صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از نفس واحدة چيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    منظور از نفس واحدة چيست ؟




    خداوند مي فرمايد :

    یخلقکم فى بطون امهاتکم خلقا من بعدخلق
    خداوند می فرماید: « خلقکم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها....(زمر-ايه 6)

    آیا در اين آيه" نفس واحدة" و همسرش اشاره به" آدم" و" حوا" است، در حالى که آدم از پیامبران و حوا زن با ایمان و شایسته اى بود، آیا ممکن است آنها از مسیر توحید منحرف شده، راه شرک پیموده باشند؟! و اگر منظور غیر آدم است و همه افراد بشر را شامل گردد با کلمه" واحدة" چگونه سازگار است؟



    کار شناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۴:۰۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ماهیت وجودی نفس

    سؤالی که مطرح می شود این است: چه نفسی باید تزکیه شود؟ در قرآن کریم درباره «نفس» آیات متعددی آمده است. بزرگان اخلاق، سیر و سلوک و عرفان هم در این باره سخن های بسیار گفته اند. آن قدر مطالب متنوع در این باره گفته شده که بسیاری از اشخاص، به مفهوم روشنی از نفس دست نمی یابند. آیا این نفس، موجود خطرناکی است؟ (ان النفس لامارة بالسوء) یا نفس مطمئنه است؟! (یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة.)
    در درون ما چند حقیقت وجود دارد: نفس اماره، نفس لوّامه، نفس مطمئنه، و حقیقت دیگری به نام عقل. آن گونه که از بیانات علمای اخلاق بر می آید، انسان دایم در معرکه نبرد نفس و عقل است؛ یعنی از یک سو، نفس اقتضائاتی دارد و از سوی دیگر، عقل دستوراتی؛ این دو با هم نمی سازند. گاهی نفس با تبعیت از شیطان بر عقل غالب می شود و گاهی هم عقل با اطاعت از خدا بر نفس غالب می شود و شیطان را مغلوب می کند. آیا واقعا در درون ما دو موجود به نام های «عقل» و «نفس» وجود دارد؟! اصلاً ما چند نفس داریم؟ منظور از نفس امارّه، نفس لوّامه، و نفس مطمئنه چیست؟ این سؤالات برای بسیاری از افراد مطرح است.
    حقیقت این است که واژه «نفس»، که در قرآن کریم به صورت های گوناگون به کار رفته، بی شک، همان هویت انسان است. انسان یک هویت بیش تر ندارد؛ اما به لحاظ نیازهای مختلفی که دارد، واژه نفس به صورت مشترک لفظی در آمده است. در اصطلاح علمای اخلاق، نفس در مقابل عقل به کار می رود؛ هرچند این اصطلاح مترادف با همه معانی نفس که در قرآن به کار رفته نیست.
    برخی گفته اند انسان دو نفس (= خود) دارد: نفس طبیعی و نفس الهی. انسان یک خودِ طبیعی، مادی و حیوانی دارد که گرایش به گناه، گرایش به مادیات، خودخواهی، خودپرستی، خودپسندی و دیگر گرایش های پست، از صفات آن است. همچنین یک خودِ الهی دارد که از آن به لطیفه قدسیه الهیه تعبیر می شود؛ همان روح الهی که خدا در ما دمیده است و گرایش های فکری، گرایش های متعالی و میل به تقرب به خدا به آن نسبت داده می شود. در کلمات بزرگان، تعبیرات «خود طبیعی» و «خود الهی» بسیار به چشم می خورند.
    در این جا این سؤال مطرح می شود که آیا واقعا در باطن ما، دو موجود، یکی به نام خود طبیعی و یکی هم به نام خود الهی وجود دارد؟ اگر این گونه است، ما کدامشان هستیم؛ خود طبیعی، یا خود الهی؟ این ها نقطه های ابهامی است که در این گونه بحث ها پیش می آید. از این رو، باید توضیح داده شوند.
    استعمال نفس در این گونه موارد ضرورتا به این معنا نیست که ما چند موجود هستیم، چند نمونه «خود» و «من» داریم، بلکه به این معناست که گاهی «من حیوانی» غالب می شود و گاهی هم «من الهی».

    ..................................

    این که در قرآن کریم گاهی از نفس به عنوان موجودی نکوهیده نام برده می شود «اِنَّ النَّفسَ لاَمارّةٌ بالسّوءِ» (یوسف: 53)؛ نفس بسیار به بدی فرمان می دهد معنایش این نیست که در درون انسان یک موجود مستقلی به نام «نفس امّاره» وجود دارد و یک موجود دیگری هم هست به نام «نفس لوّامه»؛ بلکه معنایش این است که در درون ما یک خواست هایی است که اگر مهار و یا تعدیل نشوند طغیان می کنند و سر به فساد می کشند؛ و چه بسا انسان را وادار می کنند که از راه گناه آن خواسته را تأمین کند. برای مثال، تمایل به غذا خوردن بد نیست. انسان اگر غذا نخورد، می میرد. اما اگر بنا باشد این میل مهار نشود؛ یعنی انسان در هر شرایطی هر چیز دلش خواست بخورد، دیگر حساب نکند که این چیز متعلق به کیست، از چه راهی به دست آمده، ضرر دارد یا نفع و... این جا نفس می شود امّاره به سوء. و اگر این میل مهار نشود، از حد خودش تجاوز می کند و بی بند و بار می شود؛ چون مرز ناشناس است. نفس به این معنا امّاره به سوء است؛ یعنی این میل طبیعی از مرز خودش تجاوز کرده، و با خواست های الهی و معنوی انسان تضاد پیدا می کند. آن میل و غریزه غذا خوردن فقط می خواهد سیر شود، اما دیگر نمی گوید غذا از چه راهی باید به دست آید؛ از راه حلال باشد یا از راه حرام. وقتی انسان ملاحظه حرام و حلال را نکرد، آن وقت نفسی که می گوید بخور، اگر بدون قید و شرط باشد، می شود امّاره به سوء.

    ...........................

    بنابراین، این گونه نیست که همیشه نفس با عقل در تضاد باشد. ممکن است نفس عنان خود را به دست عقل بسپارد، از راهنمایی های وحی و رحمت ها و برکات و توفیقات الهی استفاده کند و به مرحله اطمینان برسد و با عقل هم توأم باشد

    ..........................

    به هر حال، نفسی که باید تزکیه شود، همان روح است. نفس هم اطلاقات متعدد دارد: امّاره، لوّامه و مطمئنه. جنگ بین عقل و نفس، یک تعبیر ادبی است وگرنه حقیقتا دو موجودی که با هم بجنگند در درون ما نیستند.

    http://www.hawzah.net/Hawzah/Article...ubjectID=78629

    ////////////////////////////////////////////////////////////

    زن در آينه جلال و جمال
    حكيم متاله آية الله عبدالله جوادى آملى
    ...................................
    و ثانيا اولين زن كه همسر اولين مرد است او هم از همان ذات و گوهر عينى آفريده شده ، نه از گوهر ديگر و نه فرع بر مرد و زائد بر او و طفيلى وى . بلكه خداوند اولين زن را از همان ذات و اصلى آفريده است كه همه مردها و زنها را از همان اصل خلق كرده است . آنگاه به كيفيت تكثير نسل اشاره مى شود كه از حوصله اين مقالت كه رسالتى جز مقدمه يك كتاب را ندارد بيرون است . مطالب ياد شده را مى توان از آيه :
    هو الذى خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها... (51)
    اوست كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد.
    و از آيه :
    خلقكم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها... (52)
    آفريد شما را از نفس واحد سپس جفت وى را از آن پديد آورد.
    استفاده نمود، پس مفاد آيه هاى ناظر به اصل آفرينش همانا وحدت مبدا قابلى خلقت همه مردان و زنان و نيز اولين مرد و اولين زن كه نسل كنونى به آنها منتهى مى شوند، خواهد بود.
    و اما احاديث ناظر به مبدا قابلى آفرينش مانند آنچه محمد بن بابويه قمى صدوق قده به طور مسند در علل الشرايع (53) و به طور مرسل در من لا يحضره الفقيه (54) نقل كرده است كه : زرارة بن اعين از حضرت امام صادق عليه السلام سوال كرد: نزد ما مردمى هستند كه مى گويند خداوند حوا را از بخش نهايى ضلع چپ آدم آفريد؛ امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند از چنين نسبت ، هم منزه است و هم برتر از آن است ...آيا خداوند توان آن را نداشت كه همسر آدم را از غير دنده او خلق كند، تا بهانه به دست شفاعت كنندگان دهد كه بگويند بعضى از اجزاى آدم با بعض ديگر نكاح نمود...سپس فرمود: خداوند بعد از آفرينش آدم ، حوا را به طور نو ظهور پديد آورد...آدم عليه السلام بعد از آگاهى از خلقت وى از پروردگارش ‍ پرسيد: اين كيست كه قرب و نگاه او مايه انس من شده است ؟ خداوند فرمود: اين حوا است آيا دوست دارى كه با تو بوده و مايه انس تو شده و با تو سخن بگويد و تابع تو باشد؟ آدم گفت : آرى پروردگارا تا زنده ام سپاس تو بر من لازم است ، آنگاه خداوند فرمود: از من ازدواج با او را بخواه چون صالحيت همسرى تو را جهت تاءمين علاقه جنسى نيز دارد و خداوند شهوت جنسى را به او عطا نمود...سپس آدم عرض كرد: من پيشنهاد ازدواج با وى را عرضه مى دارم ، رضاى شما در چيست ؟ خداوند فرمود رضاى من در آن است كه معالم دين مرا به او بياموزى ...
    اين حديث گرچه مفصل است و از لحاظ سند نياز به تحقيقى بيشتر دارد، چون برخى آحاد سلسله مشترك و برخى مجهول اند چنانكه بعضى از مضامين آن هم نياز به توضيح بيشتر دارد ولى مطالب مهم و سودمندى از آن استفاده مى شود كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
    1 - خلقت حوا از ضلع و دنده چپ آدم صحيح نيست .
    2 - آفرينش حوا همانند خلقت آدم بديع و نو ظهور بوده و مستقل است

    ................................


    http://vccans.ir/libraray/Ketabkhane...aamoli_02.html
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوشش نمایش پست
    خداوند مي فرمايد :

    یخلقکم فى بطون امهاتکم خلقا من بعدخلق
    خداوند می فرماید: « خلقکم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها....(زمر-ايه 6)

    آیا در اين آيه" نفس واحدة" و همسرش اشاره به" آدم" و" حوا" است، در حالى که آدم از پیامبران و حوا زن با ایمان و شایسته اى بود، آیا ممکن است آنها از مسیر توحید منحرف شده، راه شرک پیموده باشند؟! و اگر منظور غیر آدم است و همه افراد بشر را شامل گردد با کلمه" واحدة" چگونه سازگار است؟



    کار شناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    با سلام و عرض ادب

    از ديدگاه قرآن كريم, انسان ها وحدت در خلقت دارند, چون خداوند آنها را از « نفس واحده » آفريده است. « نفس » به معناى عين است و نفس هر شى يعنى عين آن شى, و نفس انسان آن چيزى است كه قوام انسان به آن است و انسان به واسطه آن, انسان است و آن مجموع روح و جسم انسان در اين دنيا و روح به تنهايى در برزخ است. (سيدمحمدحسين طباطبايى, الميزان ج 8, ص 135)

    در آيات ذيل بر مفهوم نفس واحده تإكيد شده است:

    1. يا إيها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نسإ;(نساء آيه 1) اى مردم, از پروردگارتان پروا كنيد, همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكند.

    علامه طباطبايى و فخر رازى معتقدند مراد از « نفس واحده» در آيه شريفه حضرت آدم(ع) و مراد از «زوجها» همسرش حواست كه اين دو والدين انسان ها هستند و خلقت حوا نيز از آدم(ع) است; بنابراين خلقت همه انسان ها به حضرت آدم منتهى شده و وحدت در خلقت دارند.( سيدمحمدحسين طباطبايى ج 4 ص 135)

    محمد رشيد رضا نيز با تإكيد بر اين كه همه انسان ها از نفس واحده خلق شده اند و وحدت در خلقت دارند ، مى گويد: در اين كه آن «نفس واحده» كيست ، اقوال مختلفى است لكن منافاتى ندارد كه مراد حضرت آدم(ع) باشد.

    فخر رازى در تفسير آيه فوق مى گويد: اين امر كه همه انسان ها از « نفس واحده» خلق شده اند مى طلبد كه نوعى انس و اتحاد بين انسان ها برقرار باشد تا موجب زيادتر شدن محبت و ترك تفاخر و تكبر بريكديگر شود.

    2. و هو الذى انشإكم من نفس واحده فمستقر و مستودع قد فصلنا الآيات لقوم يفقهون;(انعام آيه 98) و اوست كه شما را از تن يگانه اى پديد آورد و آن گاه[ شما را] قرارگاه و وديعت گاهى است. به راستى كه آيات[ خود] را براى قومى كه در مى يابند به روشنى بيان كرده ايم.

    علامه طباطبايى و فخر رازى و محمدرشيد رضا درباره اين آيه مى گويند: مراد از « إنشإكم» در آيه شريفه, «خلقكم» است و به اين معناست كه ذريه انسان با همه فزونى و گستردگى اش به حضرت آدم(ع) منتهى مى شود و بعضى از اين ذريه, خلق شده و در زمين مستقرند و برخى نيز هنوز به دنيا نيامده اند و در صلب ها و رحم ها هستند و در آينده متولد خواهند شد.( آيات ديگرى نيز در اين باره وجود دارد از جمله: اعراف آيه 189 و زمر آيه 6)

    همان طور كه بيان شد, طبق مفاهيم قرآن, همه انسان ها از « نفس واحده » يعنى حضرت آدم خلق شده اند. از ديدگاه قرآن, اين وحدت بشر در آفرينش, بايد به وحدت در امت بينجامد; انسان ها فطرتا با هم دوستى و الفت دارند و امتى واحد, متحد و همبسته را تشكيل مى دهند.
    قرآن كريم تشكيل امت واحد را يك برنامه وسيع و جهانى براى تحقق حكومت جهانى واحد مى داند. براى تحقق اين آرمان در اديان مختلف به ظهور مصلح آخر الزمان نويد داده است كه وى اين امت جهانى را بنيان مى نهد.



  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    علامه طباطبايي در رابطه با نفس واحده چنين مي گويد:

    مراد از نفس واحده و زوج او كه انسان از آن آفريده شده است

    و از ظاهر سياق برمى آيد كه مراد از «نفس واحده » آدم (عليه السلام ) و مراد از «زوجها» حوا باشد كه پدر و مادر نسل انسان است كه ما نيز از آن نسل مى باشيم و بطورى كه از ظاهر قرآن كريم برمى آيد همه افراد نوع انسان به اين دو تن منتهى مى شوند همچنانكه از آيات زير همين معنا برمى آيد كه : «خلقكم من نفس واحده ، ثم جعل منها زوجها».

    «يا بنى آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنة » و آيه زير كه حكايت گفتار ابليس است : «لئن اخرتن الى يوم القيمة لاحتنكن ذريتة الا قليلا».

    و اما احتمالى كه بعضى از مفسرين در معناى«نفس واحده » و «زوجها» داده اند، ذيلا از نظر خوانندگان مى گذرد كه البته به هيچ وجه درست نيست ، آنان گفته اند كه : مراد از «نفس واحده » و «زوج او» در آيه شريفه مطلق ذكور و اناث نسل بشر است كه كل بشر از مجموع پدر و مادر متولد مى شود، در نتيجه معناى آيه چنين مى شود كه مثلا آيه فرموده است كه هر يك نفر از شما نوع بشر از يك پدر و مادر و يا به عبارت ديگر: از دو فرد بشر خلق شده ايد بدون اينكه در اين معنا فرقى ميان شما باشد، بنابه گفته اين مفسر آيه شريفه همان را مى خواهد افاده كند كه آيه : «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم » آن را افاده مى كند و مى فرمايد: هان اى مردم ما شما را از يك نر و يك ماده آفريديم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموديم تا يكديگر را بشناسيد و از ميان همه شما آنكه باتقواتر است نزد خدا گرامى تر است و خلاصه مفادش اين است كه شما افراد بشر از اين جهت كه هر يك متولد از پدرى و مادرى هستيد هيچ فرقى نداريد.

    و وجه نادرستى اين احتمال روشن است براى اينكه : اين مفسر غفلت كرده از اينكه بين دو آيه ،يعنى آيه سوره حجرات و آيه سوره نسا فرق واضحى است زيرا آيه سوره حجرات در مقام بيان اين جهت است كه افراد انسان از نظر «حقيقت انسانيت » يكسانند و هيچ فرقى در اين جهت ندارند كه هر يك آنان از پدرى و مادرى از جنس بشر متولد شده اند پس ديگر جا ندارد يكى بر ديگرى تكبر ورزد و خود را از ديگران بهتر بشمارد مگر به يك ملاك كه آن هم تقوا است .

    و اما آيه سوره نسا كه مورد بحث ما است در مقام ديگرى است اين آيه مى خواهد بيان كند كه افراد انسان از حيث «حقيقت و جنس » يك واقعيتند و با همه كثرتى كه دارند همه از يك ريشه منشعب شده اند مخصوصا از جمله : «و بث منهما رجالا كثيرا و نساء...» اين معنا به روشنى استفاده مى شود به طورى كه ملاحظه مى كنيد چنين معنائى با اين احتمال كه مراد از «نفس واحده » و «زوج او» تمامى نر و ماده هاى بشرى باشد نمى سازد گذشته از اين دليل آن معنا با غرضى كه سوره نسا آن را تعقيب مى كند كه بيانش گذشت سازگارى ندارد.



  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معناى كلمه زوج و جمله (و خلق منها زوجها)

    و اما كلمه زوج در جمله : «و خلق منها زوجها» بنا به گفته راغب به معناى همسر است يعنى اين كلمه در مورد هر دو قرين كه يكى نر و ديگرى ماده باشد استعمال مى شود يعنى هم به نر زوج مى گويند و هم به ماده و همچنين در غير حيوانات يعنى در هر دو چيزى كه جفت داشته باشد به كار مى رود، مانند چكمه و دمپائى كه به هر لنگه آن گفته مى شود: اين زوج آن ديگرى است و نيز به هر چيزى كه شبيه و نزديك به ديگرى و يا ضد ديگرى است زوج گفته مى شود، آنگاه راغب در ادامه سخنانش مى گويد: زوجه واژه نامطلوبى است ، (يعنى در لغت صحيح به زن نيز زوج گفته مى شود نه زوجه ).

    و ظاهر جمله مورد بحث يعنى جمله «و خلق منها زوجها» اين است كه مى خواهد بيان كند كه همسر آدم از نوع خود آدم بود و انسانى بود مثل خود او و اين همه افراد بى شمار از انسان كه در سطح كره زمين منتشر شده اند همه از دو فرد انسان مثل هم و شبيه به هم منشاء گرفته اند و بنابراين حرف «من » من نشويه خواهد بود و جمله مورد بحث همان نكته اى را مى رساند كه آيات زير در صدد افاده آن است : «و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه و الله جعل لكم من انفسكم ازواجا و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفده ».

    «فاطر السموات و الارض ، جعل لكم من انفسكم ازواجا و من الانعام يذروكم فيه » و نظير اين آيات آيه زير است : « و من كل شى ء خلقنا زوجين ».

    پس اينكه در بعضى از تفسيرها آمده كه مراد از آيه مورد بحث اين است كه همسر آدم از بدن خود درست شده صحيح نيست ، هر چند كه در روايات آمده كه از دنده آدم خلق شده ، ليكن از خود آيه استفاده نمى شود و در آيه چيزى كه بر آن دلالت كند وجود ندارد.

    وَ بَث مِنهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَ نِساءً

    كلمه : «بث » به معناى جدا سازى بوسيله پاشيدن و امثال آن است و در جاى ديگر قرآن آمده : «فكانت هباء منبثا» يعنى كوهها به صورت ذراتى متفرق در مى آيند و از همين باب است كه شكوه از اندوه را هم «بث » مى گويند چون شكوه در حقيقت اندوه تراكم يافته در دل را مى پراكند و به همين جهت است كه گاهى كلمه « بث » را در خود اندوه استعمال مى كنند كه در اين صورت مصدر را در اسم مفعول استعمال كرده اند، چون اندوه مبثوثى است كه انسان آن را بالطبع بث داده و منتشر مى كند در آيه شريفه : « قال انما اشكوا بثى و حزنى الى الله » در همين معنا استعمال شده ، معنايش اين است كه : «من غم و اندوهم را تنها براى خدا مى پراكنم ».

    و از آيه شريفه بر مى آيد كه نسل موجود از انسان تنها منتهى به آدم و همسرش مى شود و جز اين دو نفر هيچ كس ديگرى در انتشار اين نسل دخالت نداشته است (نه حورى بهشتى و نه فردى از افراد جن و نه غير آن دو) و گرنه مى فرمود: «و بث منهما و من غيرهما». با پذيرفتن اين معنا دو مطلب به عنوان نتيجه بر آن متفرع مى شود.




  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كل بشر از آدم و حوا نشاءت گرفته اند

    اول اينكه : منظور از جمله : « رجالا كثيرا و نساء» كل بشر است و افرادى است كه يا بدون واسطه (چون هابيل و قابيل و غيره ) و يا با واسطه (چون ديگر افراد بشر تا هنگام بپا شدن قيامت )

    از اين دو فرد (يعنى آدم و حوا) منشعب شده اند پس كانه فرموده است : « و بثكم منهما ايها الناس ».

    ازدواج فرزندان بلافصل آدم بين برادران و خواهران بوده

    مطلب دوم اين است كه : ازدواج در طبقه اولى ، بعد از خلقت آدم و حوا يعنى در فرزندان بلافصل آدم و همسرش بين برادران و خواهران بوده و دختران آدم با پسران او ازدواج كرده اند، چون آن روز در تمام دنيا نسل بشر منحصر در همين فرزندان بلا فصل آدم بوده ، (در آن روز غير از آنان ، نه دخترانى يافت مى شده است كه تا همسر پسران آدم شوند و نه پسرى بود كه همسر دخترانش گردند) بنابراين هيچ اشكالى هم ندارد (اگر چه در عصر ما خبرى تعجب آور است و ليكن ) از آنجائى كه مساءله يك مساءله تشريعى است و تشريع هم تنها و تنها كار خداى تعالى است و لذا او مى تواند يك عمل را در روزى حلال و روزى ديگر حرام كند: « و الله يحكم لا معقب لحكمة » « ان الحكم الا لله » . «و لا يشرك فى حكمه احدا» « و هو الله لا اله الا هو له الحمد فى الاولى و الاخرة و له الحكم و اليه ترجعون ».

    وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى تَساءَلُونَ بِهِ وَ الاَرْحَامَ

    منظور از «تسائل » به خدا اين است كه مردم با سوگند به خداى تعالى از يكديگر چيزى درخواست كنند اين به او بگويد تو را به خدا سوگند مى دهم كه فلان كار را بكنى و او نيز به اين چنين چيزى را بگويد و تسائل به خداى تعالى كنايه است از اينكه خداى سبحان در نظر آنان محترم و عظيم بوده و او را دوست مى داشتند چون آدمى به كسى و چيزى سوگند مى دهد كه او را عظيم بداند و محبوب بدارد.



  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا منظور از " نفس واحده " اولین تک سلولی است که همه موجودات از آن پدید آمده اند؟

  13. تشکرها 2


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5

    استدلالي از نفس واحده




    با سلام و تشكر

    وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ

    و اوست كه شما را از يك تن آفريد ، برخى [از شما] استقرار يافته [در زمين] و برخى به وديعت نهاده [در اصلاب و رحم‏هايند] ؛ ما آيات خود را براى قومى كه مى‏فهمند بيان كرديم .

    مقصود از كلمه انشاء ايجاد هرچيز و پرورش دادن ان است ... از اين كلمه چنين ميفهميم كه جسم انسان و جميع زندگان بغير جسم مادي نيز مربوط است و اين همان نفس واحد است ... بيشتر مفسران ايه را مخصوص و محدود بانسان دانسته و براي انطباق با اين تصور تعبير هايي از كلمات و جمله هاي ايه نموده اند .
    مثلا نفس واحد را ادم صفي دانسته اند ... علت نارسايي اين تفسير ها يكي اينستكه بمفهوم خاص لفظ انشاء و اختلافي كه اين لفظ با كلمه خلق دارد توجه ننموده اند ... ديگر انستكه نفس واحد را ادم تصور كرده اند ... كلمه نفس خود دلالت بر تنهائي دارد صفت واحد كه بان ضميمه شده است وحدت و تنهايي انرا بيشتر تاكيد و تصريح مي كند . مفهوم تنهايي نفس انهم بنحوي كه تاكيد گرديده منطبق بر ادم صفي نمي تواند باشد زيرا از يك فرد واحد و تنها نسل و نسل هاي متوالي پديد نمي ايد ...
    جهت ديگر كه موجب تعبير نارسا از ايه 98 سوره انعام گرديده است انكه مفسرين از انشاكم مذكور در اوايل ايه خلقت كامل انسانرا دريافت كرده اند و تصور نموده اند بمحض اراده الهي بانشاء, انسان كامل پديد امده است ...
    جمله انشاءكم خود دلالت بر نحوه اي از تكامل تدريجي دارد زيرا چنانكه در معناي كلمه انشاء متذكر شديم چون مفهوم ايجاد و تربيت از ان دريافت مي شود تربيت هم بتدريج صورت مي گيرد پس قطعا فاصله اي ميان نخستين احوال انشاء و اخرين مراحل ان كه پيدايش انسان مسئول و مختار است وجود داشته و در همين فاصله است كه تكامل تدريجي ساير موجودات تا انسان انجام گرفته است .
    نفس واحد حقيقت كلي و ثابتي است كه در تمام افراد زنده عموميت داشته و بدون تغيير بهر فرد زنده منتقل شده و در دوران زندگي هر فرد باقي است . اين حقيقت همان امر حيات است كه از جانب الهي به جسم بي جان پيوسته و نفوس زندگان را پديد اورده است.
    .........
    ممنون ميشم در صورت لزوم استدلال فوق را نقد بفرماييد
    ویرایش توسط az4deh : ۱۳۸۹/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۵:۳۳


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ




  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    آیا منظور از " نفس واحده " اولین تک سلولی است که همه موجودات از آن پدید آمده اند؟

    با سلام و عرض ادب



    آنچه از آيات و روايات مشخص مي شود منظور از نفس واحده حضرت آدم سلام الله عليه باشد ، نه تك سلولي و امثالهم ... چون حضرت آدم اولين موجود زنده نبوده اند قرائن نشان مي دهد موجودات زنده بسياري قبل از آدم عليه السلام بوده اند فلذا نمي توان گفت منظور از نفس واحده تك سلولي است ؛ در ثاني با توجه به معني نفس بازهم نمي توان گفت منظر از نفس واحده تك سلولي باشد .

    يا علي
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۱۰/۱۰ در ساعت ۲۲:۵۴

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    پرسش:

    خداوند مي فرمايد :

    یخلقکم فى بطون امهاتکم خلقا من بعدخلق
    خداوند می فرماید: « خلقکم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها....(زمر-ايه 6)

    آیا در اين آيه" نفس واحدة" و همسرش اشاره به" آدم" و" حوا" است، در حالى که آدم از پیامبران و حوا زن با ایمان و شایسته اى بود، آیا ممکن است آنها از مسیر توحید منحرف شده، راه شرک پیموده باشند؟! و اگر منظور غیر آدم است و همه افراد بشر را شامل گردد با کلمه" واحدة" چگونه سازگار است؟

    پاسخ:

    با سلام و عرض ادب

    از ديدگاه قرآن كريم, انسان ها وحدت در خلقت دارند, چون خداوند آنها را از « نفس واحده » آفريده است. « نفس » به معناى عين است و نفس هر شى يعنى عين آن شى, و نفس انسان آن چيزى است كه قوام انسان به آن است و انسان به واسطه آن, انسان است و آن مجموع روح و جسم انسان در اين دنيا و روح به تنهايى در برزخ است. (سيدمحمدحسين طباطبايى, الميزان ج 8, ص 135)

    در آيات ذيل بر مفهوم نفس واحده تإكيد شده است:

    1. يا إيها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نسإ;(نساء آيه 1) اى مردم, از پروردگارتان پروا كنيد, همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكند.

    علامه طباطبايى و فخر رازى معتقدند مراد از « نفس واحده» در آيه شريفه حضرت آدم(ع) و مراد از «زوجها» همسرش حواست كه اين دو والدين انسان ها هستند و خلقت حوا نيز از آدم(ع) است; بنابراين خلقت همه انسان ها به حضرت آدم منتهى شده و وحدت در خلقت دارند.( سيدمحمدحسين طباطبايى ج 4 ص 135)

    محمد رشيد رضا نيز با تإكيد بر اين كه همه انسان ها از نفس واحده خلق شده اند و وحدت در خلقت دارند ، مى گويد: در اين كه آن «نفس واحده» كيست ، اقوال مختلفى است لكن منافاتى ندارد كه مراد حضرت آدم(ع) باشد.

    فخر رازى در تفسير آيه فوق مى گويد: اين امر كه همه انسان ها از « نفس واحده» خلق شده اند مى طلبد كه نوعى انس و اتحاد بين انسان ها برقرار باشد تا موجب زيادتر شدن محبت و ترك تفاخر و تكبر بريكديگر شود.

    2. و هو الذى انشإكم من نفس واحده فمستقر و مستودع قد فصلنا الآيات لقوم يفقهون;(انعام آيه 98) و اوست كه شما را از تن يگانه اى پديد آورد و آن گاه[ شما را] قرارگاه و وديعت گاهى است. به راستى كه آيات[ خود] را براى قومى كه در مى يابند به روشنى بيان كرده ايم.

    علامه طباطبايى و فخر رازى و محمدرشيد رضا درباره اين آيه مى گويند: مراد از « إنشإكم» در آيه شريفه, «خلقكم» است و به اين معناست كه ذريه انسان با همه فزونى و گستردگى اش به حضرت آدم(ع) منتهى مى شود و بعضى از اين ذريه, خلق شده و در زمين مستقرند و برخى نيز هنوز به دنيا نيامده اند و در صلب ها و رحم ها هستند و در آينده متولد خواهند شد.( آيات ديگرى نيز در اين باره وجود دارد از جمله: اعراف آيه 189 و زمر آيه 6)

    همان طور كه بيان شد, طبق مفاهيم قرآن, همه انسان ها از « نفس واحده » يعنى حضرت آدم خلق شده اند. از ديدگاه قرآن, اين وحدت بشر در آفرينش, بايد به وحدت در امت بينجامد; انسان ها فطرتا با هم دوستى و الفت دارند و امتى واحد, متحد و همبسته را تشكيل مى دهند.

    علامه طباطبايي در رابطه با نفس واحده چنين مي گويد:

    از ظاهر سياق آيات شريفه برمى آيد كه مراد از «نفس واحده » آدم (عليه السلام ) و مراد از «زوجها» حوا باشد كه پدر و مادر نسل انسان است كه ما نيز از آن نسل مى باشيم و بطورى كه از ظاهر قرآن كريم برمى آيد همه افراد نوع انسان به اين دو تن منتهى مى شوند

    معناى كلمه زوج و جمله (و خلق منها زوجها)

    و اما كلمه زوج در جمله : «و خلق منها زوجها» بنا به گفته راغب به معناى همسر است يعنى اين كلمه در مورد هر دو قرين كه يكى نر و ديگرى ماده باشد استعمال مى شود يعنى هم به نر زوج مى گويند و هم به ماده و همچنين در غير حيوانات يعنى در هر دو چيزى كه جفت داشته باشد به كار مى رود، مانند چكمه و دمپائى كه به هر لنگه آن گفته مى شود: اين زوج آن ديگرى است و نيز به هر چيزى كه شبيه و نزديك به ديگرى و يا ضد ديگرى است زوج گفته مى شود، آنگاه راغب در ادامه سخنانش مى گويد: زوجه واژه نامطلوبى است ، (يعنى در لغت صحيح به زن نيز زوج گفته مى شود نه زوجه ).

    و ظاهر جمله مورد بحث يعنى جمله «و خلق منها زوجها» اين است كه مى خواهد بيان كند كه همسر آدم از نوع خود آدم بود و انسانى بود مثل خود او و اين همه افراد بى شمار از انسان كه در سطح كره زمين منتشر شده اند همه از دو فرد انسان مثل هم و شبيه به هم منشاء گرفته اند و بنابراين حرف «من » من نشويه خواهد بود و جمله مورد بحث همان نكته اى را مى رساند كه آيات زير در صدد افاده آن است : «و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه و الله جعل لكم من انفسكم ازواجا و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفده ». (روم آيه 21)

    «فاطر السموات و الارض ، جعل لكم من انفسكم ازواجا و من الانعام يذروكم فيه » و نظير اين آيات آيه زير است : « و من كل شى ء خلقنا زوجين ». (شوري آيه 11)

    اما اينكه فرموديد : «آیا ممکن است آنها از مسیر توحید منحرف شده، راه شرک پیموده باشند؟!» طبق براهين عقلي و نقلي پيامبران الاهي معصوم از گناه هستند چه برسد به انحراف در توحيد ، پيامبران حتي گناه صغيره هم مرتكب نمي شوند زيرا آن ها به حقيقت هستي پي برده و حقيقت گناه را مشاهده مي كنند لذا محال است گناه و نافرماني از اين بزرگواران سر بزند .

    خطايي كه حضرت آدم و حوا در بهشت مرتكب شدند گناه نبود ؛ چون در بهشت هنوز تشريعي وجود نداشت تا نافرماني گناه محسوب شود به عبارت ديگر امر الهي امر ارشادي بود نه امر مولوي .



    پرسش:

    آیا منظور از " نفس واحده " اولین تک سلولی است که همه موجودات از آن پدید آمده اند؟

    پاسخ:


    آنچه از آيات و روايات مشخص مي شود منظور از نفس واحده حضرت آدم سلام الله عليه باشد ، نه تك سلولي و امثالهم ... چون حضرت آدم اولين موجود زنده نبوده اند قرائن نشان مي دهد موجودات زنده بسياري قبل از آدم عليه السلام بوده اند فلذا نمي توان گفت منظور از نفس واحده تك سلولي است ؛ در ثاني با توجه به معني نفس بازهم نمي توان گفت منظر از نفس واحده تك سلولي باشد .





    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۵:۱۳
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  18. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود