صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آداب تعلیم و تعلم (حقوق متقابل استاد و شاگرد)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    آداب تعلیم و تعلم (حقوق متقابل استاد و شاگرد)




    یا لطیف
    آداب تعلیم و تعلم - بخش اول
    مقدمه
    بزرگی می فرمود :" سابقا اگر کسی می خواست درس بخواند در حاشیه ی جامع المقدمات ، آداب المتعلمین مختصر و مفیدی نوشته شده بود که ابتدا آن را می خواند و بعد وارد درس می شد . اما در این عصر که عصر رهایی و رها شدن است متاسفانه کم تر کسی به رعایت آداب تعلیم و تعلم اهمیت می دهد و اکثرا در آداب آن تعلل می ورزند . این در حالیست که هر عملی تحت انجام آدابش به کمال می رسد".
    امروزه بر خلاف گذشته کلاس درس و استاد حرمت خاص خود را از دست داده اند . باید ها چوب حراج خورده است و نباید را سر دست می برند!
    به راستی چرا بسیاری از ارزش ها از دید برخی متعلمین و معلمین ، منسوخ شده است؟! اموری که در مدرسه ارزشمند و مقدس تلقی می شوند هم چون کسب اجازه برای خروج از کلاس ، حضور به موقع در کلاس درس ،برخاستن از جای به هنگام پاسخ گویی به سوال معلم و... در دانشگاه به ضد ارزش تبدیل شده و یا کم تر رعایت می شوند !
    شکی نیست که عدم تربیت صحیح و عدم آگاهی از حقوق استاد و شاگرد ، سر منشأ آن است .
    در کتاب ارزشمند منیه المرید ، شهیدثانی (ره) با ذکر آیات و روایات ، به تفصیل ، آداب تعلیم و تعلم را بیان فرموده اند ، و قطعا مطالعه ی آن خالی از لطف نخواهد بود ، لکن در این جا سعی می شود تنها بخشی از آن آداب ذکر شود که إن شاء الله راه گشایی برای بنده و دیگر علاقمندان باشد.

    بخش دوم - اهمیت علم

    در اهمیت علم و علم آموزی احادیث و روایات بسیاری وارد شده که از حوصله این مقال خارج است لذا تنها به ذکر یکی از آن ها بسنده می کنیم :
    از
    امام رضا - علیه السلام- روایت شده است که ایشان از پدران خود روایت فرمودند که : حضرت رسول - صلوات الله علیه وآله - فرمودند : " طلب علم بر هر مسلمان واجب است .پس علم را طلب کنید از جایی که گمان آن را دارید ، آن را از اهلش کسب کنید
    ، به درستی که تعلیم علم از برای خدا حسنه ، و طلب آن عبادت است ؛ و ذکر کردن آن با یک دیگر تسبیح پروردگار است ، و عمل کردن به آن جهاد در راه خداست ؛ و یاد دادن آن به کسی که نمی داند تصدق کردن است ، و رسانیدن به اهلش تقرب به خداست ، زیرا که به وسیله ی آن مسائل حلال و حرام دانسته می شود ، و به وسیله ی آن راه بهشت به اهلش روشن و ظاهر می شود . و آن انیس در وحشت ، و مصاحب و رفیق در تنهایی و غربت است . وهم زبانی در خلوت و راهنمایی در هر حالت ، و سلاح در مقابل دشمنان و زینت در نزد دوستان است ؛ و به سبب علم ، خدا مرتبه ی قومی را بلند می کند و ایشان را راه نمای مردم به سوی خیر می گرداند ، تا مردم متابعت آثار ایشان را کنند و اقتدا به افعال و اعمال ایشان نمایند .
    ملائکه به دوستی ومحبت ایشان رغبت می نمایند و بال های خود را برایشان می گسترانند . و هر خشک و تری برای آن ها طلب آمرزش می کند ، حتی ماهیان دریا و حیوانات صحرا.
    به درستی که به وسیله ی علم دل ها از جهل زنده می شود و دیده های بصیرت روشن می گردد و بدن های ضعیف قوی می شود و علم بنده را به سر منزل اخیار و مجالس ابرار و به درجات بلند و مراتب ارجمند در دنیا و آخرت می رساند. و ثواب ذکر علم معادل ثواب روزه داشتن است و درس دادن آن برابر عبادت شب هاست . و به وسیله ی علم اطاعت پروردگار و عبادت او می شود و به سبب آن صله ی ارحام به جا آورده می شود . و حلال و حرام شناخته می شود . علم پیش رو و امام است و عمل تابع آن . خدا علم را به اهل سعادت الهام می کند و ارباب شقاوت را از آن محروم می سازد .
    پس خوشا به حال کسی که خدا او را از حظ علم محروم نگرداند ."(1)
    ........
    ************************************************** ************
    این مطالب حاصل تحقیقی ست که 4 سال پیش انجام دادم ، متاسفانه منبع حدیث را یادداشت نکردم اما از منابع معتبر برداشت شده و سعی میکنم که هر چه زودتر منبع را بیابم

    بخش سوم - منظور از علم نافع چیست؟

    اگر چه تمامی علوم کمال بخش روحند و زیبایی بخش نفس ، اما در شرافت و تکمیل و وجوب تحصیل متفاوتند ؛ زیرا علوم بر دو قسم اند :

    الف : علوم دنیوی :
    علومی که تنها برای دنیا سود می بخشند . مانند طب ،هندسه ، نجوم ، عروض ، موسیقی ، حساب و... . از این ها چندان بهجت و سعادتی برای انسان در عالم عقبی حاصل نمی شوتد و به همین دلیل تحصیل آن ها واجب نیست ؛ البته گاهی اتفاق می افتد که درتحصیل برخی مسائل ، بعضی از این علوم واجب کفایی می شوند .

    ب : علوم اخروی :
    ثمره ی اصلی آن کسب سعادت اخروی است و شامل موارد زیر می شود :
    1- علم الهی : که به وسیله ی آن ، اصول عقاید دین و احوال مبدأ و معاد شناخته می شود . و از امام صادق (ع) مروی است که فرمودند : " اگر مردم فضیلت شناخت خدا
    را بدانند به متاع دنیا و نعمت های آن چشم نخواهند انداخت . ودنیا در نزدشان کم تر خواهد بود از آن چه بر آن راه می روند که خاک باشد ، و متنعم و متلذذ خواهند شد به معرفت خدا ، مانند تلذذ کسی که همیشه در روضه های بهشت با اولیاء الله بوده باشد . به درستی که معرفت خدا در هر وحشتی مونس و در هر تنهایی رفیق ، و در هر ظلمتی نور و در هر ضعیفی قوت و شفای هر دردی است" .
    2- علم اخلاق :
    که توسط آن راه تحصیل سعادت و آن چه به واسطه ی آن ، نفس نجات می یابد یا به هلاکت می رسد ، فهمیده می شود .
    3- علم فقه :
    که به وسیله ی آن کیفیت عبادات و معاملات و حلال و حرام و آداب و احکام ، درک می شود.
    تحصیل این سه علم واجب و لازم است و نیز علومی که مقدمات کسب این ها هستند: علم لغت عربی ، حدیث و تفسیر.

    در یک تقسیم بندی دیگر علم و دانش به دو گونه هستند :
    1-
    علمی که به قلب و درون انسان راه یافته
    ( و روح انسان را سامان می دهد ) چنین علمی می تواند نافع و سودمند باشد .
    2-
    علمی که بر سر زبان متوقف مانده ( و به دل و درون انسان رسوخ نکرده )است . این گونه علم و دانش به صورت حجت و دلیل کوبنده ی خدا نسبت به افراد بشر در میآید . همان گونه که در روایت آمده : " إنی لا اتخوف علی امتی مومنا و لا مشرکا . فأما المومن فیحجزه ایمانه و أما المشرک فیقمعه کفره . و لکن أتخوف علیکم منافقا علیم اللسان ، یقول ما تعرفون و یعمل ما تنکرون ". ( همانا من نسبت به امت خود از مومن و مشرک بیم ندارم . زیرا ایمان مومن از او نگهبانی می کند و کفر مشرک ، موجبات قلع و قمع او را فراهم می آورد. من از منافق و فرد دو رو (سخت) بیمناکم که خوب حرف می زند و خوب می گوید ولی عملا زشت کردار است )

    ......


    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۰۸/۲۹ در ساعت ۱۳:۰۸ دلیل: افزودن به تاپیک


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    بخش چهار _ آداب تعلیم و تعلم
    الف ) آداب مشترک بین معلم و متعلم
    1- خلوص نیت
    نخستین آداب و آئین های مربوط به معلم و شاگرد که باید در امر تعلیم و تعلم ، به عنوان یک امر ضروری و قطعی مورد توجه قرار گیرد ، این است که در پویایی از علم و یا بذل و اعطای آن به دیگران ، دارای خلوص نیت باشند .
    همان گونه که از رسول اکرم (ص) نقل است که فرموده اند : " إنما الاعمال بالنیات " ؛ چه بسا کسی عملی را که در ظاهر خوب است ، انجام دهد ولی در پرونده ی اعمالش ، به صورت گناه ثبت شود ، چرا که قصد و نیت او در انجام آن ، خالصا برای خدا و رضای او نبوده است ، فلذا فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود .
    در قرآن کریم آمده " و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین ... و ذلک دین القیمه " ( و به آن ها دستوری داده نشده بود جز این که خدا را بپرستند ، در حالی که دین خود را برای او خالص کنند...و این است آئین مستقیم و پایدار)
    پیامبر اعظم (ص) فرمودند : " اگر کسی علم و دانش را از آن جهت فرا گیرد که رضای پروردگار را به دست آورد ، اگر در این مسیر ( جویای هدف دیگری باشد) و بخواهد به وسیله ی آن ، به اغراض دنیوی دست یابد ، هیچ جایگاهی در بهشت نمی یابد. و در حدیث دیگری از آن حضرت نقل شده که فرمودند : " هر کس چهار چیز را هدف دانش آموختن خود قرار دهد ، داخل آتش ( دوزخ) می شود :
    1- بر دانشمندان مباهات ورزد .
    2- با سفیهان ونابخردان ستیزه کند .
    3- توجه مردم را به خود جلب نکماید.
    4- از امرا و دولت مردان ( مال و ثروتی ) اخذ کند."

    2- عمل کردن به علم
    امام صادق (ع) فرمودند : " علم همراه عمل است ، هر که علم دارد باید عمل کند و کسی که عمل کند عالم می شود و علم عمل را می خواند ، پس اگر پاسخ شنید می ماند وگرنه کوچ می کند " .
    هم چنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند : " شدیدترین مردم در روز قیامت از نظر عذاب الهی ، عالمی است که علمش او را سود نبخشیده است " . و باز فرمودند :" هر علمی برای صاحبش در روز قیامت ( هم چون) وزر و وبالی است مگر آن که به آن عمل کرده است " .
    و از امام زین العابدین (ع) روایت شده است :" که در انجیل آمده : تا به آن چه می دانید عمل نکرده اید ، آن چه را نمی دانید ، مجویید ؛ زیرا علم هر گاه به آن عمل نشود جز کفر برای صاحبش ندارد و جز دوری از خدا ، چیزی به او نمی افزاید ".
    رسول اکرم (ص) : " هر که علم را از اهلش فراگیرد و به علم خود عمل کند ، رستگار شود و هر که علم را برای دنیا بخواهد ، بهره ی او همان دنیاست ".
    و ایشان دانشمندان را به دو دسته تقسیم کرده اند و فرموده اند : " دانشمندی که به علم خود عمل کند و این رستگار است و دانشمندی که علمش را کنار گذارد و این هلاک شده است . و دوزخیان از بوی تعفن عالم بی عمل در اذیت و رنج اند و در میان دوزخیان ندامت و حسرت آن کس شدید تر است که بنده ای را به سوی خدا دعوت کند و او دعوت وی را اجابت کند و خدا را اطاعت کند و خدا او را به بهشت در آورد ، و خود دعوت کننده به سبب عمل نکردن به علم خود و پیروی از هوی و هوس و آرزوی دراز به دوزخ درآید. پیروی از هوی و هوس از حق باز می دارد و درازی آرزو ، آخرت را از یاد می برد ".
    3- توکل
    توکل یعنی این که انسان در پیمودن راه حق ، تزلزل به خود راه ندهد و مطمئن باشد که اگر در زندگی هدفی صحیح و خداپسندانه برگزیند و فعالیت خود را متوجه آن کند ، و نتیجه ی کار خود را به خدا واگذارد ، خداوند او را تحت حمایت خود قرار می دهد .
    همان گونه که در آیه 3 از سوره طلاق آمده است : " و من یتوکل علی الله فهو حسبه ، إن الله بالغ أمره ، قد جعل الله لکل شی ء قدرا " ( و هر کس بر خدا اعتماد کند ، خداوند او را بس است ، همانا خدا فرمان خود را به نتیجه می رساند ، خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است " .

    تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...
    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۰۹/۰۸ در ساعت ۰۱:۱۶
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    یه سوال ؟
    درسته که باید حرمت معلم رو نگه داریم اما من یه مشکلی دارم با یکی از معلمین عزیز اونم اینه که موقع اذان به هیچ وجه اجازه رفتن برای خواندن نمازو نمیده در صورتی که من شخصا مقید به خواندن نماز اول وقت هستم حالا شما بگید من با این معلم عزیز چه برخوردی کنم

    یه بارم یه بار که نه باهاش بحثم شد:biggrin:
    بهش گفتم امام حسین تو اون موقعیت حساس نماز اول وقتش ترک نشد . اون وقت ما صدای زنگ تلفن خدا رو میشنویم اما....
    البته ما خاک کف پای امامون هم نیستیم اما ازشون الگو میگیریم

    وای خدا یه دردسر شده بود موقع اذان که میشد نگاه همه بچه ها به سمت منو معلم بود حالا دوباره بحث شروع میشه منم زیر بار نمیرفتم
    بعضیا هم میگفتن حالا اینقدر جانماز اب میکشی ای خداااااااااااااااااا باور کنید همین یه انگیزه محکمی شده بود که هیچ وقت نمازمو در اول وقتش ترک نکنم

    خارج از کلاس و درس وقتی فراموش میکردم یا صدای اذانو نمیشنیدم وجدانم چنان اذیت میکرد هااااااااااااااااااا شیرفرهاد:biggrin:



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    اولا از آیدی محترم سدید بسیار تشکر می کنم به خاطر این بحث خیلی مهم و ضروری که مطرح کردند و این قدر خوب و دقیق و محققانه مطرح کردند.

    پیشنهاد ؛

    به نظرم نکات و توصیه ها و روایات این باب هم دو دسته هستند بخشی محکم اند و همیشه ثابت و لازم الاجرا و بخشی متشابه اند و وابسته به زمان و مکان و شرایط. برای اینکه مباحث این تاپیک کاربردی شود ، بعضی از این موارد که وابسته به زمان و مکان است متناسب با امروز و زمان ما مطرح شود که کاربردی تر هم باشد.برای تعیین و تبیین این مورد کمکی لازم بود در خدمت هستم.

    *******************

    اما در مورد سوال آیدی محترم اذان ؛

    دقت بفرمایید که اولا خیلی وقت ها لازم نیست ما وارد بحث بشیم و از انجا که ما اگر ضمن قبول قوانین و شروط جایی به آنجا رفتیم ، باید تابع باشیم و این واجب است. لذا شما تعهد دادید که من می آم این موسسه درس بخونم به شرط تابع تصمیم معلم و استاد بودن و در زمان های مشخص شده در کلاس حضور داشتن. وفای به عهد واجب است ولی نماز اول وقت مستحب است لذا شما نمی تونید به خاطر یک مستحب از یک واجب بگذرید.

    ثانیا اینکه نماز اول وقت موضوعیت نداره ، بلکه طریقیت داره. یعنی خودش هدف نیست ، نماز اول وقت نمی خوانیم که نماز اول وقت خوانده باشیم ، بلکه طریقیت داره ، وسیله است ، واسطه است برای هدف دیگر که همانا جلب رضای خدا و توجه به حضور و امر خداست.
    پس اصل اساسی و هدف اول و آخر کسب رضای خدا و انجام وظیفه است.
    لذا اگر در جایی کار دیگری بر نماز اول وقت ضرورتا مقدم بود ، و وانجام وظیفه و رضای خدا در کار دیگری بود ، اینجا آن نماز اول وقت ارزش که ندارد هیچ ، چون نقض غرض شده و منافی با خود هدف است که رضای خدا و انجام وظیفه بود ، لذا ایراد هم دارد.
    مثلا مسئول اداره ای مردم را در گرما و سرما معطل کند پشت در اتاقش که دارد نماز اول وقت می خواند ، یا فرزندی که پدر یا مادرش نیاز به کمک دارند و صدایش می کنند ، او نها را معطل می کند برای نماز اول وقت ، یا کسی که با عده ای رفته سفر ، همه را ناراحت می کند و برنامه ی مدیر سفر را به هم میریزد و موجب الافی و ناراحتی افراد و دل زدگی اونها از فرد دین دار و به تبع دین می شود به خاطر اینکه می خواهد نماز اول وقت بخواند ، یا مثلا به عنوان مهمان رفته ماه رمضان خانه ی کسی ، میزبان سفره چیده و برنامه ریزی کرده که اول افطار شود و بعد نماز ، برنامه را به هم بریزد ، بگوید سفره جمع شود نماز اول وقت و کلی زحمت بیندازد صاحب خانه را که نماز اول وقت بخواند ، و..... و می دانید که مواردی ذکر شده که اتفاقا تاخیر نماز بهتر است مثل اینکه شما نماز فرادی را به تاخیر بندازید برای شرکت در نماز جماعت این خودش مستحب است ، لذا در مدارس که بعد از کلاس جماعت تشکیل می شه شما فرادی را تاخیر انداختید برای شرکت در جماعت که این کار خودش مستحب است.

    لذا باید توجه کنید که هدف اصلی رضای خدا و انجام وظیفه است در لحظه ، نه اینکه خود نماز اول وقت بشود هدف و بگوییم در هر زمان و هر مکان و هر شرایطی به هر نحوی ولو به زحمت انداختن بقیه باید نماز اول وقت خواند و این قطعا مورد رضای خدا هم نیست.

    الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    یالطیف
    باسلام و سپاس از همه ی کاربرانی که این مطلب را مورد عنایت قرار دادند .متاسفانه به علت ذیغ وقت فرصت نشده که تمامی مطالب را در این تاپیک ، یک جا قرار بدهم . با حرف جناب طارق موافقم که إن شاء الله با کامل شدن تاپیک ، این مشکل نیز رفع خواهد شد . علی الخصوص که بعضی از آدابی که ذکر می شود مختص قدیم و یا حوزه هاست و در مدرسه و دانشگاه کاربرد چندانی ندارد . و تصور بنده این است که با خواندن و اندکی توجه ، شخص مخاطب متوجه کاربرد آن خواهد شد . اما چنان چه این مطلب واضح نبود ، خوشحال می شوم که دوستان، بنده را در تصحیح آن یاری دهند.
    با تشکر.سدید
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    4-حسن خلق ، تواضع ، بذل تمام توان
    چهارمین مطلبی که معلم و متعلم بایستی به عنوان یک خصیصه دارا باشند ، حسن خلق است . همان طور که امام حسن –علیه السلام- نیز فرموده اند که : " زیباترین زیبایی ها ، اخلاق نیکوست " .
    هم چنین متواضع و فروتن باشند که تواضع ، سبب وقار علم می شود . امام صادق – علیه السلام – فرمودند : " علم را بجویید و خود را به همراه آن با حلم ( صبر ) و وقار بیارایی و نسبت به دانش آموزان خود تواضع کنید و نسبت به استاد خود فروتن باشید و از عالمان متکبر نباشید که رفتار باطلتان ، حق شما را از میان می برد " .
    دیگر این که باید تمام سعی و تلاش خود را در تکمیل نفس خویش به کار گیرند . از امیر المومنین علی – علیه السلام – روایت شده است : " آیا می خواهید شما را از فقیهی ( دانشمند ژرف اندیشی ) باخبر کنم که فقیهی واقعی است ؟ کسی که مردم را از رحمت خدا نومید نکند ، و از عذاب خدا ایمن نگه ندارد ، واجازه ندهد معصیت خدا را کنند ؛ و قرآن را به خاطر علاقه ی خود به چیز دیگر رها نکند . آگاه باشید در علمی که فهمیده نشود خیر نیست . آگاه باشید در قرائتی که با تدبر نباشد خیر نیست ، آگاه باشید در عبادتی که با تفکر ( همراه ) نباشد خیر نیست " .
    5-همت والا ، نفس پاکیزه ، روی گردانی از ملوک
    لازم است که معلم و متعلم ، دارای همتی عالی باشند و در هر فنی که وارد می شوند با تلاش و پشتکار آن را کامل کنند و به مفاهیمی که می فهمند عمل کنند تا به حقیقت رسند ؛ چون علم دانستن حقایق است نه دانستن الفاظ و مفاهیم.
    عالم باید در علم خود بخیل باشد یعنی هر مطلبی را به هر کسی یاد ندهد تا وقتی که اهلش را بیابد که آن کس عالی همت و شایسته باشد .
    ملاصدرا برای پذیرش شاگرد شروطی داشت :
    1-ترک گناه بالمره
    2-2- طلب کردن دنیا به قدر روزی ( ضرورت)
    3-3- دوری از ریاست
    4-4- باهوش بودن
    5-دیگر آن که از پادشاهان و اهل دنیا روی گردان باشند . از رسول اکرم – ص – روایت شده که فرمودند :" فقیهان ، امینان انباء هستند مادامی که وارد دنیا نشوند ". پرسیده شد : " یا رسول الله منظور از دخول ایشان در دنیا چیست ؟ " فرمودند : " تبعیت از سلطان ، پس هنگامی که آن ها را این چنین ( دنیا طلب ) دیدید ، نسبت به دین خویش کاملا از آنان دوری کنید " .
    6-حفاظت از ظواهر دین و اجرای آن
    که با یستی معلم و متعلم خود را ملزم به اجرای احکام و شرایع اسلام کنند.
    ب) قسم دوم آداب مشترک :
    1-پیوسته در مطالعه و مباحثه ، تحقیق و تفکر ، تلاش کنند . که تلاش دائمی ، ذهن را از خطر فراموشی حفظ می کند . در رأس همه ی کارهایشان ، علم و دانش را قرار دهند . که أعطی العلم کلک یعطک بعضه ( همه ی خودت را به علم بده ، علم برخی از خودش را به تو می دهد ) .
    حضرت رسول اکرم – ص- :" مذاکره ی علمی ، قلب مرده را احیا می کند " . مذاکره خیلی موثر است چون بعضا اتفاق می افتد که انسان مطلبی را به اشتباه آموخته باشد که اگر وارد مذاکره و مباحثه شود و آن چه را آموخته به دیگران عرضه کند به اشتباه خود پی می برد .
    2-سوال متعلم باید برای خدا باشد و پاسخ معلم هم باید بر این اساس باشد که می خواهد او را به خیر برساند. برخی قصدشان از پرسیدن ، کوچک کردن شخص مقابل است خصوصا اگر شخص آگاه به علمی هست نباید در جمع سوالی را مطرح کند که خود را بزرگ نشان دهد و شخص مقابل را کوچک و خوار کند.
    3-معلم و متعلم نباید از یادگیری و استفاده ی علمی از افرادی که در مقام و مرتبت ، سن ، شهرت ، دین داری و... پایین تر و پست ترند ، استنکاف ورزند ( یعنی نباید از روی تکبر خودداری کنند ) بلکه باید از هر کسی که استفاده ی علمی از او امکان پذیر است ، بهره و فایده ای به دست آورند .
    پیامبر اعظم – ص – فرمودند : " حکمت و دانش گمشده ی مومن است . یک فرد با ایمان آن گاه که علم و حکمت را در هر جا بیابد برای دست یابی به آن ، از همه ی افراد دیگر شایسته تر است ."
    4-حرف حق را بپذیرند ولو این که از کسی باشد که از آن ها کوچک تر است .
    5- دارای تأمل ، توجه و دقت زیاد باشند
    6-در مجلس درس حاضر نشوند مگر این که نظیف و پاکیزه باشند و این به خاطر تعظیم علم است چون در مجلس درس ( اگر علم الهی باشد ) ملائکه حضور می یابند .
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    با تشکر از جناب طارق بابت پاسخگویی و تشکر از مطالب با ارزش جناب سدید خدا قوت

    درسته که کار مردم را راه انداختن ثوابش بیشتر از نماز اول وقت هست یا کمک به پدرو مادر واجبتر یا ...

    اما جناب طارق پس اینجا که میگویند امام حسین در صحنه نبرد نماز اول وقتش فوت نشد چی ؟ ایا مهمتر از جان مسئله دیگری هم هست ؟؟


  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او
    عرض سلام و ادب ؛

    در مورد سوال آیدی محترم اذان ؛

    اولا از انجا که ماه محرم در پیش است و شما اشاره به نماز ظهر امام حسین در ظهر عاشورا کردید ، بگذارید اول ماجرای آن نماز و شهادت سعید بن عبدالله را نقل کنم که فضا هم نورانی شود و یک عبرتی هم از سعیدبن عبدالله بگیریم و بعد پاسخ را عرض کنم.

    « هنگام نماز ظهر حسين عليه السلام سعيد بن عبدالله و زهير را فرمود جلوی نمازگزاران بايستند تا حضرت نماز ظهر را بجا بياورد، سعيد بن عبدالله حنفى كه در مقابل حضرت ايستاده بود تيرهائى كه به طرف امام مى آمد به جان مى خريد و حسين عـليه السلام در حال نماز به هر حالتى كه قرار مى گرفت سعيد هم خود را در وضعـى قـرار مـى داد كه با بدن خود جلو تيرها را بگيرد، اين وضع ادامه داشت تا نماز خـاتـمـه يافـت و همـواره تـيرها را گـاهى با دست و گاهى به صورت و سينه و پهلو تـحمـل مى كرد و مانع رسيدن آنها به حسين عليه السلام مى شد تا بر زمين افتاد. سعيد در حال جان دادن چنين مى گفت :الّهمّ العنهم لعن عاد و ثمود، اللّهمّ ابلغ نبيّك عنّى السّلام و ابلغـه مـا لقـيت مـن الم الجراح فانّى اردت ثوابك فى نصرة ذرّية نبيّك . (( خدايا اينان را از رحمـت خـود دور فـرما چنانكه با عاد و ثمود كردى ، بار خدايا پيامبرت را از طرف من سلام برسان و به او بگو چه صدماتى را در يارى ذريه ات كشيدم و جز ثواب تـو هدفـى نداشتـم ))
    آنگـاه مـتـوجه امـام شد و گـفـت : اوفـيت يابن رسول الله ؟ (( آيا به وظيفـه ام عـمـل كردم ؟ ))
    امـام فـرمـود: آرى تـو قـبل از مـن در بهشت خواهى بود. سعيد با شنيدن پاسخ امام با خوشحالى تمام به لقاء الله پـيوست سعـيد هنگام شهادت سيزده تير بر بدنش فرو رفته بود سواى جراحات نيزه و شمشير.
    »

    اولا بسیار عجیب است که ما اگر یک بار کفش در هیئت برای امام حسین جفت کنیم ، یا یک شب حسابی گریه کنیم ، یا در هیئت حسابی کار کنیم ، آن روز تا فردایش منتظر جبران و رسیدن برکات و .... از سوی امام هستیم و کلی هم از خودمان راضی هستیم که وظیفه مان را در حق امام انجام دادیم.
    آنوقت می بینیم سعید بن عبدالله از جانش با اختیار کامل در راه امام زمان گذشته است ، آن هم به بدترین وضع ، یک وقت در مبارزه انسان تیر می خورد ، یک وقت خودش ، خودش را در مقابل تیر میگیرد.
    یا دست و پهلو و بدن و در اخر صورت جلوی تیرهایی که به سوی امام می امده را گرفته ، تازه آخرش که باید کلی مغرور و خوشحال باشد ، با نگرانی به عنوان آخرین کلام و سوال می پرسد : آیا من وبه ظیفه ام عمل کردم؟
    و ثانیا خود همین وظیفه گرایی که در پست قبل عرض کردم ، از همین ماجرا هم هویداست. امثال سعید بن عبدالله هم دنبال خود فعل ، خود عبادت ، نبوده اند. مشخص است که خودت را جلوی تیر بگری برای حفظ جان امام ، ظاهرش خیلی کار الهی و خوب است ، اما او اعتباری برای خود فعل و خود کار و ظاهر کار قائل نبوده ، بلکه وظیفه و انجام وظیفه برایش مطرح بوده.
    و الا می توانست بگوید ، منم می خوام نماز اول وقت بخوانم ، آن هم به امامت امام حسین ، یکی دیگر محافظت کند. اما او در انجا حفاظت از جان امام را از شرکت در نماز اولی تر دانسته و وظیفه تشخیص داده است.

    **************
    اما در توضیح دقیق تر پاسخ سوالتان اینکه ، اینکه فرمودید آیا مهم تر از جان مساله ای مهم تر هست؟؟
    بله قطعا از جان بحث مهم تری هم هست ، و ان همان است که امام حسین به خاطر آن از جانش گذشت. رضای خدا ، انجام وظیفه.

    ما نباید برای ظاهر افعال و خود کارها و وقایع اصالت و اهمیتی قائل شویم ، خود فعل نماز ، خود جان و حفظ جان یا نثار جان و .... اینها مستقلا هیچ اعتباری ندارند ، اینها به جهت کسب رضای خدا و انجام وظیفه نسبت به خداست که اعتبار و ارزش پیدا می کنند.

    آنجا ، آیا اصلا درست است که امام برای اقامه ی نماز خود ، کسی را به شهادت دهند؟ نمی توانستند تک تک و فرادی ، بروند پشت چادر ها نماز بخوانند تا کسی نبیند؟
    این نشان می دهد که انجا هم که امام حسین نمازشان ترک نشده ، برای این نبوده که خود نماز اول وقت موضوعیت داشته و آنجا با ان سختی و با به شهادت دادن یکی دو نفر ، نماز خوانده اند.
    اینکه به هر نحوی شده ، نماز اول وقت و آن هم حتما به جماعت در مقابل دشمن اقامه شده و حتی لازم بوده برای آن جان یکی دو نفر هزینه شود ، نشان می دهد که آنجا خود این کار وظیفه بوده و امر خدا بوده که با این کار شاید زمینه ی توبه و بازگشت آن سپاه ملعون فراهم شود و حضرت دلیل این مبارزه و روح الهیو عبادی مبارزه شان را نشان دهند.

    لذا این خیلی واضح است که خود نماز اول وقت مستقلا موضوعیت ندارد ، آنچه موضوعیت دارد امر خداست ، رضای اوست و انجام وظیفه در قِبال اوست.

    *************
    ***و باز دقت کنید که آنجا که بین امر واجبی و نماز اول وقت که امر مستحبی است قرار گرفتید ، واجب قطعا اولی است بر آن نماز اول وقت. شما می دانید که نماز بسیار حُرمتش بالاست و از انجا که ستون دین است ، در توجه به آن و اقامه ی آن باید نهایت دقت را داشت. و بسیار بد است که این نماز با چنین حرمتی شکسته شود.
    حالا سوال کرده اید که چرا خداوند در مواردی مثل اینکه طلبکاری بیاید از شما وسط نماز طلبش را بخواهد ، دستور می دهد که نمازت را بشکن و طلب فرد طلبکار را بده؟؟؟

    می گوید حق الناس ، حق مردم ولو پول باشد ، وقتی فرد از تو حقی طلب دارد ، خداوند ، شرع ، دین می گوید آن طلب و آن فرد طلبکار ، از نماز تو واجب تر است ، مگر یک نماز چند دقیقه طول می کشد ، واقعا نمی شد خداوند بگوید فرد طلبکار 4 دقیقه صبر کند که نماز او تمام شود و بدهی اش را بدهد؟؟؟

    می خواهد بفهماند که نماز مستقلا موضوعیت ندارد ، وظیفه مهم است ، وسط نماز اگر طلبکار آمد و حقش را خواست اینجا دیگر وظیفه ،دادن بدهی است و باید نماز را بشکنی و بِدِهی را بِدَهی.

    پس چون شما در مقابل طلبکار مسئولید ، اینجا حق الناس بر حق الله مقدم شده و باید به آن برسید.
    حال یک وقت هم این حق الناس در مسئولیت انسان در مقابل ارباب رجوع است که ما موظف به انجام کار او هستیم چون در قبال این کار حقوق میگیریم و اینجا حق الناس در این قالب بر حق الله که نماز اول وقت باشد ، اولی می شود.

    ************
    یکی از علمای قدیم ، گفته شده که از یکی از شهر های دور ، با اسب و شتر و .... برای زیارت مشهد مقدس حرکت می کند. حدود 6 ماه با چه سختی این بیابان ها و .... را طی می کند تا بالاخره به مشهد می رسد. این مرجع بزرگ وارد حرم شده و داخل صحن گوهر شاد می شود. به محض ورود پیامی از شهرشان می رسد که سریعا تشریف بیارید فلان مساله پیش امده ، ایشان از همان جا بر میگردد ، هر چه اطرافیان می گویند ، شما 6 ماه است بدبختی کشیدید تا برسید به اینجا ، دور ضریح خلوت است ، ده دقیقه بیشتر نمی شود زیارت کنید ، ایشان گفت : حضرت زائر زیاد دارد ، نوکر می خواهد. و چون وظیفه در انجام آن کار بود ، زیارت مستحبی را از صحن گوهر شاد رها کرده و رفتند. این یعنی کسب رضای خدا و انجام وظیفه.
    حالا اگر ما بودیم می گفتیم زیارت امام رضا ، از هزاران کار مهم تر و نورانی تر ، حالا اتفاقی نمی افتد که ده دقیقه بریم زیارت ، قطعا هیچ چیز با زیارت امام رضا قابل تعویض و مقایسه نیست. چون ما از دین همین ظواهر را دیده و توجه کرده ایم.
    اما در باطن عمل ، انچه وظیفه است ، بهتر است و اولی است.

    موفق و موید
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا
    فرمایشات دوست عزیزم جناب طارق ، متین

    اما مگه نه این است که طواف خانه خدا هم موقع نماز تعطیل میشه
    برنامه های مقام معظم رهبری هم وقتی به اذان میرسه تعطیل میشه یا به بعد نماز موکول میشه
    ای کاش این دستور اخلاقی(نماز اول وقت) این قدر مهجور نبود!
    ای کاش در تمام برنامه ریزی ها اول این قضیه مورد توجه بود بعد بقیه برنامه ها
    متاسفانه با افکار روشنفکر مآبانه که؛ کار مردم را راه بنداز نمی خواد بری نماز بخونی(جانماز اب بکشی ) و...( در صورتی که در تمام ادارات و موسسات دولتی 30 دقیقه برای نماز جزء قوانین است)
    این دستور اخلاقی از اولویت کلا حذف شده یا اگر به جایی بر نخورد اون موقع مورد اجرا در میاد!

    ان شاالله که همون طور که این دستور اخلاقی سفارش شده از اهل بیت(ع) و همه بزرگان دین در اولویت اول همه برنامه ریزیها قرار بگیره

    یا علی

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط seyed133 نمایش پست
    به نام خدا
    فرمایشات دوست عزیزم جناب طارق ، متین

    اما مگه نه این است که طواف خانه خدا هم موقع نماز تعطیل میشه
    برنامه های مقام معظم رهبری هم وقتی به اذان میرسه تعطیل میشه یا به بعد نماز موکول میشه
    ای کاش این دستور اخلاقی(نماز اول وقت) این قدر مهجور نبود!
    ای کاش در تمام برنامه ریزی ها اول این قضیه مورد توجه بود بعد بقیه برنامه ها
    متاسفانه با افکار روشنفکر مآبانه که؛ کار مردم را راه بنداز نمی خواد بری نماز بخونی(جانماز اب بکشی ) و...( در صورتی که در تمام ادارات و موسسات دولتی 30 دقیقه برای نماز جزء قوانین است)
    این دستور اخلاقی از اولویت کلا حذف شده یا اگر به جایی بر نخورد اون موقع مورد اجرا در میاد!

    ان شاالله که همون طور که این دستور اخلاقی سفارش شده از اهل بیت(ع) و همه بزرگان دین در اولویت اول همه برنامه ریزیها قرار بگیره

    یا علی
    یا لطیف
    با سلام به شما کاربر محترم
    تصور می کنم شما دچار خلط مبحث شدید ، اگر یک بار دیگر با دقت کافی سوال ها و جواب هایی که بین دو کاربر محترم " اذان " و " طارق " صورت گرفته است را مطالعه کنید شاید برایتان رفع ابهام شود .
    از این گفت و گوها چنین برداشتی که به نماز اول وقت بی توجهی باش ، را نمی توان کرد. ایشان فرمودند موضوعیت ندارد طریقیت دارد ... اگر از یک استاد خوب اخلاق هم سوال کنید فکر نمی کنم پاسخی جز این یا خلاف این را به شما بدهند .
    واقعا شما این حرف ها را روشن فکر مآبانه می دانید ؟؟؟؟
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg

  13. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود