صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به من بگید چی کار کنم!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    به من بگید چی کار کنم!




    دختری هستم که به تازگی نامزد کردم و ماه دیگه ان شاء الله عقد میکنم. من همسرمو خیلی دوست دارم واونم همینطور. ولی یه موضوعی هست که منو خیلی اذیت میکنه! ایشون 2 سال پیش از من خواستگاری کردن و خانواده ها هم با هم صحبت کردند و لی به خاطر شرایط بدشون مجبور شدیم که یک سال صبر کنیم. من تا قبل از این آقا با هیچ کس دوست نبودم. تو این یک سال هم ارتباط ما فقط تلفنی بود و اصلا همدیگه رو ندیدیم. همون موقع که به خواستگاری اومد، بهش گفتم که شما اولین نفری هستین که توی زندگی من اومدین. نه اینکه قبل از ایشون خواستگار نداشتم. چرا خیلی هم داشتم ولی به هیچ کدوم علاقه مند نشدم. ازش پرسیدم که منم اولی بودم یا نه! گفت یک نفر قبل ازشما بوده و من جبران می کنم. من اون موقع متوجه نشدم که منظورش دوستی بوده، فکر کردم از یکی خوشش میومده و خواستگاری کرده و به نتیجه نرسیده بودن. در طول این یک سال هم اصلا ازش در این مورد سوال نکردم. تا اینکه روز خواستگاری وقتی با هم صحبت کردیم، گفت که با اون دختر 3 سال دوست بودن. ولی گفت که یه رابطه ساده بوده و به خاطر شرایط بدش خواستگاری نرفته و موضوع تموم شده. من اون روز میخواستم که همه چیزو به هم بزنم ولی به خاطر علاقه ای که بینمون بوجود اومده بود و سختیهایی که توی این یک سال کشیدیم، مخصوصا اون که به خاطر من سربازی رفت و درس خوند و دکترا قبول شد، نتونستم این کارو بکنم. به هیچ کدوم از اعضای خانوادمم این موضوعو نگفتم. اون برای من خیلی ارزش داره، اونم منو خیلی دوست داره و خانواده خوبی داره. توی دانشگاه هم همه ازش تعریف می­کردند. ولی من چند وقت یک بار این موضوع رو به یادم میارم و خیلی عذاب میکشم. به من بگید چی کار کنم حالا که همه چیز جور شده و همه سختیهامون تموم شده، خرابش نکنم! از همتون ممنونم


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۴ در ساعت ۲۰:۳۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    به نظر من اگه رابطش با دختره تموم شده و هم دیگه رو واقعا دوس دارید هیچ اشکالی نداره.ان شاالله یه عمر با هم به خوبی زندگی کنید.
    ز عقل اندیشه ها زاید که آدم را بفرساید
    گرت آسودگی باید برو مجنون شو ای عاقل


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آوا... نمایش پست
    مخصوصا اون که به خاطر من سربازی رفت و درس خوند و دکترا قبول شد،
    اگر واقعا این کارها را به خاطر شما کرده پس شما را دوست داره ... هر انسانی تو زندگی شخصی خودش پاک و مبرا از گناه نیست . پس اون هم همینطور ....

    وقتی 3 تا کار خیلی سخت را به خاطر شما تحمل کرده و انجام داده پس شما را خیلی دوست داره و براش ارزشمند هستید . و شما هم برای زحمات اون ارزش قائل بشید و سخت نگیرید .

    در ضمن انسان صادقی بوده که به شما ماجرا را گفته و این نشان از پاکی ته قلب یک انسان داره ( در حال حاضر ) ... چه میتونست این ماجرا را اصلا به روی شما نیاره و شما متوجه نشید .

    موفق باشید و قدر زندگی خودتان را بدونید .



    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط bavaran2 نمایش پست
    اگه من جای تو بودم بیخیالش میشدم.
    یه عمر زندگیه شوخی که نیست
    دوست گرامی ایا شما در زندگی خودتان هیچ اشتباه و گناهی نکردید که اینجوری برای دیگران نسخه تجویز میکنید ؟؟؟؟؟؟

    بدی و اشتباه ما انسانها اینکه جای خدا تصمیم میگیریم و خود را خدا میدانیم . شما از کجا میدونی اون اشتباه از طرف خدا بخشیده نشده باشه ؟؟؟؟

    صادقانه بگید اگر این مساله در مورد شخص شما اتفاق میافتاد باز هم دوست داشتی طرفت بی خیال بشه ؟؟؟ به همین راحتی که میگی؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط king81 : ۱۳۸۹/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۶:۴۹
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    با سلام
    یه نکته به دوستانی که اصرار دارن شما سخت نگیرید و اقات رو ببخشید!!!
    اولا از کجا میدونید اون اقا بی خیال دختر اولی شده؟؟؟
    اگر هم عشقشو یا محبتش تو دلش باشه اینو دیگه به شما نمیگه که....
    در ضمن اصلا شاید دلیل گفتنش به شما صداقتش نبوده و اومده تا محکم کاری کرده باشه
    چون شاید احتمال میداده خوده اون خانم یه بار این مساله رو عنوان کنه و...

    من اگر سخت میگیرم و بهانه میتراشم دلیل به تفکرات منفی داشتن نیست
    همه بزرگان میگن که قبل از ازدواج تا میتونید سخت گیر و بهانه گیر باشید و بعد از ازدواج تا میتونید بخشنده و چشم پوش و...

    در ضمن شما بخواهید یا نخواهید تو زندگی یه مشکلات و تفاوت افکار و سلیقه های به وجود میاد
    مواظب باشید که اون موقع این خلع رو فکر اون خانم که رقیب شما به نوعی هست پر نکنه
    اینم بدونید که این اقا به دلایلی اون خانم اول رو به همسری صلاح ندونستن
    و این دلیل نمیشه که از فکرشون بیرون اومده باشن
    شاید خیلیا ازدواج کنن و هنوز خیلیای دیگه رو هم دوست داشته باشن و تمرکزی نداشته باشن
    ...
    فعلا یا علی(ع)
    الهی العفو...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    566
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    1
    گالری
    5



    سلام و خسته نباشید
    به نظر من منطقی باشید . در درجه اول می تونید از ایشون خواهش کنید تا در مورد رابطه قبلیشون کامل توضیح بدن که چی شد و چه اتفاقاتی افتاد، با حوصله در این مورد صحبت کنید تا هیچ نقطه ای براتون تاریک نمونه ، و مثل دفعه قبل که موضوع مطرح شد و شما رها کردید اشتباه نکنید ، اگر امکان داشت صحبت هاشون رو ضبط کنید و بعد با دقت گوش کنید و یا اگر لازم شد با یک مشاور در میون بگذارید.

    ببینیند چه کسانی در جریان این رابطه بوده اند و خوب از آنها پرس و جو کنید تا ببینید با صحبت های نامزدتان تناقض دارد یا نه . در آخرین مرحله اگر لازم شد از ایشون خواهش کنید اجازه بدن با اون خانم صحبت کنید (خیلی کار خوبی نیست، عواقبش زیاد است، اما اگر مجبور شدید این کار را انجام دهید) ، قبل از صحبت با ایشون حتما با چند نفر که وارد هستند مشورت کنید که چه بپرسید و به چه چیزی توجه کنید. اگر قرار شد با اون خانم صحبت کنید به هیچ عنوان تنها نرید و طوری برخورد نکنید که بفهمه شما دودلید یا آقا در مورد ایشون با شما صحبت کرده چون ممکن است دوباره سعی کند خودش را به نامزدتان نزدیک کند.

    اصلا عجله نکنید و احساسی تصمیم نگیرید به این موضوع توجه کنید که شما یک سال از عمرتون رو برای این آقا گذاشته اید پس با حوصله موضوع رو موشکافی کنید تا با چشم باز تصمیم بگیرید و جایی برای پشیمانی باقی نماند.

    حتما از مشاور کاردانی کمک بگیرید، من و دوستان کانون هیچ کدام شرایط روحی، اجتماعی ، خانوادگی ، تحصیلی و سنی شما رو نمیدونیم (مواردی که با مشاور می توان مطرح کرد) تمام این موارد در تصمیم گیری مهم اند.

    این نکته را مد نظر داشته باشید که در آینده ممکن است فردی مانند ایشان پیدا نکنید ، پس همه شرایط اخلاقی و ... ایشان را در نظر بگیرید.

    وقت بگذارید و با افراد دانا و با تجربه مشورت کنید ... اگر ایشون رو رد کردید
    1) جایی برای پشیمانی خودتان وجود ندارد .
    2) به آن آقا ضربه روحی شدیدی می خورد ( البته دلتان نسوزد و بخواهید احساساتی شوید) اما باید به این نکته توجه کنید .
    3) موضوعی است که در آینده ای که با فرد دیگری خواهید داشت باید مطرح کنید.

    پس

    همه جوانب را بسنجید و بعد با توکل بر خدا تصمیم بگیرید

    انشاالله موفق باشید و بتوانید تصمیم درست را بگیرید.


    ویرایش توسط گلبرگ... : ۱۳۸۹/۰۷/۲۴ در ساعت ۱۹:۰۹
       

    کم کم دلم از این و از آن سیر می شود
    با چشم مهربان تو تسخیر می شود
    این خواب ها که همسفر هر شب من است
    یک روز مو به مو همه تعبیر می شود
    فرصت گذشت ، وقت زیادی نمانده است
    تعجیل کن عزیز دلم ، دیر می شود
    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به نام خدا
    با سلام
    ضمن تشكر از دوستاني كه در پاسخ به دوستمون خانم آوا مشاركت كردند .
    در پاسخ به خانم آوا بايد مواردي رو متذكر شد .
    راه حل مساله شما بستگي به دو امر دارد :
    اول روحيه ي شما خواهر بزرگوار و دوم نوع ارتباط آقا با آن خانم

    اصل مطلب اينه كه
    اگر شما روحيه گذشت و ايثار و بزرگواري و بخشش داريد و اگر اين ارتباط ساده بوده بهتر است اين مساله را در همين جا ختم شده تلقي كنيد- مشروط به شرايطي كه عرض خواهم كرد - و آنرا تا آخر عمر در ذهن خويش حمل نكنيد زيرا يقينا سنگيني اين مساله در ذهن و روحيات شما ، موجبات به رخ كشيدن و مطرح نمودن چندين باره آنرا در مقابل همسرتان فراهم خواهد نمود و با هر فراز و نشيب طبيعي ايي در زندگي ، چه بي ربط چه مربوط ، شما اين قضيه را پيش خواهيد كشيد .

    اما اگر روحيات شما با اين مساله و گذشت و اغماض سازگار نيست يا ارتباط آقا بيشتر از يك نفر بوده ، بنظر بنده بهتر است موضوع را با خود آقا مطرح كنيد و حتما بصورت حضوري به يك مشاور خانواده مراجعه كنيد .
    در صورت دوم بايد به مشاور مراجعه كنيد و بنده در اين مورد بيش از اين سخن نميگويم زيرا اطلاعات ارائه شما نيز كافي نيست ضمن اينكه بايد مشاوره حضوري داشته باشيد.

    اما در صورت اول براي تصميم گيري راحت تر و صحيح تر ، شما بايد مواردي رو مرور بفرماييدو براي گذشت و اغماض حتما بايد شرايطي را لحاظ بفرماييد .

    ادامه دارد...

    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    28
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من اين از صاف بودنشه كه حقيقت رو به شما گفته، ها ؟
    اگر خوب كاسه اي زير نيم كاسه داشت نمي گفت !!!! مي گفت ؟
    البته اين نظر منه
    بازم تحقيق كن
    تلفن دختره رو بگير ازش .....


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    نقل قول نوشته اصلی توسط king81 نمایش پست
    دوست گرامی ایا شما در زندگی خودتان هیچ اشتباه و گناهی نکردید که اینجوری برای دیگران نسخه تجویز میکنید ؟؟؟؟؟؟

    بدی و اشتباه ما انسانها اینکه جای خدا تصمیم میگیریم و خود را خدا میدانیم . شما از کجا میدونی اون اشتباه از طرف خدا بخشیده نشده باشه ؟؟؟؟

    صادقانه بگید اگر این مساله در مورد شخص شما اتفاق میافتاد باز هم دوست داشتی طرفت بی خیال بشه ؟؟؟ به همین راحتی که میگی؟؟؟؟؟؟
    با سلام خدمت دوستان
    با شما کاملا موافقم....بعضی مواقع لازمه که خودمون رو جای دیگران بگذاریم تا بهتر تصمیم بگیریم..
    بعضی از دوستان خیلی سریع در نوشته هاشون در مقابل اون اقا موضع گرفتند...بعضیها هم با توجه به کارهائی که برای شما کرده اعم از رفتن به سربازی و گرفتن مدرک و.........رو نوعی دوست داشتن دانستند....

    این موضوع رو از چند جهت میشه بهش نگاه کرد
    اینکه شما روحیه گذشت ندارید و نمی توانید این موضوع رو فراموش کنید !! اگر اینچنین است به نظر من حتما به یک روانشناس مشاوره کنید....یک روانشناسی که از بعد معنوی هم بتونه به شما مشاوره بده.....آقای دهنوی رو بهتون پیشنهاد می کنم به عنوان مثال
    اگر می بینید که ندانستن چیزهائی که ذهن شما رو به خودش مشغول کرده در خصوص اون 3 سال....خب می توانید از نامزدتون همش رو بپرسید..قطعا شما بهتر از هر کس دروغ و راست موضوع رو از صحبتهای ایشان تشخیص می دهید......
    یا شما باید با این موضوع به طور کامل کنار بیائید یا اینکه در صورت عدم توانائی ..این موضوع و فکر به ان رو با خود به زندگی می برید و اثرات بد ان را می بینید.....
    با تمام این اوصاف به خدا توکل کنید.....همه جوانب را در نظر بگیرید...بعضی از دوستان در عین موضع گیری بسیار تند حرفهای خوبی هم زدند از جمله اینکه پای یک عمر زندگی است..پس نمی توان آن را خرید لباس که امروز می پوشم فردا خوشم نیامد یکی دیگه می خرم به قول قدیمیها برخورد کرد........خواهر گرامی ..قرار نیست اینجا تو دل کسی رو خالی کنیم..چون همه چیز دست خداست که مهربان و بخشنده است...پس تمامی این صحبتها به نوعی برای کمک برای بدوش کشیدن این استرس و بار فکری ناشی از این موضوع است...
    .از طرفی هم فکر به اینکه اگر این اقا رو رد کردید ...فردا حسرت نخورید که چرا و..........!!!

    باز می گم توکل به خدا کنید و همه جوانب رو در نظر بگیرید..ان شالله که خیر است
    ویرایش توسط محمد طه : ۱۳۸۹/۰۷/۲۶ در ساعت ۰۱:۳۲


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    همه جوابها رو خوندم بهترین و قانعترین حرف رو محمد طه گفته برای همین حرف قبلیمو پس میگیرم ولی بازم میگم یک عمر زندگی رو با احساسات شروع نکن
    ویرایش توسط ابدیت : ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ در ساعت ۰۷:۵۵
    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود