صفحه 6 از 6 نخست ... 456
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قیام مختارو شخصیت او

  1. #51

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    4,837 پست
    حضور
    21 روز 5 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    سلام و عرض خسته نباشد....
    دو تا سوال تاریخی در مورد سریال مختار داشتم. ممنون میشم پاسخگوی مربوطه من و راهنمایی کنند.

    1) آیا واقعا اینقدر زنان مختار نقش شون در حوادث قیام اینگونه پر رنگ بود و این همه با هم کل کل داشتن؟( به نظر میرسه این تیکه از فیلم به تقلید ازفیلم های فارسی وان و هالیوود ساخته شده که دو زن در راس و یک مرد گرفتار در وسط باید دسته پنجه نرم کند!)...آیا واقعا تاثیرشون به این پر رنگی بود که در این فیلم نشون داده؟!

    2) این کارهایی که حرمله کرده بود مثل کماندوها سند تاریخی داشت یا ساخته ی ذهن نویسنده یا کارگردان بود؟!


    یاحق.
    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...

  2. تشکرها 3


  3. #52

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط .:mobarez:. نمایش پست
    سلام و عرض خسته نباشد....
    دو تا سوال تاریخی در مورد سریال مختار داشتم. ممنون میشم پاسخگوی مربوطه من و راهنمایی کنند.

    1) آیا واقعا اینقدر زنان مختار نقش شون در حوادث قیام اینگونه پر رنگ بود و این همه با هم کل کل داشتن؟( به نظر میرسه این تیکه از فیلم به تقلید ازفیلم های فارسی وان و هالیوود ساخته شده که دو زن در راس و یک مرد گرفتار در وسط باید دسته پنجه نرم کند!)...آیا واقعا تاثیرشون به این پر رنگی بود که در این فیلم نشون داده؟!

    2) این کارهایی که حرمله کرده بود مثل کماندوها سند تاریخی داشت یا ساخته ی ذهن نویسنده یا کارگردان بود؟!


    یاحق.
    با عرض سلام وادب خدمت شما دوست بزرگوار

    قبل از بيان مطالبي در پاسخ هر يك از سوالات شما،از باب مقدمه لازم است عرض كنم فيلم نامه سريال مختار با مراجعه به منابع تاريخي و با استفاده از كارشناسان تاريخي نوشته شده است،بعبارتي اصل مطالب و وقايع بر مبناي منابع تاريخي نوشته شده است،مانند تفاوت روحيات و ديدگاههاي همسران مختار و ....،اما قطعاً براي نمايش اين حوادث تاريخي،برخي مسائل هنري و فيلم سازي مانند جلوه هاي ويژه و برخي صحنه ها و برخوردها و نقش آفريني هايي كه سبب جلب مخاطب و جذابتر شدن فيلم و سريال مي شود هم دخالت داده مي شوند،البته به اندازه اي كه سبب انحراف از اصل موضوع و حادثه تاريخي نشود،لذا نبايد انتظار داشته باشيم كه عين همان چيزي كه در منابع آمده است،تهيه كننده و كارگردان هم بايد عين آن را پياده كند،چرا كه در اين صورت قطعاً آن فيلم يا سريال جذابيت لازم را نخواهد داشت،و در صورت عدم جذب مخاطب،سازندگان فيلم در رساندن پيام مورد نظر هم موفق نخواهد بود.

    اين نكته را هم بايد در نظر داشته باشيم كه بعلت وجود اختلافات فراوان در گزارشات تاريخي پيرامون يك موضوع اظهار نظر قاطعانه امري بسيار مشكل است،لذا در اين سريال هم صحنه هايي را مي بينيم كه با ديگر گزارشات تاريخي اختلاف دارد،و دست اندركاران سريال هم با توجه به عوامل مختلف مانند شهرت بيشتر يا نقل آن در منابع معتبرتر آن را نمايش داده اند.

    در پاسخ سوال شما در مورد نقش همسران مختار بايد عرض كنم:
    طبق نقل منابع تاريخي، همسران مختار از لحاظ ديدگاه سياسي و اعتقادي بويژه در رابطه با قيام مختار با هم اختلاف زيادي داشتند،بهترين نمونه اظهارات آندو پس از اسارت آنها بدست مصعب بن زبير است.

    بعد از كشته شدن مختار، زبيريان از دو همسر وي خواستند از او تبري بجويد. به نوشته مورخ مشهور مسعودي در كتاب مروج الذهب، مصعب بن زبير، دو همسر مختار به نام هاي ام ثابت و عمره (دخترسمرة بن جندب و دختر نعمان بن بشير) را احضار كرد و گفت از مختار تبرّي بجويند.
    ام ثابت دختر سمره ناگزير از مختار بيزاري جست و گفت:اگر با شمشير از من كفر بخواهيد، كافر مي‏‎شوم.
    اما عمره دختر نعمان بن بشير گفت: چگونه از كسي تبرّي بجوييم كه مي‏‎گفت: پروردگار من خداست و روزها روزه مي‏‎گرفت و شب‏ها بيدار بود و خونش را براي خدا و رسول خدا در راه كشندگان فرزند دختر پيامبر و خاندان وشيعيان وي داد. اين شهادتي است كه روزي من شده، آيا آن را ترك كنم؟ نه، چنين نمي‏‎كنم. اين مرگ است و سپس بهشت و ورود بر پيامبر و اهل بيت آن بزرگوار. بارالها، شاهد باش كه من پيرو پيامبرت و فرزند دختر او و اهل بيت و شيعه اويم. [مروج الذهب، ج ۳، ص ۱۰۷]

    مصعب او را به زندان انداخت و به دروغ به برادرش «عبدالله» نامه نوشت كه اين زن بر اين باور است كه مختار پيغمبر است. آن گاه او را بين كوفه و حيره گردن زدند. [تاريخ الامم و الملوك، ج ۴، ص ۵۷۴]

    با توجه به اين نقل تاريخي اختلاف نظر اين دو زن نسبت به شوهرشان به وضوح روشن مي شود،و به احتمال قوي اين اختلاف ها در طول زندگي آنها هم بروز و ظهور داشته است،علاوه بر اختلافاتي كه معمولاً بين دو هوو وجود دارد،و اين هم طبيعي است كه افكار و ديدگاههاي همسر در طول زندگي شوهر را دچار مشكل خواهد كرد،و به هيچوجه بعيد نمي باشد كه مختار هم در اين بين با مشكلاتي در تصميم گيري ها مواجه مي شده است،بخصوص كه همسر اول او از لحاظ فكري هماهنگي لازم با او را نداشته است،البته در تاريخ ثابت شده است كه مختار عملاً تحت تأثير روحيات همسر بزرگش قرار نگرفته است،و همچنين اينگونه نبوده است كه صرفاً تحت تأثير هسر دوم خود قرار گرفته باشد،هر چند روحيات همسر دوم كمك زيادي به او مي كرد.

    و همانگونه كه در مقدمه عرض كردم،براي جذاب كردن سريال و جذب مخاطب مقداري روي اين اختلافات مانور داده شده است و مشكلي هم نخواهد داشت.


  4. #53

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط .:mobarez:. نمایش پست
    سلام و عرض خسته نباشد....
    دو تا سوال تاریخی در مورد سریال مختار داشتم. ممنون میشم پاسخگوی مربوطه من و راهنمایی کنند.

    1) آیا واقعا اینقدر زنان مختار نقش شون در حوادث قیام اینگونه پر رنگ بود و این همه با هم کل کل داشتن؟( به نظر میرسه این تیکه از فیلم به تقلید ازفیلم های فارسی وان و هالیوود ساخته شده که دو زن در راس و یک مرد گرفتار در وسط باید دسته پنجه نرم کند!)...آیا واقعا تاثیرشون به این پر رنگی بود که در این فیلم نشون داده؟!

    2) این کارهایی که حرمله کرده بود مثل کماندوها سند تاریخی داشت یا ساخته ی ذهن نویسنده یا کارگردان بود؟!


    یاحق.
    با عرض سلام و ادب

    يكي از صحنه هاي بحث برانگيز در سريال مختارنامه مربوط به نحوه به هلاكت رسيدن اين ملعون است.آنچه در مورد نحوه به هلاكت رسيدن او مشهور است اين است كه:

    «حرمله» همان سنگدل لعيني بود كه با تير سه شعبه گلوي حضرت علي اصغر(ع) را شكافت. «منهال بن عمرو» روايت كرده است كه: من پس از آن كه از مكه بازگشتم نزد امام سجاد(ع) رفتم، امام به من فرمود: آيا از «حرمله بن كاهل» خبر داري كه در چه حالي است؟

    عرض كردم: «هنگامي كه از كوفه خارج شدم او زنده بود.» امام زين العابدين(ع) دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: «خدايا! حرارت آتش را به او بچشان، خدايا حرارت آهن را به او بچشان»!

    هنگامي كه به كوفه بازگشتم، «مختاربن ابي عبيده ثقفي» قيام كرده بود و او از قبل با من دوست بود، پس از ديد و بازديدها سوار بر مركب شده و به طرف منزل مختار حركت نمودم و در بيرون خانه اش با او ملاقات كردم.

    مختار گفت: «از هنگامي كه حكومت كوفه در اختيار ما قرار گرفته به ديدن ما نيامدي و تبريك نگفتي و به ما كمك نكردي؟!» گفتم: «در اين مدت در مكه بودم و هم اكنون نزد تو آمده ام كه با هم صحبت كنيم.» پس از آن هر دو همراه هم به راه خود ادامه داديم تا اين كه به كناسه كوفه رسيديم. مختار در آنجا توقف كرد، مثل اين كه در انتظار كسي به سر مي برد. پس از مدت كوتاهي جمعي با شتاب به نزد او آمدند و گفتند: «اي امير! به تو بشارت مي دهيم كه حرمله بن كاهل دستگير شد!»

    هنگامي كه حرمله را آوردند مختار گفت: «خداوند را حمد و سپاس مي گويم كه مرا بر تو مسلط كرد.» سپس جلاد را خواست و به او دستور داد كه دست هاي حرمله را قطع كند. جلاد دست هاي او را از تنش جدا كرد، سپس دستور داد كه پاهايش را هم قطع كنند و چنين كردند، پس از آن گفت: «آتش بياوريد!» مأموران دسته هاي ني را آوردند و آتش زدند و او را در آتش انداختند.
    منهال گفته است: در اين هنگام فرمايش امام سجاد(ع) به يادم آمد و بي اختيار گفتم: «سبحان الله»!

    مختار گفت: «تسبيح خداوند در همه حال خوب است اما ظاهرا اين تسبيح از روي تعجب بود.» گفتم: بله در هنگام بازگشت از مكه، خدمت امام سجاد(ع) رسيدم و آن حضرت از من درباره حرمله سؤال كرد و من نيز در جواب گفتم: او زنده است.

    امام سجاد(ع) دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا به او حرارت آهن و حرارت آتش را بچشان! اكنون چون دعاي امام سجاد(ع) را به دست شما مستجاب شده ديدم شگفت زده شدم و اين ذكر بر زبانم جاري شد.

    مختار گفت؛ «واقعا اين سخن را از علي بن الحسين(ع) شنيدي؟» گفتم: «آري به خدا سوگند خودم شنيدم كه حضرت اين سخن را فرمود.»
    ناگهان ديدم كه مختار از مركبش پايين آمد و دو ركعت نماز گزارد و سجده اي طولاني كرد سپس برخاست و سوار اسبش شد و من نيز سوار شدم و با هم به سوي منزل من آمديم. وقتي مقابل خانه ام رسيديم، به مختار گفتم: «اگر امير موافق با شد به من افتخار دهد و خانه ام را مزين به حضور خود نمايد و در خانه ما غذا تناول فرمايد.»

    مختار گفت: «اي منهال! تو خود مرا خبر دادي كه علي بن الحسين(ع) دعاهايي كرد كه به دست من مستجاب شده است و با اين وجود مرا به غذا خوردن دعوت مي كني؟ امروز به شكرانه اين كه خداوند به من توفيق داد كه دعاي آن حضرت به دست من مستجاب شود، روزه گرفته ام.»(1)

    اما در سريال بر خلاف اين قول مشهور ، بعد از لو رفتن مخفیگاه حرمله او را در بیابان دوره کرده و مختار با پرتاب خنجری دوئل وار حرمله را میکشد .

    اما اينكه چرا در سريال نحوه به هلاكت رسيدن حرمله بر خلاف قول مشهور نشان داده مي شود:
    اکبر نبوی از حوزه کارشناسان سینما در اينباره میگوید :
    وقتی در تاریخ میخوانیم با حرمله چگونه برخورد شده اگر بخواهیم عین ماجرا را نشان دهیم تصویر منفی ای از رفتار یک مسلمان در ذهن باقی می ماند ... در واقع نشان دادن آن صحنه ها هم قشنگ نیست و هم منع شرعی دارد . ...

    در پايان لازم است به اين نكته هم اشاره داشته باشم كه بالاخره در ساخت سریالی با این گستردگی داستان احتمال بروز خطا نیز وجود دارد و یا برخی صحنه ها به دلایلی ممکن است به گونه ای دیگر نشان داده شده شده باشند که در برنامه «هنگام درنگ» كه بلافاصله بعد از پخش هر قسمت با حضور كارشناسان برگزار مي شد، به این اشتباهات اشاره می شد.

    اما این اشتباهات کوچک همانطور که از صحبت های دکتر رجبی دوانی يكي از كارشناسان تاريخ برمی آمد ، تاثیری در اصل ماجرا نداشت و فقط در جزییات بود.دكتر رجبي دواني در يكي از قسمت هاي برنامه هنگام درنگ در مورد اين سريال گفته اند:
    این طور فیلم ها را از دو بعد بررسی می کنند . یک بحث از بعد تاریخی و یک بحث از بعد هنری است که دست اندرکاران فیلم چه ملاحظاتی را مد نظر دارند. به طور کلی مختار 70 درصد نقل تاریخی است و 30 درصد دخل و تصرف در آن شده اما برخي حوادث مثل چگونگي دستگيري و قتل حرمله، كشته شدن پسر عمر سعد و حتي قتل خود عمر سعد مطابق تاريخ به تصوير كشيده نشد.

    ايشان همچنين در يكي ديگر از برنامه هاي هنگام درنگ گفته اند:
    اگرچه زبان تصوير اقتضائاتي دارد كه كارگردان را وادار مي كند دخل و تصرف هايي در تاريخ انجام دهد اما او بايد خودش را ملزم بداند كه بر مبناي منابع معتبر اثرش را ارائه كند.وي ادامه داد: دست اندركاران مختارنامه معتقدند براي جذب مخاطب بايد برخي از حوداث را طبق اقتضائات فيلمسازي مطرح كنند كه من به عنوان يك پژوهشگر تاريخ اين منطق را نمي پسندم و معتقدم ما بايد بر اساس حقايق و واقعيت هاي تاريخي عمل كنيم.

    پي نوشتها:
    1- بحارالانوار 45 ص 322، كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج‏2، ص: 112؛


  5. #54

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    مختار ثقفي و قيام او

    پرسش:

    چرا مختار آنگاه كه امام حسن از وي طلب ياري نمود امام را تنها گذاشت؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    در مورد کوتاهی مختار در زمان امام حسن(ع) و کنار کشیدن از میدان جنگ باید عرض کنم آنچه مسلم است این است که وی یکی از شیعیان بوده است.اما آنچه که مهم است این است که وی در آن برهه از زمان آنگونه که از شخصیتی مانند او انتظار می رفت،وظیفه خود را تشخیص نداد و دچار همان اشتباهی شد که در بسیاری از زمانها خواص جامعه دچار آن می شوند.
    رهبر معظم انقلاب نيز طي سخناني درسال 75 و در جمع فرماندهان لشكر 27 حضرت رسول(ص)، در يك تقسيم جامعه شناسانه خواص را اين گونه تعريف نمودند: «خواص كساني هستند كه از روي فكر، فهميدگي، آگاهي و تصميم گيري، كار مي كنند؛ يك راهي را مي شناسند و دنبال آن راه، حركت مي كنند ... خواص؛ يعني كساني كه وقتي عملي انجام مي دهند، موضع گيري مي كنند و راهي را [كه] انتخاب مي كنند از روي فكر و تحليل است؛ مي فهمند، تصميم مي گيرند و عمل مي كنند ... در بين «خواص»، كنار افراد باسواد، آدم هاي بي سواد هم هستند. گاهي كسي بي سواد است؛ اما جزو خواص است. يعني مي فهمد چه كار مي كند. از روي تصميم گيري و تشخيص عمل مي كند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرك ندارد و لباس روحاني نپوشيده است. به هرحال، نسبت به قضايا از فهم برخوردار است.»
    و مشکلی که برخی خواص به آن دچار می شوند این است که در تحلیلات خود دچار مشکل می شوند و مختار هم در تحلیل خود دچار اشتباه شده و به خاطر این تحلیل اشتباه این نقطعه ضعف را در پرونده خود ایجاد کرد،هر چند در آینده توانست این را جبران کند.
    به عقیده بنده با توجه به داده های تاریخی این ضعف تحلیل مختار تنها دلیل عدم همراهی امام حسن(ع) توسط مختار است.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۱/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۱:۰۱

  6. #55

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    چرا مختار مسلم را با كوفياني كه خود به ضعيف النفس بودنشان اطمينان داشت تنها گذاشت؟
    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب ،
    در مورد اینکه چرا مختار مسلم بن عقیل را با کوفیان تنها گذاشتند،باید عرض کنم برای درک واقعیت این امر باید تاریخ آن زمان را بررسی کرد،با مطالعه و بررسی شرایط آن روز کوفه، به این نتیجه خواهیم رسید که مختار به بهترین وجه وظیفه خود را انجام داده است،چرا که دعوت از قبایل و عشایر اطراف کوفه از عهده هر کسی برنمی آمد،و شاید بتوان گفت کسی غیر از مختار نمی توانست این کار مهم و حساس را انجام دهد.

    اما آنچه سبب شد که وی در قیام جناب مسلم بن عقیل حاظر نباشد این است اولاً با آمدن عبیدالله شرایط کوفه به شدت تغییر کرد و زیر و رو شد،چیزی که خیلی از سران شیعه اصلاً تصورش را هم نمی کردند،ثانیاً اصلاً هیچ زمانی برای قیام مسلم مشخص نشده بود و اصلاً قرار نبود مسلم بن عقیل در آن زمان دست به قیامی بزند،اما با دستگیری هانی،شرایطی بوجود آمد که اقدام به قیام مسلحانه ضروری شد،حال آنکه مختار برای انجام وظیفه خود به بیرون از کوفه رفته بود.

    بر اساس گواهي تـاريـخ و تـصـريـح شـيـخ مـفـيـد و طـبـري، پـس از آن كـه مـسـلم بـن عـقيل وارد كوفه شد، مستقيما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامي داشت و رسما از او اعلام حمايت و پشتيباني كرد.(1 )

    مختار به ابن غرق گفت: "هرگاه شنيدي كه من قيام كرده‌ام، بـه مردم بگو: مختار به خونخواهي شهيد مظلوم و مقتـول سرزمين كربلا و فرزند پيامبر خدا - حسين بن علي(عليهماالسلام) - قيام كرده است. به خدا قسم، همه قاتلان حسين را از دم شمشير خواهم گذراند."

    بلاذري مي‌نويسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(2) اما با ورود مزوّرانه و غـيـرمـنتظره ابن زياد به كوفه، ناگهان اوضاع به هم ريخت و مسلم صلاح ديد از خانه مختار بـه خـانـه هـانـي بـن عـروه، كـه مرد مقتدر و با نفوذ شيـعـه در كوفه بـود، نقل مكان كند.

    مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بيعت با مسلم، به منطقه خطرنيّه و اطراف كوفه براي جمع آوري افراد و گرفتن بيعت براي مسلم حركت كرد. اما با دگرگوني اوضاع كوفه و تسليم مردم در مقابل ابن زياد، دوباره به كوفه بازگشت.

    ابن زيـاد دسـتور داد كه دعوت كنندگان امام حسين(عليه السلام) و حاميان مختار با او بيعت كنند، وگرنه دستگيـر و اعدام مي‌شوند. ابن اثير نوشته است: هنگام دستگيري مسلم و هاني، مختار در كوفه نبود و او براي جذب نيرو به اطراف شهر رفته بود و وقتي خبر ناگوار دستگيري مسلم را شـنـيـد، بـا جمعي از افراد و يارانش به كوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نيروهاي مسلح ابن زياد بـرخـورد كـرد و در پـي يـك گـفت و گوي لفظي شديد، بين آنان و مختار و افرادش، درگيري پـيـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح كـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زيرا مقاومت را به صـلاح نـديـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترك گويند تا ببينند چه پيش خواهد آمد.(3)

    ابن زياد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هاني، به شدت در جست و جوي مختار بـود و براي دستگيري او جايزه‌اي معيّن كرد.(4)

    بنابراين مختار د رزمان قيام مسلم بن عقيل د ركوفه نبوده است تا بتواند به ياري او بشتابد،پس مختار د راين امر هيچ كوتاهي اي مرتكب نشده است.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ در ساعت ۲۲:۰۶

  7. #56

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    در کتاب تاریخ طبری . جلد ۷. صفحه 1302 آمده است که:
    «مختار پس از صلح حسن بن علی بر او بر آشفت و با خنجر ضربه‌ای به پای او زد. پس از آن گریخت و به کوفه رفت».
    آيا اين مطلب واقعيت دارد؟!

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    آنچه که در مورد نوع رفتار مختار ثقفی با امام حسن مجتبی(ع) در منابع وجود دارد،پیشنهاد مختار به عموی خویش مبنی بر تسلیم کردن امام حسن(ع) به معاویه است،که به عکس العمل جدی عموی خود مواجه شده است،البته در اینکه آیا واقعاً مختار چنین پیشنهادی داده بود،تردید جدی وجود دارد،چرا که بنی امیه و آل زبیر به خاطر ضربه هایی که از مختار خورده بودند تلاش زیادی می کردند تا ببا جعل برخی مطالب ،دیدگاه شیعیان را نسبت به مختار تغییر دهند.آنچه در تاریخ طبری در این رابطه آمده است این است:

    «...حسن برون شد و وارد مداين شد و در قصر بيضا جا گرفت، عموى مختار بن ابى عبيد به نام سعد پسر مسعود، عامل مداين بود، مختار كه جوانى نو سال بود بدو گفت: «مى‏ خواهى ثروت و حرمت بيابى؟» گفت: «چگونه؟» گفت: «حسن را به بند كن و با تسليم وى براى خودت از معاويه امان بگير.» سعد بدو گفت: «لعنت خدا بر تو باد، پسر دختر پيمبر خدا را بگيرم و به بند كنم، چه بد مردى هستى.»(5)

    در تاریخنامه طبری چنین آمده است:
    «آغاز كار مختار آن است كه او پسر [ابى‏] عبيد بن مسعود الثقفى بود كه به گاه امير المؤمنين عمر بن الخطّاب رضى الله عنه امير عراق بود، و روز وقعة الجسر به حرب عجم پيل سپيد را او بكشت. و اين مختار آنگه خرد بود. و چون سپاه بر حسن بن على رضى الله عنه بجوشيد و او را به كارد زدند، اين مختار بود. او را بجستند، بگريخت و به كوفه شد. و مردمان از پس هر نمازى او را لعنت كردندى.
    تا آنگاه كه مسلم بن عقيل بن ابى طالب به كوفه آمد پنهان، و مختار او را به سراى خويش فرود آورد تا آن نام كاردزدن از وى فرود افتاد. و مردمان از وى حلالى خواستند و گفتند ما بر تو دروغ گفتيم».(6).

    متأسفانه سیاست شبهه افکنی و دروغ پردازی های شما اینگونه اقتضا می کند که در هنگام نقل مطالب،فقط آن بخش از متن را نقل کنید که با سیاست ناشایست شما همخوانی دارد،همانگونه که مشاهده می کنید،در همان متن طبری،به دروغ بودن چنین مطلبی تصریح شده است.

    اما بد نیست بدانید طبق نقل منابع تاریخی آن شخصی که با خنجر ضربه ای بر ران امام حسن مجتبی(ع) زده بود یکی از خوارج بنام« جراح بن سنان»بود که بعد از این جنایت،شیعیان برسر او ریخته و او را کشتند.(7).

  8. #57

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    آيا مختار واقعاً شخصيت موجه و مثبتي داشته اند؟

    پاسخ:

    براي قضاوت د رمورد شخصيت مختار ثقفي،بهترين راه اين است كه از نظر و ديدگاه علماي بزرگوار را در مورد وي بدانيم:
    علامه امینی در كتاب نفيس « الغدير» شرح نسبتا جامع و مفصلى در عظمت مختار نوشته اند و ایشان در مقام دفاع از مقام شامخ مختار رضی الله عنه مى فرمايد: اگر كسى در تاريخ و حديث و علم رجال با ديده دقت بنگرد، مى فهمد كه :

    «... ان المختار فى الطليعة من رجالات الدين و الهدى و الاخلاص و ان نهضته الكريمة لم تكن الا لاقامة العدل ، باستيصال شاءفه الملحدين ، و اجتياح جذوم الظلم الاموى و انه منزح (اى مبعد) من المذهب الكيسانى »(8)
    مختار در طليعه پيشگام مردان دين و هدايت و اخلاص است و نهضت مقدس او نبود مگر بخاطر استوار ساختن عدالت ، نابودى تبهكاران و قطع كردن شاخه هاى ظلم اموى ، و او از مذهب كيسانى دور است.
    علامه امینی، اسامی علمای بزرگ شیعه که در مدح و تعظیم و تجلیل مختار سخن گفته‌اند، یادآور می‌شود و می‌فرماید: اسامی آن دسته از علمای اعلام که در تنزیه و بزرگداشت او سخن گفته‌اند عبارتند از:

    ۱- جمال الدین ابن طاووس، در رجالش.
    ۲- آیت الله علامه حلی، در خلاصه.
    ۳-ابن داود، در رجالش.
    ۴- فقیه بزرگوار، ابن نما که کتابی مستقل در شخصیت مختار نوشته است. ذوب النضار.
    ۵- محقق اردبیلی، در حدیقۀ الشیعه.
    ۶- صاحب معالم، در تحریر طاووسی.
    ۷- قاضی نوراله مرعشی، در مجالس.
    ۸- شیخ ابو علی، در منتهی المقال.
    ۹- علامه مامقانی، در تنقیح المقال.
    ۱۰- محدث قمی، در منتهی الآمال.
    ۱۱- آیت الله خویی، در معجم رجال الحدیث.
    ۱۲- استر آبادی، در حاشیه‌ای بر منهج المقال.
    ۱۳- مرحوم سید مصطفی، در نقد الرجال.
    ۱۴- سید یوسف بن محمد، در جامع الاقوال.
    ۱۵- حاج ابراهیم الخوئی، در ملخّص المقال.
    ۱۶- سید حسین بروجردی، در منظومه رجالیّه‌اش به نام زبدۀ المقال.
    ۱۷- حاج ملا علی یاری تبریزی، در شرح منظومه فوق الذکر به نام بهجۀ الآمال.
    ۱۸- حاج میرزا حبیب‌الله خوئی، در منهاج البلاغه، شرح نهج‌البلاغه.

    این بزرگان،همه بر نزاهت و قداست و پاکی و علو مقام و جلالت قدر مختار بن ابی‌عبید ثقفی اتفاق نظر دادند و همه یک صدا می‌گویند: مختار از سابقین اخبار است.

    آیۀ‌الله خویی درباره مختار می‌نویسد:

    والاخبار الواردۀ فی حقه، علی قسمین: مادحۀ و ذامۀ. اما المادحۀ، فهی متضافرۀ؛ اخبار و روایاتی که درباره مختار رسیده، دو قسم است: ۱- اخباری در مدح و ستایش او. 2.اخباری که در مذمت اوست اما اخبار در مدح، قوی‌تر و برتر است.
    آیت الله خویی می‌فرماید: «و از بعضی روایات روشن می‌شود که قیام مختار با اذن خاص امام سجاد(ع) بوده است»... و یظهر من بعض الروایات ان هذا کان باذن خاص من السجاد علیه السلام... .(9)

    سخنان علامه مامقانی (ره):
    «... خلاصه تمام آن چه ذكر شده این است كه این فرد (مختار) مذهبش امامی و معتقد به امامت ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بوده و قیام و حكومت او با اجازه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ صورت گرفته است.
    علامه مامقانی (ره) با صراحت می‌فرمایند:«محققاً حكومت و قیام مختار با اجازه امام سجاد ـ علیه السّلام ـ بوده است.»(10)

    مورخ معاصر شریف القرشی (ره) درباره شخصیت مختار می‌نویسد:
    «مختار یكی از شخصیت‌های برجسته شیعه است او شمشیری از شمشیرهای خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بود و قلبش بیش از همه بر ظلمی كه بر اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ گذشت می‌تپید. ولی در راه جهاد مقدس خود سعی و كوشش فراوان داشت تا قدرت را در دست بگیرد اما نه برای جاه‌طلبی و ریاست بلكه برای خون خواهی اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و انتقام از قاتلین او ... روش سیاسی او اجرای عدالت اجتماعی در زمان حكومتش بر اساس حكومت عادلانه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ بود مختار از زهد و تقوای فراوانی برخوردار بود و به مبانی دینی سخت پایبند بود.

    مورخان دربارة ایام كوتاه حكومتش گفته‌اند كه وی بیشتر روزها را روزة شكر می‌گذارد و این شكرانة نعمتی بود كه خداوند به او عطا كرده بود كه توانست انتقام خون امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اهل بیت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ را بگیرد و بر نابودی پلیدان و ناپاكان از صحنة تاریخ توفیق یابد.(11)

    حکومت مختار مصادف بود با تقسيم مملکت اسلامي به حکومت امويان درشام ،حکومت ال زبير مکه وحکومت مختار در کوفه.
    از آنجا که مختار دشمن خوني بني اميه بود،وآنان را عاملان اصلي جنايت کربلا مي دانست طبيعي است که آنان در ادامه حکومتشان که تقريبا 60سال طول کشيد تاتوانستند عليه مختار جو سازي نموده وحديث جعل کنند.

    از طرفي زبيريان نيز که قبل از مختار بر کوفه مسلط بودند ومختار آنان را از کوفه بيرون راند نمي توانستند دشمني خود با مختار را ناديده بگيرند لذا در جوسازي عليه مختار شرکت کردند
    راستي چرا يزيد با اين همه ظلمي که به خاندان پيامبر کرد و سال بعد مدينه رابه خاک و خون کشيد روايتي از پيامبر عليه او يافت نمي شود که کذاب باشد ولي مختار که به خونخواهي اهل بيت بلند شد روايتي از پيامبر عليه وي ساخته شده که کذاب است !!!!اين دليل بر جعل روايت نيست!!؟؟؟
    امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند: «مختار را بد نگوئید که او دشمن ما را کشت و انتقام خون ما را گرفت.» (12)
    در جای دیگر به پسر مختار می فرماید: «خدا پدرت را بیامرزد، حق ما را از هر که بر او حق داشتیم گرفت.»(13)
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۲/۱۴ در ساعت ۲۲:۱۰

  9. #58

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    تأثيرگزاري همسران مختار در قيام او تا چه حدي بوده است؟

    پاسخ:

    طبق نقل منابع تاريخي، همسران مختار از لحاظ ديدگاه سياسي و اعتقادي بويژه در رابطه با قيام مختار با هم اختلاف زيادي داشتند،بهترين نمونه اظهارات آندو پس از اسارت آنها بدست مصعب بن زبير است.

    بعد از كشته شدن مختار، زبيريان از دو همسر وي خواستند از او تبري بجويد. به نوشته مورخ مشهور مسعودي در كتاب مروج الذهب، مصعب بن زبير، دو همسر مختار به نام هاي ام ثابت و عمره (دخترسمرة بن جندب و دختر نعمان بن بشير) را احضار كرد و گفت از مختار تبرّي بجويند.

    ام ثابت دختر سمره ناگزير از مختار بيزاري جست و گفت:اگر با شمشير از من كفر بخواهيد، كافر مي‏‎شوم.
    اما عمره دختر نعمان بن بشير گفت: چگونه از كسي تبرّي بجوييم كه مي‏‎گفت: پروردگار من خداست و روزها روزه مي‏‎گرفت و شب‏ها بيدار بود و خونش را براي خدا و رسول خدا در راه كشندگان فرزند دختر پيامبر و خاندان وشيعيان وي داد. اين شهادتي است كه روزي من شده، آيا آن را ترك كنم؟ نه، چنين نمي‏‎كنم. اين مرگ است و سپس بهشت و ورود بر پيامبر و اهل بيت آن بزرگوار. بارالها، شاهد باش كه من پيرو پيامبرت و فرزند دختر او و اهل بيت و شيعه اويم. [14]

    مصعب او را به زندان انداخت و به دروغ به برادرش «عبدالله» نامه نوشت كه اين زن بر اين باور است كه مختار پيغمبر است. آن گاه او را بين كوفه و حيره گردن زدند. [15]

    با توجه به اين نقل تاريخي اختلاف نظر اين دو زن نسبت به شوهرشان به وضوح روشن مي شود،و به احتمال قوي اين اختلاف ها در طول زندگي آنها هم بروز و ظهور داشته است،علاوه بر اختلافاتي كه معمولاً بين دو هوو وجود دارد،و اين هم طبيعي است كه افكار و ديدگاههاي همسر در طول زندگي شوهر را دچار مشكل خواهد كرد،و به هيچوجه بعيد نمي باشد كه مختار هم در اين بين با مشكلاتي در تصميم گيري ها مواجه مي شده است،بخصوص كه همسر اول او از لحاظ فكري هماهنگي لازم با او را نداشته است،البته در تاريخ ثابت شده است كه مختار عملاً تحت تأثير روحيات همسر بزرگش قرار نگرفته است،و همچنين اينگونه نبوده است كه صرفاً تحت تأثير هسر دوم خود قرار گرفته باشد،هر چند روحيات همسر دوم كمك زيادي به او مي كرد.

  10. تشکر


  11. #59

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,169
    مورد تشکر
    5,482 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پرسش:

    نحوه كشته شدن حرمله واقعاً چگونه بوده است؟آيا همينطوري بوده است كه در سريال مختارنامه نشان داده شده است؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب

    يكي از صحنه هاي بحث برانگيز در سريال مختارنامه مربوط به نحوه به هلاكت رسيدن اين ملعون است.آنچه در مورد نحوه به هلاكت رسيدن او مشهور است اين است كه:

    «حرمله» همان سنگدل لعيني بود كه با تير سه شعبه گلوي حضرت علي اصغر(ع) را شكافت. «منهال بن عمرو» روايت كرده است كه: من پس از آن كه از مكه بازگشتم نزد امام سجاد(ع) رفتم، امام به من فرمود: آيا از «حرمله بن كاهل» خبر داري كه در چه حالي است؟

    عرض كردم: «هنگامي كه از كوفه خارج شدم او زنده بود.» امام زين العابدين(ع) دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: «خدايا! حرارت آتش را به او بچشان، خدايا حرارت آهن را به او بچشان»!

    هنگامي كه به كوفه بازگشتم، «مختاربن ابي عبيده ثقفي» قيام كرده بود و او از قبل با من دوست بود، پس از ديد و بازديدها سوار بر مركب شده و به طرف منزل مختار حركت نمودم و در بيرون خانه اش با او ملاقات كردم.

    مختار گفت: «از هنگامي كه حكومت كوفه در اختيار ما قرار گرفته به ديدن ما نيامدي و تبريك نگفتي و به ما كمك نكردي؟!» گفتم: «در اين مدت در مكه بودم و هم اكنون نزد تو آمده ام كه با هم صحبت كنيم.» پس از آن هر دو همراه هم به راه خود ادامه داديم تا اين كه به كناسه كوفه رسيديم. مختار در آنجا توقف كرد، مثل اين كه در انتظار كسي به سر مي برد. پس از مدت كوتاهي جمعي با شتاب به نزد او آمدند و گفتند: «اي امير! به تو بشارت مي دهيم كه حرمله بن كاهل دستگير شد!»

    هنگامي كه حرمله را آوردند مختار گفت: «خداوند را حمد و سپاس مي گويم كه مرا بر تو مسلط كرد.» سپس جلاد را خواست و به او دستور داد كه دست هاي حرمله را قطع كند. جلاد دست هاي او را از تنش جدا كرد، سپس دستور داد كه پاهايش را هم قطع كنند و چنين كردند، پس از آن گفت: «آتش بياوريد!» مأموران دسته هاي ني را آوردند و آتش زدند و او را در آتش انداختند.
    منهال گفته است: در اين هنگام فرمايش امام سجاد(ع) به يادم آمد و بي اختيار گفتم: «سبحان الله»!

    مختار گفت: «تسبيح خداوند در همه حال خوب است اما ظاهرا اين تسبيح از روي تعجب بود.» گفتم: بله در هنگام بازگشت از مكه، خدمت امام سجاد(ع) رسيدم و آن حضرت از من درباره حرمله سؤال كرد و من نيز در جواب گفتم: او زنده است.

    امام سجاد(ع) دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا به او حرارت آهن و حرارت آتش را بچشان! اكنون چون دعاي امام سجاد(ع) را به دست شما مستجاب شده ديدم شگفت زده شدم و اين ذكر بر زبانم جاري شد.

    مختار گفت؛ «واقعا اين سخن را از علي بن الحسين(ع) شنيدي؟» گفتم: «آري به خدا سوگند خودم شنيدم كه حضرت اين سخن را فرمود.»
    ناگهان ديدم كه مختار از مركبش پايين آمد و دو ركعت نماز گزارد و سجده اي طولاني كرد سپس برخاست و سوار اسبش شد و من نيز سوار شدم و با هم به سوي منزل من آمديم. وقتي مقابل خانه ام رسيديم، به مختار گفتم: «اگر امير موافق با شد به من افتخار دهد و خانه ام را مزين به حضور خود نمايد و در خانه ما غذا تناول فرمايد.»

    مختار گفت: «اي منهال! تو خود مرا خبر دادي كه علي بن الحسين(ع) دعاهايي كرد كه به دست من مستجاب شده است و با اين وجود مرا به غذا خوردن دعوت مي كني؟ امروز به شكرانه اين كه خداوند به من توفيق داد كه دعاي آن حضرت به دست من مستجاب شود، روزه گرفته ام.»(16)

    اما در سريال بر خلاف اين قول مشهور ، بعد از لو رفتن مخفیگاه حرمله او را در بیابان دوره کرده و مختار با پرتاب خنجری دوئل وار حرمله را میکشد .

    اما اينكه چرا در سريال نحوه به هلاكت رسيدن حرمله بر خلاف قول مشهور نشان داده مي شود:
    اکبر نبوی از حوزه کارشناسان سینما در اينباره میگوید :
    وقتی در تاریخ میخوانیم با حرمله چگونه برخورد شده اگر بخواهیم عین ماجرا را نشان دهیم تصویر منفی ای از رفتار یک مسلمان در ذهن باقی می ماند ... در واقع نشان دادن آن صحنه ها هم قشنگ نیست و هم منع شرعی دارد . ...

    در پايان لازم است به اين نكته هم اشاره داشته باشم كه بالاخره در ساخت سریالی با این گستردگی داستان احتمال بروز خطا نیز وجود دارد و یا برخی صحنه ها به دلایلی ممکن است به گونه ای دیگر نشان داده شده شده باشند.
    اما این اشتباهات کوچک تاثیری در اصل ماجرا نداشت و فقط در جزییات بود.


    پي نوشتها:
    1- الارشاد، ص 205؛ تاريخ طبري، ج 5، ص 355.
    2- انساب الاشراف، ج 6، ص 376.
    3- كامل ابن اثير، ج 4، ص 169.
    4- تـاريـخ طـبـري، ج 5، ص 381؛ كـامـل ابـن اثـيـر، ج 4، ص 36.
    5- تاريخ‏الطبري/ترجمه ابوالقاسم پاينده،ج‏7،ص:2715.
    6- تاریخنامه طبری،ج4ص731.
    7- ترجمه تاریخ یعقوبی،ج2ص142؛جمهرة انساب العرب،ص195؛مقاتل الطالبیین،ص172.
    8- الغدیر،ج2، ص 343
    9- معجم رجال الحدیث، چاپ سوم، قم مدینة العلم 1403ق، ج18، از ص99 تا ص 102.
    10- تنقیح المقال، عبدالله مامقانی (ره)، ج3، ص206، مؤسسه اهل البیت لاحیاء التراث، قم، 1381 ش.
    11- حیاة الامام الحسین ـ علیه السّلام ـ باقر شریف قریشی، مدرسة الایروانی قم، 1974 م، ج3، ص453 و ص455.
    12- عالمی، محمدعلی، حسین نفس مطمئنه، تهران، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 39.
    13- مجلسی. بحارالانوار، بیروت، موسسه وفاء، چاپ دوم، 1403، ج 45، ص 351.
    14- مروج الذهب، ج ۳، ص ۱۰۷.
    15- تاريخ طبري، ج ۴، ص ۵۷۴.
    16- بحارالانوار 45 ص 322، كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج‏2، ص: 112؛

صفحه 6 از 6 نخست ... 456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود