جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گوساله پرستي قوم موسي در سوره اعراف و طه(تفسير نور)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    335
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0

    گوساله پرستي قوم موسي در سوره اعراف و طه(تفسير نور)




    وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى‏ مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ‏يَرَوْاْ أَنَّهُ لَايُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَلِمِينَ‏(اعراف/148)


    و قوم موسى پس از (رفتن) او (به كوه طور) از زيورهاى خود مجسّمه‏ى گوساله‏اى (ساختند و به پرستش) گرفتند كه صداى گاو داشت، آيا نديدند كه آن با آنان سخن نمى‏گويد و به راهى هدايتشان نمى‏كند؟ آن را (به پرستش) گرفتند در حالى كه ستمكار بودند.

    «عِجل»، به گوساله‏ى نر گفته مى‏شود و كلمه‏ى «حُلّى»، به معناى زيورآلات است و «خُوار» صداى مخصوص گاو است.
    امام باقر عليه السلام فرمود: حضرت موسى عليه السلام به خدا گفت: سامرى، گوساله‏اى از طلا براى مردم ساخته است، امّا صداى آن از چيست؟ وحى آمد كه اين وسيله‏ى آزمايش مردم است، «ياموسى انّ تلك فتنة فلاتفحص عنها»، قرآن نيز مى‏فرمايد: «اِن هى الاّ فتنتك تضلّ بها من تشاء و تهدى من تشاء»
    قرآن، به مسأله‏ى گوساله‏پرستى بنى‏اسرائيل، در چهار سوره اشاره نموده است.
    البتّه گوساله‏پرستى بنى‏اسرائيل زمينه‏هاى فرهنگى، اجتماعى داشت،
    عوامل انحراف چند چيز است:
    1- نبود رهبرى يا غيبت او.
    2- جهل و ناآگاهى مردم.
    3- عالمان و هنرمندان منحرف و سوء استفاده از علم و هنر.
    4- زيبايى و زرق و برق ظاهرى.
    5 - سر و صدا و تبليغات كاذب.
    در آيه 87 سوره‏ى طه، ساختن گوساله به سامرى نسبت داده شده است، امّا شگفت آنكه در تورات، به هارون نسبت داده شده است؟! البتّه در اين آيه به قوم موسى نسبت داده شده است، زيرا بسيارى از كار او راضى بودند و او را يارى نمودند.

    وَلَمَّا سُقِطَ فِى أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَسِرِينَ‏(اعراف /149)


    و چون (ارزش گوساله‏پرستى) در نزدشان سقوط كرد (و پشيمان شدند) و ديدند كه قطعاً گمراه شده‏اند، گفتند: البتّه اگر پروردگارمان به ما رحم نكند و ما را نبخشايد، ما از زيانكاران خواهيم بود.

    چون معمولا انسان به هنگام ندامت و پشيمانى، چانه‏ى خود را بر دستانش قرار مى‏دهد و فكر مى‏كند، چنانكه گويا در دست خود فرو افتاده است، لذا قرآن مى‏فرمايد: «سُقط فى ايديهم» وشايد كنايه از اين باشد كه گوساله در جلو آنان ساقط شد واز بين رفت، چنانكه مى‏خوانيم: «و انظُر اِلهك الّذى ظَلتَ عليه عاكفاً لَنُحرِّقَنّه ثمّ لَننسِفَنّه فى اليَمّ نَسفاً»

    وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى‏ إِلَى‏ قَوْمِهِ غَضْبَنَ أَسِفاً قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِى مِن بَعْدِى أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كَادُواْ يَقْتُلُونَنِى فَلَا تُشْمِتْ بِىَ الْأَعْدَآءَ وَلَا تَجْعَلْنِى مَعَ الْقَوْمِ الظَّلِمِينَ‏(اعراف /150)

    و همين كه موسى (از كوه طور) به سوى قوم خود برگشت ، به حال خشم و تأسّف گفت: پس از من بد جانشينانى برايم بوديد، آيا بر فرمان پروردگارتان (كه ده شب ماندن مرا تمديد كرد)، پيشى گرفتيد؟ آنگاه الواح (تورات) را افكند و (از شدّت غضب، موى) سر برادرش را گرفت و به سوى خود كشيد. (هارون) گفت: اى فرزند مادرم! حقيقت اين است كه اين گروه مرا در ضعف قرار داده (به حرفم گوش ندادند) ونزديك بود مرا بكشند. پس (من بى‏گناهم و) كارى نكن كه دشمنان را به شماتتم برخيزاند (و شاد شوند) و مرا با ستمگران قرار مده.

    پس از مخالفت‏هايى كه با حضرت على عليه السلام صورت گرفت، روزى آن حضرت خطاب به مردم فرمود: سيره و الگوى من انبيا هستند... امّا الگوى من از برادرم هارون اين است كه هارون به برادرش فرمود: «يابن امّ انّ القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى»، حال اگر بگوييد او را به استضعاف نكشيدند و خوار نكردند و براى قتل او هيچ اقدامى نكردند، منكر قرآن شده‏ايد و اگر همان باشد و شما آن را پذيرفتيد، پس هارون معذور بوده و سكوتش لازم بوده است. چنانكه پيامبر صلى الله عليه وآله نيز به آن حضرت فرمودند: «يا على... فانّك منّى بمنزلة هارون من موسى و لك بهارون اسوة اذ استضعفه قومه و كادوا يقتلونه» پس تو نيز در برابر دشمنى قريش صبر پيشه كن.
    پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: حضرت موسى براى نشان دادن نهايت ناراحتى خود، هنگامى كه به ميان مردم رسيد، آن رفتار توبيخ آميز را با هارون نمود وگرنه خداوند به موسى در كوه طور گوساله‏پرستى قومش را خبر داده بود.


    قَالَ رَبِ‏ّ اغْفِرْلِى وَلِأَخِى وَأَدْخِلْنَا فِى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِينَ‏(اعراف/151)


    (چون خشم موسى فرو نشست) گفت: پروردگارا! من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خويش وارد كن و تو مهربان‏ترين مهربانانى.

    آمرزش‏خواهى حضرت موسى عليه السلام يا براى درس دادن به ديگران است، يا به خاطر آنكه در ميان مردم به هارون پرخاش كرده است. «ربّ اغفر لى و لاخى» البتّه حضرت موسى با بيان اين جمله، برخورد عاطفى هارون را كه گفت: «يابن امّ» پاسخ بهترى داد.

    إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِى الْحَيَو ةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِى الْمُفْتَرِينَ‏(اعراف 152)


    قطعاً كسانى كه گوساله را (به پرستش) گرفتند، به زودى خشمى از سوى پروردگارشان و ذلّتى در زندگى دنيا به آنان خواهد رسيد و اين گونه دروغ‏پردازان را كيفر مى‏دهيم.

    از آيه 149 بر مى‏آمد كه بنى‏اسرائيل از كرده‏ى خود پشيمان شدند. اين آيه نشان مى‏دهد كه توبه‏ى آنان پذيرفته نشد، مگر به نحوى كه در آيه 54 سوره بقره بيان شده كه براى توبه بايد يكديگر را بكشند. «انّكم ظلمتم أنفسكم باتّخاذكم العجل فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا أنفسكم» آرى، توبه‏ى ارتداد و گوساله‏پرستى پس از حقّ‏پرستى، گفتن «أستغفر اللّه» نيست، بلكه بايد همديگر را با دست خود اعدام كنند تا اين حركت در روش مبارزه با شرك فرهنگ شده و در نسل‏ها بماند.


    سوره طه

    وَمَآ أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ يَا مُوسَى‏
    قَالَ هُمْ أُوْلَاءِ عَلَى‏ أَثَرِى وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِ‏ّ لِتَرْضَى‏
    قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِىُ‏(طه /83 تا 85)


    اى موسى! چه چيز سبب تعجيل (و پيشى‏گرفتن) تو از قومت شد؟! (چرا زودتر به وعدگاه آمدى؟)
    (موسى) گفت: آنها (قوم من) به دنبال من هستند و پروردگارا! براى خشنودى تو به سوى تو شتاب كردم.
    (خداوند) فرمود: همانا ما قوم تو را بعد از (آمدن) تو آزمايش كرديم و سامرى آنها را گمراه كرد.


    قَالُواْ مَآ أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَآ أَوْزَاراً مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَ لِكَ أَلْقَى السَّامِرِىُ(طه/87)

    گفتند: ما به ميل و اراده‏ى خود خلاف وعده نكرديم، وليكن از زيور آلات قومِ (فرعون، چيزها و) بارهايى بر ما نهاده شد، پس ما آنها را (در آتش) افكنديم پس اينگونه سامرى (بر ما) القا كرد.

    فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَّهُ خُوَارٌ فَقَالُواْ هَذَآ إِلَهُكُمْ وَ إِلَهُ مُوسَى‏ فَنَسِىَ
    أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً‏(طه /88و 89)


    پس (سامرى) براى آنها پيكر گوساله‏ى نرى كه داراى صدايى بود پديد آورد، آنگاه (با پيروانش به مردم) گفتند: اين خداى شما و خداى موسى است. پس سامرى (خدا و همه‏ى تعليمات موسى را) فراموش كرد.
    پس آيا نمى‏بينند كه (اين گوساله) برايشان پاسخى ندارد و مالك (هيچ گونه) سود و زيانى براى آنها نيست؟!


    از جمله هنرهاى سامرى اين بود كه چگونگى ساخت گوساله را به مردم نشان نداد و مردم يكدفعه با پيكر گوساله‏اى صدادار مواجه شدند. «فاخرج»
    بنى‏اسرائيل نينديشيدند كه اگر گوساله قابل پرستيدن است، خود سامرى كه سازنده‏ى آن است به طريق اولى قابل پرستش است.


    قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِىُ‏
    قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُواْ بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَ لِكَ سَوَّلَتْ لِى نَفْسِى(طه/95 و 96)


    گفت: اى سامرى! (منظور تو از) اين كار (و فتنه‏ى) بزرگ كه كردى چيست؟
    گفت: من به چيزى پى بردم كه (ديگران) به آن پى نبردند، پس من مشتى از آثار رسول (حقّ) را بر گرفتم، پس آن را (در گوساله) افكندم و اين گونه نفسم اين كار را در نظرم بياراست (وفريب داد).


    بر طبق تفاسير الميزان، فرقان ونمونه، مراد سامرى از «قَبَضتُ قبضة من أثر الرّسول» آن است كه من مقدارى از آثار موسى را فراگرفته و بر آن مؤمن شدم، سپس آن را رها كرده وگوساله را ساختم و قهراً جمله‏ى «بَصُرتُ بمالم يبصروا» يعنى به طرحى براى انجام اين كار پى بردم كه ديگران از آن غافل بودند واين معنا باحديث فوق‏مناسب‏تر است.

    قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِى الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَّن تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى‏ إِلَهِكَ الَّذِى ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفاً لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِى الْيَمِ‏ّ نَسْفاً
    إِنَّمَآ إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً(طه 97 و 98)


    گفت: پس برو (دور شو)، پس همانا بهره‏ى تو در دنيا اين است كه (به دردى مبتلا خواهى شد كه دائماً) مى‏گويى: «به من دست نزنيد» و همانا براى تو (در آخرت) ميعادگاهى است‏كه هرگز از آن تخلّف نخواهد شد. و (اكنون) به سوى معبودت كه پيوسته آن‏را پرستش مى‏كردى نگاه كن، ما حتماً آن را مى‏سوزانيم (و) سپس خاكستر و ذرّات آن را به دريا خواهيم پاشيد.
    (اى قوم من!) همانا معبود شما «اللّه» است كه معبودى جز او نيست (و)علم او همه چيز را فرا گرفته است.


    در تفاسير مجمع‏البيان و صافى حديثى آمده است كه حضرت موسى عليه السلام قصد داشت تا سامرى را به قتل برساند، امّا خداوند به او وحى فرمود كه چون سامرى مرد سخاوتمندى است از كشتن او صرف‏نظر نما، از اين روى موسى عليه السلام با جمله «فاذهب» او را از ميان قوم بنى اسرائيل طرد كرد.
    كلمه «لامساس» به معناى گرفتار شدن به بيمارى است كه به هيچ وجه احدى با او تماس نگيرد. سرانجام سامرى به يك بيمارى روانى گرفتار شد كه از مردم فرار مى‏كرد وهركس به او نزديك مى‏شد فرياد مى‏زد: «لامساس» دور شو، دور شو.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد ایا سامری گفت رسول یا نگفت رسول




    به نام خدا

    گوساله سامری با طلا و جواهر ساخته شد باید بررسی کنیم که سامری از کجا می دانست که موفق می شود موضوع بر می گردد به خاطرات سامری او اثری از رسول را برداشت و همراه داشت ایا لفظ رسول لفظ سامری است یا اینکه خدا ان لفظ را کامل کرده است در قران خدا نقل قول نمی کند بلکه جمله را تغییر میدهد و به بهترین صورت در می اورد

    در ان وقت هم سامری اثر چیزی را با خود داشت که نمیدانست او رسول است درستش این است که سامری گفت هنگامی که تو از خدا خواستی که راهی را نشان دهد که ما بتوانیم قاتل را شناسایی کنیم خدا به تو گفت گاو خاصی را بکشید این بقره زرین و طلایی رنگ بود پس از این که بنی اسرائیل گاو طلایی را کشتند بدستور تو بخشی از گاو را به بدن مقتول زدند با این کار مقتول جان گرفت و قاتل خود را معرفی کرد خدا جمله سامری را در یک عبارت کوتاه بیان کرد و ان این است که سامری گفت اثری از رسول را برداشتم و نزد خود نگه داشتم

    این رسول همان بقره طلایی است که با کشتن او مردگان زنده می شوند سوال این است که چرا خدا بقره را رسول نامیده است زیرا این بقره یا همان گاو زرین گذشته رسول انسانی است ( منظورش این نیست که ان گاو رسول است منظورش این است که این گاو در اینده زمین به شکل انسان ظاهر می شود و خدا او را رسول و مامور خود میداند) +(یعنی رسول امروزدر زمان موسی بقره طلایی بوده است)

    این یک مطلب جدید است که هر انسانی در گذشته حیوانی بوده است شباهت گاو زرین با رسول در نحوه زنده ساختن مردگان است همانطور که همه می دانیم مرگ چند نوع است مرگ جسمی مرگ مغزی مرگ روانی یک نوع دیگر هم از مرگ وجود دارد همان مرگ افکار است مرگ جسمی را همه می دانند چگونه است مرگ مغزی را هم همه می دانند در مرگ روانی روح انسان می میرد که این حالت را افسردگی می گویند مرگ افکار مرگی است که فرد افکار مرگ اور بر اندیشه او حاکم است و خودش از ان خبر ندارد رسول کسی است که حیات واقعی به افراد می دهد یعنی افکار مرگ اور را می برد افکار حق را در وجود انسان وارد می کند

    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۸۹/۰۷/۱۷ در ساعت ۱۱:۰۲
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾







  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ریشه گاو پرستی در بنی اسرائیل




    به نام خدا
    یعقوب نوه ابراهیم و فرزند اسحاق بود نام دیگر یعقوب اسرائیل بوده است اما خدا تمایل دارد که بیشتر او را با نام یعقوب صدا زند تا اسرائیل در عین حال خدا فرزندان یعقوب را بنی اسرائیل خطاب می کند
    همانطور که می دانیم گروههای دینی با حرام کردن ازدواج با غیر دین خود موجب می شوند که یک گروه دینی تشکیل شود مثلا سنی و شیعه علاقه مند هستند که در گروه خودازدواج کنند فرزندان یعقوب پس از هجرت به مصر در گروه خود ازدواج می کردند به همین دلیل به مردم بوجود امده از فرزندان یعقوب بنی اسرائیل می گویند

    زمانی که یوسف در زندان بود ملک مصر خوابی دید به این صورت که 7 گاو لاغر 7 گاو چاق را می خورند یوسف خواب را چنین تاویل کرد که ابتدا 7 سال تر سالی خواهد بود پس از ان 7 سال خشک سالی

    فرهنگ حاکم بر مردم ان زمان اعتقاد به خواب بود و منظورشان از خواب رویای صادقه نبود اشتباه نشود بعضی از روسای دین اسلام چنین القا می کنند که تنها رویا هایی که افراد نیکو سرشت ببینند رویای صادقه است و تاویل دارد که کل مطلب اشتباه است بهتر است رویای صادقه بکار برده نشود تنها بگوییم خواب

    در مصر هر خوابی مهم بود تنها خوابی که می گفتند تاویل ندارد رویای های اشفته بود فرقی نمی کرد خواب را یک ادم ظالم ببیند یا یک نیکو کار زیرا هیچ کس قبول ندارد که من ادم بدی هستم به این علت خوابم تاویل ندارد لذا نمی شه گفت چون خواب ملک مصر تاویل داشت او ادم خوبی بوده و رویایش رویا صادقه بوده است و اینکه می گویند خواب اشفته تاویل ندارد نیز غلط است چون خواب فرعون خوابی اشفته و کابوسی غمگین کننده و وحشت اور بوده است و تاویل نیز داشته است


    پس از تاویل خواب فرعون و امدن ال یعقوب به مصر گاو بعنوان موجودی مقدس و قابل پرستش در امد و گاو در میان حیوانات ارزش والاتری پیدا کرد و چنین پنداشتند که گاو قابل پرستش است در حالی که بز و شتر حیواناتی عادی به حساب می امدند
    یک وقت می گویند مثلا بره بر بز ارجحیت دارد چون گوشتش خوشمزه است یا یک وقت می گن اسب بر خر ارجح است چون اسب سواری بهتری است اما وقتی می گویی گاو قابل پرستش است کاری به صفات این چنینی نداری

    مثلا گاو زرین بقره ای بود که هیچ خاصیتی نداشت نه برای کشاورزی سودی داشت نه رغبتی به فعالیت دیگری داشت و صاحبش به این گاو غذا میداد چون گاو برایش مقدس بود ممکن است سوال شود اگر گاوی داشت که فعال نبود و زشت هم بود او را می کشت جواب این است که نه چون گاو کشی برای مردم زمان موسی حرام بود

    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۸۹/۰۷/۱۷ در ساعت ۱۲:۴۱
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾







  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    83
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    35
    آپلود
    1
    گالری
    0




    امروز صبح داشتم تفسيرنمونه قران سوره ي بقره مي خوندم كه برخوردم به ايه ي گوساله سامري و اينكه خدا براي قبول كردن توبشون دستور داد بايد همو بكشتن. اين برام قابل قبول نبود خدايي كه با توبه كلامي و ترك عمل ما رو مي بخشه دستور به قتل هم رو مي ده.


    يعني اونقدر گناه شرك و ... سنگين بوده كه خدا گفت براي قبولي توبشون بايد گنه كاران گشته بشن. تو تفسير نوشته بود كه حضرت موسي (ع) دستور داد كه شب همه غسل كنن و كفن پوش بشن. كساني بودن كه گوسالرو نپرستيده بودن اما چون سكوت كرده بودن باز گناه كار بودن.

    شما در اين مورد، مطلب ديگه مي دوني كه اين موضوع رو قابل درك تر كنه؟


    بعضي از مطالبي كه پيدا كردم اينهاست:


    بر پایهٔ روایات، همهٔ بنی‌اسرائیل به جز دو گروه از آنان، بر گوساله سجده کردند و گوساله پرست شدند. آن‌ها به دستورات هارون بر خداپرستی توجهی نداشتند. کل بنی‌اسرائیل ۱۲ گروه بودند و هر گروهی حدوداً پنجاه هزار نفر بودند.
    بر پایهٔ روایات، خداوند آن دو قوم را (که گوساله‌پرست نشدند) شامل رحمت خود گردانید و آنان جدا از دیگران به کنار کوه قاف و در نعمت و خشنودی زندگی می‌کردند.
    http://torbatejam.org/index.php?opti...-36&Itemid=134
    بعد اونايي كه گوساله پرست شده بودن بايد همديگه رو ميكشتن.
    --------------------------------------------------------------------------------------
    يه سوال : اون دو گروه از 12 گروه بني اسرائيل كه گوساله نپرستيده بودند اما از گنه كاران دوري نكرده بودند بايد كشته مي شدند يا اينكه خدا به اونا گفت اگه مي خواين توبه شما پذيرفته بشه بايد اون كساني رو كه گوساله پرستيدن رو بكشيد يا اينكه اوايي كه گوساله پرست شدن بايد همو بكشن.؟؟؟؟
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%...85%D8%B1%DB%8C
    حضرت استاد جوادی آملی حفظه الله ، ذیل این آیه شریفه و در بحث روایی آن ، حدیثی از امام حسن عسکری (ع) به نقل از رسول خدا (ص) بیان کرده اند که در آن تأویل این آیه به گوساله پرستی امت پیامبر پس از رحلت ایشان و انحرافشان از مسیر اصلی اسلام که همان راه روشن ولایت است ، تفسیر شده است.
    http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=13248
    گوساله پرستي قوم موسي در سوره اعراف و طه(تفسير نور)

    ---------------------------------------
    در بعضي روايات امده است كه به دستور حضرت موسي(ع) در صبحگاهي هفتاد هزار نفر از گوساله پرستان شمشير كشيدند و شروع به كشتن يكديگر كردند . ده هزار نفر از انها كشته شده بودند كه حضرت جبرئيل نازل شد و به موسي (ع) فرمود: "به انها بگو از كشتن دست برداريد كه خداوند توبه شما را پذيرفت" درباره دليل چنين مجازات سنگين و عجيب براي گوساله پرستان بعضي گفته اند كه علاوه بر اينكه خود گوساله پرستي گناه بزرگي بوده ارتكاب ان از سوي قومي كه ان معجزات و نشانه هاي بسيار عجيب را ديده بودند زشت تر بوده و خداوند چنين مجازات سنگيني را بر ان مقرر فرمود تا هرگز فكر بت پرستي بر ذهن انها خطور نكند






  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بعد از نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان و غرق شدن آنها در نيل ، موسى (ع) ماموريت پيدا مى‏كند براى گرفتن الواح تورات ، مدت سى شب به كوه طور برود ، ولى بعدا براى آزمايش مردم ، ده شب تمديد مى‏گردد ، سامرى كه مردى نيرنگ باز بود از اين فرصت استفاده كرده ، از طلا و جواهراتى كه نزد بنى اسرائيل از فرعونيان به يادگار مانده بود گوساله‏اى مى‏سازد كه صداى مخصوصى از آن بگوش مى‏رسد و بنى اسرائيل را به پرستش آن دعوت مى‏كند .
    اكثريت قاطع بنى اسرائيل به او مى ‏پيوندند ، هارون (عليه‏السلام‏) جانشين و برادر موسى (عليه‏السلام‏) با اقليتى بر آئين توحيد باقى مى‏مانند ، اما هر چه مى‏كوشند ديگران را از اين انحراف بزرگ باز گردانند توفيق نمى‏يابند ، بلكه چيزى نمانده بود كه خود هارون را هم از بين ببرند .
    موسى (ع) پس از بازگشت از كوه طور از مشاهده اين صحنه شديد ناراحت مى‏شود و آنها را سخت ملامت مى‏كند ، آنها متوجه زشتى كار خود مى‏شوند و در صدد توبه بر مى‏آيند ، موسى (ع)از طرف خداوند پيشنهاد يك توبه بى سابقه به آنها مى‏دهد .1
    كلمه ( باري) قريب المعناي با كلمه خالق و موجد است ، كه از ماده ( ب - ر - ء ) اشتقاق يافته ، وقتي ميگوئي : ( برء يبرء برائا ) معنايش اين است كه فلاني فلان چيز را جدا كرد ، و خدايتعالي از اين رو باري‏ء است ، كه خلقت يا خلق را از عدم جدا مي‏كند ، و يا انسان را از زمين جدا مي‏كند ، پس كانه فرموده : (اين توبه شما كه يكديگركشي باشد ، هر چند سخت‏ترين اوامر خدا است ، اما خدائيكه شما را باين نابود كردن امر كرده ، همان كسي است كه شما را هستي داده ، از عدم در آورده ، آنروز خير شما را در هستي دادن بشما ديد ، و لذا ايجادتان كرد ، امروز خيرتان را در اين مي‏بيند ، كه يكدگر را بكشيد ، و چگونه خيرخواه شما نيست ؟ با اينكه شما را آفريد ؟ پس انتخاب كلمه ( باري‏ء ) ، و اضافه كردن آن بضمير ( كم - شما ) ، در جمله ( بارئكم ) ، براي اشعار بخصوصيت است ، تا محبت خود را در دلهاشان برانگيزد .2
    ادامه دارد
    پي نوشت ها
    1- ر. ك: تفسير نمونه ، ج 1 ، ص 254
    2- ر. ك :الميزان ،ج1، ص 287



    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۱:۱۸
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    شك نيست كه پرستش گوساله سامرى ، كار كوچكى نبود ، ملتى كه بعد از مشاهده آنهمه آيات خدا و معجزات پيامبر بزرگشان موسى (عليه‏السلام‏) همه را فراموش كنند و با يك غيبت كوتاه پيامبرشان به كلى اصل اساسى توحيد و آئين خدا را زير پا گذارده بت‏پرست شوند .
    اگر اين موضوع براى هميشه از مغز آنها ريشه كن نشود وضع خطرناكى به وجود خواهد آمد ، و بعد از هر فرصتى مخصوصا بعد از مرگ موسى (عليه‏السلام‏) ، ممكن است تمام آيات دعوت او از ميان برود ، و سرنوشت آئين او به كلى به خطر افتد در اينجا بايد شدت عمل به خرج داده شود ، و هرگز تنها با پشيمانى و اجراى صيغه توبه بر زبان نبايد قناعت گردد
    ، لذا فرمان شديدى از طرف خداوند ، صادر شد كه در تمام طول تاريخ پيامبران مثل و مانند ندارد ، و آن اينكه ضمن دستور توبه و بازگشت به توحيد ، فرمان اعدام دستجمعى گروه كثيرى از گنهكاران بدست خودشان صادر شد.
    اين فرمان به نحو خاصى مى ‏بايست اجرا شود ، يعنى خود آنها بايد شمشير به دست گيرند و اقدام به قتل يكديگر كنند كه هم كشته‏ شدنش عذاب است و هم كشتن دوستان و آشنايان.
    طبق نقل بعضى از روايات موسى دستور داد در يك شب تاريك تمام كسانى كه گوساله ‏پرستى كرده بودند غسل كنند و كفن بپوشند و صف كشيده شمشير در ميان يكديگر نهند ! .1
    1 - تفسير نمونه، ج 1، ص 256
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۱۱/۲۰ در ساعت ۱۱:۳۵
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13





    ممكن است چنين تصور شود كه اين توبه چرا با اين خشونت انجام گيرد ؟ آيا ممكن نبود خداوند توبه آنها را بدون اين خونريزى قبول فرمايد ؟.

    پاسخ به اين سؤال از سخنان بالا روشن مى‏شود ، زيرا مساله انحراف از اصل توحيد و گرايش به بت پرستى مساله ساده‏اى نبود كه به اين آسانى قابل گذشت باشد ، آنهم بعد از مشاهده آنهمه معجزات روشن و نعمتهاى بزرگ خدا.

    در حقيقت همه اصول اديان آسمانى را مى‏توان در توحيد و يگانه پرستى خلاصه كرد ، تزلزل اين اصل معادل است با از ميان رفتن تمام مبانى دين ، اگر مساله گوساله‏پرستى ساده تلقى مى‏شد ، شايد سنتى براى آيندگان مى‏گشت ، بخصوص اينكه بنى اسرائيل به شهادت تاريخ مردمى پر لجاجت و بهانه جو بودند ، لذا بايد چنان گوشمالى به آنها داده شود كه خاطره آن در تمام قرون و اعصار باقى بماند و كسى هرگز بعد از آن به فكر بت پرستى نيفتد ، و شايد جمله ذلكم خير لكم عند بارئكم ( اين كشتار نزد خالقتان براى شما بهتر است ) اشاره به همين معنى باشد .1
    هر چه برهان و معجزه و دليل بيشتر عرضه شود، تكليف سنگين‏تر و تخلّف از آن خطرناك‏تر خواهد بود. گوساله ‏پرستى، بعد از ديدن آن همه معجزه، توبه‏اى جز اعدام ندارد.«فتوبوا... فاقتلوا انفسك
    م» 2

    1- تفسير نمونه، ج 1، ص 256
    2- تفسير نور ذيل آيه 54 سوره مباركه بقره





    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿54﴾

    سلام

    به استناد چه چیز میفرمایید همدیگر را بکشید میفرماید

    توبه کنید و بیزاری بجوئید از نفستان و انرا بکشید تا به انحراف کشیده نشوید

    خدایا مرا آن ده که آن به


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست
    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿54﴾

    سلام

    به استناد چه چیز میفرمایید همدیگر را بکشید میفرماید

    توبه کنید و بیزاری بجوئید از نفستان و انرا بکشید تا به انحراف کشیده نشوید
    پرسش تکراریست و همکار محترم «پاسخگوی علوم قرآن» در سه پست قبلی (5+6+7) پاسخ کاملی برای این پرسش درج نموده اند. لطفا مطالعه فرمایید.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۱۲/۰۵ در ساعت ۱۲:۱۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود