جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در خواست تفسیر ساده

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در خواست تفسیر ساده




    وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا (احزاب /36) ) هيچ مرد و زن با ايماني نباید هنگامي كه الله و فرستاده‌اش امري را لازم بدانند گزینه‌ای غیر از این اختیار نماید، و هر كس ‍ نافرماني الله و فرستاده‌اش را كند به گمراهي آشكاري گرفتار شده است



    وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا(احزاب/37) و آنگاه به كسى كه الله بر او نعمت ارزانى داشته بود(منظور اسلام آورده بود) و تو به او نعمت داده بودى (او را پسر خوانده ی خود نمودی) مى‏گفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از الله بترس و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مى‏كردى و از مردم مى‏ترسيدى با آنكه الله سزاوارتر بود كه از او بترسى پس هنگامیکه زید او را بعد از کام گیری طلاق داد وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان هنگامیکه آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان الله صورت اجرا پذيرد.
    .................................................. .........


    می خواستم تفسیر این آیه و روایت هاب مختلفی که از این ایه وجود دارد دوستانی که مطلع هستند یک توضیحی دهند .
    با تشکر

    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۵:۰۸

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    شأن نزول این آیات:


    با سلام و درود


    آيات فوق- به گفته غالب مفسران و مورخان اسلامى ـ در مورد داستان ازدواج زينب بنت جحش (دختر عمه پيامبر گرامى اسلام) با زيد بن حارثه برده آزاد شده پيامبر(ص) نازل شده است.


    ماجرا از اين قرار بود كه قبل زمان بعثت و بعد از آن كه خديجه(س) با پيامبر(ص) ازدواج كرد، خديجه(س) برده‏اى به نام "زيد" خريدارى نمود كه بعدا آن را به پيامبر(ص) بخشيد و پيامبر(ص) او را آزاد فرمود، و چون طائفه‏اش او را از خود راندند، پيامبر(ص) نام "فرزند خود" (فرزند خوانده) بر او نهادند و به اصطلاح او را " تبنى" كردند.


    بعد از ظهور اسلام، "زيد" مسلمانى مخلص و پيشتاز شد، و موقعيت ممتازى در اسلام پيدا كرد، و چنان كه مى‏دانيم سرانجام يكى از فرماندهان لشكر اسلام در جنگ موته شد كه در همان جنگ شربت شهادت نوشيد.


    هنگامى كه پيامبر(ص) تصميم گرفتند براى "زيد" همسرى برگزينند از"زينب بنت جحش" كه دختر"اميه" دختر"عبد المطلب" (دختر عمه‏اش) بود براى او خواستگارى نمودند. "زينب" نخست چنين تصور مى‏كرد كه پيامبر(ص) مى‏خواهد او را براى خود انتخاب كند، خوشحال شد و رضايت داد، ولى بعدا كه فهميد خواستگارى از او براى "زيد" است، سخت ناراحت شد و سر باز زد.


    برادرش كه "عبد اللَّه" نام داشت او نيز با اين امر به سختى مخالفت نمود. در اين جا بود كه نخستين آيه از آيات مورد بحث نازل شد و به امثال "زينب" و"عبد اللَّه" هشدار داد كه آن ها نمى‏توانند هنگامى كه خدا و پيامبرش كارى را لازم مى‏دانند مخالفت كنند.


    آن ها كه اين مساله را شنيدند در برابر فرمان خدا تسليم شدند (البته چنان كه خواهيم ديد اين ازدواج، ازدواج ساده‏اى نبود و مقدمه‏اى بود براى شكستن يك سنت غلط جاهلى، زيرا در عصر جاهليت هيچ زن با شخصيت و سرشناسى حاضر نبود با برده‏اى ازدواج كند، هر چند داراى ارزش هاى والاى انسانى باشد).


    اما اين ازدواج ديرى نپائيد و بر اثر ناسازگاري هاى اخلاقى ميان طرفين، منجر به طلاق شد، هر چند پيامبر اسلام(ص) اصرار داشتند كه اين طلاق رخ ندهد اما رخ داد.

    سپس پيامبر اسلام (ص) براى جبران اين شكست زينب در ازدواج، او را به فرمان خدا به همسرى خود برگزيدند، و اين قضيه در اين جا خاتمه يافت، ولى گفتگوهاى ديگرى در ميان مردم پديد آمد كه قرآن با بعضى از آيات مورد بحث، آن ها را برچيد.
    ( اقتباس از تفسير "مجمع البيان" و تفسير"قرطبى" و"الميزان"، و تفسير"فخر رازى" و"فى ظلال" و تفسيرهاى ديگر ذيل آيات مورد بحث، و هم چنين"سيره ابن هشام" جلد اول صفحه 264 و"كامل ابن اثير" جلد 2 صفحه 177)

    _________________
    تفسير نمونه، ج‏17، ص 317



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِيناً (احزاب، 36)

    "هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش مطلبى را لازم بدانند اختيارى از خود در برابر فرمان خدا داشته باشند"


    تفسیر آیات:


    1. روح اسلام "تسليم" است، آن هم "تسليم بى قيد و شرط در برابر فرمان خدا"؛ اين معنى در آيات مختلفى از قرآن با عبارات گوناگون منعكس شده است، از جمله در آيه فوق.

    هر مرد و زن با ايمانى بايد اراده خود را تابع اراده حق كنند، همان گونه كه سر تا پاى وجودشان وابسته به او است.


    2. "قضى" در اين جا به معنى "قضاى تشريعى" و قانون و فرمان و داورى است، و بديهى است كه نه خدا نيازى به اطاعت و تسليم مردم دارد و نه پيامبر چشم داشتى؛ در حقيقت مصالح خود آن ها است كه گاهى بر اثر محدود بودن آگاهيشان از آن با خبر نمى‏شوند، ولى خدا مى‏داند و به پيامبرش دستور مى‏دهد.

    اين درست به آن مى‏ماند كه يك طبيب ماهر به بيمار مى‏گويد در صورتى به درمان تو مى‏پردازم كه در برابر دستوراتم تسليم محض شوى، و از خود اراده‏اى نداشته باشى، اين نهايت دلسوزى طبيب را نسبت به بيمار نشان مى‏دهد و خدا از چنين طبيبى برتر و بالاتر است.


    3. لذا در پايان آيه به همين نكته اشاره كرده مى‏فرمايد: "كسى كه نافرمانى خدا و پيامبرش را انجام دهد، گرفتار گمراهى آشكارى شده است" (وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً).





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    «وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ ... »

    "به خاطر بياور زمانى را كه به كسى كه خداوند به او نعمت داده بود، و تو نيز به او نعمت بخشيده بودى مى‏گفتى همسرت را نگاهدار، و از خدا بپرهيز".


    تفسیر آیات:


    1. منظور از نعمت خداوند همان نعمت هدايت و ايمان است كه نصيب "زيد بن حارثه" كرده بود، و نعمت پيامبر(ص) اين بود كه وى را آزاد كرد و هم چون فرزند خويش گراميش داشتند.

    2. از اين آيه استفاده مى‏شود كه ميان زيد و زينب، مشاجره‏اى در گرفته بود و اين مشاجره ادامه يافت و در آستانه جدايى و طلاق قرار گرفت، و با توجه به جمله "تقول" ـ كه فعل مضارع است ـ پيامبر(ص) كرارا و مستمرا او را نصيحت مى‏كردند و از جدايى و طلاق باز مى‏داشتند.


    3. آيا اين مشاجره به خاطر عدم توافق وضع اجتماعى زينب با زيد بود كه او از يك قبيله سرشناس و اين يك برده آزاد شده بود؟

    يا به خاطر پاره‏اى از خشونت هاى اخلاقى زيد؟

    و يا هيچ كدام؟ بلكه توافق روحى و اخلاقى در ميان آن دو نبود، چرا كه گاه ممكن است دو نفر خوب باشند، ولى از نظر فكر و سليقه اختلافاتى داشته باشند كه نتوانند به زندگى مشترك با هم ادامه دهند.


    به هر حال تا اين جا مساله پيچيده‏اى نيست.




    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    «وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ»

    "تو در دل چيزى را پنهان مى‏داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‏كند، و از مردم مى‏ترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى"!



    مفسران در اين جا سخنان فراوانى گفته‏اند و ناشى گرى بعضى از آنان در تعبيرات، بهانه‏هايى به دست دشمنان داده است، در حالى كه از قرائنى كه در خود آيه و شأن نزول آيات و تاريخ وجود دارد، مفهوم اين آيه مطلب پيچيده‏اى نيست، زيرا:


    پيامبر(ص) در نظر داشتند، كه اگر كار صلح ميان دو همسر به انجام نرسد و كارشان به طلاق و جدايى بيانجامد پيامبر(ص) براى جبران اين شكست كه دامنگير دختر عمه‏اش زينب شده، كه حتى برده‏اى آزاد شده او را طلاق داده، وى را به همسرى خود برگزينند، ولى از اين بيم داشتند كه از دو جهت مردم به او خرده گيرند و مخالفان پيرامون آن جنجال بر پا كنند.


    1. "زيد" پسر خوانده پيامبر (ص) بود، و مطابق يك سنت جاهلى پسر خوانده، تمام احكام پسر را داشت، از جمله اين كه ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده را حرام مى‏پنداشتند.


    2. پيامبر(ص) چگونه حاضر مى‏شود با همسر مطلقه برده آزاد شده‏اى ازدواج كند و اين شان و مقام او است.


    از بعضى از روايات اسلامى به دست مى‏آيد كه پيامبر(ص) به هر حال اين تصميم را به فرمان خدا گرفته بودند، و در قسمت بعد آيه نيز قرينه‏اى بر اين معنى وجود دارد.


    بنا بر اين اين مساله، يك مساله اخلاقى و انسانى بود و نيز وسيله مؤثرى براى شكستن دو سنت غلط جاهلى (ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده، و ازدواج با همسر مطلقه يك غلام و برده آزاد شده).





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    «فَلَمَّا قَضى‏ زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً»


    تفسیر :


    1. مسلم است كه پيامبر(ص) نبايد در اين مسائل از مردم بترسد و از جوسازي ها و سم‏پاشي ها واهمه‏اى به خود راه دهد، ولى به هر حال طبيعى است كه انسان در اين گونه موارد به خصوص كه پاى مسائل مربوط انتخاب همسر در كار بوده باشد، گرفتار ترس و وحشتى مى‏شود، به خصوص اين كه ممكن بود اين گفتگوها و جنجال ها در روند پيشرفت هدف مقدس او و گسترش اسلام اثر بگذارد، و افراد ضعيف الايمان را تحت تاثير قرار دهد و شك و ترديد در دل آن ها ايجاد كند.


    لذا خداوند در دنباله آيه مى‏فرمايد:" هنگامى كه زيد حاجت خود را به پايان برد و او را رها كرد ما او را به همسرى تو در آورديم، تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده‏هاى خود، هنگامى كه از آن ها طلاق بگيرند، نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنى است" .


    2. "ادعياء" جمع "دعى" به معنى پسر خوانده، و "وطر" به معنى نياز و حاجت مهم است؛ و انتخاب اين تعبير در مورد طلاق و رهايى زينب، در حقيقت به خاطر لطف بيان است كه با صراحت، عنوان "طلاق" كه براى زنان و حتى مردان عيب است، مطرح نشود؛ گويى اين دو به يكديگر نيازى داشته‏اند كه مدتى زندگى مشترك داشته باشند و جدايى آن ها به خاطر پايان اين نياز بوده است.


    3. تعبير به "زَوَّجْناكَها" (او را به همسرى تو در آورديم) دليل بر اين است كه اين ازدواج يك ازدواج الهى بود؛ لذا در تواريخ آمده است كه "زينب" بر ساير همسران پيامبر(ص) به اين امر مباهات مى‏كرد و مى‏گفت: "زوجكن اهلوكن و زوجنى اللَّه من السماء"؛ یعنی شما را خويشاوندانتان به همسرى پيامبر(ص) درآوردند، ولى مرا خداوند از آسمان به همسرى پيامبر خدا (ص) درآورد(" كامل ابن اثير" جلد 2، صفحه 177- قابل توجه است كه ازدواج پيامبر (ص) با زينب در سال پنجم هجرى واقع شد.)





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    شکستن سنت جاهلی:


    1. قرآن براى رفع هر گونه ابهام، با صراحت تمام، هدف اصلى اين ازدواج را كه شكستن يك سنت جاهلى بوده است بيان مى‏دارد.


    2. ازدواج پيامبر(ص) با زينب، در افكار عمومى مردم آن محيط دو ايراد داشت:


    يكى ازدواج با "همسر مطلقه پسر خوانده" كه در نظر آن ها هم چون ازدواج با همسر پسر حقيقى بود، و اين بدعتى بود كه مى‏بايد در هم شكسته مى‏شد.


    و ديگر ازدواج مرد با شخصيتى هم چون پيامبر(ص) با همسر مطلقه يك برده آزاد شده عيب و ننگ بود، چرا كه پيامبر را با يك برده همرديف قرار مى‏داد؛ اين فرهنگ غلط نيز بايد برچيده شود، و ارزش هاى انسانى بجاى آن بنشيند، و "كفو" بودن دو همسر تنها بر اساس ايمان و اسلام و تقوا استوار گردد.


    3. اين خود اشاره‏اى است به يك مساله كلى که ازدواج هاى متعدد پيامبر(ص) امر ساده‏اى نبود، بلكه هدف هايى را تعقيب مى‏كرد كه در سرنوشت مكتب او اثر داشت.


    4. جمله «كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا» اشاره به اين است كه در اين گونه مسائل بايد قاطعيت به خرج داد و كارى كه شدنى است بايد بشود، زيرا تسليم جنجال ها شدن در مسائلى كه ارتباط با هدف هاى كلى و اساسى دارد بى معنى است.





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً (احزاب، 38)

    "هيچ گونه سختى و حرجى بر پيامبر(ص) در آن چه خدا براى او واجب كرده است نيست"


    چند نکته:


    1. رهبران آسمانى هرگز نبايد در اجراى فرمان هاى الهى گوش به حرف اين و آن دهند، يا ملاحظه جوسازي هاى سياسى و آداب و رسوم غلط حاكم بر محيط را كنند؛ چه بسا آن دستور براى شكستن همين شرائط نادرست و در هم كوبيدن بدعت هاى زشت و رسوا باشد.


    آن ها بايد به مصداق «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» (مائده، 54) بدون ترس از سرزنش ها و جنجال ها، فرمان خدا را به كار بندند.


    2. اصولا اگر ما بخواهيم بنشينيم تا براى اجراى فرمان حق، رضايت و خشنودى همه را جلب كنيم چنين چيزى امكان پذير نيست. گروه‏هايى هستند كه تنها هنگامى راضى مى‏شوند كه ما تسليم خواسته‏ها يا پيرو مكتب آنها شويم، چنان كه قرآن مى‏گويد: «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»؛ هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد تا از آئين آن ها بى قيد و شرط پيروى كنى. (بقره، 120)


    3. اصولا سنت‏شكنى و برچيدن آداب و رسوم خرافى و غير انسانى همواره با سر و صدا توأم است، و پيامبران هرگز نبايد به اين سر و صداها اعتنا كنند.

    لذا در جمله بعد مى‏فرمايد: "اين سنت الهى در مورد پيامبران در امم پيشين نيز جارى بوده است" (سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ).

    تنها تو نيستى كه گرفتار اين مشكلى، بلكه همه انبياء به هنگام شكستن سنت هاى غلط گرفتار اين ناراحتي ها بوده‏اند.


    4. مشكل بزرگ در اين قضيه، منحصر به شكستن اين دو سنت جاهلى نبود، بلكه چون پاى ازدواج پيامبر(ص) در ميان بود، اين امر مى‏توانست دستاويز ديگرى به دشمنان براى عيبجويى بدهد كه شرح آن خواهد آمد.


    5. در پايان آيه براى تثبيت قاطعيت در اين گونه مسائل بنيادى مى‏فرمايد: "فرمان خدا همواره روى حساب و برنامه دقيقى است و بايد به مرحله اجرا در آيد" (وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً).


    6. جالب اين كه در تواريخ مى‏خوانيم: پيامبر اسلام در مورد ازدواج با زينب آن چنان دعوت عامى براى صرف غذا از مردم به عمل آوردند كه در مورد هيچ يك از همسرانش سابقه نداشت! (مجمع البيان ج 8 ص 361)


    گويا با اين كار مى‏خواستند نشان دهند كه به هيچ وجه مرعوب سنت هاى خرافى محيط نيستند، بلكه به اجراى اين دستور الهى افتخار مى‏كنند، بعلاوه در نظر داشتند كه از اين راه، آوازه شكستن اين سنت جاهلى به گوش همگان‏ در سراسر جزيره عرب برسانند.





    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    افسانه‏هاى دروغين‏:


    داستان ازدواج پيامبر اسلام(ص) با زينب، با تمام صراحتى كه قرآن در اين مساله و هدف اين ازدواج به خرج داده، و آن را شكستن يك سنت جاهلى در ارتباط با ازدواج با همسر مطلقه فرزند خوانده، معرفى كرده، باز مورد بهره‏بردارى سوء جمعى از دشمنان اسلام گرديده است.

    آن ها خواسته‏اند از آن يك داستان عشقى بسازند كه ساحت قدس پيامبر را با آن آلوده كنند، و احاديث مشكوك و يا مجعولى را در اين زمينه دستاويز قرار داده‏اند.


    از جمله اين كه نوشته‏اند: هنگامى كه پيامبر(ص) براى احوال‏پرسى زيد به خانه او آمدند، همين كه در را گشودند چشمشان به جمال زينب افتاد، و گفتند: "سبحان اللَّه خالق النور تبارك اللَّه احسن الخالقين!" (منزه است خداوندى كه خالق نور است و جاويد و پر بركت است خدايى كه احسن الخالقين مى‏باشد)؛ و اين جمله را دليلى بر علاقه پيامبر(ص) به زينب گرفته‏اند.


    در حالى كه شواهد روشنى - قطع نظر از مساله نبوت و عصمت - در دست است كه اين افسانه‏ها را تكذيب مى‏كند.


    نخست اين كه زينب دختر عمه پيامبر(ص) بود و در محيط خانوادگى تقريبا با او بزرگ شده بود، پيامبر(ص) شخصا او را براى زيد خواستگارى كرد، و اگر زينب جمال فوق العاده‏اى داشت و فرضا جمال او توجه حضرت را جلب كرده بود، نه جمالش امر مخفى بود و نه ازدواج با او قبل از اين ماجرا مشكلى داشت؛ بلكه با توجه به اين كه زينب هيچ گونه تمايلى براى ازدواج با زيد نشان نمى‏داد، بلكه مخالفت خود را صريحا، بيان كرد، و كاملا ترجيح مى‏داد همسر پيامبر(ص) شود؛ بطورى كه وقتى پيامبر(ص) به خواستگارى او براى زيد رفت خوشحال شد، زيرا تصور مى‏كرد پيامبر(ص) او را براى خود خواستگارى مى‏كنند، اما بعدا با نزول آيه قرآن و امر به تسليم در برابر فرمان خدا و پيامبر تن به ازدواج با زيد داد.


    با اين بیان، چه جاى اين توهم كه آن حضرت از چگونگى زينب با خبر نباشند؟!!

    و چه جاى اين توهم كه تمايل ازدواج با او را داشته باشند و نتوانند اقدام كنند؟!!



    ديگر اين كه هنگامى كه زيد براى طلاق دادن همسرش زينب به پيامبر(ص) مراجعه مى‏نمايد حضرت بارها او را نصيحت مى‏كنند و مانع اين طلاق مى‏شوند، اين خود شاهد ديگرى بر نفى آن افسانه‏ها است.


    از سوى ديگر قرآن با صراحت هدف اين ازدواج را بيان كرده تا جايى براى گفتگوهاى ديگر نباشد.


    از سوى چهارم در آيات فوق خوانديم كه خدا به پيامبر مى‏گويد: در ماجراى ازدواج با همسر مطلقه زيد جريانى وجود داشت كه پيامبر از مردم مى‏ترسيد در حالى كه بايد از خدا بترسد.


    مساله ترس از خدا نشان مى‏دهد كه اين ازدواج به عنوان يك وظيفه انجام شده كه بايد به خاطر پروردگار، ملاحظات شخصى را كنار بگذارند تا يك هدف مقدس الهى تامين شود، هر چند به قيمت زخم زبان كوردلان و افسانه‏ بافي هاى منافقان در زمينه متهم ساختن پيامبر تمام گردد؛ و اين بهاى سنگينى بود كه پيامبر در مقابل اطاعت فرمان خدا و شكستن يك سنت غلط پرداختند، و هنوز هم مى‏پردازند!



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    آرى اگر پيامبر هرگز زينب را نديده بود و نشناخته بود و هرگز زينب تمايل با ازدواج او نداشت و زيد نيز حاضر به طلاق دادن او نبود (قطع نظر از مسئله نبوت و عصمت) جاى اين گفتگو و توهمات بود، ولى با توجه به نفى همه اين شرائط، ساختگى بودن اين افسانه‏ها روشن مى‏شود.


    به علاوه تاريخ زندگى پيامبر (ص) به هيچ وجه نشان نمى‏دهد كه ایشان علاقه و تمايل خاصى نسبت به زينب داشتند، بلكه هم چون ساير همسران بلكه شايد از جهاتى كمتر از بعضى همسران پيامبر بوده، و اين خود شاهد تاريخى ديگرى بر نفى آن افسانه‏ها است.


    آخرين سخن:


    ممكن است كسى بگويد شكستن چنين سنت غلطى لازم بود اما چه ضرورتى داشت كه شخص پيامبر اقدام به سنت‏شكنى كند، مى‏توانستند مساله را به صورت يك قانون بيان نمايند و ديگران را تشويق به گرفتن همسر مطلقه پسر خوانده خود كنند.


    ولى بايد توجه داشت گاهى يك سنت جاهلى و غلط، مخصوصا مربوط به ازدواج با افرادى كه دون شأن انسان از نظر ظاهرى هستند، با سخن امكان پذير نيست، و مردم مى‏گويند اگر اين كار خوب بود چرا خود او انجام نداد؟ چرا او با همسر برده آزاد شده‏اى ازدواج نكرد؟! چرا او با همسر مطلقه فرزندخوانده‏اش عقد همسرى نبست؟!.


    در اين گونه موارد يك نمونه عملى به همه اين چراها پايان مى‏دهد؛ و بطور قاطع آن سنت غلط شكسته مى‏شود.


    گذشته از اين كه نفس اين عمل يك نوع ايثار و فداكارى بود.


    _____________
    تفسیر نمونه، ذیل آیات فوق.



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود