صفحه 2 از 8 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تهاجم فرهنگی (مدیریت: سوگند)

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    3 مسئوليت فرد:
    از ديدگاه اسلام ، فرد ضمن اينكه مسئول اعمال خود است نسبت به اجتماع پيرامون خويش نيز داراى مسئوليت هايى است كه عواقب اعمال و حركات سكنات او نيز متوجه خودش مى باشد، از طرف ديگر بى تفاوتى و نداشتن تعهد نسبت به مسائل اجتماعى هم بشدت مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته است . پيامبر عظيم الشان اسلام (ص ) در اين زمينه چنين مى فرمايند:
    همه شما در برابر يكديگر مسؤ ول هستيد.
    (11)


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    4 پرورش روح اجتماعى :
    در فرهنگ اسلامى حركت در جهت حل امور مسلمين ، به اندازه اى از اهميت برخوردار است كه پيامبر عظيم الشان اسلام در اين رابطه فرمود:
    كسى كه صبح از خواب برخيزد و در حل امور و مشكلات مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نيست .
    (12)


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    وجه تمايز فرهنگ مادى و الهى
    زير بناى فرهنگ مادى اقتصاد و بهره جوئى از لذتهاى مادى است از اين رو، انسان را تنها از اين ديدگاه مى نگرند و تمام هدف را در رفاه و آسايش و كاميابى و لذت جوئى خلاصه مى كنند، قدرت و بهره جوئى حيوانى را، كمال انسان مى دانند و او را در اين مسير به پيش مى رانند. به همين دليل است كه دنياى امروز دنياى تبليغات فريبنده و ميدان نمايش و عرضه كالاهاى متنوع مصرفى شده است زيرا در اين فرهنگ ، اخلاق ، معنويت و ارزشهاى انسانى جايى ندارد.
    در فرهنگ الهى بناى آن بر اخلاق و ارزشهاى الهى و انسانى گذاشته شده وضع بگونه اى ديگر است . اقتصاد و بهره جوئى از ماديات وسيله است نه هدف . يعنى در اين فرهنگ اخلاق اصل و رفاه و ماديات فرع هستند و آدمى به اعتدال ميان اين دو رهنمون مى شود. در واقع در اين فرهنگ هم بعد مادى در حد ضرورت و نياز مورد توجه است و هم بعد معنوى در حد اعلى .
    فرهنگ الهى با طبيعت آدمى ، نيازها و رشد و تكامل او سازگار است . هم بعد اجتماعى حيات انسانى را در نظر مى گيرد و هم به نيازهاى اجتماعى و عقلانى انسان توجه دارد، هم احساسات و عواطف را تحريك مى كند و هم ميل به كنجكاوى و حقيقت جوئى انسان را ارضاء مى كند.
    فرهنگ مادى بعلت ناديده گرفتن معنويات و اعتقاد به حيات موقتى با جنبه هاى عقلائى انسان و همچنين آرمانهاى اخلاقى و معنوى او در رابطه با ديگران و آفريدگار جهان توافق ندارد. همچنين موقتى تلقى كردن حيات انسان در فرهنگ مادى ، انگيزه تلاش را در افراد كاهش مى دهد، زندگى را بر انسان به صورتى بى معنا در مى آورد، و افراد را به پوچى ، بى هدفى و احساس عدم امنيت و تزلزل دچار مى سازد، اما فرهنگ الهى راه را براى رشد و تكامل دائمى و نامحدود انسان هموار مى سازد و از اين جهت انسانى را كه فطر تا كمالجو و ترقى طلب است راضى مى كند.
    (13)


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    وجود مشترك فرهنگ
    همه فرهنگها، گذشته از خاستگاه خود، از ويژگيهاى مشتركى برخوردارند؛ كه اشاره به برخى از آنها مى تواند در بررسى پديده هاى اجتماعى سودمند افتد:
    1 فراگرفتنى است . بدين معنى كه فرهنگ ، قابل آموختن است . و از وراثت به ديگرى انتقال نمى يابد. در واقع فلسفه وجود آموزش و پرورش در جامعه انسانى نيز همين ويژگى است .
    2 خاستگاه فرهنگ اجتماعى بشرى است . در واقع ، فرهنگ يك موضوع اجتماعى است كه در جامعه شكل مى گيرد، بارور مى شود و مفهوم مى يابد.
    3 هر چند فرهنگ ، بزرگترين نياز جامعه بشرى است ، ولى خود اساسى ترين نيازمنديهاى زندگى انسان را برآورده مى سازد.
    4 فرهنگ ، ايستايى نمى پذيرد و با گذشت زمان پيوسته تحول مى يابد.
    5 فرهنگ قابل انتقال است و از نسلى به نسلى يا از ملتى به ملتى ديگر منتقل مى شود.
    (14)


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    تبادل فرهنگى
    امروزه پيشرفت شتابان دانش ، مرزهاى بين المللى را در هم شكسته و پديد آمدن سيستمهاى نوين ارتباطى ، جوامع پراكنده انسانى را در يك مجموعه فرهنگى واحد جاى داده است به اين ترتيب مجموعه اى به نام دهكده جهانى در اثر ارتباط و نزديكى روز افزون ملل گوناگون انتقال ارزشها و تاثير و تاثيرهاى متقابل فرهنگى ، با وسعت و سرعت باور نكردنى در حال انجام است .
    اما در اين ميان بايد دو مقوله تبادل فرهنگى و تهاجم فرهنگى تفاوت قائل شد چنانكه رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيه الله خامنه اى به اين امر اشاره كرده ، مى فرمايند:
    تهاجم فرهنگى با تبادل فرهنگى متفاوت است . تبادل فرهنگى لازم است و هيچ ملتى از اينكه معارفى را در تمام زمنيه ها از جمله فرهنگ و مسائلى كه عنوان فرهنگ به آن اطلاق مى شود. از ملتهاى ديگر بياموزد، بى نياز نيست .
    در هميشه تاريخ هم همين طور بوده و ملتها در رفت و آمدهايشان با يكديگر، آداب زندگى ، خلقيات ، علم ، نحوه لباس پوشيدن ، آداب معاشرت ، زبان ، معارف و دين را از هم فرا گرفته اند. اين مهمترين مبادله ملتها با هم بوده كه از تبادل اقتصادى و كالا هم مهمتر بوده است .
    (15)
    گرفتن دانش و فنون مختلف و كشف مجهولات و نمونه بردارى از ابزارها و وسايل كار از ساير ملتها، بخشى از تبادل فرهنگى است . و اين همان چيزى است كه مورد تاييد و تاكيد اسلام نيز قرار گرفته است ، پيامبر اكرم (ص ) فرمود:
    دانش را فرا بگيريد و هر چند لازم باشد به چين برويد
    (16) ، ناظر بر همين معناست .
    بنابراين ، تبادل فرهنگى كه همان ارتباط منطقى و درست فرهنگهاست ، مى تواند در پيشرفت ارزشهاى انسانى و بهسازى زندگى بشر بسيار سودمند افتد. زيرا همه مردم جهان از تجربه ، آگاهى و باورهاى درست يكديگر بهره مى برند و از آزمايش روشهاى نادرست آزموده شده ، بى نياز مى شوند.
    بر اين اساس بايد از تبادل فرهنگى استقبال كرد. زيرا فرهنگ گرانمايه اسلامى مى تواند به يارى ارتباطات ، در كمترين زمان ممكن بر دلها و انديشه ها چيرگى بايد و سنگرهاى كليدى جهان را فتح كند.
    البته بايد توجه داشت كه نخستين شرط موفقيت در عرصه تبادل فرهنگى ، خود باورى ، اعتماد به نفس ، شناخت ، ايمان به ارزشهاى انسانى و الهى فرهنگ خودى است . پيشواى بزرگ انقلاب اسلامى امام خمينى (ره ) به اين حقيقت مهم اشاره كرده مى فرمايد:
    ... به هر صورت آن چيزى كه وظيفه همه مسلمين هست ... اين است كه هشدار بدهند به اين ممالك اسلامى كه ما خودمان فرهنگ غنى داريم . فرهنگ ما طورى بوده است كه ... صادر شده است به خارج .
    آن پير فرزانه در بخش ديگرى از گفتار خويش ، حضور فعال در جامعه جهانى و پيگيرى ديپلماسى هوشمند و روشنگرانه را يك ضرورت مى داند:
    ... ما بايد همان گونه كه صدر اسلام ، پيامبر سفير به اين طرف و آن طرف مى فرستاد كه روابط درست كند، عمل كنيم ... اين معنا كه با هيچ دولتى نبايد رابطه داشته باشيم ، هيچ عقل و هيچ انسانى آن را نمى پذيرد. چون معنايش شكست خوردن و مدفون شدن است .
    (17)
    از اين رو بايد دستاوردهاى دانش نوين را مورد توجه و استفاده قرار داد و پيام فرهنگ زندگى بخش وحى را با بهره گيرى از شيوه هاى مدرن به جهانيان عرضه داشت .


  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فصل دوم : زمينه هاى پيدايش تهاجم فرهنگى
    پديده هاى اجتماعى با علت و زمينه واحدى بوجود نمى آيند و براى بررسى و شناخت آن بايد علل و عوامل متعددى را مورد شناسايى قرار داد. تهاجم فرهنگى نيز يكى از پديده هاى مهم اجتماعى است كه مى بايست زمينه هاى پيدايش و گسترش آن بطور دقيق و جامع بررسى شود.
    تهاجم فرهنگى امرى است كه هميشه داراى دو طرف مهاجم و مورد هجوم مى باشد. و علل و عوامل مربوط به هر كدام از آنها با يكديگر متفاوت ولى با هم مرتبط مى باشند. بنابراين ، بحث را در دو بخش ‍ زمينه هاى خارجى تهاجم فرهنگى پى مى گيريم .



  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    بخش اول : زمينه هاى داخلى تهاجم فرهنگى
    در يك بررسى اجمالى از وضعيت كشورهاى مورد هجوم ، به ويژگيهاى مشتركى دست مى يابيم كه نشان مى دهد اين ويژگيها به عنوان عوامل كليدى در گسترش تهاجم فرهنگى نقش اساسى را دارا هستند. بعضى از اين ويژگيها توسط استعمارگران و مهاجمين ايجاد شده و براى سهولت در امر تهاجم و استعمار، به جوامع ديگر تحميل شده و برخى ديگر، مختص ‍ ساختار داخلى جوامع مورد هجوم مى باشد. برخى از مهمترين اين ويژگيها كه به عنوان زمينه هاى داخلى تهاجم فرهنگى نيز مطرح مى باشند عبارتند از:


  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    الف بى توجهى نسبت به فرهنگ خودى :
    هر يك از جوامع انسانى ، فرهنگ خاص خود را دارند، كه طى ساليان متمادى در اثر خاطرات تلخ و شيرين در تاريخ سرزمين آنها شكل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمين در آمده است كه از آن به فرهنگ خودى تعبير مى شود.
    تا زمانى كه فرهنگ خودى به حيات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تاره هاى فرهنگ وارداتى را داشته باشد هيچگونه آسيبى نخواهد ديد. ولى اگر فرهنگ خودى ، پويايى و جذابيت خود را از دست داده و قدرت انطباق با مقتضيات زمان را نداشته باشد، فرهنگ بيگانه براحتى مى تواند جايگاه خود را پيدا كند و فرهنگ خودى را به انحطاط و فراموشى سپارد.
    از همين روست كه همه اديان الهى بويژه دين مبين اسلام سعادت جامعه بشرى را با احياء و احترام به اصول انسانى و معنوى مى داند و همواره هشدار مى دهد كه براى حفظ ارزشهاى انسانى در جامعه همه بايد كوشا باشند.
    در اسلام عنصر مهم امر به معروف و نهى از منكر يكى از مصاديق بارزى است كه به صورت يك موتور نيرو بخش عمل كرده و به فرهنگ جامعه ، پويايى و حيات مستمر مى بخشد عمل به اين فريضه الهى ، از غفلت و بى توجهى نسبت به فرهنگ غنى اسلامى جلوگيرى مى نمايد. و ترك آن ، سلطه فرهنگى بيگانگان بر جامعه اسلامى را به دنبال خواهد داشت ، از اين رو در دين اسلام به اجراى آن تاكيد فراوانى شده است .



  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ب خود باختگى فرهنگى :
    حالت خود باختگى بيشتر ناشى از خود كم بينى و احساس حقارت در قبال پيشرفت و موفقيت هاى ديگران است ، لذا استكبار جهانى با دست يافتن به پيشرفتهاى مادى ، چنين تبليغ مى كند كه علت پيشرفتهاى مختلف شگفت آور جهان غرب ناشى از فرهنگ آنها است .
    اينگونه تبليغات در افراد ضعيف النفس و كسانى كه از آگاهى و تحليل صحيحى برخوردار نيستند تاثير گذارده ، آنان را مجذوب فرهنگ غرب مى كند. اين افراد سعى مى كنند خود را با فرهنگ بيگانه تطبيق دهند تا شايد از اين طريق بتوانند به منزلت و پيشرفت دست يابند، حال آنكه اينگونه افراد در چشم بيگانگان ، به صورت مقلدينى ديده مى شوند كه از خود هيچ گونه اراده اى ندارند.
    اين خود باختگى فرهنگى در جوامع در حال توسعه ، بسيار به چشم مى خورد. ايران كه خود از روزگاران قديم بعنوان مهد فرهنگ و تمدن شناخته مى شد، با كمال تاسف از زمان حضور استعمار در منطقه (يعنى از قرن هيجدهم ) حالت پويايى و تهاجمى خود را از دست داده به حالت انفعالى درآمد. زيرا تهاجم همه جانبه استعمار و سرسپردگى پادشاهان و حكام از دوره قاجار تا دوره پهلوى باعث شد كه فرهنگ بيگانه جاى خود را در ايران باز كند. البته اين بدان معنا نيست كه ملت اصيل و مسلمان ايران نيز در مقابل آن تسليم شده باشند، بلكه مبارزات مردمى همواره عليه هجوم فرهنگى استعمار وجود داشته ، بخصوص قيام عمومى ملت مسلمان و انقلابى ايران ، برهبرى امام خمينى (ره ) كه ثمره اش در بهمن ماه 1357 نمايان گشت ، طومار عمر استعمار و ايادى داخلى اش را در هم پيچيده و بار ديگر فرهنگ خودى را احياء كرد.
    با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران ، دشمن دست از شيطنت بر نداشته ، بلكه با شيوه هاى مدرن ترى به تهاجم خود ادامه مى دهد كه آن شيوه تهاجم فرهنگى است و براى اين كار از روشنفكر نمايان وابسته كه رسوبات فكرى القاء شده روزنامه ها، كلاسهاى درس و هر فرصتى كه بدست آورده اند به تضعيف فرهنگ خودى و تقويت فرهنگ بيگانه پرداخته و مى پردازند. و از طرف ديگر، دشمن به شيوه مستقيم بااستفاده از وسايل پيشرفته ارتباطات (ويدئو و تلويزيون ، گيرنده هاى ماهواره اى ) سعى در القاى خود كم بينى و خود باختگى فرهنگى را دارد.



  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ج بى لياقتى سران حكومتها:
    شكى نيست كه قدرت و هيات حاكمه در يك جامعه تاثير چشم گيرى بر فرهنگ آن جامعه دارد. اگر حكمرانان مقيد و مطيع ارزشهاى بومى و دينى جامعه خود باشند به دوام وگسترش فرهنگ خودى كمك بسزايى مى نمايند و اگر فاسد و بى لياقت باشند، صدمات جبران ناپذيرى بر فرهنگ و ذخاير معنوى و مادى جامعه وارد مى كنند. به همين دليل دشمن از طريق حكام وابسته و فاسد خيلى سريعتر مى تواند به مسخ فرهنگ بومى و جايگزين كردن فرهنگ مورد نظر خود دست يازد.
    نقش حكومتها براى مهاجمان ، تا آن حد مهم و كارساز است كه حتى حاضرند براى سرنگون كردن حكومتهاى ملى و اصيل يك جامعه و روى كار آوردن يك حكومت سر سپرده ، به جنگ و خونريزى و كودتا دست بزنند. تاريخ از اين گونه كودتاها و جنگها بسيار سراغ دارد كه آخرين نمونه آن دخالت و نقض آشكار حاكميت هائيت توسط آمريكا است . آمريكا تنها به اين دليل كه حكومت ژنرال سدراس با منافع او سازگارى نداشت دست به اشغال نظامى در كشور هائيتى زد و با ريختن خون مردم بى گناه ، حكومت دلخواه خودش را روى كار آورد.


صفحه 2 از 8 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود