جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: براي رسيدن به ليلي مقصود، مجنون وار شو!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    براي رسيدن به ليلي مقصود، مجنون وار شو!




    داستان ليلي و مجنون براي اين نيست كه براي ما قصه بگويند.

    معناي اين قضايا اين است كه اگر شما هم بخواهيد به آن هدفي كه مورد نظر آل محمد(ع) است برسيد، بايد مجنون وار بگرديد، تا ليلي مقصودتان را در بر بگيريد.

    چقدر اين مضامين قشنگ است. اينها نيامده است كه قضيه ليلي و مجنون را براي تو بگويند.

    گر قصه عشق من و يارم بنگارند
    صد ليلي و مجنون همه بيرون رود از دل
    در قتل من اي مه بكش آهسته كمان را
    حيف است كه پيكان تو بيرون رود از دل

    اصلا ليلي و مجنون كدام است؟!!!

    اولياء خدا از همين فراز و نشيب ها و فشارهايي كه بر آنها، خوششان مي آيد.

    مورچه به حضرت سليمان(ع) گفت: محبوب من گفته است كه اگر خواهان ديدار مني، بايد اول اين تل را ويران كني.
    تو هم اگر بخواهي پروردگار را دريابي، بايد خراب شوي!

    نقش كردم رخ زيباي تو در خانه دل
    خانه ويران شد و ...
    يعني "انا عند المنكسره قلوبهم". يعني خانه شكست و آن وقت خدا درونش پيدا شد.

    او چو شيرين و منم فرهاد او
    مي كنم اين كوه را زابدال او

    شيرين و فرهاد را كه ديده اي، مجسمه هايشان را در كوه بيستون كشيده اند.
    فرهاد همين طور كه كوه را ميكند، نظرش به شيرين بود و كوه را مي كند.

    تو هم بايد پروردگار عزيز را در نظر داشته باشي و راه را طي كني، آقاجان!
    حضرت سليمان(ع) خطاب به مورچه فرمود كه تو چگونه مي تواني اين تل گندم را جا به جا كني؟
    جسم مورچه مگر چقدر قدرت دارد كه اينها را بردارد و ببرد آنجا!
    در جواب گفت: ليك معذورم كه من دلبسته ام

    چون به كوي وصل نتوان راه برد
    در ره معشوق بايد جان سپرد


    آيت الله حق شناس

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    خدایا : عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار.

    خدایا : به من قدرت تحمل عقیده مخالف را ارزانی کن .

    خدایا: رشد عقلی و علمی ، مرا از فضیلت،تعصب، احساس و اشراق محروم نسازد.

    خدایا: مرا همواره ، آگاه و هوشیار دار،تا قبل از شناختن درست کسی با فکری_ مثبت یا منفی_قضاوت نکنم .

    خدایا : جهل آ میخته با خودخواهی و حسد ، مرا ، رایگان، ابزار قتاله دشمن ، برای حمله به دوست ، نسازد .

    خدایا شهرت ،منی را که :می خواهم باشم ،قربانی منی که : می خواهند باشم ، نکند.

    خدایا : خود خواهی را چندان در من بکش ، یا بر کش ،تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم، و از آن در رنج نباشم.

    خدایا: به من تقوای ستیز بیاموز ، تا در انبوه مسئولیت ، نلغزم و از تقوای برهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نبِوسم .

    خدایا:
    به من توفیق تلاش ، در شکست ؛صبر ، در نومیدی ؛ رفتن ، بی همراه ؛ جهاد،
    بی سلاح ؛کار ، بی بِاداش؛فداکاری ، در سکوت ؛ دین ، بی دنیا ؛ مذهب ، بی
    عوام ؛عظمت ، بی نام ؛ خدمت ، بی نان ؛ ایمان ، بی ریا ؛خوبی ، بی نمود
    ؛گستاخی، بی خامی ؛مناعت ، بی غرور ؛عشق ، بی هوس؛ تنهایی، در انبوه جمعیت
    ؛ دوست داشتن ، بی آنکه دوست بداند؛ روزی کن .



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    یک شبی مجنون نمازش را شکست
    بــی وضـو در کوچه
    لیلانشســت


    عشق آن شب مست مستش کرده بود
    فـارغ از
    جــام الـستش کـرده بـود


    سـجده ای زد بـر لــب درگـاه او
    پــُر ز
    لــیلا شــد دل پــر آه او


    گـــفت یا رب از چه خوارم کرده ای
    بــــر صلیب
    عــشق دارم کرده ای


    جــام لیلا را به دسـتـم داده ای
    وندر این
    بازی شــکستم داده ای


    نشتر عشقش به جانم می زنی
    دردم از
    لیلاسـت آنم می زنی


    خسته ام زین عشق، دل خونم نکن
    من کـــه
    مجنونم تو مـجنونم نکن


    مـرد ایـن بـــازیــچـه دیگر نیستم
    این تو و
    لـــیلای تو ... مـــن نیستم


    گــفت ای دیــوانهلــیلایــت منم
    در رگ پنهان و پـیــدایــت منــم


    ســالها بـــا جــــور لیلا ســـاختی
    من کنارت بــــودم و نـــشناخـــتی


    عــشق لـــیلا در دلـت انـــداختم
    صد قمــــار عشق یکجا بــاخـــتم


    کــردمـت آواره صـحرا نـشد
    گفتم
    عاقل می شوی اما نــشد


    سوختم در حسرت یک یـا ربــت
    غیر لیلا بــر نــیــامد ازلــبت


    روز و شب او را صدا کردی ولی
    دیدم امشب با مـنی گفتم بلی


    مطمئن بودم به من سر می زنی
    در حــریم خانه ام در می زنی


    حال این لیلا که خوارت کرده بود
    درس
    عشقش بی قرارت کرده بود


    مرد راهش بــاش تا شاهت کنم
    صد چو لیلا کشته در راهت کنم

    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط معز الاولیاء نمایش پست
    خدایا : عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار.


    ...
    خدایا : عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار.

    خدایا : به من قدرت تحمل عقیده مخالف را ارزانی کن .

    خدایا: رشد عقلی و علمی ، مرا از فضیلت،تعصب، احساس و اشراق محروم نسازد.

    خدایا: مرا همواره ، آگاه و هوشیار دار،تا قبل از شناختن درست کسی با فکری_ مثبت یا منفی_قضاوت نکنم .

    خدایا : جهل آ میخته با خودخواهی و حسد ، مرا ، رایگان، ابزار قتاله دشمن ، برای حمله به دوست ، نسازد .

    خدایا شهرت ،منی را که :می خواهم باشم ،قربانی منی که : می خواهند باشم ، نکند.

    خدایا : خود خواهی را چندان در من بکش ، یا بر کش ،تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم، و از آن در رنج نباشم.

    خدایا: به من تقوای ستیز بیاموز ، تا در انبوه مسئولیت ، نلغزم و از تقوای برهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نبِوسم .

    خدایا:
    به من توفیق تلاش ، در شکست ؛صبر ، در نومیدی ؛ رفتن ، بی همراه ؛ جهاد،
    بی سلاح ؛کار ، بی بِاداش؛فداکاری ، در سکوت ؛ دین ، بی دنیا ؛ مذهب ، بی
    عوام ؛عظمت ، بی نام ؛ خدمت ، بی نان ؛ ایمان ، بی ریا ؛خوبی ، بی نمود
    ؛گستاخی، بی خامی ؛مناعت ، بی غرور ؛عشق ، بی هوس؛ تنهایی، در انبوه جمعیت
    ؛ دوست داشتن ، بی آنکه دوست بداند؛ روزی کن .

    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست


    در جوابم این چنین گفت و گریست


    لیلی مجنون فقط افسانه است


    عشق در دست حسین بن علیست

    ویرایش توسط ابدیت : ۱۳۸۹/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۳:۱۰
    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود