جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جهنم محل عبور همه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جهنم محل عبور همه




    من در مورد تفسيري كه در تفسير الميزان در مورد اين آيه سوره نبا آمده كه مي فرمايد ان جهنم كانت مرصادا سوال داشتم در تفسير آمده جهنم محل عبور همه است و در ادامه آورده است كه كسي از شما نيست مگر از جهنم عبور ميكند.
    من متوجه نميشم لطفا در اين مورد توضيح دهيد و اينكه همه شامل همه خلقت مي شود آيا استثنا دارد.
    سوال ديگرم در مورد اين آيه است كه ميفرمايد: و خلقناكم ازواجا
    لطفا در مورد اين آيه برايم توضيح دهيد.آيا منظور اين است كه هر چيزي جفت آفريده شده يعني هر انسان جفتي دارد يا اينكه در كل به نوع اشاره شده و تك تك مورد نظر نيست
    تشكر كارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۷/۱۳ در ساعت ۲۳:۵۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roya2 نمایش پست
    من در مورد تفسيري كه در تفسير الميزان در مورد اين آيه سوره نبا آمده كه مي فرمايد ان جهنم كانت مرصادا سوال داشتم در تفسير آمده جهنم محل عبور همه است و در ادامه آورده است كه كسي از شما نيست مگر از جهنم عبور ميكند.
    من متوجه نميشم لطفا در اين مورد توضيح دهيد و اينكه همه شامل همه خلقت مي شود آيا استثنا دارد.



    با سلام و درود


    آیه شریفه:

    «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيًّا»

    و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى‏شويد اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مى‏بخشيم و ظالمان را - در حالى كه (از ضعف و ذلّت) به زانو درآمده‏اند - در آن رها مى‏سازيم. (مریم، 71 و 72)


    ********



    در تفسير اين دو آيه در ميان مفسران گفتگوى دامنه‏دارى است، بر اساس اين كه منظور از ورود چيست؟


    بعضى از مفسران معتقدند كه "ورود" در اين جا به معنى نزديك شدن و اشراف پيدا كردن است، يعنى همه مردم، خوبان و بدان، بدون استثنا براى حسابرسى يا براى مشاهده سرنوشت نهايى بدكاران، به كنار جهنم مى‏آيند، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مى‏بخشد و ستمگران را در آن رها مى‏كند.


    آنها براى اين تفسير به آيه 23 سوره قصص استدلال مى‏كنند «وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ ...» هنگامى كه موسى كنار آب مدين رسيد ...؛ كه در اينجا نيز ورود به همان معنى است.


    تفسير دومى كه اكثر مفسران آن را انتخاب كرده‏اند اين است كه "ورود" در اينجا به معنى دخول است و به اين ترتيب همه انسانها بدون استثناء، نيك و بد، وارد جهنم مى‏شوند، منتها دوزخ بر نيكان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه كه آتش نمرود بر ابراهيم (يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ)

    چرا كه آتش با آنها سنخيت ندارد گويى از آنان دور مى‏شود و فرار مى‏كند، و هر جا آنها قرار مى‏گيرند خاموش مى‏گردد، ولى دوزخيان كه تناسب با آتش دوزخ دارند هم چون ماده قابل اشتعالى كه به آتش برسد فورا شعله‏ور مى‏شوند.


    ظاهر آيه فوق با تفسير دوم هماهنگ است، زيرا معنى اصلى ورود، دخول است و غير آن نياز به قرينه دارد، علاوه بر اين جمله "ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا" (سپس پرهيزگاران را نجات مى‏دهيم) هم چون جمله "نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها" (ستمگران را در آن وا مى‏گذاريم) همه شاهد براى اين معنى است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۷/۱۴ در ساعت ۲۰:۴۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ادامه


    بعلاوه روايات متعددى در تفسير آيه رسيده است كه اين معنى را كاملا تقويت مى‏كند:


    از جمله از "جابر بن عبد اللَّه انصارى" چنين نقل شده كه شخصى از او در باره اين آيه پرسيد، جابر با هر دو انگشت به دو گوشش اشاره كرد و گفت:

    مطلبى با اين دو گوش خود از پيامبر (ص) شنيدم كه اگر دروغ بگويم هر دو كر باد! مى‏فرمود: "الورود الدخول، لا يبقى بر و لا فاجر لا يدخلها فيكون على المؤمنين بردا و سلاما كما كانت على ابراهيم حتى ان للنار- او قال لجهنم- ضجيجا من بردها، ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا"

    یعنی ورود در اين جا به معنى دخول است هيچ نيكوكار و بدكارى نيست مگر اينكه داخل جهنم مى‏شود، آتش در برابر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه كه بر ابراهيم بود، تا آن جا كه "آتش"- يا "جهنم"- (ترديد از جابر است) از شدت سردى فرياد مى‏كشد، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مى‏بخشد و ظالمان را در آن ذليلانه رها مى‏كند. (نور الثقلين جلد 3 صفحه 353- 353)


    در حديث ديگرى از پيامبر (ص) مى‏خوانيم: "تقول النار للمؤمن يوم القيامه جز، يا مؤمن! فقد اطفا نورك لهبى"؛ آتش به فرد با ايمان روز قيامت مى‏گويد زودتر از من بگذر كه نورت، شعله مرا خاموش كرد! (همان)


    اين معنى از بعضى ديگر از روايات نيز استفاده مى‏شود. تعبير پر معنايى كه در باره پل صراط در روايات آمده كه آن بر روى جهنم كشيده شده، از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است نيز شاهد و گواه ديگرى بر اين تفسير است. (تفسير نور الثقلين جلد 5، صفحه 572 ، ذيل آيه 14سوره فجر)


    _________________
    (تفسير نمونه، ج‏13، ص 118)





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    فلسفه اين كار از نظر حكمت پروردگار چيست؟

    بعلاوه آيا مؤمنان از اين كار آزار و عذابى نمى‏بينند؟



    پاسخ اين سؤال كه از هر دو جنبه در روايات اسلامى وارد شده است، با كمى دقت روشن مى‏شود:


    در حقيقت مشاهده دوزخ و عذاب هاى آن، مقدمه‏اى خواهد بود كه مؤمنان از نعمت هاى خداداد بهشت حداكثر لذت را ببرند، چرا كه "قدر عافيت را كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد" (و بالاضداد تعرف الاشياء)


    در اينجا مؤمنان گرفتار مصيبت نمى‏شوند، بلكه تنها صحنه مصيبت را مشاهده مى‏كنند و همان گونه كه در روايات آمده آتش بر آنها سرد و سالم مى‏شود و نور آنها شعله آتش را تحت الشعاع قرار مى‏دهد.


    بعلاوه آنها چنان سريع و قاطع از آتش مى‏گذرند كه كمترين اثرى در آنها نمى‏تواند داشته باشد، همان گونه كه در حديثى از پيامبر (ص) نقل شده است كه فرمودند:

    "يرد الناس النار ثم يصدرون باعمالهم فاولهم كلمع البرق، ثم كمر الريح، ثم كحضر الفرس، ثم كالراكب، ثم كشد الرجل، ثم كمشيه"

    یعنی مردم همگى وارد آتش (دوزخ) مى‏شوند سپس بر حسب اعمالشان از آن بيرون مى‏آيند، بعضى هم چون برق، سپس كمتر از آن هم چون گذشتن تندباد، بعضى هم چون دويدن شديد اسب، بعضى هم چون سوار معمولى، بعضى هم چون پياده‏اى كه تند مى‏رود، و بعضى هم چون كسى كه معمولى راه مى‏رود. (نور الثقلين ج 3 ص 353)


    و از اين گذشته دوزخيان نيز از مشاهده اين صحنه كه بهشتيان با چنان سرعتى مى‏گذرند و آنها مى‏مانند، مجازات بيشترى مى‏بينند.


    _________
    (تفسير نمونه، ج‏13، ص 121)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0







    اما مطالبی چند از نظرات مرحوم علامه طباطبایی(ره):



    1. حق مطلب اين است كه ورود بر بيش از حضور و اشراف (البته اختيارى) دلالت ندارد، از كتب لغت معنايى بيش از اين برايش استفاده نمى‏شود، پس جمله" وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها" به بيش از قصد و حضور و اشراف دلالت ندارد كه اين با جمله" ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا" كه دلالت بر دخول تمام مردم يا ستمكاران در جهنم دارد، منافات ندارد.


    عبارت نجات دادن متقين دلالت ندارد بر اينكه آنان نيز با ظالمان داخل آتش باشند، چون نجات دادن بدون داخل بودن نيز متحقق مى‏شود مثل اينكه در شرف دخول باشند.(ترجمه الميزان، ج‏14، ص: 124)


    2. معناى اين دو آيه چنين است كه: هيچ يك از شما - متقيان و ظالمان- نيست، مگر آنكه به زودى در لبه و پرتگاه آتش قرار مى‏گيريد، و اين قرار دادن شما در پرتگاه آتش واجبى حتمى بر پروردگارت شده، آن گاه كسانى را كه تقوى داشته‏اند نجات داده، ظالمان را در آن باقى مى‏گذاريم، به خاطر اين كه ظلم كردند، و ايشان هم چنان به زانو در آمده، باقى مى‏مانند.( ترجمه الميزان، ج‏14، ص: 125)


    3. ظاهر بعضى روايات اين است كه ورود به آتش به معناى عبور از آن است، در نتيجه روايات مذكور با رواياتى كه در باره صراط وارد شده منطبق مى‏شود، چون در روايات صراط آمده كه صراط پلى است كه روى آتش كشيده شده، مردم همه مامور مى‏شوند از آن عبور كنند، چه نيكان و چه فجار، الا اينكه نيكان از آن عبور مى‏كنند، و فجار در آتش مى‏افتند. و از صدوق در اعتقاداتش آمده كه آيه مورد بحث را بر همان صراط حمل كرده است. (اعتقادات صدوق‏)


    4. در مجمع البيان (مجمع البيان، ج 3، ص 526) آمده است كه بعضى گفته‏اند: فائده ورود به آتش همان است كه در بعضى اخبار هم روايت شده كه خداى تعالى احدى را داخل بهشت نمى‏كند مگر بعد از آنكه آتش را به او نشان دهد تا عذاب‏هاى آن را ببيند و در نتيجه قدر تفضل خدا و نعيم بهشت را بداند و بيشتر خوشحال و مسرور شود، و هم چنين هيچ كس را داخل جهنم نمى‏كند مگر بعد از آن كه او را به بهشت مشرف كند تا نعمت‏هاى بهشت و ثواب‏هاى آن را ببيند، و در نتيجه در جهنم عقوبتشان سخت‏تر و حسرتشان بر فوت بهشت و نعيم آن بيشتر شود. (ترجمه الميزان، ج‏14، ص 127)


    5. عذاب چيزى است كه لازمه بشر و اصل در سرنوشت و نزديك به او است، و تنها عاملى كه مى‏تواند آن را از انسان دور بسازد و بر گرداند ايمان و تقوا است، هم چنان كه آيه زير نيز به اين معنا اشاره نموده و مى‏فرمايد:" وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا"


    6. فطرت اصلى انسانيت نسبت به تألم از آتش، هرگز در انسانها از كار نمى‏افتد، و روزى نخواهد رسيد كه انسانى داراى چنين فطرتى نباشد، يعنى در آتش بيفتد و ناراحت نشود، و در آتش بودن و از آتش در آمدن برايش فرق نكند، و به منظور بيرون آمدن از آتش تلاشى نكند.( ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 537)






    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roya2 نمایش پست
    سوال ديگرم در مورد اين آيه است كه ميفرمايد: و خلقناكم ازواجا
    لطفا در مورد اين آيه برايم توضيح دهيد.آيا منظور اين است كه هر چيزي جفت آفريده شده يعني هر انسان جفتي دارد يا اينكه در كل به نوع اشاره شده و تك تك مورد نظر نيست


    با سلام و درود


    «وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً»؛ و شما را بصورت زوجها آفريديم! (نبأ، 8)


    "ازواج" جمع "زوج" به معنى جفت، و جنس "مذكر و مؤنث" است، و آفرينش انسان از اين دو جنس؛ علاوه بر اينكه ضامن بقاى نسل او است، سبب آرامش جسم و جان او محسوب مى‏شود، چنان كه در آيه 21 سوره روم مى‏خوانيم:


    «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ از نشانه‏هاى (عظمت) خداوند اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش بيابيد، و در ميان شما محبت و رجعت قرار داد.


    و به تعبير ديگر جنس مذكر و مؤنث هر كدام مكمل وجود ديگرى و بر طرف كننده كمبودهاى طرف مقابل مى‏باشد.


    و از آنجا كه "ازواج" در لغت به معنى "اصناف و انواع" نيز آمده، بعضى اين آيه را اشاره به اصناف مختلف انسانها مى‏دانند، و تفاوت هايى كه از نظر رنگ و نژاد و روحيات و استعدادهاى مختلف در ميان انسانها است كه آن نيز از نشانه‏هاى عظمت حق و مايه تكامل جامعه انسانى است.( تفسير نمونه، ج‏26، ص 18)



    علامه طباطبایی(ره) نیز در این زمینه می فرماید:

    "وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً" يعنى ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفريديم، تا سنت ازدواج و تناسل در بينتان جريان يابد، در نتيجه نوع بشر تا روزى كه خدا خواسته باشد باقى بماند.


    بعضى گفته‏اند: مراد از ازواج، اشكال است، يعنى ما شما را شكل هم خلق كرديم.
    بعضى ديگر گفته‏اند: يعنى ما شما را اصناف مختلف سفيد و سياه و سرخ و زرد خلق كرديم.
    بعضى ديگر گفته‏اند: معنايش اين است كه خلقت هر يك نفر از شما از دو نطفه مرد و زن بوده.


    ولى اين وجوه ضعيفند. (ترجمه الميزان، ج‏20، ص 262)






    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشکر از شما پس این آیه به تضمین کننده این نیست که هر کس در این دنیا دارای جفت است همانند حضرت معصومه و حضرت مریم

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با سلام ودرود


    خیر، مراد تک تک افراد نیست، بلکه اشاره به آفرینش و خلقت نوع انسان دارد.


    به عنوان مثال، ازدواج نکردن حضرت معصومه سلام الله علیها، می تواند از جهات دیگر مورد بررسی قرار گیرد؛ و به این معنا نیست که خداوند هیچ زوجی برای ایشان نیافریده است.







    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    این که در قرآن آمده جهنم محل عبور همه است، آیا شامل همه افراد می شود و یا استثناء هم دارد؟

    پاسخ:
    «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا * ثُمَّ نُنَجِّي الَّذينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيًّا»؛ و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى ‏شويد اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! سپس آن ها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مى ‏بخشيم و ظالمان را - در حالى كه (از ضعف و ذلّت) به زانو درآمده‏اند - در آن رها مى ‏سازيم.(1)

    بیان تفسیری:
    در تفسير اين دو آيه در ميان مفسران گفتگوى دامنه ‏دارى است، بر اساس اين كه منظور از ورود چيست؟
    بعضى از مفسران معتقدند كه "ورود" در اين جا به معنى نزديک شدن و اشراف پيدا كردن است، يعنى همه مردم، خوبان و بدان، بدون استثنا براى حسابرسى يا براى مشاهده سرنوشت نهايى بدكاران، به كنار جهنم مى ‏آيند، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مى ‏بخشد و ستمگران را در آن رها مى‏ كند.
    آن ها براى اين تفسير به آيه 23 سوره قصص استدلال مى ‏كنند «وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ ...» هنگامى كه موسى كنار آب مدين رسيد ...؛ كه در اين جا نيز ورود به همان معنى است.
    تفسير دومى كه اكثر مفسران آن را انتخاب كرده ‏اند اين است كه "ورود" در اين جا به معنى دخول است و به اين ترتيب همه انسان ها بدون استثناء، نيک و بد، وارد جهنم مى ‏شوند، منتها دوزخ بر نيكان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه كه آتش نمرود بر ابراهيم: «يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِيمَ».
    چرا كه آتش با آن ها سنخيت ندارد گويى از آنان دور مى ‏شود و فرار مى ‏كند، و هر جا آن ها قرار مى ‏گيرند خاموش مى ‏گردد، ولى دوزخيان كه تناسب با آتش دوزخ دارند هم چون ماده قابل اشتعالى كه به آتش برسد فورا شعله ‏ور مى ‏شوند.
    ظاهر آيه فوق با تفسير دوم هماهنگ است، زيرا معنى اصلى ورود، دخول است و غير آن نياز به قرينه دارد، علاوه بر اين جمله «ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا» (سپس پرهيزگاران را نجات مى ‏دهيم) هم چون جمله «نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها» (ستمگران را در آن وا مى ‏گذاريم) همه شاهد براى اين معنى است.
    بعلاوه روايات متعددى در تفسير آيه رسيده است كه اين معنى را كاملا تقويت مى ‏كند:
    از جمله از "جابر بن عبد اللَّه انصارى" چنين نقل شده كه شخصى از او در باره اين آيه پرسيد، جابر با هر دو انگشت به دو گوشش اشاره كرد و گفت: مطلبى با اين دو گوش خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) شنيدم كه اگر دروغ بگويم هر دو كر باد، مى ‏فرمود: "الورود الدخول، لا يبقى بر و لا فاجر لا يدخلها فيكون على المؤمنين بردا و سلاما كما كانت على ابراهيم حتى ان للنار ـ او قال لجهنم ـ ضجيجا من بردها، ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا"؛ یعنی ورود در اين جا به معنى دخول است، هيچ نيكوكار و بدكارى نيست مگر اين كه داخل جهنم مى ‏شود، آتش در برابر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود، همان گونه كه بر ابراهيم بود، تا آن جا كه "آتش" ـ يا "جهنم" ـ (ترديد از جابر است) از شدت سردى فرياد مى ‏كشد، سپس خداوند پرهيزگاران را رهايى مى ‏بخشد و ظالمان را در آن ذليلانه رها مى ‏كند.(2)
    در حديث ديگرى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى ‏خوانيم: "تقول النار للمؤمن يوم القيامه جز، يا مؤمن! فقد اطفا نورك لهبى"؛ آتش به فرد با ايمان روز قيامت مى ‏گويد زودتر از من بگذر كه نورت، شعله مرا خاموش كرد.(3)
    اين معنى از بعضى ديگر از روايات نيز استفاده مى‏ شود. تعبير پر معنايى كه در باره پل صراط در روايات آمده كه آن بر روى جهنم كشيده شده، از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است(4) نيز شاهد و گواه ديگرى بر اين تفسير است.(5)

    ممکن است پرسیده شود فلسفه این کار چیست؟ و آیا مؤمنین از این کار آزار و عذابی نمی بینند؟ که در جواب باید گفت در حقيقت، مشاهده دوزخ و عذاب هاى آن، مقدمه‏ اى خواهد بود كه مؤمنان از نعمت هاى خداداد بهشت حداكثر لذت را ببرند، چرا كه "قدر عافيت را كسى داند كه به مصيبتى گرفتار آيد" (و بالاضداد تعرف الاشياء). البته در اين جا مؤمنان گرفتار مصيبت نمى ‏شوند، بلكه تنها صحنه مصيبت را مشاهده مى ‏كنند و همان گونه كه در روايات آمده آتش بر آن ها سرد و سالم مى‏ شود و نور آن ها شعله آتش را تحت الشعاع قرار مى‏ دهد.
    بعلاوه آن ها چنان سريع و قاطع از آتش مى ‏گذرند كه كمترين اثرى در آن ها نمى ‏تواند داشته باشد، همان گونه كه در حديثى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرمودند: "يرد الناس النار ثم يصدرون باعمالهم فاولهم كلمع البرق، ثم كمر الريح، ثم كحضر الفرس، ثم كالراكب، ثم كشد الرجل، ثم كمشيه"؛ یعنی مردم همگى وارد آتش (دوزخ) مى ‏شوند سپس بر حسب اعمالشان از آن بيرون مى ‏آيند، بعضى هم چون برق، سپس كمتر از آن هم چون گذشتن تندباد، بعضى هم چون دويدن شديد اسب، بعضى هم چون سوار معمولى، بعضى هم چون پياده ‏اى كه تند مى ‏رود، و بعضى هم چون كسى كه معمولى راه مى ‏رود.(6)
    و از اين گذشته دوزخيان نيز از مشاهده اين صحنه كه بهشتيان با چنان سرعتى مى ‏گذرند و آن ها مى‏ مانند، مجازات بيشترى مى ‏بينند.(7)

    در ادامه توجه شما را به مطالبی چند از نظرات علامه طباطبایی(ره) جلب می کنم:
    1. حق مطلب اين است كه ورود بر بيش از حضور و اشراف (البته اختيارى) دلالت ندارد. از كتب لغت معنايى بيش از اين برايش استفاده نمى ‏شود، پس جمله «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها» به بيش از قصد و حضور و اشراف دلالت ندارد كه اين با جمله «ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا» كه دلالت بر دخول تمام مردم يا ستمكاران در جهنم دارد، منافات ندارد.
    عبارت نجات دادن متقين دلالت ندارد بر اين كه آنان نيز با ظالمان داخل آتش باشند، چون نجات دادن بدون داخل بودن نيز متحقق مى ‏شود، مثل اين كه در شرف دخول باشند.(8)
    2. معناى اين دو آيه چنين است كه: هيچ يک از شما ـ متقيان و ظالمان ـ نيست، مگر آن كه به زودى در لبه و پرتگاه آتش قرار مى ‏گيريد، و اين قرار دادن شما در پرتگاه آتش، واجبى حتمى بر پروردگارت شده، آن گاه كسانى را كه تقوى داشته‏ اند نجات داده، ظالمان را در آن باقى مى‏ گذاريم، به خاطر اين كه ظلم كردند، و ايشان هم چنان به زانو در آمده، باقى مى ‏مانند.(9)
    3. ظاهر بعضى روايات اين است كه ورود به آتش به معناى عبور از آن است، در نتيجه روايات مذكور با رواياتى كه در باره صراط وارد شده منطبق مى ‏شود، چون در روايات صراط آمده كه صراط پلى است كه روى آتش كشيده شده، مردم همه مامور مى‏ شوند از آن عبور كنند، چه نيكان و چه فجار، الا اين كه نيكان از آن عبور مى‏ كنند، و فجار در آتش مى ‏افتند. و از صدوق در اعتقاداتش آمده كه آيه مورد بحث را بر همان صراط حمل كرده است.(10‏)
    4. در مجمع البيان(11) آمده است كه بعضى گفته ‏اند فائده ورود به آتش همان است كه در بعضى اخبار هم روايت شده كه خداى تعالى احدى را داخل بهشت نمى‏ كند مگر بعد از آن كه آتش را به او نشان دهد تا عذاب ‏هاى آن را ببيند و در نتيجه قدر تفضل خدا و نعيم بهشت را بداند و بيشتر خوشحال و مسرور شود. و هم چنين هيچ كس را داخل جهنم نمى ‏كند مگر بعد از آن كه او را به بهشت مشرف كند تا نعمت ‏هاى بهشت و ثواب ‏هاى آن را ببيند، و در نتيجه در جهنم عقوبتشان سخت‏تر و حسرتشان بر فوت بهشت و نعيم آن بيشتر شود.(12)
    5. عذاب چيزى است كه لازمه بشر و اصل در سرنوشت و نزديک به او است، و تنها عاملى كه مى ‏تواند آن را از انسان دور بسازد و بر گرداند ايمان و تقوا است.
    6. فطرت اصلى انسانيت نسبت به تألم از آتش، هرگز در انسان ها از كار نمى ‏افتد، و روزى نخواهد رسيد كه انسانى داراى چنين فطرتى نباشد، يعنى در آتش بيفتد و ناراحت نشود، و در آتش بودن و از آتش در آمدن برايش فرق نكند، و به منظور بيرون آمدن از آتش تلاشى نكند.(13)


    ________
    (1) مریم/ 71 و 72.
    (2) نورالثقلين، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج 3، ص 353.
    (3) همان.
    (4) نورالثقلين، ج 5، ص 572 ، ذيل آيه 14سوره فجر.
    (5) تفسير نمونه، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏13، ص 118.
    (6) نورالثقلين ج 3، ص 353.
    (7) تفسير نمونه، ج ‏13، ص 121.
    (8) ترجمه الميزان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏14، ص 124.
    (9) همان، ص 125.
    (10) اعتقادات صدوق، به نقل از همان.
    (11) مجمع البيان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج 3، ص 526.
    (12) ترجمه الميزان، ج ‏14، ص 127.
    (13) همان، ج ‏5، ص 537.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۵/۱۲ در ساعت ۱۹:۰۶ دلیل: همکار ویراستار تدوین

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود