جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩




    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩آیا از مرگ می ترسی؟۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

    امام جواد علیه السلام به عیادت یكی از اصحابش كه بیمار شده بود رفت در حالیکه آن شخص گریه می‎كرد و در مورد مرگ بی‎تابی می‎نمود.
    حضرت به او فرمود:

    «ای بنده خدا! آیا از مرگ می‎ترسی؟»
    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    دلیل آن این است كه نمی‎دانی ماهیت مرگ چیست؟
    آیا اگر پلیدی ها تو را فرا گیرد و موجب ناراحتی تو گردد و جراحات و زخم‎های پوستی در بدن تو پدید آید و بدانی كه غسل كردن و شستشو در حمام، همه این زخم‎ها را از بین می‎برد،
    آیا نمی‎خواهی كه وارد حمام شوی و بدنت را شستشو نمایی و از زخم‎ها و آلودگی‎ها پاك گردی؟
    و یا میل نداری به حمام بروی و با همان آلودگی و زخم‎ها باقی بمانی!

    بیمار عرض كرد:
    البته دوست دارم در این صورت به حمام بروم و بدنم را بشویم.

    امام جواد علیه السلام فرمود:
    مرگ (برای مؤمن) همان حمام است و آن آخرین پاكسازی از آلودگی گناهان و شستشوی ناپاكی‎ها است. بنابراین وقتی كه به سوی مرگ رفتی و از این مرحله گذشتی، در حقیقت از همه اندوه و امور رنج آور رهیده‎ای و به سوی خوشحالی و شادی روی آورده‎ای»
    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    بیمار از فرموده‎های امام جواد علیه السلام قلبی آرام پیدا كرد و خاطرش آسوده شد و عافیت و نشاط پیدا كرد و با آرامش استوار دلهره و نگرانی‎اش از بین رفت.
    آری وقتی كه انسان از نظر فكری، روحی، روانی و با پشتوانه ایمان و عمل صالح، خود را آماده سفر آخرت كند،
    ترس را هنگام مرگ به خود راه نمی‎دهد و در می‎یابد كه در حقیقت با این سفر، به سوی نجات و رهایی از رنج‎ها،
    و روی آوردن به شادی‎ها انتقال پیدا خواهد كرد.
    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    منبع: معانی الاخبار، ص 290 .

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩یگانگی و درك خداوند سبحان۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله جعفر، معروف به ابوهاشم جعفری نوه پنجم جعفر بن ابی طالب معروف به جعفر طیار،
    از اصحاب بزرگ، چهار امام است .
    وی محضر امام رضا، امام جواد، امام هادی و امام حسن عسكری علیهم السلام را درك كرد و به حضور مقدس امام زمان (عج) نیز نایل شد .
    ابوهاشم می‎گوید: به امام جواد علیه السلام عرض كردم: خداوند می‎فرماید:
    " قل هو الله احد "؛
    احد به چه معناست؟
    حضرت فرمود:
    احد یعنی كسی كه همه صفات وحدانیت در او جمع است .
    حضرت ادامه داد:
    " آیا آیه دیگر قرآن را شنیده‎ای كه خداوند می‎فرماید:
    اگر از این كافران مشرك بپرسی آسمان‎ها و زمین را چه كسی آفریده است؟
    و خورشید و ماه در تسخیر كیست؟
    به یقین آنان می‎گویند،
    خدا ."
    آیا پس از این نیز می‎توان شریكی برای خداوند تصور كرد؟
    ابوهاشم نقل می‎كند از حضرت پرسیدم:
    معنای آیه دیگر قرآن كه او را هیچ چشمی درك نمی‎كند و حال آن كه او بینندگان را مشاهده می‎كند، چیست؟
    امام جواد علیه السلام فرمود:
    ای ابوهاشم، دقیق‎تر از ادراك چشم‎ها، ادراك دل‎هاست .
    در حال حاضر تو می‎توانی در خاطر و ذهن خود
    "سند" و "هند"
    و شهرهای دیگر را كه نرفته‎ای مجسم كنی در حالی كه مشاهده آنها با چشم برای تو مقدور نیست .
    خداوند را با چشم دل‎ها نمی‎توان درك كرد تا چه رسد به درك و مشاهده آن با چشم (سر).

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩

    منبع:
    اصول كافی، ج 1 ،ص 98/ کتاب الامام الجواد علیه السلام من المهد الی اللحد، ص172/ الاحتجاج ، ج 2، ص 238

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    طواف به نیابت مادرم فاطمه علیهاالسلام

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    علی بن مهزیار از موسی بن قاسم نقل کرده است که به ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) عرض کردم: من تصمیم داشتم به نیابت از شما و پدر بزرگوارتان طواف به جا آورم. عده‎ای گفتند: از جانب اوصیاء نمی‎توان طواف کرد. امام فرمود: هر چه توان داری برای ما طواف به جا آور که جایز است.
    بعد از سه سال باز به خدمت حضرت رسیدم و عرض کردم: من در گذشته برای طواف از جانب شما و پدرتان اذن خواستم، شما هم اذن فرمودید و من نیز این کار را انجام دادم، اما بعد از آن مطلبی به دلم افتاد و بدان عمل کردم، حضرت فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی به نیابت رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کردم، امام سه بار فرمود: درود خدا بر رسولش باد.
    (خدمت حضرت ادامه دادم) روز دوم از طرف امیرمؤمنان، روز سوم از طرف امام حسن، روز چهارم از طرف امام حسین، روز پنجم از طرف حضرت علی بن الحسین، روز ششم از طرف امام محمد باقر، روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، روز هشتم از جانب پدرتان، موسی بن جعفر، روز نهم از طرف پدرتان، علی بن موسی علیهم السلام و روز دهم از طرف شما طواف به جا آوردم، و اینانند کسانی که ولایتشان دین من است.
    امام جواد علیه السلام فرمود: در این صورت به خدا سوگند! تو متدین به دینی هستی که خداوند از بندگانش جز آن را نمی‎پذیرد.
    به حضرت عرض کردم: گاه می‎شود به نیابت از مادرتان حضرت فاطمه علیهاالسلام طواف می‎کنم، حضرت فرمود: این کار را زیاد انجام بده، این بهترین کاری است که انجام می‎دهی.

    منبع:
    فروع کافی، ج 4، ص 314.


    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    ماجرای باز ابلق

    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩
    بازِ ابلق(1)

    متن تاریخى مى‏گوید: «چون مأمون، بعد از شهادت امام رضا علیه السلام، مورد طعن و اتهام مردم قرار گرفت، خواست خود را از آن اتهام تبرئه كند. پس زمانى كه از خراسان به بغداد آمد به امام جواد علیه السلام نامه نوشت و تقاضا كرد آن حضرت با احترام و اكرام به بغداد بیاید. پس هنگامى كه امام به بغداد آمد، اتّفاقاً! مأمون قبل از دیدار امام براى شكار بیرون رفت. در راه بازگشت به شهر ...»(2)
    این رویداد، یك سال بعد از شهادت امام رضا علیه السلام بوده است،(3) در ادامه متن (كه از ابن شهر آشوب است) مى‏خوانیم: «در راه بازگشت به شهر، گذار او بر ابن الرّضا(4) «امام جواد علیه‎السلام» افتاد كه در میان كودكان بود، تمامى كودكان از سر راه گریختند جز او. مأمون گفت او را نزد من بیاورید.
    پس به او گفت: چرا تو مانند كودكان دیگر فرار نكردى؟
    امام: نه گناهى داشتم تا از ترس آن بگریزم، و نه راه تنگ بود تا براى تو راه بگشایم. از هر جا مى‏خواهى عبور كن.
    مأمون: تو چه كسى باشى؟
    امام: من محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب (علیهم السلام) هستم.
    مأمون: از علوم چه مى‏دانى؟
    امام: اخبار آسمان‏ها را از من بپرس.
    مأمون در این هنگام، در حالى كه یك بازِ ابلق «سفید و سیاه» براى شكار در دست داشت از امام جدا شد و رفت. چون از امام دور شد، باز، به جنبش افتاد، مأمون به این سوى و آن سوى نگریست، شكارى ندید، ولى باز همچنان درصدد درآمدن از دست او بود، پس مأمون آن را رها ساخت. باز به طرف آسمان پرید تا آن كه ساعتى از دیدگان پنهان شد و سپس در حالى كه مارى شكار كرده بود بازگشت، مأمون آن مار را در جعبه مخصوص قرار داد، و رو به اطرافیانش گفت: امروز مرگ این كودك به دست من فرا رسیده است.(5)
    سپس بازگشت و ابن الرّضا (علیه السلام) را در میان كودكان دید، به او گفت: از اخبار آسمان‏ها چه مى‏دانى؟
    امام فرمود: پدرم از پدرانش از پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) و او از جبرئیل و جبرئیل از خداى جهانیان، مرا حدیث كرد كه بین آسمان و فضا، دریائى است خروشان با امواج متلاطم، در آن دریا مارهایى هست كه شكمشان سبز رنگ و پشتشان، خالدار است. پادشاهان با بازهاى ابلق آنها را شكار مى‏كنند و علما را بدان مى‏آزمایند.
    مأمون گفت: «راست گفتى تو و پدرت و جدّت و خدایت راست گفتند. پس او را بر مركب سوار كرد و با خود برد، سپس ام الفضل را به ازدواج او درآورد.» در جاى دیگر قسمت آخر ماجرا بدین صورت آمده است: «... با آن مارها فرزندان خانواده محمد مصطفى (صلّى الله علیه و آله) آزمایش مى‏شوند. پس مأمون شگفت زده شد و مدتی طولانی به او نگریست و تصمیم گرفت دخترش ام‏الفضل را به او تزویج كند.»(6) با عبارات دیگرى نیز این نقل آمده است.


    پی نوشت ها

    1- باز یا قوش، پرنده‏اى قوى پنجه كه پرندگان دیگر را شكار مى‏كند و در قدیم، امرا و سلاطین براى شكار آن را تربیت مى‏كردند.
    2- جلأ العیون، ج 3، ص 106.
    3- بحارالانوار، ج 50، ص 91 از كشف الغمّه.
    4- عمر آن حضرت در آن هنگام در حدود یازده سال بوده است - بحارالانوار، ج 50، ص 91.
    5- در منابع دیگر، این جمله نیامده است.
    6- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 389-388/ بحارالانوار، ج 50، ص 56 و .92 همچنین این ماجرا با كمى اختلاف در كتاب الامام الجواد - محمد على دخیل، ص 74 به نقل از اخبار الدّول ص 116، آمده است، نیز، به كتب زیر مراجعه شود: كشف الغمّه، ج 3، ص 134 به نقل از ابن طلحه و در ص 135، به نقل از كتابى كه در زمان نگارش نام آن فراموشش شده، جلأ العیون، ج 3، ص 107/ الصواعق المحرقه، ص 204/ نور الابصار، ص 161/ الصّراط المستقیم، ج 2، ص 202/ ینابیع المودّة، ص 365 و الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 170-168.


    منبع:
    نگاهى به زندگانى سیاسى‏ امام جواد علیه السلام، علامه جعفر مرتضی عاملی، ترجمه سیدمحمد حسینی.



    ۩^^❀^^۩ داستان هایی از زندگی امام جواد (ع)۩^^❀^^۩


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود