صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علل آسان شدن گناه!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علل آسان شدن گناه!




    بسم الله الرحمن الرحیم


    ملا حسینقلی همدانی از بزرگ پس از شیخ انصاری است که در كنار درس فقه، درسهاى اخلاقى و عرفانى هم براى چند تن از شاگردان برگزیده اش داشت.
    عارف بزرگ همدان نزدیك به سیصد شاگرد پروراند. بزرگانى چون: شیخ محمد بهارى همدانى، سید ابوالقاسم اصفهانى، سیّداحمد كربلایى، شیخ محمد باقر بهارى همدانى، میرزا جواد آقاى ملكى تبریزى و ... .
    وی نامه های اخلاقی هم می نوشتند که در اینجا یکی از آنان را که شامل نصایح اخلاقی می شود را می آوریم:
    « این كه مى بینى معصیت در نظرت سهل شده، به جهت امورى چند است كه بعضى از آنها را ذكر مى كنیم:
    اوّلاً؛ فكر خود را تماماً متوجّه به دنیا دنّى كرده اى. از این جهت بالمرّه از نفع و ضرر اخروى غافل شده اى. نمى دانى چه بسیار بسیار منافع و سعادت ابدیّه از تو فوت شد و چقدر ضررهاى بزرگ بسیار به خود زده اى.
    ثانیاً؛ عجز و حاجت و فقر خودت را ملتفت نیستى كه ذرّه ذرّه بدنت به حفظ كاركنان او، كه ملائكه باشند، بر پاست.
    ثالثاً؛ نمى دانى كه در هر آنى، در هر جزء از اجزاء بدنت، نعَم غیر متناهیه، مرحمت از او شده و مى شود كه به بیان و بنان، ممكن نیست حصر آنها. با این حال، چگونه نعمت او را در معصیت او صرف مى كنى؟
    رابعاً؛ چگونه غافلى از عقوبات سخت او، مگر نمى دانى كه مابین مرگ و قیامت هزار غصّه هست و آسانترین آنها تلخى جان كندن است. چرا از شداید قیامت، غافلى؟ امان از روزى كه از دهشت و وحشت او، مقرّبین در خوف و اضطراب مى باشند. چرا نباشند؟ از روزى كه زمینش و هوایش آتش و جهنم به اطراف خلایق محیط و ملایك غلاظ و شداد در بگیر و ببند. نیكان در وحشت و اضطراب و بدان در شكنجه و عذاب، آفتاب در بالاى سر و زمین، گرمتر از كوره آهنگر. خطر حساب از یك طرف و دهشت صراط از یك طرف، كار هنوز به جهنّم نرسیده، از آتش و سلاسل و اغلال او بگویم یا از مار و عقربهایش بیان نمایم.
    خلاصه، اینها مختصر نویسى است و این فقراتى كه گفته شد، از هزار یك بیان نشد


    پیام ها:
    1- عوامل آسان شدن ارتکاب گناه:
    الف: غفلت از آخرت و توجه بسیار به دنیا. (دنیا زدگی)
    ب: فراموش کردن عجز و نیازمندی خود. (سرمستی)
    ج: مغرور گشتن به نعمتهای الهی و سوء استفاده از آن در معصیت. (رفاه زدگی)
    د: بی توجهی به عقابهای الهی. (عافیت اندیشی)

    2- عوامل موثر در انجام اعمال ثواب:
    الف: آخرت اندیشی و پرهیز از دنیا زدگی.
    ب: هوشیاری نسبت به عجز و نیازمندی خویش.
    ج: توجه به قدرت یابی از نعمتهای خداوند و عدم سوء استفاده از آن.
    د: عاقبت اندیشی و اجتناب از عافیت طلبی
    منبع:
    http://www.shahriyar-news.info/index...3-03&Itemid=73


    ویرایش توسط غريب : ۱۳۸۹/۰۷/۱۸ در ساعت ۲۰:۴۳

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین




    هنوز این چیز ها رو شوخی فرض میکنیم
    اون عابد که با نامحرم در معبد تنها مونده بود تا صبح هر 10 انگشتش رو در شمع سوزاند که حواسش جمع باشه و مرتکب عمل نامشروع نشه
    ولی ما معلوم نیست چه مرضی به جونمون افتاده که هنوز به این چیزها یقین نداریم
    حتی اگه به مجازات با آتش فندک!!! یقین و اطمینان داشتیم خیلی از کار هامون درست میشد
    تازه

    مشاهده ی معصومین و فرشتگان و بالاتر از همه خدا
    در حضور یه نفر آدم متشخص نمیتونیم یه کار بد بکنیم
    در حضور معصومین و مقربین و خدا چه کارهایی که نمیکنیم !!!!!!!!
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,016
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    28
    گالری
    42



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاک باخته نمایش پست
    هنوز این چیز ها رو شوخی فرض میکنیم
    اون عابد که با نامحرم در معبد تنها مونده بود تا صبح هر 10 انگشتش رو در شمع سوزاند که حواسش جمع باشه و مرتکب عمل نامشروع نشه
    بسم رب الحسین
    ضمن تشکر از دوستمون این قضیه ای که نقل کردید ظاهرا بر می گردد به «میر داماد» و نامحرم دختر پادشاه بوده که وقتی صبح قضیه را برای پدر تعریف می کند ، پدر آن شخص را فرا می خواند و دختر خود را به او می دهد و اینچنین «میرداماد» داماد امیر می شود و لقب ایشان به همین دلیل است...

    آن روزها دروازه شهادت داشتیم و حالا معبری تنگ ، برای شهید شدن هنوز هم فرصت هست ، دل را باید صاف کرد.
    حضرت امام خامنه ای

    اینجا "فضای مجازی" نیست، فضای بازی گلوله هاست و باز هم وبلاگ حاجی بخشی دارد در سه راهی شهادت آتش می گیرد. دیروز عده ای اجازه دادند "علــی(ع)" در "فضای کوفه" تنها بماند اما ما نمی گذاریم "سید عــــلی" حتی در "فضای سایبر" تنها بماند...

    هر عمامه به سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد لعنت خدا برش باد.
    آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    154
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به اولا نزدیکترٍ
    این مناجات حضرت امیرکه میفرمایند:آه آه من بعد سفر و قلت زاد...
    گندم شهر حسین روزی ما شد
    باز سر سفر ها غذای حسین است



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    50
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    10
    گالری
    21



    وقتی کسی مثل من سطح دید و تفکرش مادی میشه و فقط همه چیز رو از لحاظ سود و زیان دنیوی،و لذتهای دنیا نگاه میکنه گناه کردن براش میشه مثل آب خوردن
    پنجره زیباست اگر بگذارند/چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند/من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم/عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند:salavat10:


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    بی تفاوتی به مرگ و قیامت = بی تفاوتی به گناه
    الهی العفو...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    5,567
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    59 روز 4 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    3
    گالری
    196



    با سلام و عرض ادب

    به نظر بنده مهمترین علل آسان شدن گناه حب به دنیا ، آرزوهای طولانی و فراموشی مرگ است

    التماس دعا
    ***************************


    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿


    ***************************


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    ظن (گمان)

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی








  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام-1-کوچک دیدن گناه 2-مغرور شدن به رحمت پروردگار 3-عدم شناخت حقیقت گناه 4-ستاریت وپرده پوشی حضرتش 5-عجب و خودپسندی و.....

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    203
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    3
    گالری
    4



    رسم گدایی به درگاه الهی

    علل آسان شدن گناه!
    عارف سالك، حاج شیخ محمد بهاری فرزند حاج میرزا محمد از عالمان و عرفای طراز اول و یكی از ستارگان تابناك آسمان علم و فضیلت و عرفان است.
    مرحوم بهاری در سال 1265ق در شهر بهار همدان چشم به جهان گشود. بعد از رسیدن به دوران رشد به در همان شهر به مكتب خانه رفته و سپس از درس مرحوم ملا جعفر بهره‌ گرفت.
    پس از آن در بروجرد بر حلقه درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی پدر آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی پیوست. و در حالی كه 32 سال بیشتر نداشت با اخذ درجه اجتهاد به نجف اشرف عازم شد.
    مرحوم بهاری در نجف از ملازمان درس آخوند ملاحسینقلی همدانی گردید و دائم همراه وی بود به طوری كه آن مرحوم در حق این شاگرد زبده خود می‌فرمود: «حاج شیخ محمد بهاری حكیم اصحاب من است.»
    در مورد شدت ارتباط وی با استادش از همكلاسی‌ وی عارف كامل سید احمد كربلائی مطلب جالبی نقل شده است:
    علامه تهرانی از علامه طباطبائی و او از استاد خود آقا سید علی قاضی نقل می‌كند كه مرحوم سید احمد كربلائی فرمودند:
    «ما پیوسته در خدمت مرحوم آیت الحق آخوند مولی حسینقلی همدانی بودیم و آخوند صد درصد برای ما بود. ولی همین ‌كه آقای حاج شیخ محمد بهاری با آخوند روابط آشنائی و ارادت پیدا نمود و دائماً در خدمت او تردد داشت آخوند را از ما دزدید.»
    بدین ترتیب بهاری در حدود پانزده سال در سفر و حضر در خدمت آخوند بود و آخوند نیز او را وصی خود قرار داد.
    او آن‌چنان جاذبه‌ای داشت كه نوشته‌اند:
    «فی المثل اگر شتربانی ده قدم با او راه می‌رفت، فدایش می‌شد.»
    خاطرات عبرت‌آموزی از مرحوم بهاری سینه به سینه نقل شده است. از آن جمله مرحوم آیت الله العظمی آخوند ملا علی معصومی همدانی از یكی از شاگردان ایشان نقل كرده‌اند كه گفت:
    جناب مشهدی فلان را عرض می‌شود ان شاء الله تعالی موفق بوده و خواهید بود، شنیدم به بعضی از موالیان حقیر عرضه داشته‌اید كه فلانی كاغذی كه مشتمل بر مواعظ و نصایح باشد برای من بنویسد و حقیر دو كلمه می‌نویسم و آن دو كلمه این است كه اگر با مجاهده نفس در مقام عمل راه می‌روی گوارایت باد و اگر خدای نكرده نكبت چاك گریبان را گرفته، در عمل تكاسُل ورزیدی و نتوانستی به عمل پیش بروی، لااقل گدایی را از دست مده به تضرع و زاری بكوش در خلوات به دروغی به چسب تا صادق شود، چه این‌ كه گدا مجانی طلب است، اگر جِدّی داشته باشد، مقصودش حاصل است.

    «نزد مرحوم بهاری درس اخلاق می‌خواندیم پس از چند جلسه یك روز به محل درس مراجعه كردیم مرحوم بهاری فرمود: دیگر درس نیست، عرض كردیم چرا؟ فرمود: آیا در طی این مدت تغییر حال در خود مشاهده كرده‌اید؟ اگر نكرده‌اید؟ طبیب را عوض كنید.»

    مرحوم شیخ جواد انصاری همدانی (1339.ق) كه خود اهل سلوك و معرفت بودند و در همدان سكونت داشتند پیوسته برای زیارت و استمداد از روح مرحوم بهاری به بهار می‌آمدند و چه بسا این مسافت را كه حدود 19 كیلومتر است پیاده طی
    می‌كردند.
    علامه طهرانی نیز می‌فرماید:
    «این حقیر كراراً و مراراً برای زیارت مرقدش به بهار همدان رفته‌ام. معروف است كه آن مرحوم از میهمانان خود پذیرایی می‌كند. حقیر این مطلب را امتحان كرده‌ام و در سالیان متمادی چه در حیات مرحوم انصاری و چه در مماتشان كه به همدان زیاد تردد داشته‌ام هر وقت به مزار مرحوم شیخ آمده‌ام به گونه‌ای خاص پذیرائی فرموده است. و بسیاری از دوستان هم مدعی این واقعیت می‌باشند.»
    حضرت آیت‌الله شیخ محمد حسین نائینی در مورد عظمت روحی مرحوم بهاری فرموده است:
    «شهر آنجا است كه شیخ محمد بهاری خفته است»

    متن نامه:
    علل آسان شدن گناه!
    جناب مشهدی فلان را عرض می‌شود ان شاء الله تعالی موفق بوده و خواهید بود، شنیدم به بعضی از موالیان حقیر عرضه داشته‌اید كه فلانی كاغذی كه مشتمل بر مواعظ و نصایح باشد برای من بنویسد و حقیر دو كلمه می‌نویسم و آن دو كلمه این است كه اگر با مجاهده نفس در مقام عمل راه می‌روی گوارایت باد و اگر خدای نكرده نكبت چاك گریبان را گرفته، در عمل تكاسُل ورزیدی و نتوانستی به عمل پیش بروی، لااقل گدایی را از دست مده به تضرع و زاری بكوش در خلوات به دروغی به چسب تا صادق شود، چه این‌ كه گدا مجانی طلب است، اگر جِدّی داشته باشد، مقصودش حاصل است.
    اگر در جواب بفرمایند: مثل تو بنده مفلسی را لازم نداریم.
    به نحو تذلّل عرض كن: گدای ره‌نشین سلاطین در عِداد بندگان او نخواهد بود.
    اگر بفرمایند: نافرمانی می‌كنی.
    الحاصل: گدایی را گفتند ول مكن تا هیچ‌وقت محتاج نباشی، از گدایی خیلی كارها ساخته می‌شود، غرض از مجاهده، خود را عاجز دانستن و به معرض گدایی در آوردن است والله العالم

    به طریق خوشی عرض كن: هر كس شأنی دارد.

    اگر فرمودند: قهّاریت من پس در كجا ظاهر خواهد شد.
    به شیرینی عرض كن: در آنجا كه با سلطنت جناب اقدست معارضه نماید.
    اگر فرمودند: بیرونش كنید.
    به التماس بگو:
    نمی‌روم ز دیار شما به كشور دیگر برون كنیدم از این در آیم از در دیگر
    اگر بفرماید: قابلیت إستفاضه از من را نداری.
    جواب عرض كن: به دستیاری اولیاء خودت كرامت فرما.
    الحاصل: اگر رو ترش نماید، تبسم كنان التماس كن، اگر از تو اعراض نمود، تبصبص کنان از پشت سر او بدو، اگر از خودش مأیوس شدی به أمناء‌ دولتش ملتجی شو بگو با صدای بلند:
    بــــه والله و بــه بالله و بــه تَالله بـه حـق آیه نـصرٌ مِنَ اللهكه مو از دامنت دست بر ندیرم اگر كشته شوم الحكم لله
    اگر بفرماید: جرأت این حرف‌ها را از كجا به هم بستی؟
    عرض كن: حلم تو اشاره می‌كند.
    اگر بفرمایند: این زبان‌ها را از كجا یاد گرفتی؟
    بگو:
    بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
    الحاصل: گدایی را گفتند ول مكن تا هیچ‌وقت محتاج نباشی، از گدایی خیلی كارها ساخته می‌شود، غرض از مجاهده، خود را عاجز دانستن و به معرض گدایی در آوردن است والله العالم
    فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست
    شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست
    در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا
    تا نپرسند این جماعت صاحب مجلس کجاست

    اجرک الله یا بقیه الله


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود