جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تک نسخه بودن قرآن روشن ترین دلیل اعجاز

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    تک نسخه بودن قرآن روشن ترین دلیل اعجاز




    بسم الله الرحمن الرحيم
    قرآن شناسان از دير باز وجوه فراواني براي اعجاز قرآن برشمرده و مستندا بيان کرده‌اند، مثلا آية الله معرفت 10 وجه اعجاز را مي‌شمارد، وجوهي که درک غالب آنها به تخصص يا يادگيري زبان عربي نياز دارد، ولي در اين بين نکته ای که کمتر و بصورت مستقل به آن پرداخته شده باشد، مسئله تک نسخه بودن قرآن است، این نکته ایست که درباره هيچ متني صادق نيست، چه متون صرفا ادبي يا متون مقدس و غيره، به نظر مي‌رسد اين وجه همه‌کس‌فهم و بدون پيش‌نياز علمي، بهترين روش مي‌باشد براي اثبات اعجاز قرآن.

    و وقتي بر همگان ثابت شد قرآن تک‌نسخه است، خدائي بودنش ثابت است، به دنبال آن سائر وجوه اعجاز نيز به تبع ثابت خواهد شد، آن وقت ديگر بحث تناقضات در قرآن و سائر اشکالات با چنين رويکردي بررسي خواهد شد.
    مطالب زير فهرست وار مورد اشاره قرار خواهد گرفت:

    1 مقايسه ای بين قرآن و سائر متون مقدس
    2 تفاوت نسخه های متون قديمی بسيار طبيعی است
    3 دخالت اغراض شخصی در تغيير متن مقدس
    4 تلاش عثمان برای تحريف قرآن به سنگ خورد
    5 تلاش دائمی دشمنان قرآن برای تغيير محتوای قرآن
    6 تفاوت نسخه های ديوان حافظ و تک نسخه بودن قرآن
    7 اختلاف قرائت به معنای تفاوت نسخه نيست
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۱:۴۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تک نسخه بودن قرآن روشن‌ترين دليل اعجاز

    ابتدا دو سؤال:

    آيا متني قديمی بدون اختلاف نسخه وجود دارد يا خير؟

    آيا مسيحيان و کليميان بسان مسلمانان، کتاب مقدسشان را آسماني مي‌دانند؟

    ابتدا جواب سؤال دوم
    استناد قرآن کريم به پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله وسلم) مورد اجماع همگان حتي غير مسلمين است (و مسلمين آن را وحي الهي بر پيامبر اکرم مي دانند) اما در انتساب تورات کنوني به موسي (ع) تشکيک شده و عدم انتساب انجيل کنوني به عيسي (ع) روشن و قطعي است، يعني هيچ عالم مسيحي يافت نمي‌شود که انجيل را کلام الله بداند.
    تورات:
    از قديمي ترين و معروفترين نقدهاي تورات رساله «الهيات و سياست» فيلسوف هلندي اسپينوزا است که به بررسي تاريخي مؤلف تورات پرداخته و ثابت مي کند که نويسنده تورات کنوني کسي است که سالها پس از موساي کليم مي زيسته است. (براي توضيح بيشتر رجوع کنيد به: آشنايي با اديان بزرگ/حسين توفيقي/ص102)

    انجيل:
    گروه زيادي از ياران و پيروان حضرت عيسي به نوشتن سيره و سخنان آن حضرت اقدام کردند و نوشته هايي تأليف نمودند که بعدها انجيل خوانده شد، صدها نسخه گوناگون از انجيل در دست مردم بود و در زمانهاي بعد چهار انجيل از اين انجيل ها رسميت يافت و بقيه متروک شد.
    نويسندگان انجيل اول و چهارم از حواريون عيسي است و نويسنده انجيل دوم و سوم از شاگردان حواريون است.
    البته ناگفته نماند که هم اکنون 17 انجيل وجود دارد.
    اديان ابراهيمى يك مجموعه و اديان هند و چين مجموعه ديگرى را تشكيل مى دهند. هر دينى كه متاءخر است ، ادعا مى كند كه ظهور آن در اديان قبلى مجموعه خودش پيشگويى شده است . از اين رو، مسيحيان از گذشته هاى دور در تلاش بوده اند پيشگويى ظهور حضرت عيسى (ع ) را در عهد عتيق يعنى كتاب يهوديان پيدا كنند. از آنجا كه در هيچ جاى كتاب عهد عتيق نام عيسى بن مريم (ع ) نيامده است ، مسيحيان براى نيل به اين مقصود دست به تاءويلاتى زده اند تا پيشگوييهاى ديگرى را كه در آن كتاب يافت مى شود، به آن حضرت ربط دهند. اين شيوه در انجيل متى فراوان است و به همين دليل ، گفته مى شود كه انجيل متى براى ارشاد يهوديان نوشته شده است .

    پس هرگونه دستبردي در تاريخ ثبت مي‌شود، متون مقدس زير ديد ذره‌بين‌گونه همه‌گان است، لذا کوچکترين تغيير و تحريفي در تاريخ ثبت مي‌شود.
    داستان تولد عيسى در آغاز هر يك از انجيلهاى متى و لوقا آمده است . مرقس و يوحنا كه اين داستان را نياورده اند، از بيت لحم حرفى نمى زنند و فقط به ناصره اشاره مى كنند.
    التبه تفاوتهاي بسياري در نسخه‌هاي مختلف سائر کتب مقدس وجود دارد، که به جهت اختصار از ذکر آنها خودداري مي‌شود، لذا در اينجا فقط به تحليل و چرائي تحريف متون مي‌پردازيم.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۱۰/۰۶ در ساعت ۲۱:۴۴

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    اما جواب سؤال اول

    تحريف متون به دو دليل اساسي مي‌تواند باشد:

    اول
    تحريف و تغيير سهوي
    مردم متدين براي کتب آسماني قداست زيادي قائلند، به خواندش اهميت داده و آن را مبارک دانسته و به او تبرک مي‌جستند، به همين جهت همراه داشتنش را بسيار ارج مي‌نهند، و هر کسي به دنبال اين است که حداقل يک نسخه از آن را در خانه خودش بلکه به همراه داشته باشد، تکثير نسخه نيز فقط بشکل دستي و ساعتها وقت نُسّاخ را مي‌گرفت و هزينه‌هاي زيادي براي مردم داشت ولي اين از اشتياق مردم نمي‌کاست.

    طبيعتا در اين استنساخ و کپي‌برداريها، احتمال عقب جلو شدن و جا افتادن و زياد شدن بصورت غير عمدي نيز وجود داشته، در دانش نامه جهان اسلام چنين ميخوانيم:

    عوامل سهوي تحريف و تصحيف شامل چند گروه است: گروه نخست عبارت است از کسالت و خستگي راوي هنگام نگارش، تساهل و بي‌دقتي وي، تندنويسي و ناهم‌خواني سرعت کتابت با سرعت تلفظ کلمات و عبارات توسط کاتب براي خودش.
    گروه دوم عبارت است از ساختار خط عربي، ناخوانا بودن متن اصلي، آسيب ديدگي متن اصلي بر اثر عواملي چون پرش مرکّب و گرد و غبارگرفتگي و آب­ديدگي، اصلاحات و تغييرات نسخۀ قبلي و در هم آميختگي نسخۀ اصلي بر اثر کم فاصله بودن سطرها.
    ساختار خط عربي بر اثر ويژگي‌هايي چون اتصال حروف به يکديگر و شباهت زياد حروف با يکديگر، به‌ خصوص حروفي که فقط با نقطه از هم متمايز مي‌گردند و وجود دندانه در کتابت برخي حروف زمينه‌ساز وقوع تصحيف است که معمولاً با حذف و جابجايي و کم و زياد شدن نقطه‌ها و دندانه‌ها صورت مي‌گيرد.

    حذف الف مياني اسم‌هايي چون ابراهيم، خالد و عثمان و نگارش برخي از حروف به شکلي مشابه حرف ديگر هم‌چون «ر» شبيه به «و»، «ل» شبيه به «ک» يا «د»، «ک» شبيه به «ع» و «ن» شبيه به «ر» و نيز عکس اين حالات، تصحيفات شگفتي را پديد مي‌آورد.

    گروه سوم عبارت است از: نامأنوس بودن متن، ناآشنايي کاتب يا راوي با رسم‌الخط متن، فاصل‍ه زياد يا بسيار کم ناسخ يا شنونده از نوشته يا گوينده، اتکاي ناقل به حافظۀ خويش و عدم مراجعه مجدد به مصدر اصلي هنگام، نقل به معنا، اشتباه در فهم متن، ذهنيات راوي و تداعي معاني‌اي که هنگام مطالعه براي وي پيش مي‌آيد.

    در منابع متأخر، تحريف در تقسيمي کلي بر پنج قِسم است:
    1. سقط (نقيصه)
    2. زياده
    3. قلب
    4. تبديل به کلمه مشابه (تصحيف)
    5. تبديل به کلمه غيرمشابه.
    از عوامل ايجاد سقط يا زياده، وجود الفاظ مشابه در يک صفحه است که مي‌تواند موجب پرش چشم از يک عبارت به مشابه آن و در نتيجه سقط شود؛ افتادن سطر در مواردي که حد فاصل کلمات مشابه نيست هم رخ مي‌دهد، افتادن يک برگ از يک نسخه، در نسخۀ بعدي نيز نمونه‌اي از سقط است.
    وجود الفاظ متلازم نيز مي‌تواند منشأ سقط يا زياده شود؛ مثلاً، با توجه به تکرار «علي‌بن ابراهيم عن‌ابيه» در اسناد، گاه عبارت «عن‌ابيه» پس از «علي‌بن ابراهيم» افتاده و گاه به اشتباه افزوده شده است.
    وارد کردن حاشيه در متن به گمان حذف آن از نسخۀ اصلي، از ديگر عوامل زياده در نسخه‌هاي متأخر است.

    قلب (= جابجايي) را مي‌توان چهار نوع دانست:
    1. قلب حرف
    2. قلب کلمه
    3. قلب عبارت
    4. قلب صفحه.

    قلب حرفو کلمه معمولاً از معکوس خواندن عبارت يا اشتباه ذهن در املاي دروني يا نافرماني قلم هنگام نگارش ناشي مي‌شود.
    قلب عبارت غالباً از افتادگي عبارت از متن و سپس درج نادرست آن در قبل يا بعد از موضع خود ناشي مي‌شود.
    قلب صفحه نيز از جابجايي اوراق نسخۀ خطي و توجه نکردن ناسخ بعدي به اين امر ناشي مي‌گردد، که گاه موجب درهم آميختن دو باب مي‌شود، مثل باب اصحاب‌الکاظم و با اصحاب‌الرضا در رجال برقي.
    جابجايي اوراق بيشتر در مواردي رخ مي‌دهد که ورقه ارتباط روشني با قبل و بعد خود ندارد.
    براي کشف و اصلاح تحريفاتي که ممکن است هنگام کتابت نسخه رخ داده باشد، بايد آن را با دقت با اصل نسخه مقابله کرد. قرائت کتاب بر مشايخ يا قرائت مشايخ بر شاگردان نيز بيشتر به همين منظور بوده است. شناخت عوامل تحريف و دقت در مواردي که احتمال وقوع آن بيشتر است، هم‌چون الفاظ غريب و بويژه اعلام، در پيش‌گيري از تحريف و کشف آن بسيار مؤثر است. مصادر تصحيف و تحريف نيز غالباً به همين منظور تأليف شده‌اند.

    دانش‌نامه جهان اسلام، زير نظر غلامعلي حداد عادل، تهران، بنياد دائرةالمعارف اسلامي، چاپ اوّل، ج7، ص 353.

    دانش‌نامه فوق اصول سهو و اشتباه در نسخه‌نگاري را بيان کردند لذا عربي و غير عربي ندارد، استنساخ هر سندي چنين مشکلاتي را دارد.

    حال فرض کنيد کسي نسخه‌اي را براي خودش تکثير کرده و به شهر خودش برود، آن غلطهاي احتمالي نيز در نسخه او وجود دارد، با رفتن اين نسخه به فلان شهر، و تکثير آن، غلطها نيز تکثير شده، بعد از چند بار استنساخ مي‌شود فرض کرد غلط‌هاي بيشماري يا در واقع خرافات و آموزه‌هاي بيشماري را به عنوان فراميني آسماني تلقي کرده و آن را مقدس بشمارند، و هرچه زمان بگذرد طبيعتا بر انحراف از متن اوليه افزوده خواهد شد.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۸:۵۷

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    دوم
    تغيير و تحريف عمدي:
    1- جابجائي متون آسماني بخاطر اغراض شخصي
    کساني که درون جامعه ديني هستند اعم از متوليان يا علماء فاسد و غيره به جهت وجاهت اجتماعي نمي‌توانند بر خلاف دستورات صريح ديني رفتار نمايند از طرفي اغراض شخصي و هواي نفس آنان مانع اطاعت از آموزه‌هاي ديني است بنابراين به دنبال تغيير يا حذف بعضي کلمات، جملات و آيات کتب آسماني هستند.
    قطعا اين تغييرات را نمي‌توانند بصورت علني و آشکار ايجاد کنند بلکه به بهانه اينکه قبلا اين جلمه در فلان نسخه، بوده يا نبوده دست به تغيير و تحريف بزنند.

    از علماء دلسوز و محققين زبردست نيز کاري ساخته نيست، آنها نمي‌توانند هيچ روش علمي‌ي براي ردّ ادعاهاي اين افراد سودجو ارائه دهند، چراکه ميزاني در اين بين وجود ندارد، به عبارتي ديگر هيچ نسخه مطمئن و متيقّني وجود ندارد بشود به آن استناد و استدلال کرد.

    به عنوان مثال تحريف انجيل از زبان خود علماء مسيحي اينچنين است:
    عيسي شهيد شد و کتابي برجانگذاشت، ياران او مطالبي را به عنوان زندگينامه و سخنانش جمع‌آوري کرده به عنوان کتاب مقدس به مردم نشان دادند.
    اما اين همه ماجرا نيست، حضرت عيسي کتاب داشته است، آن کتاب کجاست؟ اصلا وجود دارد؟
    اگر جواب منفي است، سرآن کتاب چه آورند؟
    اگر جواب مثبت است، انجيل واقعي کجاست؟
    آيا اين از مصاديق تحريف و تغيير به حساب نمي‌آيد؟

    قرآن تحريف آنان را چنين مطرح مي‌کنند:
    تحريف به صورت يحرّفون آمده که در قرآن چهار بار تکرار شده است، در همه موارد حقانيت آموزه‌هاي آسماني براي تحريف کنندگان ثابت شده است، به عبارات زير دقت کنيد:
    يحرفونالکلم عن مواضعه، نساء/46، مائده/13
    يحرفونالکلم من بعد مواضعه، مائده/41
    يحرفونالکلم من بعد ما عقلوه، بقره/75
    مواضعه يعني جايگاه اصلي، چراکه آنان اصل و فرع را شناخته و تشخيص مي‌دادند در عين حال دست به تحريف زدند
    عقلوه به معناي پذيرش عقلي آن آموزه ديني است، يعني بهانه نفهميدن نيز نداشتند.

    به نظر مي‌رسد وقتي انجيل واقعي حاوي توصيف پيامبر آخرالزمان و وعده به آمدن چنين شخصي باشد، قطعا چرائي تحريف و پنهان‌کاري عيان خواهد شد.


  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تلاش تحريف گران درباره قرآن به سنگ خورد
    البته اين تلاش درباره قرآن نيز صورت گرفت، مثلا در تاريخ (شيعه و سني) دارد که عثمان تلاش زيادي کرد که يک واو را از قرآن بردارد نتوانست، داستان از اين قرار است:
    خداوند در آيه 34 سوره توبه مي‌فرمايد:
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند و كسانى كه طلا و نقره را ذخيره مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده!

    با دقت واو و جملات قبل وبعدش را مطالعه کنيد.

    قرآن دو گروه را مستحق مجازات دردناک معرفي کرده است:
    اول روحانيون اهل کتابي که مال حرام خورده مردم را از راه راست باز مي‌دارند.
    دوم کساني که طلا و نقره پس‌انداز کرده و انفاق نمي‌کنند.

    عثمان خودش زراندور بود، اهل انفاق در راه خدا نبود، پس طبق قرآن مستحق عذاب بود، براي اينکه مشمول آيه نباشد سعي داشت واو را حذف کند، اگر واو حذف مي‌شد، چه مي‌شد؟
    در حقيقت يک گروه مي‌شد، يعني همان روحانيون اهل کتابي که طلا ونقره پس انداز مي‌کنند مستحق مجازات بودند، و اگر مسلماني زراندوزي مي‌کرد و انفاق نداشت، مشمول آيه نمي‌شد.

    همان‌طور که ملاحظه کرديد بود و نبود واو خيلي مؤثر است.

    ابوذر (رحمة الله علية) به شدت مخالف زراندوزي عثمان وحذف واو از جانب او بود و به همين دليل تبعيد شد، شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ج 3 ص 54.
    به هر حال عثمان تلاش زيادي براي حذف واو نمود ولي اجازه چنين کاري را نيافت، درالمنثور سيوطي ج 3 ص 232.

    نقلي ديگر
       

    اباذر را بر شتر برهنه،بدون جهاز،سوار كردند و از شام،روانه‌ي مدينه كردند،به طوري كه وقتي وارد مدينه شد،بسيار رنجور شده بود!… او را به مجلس عثمان بردند، عثمان درهم و دينارهاي زيادي را،در وسط مجلس،ريخته بود، از اهل مجلس پرسيد:آيا اشكال دارد كه خليفه‌ي مسلمين،اين مقدار دارايي يا دو برابر اين را ـ وقتي كه ذكات مالش را داده است ـ داشته باشد؟
    كعب الاحبار گفت:نه اشكالي ندارد.اباذر اعتراض كرد و گفت:قرآن مي‌فرمايد:«و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لاينفقون في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم؛و كساني كه زر و سيم را گنجينه مي‌كنند و آن را،در راه خدا،انفاق نمي‌كنند، ايشان را،به عذابي دردناك،خبر ده».
    عثمان جواب داد:اين آيه،مربوط به علماي يهود و نصاري است.مگر به اول آيه توجه نمي‌كني كه فرموده است:«يا ايها الذين آمنوا،ان كثيراً من الاحبار و الرهبان لياكلون اموال الناس بالباطل و يصدون في سبيل الله؛اي كساني كه ايمان آورده‌ايد،بسياري از دانشمندان يهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا مي‌خورند و [آنان را] از راه خدا باز مي‌دارند».
    ابوذر جواب داد ذيل آيه عام است و اختصاص به اهل كتاب ندارد؛زيرا اگر اختصاص به اهل كتاب داشت،به جاي «و الذين» اكتفا مي‌كرد(واو را نمي‌آورد)… به هر حال،درگيري صورت گرفت.
    بعد از آن،عثمان از ابوذر پرسيد: كجا را بيشتر دوست داري؟جواب داد:مكه،حرم خدا را.پرسيد:پس از آن؟ گفت:مدينه،محل هجرت پيامبر(ص) را.
    پرسيد:از كجا بيشتر تنفر داري؟گفت:از ربذه،سرزميني كه در آنجا،خدا را عبادت نمي‌كردم.
    عثمان گفت:به همانجا،تبعيدت مي‌كنم.ابوذر با همسر و دختر و پسرش به ربذه تبعيد شدند و حكومت اعلام كرد، كسي آنان را بدرقه نكند،ولي حضرت علي(ع) و دو فرزندش،به نهي خليفه،توجهي نكردند و او را بدرقه كردند.بيرون شهر،حضرت علي(ع) به او فرمود:«تو،براي رضاي خدا،عليه آنان غضب كردي و آنان،به خاطر دنيايشان،عليه تو غضب كردند، تو از كسي كه برايش غضب كردي،پاداش طلب كن».

    تا به اينجا تلاش باصطلاح مؤمنان به اديان آسماني براي تغيير و تبديل دين مطرح شد، اما تلاش دشمنان علني با متن آسماني مقوله ديگري است که در پست بعدي به آن مي‌پردازيم.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۹:۳۹

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    2- انگيزه قوي دشمنان براي تغيير متون آسماني
    دشمنان بيروني و قسم خورده نيز انگيزه‌اي چند برابر در جهت تحريف متن آسماني دارند، وقتي آنان به دنبال تعقيب و ترور پيامبر آسماني باشند و براي آن نقشه کشيده و ترسي به دل راه ندهند قطعا تحريف کتابش را نيز به همان جديت و انگيزه دنبال کرده و مقدماتش را آماده سازند.
    مثلا يهودياني که به دنبال کشتن حضرت عيسي به دنبال ايشان تا پاي غار آمدند و کسي را که راهنماي آنان بود را به جاي حضرت کشتند يا مشرکين مکه که با شمشير برهنه به رختخواب پيامبر اسلام يورش بردند و با حضرت علي روبرو شدند، قطعا و صد البته به دنبال تحريف يادگار آسماني آنان نيز خواهند بود.

    دشمنان اسلام تلاش فراواني براي کم کردن تأثير قرآن داشتند، قرآن در اين‌باره چنين ميفرمايد:
    وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ، فصلت/26، كافران گفتند: «گوش به اين قرآن فراندهيد و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد، شايد پيروز شويد

    براستي جنجال آنان چگونه است؟
    از سر و صدا کردن هنگام تلاوت پيامبر گرفته تا آرزوي کجي و انحراف در آن، تا قرآن سوزي فعلي و... همه و همه نشان از تلاش شبانه‌روزي دشمنان اسلام براي خواباندن اين تنها عَلَم سرافراز آسماني است، اين تنها معجزه جاويد انبياء.

    حال با اين توصيف ببينيم کداميک از اشتباهات سهوي و عمدي در قرآن رخ داده است؟
    آيا کسي سراغ دارد؟

    کسي تاکنون ادعا کرده نسخه‌اي از قرآن نزد من يا در فلان موزه نگه‌داري مي‌شود که فلان آيه در او نيست، يا پنج آيه بيشتر دارد، يا مثلا سوره احزابش بجاي 73 آيه، 83 آيه دارد، در حالي که در سائر متون چنين اتفاقاتي افتاده است.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۹:۲۰

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    ديوان حافظ بهترين شاهد براي تک نسخه بودن قرآن
    مثلا همين ديوان حافظ، اختلافهاي فراواني در نسخ موجود وجود دارد، کتابها و مقالات فراواني از حافظ‌دوستان در اين باره چاپ و منتشر شده است، بعنوان مثال آقاي دکتر محمدرضا شفيعي کدکني مقاله‌اي نوشته و تحقيقات خود را درباره علت اختلاف نسخه بيان کرده است (اصل مقاله را اينجا ببينيد)


    حال ملاحظه بفرمائيد، آيا سروده‌هاي حافظ دشمن‌تراش بوده؟
    به گوشه قباي دين‌فروشان و زورمداران برمي‌خورده؟
    قطعا خير!
    اما چرا اختلاف نسخه پيدا شده است؟

    به نظر مي‌رسد از ميان عوامل تحريف (سهوي عمدي) فقط و فقط عامل سهوي دخيل بوده، چه اينکه حافظ داعيه آوردن ديني جديد و باطل کننده سنن غلط و اديان منحرف قبلي نداشته است، بر خلاف قرآن که آموزه‌هايش سراسر ردّ سيره و روش بت‌پرستي همچنين ردّ اعتقادات شرک‌آلود کليميان و مسيحيان مي‌باشد.
    قطعا اظهار نظر در اين محدوده با خودش دشمني‌هاي فراواني و به تبع تلاش براي دست‌بردن در متن قرآن را به همراه دارد، اما اين مهم درباره قرآن هرگز اتفاق نيافتاد، به هيچ وجه موفق نشدند دخل و تصرفي در قرآن بنمايند (تلاش مذبوحانه عثمان در پست شماره 5 گذشت) و نسخه‌اي جعل کنند که اگر بود حتما حتما در تاريخ ثبت ميشد!
    به لحاظ تعدد و امکان اختلاف نسخه، مقايسه‌اي بين ديوان حافظ و قرآن کريم داشته باشيم:
    1- از نزول و کتابت قرآن 14 قرن مي‌گذرد در حالي که از ديوان حافظ 6 قرن، طبعا سندي که از پيدايشش 14 قرن گذشته باشد، طبيعتا بيشتر دست‌خوش تغيير خواهد شد.
    2- انگيزه اختلاف نسخه در حافظ فقط عامل سهوي مي‌تواند باشد ولي در قرآن انگيزه‌هاي گوناگون وجود داشته و دارد.
    3- ايجاد اختلاف در آثار هنري مانند ديوان حافظ، براي عموم مردم جذاب و مهم نيست بر خلاف قرآن، اگر اختلافي بود قطعا مردم پيگير بوده و آگاهي از آن را بر خود فرض مي‌دانستند.

    حال سؤال اينجاست که چرا چنين اتفاقي درباره قرآن نيافتاده است؟
    آيا به اين دليل نيست که دست پرتوان غيب همراه قرآن است؟
    آيا دليل ديگري سراغ داريد؟
    آيا اين بهترين دليل اعجاز قرآن نيست؟
    قرآن مي‌فرمايد:
    إن علينا جمعه و قرآنه، قيامه/17، چرا كه جمع كردن و خواندن آن بر عهده ماست!
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۸:۵۶

  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    سؤال:
    اختلاف قرائت را چه مي‌کنيد، اگر از ناحيه خدا باشد بايد اختلاف قرائت نيز نباشد، چرا که اختلاف قرائت باعث مخدوش شدن آموزه‌هاي قرآني مي‌شود.

    اصلي‌ترين دليل اختلاف قرائت عدم استفاده از نقطه است، سالها بعد از پيامبر نقطه گذاري شروع شد و چون شکل کلمات در عربي ارتباط تنگاتنگي با سياق جمله دارد، اين مسئله نيز نتوانست بر مفهوم کلي آيه اثر گذارد، چراکه اگر کسي آشنائي با زبان عربي داشته باشد خواهد توانست متن عربي را بدون نقطه و إعراب بخواند آنهم بدون اختلاف مفهومي فاحش با مقصود نويسنده، بنابراين اختلاف قرائت در قرآن آن قدر نيست که در مفهوم کلي کلمه و آيه مشکلي ايجاد کند.
    البته بحث اختلاف قرائت در جاي خود بررسي شده است، لذا در اينجا به همين مقدار اکتفا مي‌کنيم.
    دو تاپيک زير بيشتر به مباحث اختلاف قرائت پرداخته است:
    اگر قرآن تحريف نشده ، پس چرا قرائتهاي مختلف از آن وجود دارد؟
    يک سؤال در مورد إعراب قرآن؟


    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی

  17. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود