صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاه به برهان فطرت از زاویه علم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاه به برهان فطرت از زاویه علم




    به نام خدا
    و با سلام خدمت همه دوستان

    یکی از اصول اساسی در بحث با منکران خدا پیدا کردن یک پایه مشترک و مورد اتفاق و قبول دو طرف و

    ادامه بحث بر اساس این نقطه نظر مشترک است.
    در بحثی که با یکی از منکران خدا در تالار اندیشه ها داشتم فکر کنم به این نقطه مشترک رسیدیم
    و این نقطه مشترک چیزی نیست به جز طبیعت
    یکی از اعتقادات صدرصد و بدون خدشه ای که منکران خدا به آن ملتزم هستند این است که در هستی
    ما چیزی خارج از طبیعت نداریم

    یک بیخدا معتقد است هر رفتاری که از انسان سر می زند تنها و تنها ریشه در طبیعت دارد
    البته این موضوعی است که علم روز هم روی آن تاکید دارد
    به خبر زیر دقت کنید:
    ژن آزاد اندیشی کشف شد

    به گفته محققان، این یافته‌ها نشان می‌دهد گرایش‌ها و وابستگی‌های سیاسی صرفا بر اساس نوع محیط اجتماعی افراد تعریف و معین نمی‌شود.

    به گزارش واحد مرکزی خبر، جیمز فولر سرپرست این گروه از پژوهشگران در دانشگاه کالیفرنیا، گفت: اینکه افراد صرفا در سنین نوجوانی زندگی اجتماعی فعال و دوستان زیادی داشته باشند دلیلی بر روشنفکر بودن آنها در سنین بالاتر نیست، زیرا وجود ژن گیرنده ماده دوپامین drd4 در بدن نیز در این رویه بی‌تاثیر نیست.


    این پژوهشگران پس از مطالعه اطلاعات ژنتیک دو هزار نفر در مرکز ملی مطالعات بهداشت و سلامت بزرگسالان آمریکا، دریافتند؛ افرادی که دارای نوع خاصی از ژن drd4 هستند و در سنین نوجوانی دوستان زیادی دارند در بزرگ‌سالی اشخاصی روشنفکر و آزاداندیش خواهند شد.

    این پژوهشگران پیش‌تر، به ارتباط بین این ژن با رفتار نوگرایانه در افراد پی برده بودند.
    به گفته محققان، این یافته‌ها نشان می‌دهد گرایش‌ها و وابستگی‌های سیاسی صرفا بر اساس نوع محیط اجتماعی افراد تعریف و معین نمی‌شود.
    کسانی که به‌طور میانگین دوستان زیادی دارند، در معرض فاکتورها و شیوه‌های زندگی اجتماعی گوناگونی قرار خواهند گرفت که باعث می‌شود بیش از دیگران آزاداندیش و روشنفکرتر باشند.

    نتایج این تحقیق در نشریه تخصصی سیاست
    the journal of politics منتشر شده است.
    در پست بعدی این موضوع مفصل تر بیان می شود.
    ویرایش توسط kamal804 : ۱۳۸۹/۰۸/۱۲ در ساعت ۱۹:۳۹

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقش ژن ها در رفتار انسان




    ژن ها چه تاثیری در تنظیم رفتار انسان دارند؟

    ژنها در همه انسانها شباهت بسیار زیادی با هم دارد، اما این شباهت زیاد به معنای شباهت کامل نیست بلکه تفاوت هایی در ژنها وجود دارد که همین اختلافات جزیی ، تفاوت های بسیار مهمی را در انسان ها ایجاد کرده است.

    به گزارش ایرنا، دی ان آ یا همان مولکول وراثتی موجودات زنده، که حاوی دستورات ژنتیکی است در همه انسانها به هم شبیه است. همه ما ۹۹ درصد شبیه به مایکل جوردن(بسکتبالیست معروف)، آلبرت اینشتین، چارلز منسون(جنایتکار معروف آمریکایی) و ژولیوس سزار هستیم.

    تمام افرادی که در هر زمانی بر روی کره زمین زندگی کرده اند حدود ۱۰۰ هزار ژن شبیه به هم دارند که بطور منظم بر روی ۲۳ کروموزوم شبیه به هم قرار گرفته اند.
    اما همیشه شباهت زیاد به معنای شباهت کامل نیست، بلکه تفاوت هایی در دی ان آ وجود دارد که تخمین زده می شود در حدود یک دهم درصد یا یک در هزار باشد و همین اختلافات جزیی بسیار مهم است.
    در جایی که دی ان آ مایکل جوردن می گوید G ،‌ جکسون (هفتمین رییس جمهوری آمریکا) می گوید T و آلبرایت اینشتین می گوید A.
    همانطور که در کامپیوتر از کدهای رمز صفر و یک استفاده می شود در علم ژنتیک نیز از کدهای چهار حرفی زیستی A,G,C,T استفاده می شود که این بازهای آلی بر روی دی ان آ‌ بکار گرفته می شود.
    تقریبا سه میلیون از این فرق ها بین افراد مختلف وجود دارد که تعیین کننده تفاوت های بین افراد است و جنبه های ارثی از رنگ چشم گرفته تا اندازه و قد و شخصیت یا هوش را دربرمی گیرد.
    شاید بسیار سخت باشد باور کنیم فرق های جزیی یک دهم درصدی می تواند چنین تفاوت های عظیمی را بین مردم بوجود آورد.
    اگر شما هنوز باور نکرده اید که یک دهم درصد از دی ان آ‌ می تواند باعث این همه تفاوت بین افراد شود، این حقیقت را در نظر بگیرید که دی. ان .آ انسان با شامپانزه فقط ۲ تا ۴ درصد فرق می کند. یعنی دی . ان. آ شما با شامپانزه ۹۸ درصد شبیه هم است.
    اگر چه این اختلاف به نظر خیلی محدود و اندک است، اما همین دستورهای دقیق و ظریف دی ان آ دلیل آن است که انسان می تواند شعر بگوید، زیبا زندگی کند، ساختمان های مجلل بسازد، در حالی که شامپانزه ها هنوز مشغول جمع کردن حشرات از روی بدن یکدیگر و خوردن آنها هستند.
    یک دهم درصد اختلاف در DNA انسان ها عامل این همه اختلاف بین رفتار آنهاست
    این مطلب در سایت پزشکان ایران تحت عنوان:

    یک دهم درصد دی ان آ عامل تفاوتهای عظیم در میان انسانها است


    دکتر “علی متولی زاده اردکانی” عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوریهای نوین پزشکی (ابن سینا) و عضو هیات علمی انستیتو ملی بهداشت آمریکا در این خصوص در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا

    مطلب فوق را این گونه توضیح می دهند:

    هم اکنون پژوهشگران علم ژنتیک و زیست شناسی مولکولی موفق به انجام آزمایش هایی شده اند که نشان می دهد بسیاری از رفتارهای انسانی بر اساس نقشه ژنتیکی انجام می گیرد.
    عضو کمیته علمی یازدهمین کنگره ژنتیک ایران افزود:
    البته این به این معنی نیست که ژن ها تنها تصمیم گیرندگان رفتارهای انسانی است، بلکه نشان دهنده آن است که بر خلاف تصور متفکران گذشته ، شخصیت انسان مانند صفحه ای خالی نیست که در انتظار پر شدن متون رفتاری و تربیتی باشد که از محیط خانواده و جامعه به او می رسد.
    اردکانی در این زمینه می گوید:
    هر انسانی با مشخصات معین رفتاری و شخصیتی به دنیا می آید که برگرفته از ژن هایی است که از پدر و مادر به او به ارث رسیده اند و محیط خانواده و جامعه می تواند در تغییر آن رفتارها و شخصیت ها موثر واقع شود.
    وی ادامه می دهد: البته همین تغییرات محیطی در صورتی امکان پذیر می شود که زمینه ژنتیکی فرد، توانایی و قابلیت پذیرش آن تغییرات را فراهم آورده باشد.

    ویرایش توسط kamal804 : ۱۳۸۹/۰۸/۱۲ در ساعت ۱۹:۴۲

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عضو انجمن ژنتیک ایران در خصوص تاثیر ژنها (ژنتیک) در رفتار انسان ها به مطالعات انجام گرفته بر روی دوقلوهای همسان که در محیط های متفاوتی بزرگ شده اند اشاره می کند و می افزاید:
    معروف ترین این مطالعات به نام مطالعات مینسوتا شهرت یافته که بر روی دوقلوهایی که در محیط های جدا از هم بزرگ شده اند، انجام شد.
    وی ادامه داد: در این مطالعه ، دانشمندان برای سالیان سال بی آنکه خود دوقلوها آگاهی داشته باشند آنها را تحت مطالعه قرار دادند که در پایان این مطالعه، شباهت این دوقلوهای از هم جدا نگه داشته شده، حیرت آور بود.
    اردکانی در توضیح بیشتر این مطالعات گفت: این دوقلوها در سن ۳۹ سالگی دوباره به هم ملحق شدند؛ در زمان ملاقات آنقدر شبیه به هم بودند که بندرت می شد آنها را از هم تشخیص داد؛ شباهت ظاهری قابل پیش بینی بود اما زمانی که این دو برای اولین بار در کنار هم قرار گرفتند تا صحبت کنند به طور غیر منتظره ای به یکدیگر شباهت داشتند.
    وی ادامه داد: هر دو دوبار ازدواج کرده بودند، هر دو اسم یکسانی برای پسرانشان گذاشته بودند، اسمی را که بر روی سگشان گذاشته بودند در دوران کودکی یکسان بود، هر دو یک نوع سیگار می کشیدند و به یک نوشیدنی علاقه داشتند.
    به گفته این متخصص ژنتیک نتیجه این تحقیقات به قدری غافلگیر کننده بود که وقتی در سال ۱۹۸۸ به چاپ رسید برخی آن را باور نداشتند و غیر ممکن به نظر می رسید که دو نفر که از زمان تولد همدیگر را ندیده اند بتوانند اینقدر شبیه به هم باشند، اما این همان چیزی بود که تحقیقات آن را ثابت کرد.
    متخصص ژنتیک انسانی اظهار داشت: مجموع چنین مطالعاتی نشان دهنده آن است که ژن ها نه تنها به تعیین سیمای ما کمک می کنند بلکه چگونگی عمل، احساس و تجربه ما را در زندگی تعیین می کنند.
    وی در پاسخ به این سوال و این شبهه که چنین نتایجی ممکن است برای برخی از جمله والدین تشویش آور و نگران کننده باشد زیرا پدر و مادر می خواهند و دوست دارند در روند رشد و تکامل کودکشان نقش داشته باشند گفت: پدر و مادر به عنوان مولفه های تربیتی و محیطی نقش دارند؛ به اینصورت که با شناخت استعدادها و توانمندی های کودک ، او را در جهت مورد نظرشان هدایت کنند.
    این متخصص با اشاره به اینکه هر فردی با یک سری زمینه ها و استعدادهای ژنتیکی متولد می شود گفت:
    محیط در شکوفایی این زمینه ها مهمترین نقش را دارد و هر کودک و انسانی در مورد اینکه چه نوع فردی می شود حرفی برای گفتن دارد.
    وی افزود: اشاره به یک مثال می تواند به درک بیشتر ارتباط و تعامل ژنتیک و محیط کمک کند: گالتون (کاشف انحصاری بودن اثر انگشت) حتی خودش باور نداشت که صرفا به خاطر ژنهایش نابغه شده ،‌اما اگر گالتون با ژن هایی که از کیفیت عالی برخوردار نبودند ، به دنیا می آمد هیچ شیوه پرورشی نمی توانست چنین دانشمند فوق العاده ای را تربیت کند.
    اردکانی در خصوص تاثیر محیط اظهار داشت: ژنها در اینکه یک شخص به چه آسانی و چند بار عصبانیت را تجربه می کند نقش مهمی دارند، اما رفتار یک شخص به همان مقدار به احساسات و عادت های آموخته شده بستگی دارد.عادت هایی که با تمرین و تکرار آموخته شده اند.
    وی ادامه داد: شاید یک مثال منظور را واضح تر نشان دهد: “وودی آلن” (هنرپیشه آمریکایی) هرگز وضعیت فیزیکی مانند “آرنولد شوارتزنگر” (یکی از هنرپیشه های پرعضله و ورزشکار آمریکایی) را پیدا نخواهد کرد و تفاوتی ندارد که چقدر ورزش کند چون او زمینه و ساختار ژنتیکی مورد نیاز را در خود ندارد.
    اردکانی گفت:‌ اما در عین حال دلیل آنکه آرنولد چنین هیکل عظیمی پیدا کرده ، فقط به دلیل ژن های او نیست بلکه به خاطر هزاران ساعت بلند کردن وزنه بوده است.
    عضو هیات علمی انستیتو ملی بهداشت آمریکا معتقد است:
    فهمیدن ریشه های ژنتیکی به فرد کمک می کند که خودش را بهتر بشناسد و خود را با دیگران بهتر مرتبط کند. همین آگاهی می تواند در روابط خانوادگی و در محیط شغلی به او کمک کند.
    وی در ادامه گفت: شناخت ریشه های ژنتیکی شخصیت می تواند از سنگینی مسئولیت پدران و مادرانی که وسوسه دارند تا بهترین شرایط را برای فرزندانشان فراهم کنند بکاهد. آنها باید بدانند کودکان باید کشف شوند ، آنها را باید تشویق کرد و اجازه داد تا قابلیت های خود را آشکار سازند.
    به گفته این متخصص، آنچه مشهود است نیاز انسان به شناخت بیشتر پایه های زیستی و ژنتیکی رفتاری او است؛ چرا که می تواند دلایل محدودیت هایی را که بر سر راه بعضی از ژن های تربیتی کودکان و نوجوانان وجود دارد بیشتر روشن کند.
    وی افزود: شناخت دقیق عوامل موثر بر رفتارهای پیچیده انسانی نوید آن را می دهد که جامعه علمی بتواند در آینده نزدیک بیش از گذشته به کمک انسان هایی بشتابد که نمی دانند چرا نگران، عصبانی، معتاد به سیگار، مشروب و مواد مخدرند و یا نمی دانند چرا برخی افراد چه در میان زنان و چه در میان مردان در هر جامعه ای گرایش به همجنس دارند.
    نتیجه گیری و جمع بندی در پست بعدی بیان خواهد شد.

    ویرایش توسط kamal804 : ۱۳۸۹/۰۸/۱۲ در ساعت ۱۹:۴۴

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با توجه به مطالب فوق باید بپذیریم که
    1-منشاء رفتار انسان
    ریشه در ساختار جسمی و ترکیبات ژنی او دارد و
    از منظر یک بیخدا هیچ عامل دیگری خارج از طبیعت تاثیری در بروز رفتارهای گوناگون از انسان ندارد

    2- تربیت و آموزش و یادگیری نقش اساسی در تقویت و یا تضعیف رفتارهای مثبت یا منفی انسان دارد
    به عبارت روشن تر یادگیری و تربیت روی ذهن خالی انجام نمی شود و وجود انسان مانند یک صفحه کاغذ سفید نیست که بتوان با آموزش و تربیت هر آنچه را که مایلیم روی آن بنویسیم بلکه
    این دو عامل تنها تقویت کننده داشته های از قبل موجود در وجود انسان است.

    3-خداباوری و خداناباوری در زمره هزاران رفتاری است که از یک انسان بروز می کند و از آنجا که
    خداباوری (به طور عام)‌ رفتاری طبیعی در انسان است و هر کجا انسانی یافت شده خدایی نیز همراه او بوده است
    نتیجه این می شود که خداباوری در نهاد و در ترکیبات ژنی او به طور طبیعی موجود است و
    بیخدایی رفتاری غیر طبیعی و برخلاف ساختار وجود انسان است
    همانطور که سایر فضایل و رذایل اخلاقی چنین موقعیتی در وجود انسان دارند
    و این همان فطرتی است که خداوند در قرآن به طور صریح در باره آن صحبت کرده است:

    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (رو30)
    پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش الهى نيست اين است آيين استوار ولى اكثر مردم نمى‏دانند!
    حال از اساتید محترم و همچنین کسانی که مدعی اند ما دلیلی علمی بر خداباوری نداریم
    درخواست می کنم
    استدلال فوق را نقد و در صورت امکان نقض کنند.


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    231
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    "اگر رفتار انسان ریشه ای در ساختار ژنی ان دارد پس شرارتها و جنایتهای انسانهای شرور علاوه بر تاثیرشان از محیط از ذات یا ژن انها ناشی میشود ولی چون در محیط های اجتماعی شرارت مقبولیت کمتری دارد در اکثریت انسانها این سرشت به عمل نمیرسد".
    ایا از این جملات میتوان نتیجه گرفت سرشت انسان شیطانی و شرور است؟؟فکر نمیکنم.همانطور که از جملات ابتدایی شما نمیشود برداشت خداجویی در ذات انسان را کرد.چیزی که در ذات انسان میتوان ریشه یابی کرد ترس از طبیعت و ناشناخته هاست که عاملی برای بقا بشر بوده و زمینه ساز افکار و فرهنگ های تقدس گرایانه و اعتقاد به ماوراالطبیعه شده است.
    ویرایش توسط bist : ۱۳۸۹/۰۸/۱۴ در ساعت ۱۲:۵۰

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5



    نقل قول نوشته اصلی توسط bist نمایش پست
    چیزی که در ذات انسان میتوان ریشه یابی کرد ترس از طبیعت و ناشناخته هاست که عاملی برای بقا بشر بوده و زمینه ساز افکار و فرهنگ های تقدس گرایانه و اعتقاد به ماوراالطبیعه شده است.

    اگر واقعا عقايد مذهبي در جامعه ريشه اي جز ترس ندارد با توانمندي بشر و از بين رفتن موارد ترس از طريق اگاهي ها و شناسايي ها و دست يابي به مواضع قدرت مادي و معنوي و ... بايد عقايد بشر متزلزل گردد و حال انكه برعكس هرچه بشر قدرتمند تر ميشود و بحقيقت هستي شناخت بيشتري پيدا مي كند نياز به مذهب و احساس گرايش عميق دروني به مذهب و تعاليم معنوي بيشتر ميشود !
    بشر در موارد ترس به موجوداتي كه بيشتر بدان دسترسي دارد از موجودات مادي پناه ميبرد و يا قلب خالي ميكندنه اينكه متوجه و متوسل به مافوق الطبيعه گردد مگر اينكه عاملي از درون او را بسوي ان به پيش براند .


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ



  10. تشکر


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط bist نمایش پست
    با سلام
    "اگر رفتار انسان ریشه ای در ساختار ژنی ان دارد پس شرارتها و جنایتهای انسانهای شرور علاوه بر تاثیرشان از محیط از ذات یا ژن انها ناشی میشود ولی چون در محیط های اجتماعی شرارت مقبولیت کمتری دارد در اکثریت انسانها این سرشت به عمل نمیرسد".
    به نظر می رسد آنچه علم روز روی آن تاکید دارد این است که ساختار ژنی انسان
    مستعد برای بروز انواع و اقسام رفتارهاست و
    محیط٬ آموزش‌٬ تربیت و یا هر عامل دیگری تنها باعث تقویت و یا تضعیف آن استعداد می شود
    البته همانطور که اصل بر سلامتی جسمی است و بیماری و نقص خلاف آن
    در ناحیه رفتاری هم اصل بر رفتار اخلاقی است
    ایا از این جملات میتوان نتیجه گرفت سرشت انسان شیطانی و شرور است؟؟فکر نمیکنم.همانطور که از جملات ابتدایی شما نمیشود برداشت خداجویی در ذات انسان را کرد.چیزی که در ذات انسان میتوان ریشه یابی کرد ترس از طبیعت و ناشناخته هاست که عاملی برای بقا بشر بوده و زمینه ساز افکار و فرهنگ های تقدس گرایانه و اعتقاد به ماوراالطبیعه شده است.
    همانطور که عرض شده آنچه از این موضوع می توان نتیجه گرفت این است که بذر تمام رفتارهای مثبت و منفی انسان در وجود خود اوست
    گرایش به ماوراء الطبیعه در نهاد انسان وجود داشته اما به قول شما مثلا ترس از ناشناخته ها
    یا هر عامل دیگری باعث شکوفا شدن آن شده است.

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    231
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kamal804 نمایش پست
    به نظر می رسد آنچه علم روز روی آن تاکید دارد این است که ساختار ژنی انسان
    مستعد برای بروز انواع و اقسام رفتارهاست و
    محیط٬ آموزش‌٬ تربیت و یا هر عامل دیگری تنها باعث تقویت و یا تضعیف آن استعداد می شود
    البته همانطور که اصل بر سلامتی جسمی است و بیماری و نقص خلاف آن
    در ناحیه رفتاری هم اصل بر رفتار اخلاقی است

    همانطور که عرض شده آنچه از این موضوع می توان نتیجه گرفت این است که بذر تمام رفتارهای مثبت و منفی انسان در وجود خود اوست
    گرایش به ماوراء الطبیعه در نهاد انسان وجود داشته اما به قول شما مثلا ترس از ناشناخته ها
    یا هر عامل دیگری باعث شکوفا شدن آن شده است.
    جملات ابتداییتان را قبول دارم یعنی انسان مستعد بروز هر نوع رفتاری است ولی این که گفتید اصل بر رفتار اخلاقیست پایه ای ندارد.اصل بر بقا ژن است.
    چیزی که بعضی رفتار شناسان درباره ریشه اعتقاد انسان به ماوراالطبیعه ذکر کرده اند نوعی دوگانه انگاری ذاتی است.دو گانه انگاری یعنی اینکه انسان برای هر موجودی بعدی مخفی و نامشخص (مثل روح) قایل میشود که ریشه پیدایش این حس نیز نادانی انسان نسبت به قدرتها و قابلیتهای هر موجود و نیاز به عکس العمل سریع نسبت به انها است که باعث شده انسانهایی که دارای این خصیصه هستند مزیتی در امکان بقا پیدا کنند.این دوگانه انگاری باعث پیدایش توهماتی مثل خدایان و الاهه ها شد که به مرور نیز تغییراتی کرده و به شکل خدای واحد که امروزه ذکر میشود در امد.

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    231
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط az4deh نمایش پست
    اگر واقعا عقايد مذهبي در جامعه ريشه اي جز ترس ندارد با توانمندي بشر و از بين رفتن موارد ترس از طريق اگاهي ها و شناسايي ها و دست يابي به مواضع قدرت مادي و معنوي و ... بايد عقايد بشر متزلزل گردد و حال انكه برعكس هرچه بشر قدرتمند تر ميشود و بحقيقت هستي شناخت بيشتري پيدا مي كند نياز به مذهب و احساس گرايش عميق دروني به مذهب و تعاليم معنوي بيشتر ميشود !
    بشر در موارد ترس به موجوداتي كه بيشتر بدان دسترسي دارد از موجودات مادي پناه ميبرد و يا قلب خالي ميكندنه اينكه متوجه و متوسل به مافوق الطبيعه گردد مگر اينكه عاملي از درون او را بسوي ان به پيش براند .
    نا دانسته های بشر فکر نمیکنم هیچگاه تمام شود البته امارهایی وجود دارد که باور به خدا با میزان تحصیلات نسبت عکس دارد بطوریکه در صد بالایی از دانشمندان و فیلسوفان بیخدا هستند.

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط bist نمایش پست
    جملات ابتداییتان را قبول دارم یعنی انسان مستعد بروز هر نوع رفتاری است ولی این که گفتید اصل بر رفتار اخلاقیست پایه ای ندارد.اصل بر بقا ژن است.
    چیزی که بعضی رفتار شناسان درباره ریشه اعتقاد انسان به ماوراالطبیعه ذکر کرده اند نوعی دوگانه انگاری ذاتی است.دو گانه انگاری یعنی اینکه انسان برای هر موجودی بعدی مخفی و نامشخص (مثل روح) قایل میشود که ریشه پیدایش این حس نیز نادانی انسان نسبت به قدرتها و قابلیتهای هر موجود و نیاز به عکس العمل سریع نسبت به انها است که باعث شده انسانهایی که دارای این خصیصه هستند مزیتی در امکان بقا پیدا کنند.این دوگانه انگاری باعث پیدایش توهماتی مثل خدایان و الاهه ها شد که به مرور نیز تغییراتی کرده و به شکل خدای واحد که امروزه ذکر میشود در امد.
    این حرفهای شما صرف تحلیل تاریخی از مشاهده روند زندگی انسان در طول عصرهای گذشته است نه یک مدعای آکادمیک و علمی
    فرگشت یا به قول شما اصل بقاء ژن به ما می گوید هر چیزی که در بقاء نسل انسان موثر بوده باقی مانده و آنچه مضر بوده یا از بین رفته و یا اصلاح شده است
    و ما به تجربه می دانیم این رفتارهای اخلاقی هستند که به بقاء نوع کمک می کنند
    و از جمله رفتارهایی که همیشه با انسان همراه بوده و یار و مددکار او در جنگ برای بقاء بوده
    خداباوری انسان است
    و با توجه با مطالب علمی پست های پیشین از آنجا که چیزی از خارج به قابلیت های انسان تزریق نمی شود و انسان تنها بارور کننده نیروهای درونی خویش یا نابود کننده آنهاست
    خداباوری هم آموخته او نیست بلکه مانند سایر قابلیت ها در نهاد او موجود است

    و این همان چیزی است که در زبان دین و قرآن آن را فطرت نام نهاده اند.

    آنچه من از شما انتظار دارم در رد این دلیل ارائه کنید
    یک دلیل علمی بر خلاف آنچه در مصاحبه دکتر اردکانی بیان شده است می باشد.
    ویرایش توسط kamal804 : ۱۳۸۹/۰۸/۲۲ در ساعت ۲۲:۳۹

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود