صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و هيات بطلميوسي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قرآن و هيات بطلميوسي




    سلام عليكم.
    از دوستان و كارشناسان عزيز خواهشمندم كه در مورد جمله زير توصيح دهند:
    در قرآن هیأت بطلمیوسی حاکم بوده و قرآن در اینمورد دارای خطا و اشتباه است.



    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۷:۳۸
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    در مورد اعجاز علمی قرآن و در خصوص حرکات خورشید، مقاله ای در مجله "قرآن در آینه پژوهش" منتشر شده که در چند قسمت و برای روشن شدن موضوع، خدمت دوستان ارائه می شود.


    قرآن كریم معجزه جاویدان حضرت محمد(ص) است. دانشمندان از دیرباز وجوه گوناگونی را برای اعجاز قرآن بیان كرده‌اند. همزمان با كشفیات علمی در دو قرن اخیر، ‌اعجاز علمی قرآن نیز مطرح شد.

    عده‌ای از مفسران و صاحب‌نظران كوشیده‌اند تا با انطباق پاره‌ای از آیات قرآن بر كشفیات جدید علوم تجربی، این ادعا را به اثبات برسانند. یكی از مواردی كه این انطباق از دلیل‌ها و قرینه‌های استوار برخوردار است. آیات مربوط به خورشید و حركات آن است.


    نوشتاری كه پیش‌رو دارید كه به بررسی همه جانبه این موضوع پرداخته است.


    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۶:۵۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه


    اعجاز علمي قرآن به مطالب و اسرار علمي گفته مي‌شود كه در قرآن بيان شده و درعصر نزول قرآن براي بشر ناشناخته بوده و پس از پيشرفت علوم در سده‌هاي اخير كشف شده است. هر چند تفسير علمي قرآن كريم سابقه‌اي هزار ساله دارد، ولي ادعاي اعجاز علمي قرآن در دو قرن اخير مطرح شده است. در اين دوره برخي از كشفيات علوم تجربي توسط دانشمندان بر آيات قران منطبق شده و صحت و اتقان اين كتاب الهي بيش از پيش به اثبات رسيده است.


    مفسران و صاحب‌نظران در مورد اعجاز عملي قرآن بيش از 300 آيه را مورد استناد قرار داده و آنها را با علوم تجربي منطبق ساخته‌اند.

    با نقد و بررسي مطالب ارائه شده در تفسيرها و كتاب‌هاي مربوطه تنها شش مورد را مي‌توان از دليل‌هاي اعجاز علمي قرآن برشمرد. اين شش مورد عبارت‌اند از:
    حركت خورشيد، نيروي جاذبه، لقاح ابرها، زوجيت اشيا، ترتيب مراحل خلقت انسان و ممنوع بودن شرابخواري.(1)


    در اين مقاله، به اعجاز علمي قرآن در بيان حركات خورشيد مي‌پردازيم.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۰۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خورشيد و حركات آن در آيات قرآن


    خورشيد يكي از نشانه‌هاي الهي است كه خداوند در قرآن از آن و حركت‌هاي آن ياد كرده و به آن قسم خورده است.(2) از اين رو ،‌ بسياري از مفسران و صاحب‌نظران و متخصصان كيهان‌شناسي در اين مورد اظهار نظر كرده‌اند.

    آياتي كه در اين مورد به آن‌ها استناد شده عبارت‌اند از:

    «وَآيَةُ لَهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَاهُمْ مُظْلِمُونَ وَالشَّمْسَ تَجْرِي لِمُسْتَقَرِّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَليِمِ.»(يس، آيه 37ـ38).

    نشانه‌اي [ديگر] براي آنها شب است كه روز را [مانند پوست] از آن بر مي‌كنيم و به ناگاه آنان در تاريكي فرو مي‌روند و خورشيد به [سوي] قرارگاه ويژه خود روان است. تقدير آن عزيز دانا اين است.


    «لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلُّ فِي فَلَكِ يَسْبَحُونَ» [يس، آيه 40)

    نه خورشيد را سزد كه به ما رسد، و نه شب به روز پيشي جويد و هر كدام در سپهري شناورند.


    «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلُّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» (انبياء، آيه 43)

    اوست آن كسي كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است. هر كدام از اين دو در مداري [معين] شناورند.


    «وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلُّ يَجْرِي لِاَجَلِ مُسَمّيً» (رعد، آيه 2)

    و خورشيد و ماه را رام گردانيد؛ هر كدام براي مدتي معين به سير خود ادامه مي‌دهند.


    «وَسَخَّرَ لَكُمْ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَيْنِ » (ابراهيم، آيه 33)

    خداوند خورشيد و ماه را در حالي كه هر دو در حال حركت هستند، به نفع شما مقهور و مسخر گردانيد.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۰۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نكته‌هاي تفسيري


    1ـ آيات بالا براي معرفي نشانه‌هاي حق است و به مردم يادآوري مي‌شود تا ايمان آنان تقويت شود: از اين رو، آيات سوره يس با كلمه «وَآيَةُ لَهُمة...» شروع مي‌شود و آيه 2 سوره رعد با جمله « لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ»؛ "اميدكه شما به لقاي پروردگارتان يقين حاصل كنيد" پايان مي‌يابد.


    2ـ «لام» در كلمه «لمستقر» ممكن است به چند معنا باشد:

    الف: لام به معناي «الي» "خورشيد به سوي قرارگاه خود روان است" (3)

    ب: لام به معناي «في» "خورشيد در قرارگاه خود روان است" (4)

    ج: لام براي غيات «تا» باشد "خورشيد تا قرارگاه خود روان است" (5)

    د: لام به معناي تأكيد باشد "خورشيد روان است مر قرارگاه خود را".


    3ـ آيه بالا به نحو ديگري نيز قراءت شده است: «وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لامُسْتَقَرَّلَهَا»؛ "خورشيد روان است و قرارگاه ندارد".(6)


    4- كلمه مستقر در «لمستقر» ممكن است ميمي، يا اسم زمان و يا اسم مكان باشد . پس بدين معناست "خورشيد به طرف قرار گرفتن خود حركت مي‌كند"؛ و يا "تا آن جا كه قرار گيرد حركت مي‌كند". يعني تا سرآمدن اجل آن و يا زمان استقرار و يا محل استقرارش حركت مي‌كند" (7)


    اين احتمال (سرآمدن اجل يا زمان اسقرار) به وسيله آيه «كُلِّ يَجْرِي لاِجَلِ مُسَمّيً» (رعد، آيه 2) تأييد مي‌شود؛ چرا كه «لاجل مسمي» به جاي «لمستقرلها» به كار رفته است. مگر آن كه ادعا شود كه آيه «وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمْسْتَقَرِّلَهَا» (يس، آيه 38) مي‌خواهد در مورد خورشيد به مطلب تازه‌اي اشاره كند كه در آيات ديگر (فاطر، آيه 13؛ رعد، آيه 2؛ زمر، آيه 5) اشاره نشده بود. يعني خورشيد و ماه هر دو زمان استقرار و پايان زماني حركت دارند و علاوه بر آن، خورشيد پايان ‌مكاني نيز دارد.


    5 ـ ابن كثير نيز در تفسير خود در مورد «لمستقر لها » دو احتمال را مطرح كرده است:

    اول : مقصود مستقر مكاني باشد. يعني تحت عرش الهي كه نزديك زمين است.

    دوم : مقصود انتهاي سير خورشيد در قيامت باشد.(8)


    6ـ فلك در لغت به معناي كشتي است و فلك به معناي مجراي كواكب است كه به سبب شباهت آن با كشتي (در شناور بودن) فلك ناميده شده است.(9)


    تفسير نمونه در معناي فلك نوشته است:
    "كلمه فلك در لغت به معني برآمدن پستان دختران و شكل دوراني به خود گرفتن است سپس به قطعاتي از زمين كه مدور است و يا اشياي مدور ديگر نيز اطلاق شده و از همين رو به مسير دوراني كواكب نيز اطلاق مي‌شود." (10)


    سيد هبة الدين شهرستاني با ذكر 14 دليل اثبات مي‌كند كه كلمه «فلك» در اسلام به معناي مدار نجوم و مجراي كواكب است.(11)


    7ـ يسبحون از ماده «سباحت» در اصل به معناي حركت سريع در آب و هواست.(12)


    8ـ دائبين از ريشه «دأب» است كه به معناي «ادامه دادن به سير» است ، و به معناي عادت مستمره هم مي‌آيد.(13)


    البته تفسير نمونه نوشته است: دائب از ريشه «دئوب» به معني استمرار چيزي در انجام يك برنامه به صورت يك حالت و سنت است... ولي در معني دائب، «حركت در مكان» نيفتاده است؛ و لذا نور افشاني و اثر تربيتي، خورشيد را مدلول دائب مي‌كند.(14)


    اما به نظر مي‌رسد كه با توجه به سخن راغب اصفهاني ايشان به يكي از معاني دائب توجه نكرده است (ادامه دادن به سير) . هر چند كه تفسيرنمونه هيچ منبع لغوي را نيز دراين مورد معرفي نكرده است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۰۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خورشيد و حركات آن در تاريخ علم


    خورشيد ستاره‌اي است كه هر انساني مي‌تواند هر روز آن را ببيند و حركت كاذب روزانه ـ از طرف مشرق به مغرب ـ (15) هميشه توجه انسان را به خود جلب كرده است.


    انسان‌ها تا قرن‌ها فكر مي‌كردند كه خورشيد به دور زمين مي‌چرخد و هيئت بطلميوسي نيز بر همين اساس پايه‌گذاري شده بود كه زمين، مركز جهان (16). حكيم مزبور كره زمين را ساكن و مركز كليه كرات پنداشته بود.


    "سه چهارم از سطح زمين را آب فراگرفته و كره هوا به مجموع خاك و آب احاطه كرده و كره هوا را كره آتش در ميان گرفته و آتش را كره قمر در آغوش دارد. (فلك قمر را جز خود ماه ستاره‌اي نيست) و پس از فلك قمر افلاك عطارد و زهره و شمس و مريخ و مشتري و زحل به ترتيب هر فلك بعدي محيط بر فلك قبلي است و هر يك را فقط يك ستاره است كه هم به نام آن ناميده مي‌شود.

    پس از فلك زحل كره هشتم يا فلك ثوابت است كه جميع كواكب ثابته مانند ميخ بر پيكر آن كوبيده است. پس از فلك هشتم كره نهم يا فلك اطلس است كه تمام افلاك هشت ‌گانه به ترتيبي كه ذكر شد؛ در شكم آن جا دارد. (مانند پيازي كه لايه‌لايه بر همديگر هستند) فلك مزبور خالي از ستاره و داراي قطر نامحدود است... و در يك شبانه‌روز با كليه افلاكي كه در جوف آن است، به گرد زمين مي‌چرخد".(17)


    هيئت بطلميوسي هفده قرن بر فكر بشر حكومت كرد و پس از آن كپرنيك (1544 م ) هيئت جديد (هيئت كپرنيكي) را ارائه داد كه بر اساس آن زمين به دور خورشيد مي‌چرخيد؛ ولي شكل چرخش را دايره‌اي مي‌دانست كه پس از كپلر(1650 م) شكل بيضوي گردش زمين به دورخورشيد را كشف كرد. سپس عقيده اين دو نفر توسط گاليله ايتاليايي مدلل گرديد (18) و از آن پس نظام منظومه شمسي به صورت نوين پايه‌گذاري شد كه سيارات به دور خورشيد مي‌چرخد (عطارد ـ زهره ـ زمين ـ مريخ ـ مشتري ـ زحل ـ اورانوس ـ نپتون ـ پلوتون).


    ولي هنوز عقيده اخترشناسان (حتي كپرنيك، كپلر و گاليله) بر آن بود كه خورشيدثابت ايستاده است(19).


    حتي در ادعانامه‌اي كه عليه گاليله در دادگاه خوانده شد، او را به اعتقاد به سكون خورشيد ـ برخلاف گفته كتاب مقدس كه خورشيد را كه متحرك مي‌دانست ـ (20)متهم كردند و او حاضر نشد حركت خورشيد را بپذيرد. (21)



    در اعصار جديد روشن شد كه خورشيد داراي چند حركت است:


    اول: حركت وضعي كه هر 5/25 روز يك بار به دور خود مي‌چرخد.

    دوم: حركت انتقالي از جنوب آسمان به سوي شمال آن كه هر ثانيه 5/19 كيلومتر همراه با منظومه شمسي حركت مي‌كند.

    سوم : حركتي انتقالي كه با سرعت 225 كيلومتر در ثانيه به دور مركز كهكشان مي‌گردد؛ كه در اين حركت نيز منظومه شمسي را به همراه خود مي‌برد. (22)


    البته براي خورشيد حركت‌هاي ديگري نيز گفته شده كه در «نكته‌هاي علمي» اشاره مي‌كنيم.




    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۱۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسرار علمي در آيات مربوط به خورشيد



    در مورد آيات مربوط به حركت خورشيد مفسران قرآن دو گروه شده‌اند:


    گروه اول: مفسران قديمي؛ مفسران قرآن كريم از دير زمان در پي فهم آيات مربوط به حركت خورشيد بودند ولي از طرفي نظريه هيئت بطلميوسي بر جهانيان سايه افكنده بود و از طرف ديگر، ظاهر آيات قرآن (در مورد حركت خورشيد و زمين در مدار خاص خودشان) هيئت بطلميوسي را برنمي‌تافت.

    از اين‌رو، برخي از مفسران در پي آن شدند تا با توجيه خلاف ظاهري آيات قرآن را با هيئت بطلميوسي و حركت كاذب روزانه خورشيد سازگار كنند.


    طبري (310 ق) در تفسيرش حركت خورشيد را بر همان حركت روزانه، و محل استقرار خورشيد را دورترين منازل، در غروب مي‌داند.(23)


    طبرسي(م548 ق)، مفسر گران قدر شيعه مي‌گويد:

    "در مورد استقرار خورشيد سه قول است:

    يك: خورشيد جريان مي‌يابد تا اين كه دنيا به پايان برسد. بنابراين، به معناي اين است كه محل استقرار ندارد؛

    دو: خورشيد براي زمان معيني جريان دارد و از آن‌ جا تجاوز نمي‌كند؛

    سه: خورشيد در منازل خود در زمستان و تابستان حركت مي‌كند و از آن‌ها تجاوز نكند.

    پس همان ارتفاع و هبوط خورشيد محل استقرار اوست".(24)


    شهرستاني در مورد آيه:«كُلُّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» (يس، آيه 40)نوشته است: "هر يك در فلكي شنا مي‌كنند".


    مكرر گفتيم كه ظاهر اين آيه با هيئت قديم راست نمي‌آمد؛ زيرا بنابر آن هيئت، حركت كوكب در جسم فلك ممتنع است و از اين جهت قدما ظاهر آيه را حمل بر مجاز كرده سباحت را هم به معناي مطلق حركت گرفته و گفته‌اند مقصد اين است كه هر ستاره‌اي با فلك خود بالتبع حركت مي‌كند."

    اين در حالي است كه در آيه « في » (در) دارد يعني خورشيد در فلك و مدار شناور است.

    هم‌ چنين در مورد آيه «وَالشَّمْسُ تَجْرِي» (يس، آيه 38) نوشته است: "متقدمان بدين آيه احتجاج كرده حركتي را كه از طلوع و غروب آفتاب مشاهده مي‌شود متعلق به جرم خورشيد دانسته‌اند. ولي در معناي كلمه «مستقر» دچار اضطراب و اختلاف عقيده شده‌اند.

    ... برخي گفته‌ ‏آفتاب سير مي‌كند تا مستقر خود كه برج حمل است. (كه لازمه آن سكون خورشيد در برج حمل است و اين معنا باطل است)(25)


    عجب اين است كه صاحب تفسير نمونه نيز در تفسير آيه «كُلُّ فِي فَلَكِ يَسْبَحُونَ» (يس، آيه 40) احتمال مي‌دهد كه مقصود همين حركت خورشيد برحسب حس ما يا حركت ظاهري [كاذب و خطاي ديد] باشد و آن احتمال را در كنار احتمالات ديگر مي‌آورد و رد نمي‌كند.(26) در حالي كه اين آيات در مقام شمارش آيات خداست و حركت كاذب نمي‌تواند آيه و نشانه الهي باشد.(27)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۱۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گروه دوم: مفسران و صاحب‌نظران جديد؛ پس از آن كه در هيئت جديد، حركت زمين به دور خورشيد معناي جديدي پيدا كرد و متخصصان، صاحب‌نظران و مفسران قرآن در اين مورد اظهار نظرهاي متفاوتي كردند و برداشت‌هاي زيبايي از آيات به عمل آوردند، كه بدان‌ها اشاره مي‌كنيم:


    الف: حركت انتقالي خورشيد در درون كهكشان راه شيري (حركت طولي)؛


    مفسر معاصر، آية الله مكارم شيرازي پس از اشاره به تفسيرهاي «تجري» (يس، آيه 38) نوشته است:
    "آخرين و جديدترين تفسير براي آيه فوق همان است كه اخيراً دانشمندان كشف كرده اند. آن، حركت خورشيد با مجموعه منظومه شمسي در وسط كهكشان ما به سوي يك سمت معين و ستاره دور دستي كه آن را ستاره وگا ناميده‌اند، مي‌باشد.(28)

    در جاي ديگر«جريان» را اشاره به حركت طولي مي‌داند.(29)


    تذكر: در اين معنا بايد «لام» در «لمستقر لها» را به معناي «الي» بگيريم. يعني: "خورشيد به سوي قرارگاه خود جريان دارد." همان‌گونه كه برخي از نويسندگان عرب بدان تصريح كرده‌اند.

    يكي از صاحب‌نظران پس از اين كه حركت خورشيد از جنوب به سوي شمال آسمان را 5/19كيلومتر در ثانيه مي‌داند، در ادامه به آيه 2 سوره رعد و 33 سوره ابراهيم در مورد حركت خورشيد استناد مي‌جويد. (30)


    يكي ديگر از نويسندگان معاصر در مورد كلمه «مستقر‌» در آيه «تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا» نوشته است:

    "اين حركت به سوي قرارگاه شايد همان حركت خورشيد به سوي ستاره وگا باشد كه علم نجوم امروز بدان پي برده است و سپس آن را معجزه علمي قرآن مي‌داند".(31)


    علامه طباطبايي(ره) پس از آن كه جريان شمس را همان حركت خورشيد مي‌داند، نوشته است:

    "اما از نظر علمي تا آنجا كه بحث‌هاي علمي حكم مي‌كند قضيه درست بر عكس (حس) است. يعني خورشيد دور زمين نمي‌گردد بلكه زمين به دور خورشيد مي‌گردد و نيز اثبات اينكه خورشيد يا سياراتي كه پيرامون آن هستند به سوي ستاره (نسر ثابت) حركت انتقالي دارند... ". (32)


    سيد هبة الدين شهرستاني حركت خورشيد را به طرف ستاره‌اي بر ران راست « جائي» معرفي مي‌كند و در جاي ديگر آن را به طرف مجموعه نجوم (هركيل) مي‌داند(33)؛ و كلمه «تجري» را اشاره به حركت انتقالي خورشيد مي‌داند.(34)


    طنطاوي در تفسير الجواهر نيز پس از ذكر مقدمه‌اي در انواع حركات، آيه بالا را برحركت خورشيد و مجموعه همراه او به دور يك ستاره (كوكب) حمل مي‌كند و سپس مطالبي طولاني در مورد حركت‌هاي هواپيماها، اتومبيل‌ها و ... مي‌دهد كه ربطي به تفسير آيه ندارد. (35)


    در همين مورد، كتاب زنده جاويد و اعجاز قرآن اثر مهندس محمد علي سادات، و نيز قرآن و اخرين پديده‌هاي علمي، اثر مهندس جعفر رضايي فر، و نيز القرآن الكريم و العم الحديث، اثر دكتر منصور محمد حسب النبي، مطالب مشابهي دارند.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۲۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ب: حركت انتقالي خورشيد همراه با كهكشان: (حركت دوراني)


    آية الله مكارم شيرازي: در مورد آيه «كُلُّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» (يس، آيه 40) "هر كدام از آن‌ها در مسير خود شناورند" دو احتمال مي‌دهند:

    يك: حركت خورشيد به حسب حس ما يا حركت ظاهري [حركت كاذب روزانه خورشيد كه در اثر حركت زمين به خطا ديده مي‌شود و عرف مردم اين حركت را به خورشيد نسبت مي‌دهند.]؛

    دوم: منظور از شناور بودن خورشيد در فلك خود، حركت آن همراه با منظومه شمسي و همراه با كهكشاني كه ما در آن قرار داريم، مي‌باشيم؛ هر چند كه امروزه ثابت شده است كه منظومه شمسي ما جزئي از كهشكشان عظيمي است كه به دور خود در حال گردش است .

    در پايان، اين آيه «فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» را اشاره به حركت دوراني خورشيد مي‌داند كه برخلاف هيئت بطلميوسي حاكم در زمان نزول قرآن سخن گفته است و بدين ترتيب معجزه علمي ديگري از قرآن به ثبوت مي‌رسد. (36)


    يكي از صاحب‌نظران نيز پس از آن كه حركت دوراني خورشيد را هر 200 ميليون سال يكبار با سرعت 225 كيلومتر در ثانيه به دور مركز كهكشان مي داند به آيه 2 سوره رعد و 33 سوره ابراهيم براي اثبات حركت خورشيد استناد مي‌جويد. (37)


    دكتر موريس بوكاي با استناد به آيه 33 سوره انبياء و 40 سوره يس «كُلُّ فِيفَلَكٍ يَسْبَحُونَ» نتيجه مي‌گيرد كه قرآن تصريح كرده كه خورشيد روي مداري حركت مي‌كند. در حالي كه اين مطلب بر خلاف هيئت بطلميوسي رايج در عصر پيامبر(ص)بود. اومي‌گويد: "با اين كه نظر بطلميوس در زمان پيامبر اسلام(ص) هم مورد گرايش بود در هيچ جاي قران به چشم نمي خورد. "


    سپس با اشاره به ترجمه‌هاي غلط قرآن به زبان فرانسه كه فلك را به معناي مغسوس (كره آسماني ـ ميله آهني) آورده‌اند چون نمي‌توانستند حركت دوراني خورشيد را تصوركنند. مي‌گويد اولين ترجمه قرآن كه به زبان فرانسوي كلمه «فلك» را «مدار» ترجمه كرد ترجمه «حميدالله» دانشمند پاكستاني بود. (38)


    سيد هبة الدين شهرستاني در مورد حركت خورشيد و منظومه شمسي(از قول برخي) نقل كرده است:

    "خورشيد با همه اتباع خود به دور روشن‌ترين ستاره‌اي كه در ثرياست مي‌چرخد و نام آن ستاره به زبان فرنگي « الكبوتي» و به زبان عربي « عقد الثريا» است."


    برخي ديگر از نويسندگان مثل عبدالرزاق نوفل همين حركت دوراني را به آيات قرآن(يس، آيه 40) نسبت داده‌اند. (39)


    استاد مصباح يزدي نيز با طرح آيه بالا (يس، آيه 40) نوشته است:

    "قرآن، فلك را چون دريايي مي‌داند،‌كه اجرام در آن حركت دارند و شناورند. پيداست كه منظور فضايي است كه اين اجرام بر آن حركت مي‌كنند و مدار حركتشان را درآن فضا تعيين مي‌كنند . نه آن‌چنان كه قدما مي‌گفتند: فلك حركت مي‌كند و آن‌ها درفلك ثابت‌اند.
    قرآن از ابتدا «فرضيه فلكيات» قديم را مردود دانسته است... پس از اين آيه مي‌توان استفاده برد كه اجراي علوي، همه در حركت‌اند و اين چيزي است كه نجوم جديداثبات مي‌كند".(40)


    تذكر: به نظر مي‌رسد كه ظاهر آيه همين معناي دوم (حركت خورشيد در يك مدار) است كه با توجه به جمله ذيل آيه «كُلُّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» تأييد مي‌شود.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۳۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ج: حركت وضعي خورشيد به دور خود


    در تفسير نمونه آمده است:

    "بعضي ديگر آن «تجري» (يس، آيه 38) را اشاره به حركت وضعي كره آفتاب دانسته‌‌اند؛ زيرا مطالعات دانشمندان به طور قطع ثابت كرده كه خورشيد به دور خود گردش مي‌كند.(41)

    سپس در پاورقي توضيح داده است كه بر طبق اين تفسير «لام» در «لمستقرلها» به معناي «في» (در) است.(42)


    تذكر: در اين صورت معنا اين گونه مي‌شود: «خورشيد در قرارگاه خود جريان دارد.» [و به دور خود مي‌چرخد].


    احمد محمد سليمان نيز در كتاب القرآن و العلم نوشته است كلمه لام در عربي 13معنا دارد و سپس توضيح مي‌دهد كه اگر لام به معناي «في» باشد حركت وضعي خورشيد را مي‌رساند و اگر به معناي «الي» باشد حركت انتقالي خورشيد را مي‌رساند و سپس مي‌گويد اين معجزه بلاغي قرآن است كه يك كلمه «لمستقرلها» دو معجزه علمي را باهم مي‌رساند. (43)


    سيد هبة الدين شهرستاني نيز از علامه مرعشي شهرستاني (سيد محمد حسين) و غير او نقل مي‌كند كه احتمال داده‌اند؛ كلمه «مستقر» به معناي محل استقرار و حرف لام به معناي «في» و مقصود حركت وضعي آفتاب باشد.(44)


    يكي از صاحب‌نظران نيز پس از آن كه حركت وضعي خورشيد را 5/25 روز يك مرتبه به دور خود معرفي مي‌كند به آيه 2 سوره رعد و 33 سوره ابراهيم در مورد اثبات حركت خورشيد استناد مي‌جويد.(45)


    برخي ديگر از نويسندگان مثل؛ محمد علي سادات، آيه 38 و 40 سوره يس را دليل حركت وضعي خورشيد گرفته‌اند.(46)


    يكي ديگر از صاحب‌نظران نيز با ذكر اين كه ممكن است لام در كلمه «لمستقر» به معناي «في» يا «تأكيد» باشد آن را اشاره به حركت وضعي خورشيد مي‌داند. (47)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸ در ساعت ۰۷:۳۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود