صفحه 3 از 8 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تهاجم فرهنگی (مدیریت: سوگند)

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    د رفاه طلبى و تجمل گرايى :
    القاء روحيه رفاه طلبى و دنيا گرايى يكى از محورهاى اصلى استكبار در تهاجم فرهنگى مى باشد. دشمن براى سست كردن عقايد و اصول فرهنگ جوامع مستقل ، بخصوص كشورهاى اسلامى طرحهاى مختلف و متنوعى را پى ريزى مى كند.
    از زمانى كه غربى ها قدرت وحدت بخش مكتب اسلام و برنامه هاى آن را براى زندگى سعادتمندانه بشر تجربه كردند، موقعيت استكبارى خود را در معرض خطر ديده به فكر خنثى كردن حركت فرهنگى اسلام افتادند.
    يكى از عوامل فرهنگى كه باعث موفقيت اسلام و وحدت پيروانش ‍ مى شود، تاكيد بر عدم وابستگى و دلبستگى مسلمانان به زخارف دنيوى و هواهاى نفسانى است كه اين امر باعث مى شود كه دلهاى آنان همواره متوجه خدا بوده و خدا محور اصلى وحدت براى همه باشد؛ و از طرفى عدم دلبستگى به ماديات دنيا باعث دوام و بقاء روحيه جهادى در امت اسلامى خواهد شد كه در اين صورت هيچ قدرتى را ياراى غلبه بر امت اسلامى نخواهد بود.
    استكبار جهانى به اين نتيجه رسيد كه اگر روحيه دينى در ميان مسلمانان دست نخورده باقى بماند نه تنها نمى تواند بر آنها سلطه يابد بلكه اسلام خطر بالقوه اى براى برچيدن بساط استكبارى آنها در سراسر جهان خواهد بود. بر اين اساس در صدد زدودن روحيه مقاوم و جهادى مسلمين بر آمدند.
    براى اولين بار اين حركت تهاجمى فرهنگى با نيت تخليه و استحاله روحى و معنوى جوانان مسلمان در اندلس (اسپانياى فعلى ) به آزمايش ‍ گذاشته شد كه متاسفانه نتيجه مثبتى را براى دشمن به ارمغان آورد. آنها براحتى توانستند از طريق بد حجابى و بى حجابى و وسايل عيش و نوش و ديگر عوامل نفسانى ، جوانان رزمنده و سلحشور را به كاباره ها كشانده ، كم كم ملت مسلمان اندلس را از روحيه جهادى و دنيا گريزى تخليه كنند و در گام بعدى به راحتى ، جلوى گسترش و نفوذ اسلام را در آن منطقه بگيرند.
    روشن است كه اين حربه هنوز هم كارساز است بويژه پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ، دشمن پس از بكارگيرى همه حربه هاى سياسى ، نظامى ، اقتصادى خود به اين نتيجه رسيده است كه عوامل ريشه اى را كه باعث حضور دائم و قدرتمند و آگاهانه مسلمانان در صحنه هاى مختلف اجتماعى مى شود بخشكاند.
    دين زدايى امروز در دستور كار استكبار جهانى است كه تمام تبليغات خود را صرف اين كار مى كند. پخش عكسهاى مبتذل در مدارس ، ايجاد مدلهاى مختلف لباس غربى ، پخش فيلم ها و نوارها و كتب ضاله ، ايجاد روحيه و تفكر تجمل گرائى و رفاه طلبى در جامعه ، از جمله برنامه هايى است كه غرب براى مبارزه با فرهنگ اصيل اسلامى به اجرا در مى آورد.



  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ه عقب ماندگى علمى و صنعتى :
    سرزمين شرق تا قبل از شروع انقلاب صنعتى ، بعنوان مركز صدور فرهنگ و تمدن براى جهان محسوب مى شد، غربى ها براى تهيه وسايل تجارى و اقتصادى خود از قبيل پارچه ، ادويجات و غيره با پيمودن كيلومترها راه دريايى و خشكى و قبول همه خطرات به ملل شرق رو مى آورند تا از امكانات و پيشرفتهاى آنان بهره ببرند. آنها نه تنها از نظر علمى و صنعتى نسبت به شرق برترى نداشته بلكه محتاج علوم و صنايع خاور زمين نيز بودند.
    با بروز انقلاب صنعتى در غرب (اواسط قرن هيجدهم ) علاوه بر توليد و انباشت چشم گير كالا بر كيفيت و لطافت آن نيز افزوده شد. و اين فراوانى كالا به حدى رسيد كه جمعيت داخلى قادر به مصرف آن نبود (اشباع بازار داخلى ).
    مشكل مصرف از يك طرف و مشكل تهيه مواد اوليه مورد نياز براى توليد هر چه بيشتر كالا از طرف ديگر باعث شد كه كشورهاى صنعتى به جوامع عقب مانده و غير صنعتى روى آورده تا علاوه بر غارت منابع و مواد معدنى موجود در آن سرزمين و استثمار كارگران و فراد بومى ، كالاهاى ساخته شده و مصرفى خود را بر بازارهاى اين جوامع تحميل نمايند.
    اين عمل مستلزم اين بود كه كشورهاى جهان سوم ، همواره محتاج استعمارگران و كشورهاى صنعتى باقى بمانند.
    براى اجراى اين نقشه سعى كردند بر توليدات داخلى اين كشورها ضربه وارد كنند و معادن آنها را به غارت ببرند و كشورها تك محصولى قرار دهند. امروزه كشورهاى اسلامى و بسيارى از كشورهاى غير صنعتى نيز به اين بلاى خانمانسوز مبتلا هستند.
    بيشتر كشورهاى اسلامى به درآمدهاى نفتى خود وابسته هستند و تازه آن را بايد به كشورهاى صنعتى و استعمارگر بفروشند و اگر چنانچه به حكومتى كه مورد دلخواه آنها نباشد فشار وارد كنند و با تحريم اقتصادى و منع خريد نفت از آن حكومت او را بزانو در مى آورند.
    اين وابستگى دايم كشورهاى توسعه يافته باعث عقب ماندگى هر چه بيشتر، و سلطه همه جانبه غرب بر آنها شد به طورى كه اين فقر مادى و علمى و صنعتى و فرسودگى سبب فرار مغزهاى متفكر كشورهاى عقب مانده از كشور خود و جذب كشورهاى صنعتى شدند.
    بنابراين ، توسعه و پيشرفت صنعتى براى كشورهاى عقب افتاده امر بسيار مشكلى بوده و نياز به شركت هاى چند مليتى كه تمامى صنايع و پروژه هاى تكنولوژيكى را در انحصار خود در آورده اند بعنوان عاملان اصلى استعمار نو در جهان پراكنده شده اند و در هر كشورى كه وارد شوند به جاى پيشرفت و توسعه ، فقر و فلاكت و وابستگى بيشتر را به ارمغان مى آورند و ثروت ملى آنان را بهتر و بيشتر به يغما مى برند.
    تنها راه نجات از وابستگى همان راهى است كه نقلاب اسلامى در پيش پاى ملت ها، بخصوص ملت ايران گذاشت و استقلال كامل سياسى ، اقتصادى و فرهنگى را مد نظر قرار داده و هر گونه سلطه جويى و استعمار را محكوم كرد. البته تحقق كامل اين هدف مقدس با آگاهى ملت و انتخاب صحيح راه اقتصادى توسط مسؤ ولان و همچنين تلاش و كوشش در جهت پرورش ‍ مبتكران و دانشمندان خلاق در داخل كشور و تقويت بنيه صادرات از نظر كمى و كيفى و مبارزه با فرهنگ مصرف گرايى و تجمل پرستى ميسر خواهد بود.


  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    و- عدم شناخت صحيح از دين و بى توجهى درعمل به آن :
    عدم درك و شناخت صحيح مسلمانان از فرامين دينى و احكام شريعت يكى از عوامل مهم سلطه پذيرى ممالك اسلامى محسوب مى شود. اگر همه ملتهاى مسلمان آگاه شوند كه قرآن مجيد با تاكيد فراوان ، هر گونه سلطه سياسى و اقتصادى و... بيگانگان را بر مسلمان نفى و منع كرده ، به هيچ وجه سلطه كفار غربى را نمى پذيرند.
    اما امروزه دلايل مختلفى ، از جمله وجود حكام جور و سر سپرده در اين كشورها، باعث عدم آگاهى ملتها از حقايق اسلامى شده است . يك نمونه بارز آن ، كشور عربستان مى باشد، كشورى كه قبله گاه مسلمين است و شهر مقدس مكه را به دست غارتگران امريكايى سپرده تا جلوى بيدارى و آگاهى مسلمانان جهان را بگيرد و از حضور و نفوذ بيشتر انقلاب اسلامى در مراسم جهانى حج بكاهد. و اين مصداق روشن سلطه بيگانه بر بلاد مسلمين است و جا دارد كه مسلمانان جهان بر ضد آن قيام كنند.
    براى رهايى از اين مشكل ، بايد مسلمانان را نسبت به تكاليف و احكام دينى آشنا و مقيد ساخت و به شيوه هاى مختلف علمى و تبليغى ، ملتها را آگاه كرد كه بر ضد رژيم هاى حاكم كه مانع اجراى احكام اسلامى هستند به پا خيزند. همانطور كه ملت وظايف خود نه تنها عزت و استقلال آنها كسب نخواهد شد بلكه ميزان سلطه بيگانگان در ممالك اسلامى گسترش بيشترى خواهد يافت .


  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    بخش دوم : زمينه هاى خارجى تهاجم فرهنگى
    همان گونه كه در قسمت اول اين بحث عنوان شد، منشا اصلى تهاجم فرهنگى ، اوضاع و شرايط سياسى ، اجتماعى خارجى ، بخصوص وضعيت بحرانى كشورهاى استعمارى مى باشد.
    وقتى كشورهاى بزرگ صنعتى دچار بحرانهاى اقتصادى ، فرهنگى و اجتماعى شدند، تنها راه چاره را در انتقال اين بحران به جوامع غير صنعتى يافتند، به اين صورت كه با تسخير كشورهاى عقب افتاده ، علاوه بر تامين مواد اوليه و كارگر ارزان ، با ارسال متخصصان ، كارمندان و كالاهاى مصنوعى خود به اين جوامع ، مشكل تورم و بيكارى خود را تا حدودى از اين طريق حل كردند. در اين قسمت عمده ترين عوامل خارجى تهاجم فرهنگى را بر مى شمريم :



  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    الف تبليغ عليه تعاليم الهى :
    دشمنان اديان الهى هميشه سعى مى كنند دين را از صحنه و متن زندگى خارج نموده و آن را به حاشيه برده امرى غير ضرورى جلوه دهند. زيرا دين حقيقى را مانع چپاولگرى و غارت خود مى بينند.
    آنان براى رسيدن به اين هدف ، تمام امكانات خود را بسيج مى كنند و با تبليغات گسترده و دامنه دار سعى دارند چهره دين را نا مطلوب ، ناقص ، عقب افتاده و در يك كلمه غير ضرورى و بى اهميت نشان دهند.
    اگر قوانين و مقررات الهى در بين جامعه سست ، تضعيف و تحريف شود، گردنكشان به راحتى مى توانند به اهداف شوم استكبارى خود دست يابند. به همين دليل سعى مى كنند قوانين الهى را به اشكال مختلف مورد هجوم قرار داده تا بتوانند به امكانات و ذخاير مادى و معنوى كشورها، خاصه مسلمانان چنگ انداخته و زمينه را براى هر گونه تاخت و تاز و تهاجم فراهم نمايند.
    بنابراين مستكبران دين را مانع اصلى خود مى بينند، از اين رو با تمام توان آن را مورد تهاجمات خود، خاصه تهاجم فرهنگى قرار مى دهند.


  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ب برترى نژادى :
    قوم گراى و نژاد پرستى همواره يكى از معضلات بشريت بوده و مى باشد از زمانهاى گذشته تاكنون درگيرى و اختلافات نژادى بدترين نوع جنگها بوده و بيشترين خونريزى را بدنبال داشته است . امروزه با وجود ادعاهاى فراوان مبنى بر پيشرفت فرهنگ و تمدن بشر، هنوز هم شاهد تصفيه هاى خونين قومى و نژادى در اطراف و اكناف دنيا هستيم كه يكى از نمونه هاى فاجعه آميز آن ، جنايات صربها عليه ملت مسلمان و مظلوم بوسنى ، آنهم در قلب اروپاى وحشى بظاهر متمدن مى باشد.
    قرآن ، فلسفه اصلى اختلاف رنگ ، پوست ، زبان ، قبيله و نژاد را عامل تسهيل در شناسائى گروههاى مختلف از يكديگر مى داند.
    ... وجعلناكم شعربا و قبائل لتعارفوا...
    (18)
    ... شما را ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد...
    اما بشر با برداشت نادرست از اين فلسفه خلقت ، آن را پايه اصلى اختلاف و برترى طلبى خود قرار داد و جنگهاى فراوانى براه انداخت كه از جمله آنها دو جنگ جهانى اول و دوم بود كه مايه خسارت فراوانى بر زندگى بشر شد.
    بنابراين تا زمانى كه اين حس غير اخلاقى و زشت بر انسانها و دولتها، حكومت مى كند، زمينه جنگ و تهاجم نيز وجود خواهد داشت ، كما اينكه در حال حاضر نيز شاهد تهاجمات فرهنگى مبتنى بر حس برترى طلبى غربى ها به رهبرى امريكا، عليه كشورهاى ديگرى مى باشيم .



  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ج رشد صنعت و تكنولوژى :
    از زمانى كه كشورهاى اروپايى از سلطه جو خفقان قرن وسطايى نجات يافتند، تحول چشم گيرى در زمينه علوم و صنايع بدست آوردند، اين پيشرفت فنى و تكنولوژيكى اگر چه در بسيارى از زمينه ها به خدمت بشريت شتافت ؛ اما بعلت فقدان روحيه الهى و معنوى و انسان دوستانه ، صاحبان اين تكنولوژى ، خسارات جبران ناپذيرى را نيز براى بشريت به بار آوردند. كشورهاى صنعتى ، سلاحهاى مرگبار و مخرب ناشى از تكنولوژى جديد را به خدمت حس نژاد پرستى قديمى خود گرفته و در سطح گسترده ترى دست به تهاجم زدند.
    پيدايش ماشين هاى صنعتى تحول عظيمى در جوامع بشرى ايجاد كرد، همان كسانى كه براى تهيه نان شب ، دچار مشكل بودند، آنهايى كه براى توليد نخ و پارچه مى بايست هفته ها و ماهها روى دوك نخ ريسى تلاش كنند تا شايد چند متر پارچه ببافند، بعد از انقلاب صنعتى به مدد وسايل پيشرفته ، به كالاهاى فراوانى دست يافتند تا جايى كه جمعيت آنها قادر به مصرف آن همه كالاى انباشته شده نبود و حتى توليد فراوان براى آنان مشكلات عديده اى ايجاد كرد. از جمله اين مشكلات موارد زير را مى توان بر شمرد:
    1 مشكل كالاهاى مازاد بر مصرف و باقى مانده در انبارها.
    2 كمبود مواد اوليه مورد نياز كارخانه ها و صنايع .
    3 مواجهه با مشكل بيكارى بدلايل جايگزينى ماشين به جاى انسان .
    4 نياز به بازارهاى مصرف جهانى دائمى و مقرون به صرفه .
    اين موارد، بلافاصله پس از انقلاب صنعتى گريبانگير كشورهاى صنعتى شد و آنها را به ورشكستگى نزديك كرد. در نهايت چاره مشكل را در انتقال اين بحران به كشورهاى غير صنعتى ديدند و در واقع استعمار به معناى علمى از اينجا آغاز شد.
    استعمار براى دست يابى به مقاصد فوق از حربه تهاجم فرهنگى استفاده كرد. و با اين شعار كه كشورهاى پيشرفته و صنعتى ، ملل متمدن ، و جوامع غير صنعتى ملل وحشى ، هستند، و اينكه كشورهاى متمدن وظيفه تعمير و آبادانى كشورهاى عقب مانده را بعهده دارند، اذهان عمومى را براى هجوم و اشتغال نظامى آماده كردند و سپس دست به تجاوز عليه كشورهاى غير صنعتى زدند.
    بسيارى از كشورها فريب اين شعارها را خورده و باور كردند كه آنها واقعا براى نجات انسان هاى عقب مانده تلاش مى كنند. بخصوص وقتى ديدند، استعمار پس از وارد شدن در هر سرزمين عقب مانده تلاش مى كنند. بخصوص وقتى ديدند، استعمار پس از وارد شدن در هر سرزمين اقدام به تاسيس امكانات رفاهى از قبيل جاده ، راه آهن و غيره مى كند، بر اعتمادشان افزوده شد. غافل از اينكه اين اقدامات براى سهولت در امر غارت مواد اوليه و منابع ارزشمند نهفته در آن سرزمين بود.
    كشورهاى استعمارى موفق شدند كه با استفاده از تهاجم به فرهنگ ملل مختلف حضور همه جانبه اى در كشورهاى توسعه نيافته پيدا كنند و همزمان با غارت منابع اقتصادى به تحقير فرهنگى اين جوامع از داخل بپردازند؛ به طورى كه به ملتها تلقين كنند كه بدون كمك كشورهاى صنعتى ادامه حيات و دسترسى به صنايع پيشرفته محال مى باشد. اما اين وضع چندان طول نكشيد و بالاخره برخى ملتها بيدار و متوجه شدند كه حضور استعمار چيزى جز فقر و فلاكت براى آنها بجاى نمى گذارد، بر اين اساس ‍ ملتهاى آسيايى ، افريقايى و آمريكاى لاتين كه سالها در زير يوغ استعمار مورد استثمار واقع شده بودند به فكر استقلال افتاده و مبارزات چشمگيرى را براى اخراج بيگانگان از سرزمين خود آغاز كردند.



  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    د شكست شيوه استعمار مستقيم :
    كشورهاى سرمايدارى غرب براى حل مشكلات داخلى خود با تظاهر به خدمت به بشريت و با استفاده از تسليحات و نيروهاى نظامى پيشرفته خود، دخالت در امور داخلى ملل مختلف جهان را آغاز كردند و بطور مستقيم در اين كشورها حضور فيزيكى يافتند. آنها حتى حكام و فرمانروايان جوامع مورد اشغال را از نيروهاى زبده و مورد نظر خود انتخاب مى كردند. يكى از قربانيان اوليه و اصلى اين تجاوز مستقيم كشور هند است كه استعمار پير انگليس ضمن تسلط بر تمامى شؤ ونات اجتماعى ، سياسى اين كشور سالها به غارت منابع آن مشغول بود.
    تا مدتى زيادى از طريق اشغال مستقيم ، نيازهاى كشورهاى صنعتى بر آورده مى شد اما پس از قيام ملتها عليه استعمار، ادامه اين روند براى استعمارگران بسيار گران تمام شد و علاوه بر به خطر افتادن نيروهاى اشغالگر و بالا رفتن هزينه ادامه اشغال ، بحران داخلى نيز مجددا عود كرد و صنايع و كارخانجات را در ورطه سقوط قرار داد، بازارهاى مصرف يكى پس از ديگرى در حال سقوط بود و مواد اوليه تامين نمى شد. وجود كارمندان و متخصصان خارجى در كشورهاى استقلال يافته پذيرفته نمى شد و آنها ناچار به عقب نشينى به كشور خود بودند كه خود بخود به مساله بيكارى و عدم اشتغال دامن مى زد.
    بطور كلى كشورهاى سرمايه دارى در اين مرحله نيز با بحران مهمى مواجه شدند كه باز هم در صدد يافتن راههايى براى انتقال اين بحران جديد، به كشورهاى توسعه نيافته بر آمدند.


  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ه شيوه استعمار نامرئى :
    پس از شكست استعمار شكل مستقيم ، استعمارگران با روش غير مستقيم و نامرئى وارد صحنه شدند كه به شيوه هاى پيشرفته ترى آن را به اجرا در آوردند. در واقع مرحله جديدى از تهاجم فرهنگى كه زمينه را براى ادامه غارت منابع كشورهاى عقب افتاده آماده كرد. بدينصورت ، وقتى استعمار خود را ناچار به پايان دادن تحول كامل در زير ساخت اجتماعى ، اقتصادى آن جوامع ، جريان استمرار وابستگى آنها به كشورهاى صنعتى و پيشرفته را تضمين كند.
    براى دستيابى به اين هدف شوم در زمينه هاى فرهنگى ، اقتصادى و سياسى شروع به فعاليت گسترده كرد. در درجه اول فرهنگ مولد و پوياى اين جوامع را به يك فرهنگ غير متحرك ، مصرفى و مرده تبديل نمود و به ترتيب نيروهاى فرهنگى وابسته پرداخته و راه را براى فرار مغزهاى خلاق و مبتكر اين جوامع بازگذاشت تا نتوانند به توانايى هاى داخلى برسند.
    از نظر اقتصادى سعى كردند كه تمام صنايع بومى و محلى را نابود كنند و با تبليغات فرهنگى ، مصنوعات خود را جايگزين كالاهاى محلى كردند و اينگونه تلقين كردند كه كالاهاى خارجى بعلت مرغوبيت و با دوام بودن براى جوامع عقب افتاده مقرون به صرفه تر است .
    از طرف ديگر براى تداوم وابستگى اقتصادى اين كشورها، تمامى ريشه هاى اقتصادى آنها را خشكانيده و آنان را به صورت تك محصولى در آوردند بعنوان مثال كشور گويا وابسته به محصول شكر كشور مصر وابسته به محصول پنبه ، كشور ايران و بسيارى از كشورهاى اسلامى وابسته به محصول نفت ، شدند و در ديگر جنبه هاى اقتصادى هيچگونه توانايى و توليدى نداشتند و بطور كامل به استعمارگران محتاج بودند.
    از نظر سياسى نيز اقدام به تربيت روشنفكر نمايان وابسته در هر جامعه كردند و بجاى حكومت مستقيم بر مردم تحت استعمار، اينبار مهره هاى خود فروخته استعمارى اين مسئوليت را بعهده داشتند و براى اربابان خود فعاليت مى كردند.مهمترين وظيفه اين مهره هاى وابسته ، اغفال مردم و كم كردن حساسيت آنها نسبت به سرنوشت خودشان بود و در صورت مقاومت ملت ، براحتى با حمايتهاى پشت پرده استعمارگران ، آنان را به خاك و خون مى كشيدند. با اجراى اين ترفندها، استعمار نامرئى كه كاملترين مرحله استعمار است به اوج خود رسيد و نظامهاى چپاولگر براحتى توانستند به غارت منافع اين ملتها و به سلطه خود همچنان ادامه دهند. اين بار بجاى نيروهاى خشن نظامى ، از عناصر مرموز ديپلماسى و فرهنگى و اقتصادى ، تحت لواى ديپلمات ، كشيش و خبرنگار شركتهاى چند مليتى بهره جستند كه منافع فراوانى را براى آنها به دنبال داشت .
    و- وابستگى فرهنگى زمينه ساز ساير سلطه ها: دوام و قوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است . اگر چنانچه يك ملتى در حفظ اصول و ارزشهاى فرهنگى خود موفق باشد در ساير زمينه ها نيز موفق خواهد شد.اما ملتى كه در پاسدارى از فرهنگ خود كوشا نباشد شكى نيست كه اين جامعه در مسير تهاجم فرهنگى دشمنان خود، علاوه بر پذيرش سلطه فرهنگى بيگانگان ناچار است سلطه هاى سياسى و اقتصادى و نظامى آنان را نيز بپذيرد. چون فرهنگ به مثابه موتور محرك ، مايه شكوفايى ذهنهاى خلاق و مستعد مى باشد و در سايه فرهنگ زنده و مبارز است كه افراد جامعه به رشد و استقلال سياسى ، اقتصادى مى رسند. بنابراين رسيدن به خودكفايى اقتصادى ، سياسى و نظامى ، زمانى ميسر است كه ((استقلال فرهنگى )) وجود داشته باشد.
    نظامهاى منحط سرمايه دارى ، پس از سالها تجربه آزمايش به اين نتيجه رسيده اند كه مهمترين مانع توسعه طلبى آنها در كشورهاى جهان سوم قدرت فرهنگى اين ملتهاست و تا زمانى كه علايق مذهبى و فرهنگى جوامع مذكور دست نخورده باقى بماند، چپاول منافع آنان امر مشكلى خواهد بود. لذا به اين فكر افتادند كه قبل از هر چيز سلطه فرهنگى را كامل كنند.
    پس از سلطه فرهنگى است كه احساس حقارت و پوچى و ناتوانى در ملتها بسيار آسان ايجاد خواهد شد و آنها كم كم به اين يقين دروغين مى رسند كه قدرت انجام هيچ كار عظيم و مهمى را ندارند و بايستى تا آخر عمرشان تابع و تحت سلطه سياسى ، اقتصادى بيگانگان باقى بمانند.
    پس از ايجاد چنين باورهايى است كه دشمن مى تواند سلطه اقتصادى ، نظامى خود را نيز تكامل بخشيده و به آسانى مقدرات امور ملتها را در دست بگيرد. ملتهاى جهان بويژه ملل مسلمان مدتهاست كه در خطر چنين تهاجم و سلطه فرهنگى قرار گرفته اند.
    بنابراين براى جلوگيرى از سلطه فرهنگى و به تبع آن سلطه اقتصادى دشمن ايجاد حساسيت دو جانبه ضرورى مى باشد. از يك طرف حساس ‍ بودن به فرهنگ خودى كه بايستى به مثابه روح جامعه تلقى و مورد احترام قرار گيرد كه البته بستگى زيادى به توجه و عملكرد كليه مسؤ ولان مملكتى دارد. از طرف ديگر حساسيت شديد به فرهنگ مهاجم غرب بايد در تمامى حركات و سكنات مسؤ ولان نظام و عموم ملت ايجاد شود و همگى خود را در اجراى اين حساسيت دو جانبه مسؤ ول و سهيم بدانند.
    در غير اين صورت با بى توجهى و فراموشى فرهنگ و مذهب خودى و پذيرش تدريجى فرهنگ بيگانه ، تهاجم فرهنگى به شكل خزنده اى پيش ‍ آمده و بالاخره خود را بر تمامى امور فرهنگى ، سياسى ، اقتصادى جامعه ، مسلط خواهد كرد كه رهايى مجدد از آن به سادگى حاصل نخواهد شد و نيازمند قربانى دادنهاى بسيار، و نثار خونهاى فراوان و مجاهدتهاى پيگيرى مى باشد.



  10. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فصل سوم : تهاجم فرهنگى از آغاز تا كنون
    بخش اول : فرهنگ و تهاجم در زندگى بشر
    انسان جزئى از هستى بيكران است ، ناگزير وابسته و مرتبط به ساير اجزاى آن نيز مى باشد. به همين دليل از طبيعت درس مى گيرد و از رموز حاكم بر آن براى تصرف در طبيعت استفاده مى نمايد تا بتواند آن را در خدمت خود در آورد.
    اما انسان زندگى خود را چگونه آغاز كرد؟ آيا همه چيز را از اول مى دانست ، يا به تجربه آموخت ؟ آيا او ذاتا موجودى شرور ستيزه جوست يا با سرشت نيك و فطرت پاك آفريده شده و نيازها او را به حالت تهاجم و كشمكش ‍ مى كشاند؟
    جامعه شناسان و دانشمندان علوم اجتماعى در پاسخ اين پرسشها اختلاف نظر دارند. اما آنچه مورد تاءييد همه آنهاست اين است كه انسان زندگى را به شكل ابتدايى آغاز كرده و رفته رفته در اثر فعاليتهاى كه براى رفع نيازهاى مادى و معنوى خود داشته به پيشرفتهاى امروزين رسيده است .
    برخى معتقدند كه انسان ذاتا جنگ طلب و مهاجم است . همه چيز را براى خود مى خواهد و رحم و شفقت براى انسان بى معناست و در واقع انسانها به صورت طبيعى همواره در حال جنگ با يكديگرند. يكى از طرفداران و شايد مؤ سسين اين نظريه توماس هابس دانشمند انگليسى قرن هفدهم مى باشد كه مى گويد:
    به نظر من تمايل عمومى آدميان در درجه اول خواهشى است دائم و بى آرام كه در جستجو و در پى قدرت است و اين ميل فقط با مرگ فرو مى نشيند. و علت اين تمايل هميشه آن نيست كه بشر اميدوار است كه به لذاتى بيش از آنچه از پيش بدان رسيده است ، دست يابد، و يا آنكه به يك قدرت متعادل قناعت ورزد. بلكه سبب آن است كه نمى تواند يقين داشته باشد كه آن قدرت و افزار زندگى را كه هم اكنون در دسترس خود دارد بدون تحصيل قدرت بيشتر، براى خويشتن محفوظ خواهد داشت .
    (19)
    دانشمند ديگر ژان ژاك روسو برخلاف هابس ، معتقد به پاكى سرشت انسان است او معتقد است كه انسان از مادر پاك متولد مى شود ولى اجتماع او را به انحراف و كجروى وا مى دارد وى در كتاب اعترافات خود چنين مى گويد:
    اگر مى توانستم يك چهارم آنچه را كه احساس كرده بودم بر روى كاغذ بياورم ، با چه صراحتى مى توانستم همه تضادهاى نظام اجتماعيمان را بيان كنم ! با چه قدرتى مى توانستم ناهنجاريهاى نهادهايمان را فاش سازيم ! و چه راحت مى توانستم ثابت كنم كه انسان طبيعتا موجود خوبى است و فقط نهادهاى اجتماعى است كه او را به صورت موجودى تبهكار در مى آورد.
    (20)
    حال جواب اين سؤ ال را از زبان قرآن مجيد جويا شويم . قرآن مجيد مى فرمايد:
    كان الناس امة واحدة ...
    (21) انسانها ابتدا امت واحدى بودند...
    علامه طباطبايى (ره ) در تفسير اين آيه شريفه چنين مى فرمايد:
    ظاهر آيه دلالت دارد بر اينكه دورانى بر بشر گذشته كه افراد با يكديگر متحد و متفق بودند و ساده و بى سر و صدا زندگى مى كردند نه در امور زندگى با يكديگر نزاع و جنگى داشتند و نه در امور دينى و عقايد مذهبى اختلاف و تفرقه اى در بين ايشان وجود داشت
    (22)
    اما همين انسان به دليل برخوردارى از قواى فكرى و قدرت تصرف در طبيعت از يك طرف ، و تلاش براى مالكيت هر چه بيشتر و بهره كشى از تمامى موجودات براى رفع نيازهاى مادى و معنوى خود از طرف ديگر، دست به تهاجم مى زند و سعى مى كند به هر وسيله اى خواسته خود را بر ديگران تحميل كند.
    همانطورى كه ياد آورى شد، انسان از ابتدا، زندگى بسيار ساده اى را شروع كرد و در مواجهه با طبيعت به تجربياتش افزود. از نظر جامعه شناسان ، انسان از آغاز تاكنون سه دوره متمايز از هم را طى كرده است :



صفحه 3 از 8 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود