صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تهاجم فرهنگی (مدیریت: سوگند)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب تهاجم فرهنگی (مدیریت: سوگند)




    با سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب تهاجم فرهنگی نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.

    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیر این صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.



  2. تشکر


  3.  

  4. #2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    مقدمه
    فرهنگ كه فرايندى از آداب و رسوم ، خوى ها و خصلتها و چگونگى روابط حاكم بر مجموعه ها و گروههاى انسانى است ضمن آنكه خود زاييده زندگى اجتماعى انسانهاست ، تاثير شگرف و غير قابل ترديدى بر چگونگى زندگى و ادامه حيات اجتماعى و ملى ملتها دارد.
    به عبارت ديگر، فرهنگ هر ملتى ريشه در اعتقادات ، طرز تلقى ها و نوع نگرش آنها به جهان و مسائل موجود در آن دارد. بنابراين به ميزانى كه پايه هاى اعتقادى و باورهاى اجتماعى ملتى مبتنى بر حقايق و ارزشهاى انسانى و الهى باشد، ارزشهاى فرهنگى او نيز شايسته تمجيد و در خور ستايش و قابل پيروى خواهد بود، اما پر واضح است كه در طول تاريخ حيات بشرى ، همواره آداب و سنن و خلق و خوى انسانها در جهت حق و بر اساس برداشتهاى حقجويانه و واقع گرايانه از قضايا و مسائل مختلف نبوده و در بسيارى موارد و به دلايل عديده ، انحراف و كجروى و دورى از صراط مستقيم فلاح و رستگارى و در غلتيدن در دامن موهومات و باورهاى خرافى ، باطل گرايانه ، غير الهى و ضد بشرى گريبانگير اقوام و ملل مختلف شده است .
    همچنين به علت خوى اجتماعى انسان ، مراوات و ارتباطات انسانى و به تبع آن روابط فرهنگى و مبالات فكرى نيز به موازات تاريخ تحولات و تمدن بشرى وجود داشته است .
    در اين ميان ، بنا بر نص صريح قرآن ، تقابل و تضاد بين دو فرهنگ الهى و غير الهى و نزاع و درگيرى بين دو مقوله حق و باطل از صبحدم تاريخ وجود داشته و تا واپسين لحظات غروب حيات بشرى نيز ادامه خواهد داشت و در اين مسير، خدا پرستان و حقجويان ، همواره روياروى باطل گرايان و شب پرستان ، در نبردى آشتى ناپذير بسر خواهند برد.
    امروزه با پيشرفت سريع تكنولوژى و علم و صنعت و با پيدايش قطبهاى غول آساى صنعتى ، اقتصادى و نظامى و با سيطره فرهنگ ابتذال ، رفاه زدگى و ماديت بر كفرستان شرق و هيچستان غرب اين امكان فراهم آمده است كه سران كفر و الحاد و مستكبران جهانخوار، دم از تشكيل دهكده جهانى زده و با گسترش سلطه شبكه سازمانهاى بين المللى بر سراسر عالم ، حاكميت نظم نوين جهانى را خواستار شوند. اينان بمنظور دستيابى به اين اهداف شوم ، و در پى بسط و توسعه سلطه و نفوذ شيطانى و اهريمنى خود در تمام شؤ ون زندگى ملتهاى گوناگون در سراسر دنيا، از طريق نهادهاى وابسته به سازمان باصطلاح ملل متحد و با جهت دهى به تصميمات اين نهاد و كنترل حساب شده آنها، در سرنوشت تمامى ملتها به صورتى آشكار و نهان دخالت مى كنند؛ به بهانه دفاع از حقوق بشر، با استفاده از وحشانه ترين و رذيلانه ترين اقدامات ضد بشرى ، حكومتهاى كشورها را تغيير مى دهند، تصيفه هاى خونين نژادى را كه به ددمنشانه ترين روشها صورت مى گيرد، با ظرافت و ترفندهاى گوناگون توجيه مى كنند، از طريق پيمانهاى چند جانبه اقتصادى همانند گات و غيره زمينه هاى سلطه شوم اقتصادى خود را بر كشورهاى ضعيف و عقب مانده فراهم مى كنند و با آزمايش هر روزه سلاحهاى مخوف و ويرانگر خود ملل محروم و مستضعف را تهديد كرده به آنها چنگ و دندان نشان مى دهند و هر فرياد اعتراضى را به هر شكل ممكن در گلو خفه مى كنند و بالاخره با گسترش ‍ شبكه هاى مدرن و پيچيده ارتباطى و با بهره گيرى از حيوانى ترين روشها، فضاى فكرى ، اعتقادى و فرهنگى ملتها را لجن مال مى كنند و با ايجاد جو مسموم و خفه كننده فكرى و فرهنگى مانع هر گونه بيدارى ، ابتكار، پيشرفت ، آزادى خواهى و استقلال طلبى در ميان مردم فقر زده و در بند كشورهاى مورد هجوم مى شوند.
    در عصرى كه بسيارى از واژه ها معناى حقيقى خود را از دست داده اند، اشاعه ابتذال و فساد، نام ترويج فرهنگ و خدمت به جامعه بشرى به خود مى گيرد و دفاع از هويت ملى و ارزشهاى والاى انسانى و فرهنگى واپسگرايى ، سكون و عقب ماندگى تلقى مى شود و باندهاى آشكار و نهان مافيايى از هر وسيله اى براى استحاله فرهنگى و مسخ ارزشهاى معنوى بهره مى جويند. در اين بين ، هجوم و شبيخون بر بنيانهاى فرهنگى ، خطر ناكترين و كار سازترين حربه اى است كه اينك موجوديت ملتها بويژه ملل اسلامى را تهديد مى كند و انقلاب اسلامى و خاستگاه اصلى آن يعنى سرزمين دلاور خيز ايران در نوك اين حملات ناجوانمردانه و رذيلانه واقع گرديده است ؛ آنچنان كه سكاندار بيدار كشتى انقلاب و مقام منيع ولايت امر مسلمين فرياد بر مى آورد كه كارى كه امروز دشمن از لحاظ فرهنگى انجام مى دهد نه يك تهاجم ، كه يك شبيخون فرهنگى است .
    در پى اين هشدارهاى پى در پى رهبر عظيم الشان انقلاب درباره اين موضوع تلاشهاى گسترده اى در سطح مملكت صورت گرفته كه هر يك به نوبه خود اقدامى مؤ ثر و شايسته در اين جهاد فرهنگى به حساب مى آيد.
    در اين راستا، مركز تحقيقات اسلامى نمايندگى ولى فقيه در سپاه نيز به سهم خود و به منظور ايجاد توانايى هاى لازم براى مقابله با ترفندهاى گوناگون دشمن در اين شيوه تهاجم ، در بين مرزداران سلحشور مرزهاى عقيده و ايمان ، پاسداران و بسيجيان و رزمندگان غيور و كفر ستيز و بنا به درخواست معاونت آموزش عقيدتى سياسى نمايندگى ولى فقيه در نيروى زمينى سپاه ، معاونت كمك آموزشى مركز تحقيقات اسلامى مجموعه حاضر را به عنوان ويژه نامه نشريه مكتب جبهه تهيه و تدوين نموده است .
    در اين مجموعه كه مشتمل بر هفت فصل مى باشد، سعى و كوشش زيادى به عمل آمده تا با استفاده از منابع گوناگون و نظرات صاحبنظران در امور مختلف سياسى ، فرهنگى و اجتماعى ، بحثى همه جانبه و عميق درباره مساله تهاجم فرهنگى صورت گيرد.
    بنابراين در لابلاى اين سطور، به مسائل مهمى ، مانند: مساله فرهنگ ، انواع فرهنگها، تبادل فرهنگى ، زمينه هاى پيدايش تهاجم فرهنگى اعم از زمينه هاى داخلى و خارجى آن ، پيشينه تهاجم فرهنگى و روند تحولات آن در بستر تاريخ تمدن بشرى و موقعيت كنونى آن بخصوص با توجه به فروپاشى نظام الحادى و كمونيستى امپراتورى شوروى سابق و پيدايش ‍ قطب بندى هاى جديد در عرصه تحولات بين الملل ، اهداف گوناگون مورد نظر در تهاجم فرهنگى و آثار و نتايج ويرانگرى كه اين شيوه تهاجم در پى خواهد داشت ، شيوه ها و روشهاى مختلف مورد عمل در اين نوع تهاجم ، ابزارهاى مورد استفاده دشمن در تهاجم فرهنگى و بالاخره راههاى مقابله و راه كارهاى عملى در اين رويارويى فرهنگى به بحث و بررسى گذاشته شده و مطالب و اطلاعات مفيد و جامعى را در اختيار خواننده قرار مى دهد.
    اميد آن كه توانسته باشيم از اين طريق گامى هر چند كوچك در اين جهاد مقدس فرهنگى برداشته و گوشه اى از رسالت عظيمى را كه نسل امروز اسلامى بر عهده دارد ايفا نموده باشيم . اما در عين حال از ضعفها و نقايص ‍ كار خود غافل نيستيم ، به همه تلاشهايى كه از جانب افراد دلسوز و مراكز علمى و فرهنگى در سطح كشور در اين زمينه به عمل آمده و مى آيد ارج مى نهيم و از همه صاحبنظران و انديشمندان تقاضا داريم كه با ارسال نظرات اصلاحى و نيز انجام تلاشهاى محققانه و انديشمندانه خود كمبودها و كاستيهاى موجود را جبران نموده و زمينه هاى آگاهى هر چه بيشتر همه مردم بويژه نسل جوان امروز را فراهم سازند.




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فصل اول : فرهنگ چيست ؟
    نگاهى از بام تيره و هوس آلود سده بيست به روزگاران گذشته ، جهان را پهنه دگرگونيهاى بيشمار نشان مى دهد. دگرگونيهاى كه گاه نابودى و نامرادى ؛ و زمانى اميد و كامروايى به ارمغان آورده اند، و پرونده زندگى انسان را از لحظه هاى زشت و زيبا آكنده اند. بررسى مجموعه فراز و نشيبهاى تاريخ ، بشر را بدين حقيقت رهنمون مى كند كه : پديده هاى خوب و بد جوامع انسانى چيزى جز بازتاب روشن فرهنگهانيست به عبارت ديگر فرهنگ ، خاستگاه همه پيشرفتها، نوآوريها و منشا همه عقب ماندگى به شمار مى آيد.
    با توجه بدين حقيقت ، شناخت فرهنگ و ارزيابى آن ارزش و اهميت خود را نمايان مى سازد.




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فرهنگ
    هر چند وسيع و جامع بودن مفهوم فرهنگ ، شناخت و شناساندن همه جانبه آن را دشوار ساخته است اما از ديرباز هر يك از انديشمندان ، به فراخور آگاهيهاى خويش ، در اين حقيقت نگريسته و تعاريفى از آن ارائه داده اند. اما مع الوصف هر يك از اين تعاريف پيرايه هايى از كاستى را نيز به همراه داشته و به تنهايى نمى تواند تعريف كاملى از فرهنگ به شمار آيد. به عنوان مثال تايلر دانشور آمريكايى مى گويد:
    در روزگار ما اين كلمه (فرهنگ ) بر همه ابزارهايى كه در اختيار ماست دلالت دارد. و (همچنن ) بر همه رسمها و باورها، دانشها، هنرها، نهادها، و سازمانهاى جامعه . انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه خود و به بركت آن ، موجود اجتماعى مى شود. و با مردم پيرامون خود از صدها جهت ، همرنگى و همنوايى مى يابد، و از مردم جوامع ديگر ممتاز مى شود.
    (1)
    نيم كوف جامعه شناس برجسته غرب در اين باره مى نويسد:
    فرهنگ عصاره زندگى اجتماعى است . و در تمام افكار، اميال ، الفاظ و تكاپوهاى ما منعكس مى شود و حتى در اطوار و حركات خفيف چهره ما را دارد.
    (2)
    بر اين اساس ، فرهنگ مجموعه پيچيده اى است متضمن معلومات ، معتقدات ، هنرها، اخلاق ، قوانين ، آداب و رسوم و تمامى تمايلات ، قابليتها و عادات مكتسبه كه آدمى در حالت عضويت در يك اجتماع حاصل مى نمايد.(3)



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    انواع فرهنگ
    در يك نگاه كلى مى توان همه فرهنگهاى موجود را به دو نوع مادى و الهى تقسيم كرد و مورد بازنگرى قرار داد:


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فرهنگ مادى
    اين فرهنگ بر پوچ انگارى ارزشهاى الهى و انسانى بنا نهاده شده است . جنبه انسانى انسان به فراموشى سپرده شده و تنها به عنوان موجود مادى مورد ارزيابى قرار مى گيرد. چنين فرهنگى افراد پيرو خويش را پيرامون رفاه فزونتر، آزادى و بهره ورى بيشتر از غرايز و سودپرستى به جنبش در مى آورد.
    در فرهنگ مادى ، هدف وسيله را توجيه مى كند. بنابراين ، پيروان چنين فرهنگى براى رسيدن به اهداف مادى و بهره مندى هر چه بيشتر از مزاياى زندگى به هر وسيله اى دست مى يازند و از هر شيوه ممكن سود مى جويند. بدين ترتيب در سايه چنين فرهنگى ، بنيادهاى اخلاقى جامعه فرو مى ريزد، ارزشهاى انسانى كم رنگ مى شود، آمار بزهكاريها فزونى مى يابد و بشر در گرداب بى پناهى و تنهايى گرفتار آمده اضطراب و تشويق بر سراسر زندگى وى حاكم مى شود. در اين باره نمونه اى از اظهارات جامعه شناس معروف سوروكين را به عنوان شاهد مى آوريم كه چنين گفت :
    هر يك از جنبه هاى مهم زندگى ، سازمان و تمدن جامعه غربى دستخوش ‍ بحرانى غير عادى شده است ... كالبد روح اين تمدن هر دو به شدت بيمار است به سختى نقطه اى كه مجروح نباشد در پيكر تمدن تمدن غرب و يا عصبى كه درستى انجام وظيفه كند در سلسه اعصاب آن مى توان يافت ما آشكارا در برزخ ميان دو عصر بسر مى بريم در پايان عصر محتضر فرهنگ مادى ديروز پر شكوه و طلوع تمدن معنوى فردائى زايا، مادر حال زندگى انديشه و عمل در واپسين دقايق روز طولانى تمدن مادى بسر مى بريم كه مدت شش قرن مى درخشيده است هنوز پرتوهاى لرزان و كم فروغ خورشيد شامگاهى بر شكوه عصرى وداع گر مى تابد، ليكن اين روشنائى ديگر درخشانى نيست فروغش اميد بخش و تابان نيست در پرتو غروب در سايه هائى كه پيوسته ژرفى تيرگى شان فزونى مى يابند، در جهت يابى و تشخيص سالكان راه بمراتب دشوار مى گردد، شب يلداى برزخ مدنى با همه كابوسها با همه كابوسها با همه اشباح و سايه هاى دلهره انگيزش با همه هراسها و دهشت هاى رل آزار و جان كاهش در برابر ماه چهره مى نمايد.
    (4)


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فرهنگ الهى
    فرهنگ الهى ، انسان را آميزه اى از پيكر خاكى و روان آسمانى مى داند. كه فرهنگ اسلامى تبلور تمام و كمال آن است ، و هدفش دستيابى به كمال است كه در تابش آفتاب وحى حاصل مى شود و معيار برترى افراد را نيز پرهيزگارى و پايبندى به اصول ثابت اخلاقى مى داند. قرآن مجيد در اين رابطه مى فرمايد:
    ان اكرمكم عند الله اتقيكم
    (5)
    هر آينه گرامى ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست .
    اصولا براى شناخت اصالت و ميزان بر خوردارى يك فرهنگ ار روح و حيات نياز به مطالعه و شناخت ، عناصر برجسته ، جهت و حركت ، آهنگ رشد و انگيزه هاى حاكم بر آن فرهنگ ، مى باشد تا مشخص شود كه آيا داراى شخصيت مستقلى مى باشد؟ و يا اينكه التقاطى بوده و دنباله رو فرهنگهاى ديگر است .
    فرهنگ اسلامى بر خلاف فرهنگ مادى كه ساخته و پرداخته دست بشر است ، به اين ويژگى منحصر به فرد، آراسته گشته و به حيات خود ادامه مى دهد. متفكر بزرگ اسلامى ، استاد شهيد مرتضى مطهرى در اين باره مى فرمايد:
    فرهنگ اسلامى مانند يك سلول زنده رشد كرد و فرهنگهايى را از يونانى و هندى و ايرانى و غيره در خود جذب كرد و به صورت موجود جديد با چهره و سيماى مخصوص به خود ظهور كرد و به اعتراف محققان تاريخ فرهنگ و تمدن ، تمدن اسلامى در رديف بزرگترين فرهنگها و تمدنهاى بشرى است .
    (6)


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    برخى از ارزشهاى دينى در فرهنگ اسلامى
    1 پرستش خدا اساسى ترين ارزش دين :
    شناخت خدا و پرستش و ايمان به او، هدف و اساسى نظام اعتقادى اسلام است . قرآن مجيد در اين رابطه مى فرمايد:
    و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون
    (7)
    و ما جن و انس را نيافريدم مگر براى عبادت .
    خداشناسى و پرستش خدا بنيان استوارى است كه نه تنها حركت دائمى انسان را بسوى كمال و رشد تضمين مى كند، بلكه به صورتى اطمينان بخش ‍ جلو انحراف فرد و جمع را نيز مى گيرد، آنكه به خدا مى پيوندد از پليديها، بيداگريها، هوى و هوس ، تمايلات بى ارزش و از خود خواهيها، مى رهاند و تسليم خدا مى شود و خود را از شر طاغوتها، و از نفوذ قدرتهاى اهريمنى آزاد مى سازد.
    (8)


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    2 پرورش روح عدالتخواهى :
    عدالت از اركان اصلى حيات انسانى است . جامعه اى كه در آن ظلم و بى عدالتى برقرار باشد انسانيت انسان در آن جامعه مضمحل مى گردد. جامعه اى اسلامى است كه در آن نظام عدل الهى حاكم باشد. در اين جامعه كار و كوشش اساس مالكيت است . در چنين جامعه اى استثمار و بهره كشى از انسانها گناه نا بخشودنى تلقى مى شود. رسالت پيامبران از نظر اسلام اقامه عدل است .(9)
    قرآن مجيد در اين رابطه مى فرمايد:
    لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس با لقسط
    (10)
    ما رسولان خود را با دلايل روشن فرو فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود