صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت مهلت دادن خداوند به بنده برای انجام گناه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0

    علت مهلت دادن خداوند به بنده برای انجام گناه




    با عرض سلام و احترام
    علت مهلت دادن خداوند به بنده برای انجام گناه چی می تونه باشه؟


    کارشناس بحث :پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۹/۰۶ در ساعت ۱۴:۲۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر نمایش پست
    با عرض سلام و احترام
    علت مهلت دادن خداوند به بنده برای انجام گناه چی می تونه باشه؟


    کارشناس بحث :پاسخگوي مباحث کلامي


    با سلام و عرض ادب

    «و الـبـتـه نـبـايد كسانى كه كافر شده اند تصور كننداين كه به ايشان مهلت مى دهيم , براى آنان نيكوست» .
    «فـقـط بـه ايـشان مهلت مى دهيم تا بر گناه (خود) بيفزايند و(آن گاه ) عذابى خفت آور خواهند داشت».

    خداوند متعال بر اساس رأفت و عطوفت خویش و بر مبنای رحمانیت و رحیم بودن که خداوند مهربان و بخشنده بر بندگانش است به انسان فرصت می دهد که از گناهان خود توبه کند و برگردد و به همین خاطر در این دنیا باب توبه را باز کرده و خودش را با نام تواب الرحیم معرفی کرده است و فرصت بر بندگان خود می دهد تا حجت را بر ایشان تمام کند تا در آخرت انسان ها حجتی نداشته باشند که اگر بیشتر عمر می کردم توبه می کردم و ... و در تاریخ هم داریم افرادی را که در آخرین لحظات عمر خویش توبه کرده و با پشت پا زدن به گناهان خویش از سعادتمندترین افراد بشریت شده اند مانند داستان حضرت حرّ در کربلا که در عرض چند ساعت از بین شقی ترین افراد روی زمین بریده و به پاک ترین و سخاوتمند ترین افراد انسانی پیوست.

    مطلب ديگر اينه كارهاى خدا از روى تدريج و مهلت است، اگر بنا بود هر گناهكار بفوريت گرفتار شود، كسى در روى زمين زنده نمى‏نماند. ولى تا رسيدن اجل معيّن در مهلت خواهند بود

    در مثنوی همچنین قصۀ جوانی آمده است که با شعیب پیامبر می گوید: خدایت را بگوی چون است که من چندین گناه می کنم و مرا هیچ عذاب نیست.

    خداوند فرمود او را بگوی: کدام عذاب سختتر از این که یاد خود را از دل تو بیرون کرده ام و بر آتش فراقت نشانده ام اما تو از سیاهی دل دود این عذاب را احساس نمی کنی:

    آن یکی می گفت، در عهد شعیب، که خدا از من بسی دیده است عیب.
    چند دید از من گناه و جرمها؛ وز کرم یزدان نمی گیرد مرا.
    حق تعالی گفت در گوش شعیب در جواب او فصیح از راه غیب:
    عکس می گویی و مقلوب، ای سفیه؛ ای رها کرده ره و بگرفته تیه.
    چند و چندت گیرم و تو بی خبر در سلاسل مانده ای پا تا به سر.
    بر دلت زنگار بر زنگارها جمع شد تا کور شود ز اسرارها.
    مرد آهنگر گه او زنگی بود دود را با روش همرنگی بود.
    مرد رومی گر کند آهنگری، رویش ابلق گردد از دود آوری.
    پس بداند زود تأثیر گناه؛ پس بنالد زار و گوید کای الاه.





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جهت مطالعه بيشتر لطفا مطلب زيرا را مطالعه بفرماييد:

    گام به گام تا سقوط

    «سنت استدراج» یکی از سنت های فراگیر و تغییرناپذیر الهی و ویژه افراد گمراه و سرکش است که در آن، انسان گنهکار و ظالم، به تدریج و غیر مستقیم بر اثر اصرار بر گناه و نافرمانی، به عذاب و هلاکت دچار می شود. استدراج در اصطلاح عبارت است از: «امداد اهل باطل در جهت باطل و سرازیر کردن نعمت های دنیا بر آنان، تا گام به گام و درجه به درجه بر کیفر و ظلم خود بیفزایند و استحقاق عذاب الهی را بیابند.» امام صادق (ع) درباره معنای استدراج فرمودند: «استدراج آن است که بنده ای گناه کند پس به او مهلت داده شود و برایش در هنگام گناه نعمتی تجدید گردد، پس او را از آمرزش خواهی از گناهان باز دارد، پس او غافلگیر شده از راهی که نداند»۱(). واژه استدراج تنها دوبار در قرآن آمده است (اعراف/۱۸۲ و قلم/۴۴ )، هر چند در قالب واژگان متعدد دیگری نیز به گستره وسیع معنایی آن اشاره شده است.

    قرآن کریم از حال مبتلایان به استدراج چنین خبر می دهد که هر گاه آنان را در دنیا به کرنش در برابر خدا فرا می خواندیم، از آن روی گردانده: «و یدعون الی السجود فلا یستطیعون… و قد کانوا یدعون الی السجود و هم سالمون… سنستدرجهم من حیث لا یعلمون»(قلم۴۴-۴۲/) از فرامین خداوند، سرپیچی و تخلف می نمودند: «و اذا قیل لهم تمتعوا حتی حین فعتوا عن امر ربهم»(ذاریات۴۴-۴۳/)

    همچنین می فرماید: «ا یحسبون انما نمدهم به من مال و بنین نسارع لهم فی الخیرات بل لا یشعرون؛ آنان می پندارند که افزونی نعمتها، ثروت ها و فرزندانشان، گشودن درهای خیرات به سوی آنهاست. در حالی که این گونه نیست، بلکه آنان واقعیت این نعمتها را نمی فهمند»(مومنون۵۶-۵۵/). در حقیقت مبتلایان به استدراج از روبرو شدن با این واقعیت ناخوشایند هراس دارند، از این رو خود را نسبت به آن ناآگاه نشان می دهند و در تاریکی غفلت خویش به آرامش کاذب بسنده می کنند. خداوند نیز در مسیر انتخابی آنان رهایشان ساخته تا نعمت هایش به عذاب و خسران ختم شود. در قرآن کریم از این فرایند به «یاری رساندن و رهاسازی در وادی سرگردانی و طغیان» یاد شده است: «الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون»(بقره۱۵/). ظاهر نیکوی استدراج (بهره مندی از نعمت ها و لذایذ دنیوی) سبب می شود تا انسان اعمالش را نیکو شمرده و از صلاح خود غافل گردد: «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا؛ آیا شما را از زیانکارترین آدمیان خبر ندهم؟ آنها کسانی هستند که تلاش هایشان در زندگانی دنیا بیهوده بوده و در عین حال خود را موفق و درستکار می پندارند»(کهف۱۰۴-۱۰۳/)

    مهلت دادن خداوند به کافران و تبهکاران، نه برای خیر و مصلحت آنان، بلکه برای غور در فساد و نوعی زمینه سازی برای کیفر آنهاست؛ چنانکه می فرماید: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین؛ آنان که به راه کفر رفتند، گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می دهیم به حال آنان بهتر خواهد بود، بلکه مهلت می دهیم تا بر سرکشی و طغیان خود بیفزایند و آنان را عذابی رسد که به آن سخت خوار و ذلیل شوند»(آل عمران۱۷۸/). این مهلت دادن، موجب ازدیاد گناهان آن افراد و در نهایت موجب شدت عقوبت آنهاست: «فاملیت للذین کفروا ثم اخذتهم فکیف کان عقاب؛ من به کافران مهلت دادم، پس به ناگاه آنان را به عذاب خویش گرفتار کردم»(رعد۳۲/).

    به حکم آیه شریفه «ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات …»(عصر۳-۲/)؛ طبیعت انسانی همواره در حال خسران و زیان است و تنها کسانی از این خسران در امانند که اهل ایمان و اعمال صالح باشند. در این میان خداوند به طور مستقیم و غیر مستقیم عوامل گوناگونی را برای توقف روند رو به خسران آدمیان به کار گرفته است. او به همه انسان ها موهبت عقل و نیروی شناخت اعمال خوب و بد را اعطا کرده و افزون بر آن، برای هدایت آدمیان پیامبران خویش را فرستاده و آنها را از خطر زیان ابدی بیم داده است: «و ما اهلکنا من قریه الا لها منذرون؛ هیچ دیاری را هلاک نساختیم مگر آنکه پیش از آن رسولانی از جانب ما آنان را بیم دادند»(شعراء۲۰۸/). گاهی نیز، با ابتلاء انسان به سختی ها، رنج ها و مصایب، زمینه را برای بیداری او فراهم نموده و وی را به کرنش در برابر خود، فرا خوانده است(اعراف۹۴/). علاوه بر این، خداوند به همه انسان ها مهلت کافی برای انتخاب آزادانه و آگاهانه و تلاش بر مبنای آن عطا فرموده است. حال در چنین فضایی برخی از افراد با رویگردانی از دستورات الهی، به اتلاف این فرصتها پرداخته و بنا بر طبیعت ظلوم و جهول خویش، نسبت به نعمت های خداوند مغرور و افسار گسیخته گشته، از بلا ها و مصیبت ها عبرت نمی گیرند و از خدای خویش روی بر می گردانند.
    ادامه در پست بعدي ...




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصرار و عناد بشر گاه به جایی می رسد که زمینه هدایت به کلی از میان می رود و هیچ راه دیگری برای توقف روند خسران نمی ماند. سنت استدراج در این نقطه با این سخن خداوند آغاز می شود: «کلوا و تمتعوا قلیلا انکم مجرمون فبای حدیث بعده یومنون»(مرسلات۵۰-۴۶/). بر این اساس گمراهان کاملا به حال خویش رها می شوند: «و ذرهم فی خوضهم یلعبون؛ آنان را در غفلت خویش به حال بازی رها کن»(انعام۹۱/) در نتیجه به طور طبیعی زمینه برای به فعلیت رسیدن همه امکانات آنها در مسیر گمراهی و زیان مهیا می شود: «من یضلل الله فلا هادی له و یذرهم فی طغیانهم یعمهون؛ هر که را خداوند گمراه سازد، راهبری برای او نخواهد بود و خداوند ایشان را در گمراهی خویش سرگردان رها خواهد ساخت»(اعراف۱۸۶/). بی شک رها کردن خداوند و مهلت دادن از روی بی اعتنایی و بی توجهی، به حرکت انسان در مسیر طبیعی خسران می انجامد: «فلولا فضل الله علیکم و رحمته لکنتم من الخاسرین؛ اگر فضل و رحمت خداوند شامل حالتان نشود، هر آینه از زیانکاران خواهید بود»(بقره۶۴/).

    استدراج چون بستر سقوط در عذاب دوزخ است، بدترین عذاب الهی به شمار می آید، افزون بر آن مبتلایان به استدراج که ظاهرا وضع خوشایندی دارند، در باطن به عذاب ها و مجازات های مختلفی دچار می گردند که مهمترین آنها عبارت است از:

    ۱) حبط اعمال و نابودی همه تلاش شان در دنیا که در نتیجه آن زیانکارترین افراد به حساب می آیند: «انا اعتدنا جهنم للکافرین الذین ضل سعیهم فی الحیوه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا»(کهف۱۰۲/ و۱۰۳ ).

    ۲) محرومیت از هدایت الهی: «اولئک الذین اشتروا الضلاله بالهدی فما ربحت تجارتهم و ما کانوا مهتدین»(بقره۱۶/).

    ۳) مورد استهزاء و تمسخر خداوند قرار گرفتن: «الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون»(همان۱۵/).

    ۴) سخت جان دادن: «و تزهق انفسهم و هم کافرون»(توبه۵۵/)

    ۵) سرانجام همه آنها عذاب سخت و خوارکننده الهی است: «و لهم عذاب مهین»(آل عمران۱۷۸ ).

    سنت استدراج فرایندی تدریجی است که عوامل مختلفی در شکل گیری آن نقش دارد. این عوامل در ضمن شبکه ای از روابط علی و معلولی، در پیدایش استدراج نقش دارند که به برخی از آنها اشاره می نماییم۲():

    استکبار و عدم تواضع در مقابل خداوند، نیکو شمردن حال بد خویش، نسیان و غفلت از یاد خدا، حیله گری و فریب کاری، ایمنی از مکر و عذاب خدا، انکار قیامت و معاد، غرق شدن ور ضلالت و گمراهی، مغرور و فریفته شدن به آرزوهای پو£، کفران نعمت و ناسپاسی، دوستی با دشمنان خدا، دنیا دوستی، طمع ورزی، قساوت قلب، تخلف و سرپیچی از فرمان های الهی، استهزاء و دشمنی با رسولان الهی، توطئه در مسیر گمراهی مردم و مقابله با دین، ظلم و ستم در جامعه، اشتغال به لهو و لعب و

    بدون تردید، پیشگیری از زمینه ها و عوامل استدراج و مقابله با آنها، انسان را از پیامدها و آثار سوء آن مصون نگه می دارد. در این راستا، مطابق تعالیم قرآن کریم و آموزه های معصومین (ع)، «ایمان به خدا»، «تقوا و پرهیزکاری»، «یاد خدا و سپاسگزاری از او»، «تعمق در حوادث دنیا و سنت های الهی»، «مراقبه و محاسبه نفس»، می تواند در مصون داشتن انسان از ابتلاء به سنت استدراج موثر باشد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    24
    آپلود
    0
    گالری
    105



    من فقط تونستم مطلب اول پاسخگو را مطالعه کنم به نظرم جواب کامل و بی عیبی بود من خودم از اینکه خدای نکرده توی مهلت خدا باشم و بی خبر باشم میترسم میشه نشانه های مهلت دادن خدا به بنده ی گناهکار را ذکر کنید تا بیشتر متوجه منظور خدا بشم؟


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد حسام شجاع نمایش پست
    من فقط تونستم مطلب اول پاسخگو را مطالعه کنم به نظرم جواب کامل و بی عیبی بود من خودم از اینکه خدای نکرده توی مهلت خدا باشم و بی خبر باشم میترسم میشه نشانه های مهلت دادن خدا به بنده ی گناهکار را ذکر کنید تا بیشتر متوجه منظور خدا بشم؟
    اولا ممنون از کمکتون.
    منظور از مهلت دادن,مهلت زمانی و مکانی برای انجام گناه است.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    24
    آپلود
    0
    گالری
    105



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر نمایش پست
    اولا ممنون از کمکتون.
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر نمایش پست
    منظور از مهلت دادن,مهلت زمانی و مکانی برای انجام گناه است.

    بله میدونم میگن وقتی خدا به آدم مهلت میده هم معنی قهر خدا با آدم هست و خود گنه کار اصلا متوجه نمیشه در بعضی موارد طرف روبه گناه میره در بعضی موارد هم خدا انقدر غرق نعمتش میکنه که کامل از یاد کردن خدا غافل میشه در هر دو صورت این اتفاق باعث عذاب آخرت میشه من هر موقع خدا بی منت من را غرق رحمتش میکنه میترسم و میگم من که اینهمه گناه کردم چرا خدا اینقدر با من مهربونه نکنه به من هم مهلت داده از این میترسم به همین خاطر از پاسخگوی محترم تقاضا دارم نشانه های مهلت دادن خدا را برام ذکر کنه که شاید از نگرانی در بیام یا اینکه نگرانتر بشم نمیدونم....

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    با عرض سلام و احترام
    البته خودم در جایی جواب رو ایطور خوندم
    ((زیرا که خدا بنده را در انجام گناه به یکی از دو جهت وا می گذارد
    1-یکی اینکه به عزت او در قضائش و به نیکی او در پوشانیدن گناه و به حلم و بردباریش در محلت دادن به خطاکار و به کرم و بردباریش در قبول عذر گناهکار و به فضل او در بخشش و مغفرت گناهکار معرفت پیدا کنیم.
    2-و جهت دوم از مهلت دادن به انجام گناه اینستکه حجتی بر عدالت خود داشته باشد و بنده را با حجت,بر گناهش عقوبت کند))البته در مورد علت و جمله ی دوم بیشتر باید تامل کرد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد حسام شجاع نمایش پست
    بله میدونم میگن وقتی خدا به آدم مهلت میده هم معنی قهر خدا با آدم هست و خود گنه کار اصلا متوجه نمیشه در بعضی موارد طرف روبه گناه میره در بعضی موارد هم خدا انقدر غرق نعمتش میکنه که کامل از یاد کردن خدا غافل میشه در هر دو صورت این اتفاق باعث عذاب آخرت میشه من هر موقع خدا بی منت من را غرق رحمتش میکنه میترسم و میگم من که اینهمه گناه کردم چرا خدا اینقدر با من مهربونه نکنه به من هم مهلت داده از این میترسم به همین خاطر از پاسخگوی محترم تقاضا دارم نشانه های مهلت دادن خدا را برام ذکر کنه که شاید از نگرانی در بیام یا اینکه نگرانتر بشم نمیدونم....
    این هم در خواست خوبیه.


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد حسام شجاع نمایش پست
    من فقط تونستم مطلب اول پاسخگو را مطالعه کنم به نظرم جواب کامل و بی عیبی بود من خودم از اینکه خدای نکرده توی مهلت خدا باشم و بی خبر باشم میترسم میشه نشانه های مهلت دادن خدا به بنده ی گناهکار را ذکر کنید تا بیشتر متوجه منظور خدا بشم؟
    با سلام و عرض ادب

    همان طور كه در روايات آمده است، علت ابتلای مؤمن در دنیا آن است كه خداوند متعال دنیا را پاداشی برای مومن و یا مجازات برای كافر قرار نداده است. دنیا محل امتحان و دار تكلیف و مزرعه آخرت است. بنابراین كسانی كه انتظار دارند خداوند متعال گنه كاران و ظالمان را قلع و قمع كند، خلاف سنت الهی می اندیشند، زیرا سنت الهی آن است كه دنیا محل عمل باشد و در آخرت نتایج مشخص گردد.
    اگر ظالم و ستمگری در دنیا مجازات شود، از عنایات خداوند متعال به اوست، همان طور كه مهلت دادن به اهل معصیت هم استدراج است، چنان كه در آیه 177 سوره آل عمران آمده است.

    «آنان كه كافر شدند، گمان نكنند كه مهلت ما به آن ها خیر آن هاست. همانا مهلتشان دادیم تا گناه را زیاد كنند و برای آن ها عذابی دردناك است».
    يكي از نشانه هاي مهلت دادن خداوند به اهل معصيت اين است كه با وجود تكرار معصيت الهي در زندگي مادي هيچ درد و رنج و غمي ندارند و در رفاه به سر مي برند ، زيرا انسان اگر در رفاه كامل باشد به سختي مي تواند خدا را ياد كند .
    اگر كسي با وجود گناهان زياد در نعمت به سر مي برد بايستي به خود شك كرده و اعمال خود را مرور كند تا خداي نكرده از افرادي نباشد كه خداوند به ايشان مهلت داده است .




  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    213
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    39



    یا حق
    با سلام و ادب
    استاد گرامی
    نمی دانم جای این مهم در اینجا هست یا خیر؟
    از انجا که مخلوق رب کاملا با این مطلب مخالفم که"هرکه در این بزم مقرب تر است /جام بلا بیشترش می دهند ....که با معنای ظاهری ان بیشتر استفاده گشته و دین را در ظاهر و به غلط به سوی غم سوق می دهد ودست اویزی است در سفسطه گرایی برای مخالفان)و نیز با علم به اینکه طرب واقعی را افراد رنج دیده با درک حکمت و عشق الهی و بده بستان با او دارند...
    حال سوال یا پیشنهاد این است نه اینکه تا خوشبخت شدیم بترسیم از اراده الهی و گناهمان و و ووو...خواهشا از این ترویج افکار وسواسی و خوش ناپذیر بودن و غم پرست بودن پیشگیری کنید...
    بهتر می دانید که افراد با تفکر دانش هوش تربیت و هیجانات مختلفی این مطالب را می شنوند و می گیرند ....
    با سپاس از خداوند
    سلامت باشید و پایدار
    بعد حق دیگر منی ماند...



    هذا من فضل ربي،فقط فقط و فقط


    :salavat10:



    اي لوليان اي لوليان يك لوليي ديوانه شد ...
    طشتش فتاد از بام ما نك سوي مجنونخانه شد


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود