صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: «الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»چه كساني هستند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    «الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ»چه كساني هستند؟




    يارب
    سلام و عرض ادب
    درشبانه روز 10 بار به خداوند ميگويم ....صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ.....و از او اين نعمتها را ميخواهيم.
    كساني كه خداوند به آنها نعمت داده است كيانند؟و اين نعمتها چيست؟

    ياعلي


    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ در ساعت ۱۴:۱۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط moamma نمایش پست
    كساني كه خداوند به آنها نعمت داده است كيانند؟
    صدوق با سند خویش از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام درباره آیه صراط الذین انعمت علیهم نقل کرده است که آن حضرت فرمود: یعنی، ما را به راه کسانی هدایت کن که بر آنان توفیق دادی که پیرو دین تو باشند و تو را اطاعت کنند و آنان کسانی اند که خداوند فرموده است: و هرکس خداوند و پیامبرش را اطاعت کند، پس آنان با کسانی اند که خداوند برآنان نعمت داده است، از پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان، و اینان همراهان خوبی اند.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ)


    با سلام و درود


    در تفسیر شریف المیزان، مطالب مفصلی در ذیل این آیات بیان شده که من آنها را به صورت دسته بندی و مختصر خدمت دوستان ارائه می دهم:



    صراط، اين كلمه در لغت به معناى طريق و سبيل نزديك بهم اند، و اما از نظر عرف و اصطلاح قرآن كريم، بايد بدانيم كه خداى تعالى صراط را به وصف استقامت توصيف كرده، و آن گاه بيان كرده كه اين صراط مستقيم را كسانى مى‏پيمايند كه خدا بر آنان انعام فرموده.

    و صراطى كه چنين وصفى و چنين شأنى دارد، مورد درخواست عبادت کننده، قرار گرفته، و نتيجه و غايت عبادت او واقع شده؛ و بعبارت ديگر، بنده عبادت كار از خدايش درخواست مى‏كند كه عبادت خالصش در چنين صراطى قرار گيرد.


    [چند مقدمه براى توضيح و تفسير آيه" اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ"]


    مقدمه اول:


    خداى سبحان در كلام مجيدش براى نوع بشر و بلكه براى تمامى مخلوقات خود راهى معرفى كرده، كه از آن راه بسوى پروردگارشان سير مى‏كنند.


    در خصوص انسان فرموده: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ، إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ»؛ هان اى آدمى، بدرستى كه تو بسوى پروردگارت تلاش مى‏كنى، و اين تلاش تو - چه كفر باشد و چه ايمان - بالأخره بديدار او منتهى مي شود. (1)


    و در باره عموم موجودات فرموده: «وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ»؛ بازگشت بسوى او است.(2)
    و آياتى ديگر كه بوضوح دلالت دارند بر اين كه تمامى موجودات راهى براى خود دارند، و همه راههایشان بسوى او منتهى مي شود.(3)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۳۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه دوم:


    از كلام خداى تعالى بر مى‏آيد كه سبيل نامبرده يكى نيست، و همه سبيل ها و راه ها يك جور و داراى يك صفت نيستند، بلكه همه آن ها از يك نظر به دو قسم تقسيم مي شوند، و آن اين آيه شريفه است كه فرموده: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ؟ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ؟»؛ اى بنى آدم آيا با تو عهد نكردم كه شيطان را نپرستى، كه او تو را دشمنى آشكار است؟ و اين كه مرا بپرستى كه اين است صراط مستقيم؟.(4)


    پس معلوم مي شود در مقابل صراط مستقيم راه ديگرى هست.


    هم چنان كه اين معنا از آيه: «فَإِنِّي قَرِيبٌ، أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ، فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي، وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»؛ من نزديكم، و دعاى خواننده خود را در صورتى كه واقعا مرا بخواند مستجاب مى‏كنم پس بايد مرا اجابت كنند، و به من ايمان آورند، باشد كه رشد يابند. (5) استفاده مي شود، چون مى‏فهماند بعضى غير خدا را مي خوانند، و غير خدا را اجابت نموده، بغير او ايمان مى‏آورند.


    و هم چنين از آيه: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ»؛ مرا بخوانيد تا اجابت كنم، كسانى كه از عبادت من سرپيچى مى‏كنند، بزودى با خوارى و ذلت بجهنم در مى‏آيند.(6)

    كه مى‏فهماند راه او نزديك‏ترين راه است، و آن راه عبارت است از عبادت‏ و دعاى او.


    آن گاه در مقابل، راه غير خدا را دور معرفى كرده، و فرمود: «أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ، آنان را از نقطه‏اى دور صدا مى‏زنند»(7)



    بنابر این:


    1. راه بسوى خدا دو تا است، يكى دور، و يكى نزديك.


    2. راه نزديك راه مؤمنين، و راه دور راه غير ايشان است.


    3. و هر دو راه هم به حكم آيه (6 سوره انشقاق) راه خدا است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه سوم:


    راه خدا تقسيم ديگرى دارد، يك راه به سوى بلندى، و راهى ديگر به سوى پستى منتهى می گردد.

    يك جا مى‏فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ»؛ كسانى كه آيات ما را تكذيب كرده، و از پذيرفتن آن استكبار ورزيدند، درب هاى آسمان برويشان باز نمي شود. (8)

    معلوم مي شود آنهايى كه چنين نيستند، درب هاى آسمان به رويشان باز مي شود، چون اگر هيچ كس به سوى آسمان بالا نمي رفت، و درب‏هاى آسمان را نمى‏كوبيد، براى درب معنايى نبود.


    و در جايى ديگر مى‏فرمايد: «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى»؛ كسى كه غضب من بر او احاطه كند، او بسوى پستى سقوط مى‏كند. (9)

    كلمه (هوى) از مصدر (هوى) است، كه معناى سقوط را ميدهد.



    و در جايى ديگر مى‏فرمايد: «وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ، فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ»؛ كسى كه ايمان را با كفر عوض كند، راه را گم كرده. (10)

    كه مى‏رساند دسته سومى هستند كه نه راهشان بسوى بالا است، و نه بسوى سقوط، بلكه اصلا راه را گم كرده دچار حيرت شده‏اند.


    بنابر این:


    آن ها كه راهشان به سوى بالا است، كسانى هستند كه ايمان به آيات خدا دارند، و از عبادت او استكبار نمى‏كنند.

    و بعضى ديگر راهشان به سوى پستى منتهى مي شود، و آنها كسانى هستند كه به ايشان غضب شده.

    و بعضى ديگر اصلا راه را از دست داده و گمراه شده‏اند، و آنان (ضالين) اند.



    و پر واضح است كه صراط مستقيم آن دو طريق ديگر نیست، پس قهرا همان طائفه اول، يعنى مؤمنين خواهد بود كه از آيات خدا استكبار نمى‏ورزند.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [سبيل مؤمنين نيز تقسيمات و درجاتى دارد]


    مقدمه چهارم:


    از آيه: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»؛ خداوند كسانى را كه ايمان آورده‏اند بلند مى‏كند، و كسانى را كه علم داده شده‏اند، به درجاتى بالا مى‏برد. (11)

    بر مى‏آيد كه همين طريق اول (یعنی سبیل مؤمنین) نيز تقسيم‏هايى دارد، و يك طريق نيست و كسى كه با ايمان به خدا به راه اول يعنى سبيل مؤمنين افتاده، چنان نيست كه ديگر ظرفيت تكاملش پر شده باشد، بلكه هنوز براى تكامل ظرفيت دارد، كه اگر آن بقيه را هم به دست آورد آن وقت از اصحاب صراط مستقيم مي شود.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [ضلالت، شراك و ظلم در خارج يك مصداق دارند]


    بايد دانست كه هر ضلالتى شرك است، هم چنان كه عكسش نيز چنين است، يعنى هر شركى ضلالت است، به شهادت آيه «وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ»؛ و كسى كه كفر را با ايمان عوض كند راه ميانه را گم كرده است. (12)

    و آيه: «أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ، وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً»؛ و شيطان را نپرستيد، كه دشمن آشكار شما است، بلكه مرا بپرستيد، كه اين است صراط مستقيم، در حالى كه او جمع كثيرى از شما را گمراه كرده. (13)


    آيه اولى كفر را ضلالت؛ و دومى ضلالت را كفر و شرك مي داند.


    و قرآن شرك را ظلم، و ظلم را شرك مي داند؛ (14)



    خلاصه: ضلالت و شرك و ظلم در خارج يك مصداق دارند، و آن جا هم كه گفته‏ايم: هر يك از اين سه معرف ديگرى است، و يا بوسيله ديگرى معرفى مى‏شود، منظورمان مصداق است، نه مفهوم؛ چون پر واضح است كه مفهوم هر یک با دیگر تفاوت دارد.



    بنابر این:


    1. صراط مستقيم كه صراط غير گمراهان است.


    2. صراطى است كه به هيچ وجه شرك و ظلم در آن راه ندارد.


    3. هم چنان كه ضلالتى در آن راه نمى‏يابد.


    نه‏ ضلالت در باطن و قلب، از قبيل كفر و خاطرات ناشايست، كه خدا از آن راضى نيست.

    و نه در ظاهر اعضاء و اركان بدن، چون معصيت و يا قصور در اطاعت، كه هيچ يك از اين ها در آن صراط يافت نمى‏شود.


    4. و اين همانا حق توحيد علمى و عملى است، و توحيد هم همين دو مرحله را دارد، ديگر شق سومى برايش نيست، و به فرموده قرآن، بعد از حق، غير از ضلالت چه مى‏تواند باشد؟
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه پنجم:


    اصحاب صراط مستقيم در صورت عبوديت خدا، داراى ثبات قدم به تمام معنا هستند، هم در فعل، و هم در قول، هم در ظاهر، و هم در باطن، و ممكن نيست كه نام بردگان بر غير اين صفت ديده شوند، و در همه احوال خدا و رسول را اطاعت مى‏كنند.


    چنان چه نخست در باره آن ها فرمود:


    «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً»؛ كسى كه خدا و رسول را اطاعت كند، چنين كسانى با آنان هستند كه خدا بر ايشان انعام كرده، از انبياء، و صديقين، و شهدا، و صالحان، كه اينان نيكو رفقايى هستند. (15)



    و سپس اين ايمان و اطاعت را چنين توصيف كرده: "نه به پروردگارت سوگند، ايمان واقعى نمى‏آورند، مگر وقتى كه تو را حاكم بر خود بدانند، و در اختلافاتى كه ميانه خودشان رخ مى‏دهد به هر چه تو حكم كنى راضى باشند، و احساس ناراحتى نكنند، و صرفا تسليم بوده باشند، به حدى كه اگر ما واجب كنيم كه خود را بكشيد، يا از شهر و ديارتان بيرون شويد، بيرون شوند، ولى جز عده كمى از ايشان اين طور نيستند، و حال آن كه اگر اين طور باشند، و به اندرزها عمل كنند، براى خودشان بهتر، و در استواريشان مؤثرتر است". (16)


    تازه، مؤمنينى را كه چنين ثبات قدمى دارند، پائين‏تر از اصحاب صراط مستقيم دانسته، وصف آنان را با آن همه فضيلت كه برايشان قائل شد، ما دون صف اصحاب صراط مستقيم دانسته، چون در آيه (17) فرموده: اين مؤمنين با كسانى محشور و رفيقند كه خدا بر آنان انعام‏ كرده، (يعنى اصحاب صراط مستقيم)، و نفرموده: از ايشانند؛ و نيز فرموده: با آنان رفيقند، و نفرموده يكى از ايشانند.


    پس معلوم مى‏شود اصحاب صراط مستقيم، يعنى (الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ) مقامى عالى‏تر از مؤمنين دارند.


    نیز با توجه به آیه (18) معلوم مى‏شود اصحاب صراط مستقيم، قدر و منزلت و درجه بلندترى از درجه مؤمنين خالص دارند، حتى مؤمنينى كه دلها و اعمالشان از ضلالت و شرك و ظلم بكلى خالص است.



    بنابر این:


    1. مؤمنين با اين كه چنين فضائلى را دارا هستند، مع ذلك در فضيلت كامل نيستند.


    2. و هنوز ظرفيت آن را دارند كه خود را به (الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ) برسانند، و با پر كردن بقيه ظرفيت خود، همنشين با آنان شوند، و به درجه آنان برسند.


    3. و بعيد نيست كه اين بقيه، نوعى علم و ايمان خاصى به خدا باشد، چون در آيه «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»(19) دارندگان علم را از مؤمنين بالاتر دانسته، معلوم مى‏شود: برترى (الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ) از مؤمنين، به داشتن همان علمى است كه خدا به آنان داده، نه علمى كه خود از مسير عادى كسب كنند.


    4. پس اصحاب صراط مستقيم كه (أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ) به خاطر داشتن نعمتى كه خدا به ايشان داده، (يعنى نعمت علمى مخصوص)، قدر و منزلت بالاترى دارند، و حتى از دارندگان نعمت ايمان كامل نيز بالاترند.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [موارد استعمال صراط و سبيل در قرآن و فرق آن دو]


    مقدمه ششم:


    خداى تعالى در كلام مجيدش مكرر نام صراط و سبيل را برده، و آن ها را صراط و سبيل‏هاى خود خوانده، با اين تفاوت كه به جز يك صراط مستقيم به خود نسبت نداده، ولى سبيل‏هاى چندى را به خود نسبت داده، پس معلوم مى‏شود: ميان خدا و بندگان چند سبيل، و يك صراط مستقيم بر قرار است.


    در باره سبيل فرموده: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»؛ و كسانى كه در راه ما جهاد كنند، ما به سوى سبيل‏هاى خود هدايتشان مى‏كنيم. (20)؛ ولى هر جا صحبت از صراط مستقيم به ميان آمده، آن را يكى دانسته است.


    از طرف ديگر جز در آيه مورد بحث (صراط الذین انعمت علیهم) كه صراط مستقيم را به بعضى از بندگان نسبت داده، در هيچ مورد صراط مستقيم را به كسى از خلايق نسبت نداده؛ به خلاف سبيل، كه آن را در چند جا به چند طائفه از خلقش نسبت داده است.


    يك جا آن را به رسول خدا(ص) نسبت داده (21)، جاى ديگر آن را به توبه‏كاران نسبت داده (22)، و در سوره نساء (23) آن را به مؤمنين نسبت دادهاست.


    از اين جا معلوم مي شود كه سبيل غير از صراط مستقيم است، چون سبيل متعدد است، و به اختلاف احوال رهروان راه عبادت مختلف مي شود.


    به خلاف صراط مستقيم، كه يكى است، كه در مثل بزرگراهى است كه همه راههاى فرعى بدان منتهى مي شود: "از ناحيه خدا بسوى شما نورى و كتابى روشن آمد، كه خدا به وسيله آن هر كس كه در پى خوشنودى او باشد به سبيل‏هاى سلامت راه‏نمايى نموده و به اذن خود از ظلمت‏ها به سوى نور بيرون مى‏كند، و به سوى صراط مستقيم شان هدايت مى‏فرمايد". (24)


    چون سبيل را متعدد و بسيار قلمداد نموده، صراط را واحد دانسته است، حال يا اين است كه صراط مستقيم همه آن سبيل‏ها است، و يا اين است كه آن سبيل‏ها همان طور كه گفتيم راه‏هاى فرعى است، كه بعد از اتصالشان به يكديگر به صورت صراط مستقيم و شاه راه در مى‏آيند.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه هفتم:


    «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ»؛ بيشترشان به خدا ايمان نمى‏آورند، مگر توأم با شرك. (25)


    از آيه شريفه برمى‏آيد كه يك مرحله از شرك (كه همان ضلالت باشد)، با ايمان (كه عبارت است از يكى از سبيل‏ها) جمع مي شود، و اين خود فرق ديگرى ميان سبيل و صراط است، كه سبيل با شرك جمع مي شود، ولى صراط مستقيم با ضلالت و شرك جمع نمي شود.


    هر يك از سبيل‏ها با مقدارى نقص، و يا حد اقل با امتيازى جمع مي شود، به خلاف صراط مستقيم، كه نه نقص در آن راه دارد و نه صراط مستقيم انسانی، از صراط مستقيم انسان دیگری امتياز دارد، بلكه هر دو صراط مستقيم است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۲:۴۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۰۹, ۱۱:۱۲
  2. "اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم"
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن تفسیر موضوعی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۵, ۱۹:۵۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود