صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیه ولایت(55سوره مائده) نصی بر ولایت و امامت امام علی(ع)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیه ولایت(55سوره مائده) نصی بر ولایت و امامت امام علی(ع)




    یکی از آياتى براى اثبات امامت امير مؤمنان على عليه السلام مورد استناد و استدلال قرار می گیرد، آيه ولايت است. خداوند متعال در آيه55سوره مائده مى فرمايد:
    «انّما وليّكم اللّه ورسوله والّذين آمنوا الّذين يقيمون الصّلاة ويؤتون الزّكاة وهم راكعون : تنها ولى و صاحب اختيار شما خدا، پيامبر او و كسانى هستند كه ايمان آورده اند؛ همان كسانى كه نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند».
    در این تاپیک به تفسیراین آیه پرداخته و به شبهاتی که پیرامون این ایه مطرح می باشد پاسخ خواهیم داد.
    شدن نزول ایه ولایت:

    در تفسیر مجمع البیان و کتب دیگر از عبد الله بن عباس چنین نقل شده : که روزى در کنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) حدیث نقل مى کرد ناگهان مردى که عمامه اى بر سر داشت و صورت خود را پوشانیده بود نزدیک آمد و هر مرتبه که ابن عباس از پیغمبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) حدیث نقل مى کرد او نیز با جمله قال رسول الله حدیث دیگرى از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل مى نمود.
    ابن عباس او را قسم داد تا خود را معرفى کند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم ! هر کس مرا نمى شناسد بداند من ابوذر غفارى هستم با این گوشهاى خودم از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شنیدم ، و اگر دروغ مى گویم هر دو گوشم کر باد، و با این چشمان خود این جریان را دیدم و اگر دروغ مى گویم هر دو کور باد، که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:
    على قائد البررة و قاتل الکفرة منصور من نصره مخذول من خذله .
    على (علیه السلام ) پیشواى نیکان است ، و کشنده کافران ، هر کس او را یارى
    کند، خدا یاریش خواهد کرد، و هر کس دست از یاریش بردارد، خدا دست از یارى او برخواهد داشت .
    سپس ابوذر اضافه کرد: اى مردم روزى از روزها با رسولخدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مسجد نماز مى خواندم ، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، ولى کسى چیزى به او نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت : خدایا تو شاهد باش ‍ که من در مسجد رسول تو تقاضاى کمک کردم ولى کسى جواب مساعد به من نداد، در همین حال على (علیه السلام ) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آنحضرت بیرون آورد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) که در حال نماز بود این جریان را مشاهده کرد، هنگامى که از نماز فارغ شد، سر به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت :
    خداوندا برادرم موسى از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانى و کارها را بر او آسان سازى و گره از زبان او بگشائى تا مردم گفتارش را درک کنند، و نیز موسى درخواست کرد هارون را که برادرش بود وزیر و یاورش قرار دهى و بوسیله او نیرویش را زیاد کنى و در کارهایش شریک سازى . خداوندا! من محمد پیامبر و برگزیده توام ، سینه مرا گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على (علیه السلام ) را وزیر من گردان تا بوسیله او، پشتم قوى و محکم گردد.
    ابوذر مى گوید: هنوز دعاى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) گفت : بخوان ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: چه بخوانم ، گفت بخوان
    إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
    {تفسیر نمونه،آیت الله مکارم شیرازی،ج4ص421-422}





  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر آیه ولایت
    اين آيه با کلمه
    انما که در لغت عرب به معنى انحصار مى آيد شروع شده و مى گويد: ولى و سرپرست و متصرف در امور شما سه کس ‍ است : خدا و پيامبر و کسانى که ايمان آورده اند، و نماز را برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند.
    (
    انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤ تون الزکاة و هم راکعون ).
    شک نيست که رکوع در اين آيه به معنى رکوع نماز است ، نه به معنى خضوع ، زيرا در عرف شرع و اصطلاح قرآن ، هنگامى که رکوع گفته مى شود به همان معنى معروف آن يعنى رکوع نماز است ، و علاوه بر شان نزول آيه و روايات متعددى که در زمينه انگشتر بخشيدن على (عليه السلام ) در حال رکوع وارد شده و مشروحا بيان خواهيم کرد، ذکر جمله
    يقيمون الصلاة نيز شاهد بر اين موضوع است ، و ما در هيچ مورد در قرآن نداريم که تعبير شده باشد زکات را با خضوع بدهيد، بلکه بايد با اخلاص نيت و عدم منت داد. همچنين شک نيست که کلمه ولى در آيه به معنى دوست و يا ناصر و ياور نيست زيرا ولايت به معنى دوستى و يارى کردن مخصوص ‍ کسانى نيست که نماز مى خوانند، و در حال رکوع زکات مى دهند، بلکه يک حکم عمومى است که همه مسلمانان را در بر مى گيرد، همه مسلمين بايد يکديگر را دوست بدارند و يارى کنند حتى آنهائى که زکات بر آنها واجب نيست ، و اصولا چيزى ندارند که زکات بدهند، تا چه رسد به اينکه بخواهند در حال رکوع زکاتى بپردازند، آنها هم بايد دوست و يار و ياور يکديگر باشند.
    از اينجا روشن مى شود که منظور از ولى در آيه فوق ولايت به معنى سرپرستى و تصرف و رهبرى مادى و معنوى است ، بخصوص اينکه اين ولايت در رديف ولايت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و ولايت خدا قرار گرفته و هر سه با يک جمله ادا شده است .
    و به اين ترتيب ، آيه از آياتى است که به عنوان يک نص قرآنى دلالت بر ولايت و امامت على (عليه السلام ) مى کند.



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهادت احاديث و مفسران و مورخان در مورد آیه ولایت
    در بسيارى از کتب اسلامى و منابع اهل تسنن ، روايات متعددى دائر بر اينکه آيه فوق در شأن على (عليه السلام ) نازل شده نقل گرديده که در بعضى از آنها اشاره به مساله بخشيدن انگشتر در حال رکوع نيز شده و در بعضى نشده ، و تنها به نزول آيه درباره على (عليه السلام ) قناعت گرديده است .
    اين روايت را ابن عباس و عمار ياسر و عبد الله بن سلام و سلمة بن کهيل و انس بن مالک و عتبة بن حکيم و عبد الله ابى و عبد الله بن غالب و جابر بن عبد الله انصارى و ابوذر غفارى نقل کرده اند.
    و علاوه بر ده نفر که در بالا ذکر شده از خود على (عليه السلام ) نيز اين روايت در کتب اهل تسنن نقل شده است .
    جالب اينکه در کتاب غاية المرام تعداد 24 حديث در اين باره از طرق اهل تسنن و 19 حديث از طرق شيعه نقل کرده است .
    کتابهاى معروفى که اين حديث در آن نقل شده از سى کتاب تجاوز مى کند که همه از منابع اهل تسنن است ، از جمله محب الدين طبرى در ذخائر العقبى صفحه 88 و علامه قاضى شوکانى در تفسير فتح القدير جلد دوم صفحه 50 و در جامع الاصول جلد نهم صفحه 478 و در اسباب النزول واحدى صفحه 148 و در لباب النقول سيوطى صفحه 90 و در تذکرة سبط بن جوزى صفحه 18 و در نور الابصار شبلنجى صفحه 105 و در تفسير طبرى صفحه 165 و در کتاب الکافى الشاف ابن حجر عسقلانى صفحه 56 و در مفاتيح الغيب رازى جلد سوم صفحه 431 و در تفسير در المنصور جلد 2 صفحه 393 و در کتاب کنز العمال جلد 6 صفحه 391 و مسند ابن مردويه و مسند ابن الشيخ و علاوه بر اينها در صحيح نسائى و کتاب الجمع بين الصحاح السته و کتابهاى متعدد ديگرى اين احاديث آمده است .
    با اينحال چگونه مى توان اينهمه احاديث را ناديده گرفت ، در حالى که در شأن نزول آيات ديگر به يک يا دو روايت قناعت مى کنند، اما گويا تعصب اجازه نمى دهد که اينهمه روايات و اينهمه گواهى دانشمندان درباره شان نزول آيه فوق مورد توجه قرار گيرد.
    و اگر بنا شود در تفسير آيه اى از قرآن اين همه روايات ناديده گرفته شود ما بايد در تفسير آيات قرآنى اصولا به هيچ روايتى توجه نکنيم ، زيرا درباره شأن نزول کمتر آيه اى از آيات قرآن اينهمه روايت وارد شده است .
    اين مساله بقدرى روشن و آشکار بوده که حسان بن ثابت شاعر معروف عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مضمون روايت فوق را در اشعار خود که درباره على (عليه السلام ) سروده چنين آورده است :
    فانت الذى اعطيت اذ کنت راکعا زکاتا فدتک النفس يا خير راکع
    فانزل فيک الله خير ولاية و بينها فى محکمات الشرايع
    يعنى : «تو بودى که در حال رکوع زکات بخشيدى ، جان بفداى تو باد اى بهترين رکوع کنندگان .
    و به دنبال آن خداوند بهترين ولايت را درباره تو نازل کرد و در ضمن قرآن مجيد آنرا ثبت نمود».
    {تفسیرنمونه،آیت الله مکارم شیرازی،ج4ص424-426}



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب پاسخگوی تاریخی
    1. سوره المرسلات دارای پنجاه آیه است. آیات 47 و 48 این سوره به شرح زیر است :
    وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ (47) وَ إِذا قيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ (48)
    آیا منظور از رکوع در این آیه همان رکوع نماز است؟

    2. نماز در زمان حضرت پیامبر به صورت جماعت برگزار می شد. حتما سائل صبر می کرد تا نماز تمام شود و سپس درخواست کمک کند چرا که سائل حتما مسلمان بود که از مسلمین درخواست کمک می کرد و اصلا همه مسلمین از جمله سائل مذکور در آن زمان به صورت جماعت نماز برگزار می کردند و درخواست کمک در حین نماز عملی پسندیده نبوده و نیست و نخواهد بود.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    330
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    ...
    2. نماز در زمان حضرت پیامبر به صورت جماعت برگزار می شد. حتما سائل صبر می کرد تا نماز تمام شود و سپس درخواست کمک کند چرا که سائل حتما مسلمان بود که از مسلمین درخواست کمک می کرد و اصلا همه مسلمین از جمله سائل مذکور در آن زمان به صورت جماعت نماز برگزار می کردند و درخواست کمک در حین نماز عملی پسندیده نبوده و نیست و نخواهد بود.
    بسم الله الحق

    جناب لاچینی، مگر در مسجد فقط نماز جماعت و نماز واجب خوانده می شه!!؟

    خدایا اگر بناست دیگران با عبور از روی اخلاق و انسانیت من به رفاه برسند می خواهم هرگز نرسند!
    ------------------
    نیچه گفت خدا مرده است!
    اما چندی بعد ....
    و خدا گفت نیچه مرده است.
    من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب naaqed
    اینگونه می گویند ولی در این مورد خاص اگر به روایت ابوذر در پستهای پیشین دقت فرمایید پی می برید که این کار در حین نماز جماعت به امامت حضرت پیامبر صورت گرفته است یعنی سائل در حین اقامه نماز جماعت به امامت حضرت رسول درخواست کمک کرده است.

  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    سلام بر جناب پاسخگوی تاریخی
    1. سوره المرسلات دارای پنجاه آیه است. آیات 47 و 48 این سوره به شرح زیر است :
    وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ (47) وَ إِذا قيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ (48)
    آیا منظور از رکوع در این آیه همان رکوع نماز است؟

    2. نماز در زمان حضرت پیامبر به صورت جماعت برگزار می شد. حتما سائل صبر می کرد تا نماز تمام شود و سپس درخواست کمک کند چرا که سائل حتما مسلمان بود که از مسلمین درخواست کمک می کرد و اصلا همه مسلمین از جمله سائل مذکور در آن زمان به صورت جماعت نماز برگزار می کردند و درخواست کمک در حین نماز عملی پسندیده نبوده و نیست و نخواهد بود.
    با سلام خدمت دوست عزیز جناب لاچینی،
    در مورد سوال اول شما همانگونه که در پست های قبلی اشاره کردم
    شک نيست که رکوع در اين آيه به معنى رکوع نماز است ، نه به معنى خضوع ، زيرا در عرف شرع و اصطلاح قرآن ، هنگامى که رکوع گفته مى شود به همان معنى معروف آن يعنى رکوع نماز است ، و علاوه بر شان نزول آيه و روايات متعددى که در زمينه انگشتر بخشيدن على (عليه السلام ) در حال رکوع وارد شده و مشروحا بيان خواهيم کرد، ذکر جمله يقيمون الصلاة نيز شاهد بر اين موضوع است ، و ما در هيچ مورد در قرآن نداريم که تعبير شده باشد زکات را با خضوع بدهيد، بلکه بايد با اخلاص نيت و عدم منت داد.
    در مورد بخش دوم سوال شما هم باید بگویم اینکه ابوذر می گوید روزی با پیامبر(ص) در مسجد نماز می خواندم،این احتمال وجود دارد که ابوذر در مقام نقل واقعه به حضورش در مسجد برای اقامه نماز به امامت پیامبر(ص) اشاره کرده است،نه اینکه این واقعه هم درست در زمان نماز جماعت اتفاق افتاده است،و احتمالاً امام علی(ع) در حال خواندن نماز مستحبی بوده اند،مؤید بنده بر این ادعا دو چیز است:
    1-در نقل این خبر از زبان ابوذر آمده است که ابوذر گفت:« إِنِّي صَلَّيْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص صَلَاةَ الظُّهْر...: من با رسول خدا نماز ظهر را خواندم‏»{ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 221} با این بیان مشخص شده است که این درخواست کمک به احتمال زیاد در غیر نماز جماعت اتفاق افتاده است.

    2- اگر مسلمانان در حال نماز جماعت بوده و آن سائل برفرض در نماز شرکت نکرده و درخواست کمک کرده باشد،آنچه که بعنوان گلایه به درگاه خدا عرضه می دارد که:«
    خدایا تو شاهد باش ‍ که من در مسجد رسول تو تقاضاى کمک کردم ولى کسى جواب مساعد به من نداد».این گلایه بی مورد و بی جا خواهد بود چرا که در حالی که همه مشغول خواندن نماز هستند طبیعی است که کسی جوابی ندهد.علاوه بر این سخن شما هم مؤید ماست که اصلاً در خواست کمک از مردمی که در حال اقامه نماز جماعت هستند کاری ناپسند می باشد.

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیه ولایت ربطی به امامت امیرالمومنین ندارد؟




    چند نکته در مورد آیه ولایت مطرح می باشد که برای من مبهم می باشد که درخواست دارم بنده را به راه مستقیم مزدیکتر کنید
    اولا
    خداوند متعال در آیه 55 سوره مائده میفرماید

    :
    ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾
    که ترجمه صحیح آن اینگونه می باشد

    :
    «هر آينه ولي شما خداوند و پيامبر و مؤمناني اند كه نماز بپا مي دارند و زكات مي دهند و همواره خاشع و فروتن مي باشند


    ثانیا :ادعاي بزرگان شيعه که تمام علماي اهل سنتاین مطلب را قبول دارند ، چيزي جز کذب و افتراء نيست. بلکه عکس اين ادعا صحيح مي باشد. يعني اينکه تمام محدثين اهل سنت بر جعلي بودن اين روايت اتفاق نظر دارند و بايستي دانست ذکر اين روايت توسط برخي از مفسرين همچون ثعلبي و واحدي هرگز دال بر صحت آن نمي باشد. و همچنين بايستي توجه داشت اين ادعا که اين روايت در کتب سته حديث اهل سنت روايت شده است، چيزي جز دروغ محض و عوام فريبى نيست. چون اين روايت در هيچ يک از اين کتابها روايت نشده است.
    ثالثا : استدلال به اين آيه، مخالف با يکي از اساسي ترين معتقدات مذهب اثني عشري مي باشد. چون همانگونه که علماي شيعه در استدلالات خود به اين نکته اشاره کرده اند، کلمه «إنما» در زبان عربي براي حصر بکار برده مي شود. و بدين ترتيب اگر بخواهيم اين آيه را آنگونه که بزرگان شيعه مي پندارند تفسير کنيم بايستي از آنها بخواهيم امامت را تنها منحصر به علي بن ابي طالب بدانند و از اعتقاد با امامت ساير ائمه دست بکشند. و مسلم است بزرگان شيعه هرگز به قبول آنچه که خود مقرر داشته اند تن در نخواهند داد.

    4- اين قصه دروغين با آنچه در سيرت و زندگينامه علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- ذکر شده تضاد و اختلافي آشکار دارد. چون ايشان در زمان حيات رسول الله صلى الله عليه وسلم زندگي ساده اي داشته و هرگز اموال ايشان به حد نصاب زکات نمي رسيده است.

    5) مساله بسيار مهم ديگري که باطل بودن استدلال سرمداران شيعه در اين آيه را ثابت مي کند اين است که کلمه «ولى» بر خلاف ادعاهاي آنها به معني خليفه و يا امام نيست.
    کلمه «ولي» که از مصدر «وَلايت» (به فتح واو) مشتق مي شود به معني يار و نصرت رسان مي باشد. و آنچه به معني امام و خليفه است کلمه «والى» و «متوالى» است که از مصدر «وِلايت» (به کسر واو) مشتق شده است.
    مطمئناً اين نکته بر بزرگان شيعه پوشيده نبوده است، اما آنها خواسته اند از تشابهي که بين کلمه «ولى» و کلمه «والي» وجود دارد، و همچنين از جهل بسياري از مردم نسبت به زبان عربى سوء استفاده کرده و کلمه «ولى » که به معني يار و نصرت رسان را به خليفه و امام معني کنند.
    خداوند متعال از چند آيه قبل از آيه 55 اين سوره، مومنان را از موالات و محبت ورزيدن نسبت به کفار و دشمنان بر دين حذر داشته و در اين آيه فرموده است، آنانيکه مومنين بايستي به آنها محبت بورزند و به نصرت آنها بشتابند خداوند متعال (او را دوست بدارند و دينش را نصرت دهند) و پيامبر (صلى الله عليه وسلم) و تمام مومنين مي باشند. به همين سبب در آيه گفته شده است ﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾ تا محبت ورزيدن و نصرت رساني تمام مومنين را شامل گردد.
    در نهايت مي بينيم اين آيه نه تنها هيچ ربطي به امامت علي بن ابي طالب -ضي الله عنه-و فرزندان ايشان ندارد، بلکه اصلا در مورد مسأله امامت و خلاف سخن نمي گويد. و بدين ترتيب به اين نتيجه مي رسيم که آنچه مذهب تشيع بزرگترين و مهمترين دليل خود در اثبات ولايت و خلافت علي بن ابي طالب -ضي الله عنه- پس از وفات رسول الله (صلى الله عليه وسلم) مي داند، کوچکترين ربطي به اين مسأله ندارد و استدلال به آن دلالت بر اين نکته دارد که بزرگان شيعه براي اثبات اين ادعاى خود بضاعتى در چنته خويش ندارند



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود.
    لطفا توجه بفرمایید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
    ---------------------------------------
    وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
    ---------------------------------------
    54-پس از بحث در باره منافقان ، سخن از مرتدانى كه طبق پيشبينى قرآن بعدها از اين آئين مقدس روى بر مى‏گرداندند به ميان مى‏آورد و به عنوان يك قانون كلى به همه مسلمانان اخطار مى‏كند : اگر كسانى از شما از دين خود بيرون روند ، زيانى به خدا و آئين او و جامعه مسلمين و آهنگ سريع پيشرفت آنها نمى‏رسانند ، زيرا خداوند در آينده جمعيتى را براى حمايت اين آئين برمى‏انگيزد .
    ---------------------------------------
    56-تنها پيروزى معنوى است يا هر گونه پيروزى مادى و معنوى را شامل مى‏شود ؟ شك نيست كه اطلاق آيه دليل بر پيروزى مطلق آنها در تمام جبهه‏ها است و براستى اگر جمعيتى جزء حزب الله باشند يعنى ايمان محكم و تقوا و عمل صالح و اتحاد و همبستگى كامل و آگاهى و آمادگى كافى داشته باشند بدون ترديد در تمام زمينه‏ها پيروز خواهند بود ، و اگر مى‏بينيم مسلمانان امروز به چنان پيروزى دست نيافته‏اند ، دليل آن روشن است ، زيرا شرايط عضويت در حزب الله كه در بالا اشاره شد در بسيارى از آنها ديده نمى‏شود ، و به همين دليل قدرتها و نيروهائى را كه براى عقب نشاندن دشمن و حل مشكلات اجتماعى بايد مصرف كنند غالبا براى تضعيف يكديگر بكار مى‏برند.
    ////////////////////////////////////////
    در اینجا آیات 54و56 سوره مائده با تفسیر المیزانی* آنها آمده,از جناب پاسخگو درخواست عاجزانه داریم که ارتباط این معانی و تفاسیر را با مسئله امامت برای ذهن گنگ بنده تشریح نمایند.
    .........................................
    *هر چند بنده اعتقاد چندانی به تفاسیر نداشته و کلا مقوله تفسیر را کج روی و کج فهمی میدانم,اما در اینجا به آنها استناد میکنیم.
    ویرایش توسط Angel1943 : ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۴:۰۶
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    عرض سلام و ادب ، در پی مطالب آیدی محترم راه مستقیم ؛

    اولا از ادبیات فاخر و مملو از اخلاق و ادب متقابل شما سپاسگزارم و امیدوارم بیان مودبانه و محترمانه ی شما الگویی باشد برای افرادی که سعی می کنند با استفاده از کلمات مثلا تحقیر آمیز و مثلا کوبنده در نقد فرد مقابل عُقده گشایی کنند و از شما بابت این تعبیرات که در مطلبتان نوشتید که حاکی از نهایت احترام شما نسبت به تفکر مخالفتان است تشکر می کنم و ممنونم که بحث علمی را با متهم کردن و تهمت زدن به تمام علمای شیعه آلوده نفرموده اید چنان که گفته اید:

    « مساله بسيار مهم ديگري که باطل بودن استدلال سرمداران شيعه در اين آيه را ثابت مي کند اين است که... »

    « مطمئناً اين نکته بر بزرگان شيعه پوشيده نبوده است، اما آنها خواسته اند از تشابهي که بين کلمه «ولى» و کلمه «والي» وجود دارد، و همچنين از جهل بسياري از مردم نسبت به زبان عربى سوء استفاده کرده... »

    « و استدلال به آن دلالت بر اين نکته دارد که بزرگان شيعه براي اثبات اين ادعاى خود بضاعتى در چنته خويش ندارند. »

    اما گذشته از این مطالب ؛

    اولا اینکه گفته اید :

    و بدين ترتيب به اين نتيجه مي رسيم که آنچه مذهب تشيع بزرگترين و مهمترين دليل خود در اثبات ولايت و خلافت علي بن ابي طالب -ضي الله عنه- پس از وفات رسول الله (صلى الله عليه وسلم) مي داند، کوچکترين ربطي به اين مسأله ندارد.

    پاسخ :

    می شود بفرمائید چه کسی گفته است که این آیه بزرگترین و مهم ترین دلیل اثبات ولایت مولانا علی بن ابی طالب است؟ خدا را شکر ما آنقدر ادله ی عقلی و نقلی متعدد برای اثبات ولایت حضرت و ائمه ی طاهرین داریم که با فرض محال که نقد شما بر این استدلال وارد باشد ، خدشه ای بر اعتقادات شیعه وارد نخواهد شد.

    و فرمودید :

    «إنما» در زبان عربي براي حصر بکار برده مي شود. و بدين ترتيب اگر بخواهيم اين آيه را آنگونه که بزرگان شيعه مي پندارند تفسير کنيم بايستي از آنها بخواهيم امامت را تنها منحصر به علي بن ابي طالب بدانند و از اعتقاد با امامت ساير ائمه دست بکشند. و مسلم است بزرگان شيعه هرگز به قبول آنچه که خود مقرر داشته اند تن در نخواهند داد.

    پاسخ :

    در این مورد هم ، طبق اعتقاد ما ولایت یک امر ثابت و جاری است و وابسته به شخص نیست لذا پس از شهادت مولانا علی بن ابی طالب هم باید حجتی از سوی خداوند باشد تا این والایت ادامه پیدا کند ، لذا نباید یک آیه از قرآن را گرفت و نظر داد ، خود قرآن کریم در جای دیگر دایره ی ولایت را گسترده تر می کند و می فرماید :

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ

    و اما اینکه فرمودید :

    اين قصه دروغين با آنچه در سيرت و زندگينامه علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- ذکر شده تضاد و اختلافي آشکار دارد. چون ايشان در زمان حيات رسول الله صلى الله عليه وسلم زندگي ساده اي داشته و هرگز اموال ايشان به حد نصاب زکات نمي رسيده است.

    پاسخ:

    در این مورد علامه طباطبایی می فرمایند :

    در صدر اسلام (زكات ) در معناى لغوى (انفاقمال ) به كار مى رفته ، نه در خصوص زكات واجب

    اما اشكال سومى كه گفته اند صدقه دادن انگشتر، زكات نيست . جواب اين حرف هم اينست كه اگر مى بينيد امروز وقتى زكات گفته مى شود ذهن منصرف به زكات واجب شده و صدقه به ذهن نمى آيد، نه از اين جهت است كه برحسب لغت عرب صدقه زكات نباشد بلكه از اين جهت است كه در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام ، متشرعه و مسلمين زكات را در واجب بكار برده اند، و گرنه در صدر اسلام زكات به همان معناى لغوى خود بوده . و معناى لغوى زكات اعم است از معناى مصطلح آن ، و صدقه را هم شامل مى شود. در حقيقت زكات در لغت مخصوصا اگر در مقابل نماز قرار گيرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آنست ، كما اينكه همين مطلب از آياتى كه احوال انبياى سلف را حكايت مى كنند بخوبى استفاده مى شود، مانند اين آيه كه باره حضرت ابراهيم و اسحاق و يعقوب مى فرمايد: (و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوه و ايتاء الزكوه )
    و راجع به حضرت اسماعيل مى فرمايد: (و كان يامر اهله بالصلوه و الزكوه و كان عند ربه مرضيا) و راجع به عيسى (عليه السلام ) در گهواره مى فرمايد: (و اوصانى بالصلوه و الزكوه ما دمت حيا) و ناگفته پيداست كه در شريعت ابراهيم و يعقوب و اسماعيل و عيسى (عليه السلام ) زكات به آن معنائى كه در اسلام است نبوده .

    و نيز مى فرمايد: (قد افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى ) و مى فرمايد: (الذى يوتى ماله يتزكى ) و مى فرمايد: (الذين لا يوتون الزكوه و هم بالاخره هم كافرون ) و مى فرمايد: (و الذين هم للزكوه فاعلون ) و آيات ديگرى كه در سوره هاى مكى و مخصوصا سوره هائى كه در اوايل بعثت نازل شده مانند سوره (حم سجده ) و امثال آن . چه اين سوره ها وقتى نازل شدند كه اصولا زكات به معناى معروف و مصطلح هنوز واجب نشده بود، و لابد مسلمين آنروز از كلمه زكاتى كه در اين آيات است چيزى مى فهميده اند، بلكه آيه زكات يعنى : (خذمن اموالهم صدقه تطهرهم و تزكيهم بها و صل عليهم ان صلوتك سكن لهم ) كه دلالت دارد بر اينكه زكات مصطلح يكى از مصاديق صدقه است ، و از اين جهت آنرا زكات گفته اند كه صدقه است ، چون صدقه پاك كننده است و زكات هم از تزكيه و به معناى پاك كردن است ، پس از همه مطالب گذشته روشن شد كه : اولا براى مطلق صدقه ، زكات گفتن مانعى ندارد، و ثانيا موجبى براى حمل ركوع بر معناى مجازى نيست ، و ثالثا مانعى از اطلاق جمع (الذين آمنوا...) و اراده مفرد نيست .

    ادامه دارد...............

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۰۹/۲۹ در ساعت ۱۵:۴۷
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود