صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مبانی حکومت (منشأ حاکمیت، رسول و امام، ولایت فقیه و...)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خندیدن مبانی حکومت (منشأ حاکمیت، رسول و امام، ولایت فقیه و...)




    سلام
    یه سوالی داشتم چرا امام زمان موقع غیبت برای خودش جانشینی انتخاب نکرد(این همه دردسر هم نداشتیم ) یه نفر را می گفت ما هم از اون پیروی می کردیم دیکه
    یاعلی



    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    ویرایش توسط مجید1400 : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۱۲:۲۰
    1- جاری شدن قران بر زبان
    2-
    جاری شدن قران بر دل
    3-
    جاری شدن قران در متن جامعه
    تا وقتى عموم مردم با ظاهر قرآن آشنا نشوند، تحقق بخشيدن به نظام قرآنى در متن جامعه آسان و ممكن نمى‌نمايد و اين‌جاست كه ارزش قاريان و حافظان قرآن و معلمان و مقريان آشكار مى‌شود.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید1400 نمایش پست
    سلام
    یه سوالی داشتم چرا امام زمان موقع غیبت برای خودش جانشینی انتخاب نکرد(این همه دردسر هم نداشتیم ) یه نفر را می گفت ما هم از اون پیروی می کردیم دیکه
    یاعلی:gol:

    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي

    به نام خدا
    سلام علیکم
    با تشکر از آغاز تاپیک جدید در باره ولایت فقیه سؤال خوبی را مطرح فرمودید.

    به عقیده ی شیعه امام زمان برای خود جانشین انتخاب کرده است و امت را رها نگذاشته است و این جانشین همان فقهای عادل و مدبرند که در هر عصر یک یا چند نفر از آنان مورد توجه مردم قرار می گیرند.

    یعنی جانشینی به صورت عام تعیین شده است نه خاص و مصداق مشخص.

    اما چرا عام و نه خاص؟ چون اگر به صورت خاص تعیین می فرمودند، لازم بود که نفر بعدی و بعدی و همینطور تا زمان ظهور را مشخص کنند و این با فلسفه انتظار منافات داشت. زیرا در این صورت مردم می دانستند که تا همه این جانشینان نیایند و نروند امام نخواهد آمد!!!
    و اگر هم بعد از هر نفر می آمدند و نفر بعد را معین می کردند، که این اصلاً غیبت محسوب نمی شد.
    ....

    از این گذشته شیاطین جن و انس حتی با تعیین جانشین مشخص نیز بهانه های دیگری برای ایجاد اختلاف و گمراهی انسان ها سراغ داشته و دارند و مشکل به اینجا ختم نیم شود.

    پس بهترین گزینه که با فلسه ی انتظار و ظهور و ایمان خالصانه سازگار است، همین حال است که هست. یعنی غیبت کامل بدون تعیین جانشین مشخص.





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    بحث اساسی




    به نام خدا

    در باره ولایت فقیه موضوعاتی اساسی تر وجود دارد که در جای دیگر مطرح کردم اما به دلایلی آن بحث متوقف شد و حالا اینجا بحث را دنبال می کنم.

    بدون توجه به این مطالب اساسی درک درستی از ولایت نخواهیم داشت و در جاهایی مثل کسی که آدرس را اشتباه رفته است به مشکل بر می خوریم.

    یکی از این نکات اساسی بعد از معنا و مفهوم ولایت منشأ آن است.

    1- در باره معنای ولایت و ولی
    وقتی به کتب لغت و لسان و فرهنگ عرب مراجعه می کنیم متوجه می شویم که "ولی" به یک معنا به کار نرفته است و بسته به موارد کاربرد معانی تقریباً متفاوت به کار رفته است. برای اختصار از مثال های آن صرف نظر می کنم.

    2- انواع ولایت
    نکته مهم و اساسی دیگر این است که گستره ی ولایت به موضوع آن بستگی دارد.
    مثلاً وقتی تصرف در اشیای جهان بخث می شود ولایت بر آن را ولایت تکوینی می نامند که گسترده ترین نوع ولایت است و این ولایت خاص خداوند متعال است که به بعضی از بندگان خود نیز افاضه فرموده است. مانند حضرت عیسی که از گل مجسمه پرنده می ساخت و در آن می دمید و پرنده می شد.

    نوع دیگر ولایت، ولایت در وضع قانون است که به آن ولایت تشریعی گفته می شود. این نوع نیز مخصوص خداوند و پیامبران است.

    نوع دیگر ولایت ولایت بر امور شخصی است. خداوند این ولایت را به انسان صاحب اختیار بالغ و عاقل داده است.

    نوع دیگر ولایت بر خویشاوندان است، مثل ولایت والدین بر فرزندان...

    نوع دیگر ولایت در امور اجتماعی و حکومتی است. که وقتی از ولایت امر بحث می شود، دقیقاً این نوع از ولایت مورد نظر است. یعنی ولایت در امر حکومت بر جامعه انسانی.

    این ولایت را خداوند به اشخاصی با ویژگی های خاص داده است.

    حال وقتی گفته می شود "اشهد ان علیاً ولی الله" معنای آن این نیست که علی سرپرست خداست! بلکه همانطور که می گوییم "اشهد ان محمداً رسول الله" یعنی محمد فرستاده و مأمور از طرف خداست، علی نیز سرپرست از طرف خداست.


    با توجه به این نکات حال باید در ادامه بحث از مبانی ولایت فقیه این مطلب بررسی شود که اگر پیامبر و جانشین او در امور حکومتی و اجتماعی ولایت دارند این ولایت چگومه و با چه دلیلی بر ولایت فقیه تسری می یابد؟؟؟

    4- منشأ ولایت و حاکمیت
    برای آغاز این بحث سؤال را اینگونه طرح می کنم که آیا اصلاً حکومت بر عهده چه کسی است؟
    یعنی چه کسی حق بر عهده گرفتن وظائف و تکالیف رهبری جامعه را دارد و منشأ این حق چیست و از کجاست؟

    این نقطه اساسی اختلافات در نظریه حکومت است که با روشن شدن آن بقیه مسایل هم روشن می شود.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    برای اینکه بحث سریعتر به نتیجه برسد نظر خود را مطرح می کنم و از نظرات سایرین نیز بهرمند خواهیم شد.

    و اما اینکه حکومت بر عهده چه کسی است؟
    می دانیم که همه انسان ها با هم برابرند. پس کسی نمی تواند بر دیگران حکم و حکومت کند، مگر اینکه مثلاً پدر باشد یا زورمند و جبار باشد و یا با مردم را بفریبد و ... اما همه این ها از بحث ما خارج است.
    چون پدر فقط بر فرزندان ولایت دارد و بحث ما حکومت بر جامعه است.
    زورمندی و جباری و فریبکاری هم حق حاکمیت ایجاد نمی کند و بحث ما از حق و شایستگی عقلایی برای حاکمیت است.

    ممکن است کسی بگوید خود مردم حکومت را به کسی می دهند و او را بر خود حاکم می کنند (نظریه دموکراسی).
    اما در این نظر چند اشکال وجود دارد!

    برخی از اشکالات نظریه دموکراسی
    یکی اینکه این نوع حکومت صرفاً یک قرارداد است و واقعاً شایستگی برای حاکمیت ایجاد نمی کند! زیرا ممکن است مردم فرد نالایقی را برای حکومت انتخاب کرده باشند. بنابر این تفاوتی با حکومت زوری و فریبکارانه ندارد.

    دوم اینکه ممکن است همه مردم حاکمیت وی را نپذیرند. این عده حتی اگر اقلیت هم باشند به هرحال حق دارند که عنان اختیار خود را به دست دیگری ندهند و حاکمیت او را معتبر ندانند.
    برای همین می گویند دموکراسی دیکتاتوری اکثریت است!

    سوم اینکه رابطه چنین حاکمیتی با عبودیت خدا ناسازگار است! چطور و به چه دلیل؟!
    به این دلیل که احکام و اختیارات چنین حاکمی ارتباطی با خدا ندارد.

    خوب فعلاً روی این موارد خوب تأمل بفرمایید تا بعد...



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی نمایش پست

    یعنی جانشینی به صورت عام تعیین شده است نه خاص و مصداق مشخص.

    پس بهترین گزینه که با فلسه ی انتظار و ظهور و ایمان خالصانه سازگار است، همین حال است که هست. یعنی غیبت کامل بدون تعیین جانشین مشخص.

    سلام
    چند تا سوال:
    1. پس در مورد نواب اربعه چی می گویید؟
    2. حالا حکومتی که می خوایم تشکیل بدیم چرا باید دینی باشد
    3. مابالاخره باید از یکی تبعیت کنیم دیگه یعنی یک نفر خاص نه عام
    فکر کنم این سوالات در ادامه بحث بهش جواب داده شود
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی نمایش پست
    برای آغاز این بحث سؤال را اینگونه طرح می کنم که آیا اصلاً حکومت بر عهده چه کسی است؟
    در رابطه با سوالی که فرمودید به نظر من ما باید دنبال این باشیم که امام از ما چه خواسته و چه ملاک هایی را برای فرد در نظر گرفتن یا می تونیم به صورت عقلی پیش بریم یعنی ما که می دونیم که کسی که حاکم می شود باید راست گو باشد عادل باشد مدبر با شد احاطه کامل بر مسایل دینی داشته باشد یعنی فقیه باشد و... به طور کلی بیشترین صفات خوب را در خود داشته باشد یعنی اگر امازمان را صد در نظر بگیریم ما باید فردی را انتخاب کنیم که نزدیکترین عدد به امام باشد
    یا علی
    1- جاری شدن قران بر زبان
    2-
    جاری شدن قران بر دل
    3-
    جاری شدن قران در متن جامعه
    تا وقتى عموم مردم با ظاهر قرآن آشنا نشوند، تحقق بخشيدن به نظام قرآنى در متن جامعه آسان و ممكن نمى‌نمايد و اين‌جاست كه ارزش قاريان و حافظان قرآن و معلمان و مقريان آشكار مى‌شود.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی نمایش پست

    برخی از اشکالات نظریه دموکراسی
    یکی اینکه این نوع حکومت صرفاً یک قرارداد است و واقعاً شایستگی برای حاکمیت ایجاد نمی کند! زیرا ممکن است مردم فرد نالایقی را برای حکومت انتخاب کرده باشند. بنابر این تفاوتی با حکومت زوری و فریبکارانه ندارد.

    دوم اینکه ممکن است همه مردم حاکمیت وی را نپذیرند. این عده حتی اگر اقلیت هم باشند به هرحال حق دارند که عنان اختیار خود را به دست دیگری ندهند و حاکمیت او را معتبر ندانند.
    برای همین می گویند دموکراسی دیکتاتوری اکثریت است!

    سوم اینکه رابطه چنین حاکمیتی با عبودیت خدا ناسازگار است! چطور و به چه دلیل؟!
    به این دلیل که احکام و اختیارات چنین حاکمی ارتباطی با خدا ندارد.

    خوب فعلاً روی این موارد خوب تأمل بفرمایید تا بعد...
    وقتی مردم فردی رو انتخاب می کنند تاوان انتخاب ناشایستشون رو خودشون میدن نه اینکه مثلا یک مجمعی فردی رو انتخاب کنه و تاوان اشتباه اونها رو مردم بدن!
    دوست عزیز اگر به این باشه که می تونیم بگیم ولایت فقیه دیکتاتوری اقلیت است!!
    لطف کنید توضیح بدید که چرا احکام و اختیارات چنین حاکمی با خدا ارتباطی ندارد؟
    (من هر وقت این مسائل رو جایی مطرح کردم فورا پستم پاک شده ولی با جوی که تو این تالار دیدم امیدوارم بتونیم بحث به خوبی پیش ببریم)

  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید1400 نمایش پست
    سلام
    چند تا سوال:
    1. پس در مورد نواب اربعه چی می گویید؟
    2. حالا حکومتی که می خوایم تشکیل بدیم چرا باید دینی باشد
    3. مابالاخره باید از یکی تبعیت کنیم دیگه یعنی یک نفر خاص نه عام

    فکر کنم این سوالات در ادامه بحث بهش جواب داده شود

    در رابطه با سوالی که فرمودید به نظر من ما باید دنبال این باشیم که امام از ما چه خواسته و چه ملاک هایی را برای فرد در نظر گرفتن یا می تونیم به صورت عقلی پیش بریم یعنی ما که می دونیم که کسی که حاکم می شود باید راست گو باشد عادل باشد مدبر با شد احاطه کامل بر مسایل دینی داشته باشد یعنی فقیه باشد و... به طور کلی بیشترین صفات خوب را در خود داشته باشد یعنی اگر امازمان را صد در نظر بگیریم ما باید فردی را انتخاب کنیم که نزدیکترین عدد به امام باشد
    یا علی:rose:
    به نام خدا
    با سلام و تشکر

    1- نواب اربعه مربوط به قبل از غیبت کبری هستند و زمینه ساز این غیبت.
    2- بنده فعلاً کاری به این ندارم که حکومت چه نوع یا چرا باید دینی باشد، فعلاً می خواهیم ببینیم اصلاً حکومت شایسته چه کسی است. مسلماً اگر به این نتیجه برسیم که حکومت مخصوص خداست، غیر دینی نخواهد بود.
    3- بله دقیقاً همینطور است. ما باید از یک شخص خاص به عنوان حاکم پیروی کنیم. اما موضوع این است که آیا در زمان غیبت این شخص خاص به نام تعیین شده یا به صفات و ویژگی ها؟ اگر با صفات و ویژگی ها تعیین شده است یعنی تعیین عام است و مردم باید شخص را با توجه به صفات و ویژگی ها تشخیص دهند.

    نظر شما در باره تشخیص حاکم درست است و به آن می گوییم "کاشف" اما مسأله اینجاست که راه کشف تعیین کننده نیست زیرا امکان خطا در آن هست. یعنی شخصی که از این طریق برای حکومت مشخص شده ممکن است واقعاً حق حاکمیت را داشته باشد و ممکن است نداشته باشد.
    توجه داشته باشید که حاکمیت باید امری حقیقی باشد تا حقی برای حاکم ایجاد کند نه اعتباری.




  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmadsl نمایش پست
    وقتی مردم فردی رو انتخاب می کنند تاوان انتخاب ناشایستشون رو خودشون میدن نه اینکه مثلا یک مجمعی فردی رو انتخاب کنه و تاوان اشتباه اونها رو مردم بدن!
    دوست عزیز اگر به این باشه که می تونیم بگیم ولایت فقیه دیکتاتوری اقلیت است!!
    لطف کنید توضیح بدید که چرا احکام و اختیارات چنین حاکمی با خدا ارتباطی ندارد؟
    (من هر وقت این مسائل رو جایی مطرح کردم فورا پستم پاک شده ولی با جوی که تو این تالار دیدم امیدوارم بتونیم بحث به خوبی پیش ببریم)
    به نام خدا
    با تشکر از نظر شما
    روش سعی و خطا و پرداختن تاوان اشتباه نیز روشی در تعیین حاکم است اما بحث ما در این است که ببینیم اولاً آیا شخص خاصی حق حاکمیت دارد یا خیر و اگر دارد او کیست؟
    اینکه آن شخص چگونه به حکومت برسد بحث دیگری است و البته ما هم این را قبول داریم که در نهایت عموم مردم باید به یقین و اطمینان برسند.

    بنده هیچ صحبتی از اینکه یک مجمعی فردی را انتخاب کنند مطرح نکردم.
    و اما اینکه حکومتی که بر اساس دموکراسی تعیین شده با خدا ارتباطی ندارد روشن است. اگر مردم بر اساس ملاک هایی که خداوند برای تشخیص حاکم حقیقی تعیین کرده است فردی را شناسایی و انتخاب کرده باشند ممکن است درست انتخاب کرده باشند که در این صورت به خطا نرفته اند. و ممکن است نادرست اانتخاب کرده باشند که در اینصورت به خطا رفته اند اما معذورند.
    و اگر بدون توجه به ملاک های خدایی انتخاب کرده باشند که نه ارتباطی با خدا دارد و نه معذورند.
    بحث اینجاست که حق حاکمیت را چه کسی تعیین می کند خداوند یا مردم؟؟؟




  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "حاکمیت باید امری حقیقی باشد تا حقی برای حاکم ایجاد کند نه اعتباری."
    من متوجه معنی جمله بالا نشدم!!!

    ویرایش توسط احمد : ۱۳۸۹/۰۷/۰۹ در ساعت ۱۰:۳۵

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    به نام خدا

    همانطور که گفته شد حکومت بر جامعه انسانی شایستگی حقیقی لازم دارد نه اعتباری.

    حکومت یک فرد بر دیگران چه از طریق زور و اجبار و چه از طریق موروثی و چه از طریق اهل حل و عقد یا همان مجمعی از خبرگان یا اندیشمندان و صاحب نظران و چه از طریق انتخاب مردم یا دموکراسی و امثال آن حاصل شده باشد، چیزی بیش از اعتبار و قرارداد نیست. یعنی حقی واقعاً برای فرد به وجود نمی آورد.
    در هریک از این طرق می توان فرض کرد که عده ای از امر او سرپیچی کنند و حق دارند که سرپیچی کنند.

    فقط یک راه هست که عقل اجازه سرپیچی نمی دهد و آن این است که حاکمیت حق واقعی یک شخص باشد.

    تنها کسی که حاکمیت حق واقعی اوست خداست.
    گرچه خداوند به انسان اختیار داده است و می تواند از فرمان خدا سرپیچی کند اما عقل این سرپیچی را ناحق و قبیح می شمارد.

    بر همین اساس قرآن کراراً می فرماید: "ان الحکم الا لله" (انعام 57، یوسف 40، یوسف 67). (حکمفرمایی نیست مگر مخصوص خدا).

    اما می دانیم که خداوند به طور مستقیم بر جامعه بشری حکمفرمایی نمی کند زیرا همه انسان ها امکان دریافت حکم خدا را به طور مستقیم ندارند. برای همین خداوند از بین انسان ها برای حکومت خود جانشین تعیین می کند و می فرماید: "انی جاعل فی الارض خلیفة" (بقره 30)، (من تعیین کننده جانشین در زمین هستم).

    به طور کلی از لسان صریح و غیر صریح و حال و مقال قرآن و روایات مشخص می شود که حکومت مخصوص جانشین خدا است.

    این حکومت اعتباری نیست و حقیقی است. یعنی عقل، اجازی سرپیچی از آن را به احدی از بشر نمی دهد.

    در این باره تأمل بفرمایید تا بعد...



صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود