جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عرفان سرخ پوستي

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    16

    عرفان سرخ پوستي




    پرسش :

    عرفان سرخ پوستي چيست، چه ويژگي‌هاي مثبت و منفي دارد؟


    پاسخ :

    عرفان سرخ پوستي داراي يك سري اعمال مخصوصي است و طبق آموزه‌هاي مرشد به سالك انجام مي‌گيرد، تا سالك خوي مورد نظر مرشد را پيدا كرده و به اصطلاح آنان «مقدس» گردد.[1]
    اين مسلك هيچ سند و مدرك معتبري ندارد. بلكه بيشتر از طريق خاطرات و گزارش‌هايي است كه بعضي افراد از طريق سرخ پوستان نقل مي‌كنند، كه بعضاً خود آنان وجود خارجي نداشته، يا حداقل خيلي‌ها انكار نموده‌اند. اين عرفان از خرافات شكل گرفته تا واقعيت و حداقل اين كه رازآلود بوده و داراي يك سري ويژگي‌هاي مثبت و منفي است كه در ذيل به آنها اشاره مي‌كنيم:
    الف ـ ويژگي‌هاي مثبت: بعضي ويژگي‌هاي مثبت را مي‌توان در اين عرفان يافت كه در زندگي مادي و معنوي، مي‌تواند مؤثر باشد.
    1. نياز به مرشد: نياز به مرشد در اين عرفان حتّي شديدتر از عرفان‌هاي ديگر است. در عرفان هاي ديگر مرشد تنها راهنمايي و ارائه طريق مي‌كند، ولي در اين عرفان مرشد همراه با روح سالك است و از ابتدا تا رسيدن به مقصد او را همراهي مي‌كند.
    2. نزديكي مرگ به انسان: يكي از تفكرات آنان اين است كه مرگ در شانه‌ي چپ انسان است و مرگ انسان وقتي فرا مي‌رسد كه او انسان را لمس كند، در آن وقت است كه انسان مي‌ميرد و اين نزديكي مرگ به انسان دلبستگي او را به دنيا كم و رسيدن به «واكان ـ تانكا» به اصطلاح آنان پدربزرگ و جد را آسان‌تر مي‌كند، كه در عرفان اسلامي ياد مرگ، آخرت انسان را به ياد مي‌آورد و انسان به فكر ساختن آن مي‌افتد. البته در عرفان سرخ پوستي به طور اجمال برگشتن به خاك و يا بازگشت به سوي «واكان ـ تانكا» وارد شده و از آخرت سخن زيادي وجود ندارد.[2]
    3. تصور هر عمل آخرين نبرد: سالك بايد بداند كه براي هر عمل قدرت دارد، لذا هيچ گاه احساس شكست و نااميدي نمي‌كند و هميشه به نتيجه‌ي كار خويش اميدوار خواهد بود و كار خويش را با قدرت تمام دنبال مي‌كند و اين روحيه‌ انسان را در شرايط مختلف زندگي مادي و معنوي مقاوم مي‌كند.[3]
    4. ترك عادت نكردن: در اين عرفان مي‌گويند ما عادت كرده‌ايم كه طبق آن زندگي را پيش ببريم ( منظور همان فرامين و اعمالي است كه در اين عرفان عمل مي‌شود) عادت كردن در همه جا مثبت نيست، ولي در عرفان عادت به كارهاي مثبت تأييد شده است.[4]
    5. عمل بدون چشم‌داشت فايده: آنان براي عمل فايده را دنبال نمي‌كنند، لذا ممكن است خيلي از اعمال را كه مرشد مي‌گويد و سالك انجام مي‌دهد، فايده‌اي هم نداشته باشد، ولي سالك به عاقبت تمرينات كه به «اصطلاح» به معرفت برسد، فكر مي‌كند.
    6. ويژگي‌هاي سالك: در اين عرفان سالك بايد ويژگي‌هايي مانند: نترس بودن، كهولت، و قدرت و ... را داشته باشد. يعني ترس نداشته، كهولت مانع كار، و قدرت، شرط انجام است و در مورد كهولت كه چاره‌اي از آن نيست راه چاره را اين مي‌دانند كه در جواني سختي‌ها و دشواري‌ها را طي كند، كه در كهولت به مشكل نيافتد، اين ويژگي‌ها در عرفان‌هاي ديگر نيز وجود دارد كه بايد خود را در جواني ساخت و الاّ در پيري مشكل است، لذا از اين لحاظ و همچنين ترس نداشتن (داشتن شجاعت) و قدرت را مي‌توان از ويژگي‌هاي مثبت اين عرفان برشمرد.[5]
    7. اصول اقتدار در اين عرفان: اقتدار كه از شرايط سالك بُوَد داراي اصولي است مانند: شناسايي درست ميدان مبارزه، خو گرفتن به سادگي، حذف غير ضروري‌ها از زندگي، تمركز بر تصميم جدي به مبارزه يا ترك آن فكر خود را از چيزهاي عجيب و غريب منصرف ساختن وقت خود را فشرده و به لحظه‌ها اهميت دادن و ميانه‌روي و اعتدال و ... كه اينها را مي‌توان ويژگي‌ مثبت به شمار آورد كه در بقيه‌ي عرفان‌ها هم كما بيش اشاره كرده‌اند.[6]
    8. نياز كم سالك به مسائل مادي و رضايت او به مواهب اندك دنيايي: زيرا او مقصدي والا دارد و منتظر، و تا زماني كه انتظار مي‌كشد چيزي نمي‌خواهد و اين انتظار موجب مي‌شود، خيلي از سختي‌ها مانند: گرسنگي و تشنگي و غيره را تحمل كند و به تعبير ديگر عشق رسيدن به مقصد، اين امور را براي او آسان مي‌گرداند.[7]
    9. احترام به دو پايان و همه‌ي موجودات روي زمين:[8] آنان اعتقاد به تقدس زمين و بعضي موجودات دارند، لذا انسان، حيوانات و اشياء مادي ديگر همگي محترم‌اند.
    10. ارتباط نداشتن با آدم‌هاي ناپاك: يكي از فرامين آنان اين است كه سالكي كه مي‌خواهد به مقصد برسد، نبايد با انسان‌هاي ناپاك ارتباط داشته باشد، و اختلاف و نزاع و درگيري را كنار بگذارد، زيرا يكي از شرايط رسيدن به مقصد همدلي است.[9]
    11. مقدس بودن: چشم، دست، دهان، گوش و ... و بايد از طريق آنها گناهي صورت نگيرد، و اگر كسي اين ها را رعايت كند، واكان ـ تانكا (موجود متعالي) او را دوست خواهد داشت.[10]
    12. دائم الذكر بودن، نجنگيدني، سرمشق مردم بودن، و خدمت به مردم.
    13. رسيدن به شهود و عرفان اختصاص به سنين خاصي ندارد، و هر كسي مي‌تواند سالك اين طريق باشد.[11] با اين كه ويژگي‌هايي براي عرفان سرخ پوستي از حيث مثبت بودن شمرده شد، ولي با اين حال ويژگي‌هاي منفي دارد كه به برخي اشاره مي‌كنيم:
    ب: ويژگي‌هاي منفي:
    1. اعتقاد به شهودهاي صخره، سايه، حيوان گوركن، اسب جفتك زن، عقاب خال خالي، جهات چهارگانه‌ي عالم، چپق، گاوميش، گاو نر و ... كه هيچ كدام از اينها نه تنها مبنايي ندارند، بلكه خرافه بوده و جنبه شرك‌آلود و طبيعت پرستي آن رسيدن به وجود متعالي را ناممكن مي‌كند.[12]
    2. اصل اين عرفان ثابت نيست بلكه صرفاً گزارش چند نفر است كه با افرادي از سرخ پوستان تماس داشته‌اند، با اين همه عده‌اي در وجود چنين انسان‌هايي تشكيك كرده‌اند و گفته‌اند چنين افرادي وجود خارجي ندارند و بعضي از آنان مانند كاستاندا، خود اعتراف مي‌كند كه در نوشته‌هاي موجود به يادداشت‌هاي حين آموزش‌ مراجعه نكرده است،[13] بنابراين در اصل وجود اين نوع عرفان ترديد است و بيشتر به خرافات مي‌ماند تا واقعيت.[14]
    3. تفكر در اين عرفان جايي ندارد و بيشتر عملگرا هستند؛ بنابراين به سود و زيان خيلي از اعمال توجه نمي‌شود، از نظر آنان خواب‌ها و رؤياها مهم‌اند و نبايد از كنار آنها به سادگي گذشت و بايد كاري كرد تا خواب شفاف شود تا در بيداري از آن استفاده نمود.[15]
    4. مبتني بر شهود بودن: كه اين امر موجب مي‌گردد كه خيلي از رفتارها براي عامه‌ي مردم قابل قبول نباشد و عرف و عقل آن را نپسندد، هر چند بعداً بتوانند خوي سالكان را به آن عادت دهند، و بعداً اين شهودها را به عنوان آيين و يا فرامين عرفاني رواج دهند.
    5. عقل ستيزي: يكي از نقاط ضعف مهم آن عقل ستيزي است، هر چند كه عارفان عقل را ناكارآمد مي‌دانند، و آن را حجاب چهره‌ي حقيقت مي‌دانند، ولي در عرفان سرخ پوستي شديدتر است، و همان طور كه گفته شد، آنان فقط عمل مي‌كنند و به آن رفتار فكر نمي‌كنند، لذا عموماً مردم آنان را انسان‌هاي ديوانه مي‌دانند.[16] آنها تنها راه رسيدن به مقصد را راه دل مي دانند.
    6. اصل نيرنگ و حقه‌بازي: در عرفان سرخ پوستي اگر مرشد بخواهد از ابتدا از طريق عقل و راستي با سالك برخورد كند، او نمي‌پذيرد، و لذا از طريق نيرنگ او را وارد اين تمرينات مي‌كند، و وقتي كاملاً با آن آموزش‌ها خو پيدا كرد، و طبيعت مرشد را پيدا كرد، اين حقه و نيرنگ را به او مي‌گويد و سالك تمام اين نيرنگ‌بازي و حقه، و خاموش كردن عقل را فداي آن معرفت جادوگرانه مي‌كند، كه فرا گرفته است، مثلاً: يكي از اين سالكان مي‌گويد: او از ابتدا به من گفته بود، تمام زنان زيبايي كه در اطراف اوست به من مي‌دهد، و مرا از طلا خواهد پوشاند و من گول خوردم...[17]
    7. حماقت اختياري: خوب و بد، ثمر بخش و زيانبار، سلامتي و مرض، توانگري و فقر، هيچ ذوقي براي سالك ندارد و تنها فعل او مهم است، زيرا عقل را كنار گذاشته است.
    موارد ياد شده تنها قسمتي از ويژگي‌هاي منفي عرفان سرخ پوستي است و اصل كساني كه اين عرفان از آنان گرفته شده، وجود خارجي‌شان مورد ترديد است و بي مبنا و ملاك بودن اعمال آنان، كه آن را آميزه‌اي از خرافات و رفتارهاي نامفهوم جلوه داده، و كنار گذاشتن عقل و استفاده از حقه و نيرنگ ... كه حقيقت را مخفي مي‌كند، و ديگر ويژگي‌هاي منفي اين عرفان را نمي‌توان به صورت انديشه‌ي مقدس و خردمندانه پذيرفت.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. سفر جادويي با كارلوس كاستاندا، مارگارت رانيان، ترجمه‌ي مهدي كندري.
    2. هديه عقاب، كارلوس كاستاندا، ترجمه‌ي مهران كندري، و مسعود كاظمي.
    3. دين اسطوره در آمريكاي وسطي، ترجمه‌ي مهران كندري.[1] . بيشتر اين مطالب از سايت شارح دفتر تبليغات مقالات آقاي حسين واعظي نيا نقل مي‌شود.
    www. Shareh. Com/ persian / modules. Php _ name_ news 8 fils _ article 8 sid 3485.
    [2] . بيشتر از سايت قبلي و قسمتي هم از كتاب «چپق مقدس» ص 22 و سايت‌هاي ديگر گرفته شده است.
    [3] . همان.
    [4] . همان.
    [5] . سايت شارح.
    [6] . همان.
    [7] . همان.
    [8] . براون، جوزف اسپس، چپق مقدس، ترجمه‌ي: ع پاشايي، تهران، نشر ميترا، 1378 هـ ش، ص 22،
    [9] . چپق مقدس، ص 32.
    [10] . همان، ص 33.
    [11] . همان، ص 70.
    [12] . همان به نقل از رينه گندن از لندن، ص 24.
    [13] . بيشتر ترجمه‌هاي موجود عرفان سرخ پوستي از نوشته‌هاي كاستاندا است.
    [14] . از سايت شارح، عرفان سرخ پوستي، حسين واعظي نيا.
    [15] . www. Youhanna . persianbloy. Com _ 1382 _ 4.
    [16] . مانند: رقص خورشيد، كه يكي از اعمال آنهاست، كه وقتي او را براي بار اول ديدند، پنداشتند ديوانه شد، ولي بعداً همين شريك آيين.. چپق مقدس، ص 94.
    [17] . از سايت شارح، حسين واعظي نيا.
    منبع :‌انديشه قم .

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4. ترك عادت نكردن: در اين عرفان مي‌گويند ما عادت كرده‌ايم كه طبق آن زندگي را پيش ببريم ( منظور همان فرامين و اعمالي است كه در اين عرفان عمل مي‌شود) عادت كردن در همه جا مثبت نيست، ولي در عرفان عادت به كارهاي مثبت تأييد شده است.[4]

    از خلاف آمد ِ عادت بطلب کام ، که من
    کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم ( حافظ )

    خِرق عادت ، یا ترک عادت ، از اصول پذیرفته شده ی عرفاست . ارزش خرق عادت و ترک آن تا اندازه ای است که اصل ناشناس ماندن را عرفا به خاطر ایجاد امکان رفتارهای خلاف عادت پذیرفته اند ( البته فلسفه های دیگری هم دارد اما این از مهم ترین آن است )

    در عرفان عادت به کارهای مثبت تایید نشده است و اصولا هر کار مثبت ( من جمله عبادات ) چنانچه به « عادت » تبدیل شد بخشی از ماهیت خود را از دست می دهد که همانا خودآگاهانه بودن است . عادت ، تاثیر اعمال را کاهش می دهد زیرا انگیزه به مرور زمان محو می شود و تنها خود عمل به صورتی نمادین و متناسک برجای می ماند .

    موفق باشید



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    539
    تشکر:
    1
    حضور
    53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1

    عرفان سرخ پوستی




    عرفان سرخ پوستي داراي يك سري اعمال مخصوصي است و طبق آموزه‌هاي مرشد به سالك انجام مي‌گيرد، تا سالك خوي مورد نظر مرشد را پيدا كرده و به اصطلاح آنان «مقدس» گردد.[1]
    اين مسلك هيچ سند و مدرك معتبري ندارد. بلكه بيشتر از طريق خاطرات و گزارش‌هايي است كه بعضي افراد از طريق سرخ پوستان نقل مي‌كنند، كه بعضاً خود آنان وجود خارجي نداشته، يا حداقل خيلي‌ها انكار نموده‌اند. اين عرفان از خرافات شكل گرفته تا واقعيت و حداقل اين كه رازآلود بوده و داراي يك سري ويژگي‌هاي مثبت و منفي است كه در ذيل به آنها اشاره مي‌كنيم:
    الف ـ ويژگي‌هاي مثبت: بعضي ويژگي‌هاي مثبت را مي‌توان در اين عرفان يافت كه در زندگي مادي و معنوي، مي‌تواند مؤثر باشد.
    1. نياز به مرشد: نياز به مرشد در اين عرفان حتّي شديدتر از عرفان‌هاي ديگر است. در عرفان هاي ديگر مرشد تنها راهنمايي و ارائه طريق مي‌كند، ولي در اين عرفان مرشد همراه با روح سالك است و از ابتدا تا رسيدن به مقصد او را همراهي مي‌كند.
    2. نزديكي مرگ به انسان: يكي از تفكرات آنان اين است كه مرگ در شانه‌ي چپ انسان است و مرگ انسان وقتي فرا مي‌رسد كه او انسان را لمس كند، در آن وقت است كه انسان مي‌ميرد و اين نزديكي مرگ به انسان دلبستگي او را به دنيا كم و رسيدن به «واكان ـ تانكا» به اصطلاح آنان پدربزرگ و جد را آسان‌تر مي‌كند، كه در عرفان اسلامي ياد مرگ، آخرت انسان را به ياد مي‌آورد و انسان به فكر ساختن آن مي‌افتد. البته در عرفان سرخ پوستي به طور اجمال برگشتن به خاك و يا بازگشت به سوي «واكان ـ تانكا» وارد شده و از آخرت سخن زيادي وجود ندارد.
    [2]
    3. تصور هر عمل آخرين نبرد: سالك بايد بداند كه براي هر عمل قدرت دارد، لذا هيچ گاه احساس شكست و نااميدي نمي‌كند و هميشه به نتيجه‌ي كار خويش اميدوار خواهد بود و كار خويش را با قدرت تمام دنبال مي‌كند و اين روحيه‌ انسان را در شرايط مختلف زندگي مادي و معنوي مقاوم مي‌كند.
    [3]
    4. ترك عادت نكردن: در اين عرفان مي‌گويند ما عادت كرده‌ايم كه طبق آن زندگي را پيش ببريم ( منظور همان فرامين و اعمالي است كه در اين عرفان عمل مي‌شود) عادت كردن در همه جا مثبت نيست، ولي در عرفان عادت به كارهاي مثبت تأييد شده است.
    [4]
    5. عمل بدون چشم‌داشت فايده: آنان براي عمل فايده را دنبال نمي‌كنند، لذا ممكن است خيلي از اعمال را كه مرشد مي‌گويد و سالك انجام مي‌دهد، فايده‌اي هم نداشته باشد، ولي سالك به عاقبت تمرينات كه به «اصطلاح» به معرفت برسد، فكر مي‌كند.
    6. ويژگي‌هاي سالك: در اين عرفان سالك بايد ويژگي‌هايي مانند: نترس بودن، كهولت، و قدرت و ... را داشته باشد. يعني ترس نداشته، كهولت مانع كار، و قدرت، شرط انجام است و در مورد كهولت كه چاره‌اي از آن نيست راه چاره را اين مي‌دانند كه در جواني سختي‌ها و دشواري‌ها را طي كند، كه در كهولت به مشكل نيافتد، اين ويژگي‌ها در عرفان‌هاي ديگر نيز وجود دارد كه بايد خود را در جواني ساخت و الاّ در پيري مشكل است، لذا از اين لحاظ و همچنين ترس نداشتن (داشتن شجاعت) و قدرت را مي‌توان از ويژگي‌هاي مثبت اين عرفان برشمرد.
    [5]
    7. اصول اقتدار در اين عرفان: اقتدار كه از شرايط سالك بُوَد داراي اصولي است مانند: شناسايي درست ميدان مبارزه، خو گرفتن به سادگي، حذف غير ضروري‌ها از زندگي، تمركز بر تصميم جدي به مبارزه يا ترك آن فكر خود را از چيزهاي عجيب و غريب منصرف ساختن وقت خود را فشرده و به لحظه‌ها اهميت دادن و ميانه‌روي و اعتدال و ... كه اينها را مي‌توان ويژگي‌ مثبت به شمار آورد كه در بقيه‌ي عرفان‌ها هم كما بيش اشاره كرده‌اند.
    [6]
    8. نياز كم سالك به مسائل مادي و رضايت او به مواهب اندك دنيايي: زيرا او مقصدي والا دارد و منتظر، و تا زماني كه انتظار مي‌كشد چيزي نمي‌خواهد و اين انتظار موجب مي‌شود، خيلي از سختي‌ها مانند: گرسنگي و تشنگي و غيره را تحمل كند و به تعبير ديگر عشق رسيدن به مقصد، اين امور را براي او آسان مي‌گرداند.
    [7]
    9. احترام به دو پايان و همه‌ي موجودات روي زمين:
    [8] آنان اعتقاد به تقدس زمين و بعضي موجودات دارند، لذا انسان، حيوانات و اشياء مادي ديگر همگي محترم‌اند.
    10. ارتباط نداشتن با آدم‌هاي ناپاك: يكي از فرامين آنان اين است كه سالكي كه مي‌خواهد به مقصد برسد، نبايد با انسان‌هاي ناپاك ارتباط داشته باشد، و اختلاف و نزاع و درگيري را كنار بگذارد، زيرا يكي از شرايط رسيدن به مقصد همدلي است.
    [9]
    11. مقدس بودن: چشم، دست، دهان، گوش و ... و بايد از طريق آنها گناهي صورت نگيرد، و اگر كسي اين ها را رعايت كند، واكان ـ تانكا (موجود متعالي) او را دوست خواهد داشت.
    [10]
    12. دائم الذكر بودن، نجنگيدني، سرمشق مردم بودن، و خدمت به مردم.
    13. رسيدن به شهود و عرفان اختصاص به سنين خاصي ندارد، و هر كسي مي‌تواند سالك اين طريق باشد.
    [11] با اين كه ويژگي‌هايي براي عرفان سرخ پوستي از حيث مثبت بودن شمرده شد، ولي با اين حال ويژگي‌هاي منفي دارد كه به برخي اشاره مي‌كنيم:
    ب: ويژگي‌هاي منفي:
    1. اعتقاد به شهودهاي صخره، سايه، حيوان گوركن، اسب جفتك زن، عقاب خال خالي، جهات چهارگانه‌ي عالم، چپق، گاوميش، گاو نر و ... كه هيچ كدام از اينها نه تنها مبنايي ندارند، بلكه خرافه بوده و جنبه شرك‌آلود و طبيعت پرستي آن رسيدن به وجود متعالي را ناممكن مي‌كند.
    [12]
    2. اصل اين عرفان ثابت نيست بلكه صرفاً گزارش چند نفر است كه با افرادي از سرخ پوستان تماس داشته‌اند، با اين همه عده‌اي در وجود چنين انسان‌هايي تشكيك كرده‌اند و گفته‌اند چنين افرادي وجود خارجي ندارند و بعضي از آنان مانند كاستاندا، خود اعتراف مي‌كند كه در نوشته‌هاي موجود به يادداشت‌هاي حين آموزش‌ مراجعه نكرده است،
    [13] بنابراين در اصل وجود اين نوع عرفان ترديد است و بيشتر به خرافات مي‌ماند تا واقعيت.[14]
    3. تفكر در اين عرفان جايي ندارد و بيشتر عملگرا هستند؛ بنابراين به سود و زيان خيلي از اعمال توجه نمي‌شود، از نظر آنان خواب‌ها و رؤياها مهم‌اند و نبايد از كنار آنها به سادگي گذشت و بايد كاري كرد تا خواب شفاف شود تا در بيداري از آن استفاده نمود.
    [15]
    4. مبتني بر شهود بودن: كه اين امر موجب مي‌گردد كه خيلي از رفتارها براي عامه‌ي مردم قابل قبول نباشد و عرف و عقل آن را نپسندد، هر چند بعداً بتوانند خوي سالكان را به آن عادت دهند، و بعداً اين شهودها را به عنوان آيين و يا فرامين عرفاني رواج دهند.
    5. عقل ستيزي: يكي از نقاط ضعف مهم آن عقل ستيزي است، هر چند كه عارفان عقل را ناكارآمد مي‌دانند، و آن را حجاب چهره‌ي حقيقت مي‌دانند، ولي در عرفان سرخ پوستي شديدتر است، و همان طور كه گفته شد، آنان فقط عمل مي‌كنند و به آن رفتار فكر نمي‌كنند، لذا عموماً مردم آنان را انسان‌هاي ديوانه مي‌دانند.
    [16] آنها تنها راه رسيدن به مقصد را راه دل مي دانند.
    6. اصل نيرنگ و حقه‌بازي: در عرفان سرخ پوستي اگر مرشد بخواهد از ابتدا از طريق عقل و راستي با سالك برخورد كند، او نمي‌پذيرد، و لذا از طريق نيرنگ او را وارد اين تمرينات مي‌كند، و وقتي كاملاً با آن آموزش‌ها خو پيدا كرد، و طبيعت مرشد را پيدا كرد، اين حقه و نيرنگ را به او مي‌گويد و سالك تمام اين نيرنگ‌بازي و حقه، و خاموش كردن عقل را فداي آن معرفت جادوگرانه مي‌كند، كه فرا گرفته است، مثلاً: يكي از اين سالكان مي‌گويد: او از ابتدا به من گفته بود، تمام زنان زيبايي كه در اطراف اوست به من مي‌دهد، و مرا از طلا خواهد پوشاند و من گول خوردم...
    [17]
    7. حماقت اختياري: خوب و بد، ثمر بخش و زيانبار، سلامتي و مرض، توانگري و فقر، هيچ ذوقي براي سالك ندارد و تنها فعل او مهم است، زيرا عقل را كنار گذاشته است.
    موارد ياد شده تنها قسمتي از ويژگي‌هاي منفي عرفان سرخ پوستي است و اصل كساني كه اين عرفان از آنان گرفته شده، وجود خارجي‌شان مورد ترديد است و بي مبنا و ملاك بودن اعمال آنان، كه آن را آميزه‌اي از خرافات و رفتارهاي نامفهوم جلوه داده، و كنار گذاشتن عقل و استفاده از حقه و نيرنگ ... كه حقيقت را مخفي مي‌كند، و ديگر ويژگي‌هاي منفي اين عرفان را نمي‌توان به صورت انديشه‌ي مقدس و خردمندانه پذيرفت.
    معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1. سفر جادويي با كارلوس كاستاندا، مارگارت رانيان، ترجمه‌ي مهدي كندري.
    2. هديه عقاب، كارلوس كاستاندا، ترجمه‌ي مهران كندري، و مسعود كاظمي.
    3. دين اسطوره در آمريكاي وسطي، ترجمه‌ي مهران كندري.

    [1] . بيشتر اين مطالب از سايت شارح دفتر تبليغات مقالات آقاي حسين واعظي نيا نقل مي‌شود.
    www. Shareh. Com/ persian / modules. Php _ name_ news 8 fils _ article 8 sid 3485.
    [2] . بيشتر از سايت قبلي و قسمتي هم از كتاب «چپق مقدس» ص 22 و سايت‌هاي ديگر گرفته شده است.
    [3] . همان.
    [4] . همان.
    [5] . سايت شارح.
    [6] . همان.
    [7] . همان.
    [8] . براون، جوزف اسپس، چپق مقدس، ترجمه‌ي: ع پاشايي، تهران، نشر ميترا، 1378 هـ ش، ص 22،
    [9] . چپق مقدس، ص 32.
    [10] . همان، ص 33.
    [11] . همان، ص 70.
    [12] . همان به نقل از رينه گندن از لندن، ص 24.
    [13] . بيشتر ترجمه‌هاي موجود عرفان سرخ پوستي از نوشته‌هاي كاستاندا است.
    [14] . از سايت شارح، عرفان سرخ پوستي، حسين واعظي نيا.
    [15] . www. Youhanna . persianbloy. Com _ 1382 _ 4.
    [16] . مانند: رقص خورشيد، كه يكي از اعمال آنهاست، كه وقتي او را براي بار اول ديدند، پنداشتند ديوانه شد، ولي بعداً همين شريك آيين.. چپق مقدس، ص 94.
    [17] . از سايت شارح، حسين واعظي نيا.



  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ترك عادت نكردن: در اين عرفان مي‌گويند ما عادت كرده‌ايم كه طبق آن زندگي را پيش ببريم ( منظور همان فرامين و اعمالي است كه در اين عرفان عمل مي‌شود) عادت كردن در همه جا مثبت نيست، ولي در عرفان عادت به كارهاي مثبت تأييد شده است.
    متن را بد نوشته اند .

    عادت در عرفان سرخپوستی به معنای پذیرش دنیا به صورتی که دیگران می خواهند است ، و چون هدف سالک ، " متوقف کردن دنیا " و دیدن دنیا آن چنان که واقعا هست ، می باشد ، او باید که عادت های خود را در هم بشکند . متاسفانه در عرفان سرخپوستی مبانی اخلاقی به آن بیان که در ادیان الهی هست ، وجود ندارد . از این رو ، سالک می تواند برای شکستن عادت های خود در هر زمینه ای اقدام کند ، ولو این که سودی به حال دیگران نداشته باشد .


    ارتباط نداشتن با آدم‌هاي ناپاك: يكي از فرامين آنان اين است كه سالكي كه مي‌خواهد به مقصد برسد، نبايد با انسان‌هاي ناپاك ارتباط داشته باشد، و اختلاف و نزاع و درگيري را كنار بگذارد، زيرا يكي از شرايط رسيدن به مقصد همدلي است.
    بد تعبیر کرده اند .

    اصلا موضوع ناپاکی ، پاکی ، و بدی یا خوبی مطرح نیست . در عرفان سرخپوستی ( البته این نوضیح را بدهم که محور نوشته های کاستاندا ، سرخپوستان یاکویی است که مقیم آمریکای مرکزی - مکزیک هستند و اندیشه های سرخپوستی آمریکای لاتین یا آمریکای شمالی با این تفکرات متفاوت است ) فقط " ضعف " و " قدرت " وجود دارد و سالک باید که به دنبال کسب قدرت باشد .

    دائم الذكر بودن، نجنگيدني، سرمشق مردم بودن، و خدمت به مردم
    اصلا این ها مصداق ندارد .

    به نظر می رسد نویسنده عناصری را از مکاتب مختلف با هم در یک کاسه هم زده است !! در عرفان کاستاندایی ، ذکری وجود ندارد ، همچنین مردم و قضاوت شان چیزی است که باید حتی از طریق ساختن گذشته ی غیر واقعی ، آن را بر هم زد . به طریق اولی ، خدمت به مردم هم در این مکتب بی معناست .

    اعتقاد به شهودهاي صخره، سايه، حيوان گوركن، اسب جفتك زن، عقاب خال خالي، جهات چهارگانه‌ي عالم، چپق، گاوميش، گاو نر و ... كه هيچ كدام از اينها نه تنها مبنايي ندارند، بلكه خرافه بوده و جنبه شرك‌آلود و طبيعت پرستي آن رسيدن به وجود متعالي را ناممكن مي‌كند.

    خرافه نیست ، بلکه نوعی انحراف است .

    کیش شَمَنی ، برگرفته از درک ارتباطات عمیق طبیعت است . صحرای خالی ای که برای ما هیچ چیزی در خود ندارد ، برای شَمَن آکنده از صداها ، اشاره ها و علائم است . شَمَن ها در طول هزاران سال آموخته اند که هر نشانه در طبیعت ، اشاره ای است به چیزی و به مرور در طول قرن ها نظام پیچیده ای از استعاره ها و علامت ها شکل گرفته که درک آن برای شَمَن ضروری بوده است . متاسفانه ، به مرور خود ِ این نشانه ها جنبه ی تقدس یافته و نقش اصلی ای را که زمانی داشته از دست داده است .

    موارد ياد شده تنها قسمتي از ويژگي‌هاي منفي عرفان سرخ پوستي است و اصل كساني كه اين عرفان از آنان گرفته شده، وجود خارجي‌شان مورد ترديد است و بي مبنا و ملاك بودن اعمال آنان، كه آن را آميزه‌اي از خرافات و رفتارهاي نامفهوم جلوه داده، و كنار گذاشتن عقل و استفاده از حقه و نيرنگ ... كه حقيقت را مخفي مي‌كند، و ديگر ويژگي‌هاي منفي اين عرفان را نمي‌توان به صورت انديشه‌ي مقدس و خردمندانه پذيرفت.

    در اصل وجود چنین نظام فکری ای تردیدی نیست ، هر چند نقل از افرادی باشد که وجودشان مورد تردید است . همچنین قیاس این مکتب با مکاتبی که به دلیل اتصال وحیانی با سرچشمه ی خلقت مرتبطند ، کاری نادرست است . اما از جهت این که در کلیات ، هماهنگی هایی بین اشاره ها و دستورها می بینیم ، مویدی است بر این نکته که از دیرباز مردمان عاقل به جست و جوی معرفتی برتر بوده اند ، تا بتوانند خود را از بند دنیا رها کنند .

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود