جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا حضرت زهرا سلام الله عليها شبانه دفن شد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا حضرت زهرا سلام الله عليها شبانه دفن شد؟




    سوالات يك شيعه از پيروان زمامداران
    مقدمه:پيروان اهل بيت سوالات فراواني از پيروان زمامداران دارند كه قرنها بي پاسخ مانده است گوشه اي از آنها را من در اينجا مطرح مي كنم تا روزنه اي باشد براي حق طلبان ؛ ما مسلمانها در زندگي اجتماعي خود در اين دنياي پر خطر و پر حيله دو ساحت را در پيش روي خود داريم كه همه بايد به آن توجه نماييم
    الف: در مقابل دشمنان اسلام؛ در اين زمينه همه ما بايد توجه به مشتركات داشته باشيم و مدافع يكديگر باشيم مسلمان با مسلمان ديگر از هر مذهبي كه باشند خدا و پيامبر و قران و سنت و احكام مشترك دارد طبيعتا منافع مشترك دارد نيز بايد توجه داشت كه دشمنان اسلام با اسلام مخالف هستند اگرنزد گروه ومذهبي رفتند و از آن تعريف و از ديگري بد گويي كردنددليل اين نيست كه واقعا طرفدار آن گروه هستند كه از آن مدح مي كنند بلكه در نزد ديگري هم بد گويي طرف مقابل را مي نمايند به عبارتي آنان منافع دنيايي خود را مي خواهند و از اساس با پيامبر و قران و اسلام مخالف هستند اينجا است كه عقل مي گويد مسلمين در مقابل دشمن بايد متحد باشند و از يكديگر دفاع نمايند و واقعا بر اساس مشتركات متحد شوند و گرنه آسيب خواهند ديد همانطور كه در اين زمان اين مطلب كاملا مشهود است .
    ب:اما طرف ديگر سكه اين است كه در بين خود ضمن پرهيز از اتهام به يكديگر راه تحقيق عالمانه و عاقلانه را براي خود باقي بگذارند زيرا اجتماع نقيضين محال است يعني محال است كه در يك لحظه در مكان واحد شب باشد و در همان حال كه شب است روز نيز باشد گر چه واقعيت خارجي اين است كه در بين مسلمين مذاهب مختلف هست و هر كدام هم سخن از حق بودن خود مي زنند اما بر اساس عقل امكان ندارد كه همه حق باشند زيرا در مواردي به تناقض مي انجامد و تناقض محال است به عبارتي محال است هم صحابه همه عادل باشند و هم اين كه بعضي عادل باشند نه همه؛ و محال است كه پيامبر هم جانشيني براي خود معين نكرده باشد و هم معين كرده باشد و...پس عقل مي گويد بايد تحقيق نمود تا آنچه را خدا براي هدايت مخلوق خود توسط جبرييل بر پيامبر با عظمت اش نازل نموده پي برد و پيروي كرد .همه ما مسلمانها وظيفه داريم از خدا كه خالق و مدبر ما در دنيا و آخرت است و از فرستاده او رسول گرامي اسلام پيروي كنيم و بدانيم پيامبران همه معصوم هستند تناقض گويي نمي كنند و هر گز بر خلاف فرمان خدا كاري را انجام نمي دهند در رأس همه انبيا از لحاظ عقلانيت و كمالات اخلاقي و فضائل پيامبر اسلام قرار دارد پس آنچه را كه كاستي به حساب آيد لايق و شايسته پيامبر و دين خدا نيست گر چه در مورد آن رواياتي وجود داشته باشد زيرا در زمان حيات آن حضرت دروغ هايي را به حضرت نسبت دادند و حضرت اين را اعلام نمود و فرمود: نسبت دروغ به من زياد شده من بر خلاف قران سخن نمي گويم آنچه بر خلاف قران به من نسبت داده شود از من نيست پس بايد دقت نماييم و چهره زيباي دين خدا و پيامبر خدا را به امور نا معقول يا مخالف قران آلوده ننماييم و با سعه صدر و دور از تعصب به يكديگر نظر كنيم و از آزاد انديشي فاصله نگيريم و از يكديگر سوال نماييم و پاسخ ها را مورد دقت قرار داده آنچه به حق نزديكتر است را بپذيريم كه خدا ما را به همين مطلب دعوت مي نمايد «ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ ۖ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمْ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ ‌[٣٩-١٨] همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. » بر اين اساس نبايد از مناظره و سوال خوف داشته باشيم و به عبارت ديگر نه منافع مشترك و رعايت وحدت ما را از سوال و مناظره و تحقيق باز دارد و نه سوال و مناظره ما را از دفاع مشترك از يكديگر دور نمايد.بنا براين من به عنوان يك شيعه سوالاتي را از غير شيعيان دارم و از آنها مي خواهم كه بر اساس عقل و آنچه در كتاب هاي خودشان آمده انديشه نمايند و سوالات مرا پاسخ دهند من از اتهام پرهيز مي كنم و مي خواهم كه آنها هم با دليل سخن بگويندتا حق معلوم شود. البته بعضي كتابها عليه ما نوشته وتهمت هاي فراوان به ما زده اند من نمي خواهم آن كار را انجام دهم گر چه حق مقابله به مثل را دارم .سوالات من براي انديشه كردن در امر دين است.



    چرا فاطمه دختر رسول خدا بعد از پدر به قول شما شش ماه بيشتر زنده نماند و شبانه دفن شد؟ ممكن است بگوييد (چنان كه بعضي گفته اند)او چنين وصيت كرده بود مي گوييم آري اما چرا اين وصيت را كرد؟ و محتواي وصيت او چه بود؟
    بعضي گفته اند براي اين كه نامحرم او را نبيند چنين وصيت نمود اما اين توجيه درستي نيست زيرا در تشييع جنازه او كه شب صورت گرفت افرادي مانند ابوذر و سلمان، مقداد، زبير و جمعي از بني هاشم حضور داشتند كه همگي نامحرم بودند جواب چيست؟
    اگر وصيت زهرا براي اجتناب از نامحرمان بود چرا وصيت نمود كه قبر او نامعلوم باشد؟ آيا قبر او در بقيع است يا جاي ديگر و كجاي بقيع؟( به تاريخ مدينه از ابن شبه النميري ج1 مراجعه شود كه اختلاف شديد در مورد محل دفن دخت گرامي پيامبر را مطرح كرده است )



  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما




    نقل قول نوشته اصلی توسط نسمة الفجر نمایش پست
    سوالات يك شيعه از پيروان زمامداران
    مقدمه:پيروان اهل بيت سوالات فراواني از پيروان زمامداران دارند كه قرنها بي پاسخ مانده است گوشه اي از آنها را من در اينجا مطرح مي كنم تا روزنه اي باشد براي حق طلبان ؛ ما مسلمانها در زندگي اجتماعي خود در اين دنياي پر خطر و پر حيله دو ساحت را در پيش روي خود داريم كه همه بايد به آن توجه نماييم
    الف: در مقابل دشمنان اسلام؛ در اين زمينه همه ما بايد توجه به مشتركات داشته باشيم و مدافع يكديگر باشيم مسلمان با مسلمان ديگر از هر مذهبي كه باشند خدا و پيامبر و قران و سنت و احكام مشترك دارد طبيعتا منافع مشترك دارد نيز بايد توجه داشت كه دشمنان اسلام با اسلام مخالف هستند اگرنزد گروه ومذهبي رفتند و از آن تعريف و از ديگري بد گويي كردنددليل اين نيست كه واقعا طرفدار آن گروه هستند كه از آن مدح مي كنند بلكه در نزد ديگري هم بد گويي طرف مقابل را مي نمايند به عبارتي آنان منافع دنيايي خود را مي خواهند و از اساس با پيامبر و قران و اسلام مخالف هستند اينجا است كه عقل مي گويد مسلمين در مقابل دشمن بايد متحد باشند و از يكديگر دفاع نمايند و واقعا بر اساس مشتركات متحد شوند و گرنه آسيب خواهند ديد همانطور كه در اين زمان اين مطلب كاملا مشهود است .
    ب:اما طرف ديگر سكه اين است كه در بين خود ضمن پرهيز از اتهام به يكديگر راه تحقيق عالمانه و عاقلانه را براي خود باقي بگذارند زيرا اجتماع نقيضين محال است يعني محال است كه در يك لحظه در مكان واحد شب باشد و در همان حال كه شب است روز نيز باشد گر چه واقعيت خارجي اين است كه در بين مسلمين مذاهب مختلف هست و هر كدام هم سخن از حق بودن خود مي زنند اما بر اساس عقل امكان ندارد كه همه حق باشند زيرا در مواردي به تناقض مي انجامد و تناقض محال است به عبارتي محال است هم صحابه همه عادل باشند و هم اين كه بعضي عادل باشند نه همه؛ و محال است كه پيامبر هم جانشيني براي خود معين نكرده باشد و هم معين كرده باشد و...پس عقل مي گويد بايد تحقيق نمود تا آنچه را خدا براي هدايت مخلوق خود توسط جبرييل بر پيامبر با عظمت اش نازل نموده پي برد و پيروي كرد .همه ما مسلمانها وظيفه داريم از خدا كه خالق و مدبر ما در دنيا و آخرت است و از فرستاده او رسول گرامي اسلام پيروي كنيم و بدانيم پيامبران همه معصوم هستند تناقض گويي نمي كنند و هر گز بر خلاف فرمان خدا كاري را انجام نمي دهند در رأس همه انبيا از لحاظ عقلانيت و كمالات اخلاقي و فضائل پيامبر اسلام قرار دارد پس آنچه را كه كاستي به حساب آيد لايق و شايسته پيامبر و دين خدا نيست گر چه در مورد آن رواياتي وجود داشته باشد زيرا در زمان حيات آن حضرت دروغ هايي را به حضرت نسبت دادند و حضرت اين را اعلام نمود و فرمود: نسبت دروغ به من زياد شده من بر خلاف قران سخن نمي گويم آنچه بر خلاف قران به من نسبت داده شود از من نيست پس بايد دقت نماييم و چهره زيباي دين خدا و پيامبر خدا را به امور نا معقول يا مخالف قران آلوده ننماييم و با سعه صدر و دور از تعصب به يكديگر نظر كنيم و از آزاد انديشي فاصله نگيريم و از يكديگر سوال نماييم و پاسخ ها را مورد دقت قرار داده آنچه به حق نزديكتر است را بپذيريم كه خدا ما را به همين مطلب دعوت مي نمايد «ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ ۖ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمْ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ ‌[٣٩-١٨] همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. » بر اين اساس نبايد از مناظره و سوال خوف داشته باشيم و به عبارت ديگر نه منافع مشترك و رعايت وحدت ما را از سوال و مناظره و تحقيق باز دارد و نه سوال و مناظره ما را از دفاع مشترك از يكديگر دور نمايد.بنا براين من به عنوان يك شيعه سوالاتي را از غير شيعيان دارم و از آنها مي خواهم كه بر اساس عقل و آنچه در كتاب هاي خودشان آمده انديشه نمايند و سوالات مرا پاسخ دهند من از اتهام پرهيز مي كنم و مي خواهم كه آنها هم با دليل سخن بگويندتا حق معلوم شود. البته بعضي كتابها عليه ما نوشته وتهمت هاي فراوان به ما زده اند من نمي خواهم آن كار را انجام دهم گر چه حق مقابله به مثل را دارم .سوالات من براي انديشه كردن در امر دين است.
    بنام خدا
    با توجه به برخي رواياتي كه دراين زمينه وجود دارد. احتمال دارد وصيت حضرت زهرا(س) مبني بر شب دفن نمودن حضرت ان باشد كه حضرت زهرا مي خواست با اين وصيت نارضايتي و ناخشنودي خود از برخي مسلمانان (به ويژه ابابكر و عمر) را اعلام نمايد، چنان كه حضرت در بستر بيماري از مسلمانن شكايت نموده و فرمود به خدا دنياي شما را دوست نمي دارم و از مردان شما بيزارم! درون و بيرونشان را آزمودم و از آنچه كردند ناخشنودم!‌ ... نفرين بر اين مكّاران... واي بر آنان! چرا نگذاشتند حق(واليت امام علي) در مركز خود قرار يابد و خلافت بر پايه هاي نبوت استوار ماند؟. (1)در برخي از روايات و متون تاريخي تصريح شده است كه حضرت زهرا(س) وصيت نمود كه ابابكر و عمر در تشييع جنازة او شركت نكنند. (2)از امام صادق(ع) سؤال شد كه چرا حضرت زهرا(س) شبانه دفن شد؟ حضرت فرمود لانّها أوصت أن لا يصلّي عليها الرّجلان العربيان؛ (3)حضرت زهرا(س) وصيت نمود كه آن دو مرد (ابوبكر و عمر) بر او نماز نخوانند. امام علي(ع) نيز طبق وصيت فاطمه زهرا(س) عمل نمود و او را شب دفن نمود. (4)در صحيح بخاري آمده است شوي او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازة‌ او حاضر شود. (5)
    بنابراين، با اين وصيت، حضرت زهرا(س) خواست نارضايتي خود از مردم، (به ويژه ابابكر و عمر) اعلام نموده و افكار عمومي را در طول تاريخ به اين نكته جلب كند كه دختر پيامبر از برخي مسلمانان راضي نبوده و دستگاه حكومت نسبت به خاندان پيامبر(ص) ستم روا داشته است. هم چنين از اين طريق، مظلوميت حضرت علي، غصب خلافت او و غصب فدك فهميده شود.

    پاورقي:
    1: اعيان الشيعه، ج 2، ص 469؛ بحارالانوار، ج 43، ص 206 - 207؛ جعفر شهيدي،‌زندگاني حضرت فاطمه(س)، ص 150 - 151.
    2: بحارالانوار، ج 43، ص 206- 207.
    3:همان؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 504.
    4: طبقات الكبري، ج 8، ص 18 - 19.
    5:صحيح بخاري، ج 5، ص 177.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    با توجه به برخي رواياتي كه دراين زمينه وجود دارد. احتمال دارد وصيت حضرت زهرا(س) مبني بر شب دفن نمودن حضرت ان باشد كه حضرت زهرا مي خواست با اين وصيت نارضايتي و ناخشنودي خود از برخي مسلمانان (به ويژه ابابكر و عمر) را اعلام نمايد، چنان كه حضرت در بستر بيماري از مسلمانن شكايت نموده و فرمود به خدا دنياي شما را دوست نمي دارم و از مردان شما بيزارم! درون و بيرونشان را آزمودم و از آنچه كردند ناخشنودم!‌ ... نفرين بر اين مكّاران... واي بر آنان! چرا نگذاشتند حق(واليت امام علي) در مركز خود قرار يابد و خلافت بر پايه هاي نبوت استوار ماند؟. (1)در برخي از روايات و متون تاريخي تصريح شده است كه حضرت زهرا(س) وصيت نمود كه ابابكر و عمر در تشييع جنازة او شركت نكنند. (2)از امام صادق(ع) سؤال شد كه چرا حضرت زهرا(س) شبانه دفن شد؟ حضرت فرمود لانّها أوصت أن لا يصلّي عليها الرّجلان العربيان؛ (3)حضرت زهرا(س) وصيت نمود كه آن دو مرد (ابوبكر و عمر) بر او نماز نخوانند. امام علي(ع) نيز طبق وصيت فاطمه زهرا(س) عمل نمود و او را شب دفن نمود. (4)در صحيح بخاري آمده است شوي او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازة‌ او حاضر شود. (5)
    بنام خدا
    بنابراين، با اين وصيت، حضرت زهرا(س) خواست نارضايتي خود از مردم، (به ويژه ابابكر و عمر) اعلام نموده و افكار عمومي را در طول تاريخ به اين نكته جلب كند كه دختر پيامبر از برخي مسلمانان راضي نبوده و دستگاه حكومت نسبت به خاندان پيامبر(ص) ستم روا داشته است. هم چنين از اين طريق، مظلوميت حضرت علي، غصب خلافت او و غصب فدك فهميده شود.
    اكنون بسياري از اهل سنت معتقدند كه حضرت زهرا(س) در نهايت از آن دو نفر راضي شده بود و يا غصب خلافت و نارضاتي حضرت فاطمه(س) و حضرت علي(ع) را در اين مسئله قبول ندارد.
    مخفي نگه داشتن قبر حضرت اين پرسش در اذهان عمومي به وجود مي آورد كه چرا قبر دختر و تنها باقيمانده و يادگار پيامبر اسلام(ص) با آن عظمت مخفي باشد؟ مگر چه ستمي بر او روا داشته شده است؟ دانشمند ارجمند جعفر شهيدي مي نويسد ... به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پيغمبر ناخشنود بودن او را از كساني چند نشان مي دهد و پيداست كه او (فاطمه زهرا(س)) مي خواسته است با اين كار آن ناخشنودي را آشكار سازد. (6)
    شايد مسئلة‌ مخفي نگهداشتن قبر،‌ اعلام مخالفت علي(ع) با خلفاي وقت و غاصبين خلافت باشد. متأسفانه روشن نيست كه قبر دختر پيامبر در بقيع است و يا در خانة‌حضرت زهرا(س). (7)برخي معتقدند كه فاطمه زهرا(س) را در بقيع دفن نمودند، (8) ولي براي پنهان داشتن قبر،‌صورت هفت قبر درست كردند(9)و به روايتي چهل قبر ساختند تا قبر اصلي مخفي بماند. اين قرينه اي است كه قبر داخل خانه نبوده، زيرا خانة‌ محقر دختر پيغمبر جاي ساختن اين همه صورت قبر را نداشته است. نيز روايتي در بحار ديده مي شود كه مسلمانان بامداد شبي كه دختر پيغمبر به جوار حق رفت، در بقيع جمع شدند و در آنجا چهل قبل تازه ديدند. (10)

    پاورقي:
    6: جعفر شهيدي، زندگاني حضرت فاطمه، ص 165.
    7: زندگاني حضرت فاطمه، ص 162.
    8: همان، ص 165.
    9: بحارالانوار،‌ج 43، ص 182.
    10: زندگاني فاطمه زهرا، ص 165.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0





    چرا فاطمه دختر رسول خدا شبانه دفن شد؟


    دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خلیفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پیام‌ها دارند. درست است كه فاطمه این چنین خواست و این گونه وصیت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله علیها وصیت تاریخی‌اش را با این در خواست‌ها به پایان مى‌برد؟!! مگر نه این است كه خشم و ناراحتی‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌كند و در واقع چندین پرسش را در برابر نگاههاى تیز بین مورخان و آیندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پیامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علی علیه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…

    آیا كسى كه جانشین پیامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كرده‌اند) شایستگى نماز خواندن بر وى را نداشت؟

    آری، فاطمه وصیت كرد كه او را شبانه دفن نموده و هیچ یك از كسانى را كه بر وى ستم كرده‌اند، خبر نكنند، و این بهترین سند براى شیعه است تا ثابت كنند كه صدیقه شهیده مظلوم از دنیا رفته و از افرادى كه بر وى ستم كرده‌اند، هرگز راضى نشده است.

    روایات فراوانى در كتاب‌هاى شیعه و سنى بر این مطلب دلالت دارد كه به اختصار چند روایت را ذكر مى‌كنیم:

    دفن شبانه، در روایات اهل سنت:

    محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:
    وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى علیها : فاطمه زهرا سلام الله علیها، شش ماه پس از رسول خدا (ص) زنده بود، زمانى كه از دنیا رفت، شوهرش علی علیه السلام او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت.{البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987}.

    ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:
    «وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها أبا بكر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تكلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا : فاطمه از ابوبکر میراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذیرفت، قسم خورد که دیگر با او (ابو بکر) سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود».{الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای276هـ)، تأویل مختلف الحدیث، ج 1، ص 300، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الجیل، بیروت، 1393هـ، 1972م}.

    عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:
    «عن بن جریج وعمرو بن دینار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمة بنت النبی صلى الله علیه وسلم دفنت باللیل قال فرَّ بِهَا علی من أبی بكر أن یصلی علیها كان بینهما شیء : فاطمه دختر پیامبر شانه به خاك سپرده شد، تا ابوبكر بر وى نماز نخواند؛ چون بین آن دو اتفاقاتى افتاده بود».

    و در ادامه نیز مى‌گوید:
    عبد الرزاق عن بن عیینة عن عمرو بن دینار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلك
    از حسن بن محمد بن نیز همانند این روایت نقل شده است؛ مگر این كه در این روایت قید شده است كه خود فاطمه این چنین وصیت كرده بود.{الصنعانی، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفای211هـ)، المصنف، ج 3، ص 521، حدیث شماره 6554 و حدیث شماره: 6555، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1403هـ}.

    و ابن بطال در شرح صحیح بخارى مى‌نویسد:

    «أجاز أكثر العلماء الدفن باللیل... ودفن علىُّ بن أبى طالب زوجته فاطمة لیلاً، فَرَّ بِهَا من أبى بكر أن یصلى علیها، كان بینهما شىء : اكثر علما دفن جنازه را در شب اجازه داده‌اند. علی بن ابوطالب، همسرش فاطمه را شبانه دفن كرد تا ابوبكر به او نماز نخواند؛ چون بین آن دو اتفاقاتى افتاده بود».{إبن بطال البكری القرطبی، أبو الحسن علی بن خلف بن عبد الملك (متوفای449هـ)، شرح صحیح البخاری، ج 3، ص 325، تحقیق: أبو تمیم یاسر بن إبراهیم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودیة / الریاض، الطبعة: الثانیة، 1423هـ - 2003م}.

    ابن أبی‌الحدید به نقل از جاحظ (متوفاى 255) مى‌نویسد:
    «وظهرت الشكیة، واشتدت الموجدة، وقد بلغ ذلك من فاطمة ( علیها السلام ) أنها أوصت أن لا یصلی علیها أبوبكر : شكایت و ناراحتى فاطمه (از دست غاصبین) به حدى رسید كه وصیت كرد ابوبكر بر وى نماز نخواند».{إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 157، تحقیق محمد عبد الكریم النمری، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1418هـ - 1998م}.

    و در جاى دیگر مى‌نویسد:
    «وأما إخفاء القبر، وكتمان الموت، وعدم الصلاة، وكل ما ذكره المرتضى فیه، فهو الذی یظهر ویقوی عندی، لأن الروایات به أكثر وأصح من غیرها، وكذلك القول فی موجدتها وغضبها :مخفى كردن مرگ فاطمه (سلام الله علیها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبكر و عمر و هر آن چه كه سید مرتضى گفته است، مورد تأیید و قبول من است؛‌ زیرا روایات بر اثبات این موارد صحیح‌تر و بیشتر است و همچنین ناراحتى و خشم فاطمه بر شیخین نزد من از اقوال دیگر اعتبار بیشترى دارد».{شرح نهج البلاغة، ج 16، ص 170}.

    دفن شبانه در روایات شیعه:
    هر چند كه سبب وصیت صدیقه طاهره در میان شیعیان مشخص و اجماعى است؛ اما در عین حال به یك روایت و سخن اشاره مى‌كنیم.

    مرحوم شیخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مى‌نویسد:
    «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِأَیِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) بِاللَّیْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ‏] : علی بن ابوحمزه از امام صادق علیه السلام پرسید: چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟ فرمود: فاطمه سلام الله علیها وصیت كرده بود تا در شب وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند».{الصدوق، أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای381هـ)، علل الشرایع، ج‏1، ص185، تحقیق: تقدیم: السید محمد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحیدریة ومطبعتها - النجف الأشرف، 1385 - 1966 م} .

    مرحوم صاحب مدارك رضوان الله تعالى علیه مى‌گوید:
    « إنّ سبب خفاء قبرها ( علیها السلام ) ما رواه المخالف والمؤالف من أنها ( علیها السلام ) أوصت إلى أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) أن یدفنها لیلا لئلا یصلی علیها من آذاها ومنعها میراثها من أبیها ( صلى الله علیه وآله وسلم ) : علت مخفى بودن محل دفن فاطمه سلام الله علیها آن گونه كه مخالف و موافق نقل كرده‌اند این است كه آن حضرت به امیرمؤمنان علیه السلام سفارش كرد تا او را شبانه دفن كند تا آنان كه او را اذیت كرده‌ و از ارث پدرش محروم كرده بودند بر وى نماز نخوانند».{الموسوی العاملی، السید محمد بن علی (متوفای1009هـ)، مدارك الأحكام فی شرح شرائع الاسلام، ج 8، ص279، نشر و تحقیق مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعة: الأولی، 1410هـ}.

    نتیجه:
    با توجه به مدارك موجود و اعتراف بزرگان اهل سنت،‌ دلیل دفن شبانه آن حضرت وصیت آن حضرت بود كه نمى‌خواست افرادى كه بر او ستم كرده‌اند، بر جنازه‌اش نماز بخوانند و با این كار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود