صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قیام مختارو شخصیت او

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انتقام خونین یا خروج مختار !




    به نام خداوند یکتا
    "بکشید در راه خدا همچنانکه از شما می کشند و تجاوز نکنید " سوره بقره آیه 186
    در مورد مختار اخبار و انتشارات ضد و نقیض فراوانی به چشم می خورد .در واقع باید به تاریخ و زمان آن توجه داشت که در چه مورد و مکانی گفته شده است . اغلب روایاتی که در مذمت مختار نقل شده زمان تقیه بوده است و حال آن که در اوقات دیگر ائمه اطهار (ع ) از اعمال مختار به نیکی یاد کرده و او را ستو ده اند.
    این بحث برای این است تا ذهنمان روشن تر شود که از مدارک صحیح و غیر صحیح استفاده منفی نکنیم . برای اثبات این مطلب به بررسی نمونه هائی از این روایات می پردازیم که لازم به تعمق و تفکر بیشتر است.می دانیم که در هر زمان و مکانی تاریخ نویسان مغرض و خود فروش و جود دارند. وجدان وشرف خود را بباد فراموشی سپرده و وابستگی خود را به حکومتهای مادی معاصر اعلام می دارند . در مدح و ثنای آنان نوشته جات مبتذل و مسموم و در عین حال تحریک کننده و عوام فریب به خورد ملت می دهند.
    تاریخ نشان می دهد در زمان معاویه و جانشیان خائن او از این تیپ افراد بوقلمون صفت که برای امور دنیوی خود را بهر شکل و شمایلی در می آورند و در دامن ظلم و جابری ماوا می گیرند -بسیار وجود داشته - که از آن جمله ابوهریره را می توان نام برد.
    قیام مختار یک جنبش سیاسی است که با گرایش مذهبی توام بوده و از این لحاظ پایه حکومت بنی امیه را لرزان ساخت و بعد از این جریانات بود که دولت اموی در جعل روایات و اخبار برای خوار نشان دادن نهضت مختار دست به هر کوششی زد . از نویسندگان ماهر و چیره دست بهره گرفت و از روایاتی دروغین استفاده نمود. اخبار مسمومی تحت گفتار ائمه دین نشر داد تا قلوب مردم را نسبت به رهبر مجاهدین منزجر و متنفر گرداند !
    اما واقع بینان هرگز تن به قبول چنین روایاتی نمی دهند . باید آگاه بود و اخبار فرمایشی را از دیگر روایات تفکیک نمود . چه بهتر که واقع بین باشیم !
    چند روایتی در ذم مختار می بینیم که فی المثل حضرت سجاد (ع ) هدایای مختار را قبول نکردند و فرستادگان وی را نپذیرفتند یا در جایی دیگر مشاهده می کنیم که آن حضرت در ملاء عام مختار را دروغگو خوانده و بر او لعنت فرستادند و دیگر روایاتی که در این باره منتشر شده است .
    بیان حقیقت :
    در زمانیکه جوشش خونبهای شهدای کربلا هنوز در خاطره ها باقیست و قلوب مومنین و مسلمین - حتی به جرات می توان اظهار کرد افراد غیر مسلمان از آن فاجعه دردناک التیام نیافته - حضرت صلاح بر این دیدند برای رهائی مردم از چنگال خونین بنی امیه و عمال سرسپرده آنان تقیه کنند. از این جهت است که می بینیم در زمان حکومت خفقان آور که جاسوسان و افراد به اصطلاح امنیتی تمام حرکات و سکنات مردم مدینه مخصوصا اهل بیت (ع ) را زیر نظر داشتند و کوچکترین حرکت غیر عادی را گزارش می دادند و اختناق بیش از پیش بر مدینه حکمفرما بود و هیچکس را یارای اعتراض نبود و چنین است که صلاح نبود امام (ع) از مختار که بر علیه این حکومت دست به اقدام زده تعریف و تمجید کنند تا مردم از ایشان پیروی نموده و باز برخوردی ناگوار با دژخیمان پیش آید چون به هیچ عنوان موقعیت چنین مخالفتی نبود.
    در جائی دیگر می بینیم حضرت سجاد (ع ) هنگام صرف غدا بودند که سر عبیدالله زیاد به محضر ایشان از جانب مختار آورده شد. امام (ع ) دست از غذا خوردن کشیدند و پس از سجده شکر و یادآوری ورود اسراء به فصر حکومتی عبیدالله که در حال خوردن غذا بود - فرمودند : " شکر خدای را که انتقام ما را از دشمنان اهل بیت گرفت .خداوند به مختار جزای خیر عنایت فرماید".
    امام (ع ) در منزل خود که هالی از اغیار است چنین می فرماید - سپس میوه بین قسمتی از اهالی مدینه تقسیم نموده و دستور می فرماید که تمام بنی هاشم از عزا درآیند. پس اثبات تقیه حضرت سجاد (ع ) از روایت اخیر کاملا درک می شود.....
    دیگر زمان آن رسیده به خود بیائیم و از رویه بزرگانمان درس عبرت گیریم. آن زمان گذشت که اسلام را وارونه جلوه می دادند و ما را با تحریف در مبانی اسلام و قرآن می فریفتند و دین پر قدرت و اساسی مان را بنحو دیگری در افکارمان جای می دادند تا خود بهره برداری کنند.
    اما در خبر دیگر یکی از اعوان حضرت باقر (ع ) نقل می کند در محضر حضرت بودیم - شخصی وارد شد نزد حضرت رفت و خواست دست امام (ع) را ببوسد که حضرت مانع شدند. از او راجع به اصل و نسبش سوال کردند .عرض کرد فرزند مختار ثقفی ام . حضرت دست او را گرفته چنان پیش کشیدند که احساس شد امام (ع) می خواهند او را در آغوش کشند. فرزند مختار چون این لطف را دید از حضرت در باره گفته هائی که مردم راجع به پدرش می گویند پرسید. حضرت در پاسخ چنین فرمودند : " مردم مدعیند که پدرت دروغگو بوده ! پدرم فرمود بخدا قسم مهریه همسرم را از اموالی که مختار هدیه کرده بود پرداخته - خانه های بنی هاشم را مرمت نموده - (مختار)قاتلان اهل بیت را کشته و انتقام ما بدست او از دشمنانمان گرفته شد. خداوند او را قرین رحمتش فرماید."
    در تائید روایت بالا به این خبر بر می خوریم از قول حضرت امام محمد باقر (ع ) که می فرمایند : " از مختار بدگوئی نکنید زیرا انتقام مااز قاتلان کربلا بدست او گرفته شد. با کمک مادی خود باعث شد زنان و مردان بدون همسر ما ازدواج کنند و ما را کمکهای مادی شایانی نمود ." ( بحار الانوار جلد 45)
    این اخبار چه می گویند؟
    آیا غیر از این است که در هر زمان از مختار تعریف شده مگر در مواقعی استثنائی که آنهم از برای تقیه بوده؟ آیا این اخبار که از مختار جانبداری می کنند نشاندهنده این نیست که اخبار دوم در زمان های استثنائی بوده؟
    با دروغ سازی چه می خواهند بگویند؟ با عوام فریبی چه نظری دارند ؟ با ریاکاری و حقه بازی چه را می رسانند؟ و با اسلام کشی چه منظور؟ آیا غیر از این است که می خواهند دین تحریف شده به خوردمان دهند؟ مسلما غیر از این نیست !
    آیا این اخبار بیان کننده دروغ و افترابودن یکسری از انتشارات مسموم نیست ؟! آیا این روایات نمی گوید که بسیاری از اخبار ذم در باره مختار فرمایشی بوده و بوسیله سرسپردگان کاخهای بنی امیه جهت پرده پوشی قیام آزادی خواهانه رهبری مجاهد نقل شده است ؟!
    این انتشارات نشان دهنده روح بزرگ و پر قدرت مختار و بیان کننده ثمرات جنبش اوست . این روایات خدمات شایان مختار به دین و توده مسلمین می رساند. این قیام پر جوش و خروش مختار است که نمایان کننده ابراز تنفر و انزجار خلق نسبت به عیاشان و ظالمان قصرهای بظاهر باشکوه بنی امیه است .
    قضاوت بزرگان ما
    رجال شیعه در باره مختار نظریات خاصی دارند . علامه مجلسی در اینباره سکوت اختیار کرده و می گوید این طور که از شواهد بر می آید شامل مغفرت قرار گرفته و بزرگان شیعه او را ستو ده اند.
    علامه امینی فقید می فرماید: از زیارتی که شهید اول برای مختار نقل نموده چنین استنباط میشود که قبر مختار در اعصار گذشته زیارتگاه شیعیان بوده است.
    در پایان از دانشمند لبنانی جواد مغینه یاد می کنیم که با علامه مجلسی همداستان است و اضافه می کند : ما از خلوص نیتمختار اطلاعی نداریم و در این مورد به خدا واگذار می کنیم. اگر قصد او تصاحب مقام خلافت بوده که عملش خداپسند است و باعث شده که انتقامی ولو کوچک از مسببین حادثه عاشورا گرفته شود و اگر کار او جنبه معنوی داشته و از برای رضای خدا چه بهتر .( انسان مافوق ص 265).
    نتیجه :
    هر چند ما کوتاه نظری کنیم و شخصیت بارز مختار را در پرده ابهام فرو بریم هرگز نمی توانیم کتمان کنیم که مختار مرهمی بر زخمهای دل شیعیان تا روز قیام حضرت مهدی (عج) گذارد ولی کجا این زخمها التیام می یابد؟
    هر چند مختار موجب شادی اهل بیت (ع ) و شیعیان شد اما نمی توان با یاد آوری این مبارزه - فاجعه عاشورا را از یاد برد و آنرا بدست فراموشی سپرد.
    آنروز که مزدوران بنی امیه مبارزین از جان گذشته را بشهادت رساندند آیا از خاطر می رود؟
    آنروز مجاهد سیزده ساله اسلام قاسم بن الحسن (ع) جان با راه حق و آزادی مسلمانان داد و ندای حق از زبانش جدا نشد. آنروز که جانباز پیر حبیب بن مظاهر بیاری رهبر مجاهدش شتافت. آنروز که شجاعانی چون جوانان بنی هاشم و یاران وفادار حضرت امام حسین (ع ) شربت شهادت نوشیدند و از همه مهمتر آن روز که رهبر و پیشوای نهضت پرشور عاشورا جان بر کف آماده نبرد شد و ندای " هیهات من الذله " او از هر سو بلند بود و سرانجام در این راه همه چیز خود را فدا کرد و سیدالشهداء لقب یافت و آنروز که جنبش های مسلمانان آغاز شد.... آیا از یاد خواهد رفت ؟!
    جوشش سرخ رنگ خونهای آزاد یخواهان کربلا هرگز آرام پذیر نیست.خورشید این قیام غروب ندارد.هرگز خاطره این رستاخیز فراموش نمیشود و تا آن روز که انتقام کبیر اهل بیت (ع ) تحت لوای حضرت ولی عصر (عج ) گرفته شود تا روزیکه پرچم جاءالحق بر کره زمین باحتزاز در نیامده تا آن ساعت که بساط ظلم و استبداد یزید و یزیدی صفتان برچیده نشده و تا آن روزیکه پرچمهای سیاه عزاداری به پرچمهای سرخ انتقام مبدل نگشته - با صدای بلند فریاد می زنیم :
    " این الطالب بدم المقتول بکربلا "
    خون شهدای دین که عطر آمیز است
    برجان ستمگران شرر انگیز است
    از نهضت مختار پس از قتل حسین
    پیداست که شمشیر عدالت تیز است.

    - بر گرفته از کتاب انتقام خونین یا خروج مختار - سید محمد علی افجه ای - انتشارات کتابفروشی اسلامی مشهد

    007


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    46
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آری ای دوست شمشیر هدالت تیز است و صبخ نزدیک است
    اللهم عجل لولیک الرفج

    به خدا سوگند نزدیکی صبح را احساس میکنم
    قمه زنى حرام و وهن به مذهب است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    10

    مختار؟؟؟




    سلام
    میشه بگید مختار کی بود خوب بود یا بد؟ شیعه بود یا نه؟ قیام صحیح بود یا نه؟ این طور انتفام گیری مورد تایید ائمه بود؟ فرقه ی کیسانیه که به ایشون منسوب هستآیا ایشون موسسش هستند یا نه؟
    طعنه و خنده به افکار و شعارم بزنید
    تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید
    در حفاظت ز امیرم خامنه ای
    می شوم میثم تمار به دارم بزنید

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط van نمایش پست
    سلام
    میشه بگید مختار کی بود خوب بود یا بد؟ شیعه بود یا نه؟ قیام صحیح بود یا نه؟ این طور انتفام گیری مورد تایید ائمه بود؟ فرقه ی کیسانیه که به ایشون منسوب هستآیا ایشون موسسش هستند یا نه؟

    مختار فرزند ابو عبید ثقفی است که از صحابه و یاران پیامبر اسلام و سرداران بنام اسلامی بوده است
    مادرش دومه دختر وهب بن عمر میباشد
    در سال اول هجرت متولد شد و هنگام رحلت پیامبر اسلام یازده ساله بود
    و به همین دلیل در شمار اصحاب و یاران رسول خدا میباشد

    البته اینم بگم که ابراهیم پسر مالک اشتر خیلی کمکش کرد و متاسفانه زیاد من ازش اسمی ندیدم

    وبارها امام سجاد و امام باقر (ع) از مختار تشکر کردن و از خونخواهی امام حسین (ع) مسرور بودن
    و امام باقر (ع) فرمود مختار را بد نگویید که او دشمنان ما را کشت و انتقام خون ما رو گرفتو در هنگام شدت احتیاج اموالی را در میان ما تقسیم کرد
    و................................................ .....


    بازم اگه سوالی بود در خدمتم
    الهی العفو...


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    676
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    76
    آپلود
    0
    گالری
    27



    خدا رحمت کند ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی را که ملعون ازل و ابد شبث ابن ربعی را به درک واصل کرد.
    برای شادی روح خودش و پدرش صلواتی هدیه بفرمایید
    ویرایش توسط mahdi : ۱۳۸۸/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۰:۱۹
    الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک

    صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک

    ام کیف اسکن فی النار و رجائی عفوک


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط van نمایش پست
    سلام
    میشه بگید مختار کی بود
    مختار بن ابى عبيده ثقفى معروف به «كيسان» از مردم طائف بوده و هنگام خلافت عمر، همراه پدر به مدينه رفت. پدرش در واقعه يوم الحجر در عراق به قتل رسيد. مختار به بنى هاشم پيوست و هنگام خلافت اميرمؤمنان على عليه السلام با آن حضرت در عراق به سر مى برد و پى از شهادت آن حضرت، در بصره سكونت جست. پس از شهادت امام حسين عليه السلام با عبيدالله بن زياد به مخالفت برخاست. ابن زياد وى را تازيانه زد و به زندان افكند. سپس ابن زياد به شفاعت عبدالله بن عمر، شوهر خواهرش، او را به طائف تبعيد كرد و چون در سال 64ق يزيد بمُرد و عبدالله بن زبير به طلب خلافت برخاست، با او بيعت كرد و در برخى جنگهاى او شركت كرد و سپس از وى اجازه گرفت كه به كوفه رود و مردم را به طاعت او بخواند. ابن زبير پذيرفت و او به كوفه رفت و در آن جا مردم را به خوانخواهى امام حسين عليه السلام فراخواند. و در سال 66ق عامل ابن زبير را از كوفه بيرون راند و از قاتلان امام حسين عليه السلام هر كه را به دست آورد، به قتل رسانيد و از كوفه تا موصل را به تصرف خود درآورد. عبيدالله زياد از شام با لشكرى مامور دفع او شد. در موصل با سپاه مختار به سركردگى ابراهيم بن مالك اشتر بجنگيدند. ابراهيم او را شكست داد و خود ابن زياد را بكشت و سرش را نزد محمّد حنفيه و امام سجاد عليه السلام به مدينه فرستاد و گويند كه آن حضرت دعايش كرد. در همين هنگام، كار عبدالله زبير در مكّه بالا گرفت و برادرش، مصعب، را به جنگ مختار فرستاد. مصعب با لشكرى گران به كوفه امد و مختار را كشت و سپاهش را تار و مار كرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط van نمایش پست
    سلام
    میشه بگید مختار کی بود خوب بود یا بد؟ شیعه بود یا نه؟ قیام صحیح بود یا نه؟ این طور انتفام گیری مورد تایید ائمه بود؟
    در مورد مختار ثقفى كه خدا او را رحمت كند آمده است:
    1 - امام صادق عليه السلام فرمود: آن كس كه با زبانش ما را بر ضد دشمنانمان كمك كند، خداوند در روز محشر، در محضر خود، او را با حجت خويش به سخن خواهد آورد.(1) و يقينا مختار از مصاديق اين روايت است.
    2 - امام حسين عليه السلام در دعايى عرضه داشت: پروردگارا، آن جوان ثقفى را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما كسى را باقى نگذارد... انتقام مرا و دوستان و خاندان و شيعيانم را از اينان بگيرد...(2)
    از اين روايت تا حدودى مى‏توان تأييد مختار را به دست آورد.
    3 - هنگامى كه مختار، سر بريده ابن زياد و عمر سعد را نزد امام سجاد عليه السلام فرستاد، حضرتش به سجده افتاد. در سجده بعد از شكر خداوند فرمود خدا به مختار پاداش و جزاى خير عنايت فرمايد.(3)
    4 - امام باقر عليه السلام فرمود: به مختار ناسزا مگوئيد، زيرا همو بود كه قاتلان شهداى ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت و بيوه زنان ما را شوهر داد و در تنگدستى به ما كمك مالى كرد.(4)
    اين روايات بر درستى و راستى شخصيت مختار و صحت قيام وى دلالت دارد.

    1 - شيخ صدوق، امالي، مجلس چهارم، ح‏7 و 8، ص 46.
    2 - بحارالانوار، ج‏45، ص 10.
    3 - بحارالانوار، ج 45، ص 344 و 351.
    4 - بحار الانوار، ج 45، ص 343.
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۸:۵۶ دلیل: ترکیب


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط کلات نمایش پست
    3 - هنگامى كه مختار، سر بريده ابن زياد و عمر سعد را نزد امام سجاد عليه السلام فرستاد، حضرتش به سجده افتاد. در سجده بعد از شكر خداوند فرمود خدا به مختار پاداش و جزاى خير عنايت فرمايد.(3)
    اين روايات بر درستى و راستى شخصيت مختار و صحت قيام وى دلالت دارد.

    1 - شيخ صدوق، امالي، مجلس چهارم، ح‏7 و 8، ص 46.
    2 - بحارالانوار، ج‏45، ص 10.
    3 - بحارالانوار، ج 45، ص 344 و 351.
    4 - بحار الانوار، ج 45، ص 343.

    با سلام خدمت مدیر محترم

    با توجه به مطالعاتی که من داشتم مختار سر این ملعون ها رو به محمد حنفیه((معروف به مهدی و از فرزندان حضرت علی(ع))) داد و سپس او نیز به امام سجاد رساند

    که در آن لحظه امام در حال غذا خوردن بودند که از دیدن این صحنه خیلی خوشحال شدندو.....سجده شکر به جا اوردن و سپس

    فرمودند:خدا را شکر میکنم که انتقام خون مرا گرفت خداوند به مختار پاداش نیکی بده که

    چون مرا بر ابن زیاد وارد کردند مشغول غذا بود و سر پدرم را در پیش رویش گذاشته بود .

    در انجا از خدا خواستم که مرا نمیراند تا انکه سر ابن زیاد را در کنار سفره ام ببینم خدا را حمد میکنم که دعایم را مستجاب گردانید .......................

    راستی در مورد همین من یه سوالی برام پیش اومده ؟؟؟
    چرا مختار در تمام کارهایی که خواست انجام بده از محمد حنفیه اجازه میگرفت؟؟؟؟؟

    مگه ولایت با امام سجاد نبود؟؟؟

    من خیلی برام سخت بود که چرا مختار با محمد حنفیه مثل یک امام برخورد میکردن اما با امام سجاد(ع)(که انشالله فداشون بشم چقدر دوسشون دارم. با اون صحیفه دلمو زنده نگه داشته...).............؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟
    ؟؟
    ؟
    ممنون میشم از جوابتون یا علی(ع)
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۸/۱۰/۰۶ در ساعت ۰۴:۰۵ دلیل: یی
    الهی العفو...


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    159
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نگاهي به قيام «مختار» و نقش ايرانيان در اين قيام
    مختار ، فرزند ابو عبيده ي ثقفي (از سرداران عرب) است، پدر او در جنگ قادسيه از سران لشكر اسلام بود ، و به شهادت رسيد .
    مختار همواره دشمني خود را با امويان ، اضهار مي داشت و در ماجراي كربلا ، در زندان دشمنان به سر مي برد . (5)
    دشمنان و شايعه سازان و مزدوران بني اميه، براي خنثي سازي علل قيام مختار، تهمتهاي بسيار به او زدند، گاهي گفتند: او ادعاي پيامبري مي كند، زماني او را پيرو مذهب كيساني خواندند و گاهي شايع كردند كه امامان اهلبيت عليهم السلام به قيام او راضي نبودند، بلكه او را از قيام نهي كردند و ...
    ولي حقيقت اين است كه در درگيريها و جنگها، مردان خدا مورد اتهامات بسيار قرار مي گيرند، و چنين اتهاماتي اعتبار ندارد، و مختار اميري شجاع، و مسلماني شيعه ي اعتقادي بود، و به خونخواهي از خون شهداي كربلا برخاست، و در اين راه، ثابت و استوار ماند تا به شهادت رسيد.
    او روز چهاردهم ربيع الاول سال 66 هجري قيام و شورش خود را در كوفه، آغاز كرد، عبدالله بن مطيع را كه از طرف عبدالله بن زبير، فرماندار كوفه بود، برانداخت و كوفه و سپس اطراف آن را به تصرف خود درآورد، حكومت او يك سال و نيم طول كشيد، و سرانجام در14 رمضان 67 ه.ق در جبهه ي جنگ با سپاه مصعب بن زبير، به شهادت رسيد، و قبرش در كنار مرقد حضرت مسلم عليه السلام در كوفه قرار دارد .
    آنچه در اينجا مورد نظر است، شركت فعال ايرانيان، در قيام مختار و شهادت بسياري از آنها است، كه به طور خلاصه ذكر مي شود:
    كوفه نزديك مدائن و شهرهاي ايران قديم بود، سپس پايتخت امام علي عليه السلام شد، از اين رو ، ايرانيان بسيار، در آن ساكن بودند، و رفت و آمد مي كردند و به عنوان «موالي و حمراء» خوانده مي شدند.
    در ماجراي كربلا، اشراف كوفه كه از اعراب بودند، جزء سپاه دشمن به شمار مي آمدند(6) و به جنگ با امام حسين عليه السلام پرداختند، اما موالي (ايرانيان) از اشراف كوفه، حمايت ننمودند، چرا كه رابطه ي معنوي خاصي با علي عليه السلام و آل علي عليه السلام داشتند، و طبعا در ماجراي كربلا، به كنار گذاشته شده بودند، و در يك موقعيتي بودند كه نتوانستند از امام حسين عليه السلام ياري نمايند، ولي هرگز متهم به قتل حسين عليه السلام نبودند.
    ولي زمينه و آمادگي آن را داشتند كه فرصتي به دست آيد، ولي حال كه از ياري امام حسين عليه السلام محروم شده اند، بتوانند بر ضد دشمنان او بجنگند، و خونخواران يزيدي را كه فاجعه ي غمبار كربلا را به وجود آوردند، نابود كنند
    .
    قيام مختار، اين فرصت را به آنها داد، مختار نيز دريافتند بود كه موالي و ايرانيان، ياران دلاور و نيكي براي قيام خود خواهند بود، بر همين اساس به آنها گفت:
    «شما از من هستيد و من از شما هستم» و اين آيه را خواند:
    نحن من المجرمين منتقمون؛ ما از مجرمان، انتقام مي گيريم. (سجده /22) (7)
    وقتي كه اشراف كوفه، با عبدالرحمن بن مخنف، براي پيكار با مختار، مشورت كردند، عبدالرحمن به آنها گفت:«اين را بدانيد كه موالي و ايرانيان مسلمان، در كنار مختار هستند، آنها شجاعت عربي و كينه ي عجمي دارند.»(8)





  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    159
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مختار، موالي و ايرانيان را به قيام دعوت كرد، آنها براي وصول به سه هدف، به قيام مختار پيوستند:
    1- نابودي حكومتهاي ستمگر اموي و زبيري .
    2- مطالبه خون حسين عليه السلام و حمايت از آل علي عليه السلام .
    3- برقراري حكومت علويان .
    تعداد موالي در سپاه مختار، بسيار بود، حتي بعضي تعداد آنها را چهل هزار نوشته اند كه غالبا ايراني بوده اند.
    مورخ معروف، دينوري مي نويسد:
    «مختار به سراغ قبيله ي همدان (تيره اي از يمن) فرستاد، و ايرانيان را هم پيش خود جمع كرد، و به آنان گفت: مي بينيد كه اين قوم (دشمنان) چه مي كنند؟ گفتند:آري.
    گفت: اين كار را فقط براي اينكه شما را برايشان مقدم داشته ام، انجام مي دهند، شما آزاده و بزرگوار باشيد، و آنان را تشويق كرد، و همه را بيرون كوفه برد و شمرد و چل هزار مرد بودند.»(9)
    و در جاي ديگر مي نويسد: «در سپاه مختار كه به فرماندهي ابراهيم بن مالك اشتر، با سپاه ابن زياد مي جنگيدند، يك كلمه سخن عربي شنيده نمي شد، و همه فارسي سخن مي گفتند.»(10)
    و در مورد ديگر مي نويسد: «اموال فراواني به عنوان كمك به قيام مختار، از عراق، جبل، اصفهان، ري ، آذربايجان و جزيره براي مختار مي رسيد و هيجده ماه بر اين منوال بود. مختار ايرانيان را به خود نزديك ساخت و براي ايشان و فرزندانشان مستمري ( حقوق ماهيانه) تعيين كرد.»(11)
    تا اينكه مي نويسد:
    «جل جند المختار حين الحرب مع الشام ابناء فرس؛ اكثر لشكر مختار را در جبهه ي جنگ با شاميان، ايرانيان تشكيل مي دادند.»(12)
    و وقتي مصعب بن زبير در مورد چگونگي ياران مختار از محمد بن اشعث پرسيد، او در پاسخ گفت: «سوگند به خدا، آنها از ترك و ديلم (مردم شمال ايران) هستند.»(13)
    قيام مختار سرانجام شكست خورد، اما در همين چند ماه حكومت (يك سال و نيم) حدود سه هزار نفر از متهمان به قتل حسين عليه السلام از جمله «عبيدالله بن زياد، عمر سعد و شمر» را كشتند.


    شهادت بسياري از ايرانيان در قيام مختار
    در اين قيام خونبار ايرانيان شهداي بسيار دادند و بسياري اسير شدند و با اينكه مصعب بن زبير به آنها امان داده بود، همه را قتل عام كرد تا آنجا كه دينوري مي نويسد: «شش هزار تن از ياران مختار كه دو هزار نفر آنها از عرب و چهار هزار نفرشان ايراني بودند، اسير شدند، مصعب گردن تمام آنها را زد.»(14)
    به اين ترتيب مي بينيم تنها در اين حادثه، چهار هزار ايراني مظلومانه به شهادت رسيده اند.
    ابن جرير طبري در تاريخ خودمي نويسد: «هشت هزار نفر از ياران مختار را اسير كردند كه از اين افراد تنها هفتصد نفر عرب بودند. بقيه همه غير عرب و ايراني بودند. مصعب فرمان اعدام آنها را صادر كرد و اين فرمان اجرا شد. او خواست عرب ها را نكشد ولي در برابر اعتراض اطرافيان آنها را نيز كشت.»(15)
    عجيب اينكه: تعصبات نژادي در اينجا نيز جلوه گر شد و موجب تحريك اعراب و جدايي آنها از مختار و در نتيجه شكست مختار گرديده است، چنانكه «يوليوس فلهوزن» خاورشناس آلماني مي نويسد: «موالي (غير عرب و ايرانيان) همان ياران مختار در قيامش بودند كه شعار انتقام گيرندگان و مطالبان خون حسين عليه السلام را سر مي دادند و ظاهرا همين موضوع (حضور موالي در سپاه مختار) موجب كناره گيري عرب از مختار گرديد.»(16)


    شركت ايرانيان در قيامهاي ديگر
    موالي و ايرانيان در اين عصر در قيام هاي ديگري كه بر ضد امويان تشكيل مي شد نيز شركت داشتند، مثلا در قيام عبدالرحمان بن محمد بن اشعث كه بر ضد حجاج بن يوسف ثقفي (استاندار خونخوار عبدالملك) بود، شركت نمودند.(17) مخصوصا وقتي كه دانستند او با حسن مثني(فرزند امام حسن مجتبي عليه السلام ) بيعت كرده است، علاقه ي بيشتري به شركت در قيام او نشان دادند.(18)
    نتيجه اينكه: اين فرازهاي تاريخي بيانگر گسترش تشيع در قرن اول هجري است و اين مطلب را مي آموزد كه ايرانيان در تحكيم حكومت «علي» و «آل علي» و گسترش تشيع نقش بسزايي در صحنه هاي عقيدتي، سياسي، اجتماعي و نظامي داشته اند.
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۹:۰۱ دلیل: ترکیب




  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,017
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست

    راستی در مورد همین من یه سوالی برام پیش اومده ؟؟؟
    چرا مختار در تمام کارهایی که خواست انجام بده از محمد حنفیه اجازه میگرفت؟؟؟؟؟

    مگه ولایت با امام سجاد نبود؟؟؟

    من خیلی برام سخت بود که چرا مختار با محمد حنفیه مثل یک امام برخورد میکردن اما با امام سجاد(ع)(که انشالله فداشون بشم چقدر دوسشون دارم. با اون صحیفه دلمو زنده نگه داشته...).............؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟
    ؟؟
    ؟
    ممنون میشم از جوابتون یا علی(ع)
    سلام
    در مورد مختار نظريات مختلفى هست اما واقع اين است كه او شيعى بوده و به خاندان نبوت با احترام خاصى برخورد مى كرد اينكه او محمد بن حنفيه را امام خود مى دانست قابل نغز است و به نظر مى آيد از محمد بن حنفيه به عنوان واسطه براى رساندن بيام به امام سجاد عليه السلام استفاده مى كرد توجه شما را به روايت زير دعوت مى كنم تا ميزان عشق و ارادت مختار نسبت به امام سجاد عليه السلام را دريابيد
    شيخ طوسى به سند معتبر از منهال بن عمرور روايت كرده است كه گفت: در بعضى از سنوات بعد از مراجعت از سفر حج به مدينه وارد شدم و به خدمت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام رفتم، حضرت فرمود: اى منهال چه شد حرملة بن كاهل اسدى؟ گفتم\: او را در كوفه زنده گذاشتم، پس حضرت دست مبارك به دعا برداشت و مكرر فرمود: خداوندا به او بچشان گرمى آهن و آتش را، منهال گفت : چون به كوفه برگشتم ديدم مختار بن ابى عبيده ثقفى خروج كرده است، و با من صداقت و محبتى داشت، بعد از چند روز كه از ديدنى هاى مردم فارغ شدم، و به ديدن او رفتم، وقتى رسيدم كه او از خانه بيرون مى آمد، چون نظرش بر من افتاد گفت: اى منهال! چرا دير به نزد ما آمى، و ما را مبارك باد نگفتى، و با ما شريك نگرديدى در اين امر؟ گفتم ايهاالامير من در اين شهر نبودم و در اين چند روز از سفر حج مراجعت نمودم، پس با او سخن مى گفتم و مى رفتم تا به كناسه كوفه رسيديم، در آنجا عنان كشيد و ايستاد و چنان يافتم كه انتظارى مى برد، ناگاه ديدم كه جماعتى مى آيند، چون به نزديك او رسيدند گفتند: ايها الامير بشارت باد ترا كه حرملة بن كاهل را گرفتيم.
    چون اندك زمانى گذشت، آن ملعون را بر آوردند، مختار گفت: الحمدالله كه تو به دست ما آمدى، پس گفت: جلادان را بطلبيد، و حكم كرد دستهاى و پاهاى او را بريدند، و فرمود:
    پشته هاى نى آوردند و اتش بر آنها زدند، و امر كرد كه او را در ميان آتش ‍ انداختند، چون آتش در او گرفت من گفتم: سبحان الله، مختار گفت: تسبيح خدا در همه وقت نيكوست اما در اين وقت چرا تسبيح گفتى؟ گفتم: تسبيح من براى ان بود كه در اين سفر به خدمت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام رسيدم و احوال اين ملعون را از من پرسيدند، چون گفتم كه او را زنده گذاشتم ، دست به دعا برداشت و نفرين كرد او را كه حق تعالى حرارت آهن و حرارت آتش را به او بچشاند، و امروز اثر استجابت دعاى آن حضرت را مشاهده كردم .
    پس مختار مرا سوگند داد كه تو شنيدى از آن حضرت اين را؟ من سوگند يادكردم و بعد از نماز به سجده رفت و سجده را بسيار طول داد، و سوار شد چون ديد كه آن ملعون سوخته بود، برگشت و من همراه او روانه شدم تا آنكه به در خانه من رسيد، گفتم : ايها الامير اگر مرا مشرف كنى و به خان من فرود آئى و از طعام من تناول نمائى، موجب فخر من خواهد بود،گفت: اى منهال تو مرا خبر مى دهى كه حضرت على بن الحسين عليه السّلام چهار دعا كرده است ، و خدا آنها را بر دست من مستجاب كرده است ، و مرا تكليف مى كنى كه فرود آيم و طعام بخورم ، و امروز براى شكر اين نعمت روزه ندارم ؟



صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود