جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593

    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••




    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••امام صادق ( ع ) ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه )
    در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود .
    پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است .
    حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی اميه
    ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار )
    که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ،
    و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .

    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••عصر امام صادق ( ع ) ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    عصر امام صادق ( ع ) يکی از طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سو اغتشاشها و انقلابهای پياپی گروههای مختلف ،
    بويژه از طرف خونخواهان امام حسين ( ع ) رخ مي داد ،
    که انقلاب "ابو سلمه " در کوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی اميه را برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليکن سرانجام بنی عباس با تردستی و توطئه ،
    بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند .
    دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی اميه به بنی عباس طوفاني ترين و پر هرج و مرج ترين دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود .
    و از ديگر سو عصر آن حضرت ،
    عصر برخورد مکتبها و ايده ئولوژيها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نيز روابط مراکز اسلامی با دنيای خارج ،
    به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجانی برای فهميدن و پژوهش پديد آورده بود .
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    عصری که کوچکترين کم کاری يا عدم بيداری و تحرک پاسدار راستين اسلام ،
    يعنی امام ( ع ) ، موجب نابودی دين و پوسيدگی تعليمات حيات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون مي شد . اينجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش داشت . پيشوای ششم در گير و دار چنين بحرانی مي بايست از يک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بي دينی و کفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله خلفای وقت جلوگيری کند . علاوه بر اين ، با نقشه ای دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودی برهاند ، شيعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پيشين ، آخرين رمقها را مي گذراند ، و آخرين نفرات خويش را قربانی مي داد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفی بودند ، و يا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حکومت جديد هم در کشتار و بي عدالتی دست کمی از آنها نداشت و وضع به حدی خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی ياران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانکه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند . "جابر جعفي " يکی از ياران ويژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام دادن امری به سوی کوفه مي رفت . در بين راه قاصد تيز پای امام به او رسيد و گفت : امام ( ع ) مي گويد : خودت را به ديوانگی بزن ، همين دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش به خاطر ديوانگی منصرف شد . جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مي باشد مي گويد : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت ... او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سينه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگويم و نزديک است ديوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی محمد بن علی بکذا وکذا ... ، ( يعنی امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، يا روايت کرد ) . آری ، شيعه مي رفت که نابود شود ، يعنی اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و به صورت اسلام بنی اميه ای يا بنی عباسی خودنمايی کند . در چنين شرايط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احيا و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظيمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر يک از اينان از طرفی خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار ميراث دينی و علمی و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف ديگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند . تأسيس چنين مکتب فکری و اين سان نوسازی و احياگری تعليمات اسلامی ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفری ( تشيع ) مشهور گردد . ليکن طولی نکشيد که بنی عباس پس از تحکيم پايه های حکومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بنی اميه را پيش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگي ناپذير و انقلابيی بنيادی در ميدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وی قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستين کرد .
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••جنبش علمي ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    اختلافات سياسی بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقايد مادی و نفوذ فلسفه يونان در کشورهای اسلامی ،
    موجب پيدايش يک نهضت علمی گرديد . نهضتی که پايه های آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتی لازم بود ، تا هم حقايق دينی را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلی بيرون کشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد دهری و مادی مانند "ابن ابی العوجاء" و "ابو شاکر ديصاني " و حتی "ابن مقفع " معروف است .
    به وجود آمدن چنين نهضت علمی در محيط آشفته و تاريک آن عصر ، کار هر کسی نبود ، فقط کسی شايسته اين مقام بزرگ بود که مأموريت الهی داشته باشد و از جانب خداوند پشتيبانی شود ، تا بتواند به نيروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غيب ارتباطدهد ، حقايق علمی را از دريای بيکران علم الهی به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد . تنها وجود گرامی حضرت صادق ( ع ) مي توانست چنين مقامی داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گيری از سياست و جنجالهای سياسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احکام و تعليم و تربيت مسلمانان کمر همت بر ميان بست .
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    ویرایش توسط neginsabz : ۱۳۸۹/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۸:۴۱
    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  9. تشکرها 2


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايی دانش و ترويج احکام و تربيت شاگردانی بود که هر يک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در "خودشناسي " و "خداشناسي " مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم کوشيدند . در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - کلام و حکمت اسلامی رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش يافتند . همزمان با نهضت علمی و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ، منصور خليفه عباسی که از راه کينه و حسد ، به فکر ايجاد مکتب ديگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و از خوشه چينی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدين جهت منصور مدرسه ای در محله "کرخ " بغداد تأسيس نمود . منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز مالک را - که رئيس فرقه مالکی است - بر مسند فقه نشاند ، ولی اين مکتبها نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانکه بايد انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادی تربيت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی در جهان گرديد . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبيعی و ... آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی يا دستورهای دينی است که از سوی خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحی رسيده است . بر خلاف ساير فرقه ها که بر مبنای عقيده و رأی و نظر خود مطالبی را کم يا زياد مي کردند ، فقه جعفری توضيح و بيان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقيه تر از جعفرالصادق کسی را نديده ام و نمي شناسم . فتوای بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست - در روزگار ما - خود اعترافی است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب ديگر . و اينها نتيجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتی کسانی که از دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است . نمونه ای از بيانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکيم است ، به يکی از شاگردان واصحاب خود به نام "مفضل بن عمر" فرمود که در کتابی به نام "توحيد مفضل " هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندی که موضوع کتاب "اهليلجه " است نيز نکات حکمت آموز بسياری دارد که گوشه ای از دريای بيکران علم امام صادق ( ع ) است . برای شناسايی استاد معمولا دو راه داريم ، يکی شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربيت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احاديث زيادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی قطره ای از دريا را نمي توانيم به دست دهيم مگر "نمی از يمي " . اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بوده اند ، يکی از آنها "جابر بن حيان " است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود که به وسيله طرفداران بنی اميه به قتل رسيد .
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  11. تشکرها 2


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    جابر بن حيان پس از قتل پدرش به مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی کرد . جابر يکی از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمی تأليفات زيادی دارد ، و در رساله های خود همه جا نقل مي کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا حديث کرد . از اکتشافات او اسيد ازتيک ( تيزآب ) و تيزاب سلطانی و الکل است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران "رنسانس اروپا" در حدود 300رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های برلين و پاريس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65سال بود . از جهت اينکه عمر بيشتری نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه " موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم ( ع ) منتقل گرديد . ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است که بزرگترين فرزند امام بوده و پيش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وی قائلند .
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••


    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  13. تشکرها 2


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••خلق و خوی حضرت صادق ( ع ) ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود . با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام مي داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم . ابن خلکان مي نويسد : امام صادق ( ع ) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک مي گويد : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير کرد ، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد ، صدا در گلويش گير مي کرد . به او گفتم : ای پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويی لبيک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک ، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد :

    لا لبيک ولا سعديک .
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  15. تشکرها 3


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد تشکر




    نقل قول نوشته اصلی توسط neginsabz نمایش پست
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••

    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••امام صادق ( ع ) ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه )
    در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود .
    پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است .
    حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی اميه
    ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار )
    که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ،
    و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .


    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••••*♥♥*••زندگي نامـه امام صادق(ع)••*♥♥*••
    با تشکر خدا شما را مورد عنایت قرار دهد

  17. تشکرها 2


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    630
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    5 روز 23 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امام ششم ، سيماى امام جعفر بن محمد صادق آل محمد (ع )




    بخش اول : فضايل امام جعفر صادق (ع )
    ***بحر مواج ازلى و عروه الوثقاى حقيقى

    شيخ عارف محيى الدين عربى در المناقب ، مى گويد:
    صلوات خدا و ملايك و حمله عرش و جميع خلقش در زمين و آسمان ، بر استاد عالم و سند وجود، مرتقاى معارج و منتهاى صعود، بحر مواج ازلى و سراج وهاج ابدى ، ناقد خزاين معرف و علوم ، عقول و نهايت فهوم ، عالم اسما و دليل طرق آسمان ، وجود جامع حقيقى و عروه وثقاى وثيقى ، برزخ و برازخ و جامع اضداد، نود هدايت ارشاد خدا و مستمع قرآن از قايلش ، كاشف اسرار مسايلش ، مطلع شمس ابد، جعفر بن محمد، عليه صلوات الله الملك الاحد.

    ***كوچكى اساطير عرفان در برابر اهل البيت (ع )
    قاضى عبدالرحمن ، در مبحث امامت كتاب المواقف مى گويد: هشتم اختصاص او (على عليه السلام ) به همسرى چون فاطمه و فرزندانى چون حسن و حسين ، كه سيد اهل بهشتند و سپس فرزندان آنان ، كه همه مردم در فضل و برترى شان بر عالمين اتفاق دارند؛ به طورى كه ابو يزيد، سقاى خانه جعفر صادق عليه السلام بود و معروف كرخى ، دربان خانه على بن موسى الرضا عليه السلام

    ***علت لقب صادق
    ابن خلكان در وفيات الاعيان ، معروف به تاريخ اين خلكان مى گويد:
    ابو عبدالله ، جعفر صادق ، فرزند محمد باقر عليه السلام ، يكى از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه است . او از سادات اهل بيت و به جهت صدقش ‍ در گفتار ملقب به صادق مى باشد، فضل او مشهورتر از آن است كه ذكر شود، و او را از نظريه هايى است در علم كيميا و زجر و فال ، كه شاگردش ابو موسى ، جابر بن حيان ، آنها را در كتابى هزار ورقه متضمن بر رسايل جعفر صادق عليه السلام گرد آورده است كه جمعا پانصد رساله مى باشد.


    ***صادق آل محمد
    امام جعفر عليه السلام ، گر چه در گفتارش قادق و راستگو بود، ليكن علت ملقب شدن ايشان به قادق چيزى ديگر بوده است . مروى از امامان ما، و مسلم در نزد اماميه انى است كه : پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله ، ايشان را صادق ناميده تا از جعفر كذاب كه امامت را به دروغ مدعى شد، تميز داده شود.


    ***نور امام صادق (ع )
    امام صادق عليه السلام فرمود: نورنا من نور ربنا كشعاع الشمس من الشمس يعنى نور ما از نور پروردگار مان است ، مثل پرتو خورشيد او خورشيد .


    ***وجه تسميه صادق آل محمد
    بعد از رحلت حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام ، برادر آن حضرت ، موسوم به جعفر كذاب ادعاى امامت كرد و او را كذاب گفتند در مقابل امام جعفر صادق عليه السلام ، چنانكه ابوخالد كابلى از حضرت امام زين العابدين عليه السلام اسماء ائمه را پرسيد، به نام حضرت صادق عليه السلام رسيد عرض كرد: همه شما صادقيد، چرا او را صادق گويند؟
    فرمود: چون پنجمى از اولاد او نيز جعفر ناميده مى شود و دروغ مى گويد در ادعاى امامت .
    حضرت امام على نقى عليه السلام در باره او فرمود بود: حذر كنيد از پسر من جعفر، كه به منزله پسر نوح است ! انه ليس من اهلك ، انه عمل غير صالح .
    و با برادرش امام حسين عليه السلام حسد مى ورزيد، چنانكه حضرت عليه السلام فرمود: مثل او با من ، مثل هابيل و قابيل است .


    ***زيارت عرش
    يكى از فوائد گفتار مرحوم استادم علامه ذوالفنون شعرانى اين كه :
    بعضى از متكلمين روح را جسم لطيف گرفته اند و به نهايت سخيف است . نظر به اينكه ظاهر اخبار نسبت عروج و نزول و حركت به او داده اند، و اين كه حضرت صادق عليه السلام فرمود: روح ما شبهاى جمعه به زيارت عرش مى رود به جهت دانستن اشياء، صريح در تجرد است . زيرا كه اگر جسم بوده و جدا بوده و جدا شود جسم بى روح مى ماند.

    ویرایش توسط davud : ۱۳۸۹/۰۶/۲۹ در ساعت ۲۲:۰۷
    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    630
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    5 روز 23 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بخش دوم : خداشناسى

    ***رد خداى ساختگى
    از امام صادق عليه السلام آمده است : هر چيزى كه شما در ذهن خود بپروريد، اگر چه خيلى دقيق باشد، باز مخلوق و ساخته ذهن شماست و به سوى خودتان باز گشت دارد و همانند خودتان است ، شايد مورچگان كوچك هم گمان كنند كه خداوند دو شاخك دارد؛ زيرا براى مورچه شاخك كمال است و نداشتن شاخك را عيب مى داند و همچنين است حال عقلايى كه خداوند متعال را وصف مى كنند و آنها نيز خداوند را يا خود مقايسه مى كنند.

    ***اسم مكنون الهى
    كلينى در كافى از امام صادق عليه السلام ، روايت مى كند: خداوند تبارك و تعالى اسمايى را خلق كرده است كه با حروف به صدا در نمى آيند، و اسمايى را به صورت لفظ آفريده است كه به زبان نمى آيند. اسمايى به صورت شخص هستند كه متجسد نيستند و اسمايى را با تشبيه آفريده است كه موصوف نشوند و اسمايى را با رنگ كه رنگ شده نيستند و قطر و حد ندارند و از حواس محجوبند و بدون پرده پوشيده اند . آنها را يك كلمه نامه كه داراى چهار جزء است قرار داده است كه با هم هستند و از هم جلو و عقب نبوده ، هيچ كدام از هم جلو نيستند. سه نام از آنها را براى نياز مردم آشكار ساخت ، و يكى را در پرده نگاه داشت كه آن اسم مكنون و مخزون اوست .


    ***ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست !
    مرحوم كلينى از ابو عبدالله ، امام صادق عليه السلام نقل مى كند: اسم خدا: غير اوست و هر چيزى كه بر آن اسم شى ء نهاده شود، مخلوق است جز خداوند - تا آن جا كه مى فرمايد - هر كس گمان كند كه خدا را نى توان با حجاب و صورت يا مثالى شناخت ، مشرك است . زيرا حجاب و صورت و مثال خداوند، غير اويند. در حالى كه او احد و موحد است ؛ پس آن كس كه گمان مى كند، او را مى توان با جز خودش شناخت ، چگونه مى توان او را يگانه دانسته ، اهل توحيد باشد؛ بلكه كسى خدا را تواند شناخت كه ، خدا را با خودش بشناسد. پس كسى كه خدا را با خدا نشناسد او را نشناسد او را نشناخته ، بلكه غير او را شناخته است .چه ، ميان خالق و مخلوق چيزى حايل نيست .


    ***در توحيد صدوق از منصور بن حازم روايت است : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : من با قومى مناظره و بحثى داشته ، به آنها گفتن : خداوند متعال بزرگ تر و والاتر از آن است كه با خلقش شناخته شود، بلكه بندگان ، با او شناخته مى شوند
    حضرت فرمود: خدايت رحمت كند!

    ***نورانيت خدااز هشام بن سالم روايت شده است كه : نزد امام صادق عليه السلام رفتم ، به من فرمود: آيا مى توانى خدا را وصف كنى ؟
    گفتم : آرى !
    فرمود: وصف كن !
    گفتم : او شنوا و بيناست .
    فرمود: اين صفتى است كه مخلوقات نيز در آن شريكند.
    گفتم : چگونه او را وصف كنم ؟
    فرمود: او نور بدون ظلمت و حيات بدون مرگ و علم بدون جهل و حق بدون باطل است .
    پس از نزد آن حضرت بيرون آمدم در حالى كه داناترين مردم به توحيد بودم .


    ***دليل يگانگى خدا
    مرحوم صدوق در باب رد ثنويه و زنادقه ، از كتاب توحيد از هشام بن حكم نقل مى كند (781) كه از امام صادق عليه السلام پرسيده است : دليل يگانگى خدا چيست ؟
    امام (ع ) در جواب مى فرمايد: اتصال تدبير و كمال صنف و آفرينش ؛ همچنانكه خداوند متعال فرموده است : لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا (782)چون موحد به اين مقام برسد، تسلط خدا را بر ماسوايش ‍ در مى يابد و مى بيند كه ، ما من دابه الا هو آخذ بناصيتها و مى گويد: لمن الملك اليوم لله الواحد القهار و به سر سخن اميرالمؤمنين عليه السلام مى رسد كه فرمود: خدا با هر چيزى است ؛ اما نه آن كه با آن قرين باشد و مغاير با همه چيز است ؛ اما نه آن كه از آن بيگانه و جدا باشد.


    ***فضل معرفت
    بنگر به سخن امام صادق عليه السلام ، كه ثقه الاسلام كلينى در كافى به اسنادش از جميل بن دراج نقل كرده است و كه آن حضرت فرمود:
    اگر مى دانستند كه در معرفت خدا چه فضلى است ، چشمان خود را به متاع و نعمتهاى دنيا، كه دشمنان شان از آن بهره مند هستند نمى دوختند، و تمام دنياى آنان از آنچه پاى بر آن مى گذارند تير ايشان پست تر مى نمود و از نعمت معرفت خداوند بهره مند مى گشتند و لذات آنرا مى چشيدند؛ چون لذت آن كس كه با اوليا خدا، در باغ هاى بهشت به سر مى برد. معرفت خدا انيس هر وحشتى و رفيق هر تنهايى و نور هر تاريكى و توان هر ضعفى و شفاى هر دردى است .
    پيش از شما مردمى بودند كه كشته مى شدند و سوزانده مى گشتند و با اره بريده مى شدند، زمين با همه وسعتش بر آنان تنگ گشته بود؛ ولى از عقيده خود بر نمى گشتند. بدون اين كه مقابل هاى كنند و در برابر آن اذيتى به گروه مقابل برسانند؛ جز آنكه از آنان مى خواستند، كه به خدا ايمان آورند. پس ، از خدا درجات آنان را براى خود مساءلت كنيد و بر مصيبتهاى روزگار صبر نماييد.


    ***ما با توايم و با تو نه ايم ، اينست بوالعجب !
    در باب نود و پنجم مصباح الشريعه روايت شده است كه :
    امام صادق عليه السلام فرمود: عارف ، شخص او با خلق ، و قلب او با خدا است .
    سعدى در افاده اين معنى چه نيكو سروده است :

    هرگز وجود حاضر و غائب شنيده اى

    من در بيان جمع و دلم ديگر است !

    ابناى روزگار به صحرا روند

    صحرا و باغ زنده دلان كوى دلبر است





    فضائل و سيره چهارده معصوم (ع) در آثار استاد علامه حسن زاده آملي

    ویرایش توسط davud : ۱۳۸۹/۰۶/۲۹ در ساعت ۲۲:۱۷
    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

  21. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود