صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا اعراب به ایران حمله کردند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا اعراب به ایران حمله کردند؟




    با سلام
    یک سوالی که همیشه ذهن مرا مشغول کرده این است و ممنون می شوم دوستان جواب منطقی به من بدهند
    چرا اعراب به ایران حمله کردند؟ و دستاورد اعراب تا کنون برای ما چه بوده ؟
    ما ایرانیان که به انها تعرض نکرده بودیم یا عملی انجام نداده بودیم
    دین خود را داشتیم و با شکوه و تمدنی بسیار جلوتر از آنها زندگی می کردیم و فرهنگ و تمدن قابل ستایشی داشتیم
    ایرانیان که انسانهای کافری نبودند و خود دارای دین بودند و در هر صورت به اعراب مربوط نبود .
    2-چرا بعد از حمله به ایرن همه چیز را ویران کردند حتی کتابخانه ها را و شهرها را ویران کردن و انسانهای زیادی را کشتند؟ اعراب واقعا قوم وحشی بودند مثله مغول ها ؟
    دلیل آن چه بود؟
    ایا حضرت علی هم در کشتار نقش داشت؟و یا ائمه؟
    چرا آنها دین سالام را به ما تحمیل کردند و ثروت ما را بردند؟
    چرا زن و مرد را کشتند؟ مگر خداوند نمی گوید در دین اجباری نیست؟به اعراب چه
    یادمان باشد ما ایرانی هستیم و عرب نیستیم من هم مسلمان هستم ولی تا کنون کسی جواب درست به این سوال من نداده است


    كارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۷/۰۶ در ساعت ۱۰:۱۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک جواب یه شما میدم ختم کلام ....

    این سوال شما از انجا برای همه مهم است که تو این جنگ ایران کاملا شکست خورد و همه چیز در ایران تغییر اساسی کرد ...

    و گرنه در زمانهای قدیم هم همیشه جنگ بود ... چرا ما نسبت به حمله اسکندر حساس نیستیم ؟؟ چرا نسبت به حمله چنگیز خان مغول حساس نیستیم ؟؟؟ شما بشین و کتاب تاریخ بخوان ببنید در زمان حمله افغانها به ایران چه جنایتهای که نشد ؟؟؟
    حالا چرا ما نسبت به حمله اعراب حساس شدیم خیلی جواب ساده ای داره ...یک عده از ما ایرانی ها با حکومت فعلی حاکم بر ایران مخالف هستیم و با این جمع مشکل داریم و این را بهونه کردیم و به اسلام حمله میکنیم ... به همین راحتی .
    اگر خیلی وطن پرست هستیم بشینیم و در مورد جنایتهای مغول صحبت کنیم ... قبلش در مورد حمله اسکندر به ایران بحث کنیم ... قبلتر چرا نسبت به حملات و جنگهای ایران و روم چرا بحث نمیکنیم ... چرا از لشکر کشی و ایران به مصر بحث نمیکنیم که در ان 300 هزار نفر از سربازان ایران در شنهای صحرا مدفون شدند کلامی نمیاریم ( روی تهداد مطمئن نیستم ) .
    حمله به ایران برای گسترش دین نبود همانند دیگر حملات انزمان جنگ دو کشور بود که در ان اعراب پیروز شدند .

    همانطور که ایران به روم حمله میکرد و بالعکس روم به ایران ... که در اون جنگها هم شکست کامل بود و هم پیروزی ...ولی ما چون با حکومت فعلی ایران و قوانین اسلامی اون مشکل داریم اسلام را بهونه قرار دادیم و فریاد وا مصیبتا سر دادیم .
    یک حساب سر انگشتی بکنید میبینید در حمله مغول به ایران تعداد کشته ها چندین برابر حمله اعراب به ایران بود .

    پس اگر با اسلام سر جنگ داریم حمله اعراب را بهونه قرار ندیم و ایران را مظلوم . ایران ابر قدرتی بود در ان زمان که به دست یک مشت بادیه نشین صحرا گرد شکست خورد .

    - در هر جنگی انسانها کشته میشوند سرباز ... زن ... مرد ... بچه ... پیر مرد و پیر زن ... مثل تمام جنگهای دیگه ... و همانطور که ایران در جنگهای خود میکشت و هچنین کشورهای دیگر چه در قدیم و چه جدید ... که نمونه زیاد است .

    _ حضرت علی (ع) در هیچ جنگ خارجی شرکت نکردند و همچنین ائمه که در ان زمان امام حسن و امام حسین بودند .

    _ جنگ هیچ دستاوردی جز کشته و زخمی شدن و نابودی برای هیچ کشوری ندارد . هیچ نمونه ای در جهان نیست که جنگ برای یک کشور مفید و مثمر ثمر باشه . جنگ فقط ویرانی دارد فقط ویرانی
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط amir6 نمایش پست
    با سلام
    یک سوالی که همیشه ذهن مرا مشغول کرده این است و ممنون می شوم دوستان جواب منطقی به من بدهند
    چرا اعراب به ایران حمله کردند؟ و دستاورد اعراب تا کنون برای ما چه بوده ؟
    ما ایرانیان که به انها تعرض نکرده بودیم یا عملی انجام نداده بودیم
    دین خود را داشتیم و با شکوه و تمدنی بسیار جلوتر از آنها زندگی می کردیم و فرهنگ و تمدن قابل ستایشی داشتیم
    ایرانیان که انسانهای کافری نبودند و خود دارای دین بودند و در هر صورت به اعراب مربوط نبود .
    2-چرا بعد از حمله به ایرن همه چیز را ویران کردند حتی کتابخانه ها را و شهرها را ویران کردن و انسانهای زیادی را کشتند؟ اعراب واقعا قوم وحشی بودند مثله مغول ها ؟
    دلیل آن چه بود؟
    ایا حضرت علی هم در کشتار نقش داشت؟و یا ائمه؟
    چرا آنها دین سالام را به ما تحمیل کردند و ثروت ما را بردند؟
    چرا زن و مرد را کشتند؟ مگر خداوند نمی گوید در دین اجباری نیست؟به اعراب چه
    یادمان باشد ما ایرانی هستیم و عرب نیستیم من هم مسلمان هستم ولی تا کنون کسی جواب درست به این سوال من نداده است


    كارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با عرض سلام وادب خدمت شما دوست عزیز،
    مطالبی که ذکر کرده اید از جمله موضوعاتی است که برای رسیدن به پاسخی منطقی و علمی،نیازمند بحث و بررسی فراوانی است و فراوان پیرامون آن صحبت شده است،اما متأسفانه غالباً در اینگونه مباحث تعصبات بیجا و نادرست،و قضاوت های غیرمستند سبب شده است که آنچه حقیقت دارد مورد غفلت قرار گیرد،اما امیدواریم در این تاپیک بتوانیم در فضایی بدور از تعصبات نادرست،و کاملاً علمی ومستند به بررسی این موضوع بپردازیم تا شاید بتوانیم حقایقی از این واقعه تاریخی را نمایان کنیم.لذا خواهش بنده از تمامی دوستانی که در این بحث شرکت می کنند این است که سعی کنند مطالبی که ارائه می کنند کاملاً مستند،منطقی و بدور از تعصبات کورکورانه باشد،تا بحث از علمیت خارج نگردد.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا امام حسن وامام حسین(ع) در فتوحات شرکت داشتند؟-بخش اول-




    آیا امام حسن وامام حسین(ع)درفتوحات شركت داشتند؟
    درباره حضور حسنین‌«ع» در جنگ‌های عصر خلفا هیچ یك از مآخذ شیعی‌سخنی نگفته‌اند. اما برخی از مآخذ تاریخی اهل سنت از حضور امام حسن مجتبی‌«ع» وبرادرش امام حسین‌«ع» در بعضی از فتوحات این دوران خبر داده اند:
    1ـ بلاذری (279ه‍.ق‌) در جریان فتح گرگان و طبرستان در سال 29 هجری‌می‌گوید:«گویند كه حسن و حسین‌، دو پسر علی بن ابی طالب در این جنگ (فتح‌طبرستان‌) با سعید بن عاص همراه بودند(1)
    2ـ طبری (310 ه‍ ق) نیز در این باره می‌نویسد:«در سال سی‌ام (و در زمان حكومت‌عثمان‌) سعید بن عاص با تنی چند از صحابه هم‌چون حسن‌، حسین‌، حذیفة بن یمان و...به همراه سپاهی از كوفه به قصد خراسان به راه افتادند...:»(2) ابن اثیر(3) ابن كثیر،(4) ابن‌خلدون‌(5) و زینی‌دحلان‌،(6) گزارش طبری را با اندكی تفاوت در عبارات‌هایی نقل كرده‌اند.
    3ـ سهمی‌(427ه‍( مؤلف كتاب «تاریخ جرجان‌» می‌نگارد:«از اصحاب پیامبر«ص» كه‌به گرگان آمده‌اند، حسین بن علی‌، عبداللّه بن عُمَر و حذیفة بن الیمان هستند و گفته شده‌حسن بن علی نیز آمده است‌.(7)
    4ـ ابونعیم اصفهانی (430ه‍( نگاشته است‌:«حسن بن علی‌، همراه عبداللّه بن زبیر درحالی كه به عنوان رزمنده عازم گرگان بودند، وارد اصفهان شدند».(8)
    5ـ مافرّوخی اصفهانی‌، مؤلف كتاب «محاسن اصفهان‌»(9) در قرن پنجم و مترجم‌ آن‌در قرن هشتم (10)همان گزارش ابونعیم را آورده اند.
    6ـ ابن خلدون (808ه‍( در جریان فتح آفریقا در سال 26 هجری می‌نویسد:«عبداللّه‌بن‌اب ی‌سرح (درباره فتح آفریقا) از عثمان یاری خواست‌. عثمان در این باره با صحابه به‌مشورت پرداخت‌. آنان با روانه كردن سپاهی به سوی‌آفریقا موافقت كردند. در میان سپاه‌اعزامی از مدینه‌، بعضی از صحابه همچون ابن عباس‌، ابن عمر، پسر عمروعاص‌، پسرجعفر طیار، حسن‌، حسین و ابن زبیر حضور داشتند».(11)
    افزون بر گزارش‌های پیش‌گفته‌، برخی از علما و فقهای متأخّر شیعه‌(12 ) و نیز بعضی‌ازنویسندگان و اندیشمندان معاصر،(13) حضور حسنین‌«ع» در فتوحات را تأیید كرده‌اند.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا امام حسن وامام حسین(ع) در فتوحات شرکت داشتند؟-بخش دوم-




    بررسی و نقد گزارش‌ها

    به‌رغم شهرت چنین گزارش‌هایی و راه یافتن آنها در آثار مورّخان متأخّر و استناد بعضی‌از فقهای شیعه به این اخبار برای اثبات مشروعیت اجمالی فتوحات‌؛ این اخبار دارای‌ضعف‌ها و نارسایی‌هایی است كه ذیلاً به آن پرداخته می‌شود:
    گزارش بلاذری گذشته از آنكه سلسله سند آن ذكر نشده است‌، از شركت‌حسنین‌«ع» در فتوحات با تعبیر «فیما یقال‌» خبر داده كه ضعف و عدم اعتماد به چنین‌روایتی روشن است‌.
    در خبر طبری‌، اگر چه سلسله راویان آن بیان شده است‌:«عُمَر بن شَبَّه از علی‌بن‌محمد (مدائنی ) از علی بن مجاهد از حَنَش بن مالك‌» و عمر بن شَبّه از راویان مشهور وقابل اعتماد از دیدگاه دانشمندان رجالی اهل سنّت است‌(14)؛ ولی راوی اول‌، یعنی «حَنَش‌بن مالك‌» كه خبر از او نقل شده است‌، مجهول می‌باشد و نگارنده به ترجمه او دركتاب‌های رجالی وتراجم دست نیافت‌. از «علی بن مجاهد» نیز با عنوان كذاب و جاعل‌حدیث‌(15) و «علی بن محمد مدائنی‌» با عنوان شخصی كه در نقل حدیث قوی نیست‌،(16) دركتاب‌های رجالی اهل سنت یاد شده است‌.
    نكته دیگری كه پذیرش خبر طبری را سخت دچار مشكل می‌كند، ادامه گزارش یادشده درباره چگونگی فتح "طَمِیسَه‌" یكی از شهرهای طبرستان است‌. طبری‌می‌نویسد:«سعید بن عاص به مردم شهر یاد شده امان داد به شرط آن كه حتی یك تن ازآنان كشته نشوند؛ امّا حصار شهر را كه گشود به جز یك تن‌، تمام آنان را كشت‌!»(17)
    آیا در چنین فتحی كه بی شك آدمی را به یاد فتوحات چنگیز و تیمور در قرون بعدی‌می‌اندازد، می‌توان پذیرفت كه حسنین‌«ع» حضور داشته باشند و نظاره‌گر اعمال‌دَدْمنشانه و غیرانسانی سعید و سپاهیانش باشند و هیچ عكس‌العملی از خویش نشان‌ندهند؟! افزون بر این‌، نقل بعدی وی با همان سلسله راویان سابق است كه در آن نیز،ضمن تكرار نام بعضی از افراد شركت كننده در فتح طبرستان‌، نامی از حسنین‌«ع» به‌میان نیامده است‌.(18)

    گزارش «سهمی‌» گذشته از از آنكه مسند نیست‌، معلوم نیست كه اولاً، حسنین‌«ع»در زمان كدام خلیفه به گرگان رفته‌اند؛ خلفای سه گانه یا علی‌«ع»؟ ثانیاً آیا آنان برای‌شركت در فتوحات به این شهر رفته اند یا برای‌امر دیگری‌؟
    مؤید چنین تردیدی‌، گفته خود سهمی در جای دیگر است‌. وی بعداز نقل روایتی ازعباس بن عبدالرحمن مروزی مبنی بر آنكه «حسن بن علی و عبداللّه بن زبیر وارد اصفهان‌شدند و از آنجا به گرگان رفتند»؛ می‌نویسد:«اگر این گفته درست باشد، معلوم می‌شود كه این‌حادثه در زمان خلافت امیرالمؤمنان علی بن ابی طالب (رضی اللّه عنه‌) بوده است‌».(19)
    گزارش ابونعیم اصفهانی به قرینة حضور «عبداللّه بن زبیر» ـ چنان‌كه در گزارش‌طبری نیز نام وی آمده است ـ همان گزارش طبری است كه البته به صورت كوتاه نقل‌شده است‌. افزون بر این‌، ابونعیم در این باره‌، دو خبر(20) آورده است كه افزون بر آنكه‌هردو ضعف ارسال دارند، راویان آن یا مجهول هستند(21) یا در كتاب‌های رجالی اهل‌سنت «كذاب‌» و «جاعل حدیث‌» معرّفی شده‌اند.(22)
    روایت مافرّوخی‌، همان گزارش ابونعیم است كه‌البته سلسله سند آن نیز ذكر نشده است‌.
    خبر ابن خلدون در خصوص شركت حسنین‌«ع» در فتح آفریقا باید گفت‌:اولاً، خبر یاد شده بدون سند است‌؛ ثانیاً، هیچ یك از مورّخان و فتوح نویسان متقدم همچون بلاذری‌،(23) یعقوبی‌،(24) طبری‌،(25) ابن اعثم كوفی‌،(26) ابن كثیر(27) و یاقوت حموی‌(28) كه‌متعرض فتح آفریقا شده‌اند، نامی از شركت حسنین‌«ع» در فتح یاد شده نبوده‌اند.
    افزون بر ایرادهایی كه بیان شد، دو مسأله دیگر نیز وجود دارد كه درستی‌گزارش‌های یاد شده را در این باره‌، سخت مورد تردید و حتی غیرقابل قبول می‌كند.یكی آنكه ـ چنان‌كه نوشته شد ـ روایات تاریخی كه متعرض سال شركت حسنین‌«ع» درفتوحات بودند، بر حضور آنان در فتوحات عصر عثمان ناظر است كه حتی‌امیرالمؤمنان‌«ع» در حدّ مشاوره با عثمان به همكاری در امر فتوحات حاضر نبود تا چه‌برسد به اینكه فرزندان خویش را جهت انجام فتوحات به همراه لشكریان تحت فرمان‌عثمان به جبهه نبرد گسیل دارد.
    مسأله دیگر آنكه علی بن ابی طالب‌«ع» در عصر امامت و خلافت خویش‌حسنین‌«ع» را از شركت در معركه صفین باز می‌داشت و چون در یكی از روزها آن‌حضرت متوجه شد كه امام حسن‌«ع» آماده كارزار است‌، فرمود:«اِمْلِكُوا عَنِّی هذا الغُلام‌َلایَهُدّنی فَاِنّی اَنْفَس‌ُ بِهذیْن‌ِ عَلَی المَوْت‌ِ، لَئلاّ ینْقَطِع‌َ بِهِما نَسْل‌ُ رَسُول‌ِ اللّه‌ِ9»(29)از طرف من‌جلوی این جوان را بگیرید تا با مرگ خویش‌، پشت مرا نشكند كه من از رفتن این دو (امام‌حسن و امام حسین‌«ع») به میدان نبرد دریغ دارم‌. مبادا با مرگ آن دو، نسل رسول‌خد(ص) قطع شود».
    حال با چنین اكراه و امتناعی از سوی حضرت نسبت به حضور حسنین‌«ع» درنبردهایی كه به فرمان پیشوای عادلی‌، هم‌چون خویشتن صورت می‌گرفت‌، چگونه آن‌بزرگوار حاضر می‌شود كه تحت زعامت زمامداران مورد اعتراض و انتقادش‌، فرزندان‌خویش را كه پیشوایان آینده جامعه اسلامی هستند به جبهه جنگ بفرستد؟



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا امام حسن وامام حسین(ع) در فتوحات شرکت داشتند؟- بخش پایانی-




    پذیرش برخی از فقهای شیعه‌، حضور دو فرزند علی (ع) را در فتوحات‌، گذشته‌از آنكه مستند به هیچ سند معتبری نیست و در هیچ یك از مآخذ تاریخی و حدیثی كهن‌شیعه‌، خبری كه حاكی از شركت آنان در نبردهای‌دوران خلفا باشد، یافت نشد؛ بعضی ازآنان به حضور حسنین‌«ع» در فتوحات عصر عمر تصریح دارند(30) كه این نظر را هیچ یك‌از گزارش‌های تاریخی گذشته كه دلالت بر شركت حسنین‌«ع» در فتوحات عصر عثمان‌(نه روزگار خلافت عمر) می‌كرد، تأیید نمی‌كند؛ بنابراین گزارش‌های فقها نه مستند به‌اخبار شیعی است و نه گزارش‌های‌تاریخی منابع اهل سنّت‌، برخی از آنها را تأیید می‌كند؛ ازاین‌رو بعضی از فقها بعد از بیان چنین نقل‌هایی‌، حكم به عدم اعتماد به آنها داده‌اند.(31)
    بنابراین‌، با توجّه به وجود چنین اشكال‌های سندی و محتوایی و نیز استبعادهایی كه‌بیان شد، حضور حسنین‌«ع» در فتوحات عصر خلفا نمی‌تواند مورد پذیرش قرار گیرد.به گمان قوی‌، دست تحریف‌گران و وارونه‌نویسان حقایق تاریخی در جعل چنین‌گزارش‌هایی بی تأثیر نبوده است‌. با این همه‌، اگر بر فرض پذیرفته شود كه حسنین‌«ع»در ایام جوانی به شهرهای اصفهان و گرگان و... مسافرت كرده اند؛ به سبب اموردیگری‌(غیر از شركت در فتوحات‌) بوده است یا اصلاً در عصر خلافت امام علی «ع»بوده است‌؛ چنان‌كه «سهمی‌» نیز به این نكته اشاره كرده بود.
    پی نوشتها:
    1. بلاذری‌، فتوح البلدان‌، ص‌330؛ یاقوت حموی نیز با همین تعبیر از حضور حسنین‌«ع» در فتوحات یادكرده است‌. (یاقوت حموی‌، معجم البلدان‌، ج‌4، ص‌17).
    2. طبری‌، همان‌، ج‌3، ص‌323.
    3. ابن اثیر جزری‌، الكامل فی التاریخ‌، تحقیق ابوالفداء عبداللّه القاضی‌، ج‌3، ص‌6.
    4. ابوالفداء اسماعیل بن كثیر دمشقی‌، البدایة النهایة‌، تحقیق و تعلیق مكتب تحقیق التراث‌، ج‌7، ص‌174.
    5. عبدالرحمن بن خلدون‌، تاریخ ابن خلدون‌، ج‌1، ص‌153.
    6. احمد زینی دحلان‌، الفتوحات الاسلامیة‌، ج‌1، ص‌153.
    7. ابوالقاسم حمزة بن یوسف بن ابراهیم سهمی‌، تاریخ جرجان‌، ص‌7.
    8. ابونعیم احمد بن عبداللّه الاصفهانی‌، ذكر اخبار اصفهان‌، ج‌1، ص‌44 و 47.
    9. مفضل بن سعد بن حسین مافرّوخی اصفهانی‌، محاسن اصفهان‌، تصحیح سید جلال الدین حسینی تهرانی‌،ص‌35.
    10. حسین بن محمد بن ابی الرضا آوی‌، ترجمة محاسن اصفهان‌، تصحیح عباس اقبال‌، ص‌126 و محمدباقرموسوی خوانساری اصفهانی‌، روضات الجنات‌، ج‌1، ص‌10.
    11. ابن خلدون‌، همان‌، ج‌2، ص‌548 و سلاوی‌، الاستقصاء لاخباردول المغرب الاقصی‌، ج‌1، ص‌39 به نقل‌سید جعفر مرتضی العاملی از الحیاة السیاسیة للامام الحسن‌7، ص‌115.
    12. ظهیر الدین نیلی‌، حاشیة ارشاد الاذهان‌، ص‌88 به نقل از حسین مدرسی طباطبایی‌، زمین در فقه اسلامی‌،ج‌1، ص‌116. نگارنده در نگارش این مقاله از رهنمودهای این اثر استفاده وافر برده است‌. احمد بن محمدالاردبیلی (مقدّس اردبیلی‌)، الخراجیة 1، جزء مجموعه «الخراجیات‌»، ص‌18؛ محمدتقی مجلسی‌، روضة‌المتقین‌، تعلیق سید حسین موسوی كرمانی و شیخ علی پناه اشتهاردی‌، ج‌3، ص‌156؛ سیدمحمدجوادحسینی عاملی‌، مفتاح الكرامة‌، ج‌4، ص‌242 و شیخ مرتضی انصاری‌، كتاب المكاسب‌، ص‌78.
    13. باقر شریف القرشی‌، حیاة الامام الحسن بن علی‌«ع»، ج‌1، ص‌201ـ202؛ هاشم معروف حسنی‌، سیرة‌الائمة الاثنی عشر، ج‌1، ص 482ـ483 و ج‌2، ص‌15ـ16؛ محمدتقی مصباح یزدی‌، آذرخشی دیگر از آسمان‌كربلا، ص‌98 و میر سیدحجت موحد ابطحی‌، ریشه و جلوه‌های تشیع و حوزه علمیه اصفهان‌، ج‌1،ص‌72ـ73. وی فقط حضورامام حسن‌7راتایید می‌كند.
    14. ر.ك‌: ابومحمد عبدالرحمان بن ابی حاتم رازی‌، كتاب الجرح و التعدیل‌، ج‌6، ص‌116 و جمال الدین‌ابوالحجاج یوسف المزی‌، تهذیب الكمال فی اَسماء الرجال‌، تحقیق بشّار عوّاد معروف‌، ج‌21، ص‌389ـ390.
    15. مزی‌، تهذیب الكمال فی اسماء الرجال‌، ص‌118ـ119؛ ابوعبداللّه محمد بن احمد بن عثمان الذهبی‌، میزان‌الاعتدال‌، تحقیق علی‌محمد البجاوی‌، ج‌4، ص‌72.
    16. ابواحمد عبدالله بن عدی الجرجانی‌، الكامل فی ضعفاء الرجال‌، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی‌محمد معوض‌، ج‌6، ص‌363؛ شمس الدین ذهبی‌، العبر فی خبر من عبر، ج‌4، ص‌73 و احمدالامینی‌، الغدیر،ج‌5، ص‌245.
    17. طبری‌، همان‌، ص‌324.
    18. همان‌.
    19. سهمی‌، تاریخ جرجان‌، ص‌9؛ نگارنده می‌افزاید كه اگر این حادثه در عصر خلافت امام‌7 نیز رخ داده‌باشد، نمی‌توان پذیرفت كه امام حسن‌7 با عبد الله بن زبیر در این سفر همراه بوده است‌؛ چرا كه عبدالله‌؛همراه پدرش از همان روزهای آغازین خلافت علی (ع) به مخالفت با حضرت برخاستند و بعد از مدتكوتاهی‌، جنگ جمل را به راه انداختند؛ بنابراین چگونه ممكن است امام حسن‌7 پسر زبیر را در سفر یادشده همراهی كرده باشد؟
    20. روایان دو خبر چنین است‌:
    الف‌) حَدَثناه عبداللّه بن محمد ثنا ابوبشر عن بعض مشایخه‌
    ب‌) رواه غیره عن ابی بِشر احمد بن محمد المروزی سمعت العباس بن عبدالرحیم فی اسناد ذكره‌....
    21. مانند «عبداللّه محمد» كه معلوم نیست میان راویان فراوانی كه به این نام هستند، كدام یك اراده شده است‌.
    22. ابن عدی جرجانی‌، همان‌، ج‌1، ص‌239ـ240. ابوالحسن علی البغدادی‌، الضعفاء و المتروكون‌، تحقیق موفقبن عبداللّه بن عبدالقادر، ص‌124.
    23. بلاذری‌، فتوح البلدان‌، ص‌228.
    24. یعقوبی‌، تاریخ الیعقوبی‌، ج‌2، ص‌165.
    25. طبری‌، تاریخ الامم و الملوك‌، ج‌3، ص‌312.
    26. ابن اعثم‌، كتاب الفتوح‌، ج‌2، ص‌357.
    27. ابن كثیر، البدایة و النهایة‌، ج‌7، ص‌170.
    28. یاقوت حموی‌، معجم البلدان‌، ج‌1، ص‌271.
    29. نهج البلاغه‌، خ 207؛ ابوجعفر محمد بن عبداللّه الاسكافی‌، المعیار و الموازنة‌، تحقیق محمدباقرمحمودی‌، ص‌151؛ طبری‌، همان‌، ج‌4، ص‌44؛ شیخ مفید، الاختصاص‌، ص‌179؛ ابن ابی الحدید، همان‌، ج‌1،ص‌244؛ یوسف بن فرغلی بن عبداللّه البغدادی‌، تذكرة الخواص‌، ص‌324.
    30. مانند گزارش‌های روضة المتقین‌، خراجیه محقق اردبیلی (رساله اوّل‌) و مفتاح الكرامة‌.
    31. محمد حسن النجفی‌، جواهر الكلام‌، تحقیق و تعلیق عباس قوچانی‌، ج‌21، ص‌61 و ابوالقاسم موسوی‌خویی‌، محاضرات فی الفقه الجعفری‌، تحریر سید علی حسینی شاهرودی‌، ج‌1، ص‌701.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حدود سه سال پيش موضوع حضور حسنين (ع) را در ايران بررسي نموده و
    پاسخ برخي سايت هاي اسلامستيز را داده ايم ...
    كه مقالاتي با عنوان "كشتار ايرانيان بدست امام حسن و امام حسين " را در سايتهاي زنجيره اي انتشار دادند ...


    بررسی یک دروغ تاریخی (1)
    ( حضور امام حسن و امام حسین (ع) در ایران و نبرد با ایرانیان )
    shahaab.blogfa.com

    در سالهای اخیر در برخی سایتهای اسلام ستیز ادعایی مطرح شد ،
    با عنوان "کشتار ایرانیان بدست امام حسن و امامحسین"
    البته ما هر چه در نوشته هایشان گشتیم ، کشتاری ندیدیم ...
    فقط ادعا شده در یک لشگر کشی به طبرستان حضور داشتند.پس در این نوشته به " حضور " این دو امام در ایران میپردازیم ...چون با توجه عدم حضورشان در ایران دیگر حضوری در جنگ نداشته اند
    که سخن از کشتار باشد...
    در این ادعای حضور امام حسن و حسین تنها که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است ...
    بنا براین صحت این روایات را بررسی میکنیم ، تا صحت ادعا روشن گردد :

    بن مایه اول : فتوح البلدان –بلاذری :
    فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411
    جرجان وطبرستان ونواحيها 834 - قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين . فكتب مرزبان طوس إليه وإلى عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، وهو على البصرة ، يدعوهما إلى خراسان ، على أن يملكه عليها أيهما غلب وظفر . فخرج ابن عامر يريدها ، وخرج سعيد . فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، ومعه في غزاته فيما يقال الحسن والحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام .

    گرگان-جرجان- و طبرستان: گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. پس مرزبان توس بدو و عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، والی بصره ، نامه ای نگاشت و آنان را بسوی خراسان دعوت نمود.....
    پس سعید و عامر هر دو اهنگ خراسان نمودند اما عامربرو پیشی گرفت پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته می شود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند.

    ایرادهایی که بر این روایت وارد است :
    1- در متن ترجمه شده پارسی اسلامستیزان عمدا یا سهوا واژه "گفته میشود" از قلم افتاده است...
    حال انکه در یک روایت تاریخی یا یک حدیث همین واژه بتنهایی برای رد چنین ادعایی کافی است.
    چون خبری از راوی نیست بلکه گویا نویسنده هم به اصل وجود مشکوک است !!
    در اینجا امانتداری مترجم سخت به چالش گرفته میشود.

    2- در اینجا چنانکه گفتیم واژه "گفته میشود" بکار رفته که اصلا دلیل خوبی برای اثبات نیست
    و در بدوی ترین دادگاهها هم به آنچه گفته اند نمیتوان استناد کرد بویژه انکه شواهد و قرائنی برای تایید این مدعا آورده نشده!!

    3- اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید میبینید در ابتدای روایت نویسنده میگوید:"گفته اند"
    سپس آنگاه که به حضور حسنین در تبرستان رسیده زیرکانه و در یک چرخش مینویسد:"میگویند"
    به عبارتی ابتدا فعل قالو که فعلی "ماضی"-گذشته- است آورده میشود و سپس فعل مضارع – حال و آینده – آورده شده است به عبارتی کسانی که نویسنده اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند که در گذشته میزیسته اند و این روایت بدانها منتقل شده اما درباره حضور حسنین بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری- که هم عصر عباسسیان است- بدو گفته اند که احتمالا حسنین حضور داشته اند آنچه بکلی و به یکباره روایت را از هستیساقط میکند!!چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای رادر آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند.



    اما بن مایه دوم : تاریخ طبری ...

    تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 324 - 325
    وحدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني علج كان يخدمهم قال كنت آتيهم بالسفرة فإذا أكلوا أمروني فنفضتها وعلقتها فإذا أمسوا أعطوني باقيه قال وهلك مع سعيد بن العاص محمد بن الحكم بن أبي عقيل الثقفي جد يوسف ابن عمر فقال يوسف لقحذم يا قحذم أتدري أين مات محمد بن الحكم قال نعم استشهد مع سعيد بن العاص بطبرستان قال لا مات بها وهو مع سعيد ثم قفل سعيد إلى الكوفة فمدحه كعب بن جعيل فقال فنعم الفتى إذ جال جيلان دونه * وإذ هبطوا من ( دستب ) ؟ ثم أبهرا ‹ صفحة 325 › تعلم سعيد الخير أن مطيتي * إذا هبطت أشفقت من أن تعقرا كأنك يوم الشعب ليث خفية * تحرد من ليث العرين وأصحرا تسوس الذي ما ساس قبلك واحد * ثمانين ألفا دارعين وحسرا
    حنش بن مالک تغلبی گويد : سعيد سال سیام آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت . عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر وابن زبير و عبدالله بن عمرو بن عاص با وی بودند ...

    4- اما تبری در اینجا باز جریان لشکر کشی سعید را به به گرگان و طبرستان مطرح میکند
    حال انکه اساسا نامی از امام حسن امام حسین و حضور آنها در این جنگ نمیبرد.
    و این در صورتیست که بدانیم تبری بر خلاف بلاذری سلسله سند روایت خویش را دقیقا بیان داشته است .و بهر روی نشانگر آنستکه راوی اولیه سخنی از حضور حسنین به میان نیاورده است!!




    تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 323 – 325
    ‹ صفحة 323 ›
    حدثني عمر بن شبة قال حدثني علي بن محمد عن علي بن مجاهد عن حنش بن مالك قال غزا سعيد بن العاص من الكوفة سنة ثلاثين يريد خراسان ومعه حذيفة ابن اليمان وناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ومعه الحسن والحسين وعبد الله بن عباس وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عمرو بن العاص وعبد الله بن الزبير وخرج عبد الله بن عامر من البصرة يريد خراسان فسبق سعيدا ونزل ....

    حنش بن مالک گويد : سعيد بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد . حذيفه بن يمان و کسانی از ياران پيمبر خدا ( ص ) باوی بودند ؛حسن و حسين و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير نيز با وی بودند ...
    ‹ صفحة 325 ›
    وحدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني علج كان يخدمهم قال كنت آتيهم بالسفرة فإذا أكلوا أمروني فنفضتها وعلقتها فإذا أمسوا أعطوني باقيه قال وهلك مع سعيد بن العاص محمد بن الحكم بن أبي عقيل الثقفي جد يوسف ابن عمر فقال يوسف لقحذم يا قحذم أتدري أين مات محمد بن الحكم قال نعم استشهد مع سعيد بن العاص بطبرستان قال لا مات بها وهو مع سعيد ثم قفل سعيد إلى الكوفة ....

    5- باز در اینجا میبینیم که تبری در صفحه 323 کتاب خود (متن عربی) اشاره به همراهان سعید در جنگ تبرستان دارد اما در روایتی دیگر و اتفاقا با همان سلسله سندو راویان تبری و در روایتی دیگر درباره همراهان سعید نامی از حسنین در حضور در تبرستان نمیبرد!
    آنچه فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و تبری-را بیش از پیش تقویت میکند!!
    مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6- اما جای این پرسش باقی است که شبه افکنان هیچگاه نمیپرسند که در زمان خلافت عثمان
    اصولا پایتخت حکومت اسلامی همواره در مدینه بوده است و علی علیه السلام نیز در آنجا مسکن گزیده بودند و بالطبع فرزندان ایشان نیز همراه ایشان بوده اند (نگهبانی از منزل خلیفه سوم در برابر ناراضیان(و آنچنانکه پیداست این فتواحات نیز به دستور دولت مرکزی نبوده و با دعوتی از سوی حاکمان ان شهرها صورت گرفته پس فرضیه آماده سازی لشکر نیز نمیتواند در میان باشد.

    7- حال باید پرسید که اصولا در آن زمان که سعید والی کوفه و عامر والی بصره اهنگ خراسان کرده اند اصولا حسنین در کوفه یا بصره حضور نداشته اند و در منابع تاریخی میز مثالی بر این مدعا یافت نمیشود حال چگونه آنها میتوانسته اند در شمار همراهان سعید و عامر قرار گیرند خود جای پرسش فراوان دارد!!



    8- و اینکه، اصولا امام علی که حتی در زمان خودش اجازه شرکت در جنگ را برای امام حسن و امام حسین صادر نمیکرد چگونه راضی به فرستادن فرزندان خود به آن منطقه شده بود !
    9- پس از بررسی این دو سند اصلی این ادعا می رسیم به کتابی که برخی اسلامستیزان
    برای رسیدن به هدف خود از آن بهره بردند و آن کتابی نیست جز زندگانی امام حسین نوشته زین العابدین رهنما...
    بله ! این افراد از کتابی که تاریخنویسی اش نه علمی بل که داستانی است ، برای رسیدن به این هدف سود برده اند در حالی که همه تاریخ پژوهان آگاهند که این کتب هیچگاه برای تحقیق در زمینه تاریخ استفاده نمیشوند و فاقد اعتبار علمی هستند و در آن خیالپردازی نویسنده نقش اصلی را دارد...اما جالب اینجاست که مدعی ِ اسلامستیز همین نوشته داستانی را هم با حذف و سانسور آورده تا جریان را وارونه جلوه دهد ...

    این نوشته را هم مرور میکنیم ، تا به امانتداری مدعی آگاه شویم ...

    زندگانی امام حسين - زين العابدين رهنما - جلد دوم - فصل سوم - صفحه ۲۰
    «در سال سی ام هجری يعنی هفت سال پس از خلافتش [ منظور عثمان است] سعيدالعاص آن فرمانده ماجراجوی عرب را با نيروی تازه نفس از کوفه بسوی طبرستانفرستاد [استناد به متن بالا ( زير نويس ) کرده است ] دو فرزند علی ( ع ) امام حسن وامام حسين هم بسمت مجاهدان اسلامی که اين جهاد برای هر خاندان مسلمان وظيفه و شعاریبشمار می آمد زير دست اين فرمانده اموی حرکت کردند.
    ... اين نيروی تازه نفسبحدود طبرستان رسيد و به نخستين دژ مستحکم و قلعه نا گشودنی ان برخورد کرد . سعيدالعاص دانست که تصرف اين دژ نا ممکن است . بدون اينکه بهمراهان ديگر از مجاهداناسلامی در باره نقشه خود چيزی بگويد هيئتی را به قلعه فرستاد و تقاضای صلح و تأديهجزيه کرد.
    پس از گفتگوی بسيار اسپهبد قلعه برای جلو گيری از خونريزی پيشنهاد صلحاو را پذيرفت بشرظ اينکه نيروی تازيان بمردم قلعه و دفاع کنندگان اين دژ آسيبینرسانند . اين شرط پذيرفته شد و اسپهبد نامبرده دستور گشودن دروازه های کوه پيکرقلعه را داد .
    سعيد العاص فرمانده عرب با تمام نيروی خود بدرون قلعه آمد و مطابقنقشه ای که قبلا طرح ريزی کرده بود دستور داد بی درنگ نقاط بلند و سخت قلعه رااشغال کنند و نيروی ايران را خلع سلاح نمايند . فردای انروز يکايک مدافعان قلعه راگرفت بعضی را در زنجير نگاه داشت و بيشتر انها را کشت . کشتاری بيرحمانه در قلعهانجام شد .
    (اسلامستیزان تا اینجای مطلب را آوردندو از آوردن نوشته های زیر پرهیز کردند(

    حسين از اين پيش آمد ناهنجار چنان بر آشفت کهبا سعيد العاص پرخاش سخت نمودو گفت:
    - تو از اينتاريخ ديگر شايستگی فرماندهی مسلمانان را نداری . با آن قول و قرار و عهد وپيمان با ايرانيان ، عهد و پيمانی که هميشه نزد رسول خدا محترم شمرده می شدچگونه بخود اجازه دادی اين عمل ننگين را مرتکب شوی و بجان و مال مردم بیپناه دست درازی کنی و همه را از دم تيغ بگذرانی و مال آنان را بغارت ببری؟
    من که يک مجاهد اسلامی هستم اين ننگ و نفرت را روبروی همه مسلمانان ومجاهدان اسلامی نقش صورت کريه خودت می سازم ، تا همه بدانند که اين رفتار نا شايستهتو زيبنده اخلاق زشت و طينت ناپاک خودت بوده و بهيچوجه ارتباطی با مسلمانان و اخلاقکريم آنها ندارد .زيرا تو مانند ديگر افراد خاندان بنی اميه هيچگاه به پيامبر اسلامو مبادی يلند و پاک آم ايمان نياوردی و همان راه گمراهان قبيله خود در پيش داری . من اکنون از همينجا به مدينه باز می گردم و خليفه را از شوء رفتار تو آگاه می کنم .
    همان روز حسين با برادر بزرگتر خود و چند تن از مسلمانان ديگر از قلعه بيرونامده و راه مدينه را در پيش گرفت و اين نخستين اختلاف حسين ( ع ) با خاندان بنیاميه بود .
    روزی که اين کاروان کوچک وارد مدينه شد و شرح واقعه را حسين ابتدابه پدرش علی ( ع ) و سپس به همه مسلمانان گفت . امير مومنين علی ( ع ) هماندم بمسجدشتافت و به عثمان که خلافت را با تحمل اين ننگها بعهده گرفته بود چنين گفت :
    دستاين افراد ناپاک و آزمند را از رياست و فرماندهی مسلمانان کوتاه کن ، به اين ننگ ورسوائی خاتمه ده . راضی مشو که اعتماد و اطمينانی که رسول خدا در دلها بوجود آوردهاز ميان برود . انوقت است که همه چيز درهم شکسته می شود و همه سازمانهای عقيدتیمردم فرو می ريزد.




    10- جالب اینجاست که زین العابدین رهنما بن مایه اش همین روایت های طبری و فتوح است که در ابتدا اشاره کردیم نه چیز دیگر ...و مشخص نیست غیر از آنچه ما روایت کردیم باقی را از کجا آورده است ...
    مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    یک سوالی که همیشه ذهن مرا مشغول کرده این است و ممنون می شوم دوستان جواب منطقی به من بدهند
    چرا اعراب به ایران حمله کردند؟ و دستاورد اعراب تا کنون برای ما چه بوده ؟
    ما ایرانیان که به انها تعرض نکرده بودیم یا عملی انجام نداده بودیم
    دین خود را داشتیم و با شکوه و تمدنی بسیار جلوتر از آنها زندگی می کردیم و فرهنگ و تمدن قابل ستایشی داشتیم
    ایرانیان که انسانهای کافری نبودند و خود دارای دین بودند و در هر صورت به اعراب مربوط نبود .

    دراینباره نباید پنداشت اعراب بطور یکطرفه جنگ را اغاز کرده اند بلکه بطور حتم سپاه ساسانی در کشاندن جنگ به درون مرزهای ایران نقش بسزایی ایفا کرده است دراینباره صفحات اخر این گفتکو را بخوانید :
    http://www.askquran.ir/showthread.ph...202#post350202
    2-
    البته این مطلب که ایرانیان دارای تمدن بودند و شکوه فرهنگی قابل تاملی داشتند غیرقابل انکار است اما ایران ساسانی درواقع انچه بیش از هرچیز جلوه گر بود اشرافی گری و نظام طبقاتی بود که تمام موهبات دنیوی از ان دو قشر اشراف و روحانی بود این امر بحدی شدید بود که بارها بصورت بحرانها و شورشهای بزرگ در جامعه ی انروز جلوگر میشد ظهور مانی و گسترش دین وی در مدت کوتاهی در سراسر ایران و انیران و محکوم شدن وی وپیروانش به مرگ توسط روخانیون ، ظهور مزدک و قتل عام پیروان وی توسط انوشیروان در یک روز صدهزار مزدکی، که همگی شاعر برابری داشتند در باره اندوران میتوانید به این دفتر رجوع کنید : http://iranbastannn.blogfa.com/

    درباره وجود علوم دران دوران همین بس که بگوییم به سختی میتوان نام 5 پزشک مشهور ایرانی را ذکر کرد وحتی پزشکان شاهان عموما غیر ایرانی یعنی رومی سریانی مسیحی بودند همچنین از انجاکه فقط اشراف و روحانیون اجازه درس اموختن داشتند یکی ازعلل چنین وضعی وجود قوانین فوق الذکر بود که بعد از اسلام و برداشتن چنین محدودیتهایی در قالب ظهور هزاران دانشمند در همه زمینه ها ظهور و بروز کرد.
    درباره اینکه اسلام چه دستاوردهایی را موجب شد میتوانید به دو کتاب

    1-کارنامه اسلام نوشته دکتر زرینکوب (دانلود):

    http://ruwange.persiangig.ir/other/karnameIslam.pdf

    2- خدمات متقابل اسلام و ایران (دانلود) :
    http://www.aviny.com/Library/Motahari/Index.htm
    3- فرهنگ اسلام در اروپا نوشته دکتر زیگرید هونکه ترجمه مرتضی رهبانی (2جلد) صفحه اول : خورشید الله برفراز مغرب زمین.
    چاپ سال1361 از انتشارات دفتر نشرفرهنگ اسلامی

    جلد دوم درواقع بیشتر به علم پزشکی و پیشینه ان و نیز دزدی اروپاییان از اثار مسلمانان مفصل به بحث میپردازد


    2-چرا بعد از حمله به ایرن همه چیز را ویران کردند حتی کتابخانه ها را و شهرها را ویران کردن و انسانهای زیادی را کشتند؟ اعراب واقعا قوم وحشی بودند مثله مغول ها ؟
    دلیل آن چه بود؟

    جنگهای اعراب هماره با سپاهیان ساسانی صورت گرفت و نبردها در میادین رزم شکل میگرفت و نه در شهرها هرکس کشته شد در میدان جنگ بود ، عربها دست به ویرانی بناها نزدند ودراینباره گزاره ای تاریخی وجود ندارد درباره اتش سوزی کتابخانه ها نیز گزاره ی قابل اطمینان تاریخی وجود ندارد چراکه اولین بار روایت مربوط و مقطوع(بدون راوی) در قرن 7-8 هجری پدید امده است در اینباره مشروحا در ادرس زیر بحث شده است:

    http://www.askquran.ir/showthread.ph...198#post253198
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=amir6;360204]با سلام


    ایا حضرت علی هم در کشتار نقش داشت؟

    با سلام

    براي روشن شدن جواب بايد به سه مورد از درگيريهاي مسلمانان با نيروهاي جنگي ايران ساساني اشاره كرد و آن سه مورد عبارتند از جنگ پل، جنگ بويب و جنگ قادسيه و در ضمن توضيح اين درگيريها جواب سؤال روشن مي شود.
    جنگ پل(جسر)
    اين جنگ را جنگ جسر هم مي گويند و به مناسبت محلي كه اين جنگ در آنجا روي داد، جنگ و شكست قس الناطف نيز ناميده مي شود.
    خلاصه اين جنگ اين است: عمر بن خطاب ابوعبيد ثقفي را مأمور جنگ با ايرانيان كرد و مثني بن حارثه را هم كه يكي از فرماندهان بود همراه او ساخت نيروهاي مسلمان به جبهه جنگ آمدند. ابوعبيد و نيروهايش از پلي كه بر روي شط بود عبور كردند و در اين طرف پل با نيروهاي ايراني درگير شدند. فرمانده كل سپاه ايران در آن زمان رستم فرخ زاد بود و فرمانده نيروهاي عمل كننده سرداري به نام مرادنشاه بود كه در ميان ايرانيان بهمن و در ميان عرب ذوالحاجب ناميده مي شد. در اين جنگ نيروهاي ابوعبيد ثقفي شكست سختي خوردند. ابوعبيد، برادر و برادرزاده اش كشته شدند و بقيه نيروها را مثني بن حارثه از معركه بيرون برد و به طرف حيره نزديك نجف كنوني عقب نشيني كردند. خبر شكست نيروهاي مسلمان به مدينه رسيد و عمر بن خطاب بسيار ناراحت شد و تا يكسال اين ناراحتي در او ديده مي شد.
    جنگ پل در رمضان سال سيزدهم هجري به وقوع پيوست. (تاريخ ايران، حسن پيرنيا، عباس اقبال آشتياني، دكتر باقر عاقلي، بخش دوم، ص 49 به بعد؛ تاريخ اسلام، خلفاء، جعفريان، ص 111 به بعد؛ گنجينه تاريخ ايران، عبدالعظيم رضائي، ج 9، ص 444)
    جنگ بويب
    بويب دروازه عراق و نزديك كوفه و نجف فعلي بود. نيروهاي مسلمانان در اين منطقه با نيروهاي ايراني درگير شدند. فرماندهي نيروهاي عمل كننده ايران با سرداري به نام مهران بود. در اين جنگ مهران كشته شد و نيروهاي ايراني شكست سختي خوردند و مسلمانان با اين پيروزي شكست پل را جبران كردند. اين جنگ در سال چهاردهم هجري روي داد. (اسلام در ايران، پطروشفسكي، ترجمه كريم كشاورز، ص 40؛ روضه الصفاء، ج 2، بخش دو، ص 1768، انتشارات اساطير، چاپ اول و تاريخ اسلام خلفا، ص 115)
    جنگ قادسيه
    شكست بويب ايرانيان را وحشت زده كرد و براي همين سپاهي عظيم به فرماندهي رستم فرخ زاد تدارك ديده شد تا خطر هجوم مسلمانان به قلمرو ايران در عراق از بين برود. اين خبر به مدينه رسيد و عمر بن خطاب تصميم گرفت تا سپاه مسلمانان را تقويت كند. (تاريخ اسلام، خلفاء، ص 115 به بعد)
    شيخ مفيد در ارشاد آورده است: خبر تدارك عظيم ايرانيان براي جنگ، به عمر بن خطاب رسيد. عمر بن خطاب هراسان شد و به مسجد آمد. مردم هم به مسجد آمدند عمر بن خطاب گفت: اي مسلمانان! شيطان لشكر خود را فراهم كرده و به سوي شما روي آورده است. حالا بگوييد كه رأي شما چيست؟ طلحه بلند شد و گفت: به نظر من بهتر است كه خود شما شخصا به جبهه برويد و فرماندهي كنيد. اين براي نيروهاي مسلمان تقويت روحيه مي آورد. عثمان برخاست و گفت: به نظر من بهتر است كه نيروهاي شام، نيروهاي يمن و نيروهاي مكه و مدينه را فراهم كني و به نيروهاي عمل كننده ملحق شوي. عمر بن خطاب پس از پايان سخنان عثمان گفت: اي مسلمانان نظر بدهيد.
    حضرت علي(ع) كه به اين مجلس دعوت شده بود، گفت: اگر اهل شام را از شام حركت بدهي روميان بر سر كودكان و زنان آنان مي ريزند و بر آنان مي تازند. اگر اهل يمن را از يمن حركت بدهي مردم حبشه به كودكان و زنان آنان هجوم مي آورند و اگر مردم مكه و مدينه را كوچ بدهي و به جبهه برويد، اعراب از هر سو به اين دو شهر هجوم مي آورند و تو بايد اندوه كودكان و زنان آنان را به دل بگيري و در مورد كثرت نيروهاي دشمن بايد به اين نكته توجه شود كه ما در زمان پيامبر اسلام با تكيه بر ايمان و ياري خدا مي جنگيديم نه با تكيه بر فزوني عدد و در مورد همپيماني همه ايرانيان در جنگ با مسلمانان بايد بگويم كه ما بايد كار را به خدا بسپاريم و خداوند خودش اين مشكل را حل مي كند و اگر تو خودت به جبهه بروي و ايرانيان تو را ببينند بر شدت حمله خود مي افزايند تا تو را از پاي درآورند. بهتر است كه مردم شام در شام بمانند و مردم يمن، مكه و مدينه در شهرهاي خود بمانند و به مردم بصره بنويس كه سه گروه شوند، يك گروه از زنان و كودكان مراقبت كنند و گروهي مواظب كفار و اهل ذمه باشند و گروهي هم به نيروهاي مسلمانان بپيوندند.
    عمر بن خطاب گفت: رأي درست همين است و من از اين رأي پيروي مي كنم. (الارشاد، ج 1، ص 207، تحقيق موسسه آل البيت، چاپ اول، 1413؛ بحارالانوار، ج 40، ص 253، ح 28 به نقل از ارشاد؛ زندگاني اميرالمؤمنين، سيد هاشم رسولي محلاتي، ص 266 به نقل از ارشاد)
    بنابراين علي(ع) در جنگ با ايران نقشي نداشت و فقط در اين مورد نظر مشورتي داده است و به نظر مي رسد كه اگر علي(ع) چنين نظري نمي دادند و عمر بن خطاب آنهمه نيرو را وارد عمل مي كرد، كل ايران به آتش كشيده مي شد و با راهنمايي علي(ع) عراق با تلفات كم فتح شد و سرزمين اصلي ايران هم با تلفات كم فتح شد.





صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود