جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شما هم اگه مادرتون...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 2 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شما هم اگه مادرتون...




    شما اگه مادری داشتین که عاشق زیارت ائمه باشه اما نتونه بخاطر بیماری بره زیارت ،آیا حاضر بودی خودت تنها بری واون تو خونه بمونه، با تموم اصراری که به شما میکنه برای رفتن؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    119



    نه اينكارو نميكردم.نميخواستم هروقت منو ببينه آه حسرت بكشه و همش ازم بخواد خاطراتمو تعريف كنم.
    از طرفي با اين اوضاع برخوردي با زائران ايراني در اين سفرها هرگز حاضر نبودم مادرمو تنها بفرستم. خودم بايد باهاش باشم بعنوان باديگاردش

    اگر چه وظيفه ي شرعي مسئله ي ديگه ايه اينجا.مثلا مسلمانان زماني كه مستطيع بودند بهشون واجبه به حج برند . و اگر توانايي جسمي نداشتند نايب بگيرند و......
    اين سفر ديگه تعارف و احساسات سرش نميشه و وظيفه ي شرعي پيروان اون دينه
    ویرایش توسط tavangar : ۱۳۸۹/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۱:۵۱

    با چه رویی سخن از شادی ما می گویید ؟ دستتان خونی و از عدل خدا می گویید؟
    چه غلط ها که نکردید پس پرده ی دین تف به درگاه خدایی که شما می گویید


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    237
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طلاوت نمایش پست
    شما اگه مادری داشتین که عاشق زیارت ائمه باشه اما نتونه بخاطر بیماری بره زیارت ،آیا حاضر بودی خودت تنها بری واون تو خونه بمونه، با تموم اصراری که به شما میکنه برای رفتن؟



    من درد شما رو دقيقا حس ميكنم
    مادر من 15ساله كه نتونسته بخاطر اوج گرفتن بيماريش بره پابوس امام رضا(ع)
    اما من تو اين چند سال اخير حداقل سالي دوبار رفتم.
    اوايل نميرفتم اما بعد ديدم كه اينجوري مادرم احساس خوبي نداره چون فكر ميكنه مانع من ميشه.
    اما خداييش كربلا رو نتونستم برم
    من كه هربار ميرم حسابي دلمو خالي ميكنم........
    شمام برو ودعا كن كه آقا گوشه چشمي به مادرتون وهزاران بيمار مثل خودشون بندازه تا بتونند برن زيارتش.
    آمين

    التماس دعا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    یه بزرگی بود از خطه طالقان

    90 سالی داشت اما انسان مومن و روشنی بود

    ازش پرسیدم شما زیارت خانه خدا رفتی؟

    گفت هر شب قبل خواب میرم

    امیدوارم مادر شما هم هر لحظه به زیارت بره...

    جسمشون توان نداره روحشون که پر توانه...

    و اینکه احترام به پدر و مادر خیلی مهمتر از زیارت هست.اگر قرار به اینه که بی احترامی صورت بگیره بهتر این کارو انجام ندید

    اگرم امر کردند به رفتنتون برید...
    ویرایش توسط حقیقت : ۱۳۸۹/۰۹/۱۶ در ساعت ۱۹:۱۱
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    مطمئن باشید ماندن در پیش مادر ناخوش احوال ثواب و ارزش چندین برابر چند بار زیارت رفتن رو خواهد داشت
    این اعمال نمادین هستند...البته عالی هستند ولی فقط سنگ نشونی هستند

    آدم زیارت میره که از ائمه معصومین(ع) این اعمال (در معیت پدر و مادر بودن) رو یاد بگیره نه اینکه مادر مریض رو ول کنه به خاطر دل خودش بره زیارت

    اون مومنی بود (اسمش یادم نیست) بود در زمان پیامبر (ص) که به خاطر اینکه به مادر مریضش قول داده بود تا غروب برمیگرده و از شهر یمن هم اومده بود نتونست پیامبر(ص) رو ببینه...بعد ها پیامبر (ص) میفرمودند: از جانب یمن بوی بهشت استشمام میکنم!!!!!!

    بله...در خدمت پدر و مادر بودن عمل بسیار عظیم و بلندی است...خیلی ثوابش زیاد است
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......

  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود