جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بعد از اثبات امكان شهود خدا طريق وصول و دستيابى به اين كمال چيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    630
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    5 روز 23 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بعد از اثبات امكان شهود خدا طريق وصول و دستيابى به اين كمال چيست ؟




    در پاسخ مى گوييم : از آنجا كه همانا اين حقايق نسبت به آنچه كه در اين نشئه مادى و نفس بدنى است ، نسبت باطن به ظاهر مى باشد و هر خصوصيت وجودى متعلق به ظاهر، در واقع متعلق به باطن است و خود آن با معرض و بالتبع است ؛ لذا ادراك ضروريى كه نفس نسبت به خودش دارد، اولا و در واقع ، متعلق به باطن است و به عرض و تبع آن ، متعلق به خود نفس ‍ مى باشد.
    پس حقيقى كه در باطن نفس است ، نزد خود نفس ، مقدم تر و بديهى تر مى باشد از بعد ادراك از خود نفس و آنچه كه در باطن اين باطن است از آن هم پيشتر و روشن تر است و همين طور ادامه دارد تا اينكه به حقيقى مى رسد لذا براى آن دوم و غيرى متصور نمى شود و هيچ دفع كننده و منع منع كننده اى نسب به ادراك آن وجود صرف قابل تصور نيست و البته اين برهانى تمام و غيرقابل دفع رد است .
    و همچنين آشكار مى گردد كه وصول هر موجودى به كمال حقيقى خود، مستلزم فناى آن موجود است ؛ چون وصول به كمال حقيقى مستلزم فنا قيود و حدود آن در ذاتش يا در عوارضش فقط مى باشد و بر عكس اين نيز صحيح است ؛ يعنى فناى هر موجودى مستلزم بقاى حقيقت آن موجود به تنهايى است . خداوند متعال مى فرمايد:
    كل من عليها فان * ويبقى وجه ربك ذوالجلال و الاكرام (
    سوره الرحمان 55، آيه 26 - 27)
    هرچه بر( زمين ) است فانى شونده است و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.

    طريق عرفان ،ترجمه و شرح رساله الولايه ،اثر: علامه طباطبائى (ره)


    كارشناس بحث : پاسخگوي مباحث كلامي




    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۷/۰۷ در ساعت ۲۲:۵۴
    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشكر از دوست محترم
    جناب داوود توضيحاتي كه حضرت عالي از علامه طباطبايي (ره) نقل فرموديد در حد علمي بالايي است و از ظرفيت اين تاپيك فراتر است اگر بخواهيم ساده تر توضيح بدهيم مطالب زير مفيد خواهد بود:


    نخستين مسأله بايسته در سلوك الى الله، خروج از حجاب‏هاى ظلمانى است. اين حجاب‏ها، عبارت است از: حجاب تعلّق به بدن مادى، كفر، شرك و دشمنى با حق و آيات الهى، عقايد و افكار باطل و نا صحيح، اخلاق و اوصاف رذيله، حجاب عادات، اوهام و تخيّلات، تعلق و اسارت به مظاهر مادى و آنچه غير حضرت حق است و در يك عبارت كوتاه هر خصوصيت و هر رنگى كه عارض روح انسان گشته و روح را به سوى غير خداى متعال سوق داده و در جهت غير او و دورى از او و فرار از او قرار مى‏دهد، حجابى است از حجاب‏هاى ظلمانى و حجاب‏هايى كه ذكر شد و آنهايى كه ذكر نشد همه و همه به همين نحو است.

    هر يك از اين حجاب‏ها داراى واقعيت عينى و ويژگى خاصى در روح انسان است و واقعيت عينى هيچ كدام از حجاب‏ها، مانند واقعيت عينى حجاب ديگر نيست و از اين رو توجه به امور ذيل ضرورى است:

    يكم. براى خروج از هر حجاب، راه مخصوصى لازم بوده و بايد طريق به خصوصى در پيش گرفته شود و امكان ندارد از همه حجاب‏هاى ظلمانى از طريق واحدى نجات پيدا كرد. همچنين امكان ندارد در خروج از هر كدام از حجاب‏ها، طريقى را در پيش گرفت كه غير از طريق مخصوص و تعيين شده در نظام وجود است. مجاهدت‏هاى علمى و عملى لازم در خروج از آنها مجاهدت‏هاى به خصوصى است كه در نظام وجود و آفرينش تعيين و حساب شده است. اين مجاهدت‏ها در حقيقت، طرق تكوينى خروج از حجاب‏هاى ظلمانى است و نمى‏شود تكوين را عوض كرد.

    دوم. قرآن راه‏هاى خروج از حجاب‏هاى ظلمانى را- كه راههاى تكوينى، فطرى و تعيين‏شده در نظام خلقت است- دين حنيف اسلام مى‏داند.( روم ، آيه 03) آيات قرآن كريم تنها هدايت الهى را، راه تكوينى و فطرى خروج از اين حجاب‏ها مى‏داند(انعام آيه 71) و اين راه را محكم‏ترين رشته‏اى مى‏داند كه بايد به آن چنگ زد.( لقمان ، آيه 22)

    سوم. با هر نوع مجاهدت و رياضت نمى‏شود از حجاب‏هاى ظلمانى- آن چنان كه بايد- نجات پيدا كرد. با مجاهدت‏هاى انتخابى و رياضت‏هاى سليقه‏اى نمى‏توان از انواع مختلف حجاب‏ها و از ابعاد و مراتب و ريزه‏كارى‏هاى متنوع و بى شمار آنها نجات يافت.
    اين قبيل مجاهدت‏ها ممكن است به نظر خيلى سخت و تحمل آنها و مداومت بر آنها مشكل باشد ولى مسأله تنها اين نيست كه انسان رياضت بكشد و به سختى بيفتد بلكه نحوه مجاهدت و رياضت و كيفيت آن و نوع آن نيز داراى اهميت است.

    چهارم. در خروج از همه حجاب‏هاى ظلمانى، مجاهدت‏هاى ناقص علمى و عملى نتيجه مطلوب نخواهد داد بلكه در خروج از همه آنها هم علم جامع و كامل به آنچه از طريق وحى ابلاغ گرديده لازم است و هم عمل كامل و همه جانبه به آن.

    سالك الى الله بايد همه آنها را- كه از جانب خداى متعال ابلاغ گرديده- ياد بگيرد و علم و اطلاع كامل داشته و در تحصيل آنها و اطلاع كامل هيچگونه مسامحه و سستى نداشته باشد و در اين راه، مجاهدت پى‏گير و كامل كند و در اين مجاهدت (تلاش علمى) هر چه مى‏تواند سعى‏كند تا طريق الى الله را به خوبى و به نحو صحيح و جامع و به همان صورت كه از جانب خداى متعال ارائه شده‏است، بشناسد.

    حضرت باقرعليه السلام فرمود: «الكمال كل الكمال التفقه فى الدين»(اصول كافى، ج 1، باب صفة العلم و فضله و فضل العلماء، ح 4) «كمال يك انسان و نهايت كمال او، علم و بصيرت و تفقه در دين است».

    در مرحله دوّم به همه آنچه ارائه شده، عمل كند و صراط مستقيم الى الله را در همه ابعاد آن پيش گيرد.

    به هر روى، در سلوك الى الله تبعيت از طريق تعيين شده در نظام تكوين، بايسته بوده و انحراف از آن، انحراف از تكوين است.( در باب رياضت و مجاهدت و ابعاد آن نگا: مقالات همان، صص 37- 78)

    همچو آهن ز آهنى بيرنگ شو در رياضت آينه بى‏رنگ شو

    خويش را صافى كن از اوصاف خود تاببينى ذات پاك صاف خود





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    سلام علیکم جمیعا

    نقل قول نوشته اصلی توسط davud نمایش پست
    بعد از اثبات امكان شهود خدا طريق وصول و دستيابى به اين كمال چيست ؟
    این مبحث هرچند در قالب علم کلام مطرح گردیده ولی موضوعیت مبحث طی طریق عرفانی است پس از زاویه عرفان هم به آن پرداخته شود.
    البته آنچراکه از طرف دوستان بیان گردید در قالب عرفانی بود اما از دیگاه یک فیلسوف در بعد و صدر عرفان

    نکته ای که اینجا در قابل عرفان باید ذکر کرد این است که کمال و شهود
    هم شهود خداوند در صورت کمال انسانی میسر است
    هم کمال انسانی منجر به شهود خداوند میگردد.

    این مطلب بنا بر آنچه که خداوند در مسیر هدایت و سیر الی الله تعئین و تبئین نموده مقدر میگردد.
    البته در هر مرتبت شهود آن معنائی که لازمه هدایت است پیدا میکند.
    مثلا ارتباط با خداوند یک مرتبت شهود و وحدت وجود ( همه چیز را در خدا و از خدا دیدن ) مرتبتی دیگر است.
    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود