده و برخی دیگر او را فرزند هُدهادین شرحبیل دانسته و مدت حکومتش را بر سرزمین سبأ یکصد و بیست سال درج کرده اند.1
    قرآن این بانو را به عنوان فردی خردمند معرفی می کند که تحت تأثیر احساسات و گرایشهای عاطفی خود و اطرافیان قرار نمی گیرد و از عهده حکمرانی یک سرزمین نسبتا وسیع در ناحیه ای خشک، کم آب و مواجه با دشواریهای فراوان برمی آید. او بر اثر آشنایی با فرستاده ای الهی (سلیمان) به آیین توحید روی آورد و تسلیم حق گردید و با رشد عقلی و تکامل فکری مسیر ایمان و تقوا را طی کرد.
    کلام حق ضمن آنکه ماجرای حکمرانی خردمندانه وی را با تمامی ابعاد، زوایا و جزئیات آن بیان می کند شیوه حکومتش را به دلیل آنکه با تدبیر، فراست و منطق توأم است تأیید می نماید و به آن رنگ الهی و صبغه ای ابدی می بخشد و از انسانها می خواهد از سلوک و روش عاقلانه و منصفانه وی درس عبرت و حکمت بیاموزند.2
    ___________________

    1-التفسیر الکبیر، امام فخر رازی، ج24، ص90؛ الجامع الاحکام القرآنی، قرطبی، ج13، ص194؛ تاریخ مفصل عرب قبل از اسلام، جواد علی، ترجمه دکتر محمدحسین روحانی، ج دوم، ص227.
    2- نگارنده مقاله :غلامرضا گلی زواره

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۰۶/۲۶ در ساعت ۲۳:۵۵
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل كرده‏اند كه مرغان بر فراز تخت سليمان پيامبر به گونه‏اي در هوا قرار مي‏گرفتند تا از تابش مستقيم نور خورشيد بر آن حضرت جلوگيري نمايند و اين كار را به نوبت انجام مي‏دادند. در يكي از روزها روزنه‏اي از نور خورشيد بر تخت آن نبي الهي تابيدن گرفت. سليمان نظري به پرندگان افكند و در ميان آنان هدهد را مشاهده نكرد، زيرا اين حيوان در آن وقت نتوانسته بود همچون ديگر حيوانات وظيفه خود را انجام دهد، غيبت آن مرغ، سليمان را ناراحت كرد و از اين جهت گفت: چه شده است كه او را نمي‏يابم و از غائبين مي‏باشد، به خاطر اين غيبت به عذابي سخت دچارش نمود و يا سرش را بريده و يا اينكه بايد براي عدم حضور خود دليلي قانع كننده و آشكار بياورد.2 پاره‏اي متون تفسيري اشاره كرده‏اند كه عامل جستجوي سليمان آن بود كه وي به هدهد نيازمند شد تا اين پرنده او را در سفري كه در پيش دارد براي يافتن آب راهنمايش باشد، و امام صادق(ع) فرموده‏اند: هدهد آب را در اعماق زمين مشاهده مي‏كند. البته در ضمن اينكه آن پرنده سخت پيامبر خدا را خشمگين ساخته اما اين ناراحتي او موجب انحراف از مسير حق نمي‏شود، زيرا احتمال داشت هدهد براي تأخيري كه داشت و عقب افتادن از كاروان عذري موجه داشته باشد. از اين جهت سليمان فرمود: مگر اينكه دليلي واضح بياورد، در حقيقت او بدون آنكه در غياب هدهد به داوري بنشيند تهديد لازم را در صورت ثبوت تخلف اعلام كرد.
    غيبت هدهد چندان به درازا نكشيد و او بازگشت و رو به سليمان نمود و گفت من بر چيزي آگاهي يافتم كه تو از آن اطلاعي نداري، از سرزمين سبأ يك خبر مسلّم و جالب برايت آورده‏ام، گويا اين حيوان از روي فراست غريزي آثار نگراني و ناراحتي را در سيماي سليمان مشاهده كرد؛ از اين جهت براي برطرف كردن عصبانيت او، نخست خلاصه اخبار و اهم مطالب را مطرح كرد كه حتي سليمان با آن درجات علم و درايت بر آن واقف نمي‏باشد. چون از غيظ آن پيامبر كاسته شد و امواج خشم او فرو نشست، به قرآن اين بانو را به عنوان فردي خردمند معرفي مي‏كند كه تحت تأثير احساسات و گرايشهاي عاطفي خود و اطرافيان قرار نمي‏گيرد و از عهده حكمراني يك سرزمين نسبتا وسيع در ناحيه‏اي خشك، كم آب و مواجه با دشواريهاي فراوان برمي‏آيد.
    شرح ماجرا پرداخت. هدهد آنقدر بر عدالت، امنيت و آزادي در پرتو حكومت سليمان اميدوار بود كه به دور از هراس و تشويش و با صراحت از آگاهي خود بر آنچه كه آن فرمانرواي بزرگ بي‏اطلاع است سخن گفت و جالب اينكه زبان به چاپلوسي و تملق باز نكرد و با پرهيز از تعريف و تمجيد افراطي كه براي حاكمان، غرورآفرين است، نكاتي را باز گفت و افزود:
    من به سرزمين سبأ رفته بودم، زني را در آنجا يافتم كه بر آنان حكومت مي‏كرد و همه چيز در اختيارش بود و مخصوصا تخت بسيار بزرگي داشت.1 با اين وصف هدهد مشخصات يك سرزمين و طرز حكومت يك زن حاكم را براي سليمان تشريح كرد. سليمان با استماع اين مطالب به فكر فرو رفت ولي هدهد رشته افكارش را قطع كرد و اضافه نمود: مسأله‏اي شگفت و فرساينده‏اي كه من در آنجا ديدم اين بود كه مشاهده كردم آن زن و اقوامش تحت سيطره وي در برابر خورشيد سجده مي‏كنند، گويا شيطان بر آنان استيلا يافته و چنين اعمال ناشايست و ناروايي را در نظرشان خوب زينت داده و تصور مي‏كنند عبادتشان درست است و مورد قبول پروردگار مي‏باشد، آنان با چنين وضعي از پيمودن راه حق باز داشته شده‏اند و در باتلاق بت‏پرستي، فرو رفته‏اند كه فكر نكنم به اين سادگي از راه ناصوابي كه پيموده‏اند بازگردند و هدايت نخواهند شد.2 بدين ترتيب هدهد وضع فرهنگي و مذهبي آن ديار و مردمش را تشريح كرد و بر اين وضع تأسف خورد و چنين پرستشي را امري پست و به دور از شؤونات انسانهاي بابصيرت پنداشت. هدهد افزود: چرا آنان براي خداوندي سجده نمي‏كنند كه آنچه در آسمانها و زمين نهان است خارج مي‏كند و آنچه را پنهان مي‏نمايند و آشكار مي‏سازيد مي‏داند. و سرانجام گزارش واقعي و راستين و به دور از اغراق خود را چنين به پايان مي‏رساند: همان خداوندي كه معبودي جز او نمي‏باشد و پروردگار و صاحب عرشي عظيم است.3 گويا هدهد به پستي افراد اين سرزمين پي برده و انحراف عقيده آن زن و قومش را درك كرده است زيرا به شدت روش ناپسند آنان را تقبيح مي‏كند و رفتارشان را به شيطان نسبت مي‏دهد و چنين وضع نامطلوبي را دور از حقيقت مي‏داند، در واقع طبق اين مضامين كه قرآن از زبان هدهد به شرح آنها پرداخته است، بلقيس مي‏خواهد با صاحب نظران به مشورت برخيزد و از استبداد رأي در اين امر مهم احتراز كند كه اين وضع نشانه رشد شخصيتي اوست.
    بلقيس در جايگاهي چون فراعنه از نظر جاه و جلال قرار دارد و از نظر انگيزه‏هاي دنياطلبي و خداستيزي از فرعون چيزي كم ندارد اما برخوردش با حق همچون بت‏پرستان و مشركان نبود و به راه حق تمايل داشت.
    _____________
    1- تفسير الميزان ذيل شرح آيات 27 ـ 34 از سوره نمل و نيز تفسير نمونه، ج15، ص454.
    2- نمل / 24
    3- تفسير الميزان، ج30، ص281.
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۶:۱۱
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    سليمان، داوري در باره اظهارات هدهد را به آينده محول كرد و گفته‏هايش را بدون تحقيق تصديق ننمود زيرا او براي اظهاراتش شاهدي نياورد. لذا مقرر گرديد اين موضوع بررسي شود. آنگاه نامه‏اي به ملكه سبأ نوشت و طي آن او و قومش را به دين خدا و پرستش پروردگار يكتا فراخواند و خاطرنشان ساخت اگر بخواهند اين روند (خورشيد پرستي) را ادامه دهند آماده كيفري سخت باشند. سليمان انديشيد اگر در نامه به نام خداوند متعال آغاز كند احتمال دارد آن قوم آفتاب‏پرست از روي عناد به اسم مبارك پروردگار جهانيان اهانت كنند، از اين جهت بر خلاف معمول، نخست نام خويش را آورد و سپس از خداوند بزرگ ياد كرد تا اگر احيانا بي‏حرمتي هم از جانب آنان صورت گرفت به اسم او شود.
    در هر حال نامه را مهر كرد و تحويل هدهد داد تا به منقار گرفته، راهي سرزمين سبأ شود. آن پرنده عرض ادب كرد و بالها را بر هم زد و در حالي كه نامه مزبور را به نوك خود گرفته بود به سوي آن ناحيه رهسپار گشت تا پيام پيامبر خدا را به بلقيس برساند و چون به قلمرو ياد شده رسيد يكسره به سوي محل اقامت ملكه رفت تا نامه را به دست او برساند. همين كه وارد كاخش شد به طرف تالار مخصوص آن زن رفت زيرا در مسافرت قبلي مقرّش را خوب ياد گرفته بود، به خوبي مي‏دانست كه ملكه بر تختي عظيم كه از عاج فيل ساخته شده و آراسته به انواع جواهرات و اشياء قيمتي است قرار دارد، از روزنه‏اي خود را به تالار رسانيد، مشاهده كرد بلقيس بر روي تخت خويش آرميده است، بالي زد و در گوشه‏اي از تخت او فرود آمد، از ديدن جزئيات آن مكان دچار تحير شد زيرا ديد طول هر جانب تخت حكومتي آن زن حدود چهل ذراع بود كه قسمتهاي اصلي آن را از عاج فيل ساخته بودند اما پيوندهاي آن را طلاي ناب تشكيل مي‏داد و از هر پايه تا پايه ديگر را هفتاد كنگره قرار داده كه بر روي هر كدامشان پرنده‏اي از نقره خالص تعبيه كرده بودند و مشخص بود كه در درون اين پرندگان مشك و عنبر ريخته‏اند. ابتدا هدهد كوشيد كمي تحمل كند تا بلقيس از خواب خوش بيدار شود آنگاه نامه را به وي دهد، به همين دليل در اطراف تختش گردش كرد و با جزئيات آن بيش از پيش آشنا گرديد اما فكر كرد شايد به تازگي خوابيده و احتمالاً قصد ندارد به اين زودي از خواب برخيزد در نتيجه در رساندن پيام تأخيري صورت گيرد و او مقصر شناخته شود لذا تصميم گرفت به هر نحوي كه شده ملكه را بيدار كند و نامه را به وي تحويل دهد.
    به سرعت، از نزديك چهره‏اش پرواز كرد تا شايد با صداي بهم خوردن بالهايش آن زن بيدار گردد اما گويا با چندين بار تكرار از اين حركت نتيجه‏اي نگرفت، پس آهسته جلو رفت و نامه را روي سينه‏اش قرار داد. آنگاه با منقارش به آرامي وي را بيدار كرد. گرچه بلقيس از خواب پريد ولي به دليل خواب‏آلودگي چندان توجهي به آن پرنده نكرد تا آنكه سرانجام از جاي برخاست و ناگهان نامه‏اي را بر روي سينه خود ديد و به دنبالش مشاهده كرد پرنده‏اي بر گوشه‏اي از تختش نشسته است، چون به مهر نامه نگريست نام سليمان را بر آن ديد، دانست كه وي حاكمي است كه مُلكش بر وي برتري دارد زيرا حتي حيوانات را مسخّر خود نموده و پرنده‏اي را پيك خويش قرار داده است.1

    ___
    1- التفسير الكبير، امام فخر رازي، ج24، ص90؛ الجامع الاحكام القرآني، قرطبي، ج13، ص194؛ تاريخ مفصل عرب قبل از اسلام، جواد علي، ترجمه دكتر محمدحسين روحاني، ج دوم، ص227.
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود