جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای مباهله سندی زنده بر عظمت اهل بیت(ع)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ماجرای مباهله سندی زنده بر عظمت اهل بیت(ع)




    خداوند متعال در قرآن کریم به حادثه ای اشاره می کند که یکی از نمونه های ابراز و اظهار عظمت اهل بیت-علیهم السلام- می باشد،این ماجرا همان ماجرای معروف «مباهله» است که خداوند در آیه 61 سورۀ ال عمران،اینگونه آن را مطرح می فرماید:
    «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ : هرگاه بعد از علم و دانشي که (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) کساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».
    اکنون که در آستانه 24 ذی الحجة الحرام،سالروز ماجرای مباهله هستیم،در این تاپیک به بررسی این حادثه تاریخی خواهیم پرداخت.
    در مورد شأن نزول این آیه امده است که:گفته اند که اين آيه و آيات قبل از آن درباره هيات نجرانى مرکب از عاقب و سيد و گروهى که با آنها بودند نازل شده است ، آنها خدمت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيدند و عرض کردند: آيا هرگز ديده اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در اين هنگام آيه (ان مثل عيسى عند الله ...) نازل شد و هنگامى که پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنها را به مباهله دعوت کرد.
    آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه ، به شخصيتهاى نجران ، اسقف (روحانى بزرگشان ) به آنها گفت : شما فردا به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) نگاه کنيد، اگر با فرزندان و خانوادهاش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسيد، و اگر با يارانش آمد با او مباهله کنيد، زيرا چيزى در بساط ندارد، فردا که شد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد در حالى که دست على بن ابى طالب (عليه السلام ) را گرفته بود و حسن و حسين (عليهماالسلام ) در پيش روى او راه ميرفتند و فاطمه (عليهاالسلام ) پشت سرش بود، نصارى نيز بيرون آمدند در حالى که اسقف آنها پيشاپيششان بود هنگامى که نگاه کرد، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با آن چند نفر آمدند، درباره آنها سؤ ال کرد به او گفتند: اين پسر عمو و داماد او و محبوبترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر، فرزندان دختر او از على (عليه السلام ) هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه (عليهاالسلام ) است که عزيزترين مردم نزد او، و نزديک ترين افراد به قلب او است ...
    سيد به اسقف گفت : براى مباهله قدم پيش گذار.
    گفت : نه ، من مردى را ميبينم که نسبت به مباهله با کمال جرات اقدام مى کند و من ميترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا يک سال بر ما نميگذرد در حالى که در تمام دنيا يک نصرانى که آب بنوشد وجود نداشته باشد.
    اسقف به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض کرد: اى ابو القاسم ! ما با تو مباهله نميکنيم بلکه مصالحه ميکنيم ، با ما مصالحه کن ، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با آنها مصالحه کرد که دوهزار حله (يک قواره پارچه خوب لباس ) که حد اقل قيمت هر حلهاى چهل درهم باشد، و عاريت دادن سى دست زره ، و سى شاخه نيزه ، و سى راءس اسب ، در صورتى که در سرزمين يمن ، توطئه اى براى مسلمانان رخ دهد، و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ضامن اين عاريتها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامهاى در اين زمينه نوشته شد.
    و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت : من صورتهائى را ميبينم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوهها را از جا برکند چنين خواهد کرد هرگز با آنها مباهله نکنيد که هلاک خواهيد شد، و يک نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين نخواهد ماند.
    {تفسیرنمونه،آیت الله مکارم،ج2ص578-580،به نقل از مجمع البیان،با کمی تلخیص،این شأن نزول با تفاوتهای مختصری در تفاسیر دیگر مانند ابوالفتوح رازی و تفسیرکبیر و غیر آن نیز آمده است،و فخر رازی ادعا می کند این روایت در میان علمای تفسیر و حدیث مورد اتفاق است}.



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معنای مباهله:
    «مباهله» در اصل از ماده«بهل»(بر وزن اهل) به معنی رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است،و به همین جهت هنگامی که حیوانی را به حال خود واگذارند،و پستان آن را در کیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به ازادی شیرز بنوشد،به آن«باهل» می گویند،و «ابتهال» در دعا به معنی تضرع و واگذاری کار به خداست.
    و اگر آن را گاهی به معنی هلاکت و لعن و دوری از خدا گرفته اند نیز به خاطر این است که رهاکردن و واگذار کردن بنده به حال خود این نتایج را بدنبال می آورد،این است معنی مباهله از نظر ریشه لغت،ولی از نظر مفهوم متداول که از ایل فوق گرفته شده،به معنی نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادی که با هم گفتگو دربارۀ یک مسأله مهم مذهبی دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دعوت به مباهله يک دليل روشن بر حقانيت پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم )
    در آيه فوق خداوند به پيامبر خود دستور مى دهد که هر گاه پس از استدلالات روشن پيشين کسى درباره عيسى با تو گفتگو کند، و به جدال برخيزد، به او پيشنهاد مباهله کن که فرزندان و زنان خود را بياورد و تو هم فرزندان و زنان خود را دعوت کن و دعا کنيد تا خداوند دروغگو را رسوا سازد.
    مسئله (مباهله ) به شکل فوق شايد تا آن زمان در بين عرب سابقه نداشت و راهى بود که صددرصد حکايت از ايمان و صدق دعوت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى کرد.
    چگونه ممکن است کسى که به تمام معنى به ارتباط خويش با پروردگار ايمان نداشته باشد وارد چنين ميدانى گردد؟ و از مخالفان خود دعوت کند بياييد با هم به درگاه خدا برويم و از او بخواهيم تا دروغگو را رسوا سازد، و شما به سرعت نتيجه آن را خواهيد ديد که چگونه خداوند دروغگويان را مجازات مى کند، مسلما ورود در چنين ميدانى بسيار خطرناک است زيرا اگر دعاى او به اجابت نرسد و اثرى از مجازات مخالفان آشکار نشود نتيجه اى جز رسوائى دعوت کننده نخواهد داشت ، چگونه ممکن است آدم عاقل و فهميده اى بدون اطمينان به نتيجه ، در چنين مرحله اى گام بگذارد؟ از اينجا است که گفته اند دعوت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به مباهله ، يکى از نشانه هاى صدق دعوت و ايمان قاطع او است ، قطع نظر از نتايجى که بعدا از مباهله به دست آمد.
    در روايات اسلامى وارد شده هنگامى که پاى مباهله به ميان آمد نمايندگان مسيحيان نجران از پيامبر(ص) مهلت خواستند تا در اين باره بينديشند، و با بزرگان خود به شور بنشينند، نتيجه مشاوره آنها که از يک نکته روانشناسى سرچشمه مى گرفت
    اين بود که به نفرات خود دستور دادند اگر مشاهده کرديد محمد با سر و صدا و جمعيت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنيد و نترسيد، زيرا حقيقتى در کار او نيست که متوسل به جار و جنجال شده است ، و اگر با نفرات بسيار محدودى از خاصان نزديک و فرزندان خردسالش به ميعادگاه آمد بدانيد که او پيامبر خداست و از مباهله با او به پرهيزيد که خطرناک است !
    آنها طبق قرار قبلى به ميعادگاه رفتند ناگاه ديدند که پيامبر فرزندانش حسن و حسين (عليهماالسلام ) را در پيش رو دارد، و على (عليه السلام ) و فاطمه (عليهاالسلام ) همراه او هستند و به آنها سفارش مى کند هر گاه من دعا کردم شما آمين بگوييد، مسيحيان هنگامى که اين صحنه را مشاهده کردند سخت به وحشت افتادند، و از اقدام به مباهله خوددارى کرده ، حاضر به مصالحه شدند و به شرايط ذمه و پرداختن ماليات (جزيه ) تن در دادند.



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مباهله سند زنده اى براى عظمت اهل بيت (عليهمالسلام )
    غالب مفسران و محدثان شيعه و اهل تسنن تصريح کرده اند که آيه مباهله در حق اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده است و پيامبر تنها کسانى را که همراه خود به ميعادگاه برد فرزندانش حسن و حسين (عليهماالسلام ) و دخترش فاطمه (عليهاالسلام ) و على (عليه السلام ) بودند، بنابراين منظور از (ابناءنا) در آيه منحصرا حسن و حسين (عليهماالسلام ) هستند، همانطور که منظور از نساءنا فاطمه (عليهاالسلام )، و منظور از (انفسنا) تنها على (عليه السلام ) بوده است و احاديث فراوانى در اين زمينه نقل شده است .
    ولى بعضى از مفسران اهل تسنن که کاملا در اقليت هستند کوشيده اند که ورود احاديث را در اين زمينه انکار کنند، مثلا نويسنده تفسير المنار در ذيل آيه مى گويد: اين روايات همگى از طرق شيعه است ، و هدف آنها مشخص است ، و آنها چنان در نشر و ترويج اين احاديث کوشيده اند که موضوع را، حتى بر بسيارى از دانشمندان اهل تسنن مشتبه ساخته اند!!
    اما مراجعه به منابع اصيل اهل تسنن نشان مى دهد که على رغم پندارهاى تعصب آلود نويسنده المنار بسيارى از طرق اين احاديث به شيعه و کتب شيعه هرگز منتهى نمى شود، و اگر بنا باشد ورود اين احاديث را از طرق اهل تسنن انکار کنيم ساير احاديث آنها و کتبشان نيز از درجه اعتبار خواهد افتاد.
    براى روشن شدن اين حقيقت قسمتى از روايات آنان را در اين باب با ذکر مدارک در اينجا مى آوريم :
    (قاضى نور الله شوشترى ) در جلد سوم از کتاب نفيس (احقاق الحق ) طبع جديد صفحه 46 چنين مى گويد:
    مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند که (ابناءنا) در آيه فوق اشاره به حسن و حسين (عليهماالسلام ) و (نساءنا) اشاره به فاطمه (عليهاالسلام ) و (انفسنا) اشاره به على (عليه السلام ) است .
    سپس (در پاورقى کتاب مزبور) در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذکر شده اند که تصريح نموده اند آيه مباهله درباره اهل بيت (عليهمالسلام ) نازل شده است و نام آنها و مشخصات کتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحا آورده است .
    از جمله شخصيتهاى سرشناسى که اين مطلب از آنها نقل شده افراد زير هستند:
    1 - (مسلم بن حجاج نيشابورى ) صاحب (صحيح ) معروف که از کتب ششگانه مورد اعتماد اهل سنت است در جلد 7 صفحه 120 (چاپ محمد على صبيح - مصر).
    2 - (احمد بن حنبل ) در کتاب (مسند) جلد 1 صفحه 185 (چاپ مصر).
    3 - (طبرى ) در تفسير معروفش در ذيل همين آيه جلد سوم صفحه 192 (چاپ ميمنية - مصر).
    4 - (حاکم ) در کتاب (مستدرک ) جلد سوم صفحه 150 (چاپ حيدر آباد دکن ).
    5 -(حافظ ابو نعيم اصفهانى ) در کتاب (دلائل النبوة ) صفحه 297 (چاپ حيدر آباد).
    6 - (واحدى نيشابورى ) در کتاب (اسباب النزول ) صفحه 74 (چاپ الهندية مصر).
    7 - (فخر رازى ) در تفسير معروفش جلد 8 صفحه 85 (چاپ البهيه مصر).
    8 - (ابن اثير) در کتاب (جامع الاصول ) جلد 9 صفحه 470 (طبع السنة المحمدية - مصر).
    9 - (ابن جوزى ) در (تذکرة الخواص ) صفحه 17 (چاپ نجف ).
    10 - (قاضى بيضاوى ) در تفسيرش جلد 2 صفحه 22 (چاپ مصطفى محمد مصر).
    11 - (آلوسى ) در تفسير (روح المعانى ) جلد سوم صفحه 167 (چاپ منيريه مصر).
    12 - (طنطاوى ) مفسر معروف در تفسير (الجواهر) جلد دوم صفحه 120 (چاپ مصطفى البابى الحلبى - مصر).
    13 - (زمخشرى ) در تفسير (کشاف ) جلد 1 صفحه 193 (چاپ مصطفى محمد - مصر).
    14 - (حافظ احمد بن حجر عسقلانى ) در کتاب (الاصابة ) جلد 2 صفحه 503 (چاپ مصطفى محمد - مصر).
    15 - (ابن صباغ ) در کتاب (الفصول المهمة ) صفحه 108 (چاپ نجف ).
    16 - علامه (قرطبى ) در تفسير (الجامع لاحکام القرآن ) جلد 3 صفحه 104 (چاپ مصر سال 1936).
    در کتاب (غاية المرام ) از صحيح مسلم در باب فضائل على بن ابى طالب نقل شده که : روزى معاويه به سعد بن ابى وقاص گفت : چرا ابو تراب (على (عليه السلام )
    را سب و دشنام نميگويى ؟!
    گفت : از آن وقت که به ياد سه چيز که پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره على (عليه السلام ) فرمود افتادم از اين کار صرف نظر کردم ... (يکى از آنها اين بود که ) هنگامى که آيه مباهله نازل گرديد پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تنها از فاطمه و حسن و حسين و على (عليهماالسلام ) دعوت کرد و سپس فرمود: اللهم هؤ لاء اهلى : خدايا! اينها خاصان نزديک من اند.
    نويسنده تفسير (کشاف ) که از بزرگان اهل تسنن است در ذيل آيه مى گويد: اين آيه قويترين دليلى است که فضيلت اهل کساء را ثابت مى کند.
    مفسران و محدثان و مورخان شيعه نيز عموما در نزول اين آيه درباره اهل بيت (عليهمالسلام ) اتفاق نظر دارند، در تفسير نور الثقلين روايات فراوانى در اين زمينه نقل شده است .
    از جمله به نقل از کتاب (عيون اخبار الرضا) درباره مجلس بحثى که مامون در دربار خود تشکيل داده بود، اين چنين مينويسد: امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) فرمود: خداوند پاکان بندگان خود را در آيه مباهله مشخص ساخته است و به پيامبرش چنين دستور داده : فمن حاجک فيه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا...
    و به دنبال نزول اين آيه ، پيامبر، على و فاطمه و حسن و حسين (عليهماالسلام ) را با خود به مباهله برد...
    اين مزيتى است که هيچ کس در آن بر اهل بيت (عليهمالسلام ) پيشى نگرفته ، و فضيلتى است که هيچ انسانى به آن نرسيده ، و شرفى است که قبل از آن هيچ کس از آن برخوردار نبوده است.{تفسیرنمونه،آیت الله مکارم شیرازی،ج2ص582-585}.




  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ به يک سؤ ال در مورد آیه مباهله
    در اينجا سؤ ال معروفى است که فخر رازى و بعضى ديگر درباره نزول آيه در حق اهل بيت (عليهمالسلام ) ذکر کرده اند که چگونه ممکن است منظور از (ابناءنا) (فرزندان ما) حسن و حسين (عليهماالسلام ) باشد، در حالى که ابناء جمع است و جمع بر دو نفر گفته نمى شود، و چگونه ممکن است (نسائنا) که معنى جمع دارد تنها بر بانوى اسلام فاطمه (عليهاالسلام ) اطلاق گردد؟ و اگر منظور از (انفسنا) تنها على (عليه السلام ) است چرا به صيغه جمع آمده است ؟!

    پاسخ :
    اولا - همانطور که قبلا به طور مشروح ذکر شد اجماع علماى اسلام و احاديث فراوانى که در بسيارى از منابع معروف و معتبر اسلامى اعم از شيعه و سنى در زمينه ورود اين آيه در مورد اهل بيت (عليهم السلام ) به ما رسيده است و در آنها تصريح شده پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) غير از على (عليه السلام ) و فاطمه (عليهاالسلام ) و حسن و حسين (عليهماالسلام ) کسى را به مباهله نياورد، قرينه آشکارى براى تفسير آيه خواهد بود، زيرا ميدانيم از جمله قرائنى که آيات قرآن را تفسير مى کند سنت و شان نزول قطعى است .
    بنابراين ، ايراد مزبور تنها متوجه شيعه نمى شود.بلکه همه دانشمندان اسلام بايد به آن پاسخ گويند.

    ثانيا - اطلاق صيغه جمع بر مفرد يا بر تثنيه تازگى ندارد، و در قرآن و غير قرآن از ادبيات عرب و حتى غير عرب اين معنى بسيار است .
    توضيح اينکه : بسيار مى شود که به هنگام بيان يک قانون ، يا تنظيم يک عهدنامه ، حکم به صورت کلى و به صيغه جمع آورده مى شود، و مثلا در عهدنامه چنين مينويسند که : مسوول اجراى آن امضاء کنندگان عهدنامه و فرزندان آنها هستند، در حالى که ممکن است يکى از دو طرف تنها يک يا دو فرزند داشته باشد،
    خلاصه اينکه : ما دو مرحله داريم (مرحله قرارداد) و مرحله اجرا در مرحله قرارداد، گاهى الفاظ به صورت جمع ذکر مى شود تا بر همه مصاديق تطبيق کند، ولى در مرحله اجرا ممکن است مصداق ، منحصر به يک فرد باشد، و اين انحصار در مصداق منافات با کلى بودن مسئله ندارد.
    به عبارت ديگر پيغمبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) موظف بود طبق قراردادى که با نصاراى نجران بست همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام کسانى را که به منزله جان او بودند همراه خود به مباهله ببرد، ولى اينها مصداقى جز دو فرزند و يک زن و يک مرد نداشت (دقت کنيد).
    اضافه بر اين در آيات قرآن موارد متعددى داريم که عبارت به صورت صيغه جمع آمده اما مصداق آن به جهتى از جهات منحصر به يک فرد بوده است : مثلا در همين سوره آل عمران،آيه 173 مى خوانيم :«
    الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم : کسانى که مردم به آنها گفتند دشمنان (براى حمله به شما) اجتماع کرده اند از آنها بترسيد».
    در اين آيه منظور از (الناس ) (مردم ) طبق تصريح جمعى از مفسران (نعيم بن مسعود) است که از ابو سفيان اموالى گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشرکان بترساند!
    و همچنين در آيه 181 مى خوانيم :
    «لقد سمع الله قول الذين قالوا ان الله فقير و نحن اغنياء: خداوند گفتار کسانى را که ميگفتند: خدا فقير است و ما بينيازيم (و لذا از ما مطالبه زکات کرده است !) شنيد».
    منظور از
    (الذين ) در آيه طبق تصريح جمعى از مفسران (حى بن اخطب ) يا (فنحاص ) است .
    گاهى اطلاق کلمه جمع بر مفرد به عنوان بزرگداشت نيز ديده مى شود، همان طور که درباره ابراهيم مى خوانيم :
    «ان ابرهيم کان امة قانتا لله {سوره نحل،آیه120}:ابراهيم امتى بودخاضع در پيشگاه خدا» در اينجا کلمه امت که اسم جمع است بر فرد اطلاق شده است .

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۸۹/۰۹/۰۷ در ساعت ۲۲:۵۲


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيا مباهله يک حکم عمومى است ؟
    شکى نيست که آيه فوق يک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نميدهد بلکه روى سخن در آن تنها به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، ولى اين موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان يک حکم عمومى باشد و افراد با ايمان که از تقوا و خدا پرستى کامل برخوردارند به هنگامى که استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جائى نرسد از آنها دعوت به مباهله کنند.
    از رواياتى که در منابع اسلامى نقل شده نيز عموميت اين حکم استفاده مى شود: در تفسير نور الثقلين جلد 1 صفحه 351 حديثى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده که فرمود:
    «اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذيرفتند آنها را به مباهله دعوت کنيد».
    راوى مى گويد: سؤ ال کردم چگونه مباهله کنم ؟
    فرمود: خود را سه روز اصلاح اخلاقى کن.و گمان ميکنم که فرمود: روزه بگير و غسل کن ، و با کسى که ميخواهى مباهله کنى به صحرا برو، سپس انگشتان دست راستت را در انگشتان راست او بيفکن و از خودت آغاز کن و بگو: خداوندا! تو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانهاى و آگاه از اسرار نهان هستى ، و رحمان و رحيمى ، اگر مخالف من حقى را انکار کرده و ادعاى باطلى دارد بلائى از آسمان بر او بفرست ، و او را به عذاب دردناکى مبتلا ساز!
    و بعد بار ديگر اين دعا را تکرار کن و بگو: اگر اين شخص حق را انکار کرده و ادعاى باطلى مى کند بلائى از آسمان بر او بفرست و او را به عذابى مبتلا کن ! سپس فرمود: چيزى نخواهد گذشت که نتيجه اين دعا آشکار خواهد شد، به خدا سوگند که هرگز نيافتم کسى را که حاضر باشد اين چنين با من مباهله کند.

    مباهله در روز عاشورا:
    یکی از گفتگو ها و مناظرات بسیار مهم در روز عاشورا که حاکی از حاکمیت تفکر عثمانی بر سپاه کوفه است،مباهله«بریربن خضیر» با «یزید بن معقل» است،اما ماجرا ی این مباهله:
    «یزید بن معقل»،چون ار سپاه ابن سعد برای نبرد بیرون آمد،خطاب به بریر بن خضیر،گفت:«کار خدا را با خود چگونه می بینی؟!»بریر گفت:«به خدا سوگند،خدا با من نیکی کرد و به تو بد خواهد کرد».یزید بن معقل گفت:«دروغ می گویی،هرچند که تا پیش از این دروغگو نبودی.آیا به یاد می آوری آن روزی را که در بنی لوذان با هم بودیم و تو می گفتی عثمان بن عفان بر خود اسراف کرد و معاویة بن ابی سفیان،هم گمراه است و هم گمراه کننده،و امام هدایت و حق علی بن ابیطالب است؟»بریر گفت:«شهادت می دهم که این عقیده و نظر من است». یرید گفت:«و من شهادت می دهم که همانا تو از گمراهانی». بریر پاسخ داد:«آیا می خواهی با تو برسر این موضوع مباهله کنم و از خدا بخواهم که دروغگو را لعنت کند و آنکه سخن باطل می گوید کشته شود؟».پس با هم به مبارزه پرداختند و بریر با شمشیر چنان ضربتی به سر او زد که شمشیر تا مغز سر او فرو رفت و یزد بن معقل کشته شد.{تاریخ طبری،ج4ص328-329}.

    ضمنا از اين آيه معلوم مى شود که بر خلاف حملات بيرويه افرادى که مى گويند اسلام عملا آيين مردان است و زنان در آن به حساب نيامده اند زنان در مواقع حساس به سهم خود در پيشبرد اهداف اسلامى همراه مردان در برابر دشمن ميايستاده اند، صفحات درخشان زندگى فاطمه بانوى اسلام (عليهاالسلام ) و دخترش زينب کبرى (عليهاالسلام ) و زنان ديگرى که در تاريخ اسلام ، گام بر جاى گامهاى آنها نهاده اند، گواه اين حقيقت است .



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیه مباهله سندی بر ولایت امیر امومنین نیست؟




    این درست است که حضرت محمد صلی الله علیه و سلم در روز مباهله حسن و حسین و فاطمه و علی رضی الله عنهم را بردند اما از این آیه که امامت علی ثابت نمیشود، همانطور که امیر لشکر شدن خالد یا اسامه بن زید دلیل نمیشود که آنها را جانشین حضرت محمد بدانیم! این هم همینطور است.
    این آیه دلیل بر امامت نیست، حتی که دلیل بر افضلیت هم نیست زیرا رسم مباهله این است که انسان دختر و پسر خود را به میدان بیاورد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام به شما دوست عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط راه مستقیم نمایش پست
    این آیه دلیل بر امامت نیست، حتی که دلیل بر افضلیت هم نیست زیرا رسم مباهله این است که انسان دختر و پسر خود را به میدان بیاورد.
    آيه مباهله دليل مستقيم بر امامت نيست، اما چون دليل بر افضليت است غير مستقيم دليل بر امامت است چراکه امام بايد افضل الناس باشد و الا اگر مفضول باشد ترجيح مفضول بر افضل قبح عقلي دارد.

    اما چرا آيه مباهله دليل افضليت است:

    اول شراکت در نبوت
    پيامبر طبق دستور خداوند بايد کساني را به همراه ببرد که مستجاب الدعوه باشند اگر آلوده به شرک و گناه بوده و در نهايت نفرينشان نگيرد، نبوت پيامبر زير سؤال رفته اصل اسلام به خطر مي افتد، بنابراين ايشان نميتوانسته ريسک کند، به همين دليل خودشان هيچ نقشي در انتخاب اعضاء مباهله نداشتند تماما از طريق وحي است چراکه خداوند بهتر از هر کسي بندگان مقرب و مستجاب الدعوه اش را مي شناسد.

    بنابراین اهل بیت پیامبر در تثبیت رسالت شریک می باشند و این جایگاهی است که سائر اصحاب و همسران از آن محروم هستند.

    دوم برتري بر همه
    پيامبر فرزندانش را آورد، امام حسن همانند داشت لذا امام حسين را نيز آورد، اما فاطمه زهرا همانند نداشت که اگر ميداشت حتما مي آورد، همچنين حضرت علي عليه السلام، بنابراين اگر کساني (در زنان و مردان) در شرافت و فضيلت به گرد آنان مي رسيد حتما در اين نفرين شرکت مي کردند.

    خلاصه اينکه در شرافت همراهان پيامبر در مباهله همين بس که خداوند نوع کلمات بکار رفته را (نبتهل فنجعل) مشترکا با پيامبر بيان مي کند، يعني امام حسين 5 ساله نفرينش همان اثري را دارد که پيامبر دارد، نه اينکه پيامبر نفرين کند آنها آمين گويند، دقت کنيد.

    سوم علي جان پيامبر
    طبق آيه کريمه علي عليه السلام چه جايگاهي در آيه دارد؟

    سه گروه قرار بوده بيايند، حسنين (فرزندانمان-ابنائنا) فاطمه (زنانمان- نسائنا) پيامبر (خودمان-انفسنا) خب جايگاه علي عليه السلام کجاست؟
    در فرزندان و زنان که جاي ندارد مي‌ماند انفسنا، در واقع خداوند علي را نفس و جان پيامبر معرفي کرده و الا يک إخواننا يا اصحابنا اضافه مي‌کرد پس به تصريح قرآن علي نفس پيامبر است، و اين مفاد روايات فراواني در منابع شيعه و سني است که پيامبر علي را از خودش و خودش را از علي دانسته است، اذيت او را اذيت خودش، جنگ با جنگ با خودش، دشنام به او را دشنام به خودش و ...، روايات فوق را سرشناسان زيادي از اصحاب نقل کردند، مثل زيد بن ارقم، عمران بن حصين، ابن عباس، جابر و ديگران.

    البته نکات آيه مباهله در تثبيت جايگاه اهل‌بيت بسيار بيشتر و مفصل‌تر از موارد فوق است.

    ضمنا
    نقل قول نوشته اصلی توسط راه مستقیم نمایش پست
    حضرت محمد صلی الله علیه و سلم
    صلوات ناقص بر پيامبر فرستادن بر خلاف سنت پيامبر و صلواتي است که تمام مسلمين در نماز دارند، لذا بايد صلوات بر پيامبر به همراه صلوات بر اهل‌بيت ايشان باشد.
    همچنين
    نقل قول نوشته اصلی توسط راه مستقیم نمایش پست
    حسن و حسن و فاطمه و علی رضی الله عنهم
    رضي الله عنه را براي اهل بيت عليهم السلام نتوان به کار برد، چون ايشان سابقه کفر و شرک ندارند، براي ايشان کرم الله وجهه به کار مي‌برند، رضي الله عنه را براي سائر خلفاء که سابقه کفر و بت‌پرستي دارند به کار مي‌برند.

    موفق باشيد.

    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۲:۳۳
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرمودید:
    اول شراکت در نبوت
    پيامبر طبق دستور خداوند بايد کساني را به همراه ببرد که مستجاب الدعوه باشند اگر آلوده به شرک و گناه بوده و در نهايت نفرينشان نگيرد، نبوت پيامبر زير سؤال رفته اصل اسلام به خطر مي افتد، بنابراين ايشان نميتوانسته ريسک کند، به همين دليل خودشان هيچ نقشي در انتخاب اعضاء مباهله نداشتند تماما از طريق وحي است چراکه خداوند بهتر از هر کسي بندگان مقرب و مستجاب الدعوه اش را مي شناسد.

    بنابراین اهل بیت پیامبر در تثبیت رسالت شریک می باشند و این جایگاهی است که سائر همسران از آن محروم هستند.
    اما ما می گوییم دلیل شما بر اینکه افرادی که در مباهله شرکت می کنند باید مستجاب الدعوه با شند این ادعایی است بی دلیل چرا که مباهله یک جریان مستمر تاریخی است و در آن شرط مستجاب الدعوه بودن نیست مگر در تاریخ چند نفر مستجاب الدعوه داشتیم


    ویرایش توسط راه مستقیم : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۲:۳۲



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    نقل قول نوشته اصلی توسط راه مستقیم نمایش پست
    دلیل شما بر اینکه افرادی که در مباهله شرکت می کنند باید مستجاب الدعوه با شند این ادعایی است بی دلیل چرا که مباهله یک جریان مستمر تاریخی است و در آن شرط مستجاب الدعوه بودن نیست مگر در تاریخ چند نفر مستجاب الدعوه داشتیم
    شما چرا در کارکرد واژه ها دقت نکرديد؟
    کلمات نبتهل فنجعل، يعنی به صرف نفرين کردن ما لعنت خدا بر کاذبين را قرار ميدهيم، يعنی يک ارتباطی ميان نفرين ما با فرود آمدن لعنت خدا وجود دارد، تا نفرين ما نباشد لعنت خدا نخواهد آمد، اين خاصيت فاء است که برای تفريع و ترتّب است.

    دقت کنيد که ميفرمايد ما نفرين ميکنيم و ما لعنت خدا را قرار ميدهيم، نه اينکه لعنت خدا خودش بيايد، آن نيز منتسب به عمل ماست، بلکه چيزی بالاتر از مستجاب الدعوة بودن، گويا با خدا سر وسری داشتند که به محض نفرين لعنت خدا را بر کاذبين قرار دهند.

    دقت کنيد وقتی خداوند به صورت جزئی وارد مسئله ای شود حکايت از پيامی دارد که بايد با تدبر آن را دنبال کرد، و الا خداوند اصل مباهله را اشاره می کرد و بس، با اين تفصيل و نکات جای بسی تأمل و تفکر دارد.


    همانطور که عرض کردم آيه مباهله خيلی بيش از اينها به معرفی جايگاه اهل بيت پيامبر پرداخته است، کمی انصاف و دقت لازم است.


    موفق باشيد.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۹
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود