جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست راهنمايي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    درخواست راهنمايي




    با سلام و خسته نباشيد
    اين پيام را از اين جهت خصوصي فرستادم كه نكند جز بيمار دلان به حساب بيايم. اما مدت خيلي زيادي است كه اين سوال ذهنم را مشغول كرده است كه چرا خلق شده ايم و اين همه نظم و ترتيب و اين دنيا براي چه آفريده شده است خدا كه به ما نيازي ندارد اما از آنجا كه عاشق خداوند هستم هميشه از اين سوال ترسيده ام و اين جواب را به خودم داده ام كه خدا قدرت و توانايي مطلق دارد مي خواست اراده كرد و ما را آفريد تو بندگي كن و اين ظلم نيست چون ما را رها نكرده مانند پدر و مادري كه فرزندي را به دنيا ميآورند بدون اينكه از او بپرسند ميخواهد متولد شود يا نه اما وقتي به دنيا آمد مراقبش هستند كمك ميكنند رشد كند و از جان و دل برايش مايه ميگذارند باز مدتي اينگونه راضي ميشوم اما باز اين سوال همچنان در ذهنم حل نشده باقي مي ماند از طرفي بنا به مشكلاتي كه برايم به وجود آمده و اينكه كاملا از دنيا سير بيزار هستم اين سوالات در ذهنم بيشتر شده و اصلا نميدانم چطور بايد زندگي كنم زندگي خيلي برايم سخت شده همش ميگويم همش ميخوريم ميخوابيم كار ميكنيم درس ميخوانيم كه چه نميدانم خيلي سردرگم هستم و نه از بابت سختي ها از اين بابت كه مفاهيم را قاطي كرده ام بين عقل و اعتقاد نميدانم چطور بايد تشخيص دهم فكر ميكنم هر كاري ميكنم اشتباه است و هزار فكر و وسواس ديگر به اين جهت رو به قرآن آورده ام و با توجه كامل به معني اين عزيز را ميخوانم حال كه به آيه 29 سوره بقره رسيده ام كه ميفرمايد:
    اوست آنچه در زمين است جملگي را براي شما آفريد سپس به آسمان پرداخت و آنها را در هفت آسمان تنظيم كرد و او به هر چيزي داناست.
    نوعي لطف در اين آيه حس ميكنم اما سوال هميشگي در ذهنم تداعي ميشود كه چرا...
    ما از خدا بوديم جدا شديم به زمين آمديم كه باز به سوي خودش برگرديم چرا؟
    با تشكر كه حوصله كرديد و اين پيام ر ا خوانديد. لطفا راهنمايي ام كنيد.

    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۸/۱۵ در ساعت ۲۰:۴۶
    غريبي گمشده در اين دنيا كه اهل زمين نيست


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    همچنانكه قران كريم تصريح فرموده است خداوند سبحان حكيم علي الاطلاق است و محال است كار بيهوده انجام دهد فلذا آفرينش نوع انسان و جهان هستي از روي حكمت خداوندي است كه با اين نظم و نظام خاص آفريده است كه حقيقتا انسان از زيبايي هاي جهان هستي متحير مي گردد ؛ ما خلق شده ايم چون بايد خلق مي شديم ، بايد خلق مي شديم تا زيبايي هاي جهان را دريابيم ، بايد خلق مي شديم تا به حقيقت هستي كه ذات خداوند سبحان است برسيم كه اگر خلق نمي شديم از اين نعمت بي بهره بوديم ، دنيا سكوي پرواز انسان به سوي ذات لايتناهي است .
    اگر كسي در اين دنيا به دنبال شناخت خداوند و شناخت حقيقت هستي باشد به يقين به پوچي نخواهد رسيد و دنيا را زيبا خواهد ديد اگر برخي دنيا را زشت مي پندارد دليلش اين است كه شناخت ندارند ، شناخت موجب مي شود حضور خداوند سبحان كه عين زيبايي و عين رحمت است را در همه جا حس كنند فلذا به هيچ عنوان از دنيا و بودن با خداوند سير نخواهند شد .
    اگر حضرت زينب (سلام الله عليها) بعد از واقعه كربلا فرمود « ما رأيت الا جميلا » چون به مرحله شناخت نائل شده بود ، چون حقيقت جهان هستي را مشاهده مي فرمود و الا واقعه كربلا به ظاهر چيزي جز كشت و كشتار و خون ريزي نبود اما اين بانوي بزرگوار فرمود من در كربلا چيزي جز زيبايي نديدم .
    وقتي علي (ع) مي فرمايد من به هر چيزي كه نگاه مي كنم اول خدا را مشاهده مي كنم بعد آن چيز را عين حقيقت است ، چون علي (ع) شناخت داشت به همين جهت حضور خداوند را در همه جا حتي پست ترين موجودات شاهد بود ، چون پست ترين موجودات نيز بهره اي از وجود دارند و وجود مقدس است .
    هر چيزي كه در اين دنيا موجود است از جنبه وجود بودنش مقدس است زيرا منتسب به وجود صرف خداوند سبحان مي باشد و ... حال با اين همه زيبايي كه در عالم وجود دارد چگونه مي توان از اين عالم سير شد !
    معرفت از دو راه حاصل مي شود :
    الف: يا از طريق تحصيل جدي و عميق معارف الهي بالاخص حكمت .
    ب : از طريق شهود عرفاني .
    اگر انسان به معرفت و شناخت نرسد زيبايي هاي جهان را نخواهد ديد . انشاء با جهد علمي و تلاش معنوي به اين مرحله خواهيم رسيد .

    در رابطه با هدف خلقت لطفا به تاپيك زير مراجعه بفرماييد :

    خداوند با چه هدفي انسان را خلق كرد؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    جمع بندي:

    پرسش:

    چرا خلق شده ايم ؟ اين همه نظم و ترتيب و اين دنيا براي چه آفريده شده است
    ما از خدا بوديم جدا شديم به زمين آمديم كه باز به سوي خودش برگرديم چرا؟
    با توجه به مشكلاتي كه در زندگي انسان ها وجود دارد ، حقيقتا از بودنم در اين دنيا سير و بيزار مي شوم ، خلق شديم كه چه بكنيم بخورم و بخوابيم و درس بخوانيم بالاخره چرا خلق شديم؟

    پاسخ:


    همچنانكه قران كريم تصريح فرموده است خداوند سبحان حكيم علي الاطلاق است و محال است كار بيهوده انجام دهد فلذا آفرينش نوع انسان و جهان هستي از روي حكمت خداوندي است كه با اين نظم و نظام خاص آفريده است كه حقيقتا انسان از زيبايي هاي جهان هستي متحير مي گردد ؛ ما خلق شده ايم چون بايد خلق مي شديم ، بايد خلق مي شديم تا زيبايي هاي جهان را دريابيم ، بايد خلق مي شديم تا به حقيقت هستي كه ذات خداوند سبحان است برسيم كه اگر خلق نمي شديم از اين نعمت بي بهره بوديم ، دنيا سكوي پرواز انسان به سوي ذات لايتناهي است .
    اگر كسي در اين دنيا به دنبال شناخت خداوند و شناخت حقيقت هستي باشد به يقين به پوچي نخواهد رسيد و دنيا را زيبا خواهد ديد اگر برخي دنيا را زشت مي پندارد دليلش اين است كه شناخت ندارند ، شناخت موجب مي شود حضور خداوند سبحان كه عين زيبايي و عين رحمت است را در همه جا حس كنند فلذا به هيچ عنوان از دنيا و بودن با خداوند سير نخواهند شد .
    اگر حضرت زينب (سلام الله عليها) بعد از واقعه كربلا فرمود « ما رأيت الا جميلا » چون به مرحله شناخت نائل شده بود ، چون حقيقت جهان هستي را مشاهده مي فرمود و الا واقعه كربلا به ظاهر چيزي جز كشت و كشتار و خون ريزي نبود اما اين بانوي بزرگوار فرمود من در كربلا چيزي جز زيبايي نديدم .
    وقتي علي (ع) مي فرمايد من به هر چيزي كه نگاه مي كنم اول خدا را مشاهده مي كنم بعد آن چيز را عين حقيقت است ، چون علي (ع) شناخت داشت به همين جهت حضور خداوند را در همه جا حتي پست ترين موجودات شاهد بود ، چون پست ترين موجودات نيز بهره اي از وجود دارند و وجود مقدس است .
    هر چيزي كه در اين دنيا موجود است از جنبه وجود بودنش مقدس است زيرا منتسب به وجود صرف خداوند سبحان مي باشد و ... حال با اين همه زيبايي كه در عالم وجود دارد چگونه مي توان از اين عالم سير شد !
    معرفت از دو راه حاصل مي شود :
    الف: يا از طريق تحصيل جدي و عميق معارف الهي بالاخص حكمت .
    ب : از طريق شهود عرفاني .
    اگر انسان به معرفت و شناخت نرسد زيبايي هاي جهان را نخواهد ديد . انشاء الله با جهد علمي و تلاش معنوي به اين مرحله خواهيم رسيد .
    اما در رابطه با هدف از خلقت و آفرينش عرض مي شود:
    وقتي گفته مي شود هدف خدا از آفرينش عالم يا انسان چيست؟ دو معني ممكن است داشته باشد:

    1. اين كه خدا به عنوان خالق و فاعل عالم چه هدفي از خلقت خود داشته است ؟ يعني هدف خودش از آفرينش چه بود؟

    2. اين كه خدا چه هدفي را براي موجودات قرار داده است ؟ يعني غايت مخلوقات چيست؟

    براي اين كه جواب سؤال اول مشخص شود به خودمان رجوع مي كنيم. ما انسان ها قوّه خيال و تعقل داريم؛ قوّه شنوايي و بينايي داريم، حتي كمال جويي و آگاهي جويي داريم؛ و ... اينها كمالات ذاتي ماست اگر اين قوا نباشند موجودي بنام انسان نيز نخواهد بود. اگر كسي از ما بپرسد كه شما چرا مي بينيد يا مي شنويد؟ چه جوابي مي دهيم؟ جواب مي دهيم كه: مي شنوم و مي بينيم چون انسانم و قوّه شنوايي و بينايي دارم. ــ توجه : داشتن چشم و گوش برای دیدن کافی نیست. برای دیدن وشنیدن نیاز به قوّه ی بینایی و شنوایی هست که قوایی روحی هستند برای همین است که انسان در حالت خواب بدون چشم وگوش نیز می بیند و می شنود ـــ به همين صورت ما تخيّل مي كنيم، تعقّل مي كنيم و در پي آگاهي هستيم، چون انسانيم و اينها از ذاتيّات انسان است. موجودي كه قوّه شنوايي و بينايي ــ نه چشم و گوش ــ و تعقّل و تخيّل و علم جويي و كمال جويي ندارد يقينا انسان نيست؛ چون فاقد کمالات اولیه انسانی است .چنین موجودی اگر زنده باشد و از نظر ظاهری شبیه انسان باشد تنها یک شبه انسان است . مثل این است که میمونی را با جراحی پلاستیک شبیه انسان کنند .

    خدا جامع جميع كمالات وجودیست؛ خلق مي كند چون خالق است رزق مي دهد چون رازق است ؛ زنده می کند حی ّ و محیی است و ... اگر خدا خلق نمي كرد خدا نبود؛ چون اگر خلق نمي كرد خالق نبود؛ و اگر خالق نبود فاقد اين صفت كمالي بود؛ و اگر فاقد يكي از كمالات بود ناقص بود و اگر ناقص بود واجب الوجود نبود و موجودي كه واجب الوجود نيست خدا نيست. پس خدا مي آفريند چون آفريدن كمال اوست. اگر ما تخيّل نمي كرديم پس قوّه خيال نداشتيم اگر تعقّل نمي كرديم پس عقّل نداشتيم؛ اگر اختیار نمی کردیم مختار نبودیم ــ توجه: از نظر فلسفی عقل، عین تعقل و تعقل عین معقول بالذات است کما اینکه قوه خیال متحد با تخیل و متخیّل است و اختیار عین مختار و عین مورد اختیار است.

    اگر چه در نگاه عرفی اینها جدا از هم به نظر می رسند . چون اینها مجردند ؛ و صفت و فعل مجرد – بوجهی - عین اوست ــــ آيا بنّايي كه هيچ بنايي نساخته و نقّاشي كه هيچ نقشي نكشيده است معني دارد. خدايي كه خالق نباشد يك موجود توهمّي است كه اسمش را خدا گذاشته ايم. لذا معني ندارد كه بگوييم خدا ما را نمي آفريد . معني ندارد كه بگوييم خدا اگر مي خواست ما را نمي آفريد. خدا نه تنها ذاتش واجب الوجود است اراده و علم و اختيارش هم واجب الوجود است. عبارت «اگر مي خواست» يعني «ممكن بود» و« امكان » در مقابل « وجوب» است اگر گفته شود كه: «براي خدا ممكن بود كه ما را نيافريند» معنايش اين است كه در اراده و علم و اختيار خدا امكان راه دارد. در حالي در ساحت واجب الوجود امكان راه ندارد. چون از امكان صفات امكان ذات لازم مي آيد. و امكان وجود با وجوب وجود بالذات سازگار نيست.

    بنابراين تمام موجودات ظهور اسماء خدا هستند. ظهور كمالات اويند، ظهور علم و اراده و اختيار اويند. بنابراين خدا از آفرينش، هدفي جز خود نداشت. آفريد چون آفرينندگي كمال است. آفريد چون خداست اگر آفرينش نبود پس خدايي نبود اگر معلول نباشد يقينا علّت تامّه آن هم نخواهد بود.

    وقتي مي گوييم خدا آفريد به اين معني نيست كه مخلوقات در عرض خدا وجود دارند. آفرينش خدا مثل كار نجّار و بنّا و نقّاش و امثال آنها نيست. آفرينش خدا مثل آفرينش قوّه خيال ماست با اين تفاوت كه خدا واجب الوجود است ولي قوّه خيال ممكن الوجود است. همان طور كه قوّه خيال ما صور خيالي را به محض اراده كردن ظاهر مي كند خدا نيز به محض اراده كردن، موجودات را ظاهر مي كند. صور خيالي از عدم نمي آيند، بلكه كمالات خود قوّه خيالند كه ظهور مي يابند. مخلوقات نيز ظهور كمالات واسماء خدا هستند. صور خيالي جدا از قوّه خيال نيستند ؛ مخلوقات هم جدا از خدا معني ندارند. صور خيالي جدا از قوّه خيال نيستند ولي عين او يا جزء او هم نيستند. مخلوقات هم خدا نيستند ولي عين او يا جز او هم نيستند.



    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 116
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۷, ۱۸:۳۱
  2. جن و فرشته چه تفاوتهايي دارند ؟
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۱, ۱۷:۰۶
  3. زيبايي و اصل و نصب بدون اخلاق ارزش ندارد!
    توسط غريب در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۰, ۲۰:۱۵
  4. گفتگوبين صدف وعروس دريايي
    توسط نجم الثاقب در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۰۸:۳۲
  5. بررسي روايي مساله فتنه و امتحان الهي
    توسط theological در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود