صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: متناقض بودن قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان 1389
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    4 بار در 1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    متناقض بودن قرآن




    سلام
    من تو این سایت چند تا تاپیک در خصوص تناقض قرآن دیدم اما هیچ کدوم به نتیجه قطعی نرسیدن تابحال
    یکیش که اصلا از یه جای دیگه سر در آورده


    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=16126

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=6907

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4902

    به صرف این که شما بگین در قرآن تناقض نیست و این ادعا هست که مشکل حل نمیشه !

    ببینیند ویکی پدیا که یک سایت پربازدید هست چنین نظری در مورد قرآن در اون وجود داره:


    متناقض بودن قرآن
    مجموعه آیات نه تنها با هم هماهنگ نیستند ، بلکه در بعضی یکدیگر را نقض می کنند [۱][۲]

    بی دلیل نیست که علی به عبدالله بن عباس پیش از جنگ نهروان توصیه می کند که با استناد به قرآن مناظره نکند[۳] :
    با آنها به قرآن مناظره مكن ، زيرا قرآن دو پهلو است . تو چيزى مى گويى و آنها چيزى در جوابت مى گويند، بلكه با آنها به سنت (پیامبر) مناظره كن كه راه گريز نيابند

    · سالنامه پروس،H.Grimme،سال چاپ: 1917 ، صفحات 42تا54
    · System der Koranischen Theologie Einleiitung in den koran,H.Grimme,Volume 1,pages 105-117
    · نهج البلاغه ،سخنان علی بن ابی طالب ، گرد آوری شده توسط سید رضی ، نامه 77: و من وصية له ع لِعَبْدِ اللَه بْنِ الْعَباسِ لَمَا بَعَثَهُ لِلاْحْتِجاجَ عَلَى الْخَوارِج :لاَ تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ، وَ لَكِنْ خاصِمْهُمْ لابِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا.

    أبي هريرة
    از محمدروایت می کند[۴] : جدال در قرآن کفر است
    علی میرفطروس
    با استناد به حدیث فوق از محمدو همچنین آیات قرآن[آیه ۱][آیه ۲]،صراحت (شفاف و واضح بودن) قرآن را به چالش کشیده و می گوید : دوران خلافت عمر آنچنان سخت و پرخشونت بود که کسی جرئت کوچترین اعتراضی نداشت.در این دوره نیز شکنجه و سرکوب کسانی که به اسلام و آیت قرآن اعتراض یا تردید داشتند رواج داشت بطوری که در زمان عمر حتی گفتگو از تفسیر قرآن نیز ناروا بود[۵][۶]

    آیه 1 و2
    ·سوره انعام،آیه 68:وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ:و چون ببينى كسانى [به قصد تخطئه] در آيات ما فرو مى‏روند از ايشان روى برتاب تا در سخنى غير از آن درآيند و اگر شيطان تو را [در اين باره] به فراموشى انداخت پس از توجه [ديگر] با قوم ستمكار منشين
    · قسمتی از آیه 7سوره آل عمران: وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ :و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند
    -------------------=


    · سنن أبي داود، کتاب السنة ، النهی عن جدال فی قرآن کفر:حدثنا أحمد بن حنبل ثنا يزيد يعني بن هارون أخبرنا محمد بن عمرو عن أبي سلمة عن أبي هريرة عن النبي صلى الله عليه وسلم قال المراء في القرآن كفر.Abudawud: Book 40,Hadith 4586
    · اسلام شناسی1،علی میرفطروس،چاپ دوازدهم،نشر نیما،ص72
    ·اسلام شناسی2،علی میرفطروس،چاپ سوم،نشر نیما،صفحه های31 تا35


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : 1389/09/09 در ساعت 15:14

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1389
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    566 در 252 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    انگاری این سوال جواب نداره

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد 1389
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    345 در 127 پست
    حضور
    16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    119



    علی به عبدالله بن عباس پیش از جنگ نهروان توصیه می کند که با استناد به قرآن مناظره نکند[۳] :
    با آنها به قرآن مناظره مكن ، زيرا قرآن دو پهلو است . تو چيزى مى گويى و آنها چيزى در جوابت مى گويند، بلكه با آنها به سنت (پیامبر) مناظره كن كه راه گريز نيابند


    · نهج البلاغه ،سخنان علی بن ابی طالب ، گرد آوری شده توسط سید رضی ، نامه 77: و من وصية له ع لِعَبْدِ اللَه بْنِ الْعَباسِ لَمَا بَعَثَهُ لِلاْحْتِجاجَ عَلَى الْخَوارِج :لاَ تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ، وَ لَكِنْ خاصِمْهُمْ لابِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا.


    با چه رویی سخن از شادی ما می گویید ؟ دستتان خونی و از عدل خدا می گویید؟
    چه غلط ها که نکردید پس پرده ی دین تف به درگاه خدایی که شما می گویید

  5. تشكر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان 1389
    نوشته
    667
    مورد تشکر
    2,206 در 653 پست
    حضور
    4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    57



    نقل قول نوشته اصلی توسط wikipedia نمایش پست
    سلام


    متناقض بودن قرآن



    بی دلیل نیست که علی به عبدالله بن عباس پیش از جنگ نهروان توصیه می کند که با استناد به قرآن مناظره نکند[۳] :

    با آنها به قرآن مناظره مكن ، زيرا قرآن دو پهلو است . تو چيزى مى گويى و آنها چيزى در جوابت مى گويند، بلكه با آنها به سنت (پیامبر) مناظره كن كه راه گريز نيابند

    سلام.
    امیرمؤمنان على(علیه السلام) در این توصیه که خطاب به ابن عباس بیان فرموده در
    آن زمان که او را براى سخن گفتن با خوارج فرستاد روش استدلال در برابر آنان را به
    او یاد مى دهد و مى فرماید: به آیات متشابه قرآن که ممکن است تفاسیر مختلفى براى آن داشته باشند احتجاج نکند، بلکه با سنّت که بسیار شفاف و روشن است با آنها استدلال کند.

    مى دانیم خوارج آیه شریفه (إِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لِلّه)(1) را بهانه کرده بودند و مى گفتند


    حکمیت که على(علیه السلام) در مقابل شامیان آن را پذیرفته بر خلاف این آیه

    است، زیرا این آیه حکمیت را فقط براى خدا مى داند. در حالى که مى دانیم آیه ناظر

    به این معنا نیست و حاکمیت خداوند را در احکام کلّى بیان مى کند نه موارد جزئى و

    شخصى و تطبیق آن کلیات بر موارد شخصى باید به وسیله حکمین انجام گیرد; ولى

    آنها بر پندار باطل خود اصرار داشتند اما اگر ابن عباس مثلاً به حدیث معروف «عَلِیٌّ

    مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ»(2) یا حدیث «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَعَادِ مَنْ

    عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»(3) که از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)

    به طور مسلم نقل شده استدلال کند، دیگر آنها نمى توانند پاسخى به آن بگویند.
    __________
    1. یوسف، آیه 40.
    2. بحارالانوار، ج 10، ص 450.
    3. همان مدرک، ج 23، ص 103، ح 11.
    وصيت شهدا :
    خواهرم سرخي خونم را به سياهي

    چادرت به امانت دادم پس امانت دار باش


    اللهم عجل لولیک الفرج


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,162 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب

    يقينا قران كلام وحي است و وحي منزه از تناقض گويي است فلذا اگر ما به ظاهر قرآن را متهم به تناقض گويي مي كنيم بايستي اشكال را در خودمان جستجو كنيم ، بنده معتقدم از قران به درستي فهم بشود نه تنها هيچ تناقضي در او يافت نمي شود بلكه آيات قرآن سرار يكپارچه است ؛ مطالب بلندي در رابطه با فهم قرآن از بزرگان جمع آوري كردم و تقديم حضور مي كنم :

    قرآن سراسر سِرّ الهی است: امام خمینی قرآن را کتابی مشحون از اسرار الهی می‌داند که چندین مرتبه تنزل کرده تا به این مرتبه رسیده است و اگر انسان بخواهد به حقیقت آن برسد باید واقف بر اسرار شود. ایشان دراین‌باره می‌آورد:

    «قرآن در حدّ ما نیست، در حد بشر نیست، قرآن سرّی است بین حق و ولی‌الله اعظم که رسول خداست، به تبع او نازل می‌شود تا می‌رسد به این جایی که به صورت حروف و کتاب درمی‌آید.» (تقریرات درس امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1376 ش)


    لزوم فهم کتاب مستور

    هدف خلقت و رسیدن به کمال در پرتو دست‌یابی به حقایق و معارف قرآنی است و از طرف دیگر کتاب مشحون از اسرار است، پس باید اول آن را فهمید و به حقیقت آن دست یافت و بعد به آن عمل نمود. لذا باید مراتب فهم، شرایط و موانع آن را شناخت. از این روی حضرت امیرالمؤمین(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید:

    «تَعلَّمُوا القُرآنَ فَإنَّه أحسَنُ الحَدیثِ، وَ تَفَقَّهوا فیه فَإنَّه رَبیعُ القُلُوب، وَ إستَشفُوا بِنُورِهِ فَإنَّه شِفاءُ الصُّدُورِ»

    «قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست. از نور آن شفا و بهبودی خواهید که شفای سینه‌های بیمار است.»

    ولی باید دانست فهم قرآن به طور کامل و به جمیع مراتب آن برایمان میسر نیست، هر چند ما درصدد فهم قرآن برآئیم اما از آنجا که از مبدأ کمال مطلق و بی‌نهایت و فیض و علم لایزال الهی نازل شده است، رسیدن به باطن قرآن و تمام حقیقت آن مانند درک ذات الهی برای بشر ممکن نیست.

    امام خمینی: «آرمان اصلی وحی این بوده است که برای بشر معرفت ایجاد کند»

    امام خمینی قرآن را کتابی مشحون از اسرار الهی می‌داند که چندین مرتبه تنزل کرده تا به این مرتبه رسیده است.

    ادامه دارد ...



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : 1389/09/17 در ساعت 23:39


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,162 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    محکم و متشابه


    قرآن به صراحت آیاتی مانند «مِنهُ آیاتٌ مُحکَمَاتٌ هُنَّ اُمُّ الکِتابِ و اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»15 مشتمل بر آیات محکم و متشابه می‌باشد و همین امر موجب گردیده حضرت امیرالمؤمنین(ع) آن را (حَمّالٌ ذُوالوُجُوه)16 بنامد.

    واژه (محکم) برگرفته از ریشه (حَکَم) به معنای (منع) می‌باشد بر این اساس آیه محکم به آیه‌ای گفته می‌شود که از حیث لفظ و معنا شبهه‌ای بر آن عارض نگردد.( کشف‌اسرار، انتشارات پیام آزادی، تهران) در مقابل آن (متشابه) به دو چیزی می‌گویند که مناسبت و مشاکلت از نظر شکل و صورت ظاهر داشته باشند. پس محکمات آیاتی هستند که تأویلی ندارند و همه آن را می‌فهمند. اما متشابه از قبیل رمز است و تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم کسی نمی‌داند.


    تنوع سطح مضامین آیات

    امام، آیات قرآن را از حیث سطح مضامین آن، متنوع دانسته که برخی از آیات برای عموم مردم و طبقات مختلف جامعه است و آن آیاتی است که جنبه عملی داشته باشد و در کشور باید اجرا شود.

    اما دسته دیگری از آیات، آیات علمی است که آنها برخی مخصوص ارباب وحی است و برخی برای دانشمندان و طبقه عالی است، همانند براهین که برای تجرّد واجب و احاطه قیّومی او وارد است که شایسته همانند ملاصدرا و فیض‌کاشانی است.

    در روایات ما نیز بر این نکته تأکید شده و این سخن امام برگرفته از آنها است. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید:

    «کتاب الله علی أربعة أشیاء: البعارة و الإشارة و اللطایف و الحقایق. فأمّا العبارة فللعوام. والإشارة للخواصّ و اللطایف للأولیاء و الحقایق الأنبیاء.»

    کتاب خدا بر چهار گونه است: عبارت، اشارت، لطایف و حقایق. اما عبارت آن برای عوام است و اشارات آن برای خواص و لطایف آن برای اولیاء و حقایق آن برای انبیا است.

    ادامه دارد ...


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : 1389/09/17 در ساعت 23:38


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,162 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند:

    «لکل آیة ظهر و بطن، و لکلّ حرف حدّ، و لکلّ حدّ مطلّع.»( البرهان فی علوم القرآن، زرکشی 2: 30 الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی. 4: 225)

    برای هر آیه‌ای ظاهر و باطنی است و برای هر حرفی حدّی و حدودی و برای هر حدّی مرادی است.»

    از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) نقل شده فرمودند: «ما من آیة إلّا و لها أربعة معان: ظاهر و باطن و حدّ و مطّلع، فالظاهر التلاوة، و الباطن الفهم، والحدّ هو أحکام الحلال والحرام والمطلع هو مرادالله من العبد منها.»( تفسیر الصافی 1: 31)

    «هیچ آیه‌ای نیست مگر این که برای آن چهار معنا است: ظاهر و باطن و حدّ و مطّلع، پس ظاهر آن تلاوت است و باطن آن فهم است و حدّ آن احکام حلال و حرام الهی است و مطلع آن، مراد خداوند از آنها نسبت به عبد است.»

    «عارف کامل کسی است که همه مراتب را حفظ کند... ظاهر و باطن کتاب را قرائت کند و در صورت و معنایش، و تفسیر و تأویلش تدبر نماید که ظاهر بدون باطن و صورت بدون معنا مانند پیکری است بدون روح و دنیایی است بدون آخرت؛ همان‌گونه که باطن را به جز از رهگذر ظاهر نمی‌توان به دست آورد... پس کسی که فقط ظاهر را بگیرد و در همان‌جا بایستد، تقصیر کرده و خود را معطّل نموده است و آیات و روایات بسیاری نیز بر ردّ آن است که دلالت دارد بر این که تدبر در آیات الله و تفکر در کتاب‌های الهی و کلماتش را نیکو شمرده و بر آن کس که از تدبر و تفکر روی بگرداند و در قشر و ظاهر آیات و روایات متوقف گردد اعتراض دارند. و کسی که فقط راه باطن را پیش گیرد بدون آن که به ظاهر نگاه کند خودش از صراط مستقیم گمراه و دیگران را نیز گمراه خواهد نمود. و اما کسی که ظاهر را برای وصول به حقایق بگیرد و نگاهش (همچون نگاه) به آینه برای دیدن جمال محبوب باشد، اوست که راه مستقیم را پیموده و قرآن را همچنان که شاید، تلاوت نموده [است].»( شرح دعای سحر، ص 98 ـ 99)

    باطن قرآن حقیقتی وراء لفظ دارد و آن حقیقت ذات مراتب است که در پس پرده لفظ پنهان است اما الفاظ و ظاهر قرآن تنها حکایت از مرتبه اخیر و پوسته آن می‌کند. امام غزالی، ابن‌عربی، ملاصدرا (فتوحات مکیه 1: 108 ـ 279) قائل به این معنا بودند و هر یک از آنها بنابر مشرب عرفانی ـ اخلاقی و یا فلسفی که داشتند دست به اثبات آن زدند. خلاصه این نظریه را می‌توان چنین بیان نمود: کلام الهی به تناسب با خداوند و متکلم آن در بدو امر عاری از هرگونه تعینات و قبول، اما از آن‌جا که چنین کلامی فراتر از ادراک همه موجودات است در طی مراحل و مراتبی تنزّل پیدا کرده تا در حجاب حروف و الفاظ درآمده است تا قابل فهم برای بشر باشد و آنان مشمول فیض و رحمت الهی گردند پس قرآن مرتبه نازله کلام الهی است و مراحل بالاتر در آن پنهان است که هر یک از آنها موجوداتی مختلف و حقایقی مستقل می‌باشند.

    امام خمینی به پیرو فلسفه صدرایی و ذوق عرفانی خود همین قول را پذیرفته و در قالب عبارات متعددی بر آن تأکید نموده است. ایشان در تفسیر سوره حمد می‌گویند:

    «قرآن سرّ است، سرّ سرّ است... باید تنزّل کند، بیاید پایین، تا این که برسد به این مراتب نازله. حتی به قلب خود رسول‌الله که وارد می‌شد، باز تنزل بود، یک تنزلی کرده بود تا به قلب وارد می‌شد. بعد هم از آن‌جا باید نازل بشود تا برسد به آنجایی که دیگران هم بفهمند چنانچه انسان هم این‌طوری است. انسان هم سّر و سرّ سر است... یک وقت هم گفته می‌شود «عالم غیب»، «عالم ملائکة الله»، «عالم عقول» از این تعبیرات. خود آنها هم سرّ و ظاهر دارند، ظهور و بطون است؛ والظاهر و الباطن هم همین است. در همان چیزی که ظهور کرده، بطون هم هست؛ در همان بطون هم یک ظهوری هست.» (تفسیر سوره حمد ، ص 165 ـ 167)




  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,162 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    انشاء الله به ياري خداوند اگر قرآن كريم به درستي فهم بشود تناقضات ( ظاهري از ديد ما) قرآن كريم مرتفع مي شود ، اگر موافق باشيد در مورد تك تك مطالبي كه وجود تناقض در قرآن را مي رساند به بحث مي نشينيم اميدوارم به نتيجه قابل قبولي برسيم .

    موفق باشيد


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن 1388
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    4,162 در 1,611 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مناظره امام حسن عسگری(ع) با اسحاق كندی


    «ابن شهر آشوب» می‎نویسد: «اسحاق كندی» كه از فلاسفه اسلام و عرب به شمار می‎رفت و در عراق اقامت داشت،[1] كتابی تألیف نمود بنام «تناقض‎های قرآن!» او مدت‎های زیادی در منزل نشسته و گوشه نشینی اختیار كرده و خود را به نگارش آن كتاب، مشغول ساخته بود. روزی یكی از شاگردان او به محضر امام عسگری ـ علیه‎السّلام ـ شرفیاب شد. هنگامی كه چشم حضرت به او افتاد، فرمود:


    «آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد كه گفته‎های استادتان «كندی» را پاسخ گوید؟»

    یكی از شاگردان عرض كرد: «ما همگی از شاگردان او هستیم و نمی‎توانیم به اشتباه استاد اعتراض كنیم.»


    امام فرمود: «اگر مطالبی به شما تلقین و تفهیم شود، می‎توانید، آنرا برای استاد خود نقل كنید؟»


    شاگرد گفت: «آری.»


    امام فرمود: «از اینجا كه برگشتی به حضور استاد برو و با او به گرمی و محبّت رفتار نما و سعی كن با او انس و الفت پیدا كنی، هنگامی كه كاملاً انس و آشنایی به عمل آمد، به او بگو:

    «مسأله‎ای برای من پیش آمده است و آن اینكه آیا ممكن است گوینده قرآن از گفتار خود معانی ای غیر از آنچه شما حدس می‎زنید اراده كرده باشد؟»



    او در پاسخ خواهد گفت: بلی، ممكن است چنین منظوری داشته باشد. دراین هنگام بگو: شما چه می‎دانید، شاید گوینده قرآن معانی دیگری غیر از آنچه شما حدس می‎زنید، اراده كرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معنای خود به كار برده‎اید؟ امام در اینجا اضافه كرد. او آدم باهوشی است، طرح این نكته كافی است كه او را متوجه اشتباه خود كند.»


    شاگرد به حضور استاد رسید و طبق دستور امام رفتار نمود تا آنكه زمین برای طرح مطلب مساعد گردید: سپس سؤال امام را به این نحو مطرح كرد.


    «آیا ممكن است گوینده‎ای سخنی بگوید و از آن مطلبی اراده كند كه به ذهن خواننده نیاید؟ و به عبارت دیگر: مقصود گوینده چیزی باشد مغایر با آنچه در ذهن مخاطب است؟»


    فیلسوف عراقی با كمال دقت به سؤال شاگردش گوش داد و گفت: «سؤال خود را تكرار كن.»
    شاگرد سؤال را تكرار نمود.


    استاد تأملی كرد و گفت: «آری، هیچ بعید نیست، امكان دارد كه چیزی در ذهن گوینده سخن باشد كه به ذهن مخاطب نیاید و شنونده از ظاهر كلام گوینده چیزی بفهمد كه وی خلاف آن را اراده كرده باشد.»
    استاد كه می‎دانست شاگرد او چنین سؤالی را از پیش خود نمی‎تواند مطرح نماید و در حدّ اندیشه او نیست، رو به شاگرد كرد وگفت: «تو را قسم می‎دهم كه حقیقت را به من بگویی، چنین سؤالی از كجا به فكر تو خطور كرد؟»


    شاگرد: «چه ایرادی دارد كه چنین سؤالی به ذهن خود من آمده باشد؟»


    استاد: «نه تو هنوز زود است كه به چنین مسائلی رسیده باشی، به من بگو این سؤال را از كجا یاد گرفتی؟»


    شاگرد: «حقیقت این است كه «ابو محمد» (امام حسن عسكری ـ علیه‎السّلام ـ) مرا با این سؤال آشنا كرد.»


    استاد: «اكنون واقع را گفتی، سپس افزود: چنین سؤالهایی تنها زیبنده این خاندان است.[2]»


    آنگاه استاد با درك واقعیّت و توجه به اشتباه خود، دستور داد آتشی روشن كردند و آنچه را كه به عقیده خود درباره «تناقض‎های قرآن» نوشته بود تماماً سوزاند!








    [1] . فیلسوفی كه چنین كتابی نوشته بوده، پسر اسحاق كندی به نام «یعقوب» بوده است و نه خود اسحاق. وی معاصر با سه نفر از خلفای عباسی یعنی مهدی، هادی و هارون الرشید بوده است. (تاریخ فلاسفه الاسلام فی المشرق و المغرب تالیف محمد لطفی جمعه، المكتبه العلمیه، ص1)
    [2] . الأن جئتَ بالحقّ و ما كانَ لِیَخْرُجَ مثلُ هذا الاّ مِن ذلك البیت.
    ابن شهر آشوب، «المناقب»جلد4، ص424
    * پایگاه اندیشه قم


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد 1389
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    1,384 در 725 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    محکم و متشابه

    قرآن به صراحت آیاتی مانند «مِنهُ آیاتٌ مُحکَمَاتٌ هُنَّ اُمُّ الکِتابِ و اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ»15 مشتمل بر آیات محکم و متشابه می‌باشد و همین امر موجب گردیده حضرت امیرالمؤمنین(ع) آن را (حَمّالٌ ذُوالوُجُوه)16 بنامد.

    واژه (محکم) برگرفته از ریشه (حَکَم) به معنای (منع) می‌باشد بر این اساس آیه محکم به آیه‌ای گفته می‌شود که از حیث لفظ و معنا شبهه‌ای بر آن عارض نگردد.( کشف‌اسرار، انتشارات پیام آزادی، تهران) در مقابل آن (متشابه) به دو چیزی می‌گویند که مناسبت و مشاکلت از نظر شکل و صورت ظاهر داشته باشند. پس محکمات آیاتی هستند که تأویلی ندارند و همه آن را می‌فهمند. اما متشابه از قبیل رمز است و تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم کسی نمی‌داند.

    اگر قرآن برای راهنمایی بشر است دیگر رمز و رموز یعنی چه ؟؟ متشابه دیگه چه نوع راهنمایی است که بشر را گیج و سرگردان کند

    قرآن خود را را از طرفی ساده شده معرفی می کند

    وَلَقَدْ يسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(القمر/22)

    و قطعا قرآن را براي پندآموزي آسان کرده‏ايم پس آيا پندگيرنده‏اي هست

    و از طرفی بدون شک و شبهه!!!

    لاریب فیه

    واز طرفی برای هدایت عموم مردم

    هدی للناس !!!


    و از طرفی دیگر یکباره مخالف این تمام این آیات را گفته و می گوید آیاتی از قرآن هستند که متشابه و شبهه بر انگیزند !!!!


    بالاخره کدام حرف قرآن را باید بپذیریم ؟؟؟


    با این اوصاف و سخنان چند وجهی خوب مسلم است که در قرآن تناقض ها و اختلاف های زیادی وجود دارد

    پس از طرف غیر خداست چون سخن و امر خداوند یکی است

    مگر در قرآن از قول خدا نگفته است که امر و فرمان ما یکی است پس این همه تناقض از کیست ؟؟؟؟

    اگر قرآن از طرف خدا بود هر روز بنا به مقتضیات و شرایط آن اعراب نیمه وحشی سخن خود را عوض نمی کرد پس ناسخ و منسوخ شدن آیات نشان می دهد که گوینده قرآن تابع و پیرو شرایط آن قوم بوده و حرف خود را به درخواست آنها تغییر می داده !!!!






    ویرایش توسط غلامعلی نوری : 1389/09/21 در ساعت 12:29


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود