صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281

    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)




    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)
    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)





    محمد باقر بن محمد تقى بن مقصود على مجلسى معروف به علامه مجلسى و مجلسى ثانى در سال 1037 هجرى در شهر اصفهان ديده به جهان گشود.



    جد بزرگ علامه عالم بزرگوار حافظ ابو نعيم اصفهانى صاحب كتابهايى چون«تاريخ اصفهان» و «حلية الاولياء» است.


    پدر علامه مولى محمد تقى مجلسى معروف به مجلسى اول شاگرد شيخ بهايى و مير داماد است. او در علوم مختلف اسلامى تبحر داشته و در زمان خويش مرجعيت تقليد را به عهده داشته است.



    علامه مجلسى آنچنان شهرتى در علوم مختلف اسلامى دارد كه محتاج هيچ بيان و توضيحى نيست. نام علامه مجلسى چون آفتابى بر آسمان فقاهت و اجتهاد مى‏درخشد


    علامه مجلسى از جمله بزرگانى است كه از جامعيت خاصى برخوردار بود. او در علوم مختلف اسلامى مانند تفسير حديث فقه اصول تاريخ رجال و درايه سرآمد عصر بود. نگاهى اجمالى به مجموعه عظيم بحار الانوار اين نكته را بخوبى آشكار مى‏سازد.


    اين علوم در كنار علوم عقلى همچون فلسفه منطق رياضيات ادبيات لغت جغرافيا طب نجوم و علوم غريبه از او شخصيتى ممتاز و بى‏نظير ساخته است.


    برخى علامه مجلسى را در طول تاريخ اسلامى از حيث جامعيت در علوم و فنون گوناگون بى‏نظير دانسته‏اند.


    علامه مجلسى علاوه بر علومى چون روايات اهل بيت عليهم‏السلام در فقه نيز تبحرى بالا داشته گرچه اكثر مجلدات فقهى بحار مجال پاكنويس شدن نيافته است.


    علامه مجلسى همزمان با طى مدارج علمى و سريعتر از آن مدارج معنوى و كمالات روحى را پيمود تا آنجا كه مصداق واقعى «عالم ربّانى» گشت.


    شاگرد گرانقدر او «سيد نعمت اللّه جزائرى» در مورد استاد خود گفته است:علامه هيچگاه از ياد خدا غافل نبود و تمام اعمالش را با قصد قربت انجام مى‏داد.


    علامه به «زيارت» ائمه هدى عليهم‏السلام اهميت فراوان مى‏داد و با وجود مشكلات آن زمان و امكانات بسيار ابتدايى براى مسافرت چندين بار به زيارت ائمه عراق بقيع و مشهد مقدس نائل شد و هر بار مدتى طولانى در جوار آن بزرگواران سكنى گزيد.


    او چند بار نيز به حج خانه خدا مشرف شد.


    توجه خاص به توسل به معصومين عليهم‏السلام باعث گرديد علامه مجلسى پيرامون ادعيه و زيارات مطالب فراوانى در بحار الانوار بياورد و بجز آن چند كتاب مستقل نيز در موضوع ادعيه و زيارت تأليف نمايد از جمله:


    «زاد المعاد» كه مرجعى مهم در كتب ادعيه متأخر است و«تحفة الزائر» و ترجمه‏هايى از زيارت جامعه كبيره و دعاى سمات و...


    يك ويژگى بسيار مهم در زندگى اين بزرگ مرد زهد و پارسايى و ساده زيستى اوست.


    علامه در عهد صفوى مى‏زيست و شيخ الاسلام حكومت صفوى بود و در يك كلام تمام امكانات دولت در اختيار او بود اما با همه اينها زندگى شخصى علامه در نهايت زهد و سادگى سپرى مى‏شد






    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    ولادت
    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)





    علّامه محمد باقر مجلسى به سال 1037 هجرى مساوى با عدد ابجدى جمله «جامع كتاب بحارالانوار» چشم به جهان گشود[1].


    پدرش مولا محمد تقى مجلسى از شاگردان بزرگ شيخ بهايى و در علوم اسلامى از سرآمدان روزگار خود به شمار مي‌رفت.

    وى داراى تأليفات بسيارى از جمله «احياء الاحاديث فى شرح تهذيب الحديث» است.



    «مادرش دختر صدرالدين محمد عاشوري»[2] است كه خود از پرورش يافتگان خاندان علم و فضيلت بود.








    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)

    [1] - ريحانة الادب، محمد علي مدرس تبريزي: ج 5، ص 196.
    [2] - الذريعة: آقا بزرگ تهراني، ج 1، ص 151.


  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    تحصیلات
    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)




    علامه از همان اوان کـودکـى تحت تربيت و تعليم پـدر دانشمند و در سايه تـوجه خـاص آن بزرگـوار، پرورش پيدا نمود و بـا هـوش سـرشار و استعداد خـدادادى و پشتکار مخصـوص به تحصيل علـوم متـداوله عصـر در حـوزه علمـى اصفهان پرداخت.



    و با توجه به تـوانايـى ذاتـى در مـدت کوتاهى مراحل مختلف علمـى و تحصيلى را طى کرده و سپـس به گـرد آورى علـم حـديث و آثار اهل بيت عصمت و طهارت دل بست و تحقيق و پژوهش عميقانه در آن فـن شريف مبذول داشت و تلاش خود را در ايـن مـورد متمـرکز نمـوده تمام اوقـاتـش را صـرف آن کـرد تـا اينکه منشـأ تحـولـى بزرگ در روزگـار خـود گـرديد.








    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)


  6. تشکرها 4


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    علامه مجلسى آنچنان شهرتى در علوم مختلف اسلامى دارد كه محتاج هيچ بيان و توضيحى نيست.
    دوست عزیز , اتفاقا برخی نکات درباره ایشان از قلم افتاده و اکنون در زمان ما بیان نمیشود و یا اگر بخواهیم درستر بگوییم اینکه برخی از آرا و عقاید او را مخفی و پنهان میکنند!!

    جناب علامه مجلسی اعتقاد به تحریف قرآن داشتند و قرآن کنونی را همان قرآن نازل شده به پیامبر نمیدانند و اعتقاد دارند که حدود دو سوم از قرآن تحریف و حذف شده است!!

    نظر مجلسي اين است که: روايات درباره تحريف متواتر مي‌باشد و هيچ راهي براي انکارش نيست.
    پس او در کتابش : ««مرآة العقول من شرح أخبار آل الرسول» جلد دوازدهم ص 525، در شرح حديث هشام بن سالم از أبي عبدالله (عليه السلام) فرمود: «همانا قرآني که جبرئيل (عليه السلام) براي حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) آورد هفده هزار آيه بود
    درباره اين حديث مي‌گويد: موثق است، و در بعضي نسخه‌ها از هشام بن سالم بجاي هارون بن سالم آمده است، پس روايت صحيح است، مخفي نيست که اين روايت روايات صحيح ديگر، صريح و واضح است در مورد، کم شدن قرآن، و تغيير آن و نزد من روايت در اين زمينه از لحاظ معنا متواتر مي‌باشد، و کنار گذاشتن همه اين روايات موجب سلب اعتماد کمتر از تمام روايت مي‌گردد بلکه در گمان من روايت در اين زمينه کمتر از روايت درباره امامت نيست، پس چگونه آن را (امامت) با روايت ثابت مي‌کنند؟
    و همچنين مجلسي بعيد مي‌داند که آن سري آيات اضافي تفسير قرآن باشد.
    ‌و همچنين در کتابش: «بحار الأنوار» بابي را تحت عنوان: (باب التحريف في الآيات التي هي خلاف ما أنزل الله) ‌نامگذاري کرده است.

    شاگرد گرانقدر او «سيد نعمت اللّه جزائرى» در مورد استاد خود گفته است:علامه هيچگاه از ياد خدا غافل نبود و تمام اعمالش را با قصد قربت انجام مى‏داد.
    اما شاگرد گرانقدر او :

    ایشان نیز چون از محضر استاد خود فیض برده بودند پس لاجرم باید عقیده ای مانند استاد داشته باشند.



    (*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)(*(*علّامه مُحَمَّد باقر مجلسی*)*)


    ترجمه فارسی :
    می گویم : اصحاب و علمای ما در کتاب های اصول حدیث و غیره روایات بسیار زیادی در حد تواتر نقل کرده اند که دلالت بر این می کند که قرآن تحریف شده است و بسیار در آن نقص و زیادی وجود دارد.

    از جلمه روایات : روایات سادات اطهار در مورد آیه : (کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ). فرمودند : چطور ممکن است این امت بهترین امت باشد که حضرت حسین ابن علی را کشته است بلکه آیه به این شکل بود کنتم خیر (أئمة) یعنی در شأن اهل بیت نازل شده است و همچنین آن چه را با سندهای فراوان از ایشان نقل شده است در مورد قول خداوند أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ) فی (علی).

    ......(مولف در ادامه میگوید روایات واحادیث در این مورد (در مورد تحریف قران) اگر همگی ذکر شوند کتاب بسیار بزرگی حاصل میشود ( یعنی روایات در این مورد بسیار فراوان است )

    همچنین :

    نعمت الله جزايري در کتابش «الانوار النعمانيه» (2/357-358) مي‌نويسد:
    همانا تسليم نمودن اينکه قرائتهاي هفتگانه، متواتر و از وحي الهي و همه اينها را روح الامين (جبرئيل) فرود آورده است، منجر به کنار گذاشتن آن روايت مستفيض بلکه روايت متواتر، مي‌شود که همة آنها دلالت بر واقع شدن تحريف در کلمات و مواد و اعراب قرآن دارند، و همچنين اصحاب و ياران ما رضوان الله عليهم همگي بر درست بودن و تصديق نمودن آنها اتفاق نظر دارند
    ‌بله، در اين مسئله مرتضي و صدوق و شيخ طبري مخالفت کرده‌اند و گفته‌اند که آنچه که بين دو جلد اين کتاب است همان قرآني است که نازل شده است، و در آن تحريف و تبديل واقع نگرديده است. ولي ظاهراً اين قول ‌بخاطر مصلحتهاي بسيار از آنان بروز کرده است، از جمله بستن درِ طعنه بر آن است، که اگر در قرآن تحريف و تبديل شده پس چگونه جايز است به قواعد و احکامش عمل نمود. با وجود ممکن بودن تحريف و تبديل در آن ‌و نعمت الله جزايري همچنين ادامه مي‌دهد و آنگاه مي‌گويد که دستان اصحاب بسوي قرآن دراز شد و آن را تحريف نمودند، و آياتي که بر فضيلت ائمه دلالت داشت آن را حذف نمودند.
    سپس در (ج 1/97) مي‌گويد: از وجود روايات ساختگي تعجب نکن همانا که آنها بعد از وفات پيامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) در دين تغيير و تبديل بزرگتر از اين انجام دادند، مانند تغيير دادن قرآن و تحريف کلماتش و حذف نمودن آنچه دربارة ستايش آل رسول و ائمه طاهرين و رسوائيها منافقين و اظهار بديهاي آنها مي‌باشد، همچنانکه بيان و توضيح آن در نور القرآن خواهد آمد سپس مي‌گويد (2 / 360- 362) در روايات و اخبار بسياري آمده است که همانا قرآن همانطوريکه نازل شده هيچ کسي جمع‌آوري ننموده است مگر امير المؤمنين (عليه السلام) به وصيت پيامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) پس ايشان بعد از وفات رسول الله، مدت شش ماه مشغول جمع‌آوري آن بودند.............پس علي آن قرآن را نزدش نفرستاد و هم اکنون آن قرآن نزد مولاي ما مهدي (عليه السلام) مي‌باشد، همراه با کتابهاي ديگر آسماني، و آنچه که از پيامبر به جاي مانده است.
    و هنگامي که امير المؤمنين (عليه السلام بر مسند خلافت نشستند نتوانستند اين قرآن را آشکار کنند، و آن را پنهان نمود زيرا که در آشکار کردن آن زشتي و رسوايي است براي کساني که قبل از وي بودند، و همچنين در (ج، 2/363) مي‌گويد:
    پس اگر بگوئي چگونه جايز است خواندن اين قرآن با وجود اين تغييراتي که در آن بوجود آمده است؟
    مي‌گويم، بدرستي که در روايات آمده است که ائمه (عليهم السلام) به شيعيان امر نموده‌اند اين مقدار موجود از قرآن در نماز و غيره بخوانند و به احکامش عمل نمايند، تا اينکه مولاي ما صاحب الزمان ظهور کند و اين قرآن از دست مردم گرفته شود و به آسمان برده شود، و قرآني که امير المومنين (عليه السلام) جمع‌آوري نموده بيرون آورده شود پس خوانده شود و به احکامش عمل شود.

    البته مطالبی شبیه به این در کتب اهل تسنن نیز یافت میشود ولی چون اینجا محل گفتگوی شیعیان است فعلا از نقل آنها خودداری میکنیم.

    اما عجبا ازدوستان شیعی ما که کسانی را که قران را قبول ندارند یا قائل به تحریف آن هستند را مدح کرده و از آنان به بزرگی یاد میکنند!!
    .


    إِيَّاكَ نَعْبُدُ .............................................. وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

    تنها تورا میپرستم و بس ......................... جز تو یاری نجویم ز کس




    .

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    ديدگاه شيعه درباره تحريف قرآن

    تحريف تاريخ از ديدگاه شهيد مطهري ( تحریف قرآن )


    کتاب شيعه و پاسخ به چند پرسش بخش


    اعتقاد شيعه درباره قرآن
    تورات حضرت موسي ( عليه السلام ) و انجيل حضرت عيسي ( عليه السلام ) مع الأسف پس از آنان بتدريج دستخوش تحريف گرديده است . اين مطلب را ، علاوه بر قرآن ، شواهد تاريخي هم تأييد مي كند .
    چنانكه مطالعه خود اين كتب و دقت در محتواي آنها نيز بر آن دلالت دارد ، زيرا در آنها يك رشته مطالبي وارد شده است كه هرگز نمي تواند وحي الهي باشد . علاوه از اينكه انجيل كنوني بيشتر صورت زندگي نامه حضرت مسيح را دارد كه در آن ماجراي به دار آويخته شدن وي نيز توضيح داده شده است . اما به خواست خداي متعال قرآن كريم از هر نوع افزايش و كاهش مصون مانده است . پيامبر گرامي اسلام يكصد و چهارده سوره كامل قرآني از خود به يادگار نهاده است و خوشبختانه ، با وجود گذشت 15 قرن از نزول قرآن ، نه چيزي از آيات و سوره هاي قرآن كم شده و نه چيزي بر آنها افزوده شده است . اينك به برخي از دلايل عدم تحريف قرآن
    68
    اشاره مي كنيم :
    1 ـ چگونه امكان دارد كه تحريف به قرآن راه يابد ، در حالي كه خداوند حفظ و صيانت آن را تضمين كرده و فرموده است ( إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنّا لَهُ لَحافِظُونَ ) ( حجر/ 9 ) : ما خود قرآن را فرو فرستاه و خود نيز نگهبان آن هستيم .
    2 ـ خداوند راه يافتن هر نوع باطل به ساحت قرآن را نفي كرده و مي فرمايد ( لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيم حَميد ) ( فصلت/ 42 ) : باطل از هيچ سو به قرآن راه ندارد ، آن از جانب خداوند حكيم و ستوده نازل شده است .
    باطل كه خداوند راه يافتن آن را به قرآن نفي كرده ، هر باطلي را شامل مي شود و روشن است كه اگر عبارتي از قرآن نباشد و به دروغ آن را جزو قرآن قرار دهند مصداق باطل است و باطل در قرآن راه ندارد . لذا قطعاً هيچگونه افزايشي به ساحت اين كتاب شريف راه نيافته است .
    3 ـ تاريخ گواهي مي دهد كه مسلمانان به آموزش و حفظ قرآن عنايت ويژه اي داشتند و در ميان عربهاي زمان پيامبر ، حافظه هاي قوي و نيرومندي وجود داشت كه گاهي با يك بار شنيدن ، خطبه اي طولاني را حفظ مي كردند ، بنابراين چگونه مي توان گفت چنين كتابي كه اين همه قاري و حافظ و علاقمند داشته ، تحريف شده است ؟ !
    4 ـ شكي نيست كه امير مؤمنان ( عليه السلام ) در بعضي از مسائل با خلفا
    69
    اختلاف نظر داشت و مخالفت خود را نيز به صورت منطقي در موارد گوناگون آشكار مي كرد . در عين حال مي بينيم كه آن حضرت در سراسر زندگي خود ، درباره تحريف شدن قرآن سخن نگفته است ، حال اگر ( العياذ بالله ) چنين كاري صورت گرفته بود ، مسلّماً ايشان درباره آن سكوت نميورزيد .
    با توجه به دلايل ياد شده و نظاير آن ، علماي بزرگ شيعه اماميه از دير زمان تاكنون بر مصونيت قرآن از تحريف تأكيد نموده اند ، كه به عنوان نمونه مي توان به افراد زير اشاره نمود :
    1 ـ فضل بن شاذان ( متوفاي 260 هـ . ق ، كه در عصر ائمه ( عليهم السلام ) مي زيسته است ) در كتاب الايضاح / 217 .
    2 ـ شيخ صدوق ( م 381 هـ . ق ) در كتاب الاعتقادات/ 93 .
    3 ـ شيخ مفيد ( م 413 هـ . ق ) در كتاب اجوبة المسائل السروية ، مطبوع در مجموعة الرسائل/ ص 266 .
    4 ـ سيد مرتضي ( م 436 هـ . ق ) در كتاب جواب المسائل الطرابلسيات ، كه كلام وي را شيخ طبرسي در مقدمه مجمع البيان آورده است .
    5 ـ شيخ طوسي معروف به شيخ الطائفه ( م 460 هـ . ق ) در كتاب التبيان ، 1/3 .
    6 ـ شيخ طبرسي ( م 548 هـ . ق ) در مقدمه كتاب خود ، مجمع البيان ، بر عدم تحريف قرآن تصريح و تأكيد كرده است .
    7 ـ سيد بن طاووس ( م 664 هـ . ق ) در كتاب « سعد السعود »
    70
    ( ص 144 ) مي گويد : عدم تحريف ، رأي شيعه اماميه است .
    8 ـ علامه حلي ( م 726 هـ . ق ) در كتاب اجوبة المسائل المهناويه ( ص 121 ) مي گويد : « حق اين است كه هيچگونه زياده و نقيصه اي در قرآن راه نيافته است و من از قول به تحريف به خدا پناه مي برم ، زيرا اين امر موجب شك در معجزه متواتر پيامبر اكرم ( صلي الله عليه وآله وسلم ) مي گردد . »
    آري اين عقيده ، پيوسته مورد نظر بزرگان علماي اماميه در اعصار گوناگون بوده است ، چنانكه در عصر حاضر نيز همه مراجع تقليد شيعه ، بدون استثناء داراي چنين عقيده اي مي باشند .
    اگر بگوييد در كتب حديث و تفسير رواياتي وارد شده است كه برخي آنها را دليل بر تحريف قرآن قرار داده اند ، پاسخش اين است :
    اوّلا : اكثر اين روايات از طريق افراد و كتابهايي نقل شده كه از وثاقت و اعتبار لازم برخوردار نيستند ، مانند كتاب قراءات احمدبن محمد سياري ( م286 ) كه علماي رجال ، روايات او را ضعيف خوانده ، و مذهب او را فاسد دانسته اند ( 1 ) يا كتاب علي بن احمد كوفي ( م352 ) كه علماي رجال درباره او گفته اند : در پايان عمر راه غلوّ را در پيش گرفت . ( 2 )
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ 1 . رجال نجاشي : 1/211 .
    2 . رجال نجاشي : 1/96 .
    71
    ثانياً : قسمتي از اين روايات ، كه بر تحريف حمل شده است ، جنبه تفسيري دارد . به عبارت ديگر ، مفاد كلّي آيه در روايت تطبيق بر مصداق شده ، و عده اي تصور كرده اند كه تفسير و تطبيق مزبور جزء قرآن بوده و از آن حذف گرديده است . مثلا « صراط مستقيم » در سوره حمد ، در روايات به « صراط پيامبر و خاندان او » تفسير شده ، و پيداست كه چنين تفسيري ، تطبيق كلي بر فرد اعلاي آن است . ( 1 )
    امام خميني ( رحمه الله ) رواياتي را كه از آنها تحريف برداشت شده بر سه دسته تقسيم كرده است :
    الف ـ روايات ضعيف ، كه به آنها نمي توان استدلال كرد .
    ب ـ روايات ساختگي ، كه شواهد جعلي بودن در آنها نمايان است .
    ج ـ روايات صحيح ، كه اگر در مفاد آنها كاملا دقت گردد روشن مي شود كه مقصود از تحريف در آن روايات ، تحريف معاني آيات قرآن است نه تغيير الفاظشان . ( 2 )
    ثالثاً ، كساني كه مي خواهند عقيده واقعي پيروان يك مذهب را به دست آورند بايد به كتابهاي عقيدتي و علمي آنها رجوع كنند ، نه به كتابهاي حديثي كه نظر مؤلف از تأليف آن ، بيشتر گردآوري
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ 1 . طبرسي ، مجمع البيان : 1/28 .
    2 . تهذيب الاصول : 2/96 .
    72
    مطالب بوده و تحقيق آن را به ديگران واگذار كرده است . همچنين مراجعه به آراي يك يا چند نفر از پيروان يك مذهب براي شناخت عقايد مسلّم آن مذهب كافي نبوده و اصولا استناد به قول يك يا چند نفر در مقابل اكثريت قاطع دانشمندان محقق آن فرقه ، ملاك صحيحي براي قضاوت نيست .
    در پايان اين بحث دو نكته را يادآور مي شويم :
    1 ـ متهم كردن مذاهب اسلامي يكديگر را به تحريف قرآن ، به ويژه در عصر كنوني ، جز به نفع دشمنان اسلام نخواهد بود .
    2 ـ اگر برخي از علماي شيعه كتابي درباره تحريف قرآن نوشته اند ، بايستي نظريه شخصي خود او تلقي شود ، نه نظريه اكثريت قاطع علماي شيعه . و از اين رو است كه مي بينيم پس از انتشار كتاب مزبور ، رديه هاي متعددي از سوي علماي شيعه بر آن نوشته شده است ؛ همان گونه كه وقتي در سال 1345 هـ . ق از طرف يكي از علماي مصر كتابي با استناد به پاره اي روايات درباره نسخ يا انساء ( به فراموشي انداختن ) تلاوت آياتي از قرآن ، به عنوان اثبات تحريف در قرآن نوشته شد ، از طرف علماي دانشگاه ازهر مردود شناخته شد و كتاب مزبور مصادره گرديد .


    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    ـ چگونه امكان دارد كه تحريف به قرآن راه يابد ، در حالي كه خداوند حفظ و صيانت آن را تضمين كرده و فرموده است ( إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنّا لَهُ لَحافِظُونَ ) ( حجر/ 9 ) : ما خود قرآن را فرو فرستاه و خود نيز نگهبان آن هستيم .
    2 ـ خداوند راه يافتن هر نوع باطل به ساحت قرآن را نفي كرده و مي فرمايد ( لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيم حَميد ) ( فصلت/ 42 ) : باطل از هيچ سو به قرآن راه ندارد ، آن از جانب خداوند حكيم و ستوده نازل شده است .
    بله. همین دو آیه برای عدم تحریف قرآن کفایت میکند ولی برای کسانی که به قرآن ایمان دارند و آنرا قبول دارند.البته که این آیات برای مسیحیان و غیر مسلمانان و بخصوص مسلمان نماهایی که قرآن را قبول ندارند حجیت ندارد.

    جال اینجاست کسانی که عقیده به تحریف قرآن دارند این آیه را نیز قبول دارند ولی نه برای قرآنی که اکنون در دست ماست بلکه برای قرآنی که بخیال باطل آنها نزد امامان محفوظ است!! آنها میگویند بله قرآنی که اکنون نسخه اصلی آن نزد امام زمان است از تحریف مصون است و هیچ تغییری در آن راه ندارد.

    1 ـ متهم كردن مذاهب اسلامي يكديگر را به تحريف قرآن ، به ويژه در عصر كنوني ، جز به نفع دشمنان اسلام نخواهد بود .
    بله. دقیقا این را قبول دارم. اگر به نوشته های بنده توجه کنید در ان ذکر کرده ام که هم در کتب تشیع و هم در کتب تسنن احادیث زیادی در این زمینه نقل شده است. اما بنده به این جهت این بحث را مطرح نمودم که نشان بدهم کتب احادیث نوشته چه کسانی است و وقتی که شما میخواهید احکام اسلام را از کتب احادیث استخراج کنید باید بدانید که چه کسانی این احادیث را ضبط و ثبت کرده اند.آیا کسانی که عقیده بر تحریف قرآن دارند و قرآن مسلمانان را قبول ندارند ( که باید گفت کافر به قرآن هستند ) شایسته این هستند که دین خود را از آنها وام بگیریم و در نهایت آیا احادیث میتوانند ماخذ دین باشند؟

    2 ـ اگر برخي از علماي شيعه كتابي درباره تحريف قرآن نوشته اند ، بايستي نظريه شخصي خود او تلقي شود ، نه نظريه اكثريت قاطع علماي شيعه . و از اين رو است كه مي بينيم پس از انتشار كتاب مزبور ، رديه هاي متعددي از سوي علماي شيعه بر آن نوشته شده است ؛ همان گونه كه وقتي در سال 1345 هـ . ق از طرف يكي از علماي مصر كتابي با استناد به پاره اي روايات درباره نسخ يا انساء ( به فراموشي انداختن ) تلاوت آياتي از قرآن ، به عنوان اثبات تحريف در قرآن نوشته شد ، از طرف علماي دانشگاه ازهر مردود شناخته شد و كتاب مزبور مصادره گرديد .
    دوست گرامی , وقتی کسی اعتقاد به تحریف قرآن داشته باشد و قران مسلمانان را قبول نداشته باشد آیا نباید مورد تکفیر واقع شود؟ آیا شخصی که قرآن را قبول ندارد کافر نیست؟ بنده با بعضی از اهل سنت نیز در این مورد صحبت داشته ام و آنها همگی بر این عقیده هستند کسی که قران را قبول نداشته باشد و یا آنرا تحریف شده بخواند قطعا کافر است و حتی عده ای عقیده دارند که آنها مهدورالدم هستند!!

    اما چنین وضعی در مورد شیعیان دیده نمیشود. به عنوان مثال به برخورد امام خمینی در مقام رهبریت تشیع نسبت به جناب نوری طبرسی [1]که کتابی در اثبات تحریف قران به نام " فصل الخطاب فی اثبات تحریف کتاب رب الارباب " نوشته است توجه کنید:

    امام خمینی در مورد طبرسی میگوید :
    سؤال نکن از کتاب*های او که پر است از داستانها و حکایات غریب که اکثر آنها به شوخی شبیه تر هستند تا به واقعیت و او که خدایش رحمت کند، شخص صالح و متتبعی بوده است مگر اینکه اشتیاق او به جمع آوری احادیث ضعیف و غرائب و عجائب و آنچه که عقل سلیم و فکر مستقیم آن را نمی پذیرد، بیشتر از سخنان سودمند اوست و تعجب از بیدارگران عصر اوست که چگونه غفلت ورزیدند تا واقع شد آنچه که واقع شد آن چیزی که آسمان برآن گریه کرد و نزدیک بود زمین تکه تکه شود .

    به نظر شما این سخنان در مدح او بود و یا در نکوهش او؟؟؟
    اغلب در تشیع نسبت به کسانی که به تحریف قرآن اعتقاد داشتند چنین برخوردهای دوگانه ای صورت گرفته است!!
    طبرسی چگونه فرد صالحی بوده که بقول امام از فساد کارهایش زمین نزدیک بود تکه تکه شود؟؟؟ و باز اما خمینی او را میستاید و از او بعنوان صالح یاد میکند!! و جالب اینجاست که چنین کسی را که به قرآن کافر شده در حرم حضرت معصومه دفن میکنند!!!
    بعد خود امام خمینی در وقت مرگ در وصینامه خویش نوشت _مفتخریم که صحیفه فاطمیه از ماست _
    یعنی خودش دو قدم از طبرسی پیش است و به کتاب وحیی بعد از قرآن عقیده دارد !!!










    ----------------------------------------------------------------------------------------------------
    [1] - او از علمای متاخر شیعه است و در سال 1320 هـ ق از دنيا رفته است . او کتابی را برای اثبات ادعای تحريف در نظر شیعه ها تاليف کرده و آن را (فصل الخطاب فی اثبات تحريف کتاب رب الارباب) ناميده است
    طبرسی در اين کتاب هزاران روايت آورده است که (به زعم خود) دليل بر تحريف قرآن است. او فقط در فصل اول ، 1602 روايت آورده است اين غير از روايتهايي است که در بخش های ديگر کتابش ايراد کرده است .
    نوری طبرسی پس از عذر خواهی از کم بودن آنچه جمع آوری کرده است ، می گويد: ما با وجود کمبود بضاعت در اينجا فقط رواياتی را ذکر می کنيم که دليل بر صدق مدعا باشد. (فصل الخطاب 249)
    .


    إِيَّاكَ نَعْبُدُ .............................................. وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

    تنها تورا میپرستم و بس ......................... جز تو یاری نجویم ز کس




    .

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0

    تحریف لفظی و معنائی را عنایت کنید




    نقل قول نوشته اصلی توسط بیان نمایش پست
    دوست گرامی , وقتی کسی اعتقاد به تحریف قرآن داشته باشد و قران مسلمانان را قبول نداشته باشد آیا نباید مورد تکفیر واقع شود؟ آیا شخصی که قرآن را قبول ندارد کافر نیست؟ بنده با بعضی از اهل سنت نیز در این مورد صحبت داشته ام و آنها همگی بر این عقیده هستند کسی که قران را قبول نداشته باشد و یا آنرا تحریف شده بخواند قطعا کافر است و حتی عده ای عقیده دارند که آنها مهدورالدم هستند!!
    سلام علیکم
    بیان گرامی
    من تحلیلی از مطهری و توصیفی از امام خمینی و دسته بندی ایشان را برای شما گذاشتم در ارتباط با انواع تحریف که ایشان تحریف را دو نوع لفظی و معنائی ذکر کرده و اینطور که در بین کسانیکه معتقد به تحریفند مشهور است ( البته پس از این نوع دسته بندی ) تحریف قرآن از لحاظ لفظی نبوده بلکه تحریف معنائی بوده.

    یک عنایت به آن صفحه که لینکش را درج کردم ( انواع تحریف از دیگاه مطهری ) بفرمائید تا بحث را دامه دهیم.

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۲۳:۰۳
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    لازم نیست من همینجا درج میکنم تا دوستان هم ببینند

    تحريف انواعي دارد که مهم ترين آنها عبارت است از : « تحريف لفظي» و «تحريف معنوي» .

    تحريف لفظي اين است که ظاهر مطلبي را عوض کنند، مثلا از يک گفتار عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود، و يا جمله ها را چنان پس و پيش کنند که معني آن فرق کند، يعني در ظاهر و در لفظ گفتار تصرف کنند.

    تحريف معنوي اين است که شما در لفظ تصرف نمي کنيد، لفظ همان است که بوده، ولي آن را طوري معني مي کنيد که خلاف مقصد و مقصود گوينده است. آن را طوري معني مي کنيد مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلي گوينده.


    امام خميني ( رحمه الله ) رواياتي را كه از آنها تحريف برداشت شده بر سه دسته تقسيم كرده است :
    الف ـ روايات ضعيف ، كه به آنها نمي توان استدلال كرد .
    ب ـ روايات ساختگي ، كه شواهد جعلي بودن در آنها نمايان است .
    ج ـ روايات صحيح ، كه اگر در مفاد آنها كاملا دقت گردد روشن مي شود كه مقصود از تحريف در آن روايات ، تحريف معاني آيات قرآن است نه تغيير الفاظشان . ( 2 )

    تهذیب الاصول جلد 2 ص 96



    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۲۳:۰۶
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    97
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و دقیقا این تحریف معنوی همان است که ما داریم جدل میکنیم سر بهشت و نعمتهاش چون با عقل جور در نمیاد که همه بهشتشون یکی باشه یا صرفا نعمتها و پاداشها مادی باشه به نظرم این یکی از دلایل بارز تحریف معنوی قرآنه!


  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    بله دوست گرامی. میتوان تحریف را به این دو نوع تقسیم کرد.
    اما روایات و احادیث زیادی درمورد تحریف لفظی موجود است و منظور بنده از نوشتن این مطالب همان تحریف لفظی میباشد.

    به این قسمت توجه کنید : پس او در کتابش : ««مرآة العقول من شرح أخبار آل الرسول» جلد دوازدهم ص 525، در شرح حديث هشام بن سالم از أبي عبدالله (عليه السلام) فرمود: «همانا قرآني که جبرئيل (عليه السلام) براي حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) آورد هفده هزار آيه بود.او درباره اين حديث مي‌گويد: موثق است

    این مصداق تحریف لفظی است. برای نمونه های بیشتر به پست 4 در همین تاپیک مراجعه کنید.
    .


    إِيَّاكَ نَعْبُدُ .............................................. وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

    تنها تورا میپرستم و بس ......................... جز تو یاری نجویم ز کس




    .

  18. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود