جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تناسب حق و تکلیف( گذري بر آيه 228 سوره بقره )

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    تناسب حق و تکلیف( گذري بر آيه 228 سوره بقره )




    والمطلقات يتربصن بانفسهن ثلاثه قروء ولا يحل لهن ان يكتمن ما خلق الله في ارحامهن ان كن يومن بالله واليوم الآخر وبعولتهن احق بردهن في ذلك ان ارادوا اصلاحا ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف وللرجال عليهن درجه والله عزيز حكيم( سوره مباركه بقره / 228)
    زنان طلاق داده شده بايد مدت سه پاكى انتظار كشند و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان دارند براى آنان روا نيست كه آنچه را خداوند در رحم آنان آفريده پوشيده دارند و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند به بازآوردن آنان در اين [مدت] سزاوارترند و مانند همان [وظايفى] كه بر عهده زنان است به طور شايسته به نفع آنان [بر عهده مردان] است و مردان بر آنان درجه برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است.
    آيه شريفه 228 سوره بقره ، در خصوص حقوق متقابل مرد و زن مي باشد ، از جمله سوالات و شبهاتي كه در خصوص اين آيه شريفه مطرح ميشود ، فضل و برتري مردان بر زنان است كه در فراز پاياني آيه شريفه بدان تصريح نموده است .
    در تاپيك حاضر قصد داريم به بررسي اين مساله بپردازيم و در خصوص درجه اي كه آيه شريفه مطرح نموده ديدگاه مفسران را بررسي نموده و به نقد و نظر بنشينيم .



    نسبت میان حق و تکلیف هر یک از زن و مرد جز تساوی و برابری نخواهد بود. چراکه اگر بگوییم شخصی حقوقی بیشتر از تکالیفش دارد، به این معناست که در برابر و بهازای بخشی از حقوقش، هیچ تکلیفی ندارد. اکنون سؤال را اینگونه مطرح می کنیم: بهکدام دلیل عقلی و نقلی در رابطه با هر حقی که خداوند برای هر یک از زن و مرد در نظرگرفته، تکلیفی مساوی و برابر با آن بر عهده او قرار داده است؟ در پاسخ ابتدا دلیلعقلی را مطرح می کنیم: اگر کسی را محق دانستیم در مقابل باید شخص دیگری مکلف بهادای حق وی باشد، زن و شوهر و والدین و فرزندان و والی و رعیت، حقوق و تکالیفی درمقابل هم دارند کتاب نقد (18)، دکتر احمد بهشتی، مقاله امام علی(ع) و حق و تکلیف، ص123 ... زیرا جعل حق، بدون آن که در برابر آن تکلیف و مسئولیتی باشد، لغو و بیهودهاست و مانند آن است که قانونی وضع شده، ولی برای اجرای آن هیچ تضمینی وجود ندارد. علاوه بر این که جعل حق برای کسی جز با جعل تکلیف در مقابل آن و برای شخص دیگری لغوو بیهوده خواهد بود. هر محقی به ازای حقی که از آن برخوردار است خودش نیز تکلیفی برعهده دارد. زیرا اگر شخصی فقط محق باشد و در مقابل او شخص دیگری فقط مکلف باشد، ازمکلف نمی توان انتظار عمل به تکالیفش را داشت. به عنوان مثال: اگر اینگونه بود کهیک طرف فقط محق بود و طرف دیگر مکلف، همیشه به یک طرف ظلم می شد و ضمانت تحقق حق ازبین می رفت. بنابر این رابطه با هر حقی دو نوع تکلیف وجود دارد: 1 ـ تکلیف در مقابلحق2 ـ تکلیف به ازای حقو ادعای ما این است که تکلیف نوع دوم همیشه با حق متناسباست. 1
    _________________________
    1- مقاله تناسب حق و تکلیف در مرد و زن ، فرزانه حكيم زاده ، مجله حوراء ، بهمن 1383، شماره 10
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ادله نقلی تناسب حق و تکلیف

    1 ـ مهمترین و متقن ترین دلیل نقلی آیه 228 بقره است که ترجمه بخشی از آن چنین است: برای زنان همانند وظایفی که بر عهده آنان است، حقوق شایسته و متناسب مقرر شده است و مردان بر زنان یک درجه برتری دارند و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثة قروء و لایحل لهنّ ان یکتمن ما خلق اللَّه فی ارحامهنّ ان کنّ یؤمن باللَّه و الیوم الآخر و بعولتهن احق بردهنّ فی ذلک ان ارادوا اصلاحا و لهن مثل الذی علیهنّ بالمعروف و للرجال علیهن درجة و اللَّه عزیز حکیم» . این آیه شریفه به صراحت حقوق و وظایف متساوی هر یک از زن و مرد را در دایره روابط خانوادگی بیان می دارد. دو کلمه «له» و «علیه» و کلمه «مثل» و «معروف» که در آیه شریفه آمده اند جای هر گونه شک و تردید را بر مدعای مورد بحث از بین برده اند. برای روشن شدن تفسیر آیه ابتدا سه سؤال مربوط به آیه را مطرح نموده و سپس با کمک گرفتن از نظرات مفسرین پاسخ را ذکر می کنیم:

    1 ـ کدام دسته از زنان مورد نظر آیه هستند؟ آیا شمول آیه همه زنان در مقابل همه مردان را دربر می گیرد یا آیه تنها درباره زنان مطلقه سخن می گوید؟

    2 ـ مراد از مماثلت در آیه شریفه چیست؟

    3 ـ مراد از برتری درجه مردان بر زنان چیست؟
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    پاسخ به سؤال اول
    1 ـ کدام دسته از زنان مورد نظر آیه هستند؟ آیا شمول آیه همه زنان در مقابل همه مردان را دربر می گیرد یا آیه تنها درباره زنان مطلقه سخن می گوید؟

    از مجموع 60 تفسیر، حدود 50 تفسیر آیه را ناظر به روابط همسران در کانون خانواده می دانند. ر.ک، جایگاه زن در قرآن کریم، سعید داودی، ص 301 ـ 300. البته با توجه به سیاق آیه، یقین حاصل می شود که آیه تنها به موارد خاص (بحث طلاق) و روابط معین اشاره نمی کند، بلکه بر کل روابط همسران نظارت دارد. منبع پیشین، برخی از این تفاسیر عبارتند از: تفسیر قمی، 1/74. تفسیر تبیان، 1/241؛ مجمع البیان، 2/98؛ کشاف، 1/272؛ تفسیر کبیر فخر رازی، 6/94؛ المیزان، 2/232؛ نمونه، 2/110.

    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    پاسخ به سؤال دوم
    2 ـ مراد از مماثلت در آیه شریفه چیست؟
    ـ مفسران در مورد کلمه مثل، نظرات مختلفی ارائه داده اند که بیشتر به بیان مصادیق اشاره دارد. از جمله اینکه «به ازای اطاعت از همسر، حسن مصاحبت و به ازای آراستگی آراسته بودن مرد و به ازای عدم آزارِ مرد، امنیت و عدم اضرار مرد حق زنان است.» همان اکنون برخی از معانی مثل را از کتب لغت ذکر می کنیم: «مثلیت عبارت است از مشابهت با غیر در هر معنایی که باشد و اعم است از الفاظی که برای مشابهت وضع شده. به عنوان مثال، «نِد» به شریک در جوهر و «شبه» به شریک در کیفیت و «مساوی» به شریک و همانند در کمیت و «شکل» به همانند در قدر و مساحت اطلاق می شود و مثل شامل جمیع این موارد می شود. به همین دلیل خداوند وقتی نفی تشبیه از خویش را در هر وجهی اراده کرد فرمود: (لیس کمثله شی ء) راغب اصفهانی، مفردات، ص 462 . در کتاب «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» بعد از ذکر برخی از معانی مثل در کتب مختلف می نویسد: «اصل واحد در ماده مثل مساوی بودن شیئی با شی ء دیگر در صفات ممتازه است و این مشابهت تام است**حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 29 تا 25*#*... همچنین در قرآن کریم کلمه مثل در معانی متعددی به کار رفته است. از جمله مشابهت در خصوصیات ممتاز نظیر ایمان فان آمنوا بمثل آمنتم به فقد اهتدوا، 2/137 و اعتداء فمن اعتدی علیکم فاعتدو علیه بمیل ما اعتدی علیکم، 2/194 و حقوق. همچنین آیاتی نظیر (للذکر مثل حظ الانثیین) نساء، 11 آیه (من جاء بالسیئة فلا یجزی الامثلها) به صراحت به معنای تساوی اشاره دارد. و با توجه به معنای مثل که مشابهت تام در جمیع ویژگی های کمی و کیفی است می توان گفت که حقوق و تکالیف زنان مساوی و متناسبند. علامه طباطبائی رحمة اللَّه علیه در توضیح مماثلت حقوق و تکالیف زنان و کلمه معروف بیانات مفصلی دارد که خلاصه آن چنین است: «معروف» آن چیزی است که عقل و شرع و فطرت الهی افراد جامعه آنرا پذیرفته باشند. البته جامعه ای که از مسیر فطرت الهی منحرف نگردیده باشد، یکی از احکام چنین اجتماعی این است که تمامی افراد و اجزای اجتماع در هر حکمی برابر و مساوی باشند، البته این تساوی را باید با حفظ وزن و جایگاهی که افراد در اجتماع دارند، رعایت کرد. بنابراین با توجه به تأثیر افراد در ترقی و رشد اجتماع، برای آنها حقوقی در نظر گرفته می شود، آنگاه این حقوق به طور متساوی و کامل میان این اقشار، به تناسب حالشان گسترش داده می شود و در این صورت عدالت اجتماعی معنا پیدا می کند و این همان «اعطاء کل ذی حَقٍّ حَقَّه» است. مقتضای تساوی که همان عدالت اجتماعی است، آن نیست که هر مقام اجتماعی به هر فردی از افراد جامعه واگذار شود، به این معنا که همانگونه که از انسان عاقل و با تجربه شنوایی داریم و از اندیشه های او بهره می گیریم، از کودک نادان و یا انسان سفیه استفاده کنیم و یا اینکه ناتوان عاجز همان چیزی را بردارد که انسان قوی و قدرتمند بر می دارد. این نوع مساوات، میان افراد شایسته و ناشایسته، برای هر دو گروه زیانبار است. به عبارت دیگر، افراد جامعه از حقوق متشابه برخوردار نیستند. بلکه از حقوق متساوی با توجه به جایگاه و اعتبارشان و مقدار تأثیرگذاری که در جامعه انسانی دارند برخوردارند و این همان معنای عدالت اجتماعی است که هر کس به اندازه وظایف و مسئولیت هایی که به دوش می کشد، از حقوق متناسب با آن، بهره مند باشد. مرحوم علامه(ره) پس از ذکر مشترکات زن و مرد، نظیر نیروی فکر و اراده و اختیار و همچنین بیان وجوه اختلاف، نظیر اختلافات جسمانی و اختلاف در میزان عقل و احساسات، نتیجه گیری می کند که حقوق زنان و مردان گرچه شبیه یکدیگر نیست، ولی متساوی است. اما در عین تساوی، مردان از درجه و منزلتی نسبت به زنان برخوردارند که این درجه و منزلت را قید پایانی آیه که فرمود: «للرجال علیهن درجة» متذکر می گردد و مراد از هر دو قسمت آیه این است که خداوند میان زنان و مردان (در حقوق و تکالیف) تساوی قرار داده است، ولی با حفظ درجه و منزلتی که مردان بر آنان دارند. در نوشتار دیگری علامه در مقایسه حقوق و تکالیف زن و مرد می نویسد: زن در تمام احکام عبادی و حقوق اجتماعی با مرد شریک است و در هر امری که مرد استقلال دارد مانند: ارث، کسب، معامله، تعلیم و تعلم، بدست آوردن و دفاع از حقوق و غیره زن هم مستقل است مگر در مواردی که با مقتضای طبیعتش مخالف باشد. و عمده آنها این است که زن نمی تواند پست های حکومت و قضاوت را اشغال کند و در میدان های جنگ و خونریزی شرکت نماید مگر برای کمک مردان مانند مداوای مجروحین، و سهمیه اش در ارث نصف مردان است، و باید حجاب داشته باشد و مواضع زینتش را بپوشاند، و در مزایایی که از زن فوت شده با قرار دادن حقوق دیگری تدارک شده است، و از آن جمله هزینه زندگی او بر مرد است. و مرد باید حتی المقدور از او حمایت نماید و زن حق پرورش و پرستاری فرزندش را دارد و خداوندمتعال برای تسهیل بر زن جان و عرض و آبرویش را لازم الحمایه قرار داده، و عبادت را در ایام عادت و زایمان از او برداشته و ارفاق به او را در هر حال لازم شمرده است. برای روشن تر شدن مطلب نظرات برخی دیگر از دانشمندان را در این زمینه مطرح می کنیم: آنچه مسلم است این است که اسلام در همه جا برای زن و مرد حقوق مشابهی وضع نکرده ، همچنان که در همه موارد برای آنها تکالیف و مجازات های مشابهی نیز وضع نکرده است. «آنچه از دید اسلام مطرح است این است که زن و مرد، به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد؛ در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند، جهان برای آنها یک جور نیست، خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است و همین جهت ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف و مجازات ها وضع مشابهی نداشته باشند. این در حالی است که اکنون در دنیای غرب سعی می شود میان زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف وضع واحد و مشابهی به وجود آورند و تفاوت های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوتی که میان نظر اسلام و سیستم های غربی وجود دارد در اینجاست. بنابراین آنچه که اکنون در کشور ما میان مدعیان طرفداری از حقوق اسلامی زنان از یک طرف و طرفداران پیروی از سیستم های غربی از طرف دیگر مطرح است، مسئله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها. در حالی که عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودی که طبیعت زن و مرد را در وضع نامشابهی قرار داده است هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق می کندو هم سعادت خانوادگی را بهتر تأمین می نماید و هم اجتماع را بهتر به جلو می برد؛ زیرا زن اگر بخواهد حقوقی مساوی حقوق مرد و سعادتی مساوی سعادت مرد پیدا کند راه منحصرش اینست که مشابهت حقوقی را از میان بردارد، برای مرد حقوقی متناسب با مرد و برای خودش حقوقی متناسب با خودش قائل شود، تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان مرد و زن برقرار می شود و زن از سعادتی مساوی با مرد بلکه بالاتر از آن برخوردار خواهد شد و مردان از روی خلوص و بدون شائبه اغفال و فریب کاری برای زنان حقوق مساوی و احیاناً بیشتر از خود قائل خواهند شد.» شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 124 ـ 113.
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۸:۲۱
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ر احادیث اسلامی نیز روایاتی که دلالت بر اختلاف و مرد دارد، بسیار است. ر.ک، شخصیت و حقوق زن در اسلام، مهدی مهریزی. تفسیر نمونه در ذیل آیه مذکور، مطالبی دارد که خلاصه آن چنین است: این آیه شریفه بعد از ذکر مسائل گذشته موضوع احترام متقابل زن و مرد را از مسئله «طلاق» «وعدّه» بالاتر برده و به حقوق شخصی و اجتماعی می کشاند، و می گوید: همانطور که حقوقی برای مرد وضع شده تا زن رعایت آن را به عهده بگیرد، همچنین زن حقوقی مختلف بر مرد دارد که او نیز موظف است آن را رعایت کند. کلمه «بالمعروف» هم که حدود 12 مرتبه در این سلسله آیات ذکر شده همه به خاطر این است که زوجین نباید از حقوق خود سوء استفاده کنند، بلکه باید مصلحت اندیش بوده و حفظ حقوق متقابل را آنطور که شایسته است عهده دار شوند. تلازم حق و وظیفه، در اینجا یک اصل اساسی است که قرآن به آن اشاره کرده است، و آن اینکه هر جا وظیفه ای وجود دارد در کنار آن «حقی» هم ثابت است، یعنی وظیفه از حق هرگز جدا نیست، در آیه مورد بحث نیز به این حقیقت اشاره شده و می فرماید: به همان اندازه که زنان وظایفی، دارند حقوقی هم برای آنها قرار داده شده است، و از تساوی این «حقوق» با آن «وظایف» «اجرای عدالت» در حق آنان عملی می گردد. عکس این معنی نیز ثابت است که اگر برای کسی حقی قرار داده شده به ازای آن وظایفی هم بر عهده او خواهد بود. و لذا نمی توانیم کسی را پیدا کنیم که حقی در موردی داشته باشد بدون اینکه وظیفه ای بر دوش او قرار گیرد. «و للرجال علیهن درجة و اللَّه عزیز حکیم» این جمله متمم قانون قبلی است، توضیح این که: جمله قبل می گفت قانون عدالت در حق زن همانند مرد جاری است، ولی آیا لازم است که در کلیه وظایف و بدنبالش کلیه حقوق صد در صد مساوی باشند و همراه یکدیگر گام بردارند؟ با در نظر گرفتن اختلاف دامنه داری که بین نیروهای جسمی و روحی زن و مرد وجود دارد پاسخ این سؤال روشن می شود...
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    پاسخ به سؤال سوم:

    3 ـ در این مورد که مراد از برتری درجه مردان بر زنان که در پایان آیه مورد بحث به آن اشاره شده چیست؟ باید گفت که مفسران مصادیقی را در این زمینه ذکر می کنند که عمده اقوال آنان در این زمینه به طور خلاصه چنین است: مردان از حق سرپرستی، حق طلاق و رجوع، حق استمتاع، شایستگی امامت، قضاوت و شهادت، بهره مندی بیشتر از غنایم، دیه و ارث و برتری در اموری نظیر عقل، برخوردارند» به عبارت دیگر: «زن و شوهر در همه امور خانوادگی و روابط بین خویش، از حقوق مساوی برخوردارند. جز اینکه مردان در مدیریت و سرپرستی خانواده و سامان بخشیدن به امر زنان، دارای حقی افزون ترند. در نتیجه مرد به سبب پرداخت مهریه، تحمل هزینه زندگی، دفاع از خانواده و مسئولیت سنگین زندگی از حق سرپرستی بهره مند است و برای اینکه بتواند از عهده این مسئولیت بر آید، ارث او افزون تر از زن است و طلاق و رجوع نیز به دست اوست و همسر وظیفه اطاعت در امور شایسته و معروف را دارد، بنابر این مراد از «درجه» افزون تر، برتری در حقوقی نظیر حق سرپرستی خانواده و مدیریت امور همسرش می باشد.» ر.ک، تفسیر مجمع البیان ـ کشاف ـ نمونه ـ المیزان. در نقد سخنان فوق، باید گفت، اگر مراد از برتری حقوقی مردان، پذیرش ملازمه این برتری با سنگین تر بودن تکالیفشان باشد، می توان آن را پذیرفت. زیرا، همانگونه که از ابتدای مباحث بیان شد، تکالیف و حقوق تناظر طرفینی دارند. یعنی هم تکلیف در مقابل حق، وجود دارد و هم تکلیف به ازای حق. به ویژه این تناظر طرفینی در روابط همسران بسیار ملموس و آشکار است. در نتیجه اگر هر یک از زنان و مردان حقوقی دارند، هم خود به ازای آن تکالیفی دارند و هم همسرشان در مقابل آن حقوق تکالیفی دارد. در آیه شریفه به تساوی مجموع تکالیف زنان که با لفظ «علیهن» بدان اشاره نموده، با مجموع حقوق آنان که با لفظ «لهن» بیان نموده، اشاره می کند. و چون آیه اطلاق دارد بنابر این از تساوی حقوق و تکالیف زنان به طور مطلق این نتایج حاصل می شود: مردان نیز حقوق و تکالیفشان مساوی باشد. یعنی هم مجموع حقوق مردان با تکالیف خودشان متناسب و متساوی باشد هم مجموع حقوقی که بر زنان دارند، با مجموع تکالیفی که زنان در مقابل آنان دارند مساوی باشد، چرا که اگر کفه ترازوی حقوق و تکالیف در مردان ناهمگون باشد، لازمه طبیعی اش بر هم خوردن تعادل در حقوق و تکالیف زنان است
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    یعنی اگر حقوق مردان بر زنان بیشتر از حقوق زنان بر مردان باشد این نتایج حاصل می شود:
    1 ـ حقوق زنان از مردان کمتر می شود.
    2 ـ تکالیف زنان هم از حقوق خودشان بیشتر می شود و هم از تکالیف مردان سنگین تر می گردد.
    3 ـ در نتیجه «و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف» معنایی نخواهد داشت.
    با توجه به استدلال فوق مشخص می گردد که اگر معنای برتری «درجه» مردان آنگونه که برخی از مفسرین اشاره نموده اند، تنها برتری درجه حقوقی مردان باشد، قطعاً جمله پایانی آیه شریفه با جمله قبل از خود متناقض خواهد بود. در نتیجه، تنها یک تفسیر برای «برتری درجه مردان بر زنان» باقی می ماند و آن اینکه: «مردان نسبت به زنان از حقوق بیشتر و در نتیجه تکالیف سنگین تری برخور دارند.» یعنی دقیقاً تناسب و هماهنگی حق و تکلیف در هر یک از دو جنس زن و مرد همیشه برقرار است و مردان در ازای تکالیف سنگین تری که خداوند از روی حکمت و مصلحت بر عهده آنان گذاشته است، از حقوق بیشتری نیز برخور دارند. در نتیجه اگر مردان از انجام تکالیف و وظایف خود به هر دلیل خودداری کنند، نتیجه طبیعی آن سلب حقوقی است که در ازا و در قبال آن تکالیف به آنان تعلق گرفته بود. در حقیقت آنچه که به طور طبیعی نیز اتفاق می افتد و قوانین الهی و قوانین مدنی برخاسته از شرع مقدس به آن گویا هستند نیز چیزی جز این نیست. به عنوان مثال:
    حق گرفتن مهریه برای زن:

    1 ـ تکلیف مقابل آن پرداخت مهریه از سوی مرد
    2 ـ تکلیف به ازای آن: تمکین زن برای مرد اگر مردی از پرداخت مهریه در زمان عقد و در صورت مطالبه زن خود داری کند زن می تواند از تمکین زناشویی خودداری کند.
    حق گرفتن نفقه برای زن:

    1 ـ تکلیف مقابل؛ پرداخت نفقه از سوی مرد
    2 ـ تکلیف به ازای آن؛ اطاعت از مرد زن ناشزه از حق نفقه محروم می شود؛ چون به تکلیف خود عمل نکرده، حقی نخواهد داشت.
    سرپرستی خانواده حق مرد:

    1 ـ تکلیف مقابل آن: اطاعت زن از مرد و قبول قوامیت مرد
    2 ـ تکلیف به ازای آن: تهیه مسکن و سایر احتیاجات زن اگر مردی نفقه زن را پرداخت نکرد، زن ملزم به اطاعت از او نخواهد بود.
    پس از آیات قرآن محکمترین دلیل بر تناسب و هماهنگی حق و تکلیف هر یک از زن و مرد خطبه امیر المؤمنین علی(ع) در نهج البلاغه است و اگر هیچ دلیل دیگری در این زمینه نباشد، این خطبه کافی است، تا ما را متقاعد کند که حقوق و تکالیف افراد متناسب و مساویند. آن حضرت فرمود: اما بعد، فقد جعل اللَّه لی علیکم حقاً بولایة امرکم و لکم علی من الحق مثل الذی لی علیکم، فالحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف، لایجری لاحد الا جری علیه و لایجری علیه الاّ جری له و لو کان لاحد ان یجری له و لایجری علیه کان ذلک خالصاً لله سبحانه دون خلقه، لقدرته علی عباده و لعدله فی کل ماجرت علیه صروف قضائه و لکنه جعل حقه علی العباد ان یطیعوه و جعل جزائهم علیه مضاعقة الثواب، تفضلاً منه و توسعاً لما هو من المزید اهله»نهج البلاغه، خطبه 214 یا 216 :... خداوند برای من بر عهده شما حقی قرار داد، به دلیل اینکه سرپرست و زمامدار شما هستم و برای شما نیز حقوقی مثل و مانند همان حقوقی که برای من است، وجود دارد. حق وسیع ترین امور در هنگام وصف و سخت ترین امور هنگام اجرا است. خداوند برای احدی حقی در نظر نگرفت، مگر آنکه بر عهده اش تکلیفی گذاشت و برای احدی وظیفه ای معین نکرد، مگر آنکه به نفع او حقی در نظر گرفت. اگر کسی باشد که حقی داشته باشد ولی تکلیفی به ازای آن بر عهده اش نباشد، تنها خداوند سبحان خواهد بود، چرا که او بر هر امری قادر است و در هر قضایی که رانده است، نهایت عدل را مقرر فرموده است. لکن به دلیل تفضلش بر بندگانش، در مقابل انجام تکالیفشان، ثواب و پاداش چندین برابر به آنان می دهد. حضرت در این خطبه به دو نکته مهم اشاره می نماید:
    1 ـ تلازم حق تکلیف در هر یک از انسان ها
    2 ـ برابری حق و تکلیف انسان ها از نظر امیر المؤمنین علی(ع) حقوق و تکالیف انسان با هم ارتباطی تنگاتنگ دارند و جدایی آنها به هیچ وجه ممکن نیست. بنابراین، هیچ کس نمی تواند، در هیچ زمینه ای ادعای حق کند، مگر اینکه به تناسب آن، به تکلیفی معادل نیز اذعان داشته باشد، چنانکه در هیچ موردی نمی توان کسی را مکلف به امری نمود، جز آنکه حقی متناسب و مساوی با آن، برای او در نظر گرفت.
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ در ساعت ۱۶:۵۰
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود