صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: +++ نام ائمه در قرآن کریم +++

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    +++ نام ائمه در قرآن کریم +++




    بسم الله الرحمن الرحيم

    با سلام خدمت همه عزيزان و قرآن دوستان


    قرآن بعنوان کتابي که براي هدايت بشر بهترين ها را آورده، مدعي است که هيچ چيزي را فروگزار نکرده است، از طرفي مسئله امامت نقش بسيار کليدي و حساسي را در امر هدايت بشر داراست، جايگاه امامت در قرآن (چه از باب توصيف و بيان اوصاف کلي امامت و چه از باب تسميه و با نام بردن) چگونه است؟

    در اين سايت مباحث گوناگي حول موضوع فوق طرح شده است که با حذف تکراري هاي بحث، هرکدام به ابعاد بحث اشاراتي داشته اند، لازم بود بحث منسجمي در اين باره صورت پذيرد لذا ادامه بحث درباره موضوعات مشابه را به اين تاپيک لينک دادم.

    در اينجا بر خود لازم ميدانم ضمن تشکر از همه کاربران و همکاران که در شروع و تکميل مباحث شرکت داشتند، از آنها بابت بستن موضوعات مشابه عذرخواهي نمايم.

    ابتدا سؤالات متداول اين بحث:

    1- چرا نام اميرالمؤمنين و سائر ائمه عليهم السلام در قرآن نيامده است؟

    2- اگر شيعيان علي را امام بر حق ميدانند چرا يادي از او در قرآن نيست؟

    3- چرا خداوند شرح و توصيف ائمه را خودش بيان نکرده و آن را به پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) واگذار نموده است؟

    4- اگر نام آنان به تصريح ذکر ميشد امکان داشت مسلمانان اختلاف پيدا کنند؟

    5- اگر امامت و ولايت شرط توحيد است چرا در قرآن آيه اي درباره آن به صراحت نيامده است؟

    6- ميگويند مسائل مهم را خدا بيان کرده و ما بقي را به رسولش واگذار نموده، حال مسأله امامت مهم تر است يا داستان يأجوج و مأجوج و سخن گفتن مورچه و هدهد؟

    7- اگر مسأله امامت صراحتا بيان ميشد، شاهد اينهمه گرفتاري براي تشخيص حق و باطل نبوديم، طبيعتا جلوي خيلي از بدبينيها و کشتارها گرفته مي شد.

    8- خداي مهربان براي جلوگيري از اختلاف و خون‌ريزي بايد نام ائمه را ذکر مي‌کرد، و چون ذکر نکرده پس امامت ساخته پرداخته شيعه است(!!)

    اينها مهم ترين سؤالات مبحث است.

    قبل از پاسخ توجه به يک نکته ضروري است:

    کسانيکه (شيعه، سني، غير مسلمان) سؤالات فوق را مطرح مي کنند يا فرضا و يا حقيقتا بايد مؤمن به حکمت و عدالت خدا و عدم تحريف قرآن و عصمت پيامبر باشند، در غير اينصورت بحث به سائر موضوعات ديني منحرف خواهد شد، مثلا خواهند پرسيد:
    خدا و پيامبر به چه حقي براي مردم خليفه انتخاب کند؟
    اگر قرآن تحريف شده باشد چه؟
    پيامبر جائز الخطاست، شايد در اين مورد نيز خطا کرده باشد؟
    و... سؤالاتي از اين قبيل.

    از چهار منظر به موضوع مي‌پردازيم:

    1- عقل
    ........ اصل دین مورد پذیرش عقل است
    ........ عقل می تواند تمام زوايای دين را درک کند؟
    ........ تقسیم مطالب دینی به مهم و غیر مهم


    2- قرآن
    ........ قرآن با محوريت پيامبر حجت است و بس
    ........ تفسیر آیات ولایت توسط پیامبر
    ........ تصریح پیامبر به ولایت بدون استناد به آیه


    3- تاريخ
    ........ شواهد تاریخی انبیاء گذشته
    ........ شواهد تاریخی پیامبر اسلام در حال حیات
    ........ شواهد تاریخی پیامبر بعد از فوت ایشان
    ........ تلاش عثمان برای حذف واو از قرآن


    4- صيانت قرآن از تحريف
    ........ نسبت هذیان
    ........ دشمنی با اهل بیت
    ........ سوزاندن احادیث


    در صورت تمایل میتوانید با کلیک روی سرفصلها (که بصورت لینک است) سریع تر به مطلب مورد نظرتان برسید.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۰۷:۳۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    جواب عقلی به: چرا نام ائمه در قرآن نیست، و....

    بلحاظ عقلي
    در سؤال فوق يک اشتباه ميان مسائل اصولي-اعتقادي با فرعي-عملي رخ داده است.

    مسائل اعتقادي دين 100% بر پايه عقل است، يعني تا عقل قانع نشود، نميشود خدا را باور کرد، عدالت و حکمت و علم او را نيز، بعد از اينها نبوت و امامت و ....
    لذا تا عقل (بي مرض) نپذيرفته هيچ امام و پيامبري توقع دين‌داري و عمل به تکليف را ندارد.

    اما بعد از پذيرش اسلام، تسليم تمامي لوازم آن خواهد بود، چه دليل قطعي آنها را بداند چه نداند.

    پس عقل ما مسلمانان ادعا ندارد که علت تامه و قطعي احکام را بايد بداند تا معتقد شود، گرچه علت ناقصه (حکمت) بعضي از احکام را بفهمد، اما صحبت از علت تامه است، لذا اگر از ما علت تامه را بپرسند، جواب ما به تمام موارد زير نميدانيم است:
    فلسفه وضو، غسل، تيمم، و ... چيست؟
    چرا بعضي داستانهاي قرآن تکراري است؟
    چرا فقط نام 24 پيامبر در قرآن است؟
    چرا تعداد اصحاب کهف مشخص نيست؟
    چرا نام ائمه عليهم السلام در قرآن نيست؟
    و هزاران سؤال ديگر...
    ادامه دارد....
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۲:۵۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    اما اينکه چرا بعضي مسائل کوچک (زيد، ابولهب، يأجوج و مأجوج، تکلم مورچه و هدهد و...) در قرآن آمده و به نامشان تصريح شده و به نام ائمه تصريح نشده، عقل اينرا برخلاف دين‌داري دانسته و وارد شدن به مسائلي مي‌داند که آگاهي ندارد، زيرا:

    اولا:
    اين تقسيم بندي (مهم و غير مهم) نه ريشه عقلي دارد و نه ديني.
    مگر عقل، گنجايش درک همه معارف آسماني و بايدها و نبايدهاي ديني را دارد، تا آنوقت سؤال از مهم و غير مهمش شود؟
    عقل بشر از درک همه جانبه مسائل پيش‌پا افتاده‌اي مثل جدول‌بندي خيابان و طرح‌هاي ترافيکي عاجز است، و دائما با آزمون و خطا به دنبال راه صحيح مي‌گردد، آنوقت ادعا داشته باشد مسير هدايت به کمال مطلق را بخوبي بداند و درباره شيوه رسيدن به آن نيز نظر دهد و صحبت از مهم و غير مهم نمايد!!
    علاوه بر اين، آيا اين تقسيم بندي (دستورات ديني مهم و غير مهم) در شرع بيان شده است؟

    ثانيا:
    بر فرض که چنين تقسيم بندي را عقل درک نمايد، کجاي قرآن و دين آمده که مسائل بزرگ و مهم را خدا بيان مي‌کند و مسائل پيش‌پا افتاده و کوچک را پيامبر توضيح دهند؟
    خدا بهتر مي‌داند کدام مسائل را خودش بيان کند و کدام را به عهده رسولش واگذارد.

    اينکه خداوند از ما اطاعت هم‌نوعمان را بخواهد امتحان بزرگي است که در طول تاريخ مردوي‌هاي زيادي داشته است.

    اگر حکمتِ نبودن نام اميرالمؤمنين را در قرآن ندانيم دليل نميشود امر امامت و ولايت را غير مهم تلقي نمائيم.

    تمام مسائلي که مربوط به هدايت بشر مي‌شود در قرآن و سخنان پيامبر است، قرآن اصلا خودش را به تنهائي کافي نميداند، هيچ مسأله اصلي و فرعي، مهم و غير مهم که مربوط به هدايت انسانها باشد فروگذار نشده است، چنين ادعائي با يک کتاب 300 برگي محقق نمي‌شود، حتما حتما لازم است براي تفسير متن آسماني، شخصي آسماني معرفي شود، و تا معرفي نشود دين کامل نمي‌شود.

    چرا با انزال آخرين آيه از قرآن صحبت از اليوم اکملت لکم دينکم نشد؟ مائدة/3
    اما وقتي در کنار قرآن، مفسري آسماني تعريف شد، اکمال دين و نا اميدي کفار مطرح شد.

    ادامه دارد....
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۷:۵۶


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    اما اينکه خداوند بايد براي جلوگيري از اختلاف و خون‌ريزي نام اميرالمؤمنين را ذکر کند و چون نکرده او امام بر حق نيست.
    خب اين يک نظر است، نظر دادن آسان است اقامه دليل مهم است.
    براي اين نظر چه دليلي اقامه شده؟
    يعني براستي نام جانشين را بردن و او را به عينه مشخص کردن و علنا به مردم معرفي کردن جلوي اختلاف و خون‌ريزي را مي گيرد؟
    تاريخ چنين گواهي مي دهد يا عقل چنين باوري دارد؟
    مسائل زيادي وجود دارد که قرن‌ها ماية جنگ و جدل و خونريزي در ميان مسلمانان شده است، ولي قرآن درباره آنها به طور صريح و قاطع که ريشه‌کن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
    ـ صفات خدا عين ذات اوست يا زائد بر ذات؟
    ـ حقيقت صفات خبري مانند استواري بر عرش و اينکه که خدا دست دارد چيست؟
    ـ کلام خدا قديم يا حادث است؟
    ـ خلقت بر اساس جبر استوار است يا اختيار؟
    اين مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولي آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را يک سره از ميان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حکمت آن در اين است که قرآن مردم را به تفکّر و دقت در مفاد آيات دعوت مي‌کند، بيان قاطع همه مسائل، به گونه‌اي که همه مردم را راضي سازد، بر خلاف اين اصل است.
    پس معرفي به نام، برطرف کننده اختلاف نيست، ريشه اختلاف در هواي نفس است، لذا فقط تسليم امر خداوند بودن رفع اختلاف مي‌کند، گردن‌نهادن به هرچه او براي مسلمين در نظر گرفته باشد وحدت آفرين خواهد بود.
    ادامه دارد....



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    از منظر قرآن
    قرآن با محوريت پيامبر حجت است و بس.
    از منظر قرآن کسيکه براي کلام رسول ارزشي کمتر از کلام خدا قائل باشد، حقا کافر است.

    اگر قرآن مورد قبول است بايد به اين چند مطلب ايمان داشته باشيم:
    1- کلام پيامبر وحي است، نجم/3و4.
    2- تبيين قرآن با پيامبر است.نحل/44.
    3- پيامبر تنها مرجع حل اختلاف است. نحل/64.
    4- اطاعت پيامبر اطاعت خداست، بيش از 20 بار تکرار شده، اگر قرار باشد پيامبر فقط آيات قرآن را براي مردم بخواند اطاعت او معنا نداشت، همه‌اش اطاعت خدا مي‌شد، اينکه نام ايشان در کنار نام خدا آمده است يعني کلام ايشان هم‌سنگ کلام الله است.

    توضيحات بيشتر را در ضد قرآن بودن حسبنا کتاب الله در تاپیک اثبات حقانیت شیعه... پستهای شماره های 33 -34- 35 - 36 - 37 بخوانيد.

    ادامه دارد....
    ــــــ
    کلام ضد قرآنی عمر:
    هنگامی که پیامبر گرامی اسلام در بستر شهادت بودند تقاضای قلم دوات کردند تا به قرآن و اهل بیت توصیه نمایند، عمر فهمید مانع شد گفت حسبنا کتاب الله قرآن خدا را ما را بس است یعنی نیازی به کس دیگری نداریم، در واقع با این کار فرصت ندادند فخر عالم امکان آخرین توصیه های آخر عمرشان را داشته باشند، فرصتی که هر متهم جانی و مرتکب قتلی از آن بهره مند است، توضیحات مفصل تر درباره حسبنا کتاب الله را در تاپیکی مستقل خواهم آورد، انشاء الله.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۲۱


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    فرمايشات پيامبر در تصريح به ولايت اميرالمؤمنين:
    1- يا بصورت تفسير آيات است.
    2- و يا مستقلا بيان شده است.
    حال به موارد تفسيري دقت کنيد:
    با چه کساني براي مباهله با نصاراي نجران رفتند؟ آل‏عمران/61
    پيامبر آيه تطهير را بر چه کساني تطبيق کردند؟ أحزاب/33

    سوره هل اتي را در شأن چه کساني معرفي کرد؟ إنسان/8
    آيات سوره برائت را به چه کسي دادند براي کفار بخواند؟برائة/1


    طبق منابع اهل سنت جواب تمام سؤالات فوق (و صدها سؤال از اين قبيل) علي و اهل بيت(عليهم السلام) هستند و بس.

    توضیح بیشتر
    منابع معتبر اهل سنت تماما مؤيد مطالب فوق هستند، مانند:
    1-آیه مباهله:
    براي مباهله طبق آيه فوق لازم بود پيامبر با زنان و فرزندان طرف مقابل را نفرين کنند، از ميان اصحاب و زنان فقط علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را همراه بردند و و فرمودند آنان اهل بيت من هستند، يعني با شرافت‌تر از آنان در ميان اصحاب و زنان و کودکان نبود، صحيح مسلم ج 7 ص 120، سنن ترمذي ج 4 ص 293 حديث 4085، مسند احمد ج 1 ص 185.


    2- آیه تطهیر:
    تطبيق آيه تطيهر بر اهل بيت پيامبر، سنن ترمذي ج 5 ص 30 حديث 3258، مسند احمد ج 4 ص 107.

    3- آیات توبه:
    خواندن آيات سوره توبه بر مشرکين کاري بس مهم مي‌نمود، پيامبر ابتدا ابوبکر را براي خواندن آيات مأمور کردند، وحي رسيد که اين کار بايد توسط تو يا فردي از جنس تو صورت پذيرد لذا اميرالمؤمنين مأمور شد که ابوبکر را از ميانه راه برگرداند و خودش آيات را براي مشرکين بخواند، صحيح بخاري ج 5 ص 203.

    4- سوره هل اتی:
    داستان مشهور روزه سه روزه و صدقه دادن افطاري هر شب به مسکين و يتيم و اسير در همه کتابهاي شيعه و سني به کرات نقل شده است، طبق منابع تفسيري اهل سنت، جبرئيل روز چهارم سوره هل أتي را در شأن اهل بيت بر پيامبر نازل کرد، تفسير ثعلبي ج 10 ص 101، تفسير قرطبي ج 19 ص 130.

    فضائل و مناقب اهل بيت در قرآن به موارد فوق خلاصه نمي‌شود، ابن عباس مي‌گويد: خداوند يا ايها الذين آمنوا را نازل نکرد الا اينکه اميرالمؤمنين، رأس، امير و شريف‌ترين فرد آن مي‌باشد، درالمنثور ج 1 ص 104، تاريخ مدينه دمشق ج 42 ص 363، کنزالعمال ج 11 ص 604 حديث 32920.
    با اين حساب فقط 89 آيه که شامل يا ايها الذين آمنوا مي‌باشد در مرحله اول در شأن ايشان نازل شده است، و با آيات ديگري که در شأن ايشان آمده است حدود 300 آيه مي‌شود.

    ادامه دارد....

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۱۴


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تصریح به ولایت امیرالمؤمنین

    اما موارد مستقل، بالغ بر صدها مورد مي‌شود چراکه پيامبر به مناسبتهاي مختلف بدنبال تثبيت ولايت و امامت اميرالمؤمنين بودند.
    ولايت و امامت اميرالمؤمنين مورد تأييد همه تاريخ نويسان است، مسئله غدير از مختصات شيعه نيست، به جلد اول کتاب الغدير مرحوم اميني مراجعه کنيد، ايشان نام صدها صحابي و تابعي و نويسندگان و شعراء اهل سنت را نام مي‌برد که همگي غدير را به معناي امامت، ولايت و خلافت دانسته و آن را براي اميرالمؤمنين مايه مباهات بيان کرده‌اند.

    توصيه به ايشان از اول بعثت شروع و تا آخرين لحظه عمر پيامبر ادامه داشت.
    حال اگر کسي براي پيامبر چنين حقي را قائل نباشد در حقيقت، بخشي از قرآن (بيش از120آيه) را انکار نموده و خسر الدنيا و الآخرة خواهد بود، بقره/85.

    آيا صحيح است فکر کنيم هرچه حقيقت دارد بايد مستقيما در قرآن آمده باشد، و الا حقيقت ندارد؟

    در واقع با اين تفکر دنبال تحميل نظريه خودمان بر قرآن هستيم، يعني خدا بايد طبق ميل ما آموزه هاي ديني را بيان کند، و اگر به واسطه پيامبرش به ما بگويد قبول نيست!!

    انسان معتقد به خدا و قرآن و نبوت اینچنین فکر نمی کند.

    ادامه دارد....

    ــــــ
    تثبيت ولايت و امامت اميرالمؤمنين از روز اول بعثت شروع شد، پيامبر فرمودند هرکه مرا تصديق کند (به من ايمان آورد) جانشين من خواهد بود، تاريخ طبري ج 2 ص 63، کنزالعمال ج 13 ص 114 ح 36371، طبقات ابن سعد ج 1 ص 187، درالمنثور ج 5 ص 97، تفسير ابن کثير ج 3 ص 364، تفسير بغوي ج 3 ص 400، شواهد التنزيل ج 1 ص 488 و...
    گرچه اعلان در غدير به لحاظ محتوا و مخاطب و سائر شراط زماني و مکاني، ويژه‌گي خاصي دارد، ولي به هر حال تثبيت ولايت اميرالمؤمنين مختص به غدير نيست و قدمتی به اندازه رسالت دارد.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۲۴


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    شواهد تاريخي سائر پيامبران

    مبنی بر اینکه آگاه بودن به نبی و وصی رفع اختلاف نمی کند

    در تاريخ انبياء گذشته، فقط به دو مورد اکتفا مي‌شود:
    اول:
    اگر ذکر نام وصي جلوي اختلاف را ميگيرد پس چرا قوم موسي، غيبت 10 روزه ايشان را بهانه تخلف از هارون قرار دادند؟ بقرة/51
    مگر هارون معرفي نشد؟ اعراف/142
    مگر کسي بود او را نشناسد؟
    چرا به دنبال کشتن هارون بودند؟ اعراف/150
    مگر چند روز گذشته بود؟
    پس مشخص شدن وصي رفع اختلاف نمي‌کند.

    دوم:
    قومي از بني‌إسرائيل از پيامبرشان خواستند تا براي آنان فرمانروائي مبعوث کند... و پيامبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است. گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است. بقرة/246-247
    آن مردم حقانيت طالوت را فهميدند، منصب إلهي او را نيز، چه کردند؟
    تسليم شدند؟
    يا به بهانه کمي ثروت، مخالفت کردند؟
    پس مشخص بودن فرمانروا رفع اختلاف نمي‌کند.

    ادامه دارد....
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۸:۱۹


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تاريخ پيامبر اسلام
    مطالب در دو بخش مي‌آيد:
    بخش اول در حضور پيامبر.
    از صدها مورد به سه مورد اشاره مي‌شود:

    1- علماء مسيح و يهود به آمدن پيامبر بشارت ميدادند و اوصاف ايشان را سينه به سينه نقل و در کتابهاشان مي نوشتند، اما وقتي ايشان مبعوث شد، بخاطر متاع دنيا سر به مخالفت گذاشتند، بقره/174
    اوصاف ايشان آنقدر واضح بود که همانند فرزندهاشان او را ميشناختند، بقره/146 و انعام/20.
    چرا حقيقت را کتمان کردند؟

    پس مشخص بودن نبي رفع اختلاف نمي‌کند.

    2- پيامبر در جنگ احد، اطاعت عبدالله جبير را بر 50 نفر محافظ تنگه عينيين واجب نمودند و دستور دادند تا فرمانده اعلان نکرده تنگنه را رها نکنند، اما آنها به خاطر جمع‌آوري غنيمت از اطاعت سرباز زده و همين باعث شد که دشمن، تنگه را خلوت ببيند و حمله کند و فرمانده و افراد باقي‌مانده را بکشد و جنگ باخته را ببرد.
    پس مشخص بودن فرمانده رفع اختلاف نمي‌کند.

    3- پيامبر، لشگري را به فرماندهي اسامه بن زيد تجهيز و فرمود: خدا لعنت کند هرکه از لشگر اسامه جابماند، اما عده‌اي مانند ابوبکر و عمر به طمع خلافت اطاعت نکردند و لعنت پيامبر را به جان خريدند و ماندند، و به پيامبر نسبت هذيان دادند، در حالي که قرآن، کلام پيامبر را وحي مي‌داند، بدون هيچگونه شرطي، حتي اگر تب داشته باشند، نجم/3و4، همچنين هميشه بايد از ايشان اطاعت کرد حتي اگر تب داشته باشند زيرا خداوند اطاعت او را اطاعت خودش مي‌داند بدون هيچگونه شرطي، آل‌عمران/32 و موارد زيادي که غالب بر 23 مورد مي‌شود.
    پس مشخص شدن فرمانروا رفع اختلاف نمي‌کند.

    رنگ قرمز در سه مثال فوق دلائل مخالفت همان دنياطلبي است، نه آگاه نبودنشان به فرمانروا!

    ادامه دارد....
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۸:۳۲


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    بخش دوم بعد حيات پيامبر

    صفحات تاريخ اسلام پراست از مخالفت خلفاء غاصب با قرآن، و سکوت و همراهي مردم، لذا اگر نام ائمه نيز در قرآن بود تفاوتی نمی کرد و راه برای مخالفت با آنان هموار می شد، به قطره ای از دریا اشاره می شود، مثلا:

    1- ابوبکر ميراث فاطمه سلام الله عليها را نداد و بر خلاف قرآن مدعي شد پيامبران ارث نمي‌گذارند، مريم/6، نمل/16.

    2- عمر صراحتا مي‌گويد متعه‌اي که در زمان پيامبر حلال بود، من حرام کردم، در حالي که قرآن آن را حلال مي‌داند. نساء/24.

    3- عثمان به محض اينکه به خلافت رسيد، عمو و پسرعمويش (حَکَم و مروان) را که ملعون و مطرود و دشمن پيامبر بودند به شهر آورد و به آنها پست و مقام و مال فراوان بخشيد، در حالي که قرآن، کساني را که اقوام و خويشانشان را بر پيامبر ترجيح مي‌دهند فاسق مي‌داند، توبه/24، همچنين، کساني را که برخلاف نظر خدا حکم کنند کافر و ظالم و فاسق معرفي مي‌کند، مائده/44-45-46.

    4- معاويه بمانند غاصبان قبليش بلکه شديدتر در پي تحريف دين و ملعبه ساختن آن بود، نماز جمعه در چهارشنبه خواندش که مَثَل معروفي است، ربا خواري، شراب خواري، ترک حدود الهي، إعلان ولايتعهدي يزيد، بدعت ازدواج با دو خواهر، تأسيس مدرسه جعل حديث، و مواردي از اين قبيل، فراوان در پرونده او وجود دارد، براي اطلاعات بيشتر به جلد 11 الغدير مراجعه نمائيد.

    5- يزيد نيز کفر را به آخر رسانده و با اشاره به سر بريده امام حسين عليه السلام اشعاري را مبني انکار وحي و اصل اسلام بيان کرد.

    اينها يک در هزاران و مشتي نمونه خروار بود.
    همان‌طور که ملاحظه کرديد، خلفاء غاصب براي مسائلي کم‌اهميت‌تر از اصل خلافت چطور با متن قرآن به مبارزه برخواستند، و عمل کردن بر خلاف قرآن را امري معمول و عادي جلوه داده و به مرور حساسيت مردم نيز به اين مسأله کم شد.
    ادامه دارد....
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۸/۱۲/۲۶ در ساعت ۱۳:۳۵


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود