جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعداد مومنان برای پیروزی در جنگ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما تعداد مومنان برای پیروزی در جنگ




    به نام خدا .
    یک سوال در مورد تعداد مومنان داشتم . می خواستم بدون چند نفر مومن

    می تونن از پس چند نفر کافر بر بیایند .

    در آیه 65 سوره انفال داریم :

    [idea]
    اى پيامبر مؤمنان را به جهاد برانگيز، [و بدان كه‏] اگر از شما بيست تن شكيبا باشند، بر دويست تن غلبه خواهند كرد و اگر از شما صدتن باشند بر هزار تن از كافران غلبه مى‏كنند، چرا كه اينان قومى هستند كه چيزى در نمى‏يابند .
    [/idea]

    و در آیه 66 سوره انفال نیز داریم :

    [idea]
    اينك خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست، در اين صورت اگر از شما صدتن شكيبا باشند بر دويست تن غلبه مى‏كنند و اگر از شما هزار تن باشند، به توفيق الهى بر دو هزار تن غلبه مى‏كنند، و خداوند با شكيبايان است‏ .
    [/idea]

    در آیه دوم خداوند به مومنان تخفیف داده است ولی اینطور که این حقیر تصور می کنم

    در آیه اول مومنان به تعداد کفار بیشتری می توانند غلبه کنند .

    در آیه اول هر یک نفر از پس ده نفر بر می آید.
    در آیه دوم هر یک نفر از پس دو نفر بر می آید . ( در صورتیکه خداوند تخفیف داده اند .)


    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۹/۱۰ در ساعت ۰۹:۴۲

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من ضعف، ضعف ایمانی است که عامل این تقلیل شده است.

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حمیدرضا م.صادقی نمایش پست
    به نظر من ضعف، ضعف ایمانی است که عامل این تقلیل شده است.
    آفرین یکی اینه؛یکی دیگه هم به خاطر اینه که کفار پس از مرور زمان نقطه ضعفهای مسلمانان را پیدا کردند و از نظر تاکتیک جنگی پیشرفت کردند.
    - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
    بزارید براتون یک داستان از جنگ نیکوپولیس بین سلطان با یزید دوم با 90 هزار سپاهی که با قوای متفقین مسیحی با 150 هزار نفر نیرو جنگید و با اینکه امکانات و سربازان قوای متحد مسیحی علیه مسلمانان عثمانی بیشتر بود ولی به دلیل حفظ نظم و ایمان قوی توانستند قوای متحد مسیحی را به شدن شکست دهند و بلغارستان و بخش اعظمی از صربستان را فتح و همچنین بوسنی و آلبانی را نیز ضمیمه ی خاک خود کنند.

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    اين تفاوت مثال گويا به خاطر بيان اين حقيقت است كه افراد قوى الإراده و با ايمان حتى مى‏توانند از بيست نفر يك لشكر بسازند در حالى كه افراد ضعيف از چنين عدد كمى نمى‏توانند يك لشگر تهيه كنند بلكه بايد از چندين برابر آن لشگر فراهم سازند.


    يعنى هنگامى كه مسلمانان گرفتار ضعف و سستى شوند و در ميان آنها افراد تازه كار و ناآزموده و ساخته نشده، بوده باشند مقياس سنجش همان نسبت دو برابر است، ولى به هنگامى كه افراد ساخته شده و ورزيده و قوى الايمان همانند بسيارى از رزمندگان بدر بوده باشند اين نسبت تا ده برابر ترقى مى‏كند.


    هر يك از اين دو حكم مذكور در دو آيه، مربوط به دو گروه مختلف و در شرايط متفاوت است.


    (ر. ک: تفسير نمونه، ج‏7، ص 236)




    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [رمز اينكه يك نفر مؤمن صابر مى‏تواند بر ده نفر كافر چيره گردد]


    و اينكه فرمود: "إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ" مقصود از كلمه "ماتين" دويست نفر از كفار است، هم چنان كه در جمله بعد، كلمه "الف" را مقيد به كفار نموده. و همچنين در جمله "وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ" مقصود صد نفر صابر است كه قبلا كلمه "عشرون" را مقيد بدان كرده بود.

    جمله "بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ" معنايش اين است كه: بيست نفر صابر از شما بر دويست نفر از كسانى كه كافر شده‏اند غالب مى‏شود، و صد نفر صابر از شما بر هزار نفر از كسانى كه كافر شده‏اند غالب مى‏آيند، و اين غلبه به علت اين است كه كفار مردمى هستند كه نمى‏فهمند.


    و همين نبودن فهم در كفار، و در مقابل، بودن آن در مؤمنان باعث شده كه يك نفر از بيست نفر مؤمن بيشتر از ده نفر از دويست نفر كافر به حساب آيد، و بر همين اساس آيه شريفه حكم كلى خود را روى همين حساب برده و مى‏فرمايد: بيست نفر از مؤمنين بر دويست نفر از كفار غالب مى‏شوند.


    و سرٌش اين است كه مؤمنان در هر اقدامى كه مى‏كنند اقدامشان ناشى از ايمان به خداست، و ايمان به خدا نيرويى است كه هيچ نيروى ديگرى معادل آن نبوده و در برابر آن تاب مقاومت نمى‏آورد، چون به دست آوردن نيروى ايمان مبنى بر فهم صحيح است، و همين فهم صحيح صاحبش را به هر خلق و خوى پسنديده‏اى متصف مى‏سازد، و او را شجاع و با شهامت و پر جرأت و داراى استقامت و وقار و آرامش قلب و وثوق به خدا بار مى‏آورد، چنين كسى اطمينان و يقين دارد به اين كه به هر تقدير چه كشته شود و چه بكشد برد با اوست، زيرا در هر دو تقدير پاداشش بهشت است، و او در خود مصداقى براى مرگ به آن معنايى كه كفار معتقدند و آن را نابودى مى‏پندارند نمى‏بيند.


    به خلاف كفار كه اتكاءشان همه بر هواى نفس است، و معلوم است دلهايى كه تمام اعتمادشان بر هوا و هوس است دوامشان تا جايى است كه پاى جان به ميان نيايد. و بسيار نادر است كه دلى بى ايمان تا پاى جان بر سر هواهاى خود پايدار بماند، و گر نه با احساس كمترين خطر از ميدان درمى‏رود، مانند از پاى درآمدن مشركان در جنگ بدر، كه با كشته شدن هفتاد نفر همه فرارى شدند، با اينكه عده‏شان هزار نفر بود، و نسبت هفتاد با هزار تقريبا نسبت يك است به چهارده، پس فرارى شدن ايشان در حقيقت به معناى فرارى شدن چهارده نفر از يك نفر است، و اين نيست مگر به خاطر فقه مؤمنان كه خود، علم و ايمان را در بر دارد؛ و به خاطر جهل كفار كه خود، ملازم با كفر و هوى‏پرستى است.


    (ر. ک: ترجمه الميزان، ج‏9، ص 161 به بعد.)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۹:۱۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [اثر مستقيم ضعف روحى در كاستن از ميزان توان در كسب پيروزى بر دشمن‏]



    و در جمله "وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً" منظور از "ضعف"، ضعف در صفات روحى است كه بالآخره به ضعف در ايمان منتهى مى‏شود.


    آرى، يقين به حق است كه همه صفات پسنديده موجب فتح و ظفر از قبيل شجاعت و صبر و رأى صائب از آن سرچشمه مى‏گيرد، منظور از ضعف اين است، نه ضعف از جهت نفرات و تجهيزات جنگى، چون بديهى است كه مؤمنين همواره در زمان رسول خدا (ص) رو به قوت و زيادى نفرات بودند نه رو به ضعف.


    و قيد "بِإِذْنِ اللَّهِ" جمله "يغلبوا" را مقيد مى‏كند، و معنايش اين است كه: خداوند با اين كه شما مردمى با ايمان و صابر هستيد خلاف اين را نمى‏خواهد. و از همين جا معلوم مى‏شود كه جمله "وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ" نسبت به قيد "بِإِذْنِ اللَّهِ" به منزله تعليل آن است.


    با در نظر گرفتن اين كه نداشتن فقه و صبر، و هم چنين ضعف روحى از علل و اسباب خارجي اى است كه در غلبه نكردن و ظفر نيافتن مؤثر است، بدون شك از دو آيه مورد بحث به خوبى فهميده مى‏شود كه حكم در آن دو مبنى بر اوصاف روحي اى است كه در مؤمنين و كفار اعتبار شده.


    و اين كه همان قواى روحى كه در آيه اولى براى يك مؤمن اعتبار شده بود و قوتش به اندازه‏اى بود كه بر قواى روحى و داخلى ده نفر كافر غلبه مى‏كرد چيزى نگذشت كه آن قدر پائين آمد تا همان قوا بر بيشتر از قواى روحى دو نفر كافر نمى‏چربيد، يعنى قواى روحى مؤمنين متوسط الحال به نسبت هشتاد در صد كاهش يافت، و بيست مؤمن در برابر دويست كافر ـ كه در آيه اولى اعتبار شده بود ـ در آيه دومى مبدل شد به صد مؤمن در برابر دويست كافر. و صد نفر در برابر هزار نفر آيه اولى در آيه دومى مبدل شد به هزار در برابر دو هزار.


    دقت كافى در جنگ هاى رسول خدا (ص) اين معنا را روشن مى‏سازد. مثلا در جنگ بدر مسلمانان پيروز شدند با اين كه عده‏شان به سيصد و بيست نفر نمى‏رسيد آن هم در كمال فقر و نداشتن قوا و تجهيزات، و عده كفار تقريبا سه برابر آنان بود آن هم با داشتن عزت و شوكت و تجهيزات جنگى؛ و هم چنين در جنگ احد و خندق و خيبر و مخصوصا جنگ حنين كه داستانش از همه عجيب‏تر بود و خداى تعالى جريان آن را به بيانى كه جاى ترديد براى هيچ اهل بحثى باقى نگذاشته بيان كرده و فرموده: "وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ ...". (توبه آيه 25)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۹:۱۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اين آيات بر چند نكته دلالت دارند:


    1. اسلام هر قدر در زمان رسول خدا (ص) عزت و شوكت ظاهريش بيشتر مى‏شد قواى روحى و درجه ايمان و فضائل اخلاقى عامه مسلمين رو به كاهش مى‏گذاشت، و اين تاثير آن چنان محسوس بود كه بعد از جنگ بدر ـ به مدتى كم و يا زياد ـ اين نقصان تا يك پنجم قبل از جنگ بدر رسيد، هم چنان كه آيات بعد از آيه مورد بحث تا اندازه‏اى به اين حقيقت اشاره نموده مى‏فرمايد:" ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ..." (انفال آيه 68 و 67).


    2. اين دو آيه به حسب ظاهر با هم نازل شده‏اند، زيرا هر چند از حال مؤمنين در دو زمان مختلف خبر مى‏دهند، هم چنان كه جمله "الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ" بدان اشاره دارد.


    و ليكن مقصود آن دو مقايسه قواى روحى مؤمنان در دو زمان است و سياق آيه دومى طورى است كه با مستقل بودن و جدا بودن از آيه اولى نمى‏سازد، و صرف اينكه حكمشان مختلف و مربوط به دو زمان مختلف هستند باعث نمى‏شوند كه در دو زمان نازل شده باشند.

    بله، اگر تنها دو حكم تكليفى را مى‏رساندند و بس، البته ظهور در اين داشتند كه دومى از آنها بعد از زمان نزول اولى نازل شده است.


    3. ظاهر جمله "الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ" اين است كه اين دو آيه در مقام بيان حكمى تكليفى مى‏باشند، چون تخفيف وقتى است كه قبلا تكليفى‏در ميان باشد، گو اين كه لفظ، لفظ خبر است و ليكن منظور از آن، امر است.

    و حاصل مراد در آيه اولى اين است كه بايد يكى از شما مسلمين در برابر ده نفر كفار ايستادگى كند، و در آيه دومى اين است كه اينك خداوند در تكليف تخفيف داد و از اين پس بايد يكى از شما در برابر دو نفر از كفار مقاومت كند.


    گو اينكه ممكن است در اين گفتار كه: "تخفيف وقتى صحيح است كه قبلا تكليفى در ميان باشد" مناقشه كرد، و ليكن ظهور دو آيه در اينكه دو حكم مختلف مترتب بر زمان را مى‏رسانند كه يكى بعد از ديگرى و يكى خفيف‏تر از ديگرى است جاى ترديد نيست.


    4. از ظاهر تعليل آيه اولى به فقه، و آيه دومى به صبر با در نظر داشتن اينكه مؤمنين مجاهد در هر دو آيه مقيد به صبر شده‏اند استفاده مى‏شود كه صبر، يك نفر را در قوت روح برابر دو نفر مثل خود مى‏سازد و فقه يك نفر برابر پنج نفر مثل خود، و اگر كسى هم فقه داشت و هم صبر قهرا او به تنهايى برابر ده نفر مثل خود مى‏شود، و البته هيچ وقت صبر بدون فقه تحقق پيدا نمى‏كند، به خلاف فقه كه ممكن است بدون صبر يافت شود.


    5. به هر حال در قتال صبر واجب است.



    (ترجمه الميزان، ج‏9، ص 164)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۹:۲۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «يَأَيهّا النَّبىِ‏ُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلىَ الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَبرِونَ يَغْلِبُواْ مِاْئَتَينْ‏ِ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّاْئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُون»‏(انفال، 65)



    نكته‏ها:


    اين آيه، موازنه‏ى قوا را در عدد نفى مى‏كند و به روحيّه، ايمان و صبر تكيه مى‏كند و براى اينكه گمان نشود پيروزى بيست نفر بر دويست نفر مبالغه است، تكرار مى‏كند كه صد نفر بر هزار نفر چيره مى‏شوند، به شرط آنكه مؤمن و صبور باشند.


    در جنگ‏هاى صدر اسلام، هرگز موازنه‏ى آمارى بين مؤمنان و كفّار نبوده است. در جنگ بدر، 313 نفر در برابر هزار نفر، در احد، 700 مسلمان در مقابل 3000 كافر، در جنگ خندق، سه هزار نفر در برابر ده هزار نفر و در جنگ موته، ده هزار مسلمان در مقابل صد هزار نفر از كفّار قرار داشتند.


    امام صادق عليه السلام فرمودند: در آغاز كار، يك مؤمن مأمور بود كه با ده مشرك جهاد كند و حقّ فرار و پشت كردن را نداشت. (كافى، ج 5، ص 69)



    پيام‏ها:


    1. از وظايف رهبر، تشويق مردم به جهاد و مبارزه با دشمن است. (نقش سخنان فرماندهى قبل از عمليات). «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ»

    2. كارهاى دشوار، نياز به تشويق، ترغيب و تلقين دارد. «حَرِّضِ»

    3. در جنگ و جهاد، تبليغات ضرورى است. «حَرِّضِ»

    4. عامل تعيين كننده در جبهه‏هاى نبرد، ايمان و پايدارى است، نه تنها تعداد نفرات و موازنه‏ى ظاهرى نيروها. «عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ»

    5. در آغاز اسلام، حكم جهاد با وجود يك دهم نيروهاى دشمن، محقّق مى‏شد. «عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ» مسلمانان صدر اسلام داراى چنان ايمان، معرفت و يقينى بودند كه پيروزى آنان بر ده برابر خود، قطعى و تضمين شده بود. ( «يَغْلِبُوا»، بيانگر تضمين بودن پيروزى است)

    6. سرباز اسلام بايد سه ويژگى داشته باشد: ايمان، صبر و آگاهى. ( «الْمُؤْمِنِينَ»، «صابِرُونَ»، و در باره‏ى كفّار مى‏فرمايد: «لا يَفْقَهُونَ»).

    7. تكاليف خداوند، بر اساس توانايى‏هاى فكرى و جسمى انسان است. (در برهه‏اى از زمان، يك نفر بايد با ده نفر مبارزه مى‏كرد كه اين آيه به آن اشاره دارد، ولى در برهه‏اى ديگر، يك نفر در برابر دو نفر كه در آيه بعد اشاره شده است.)


    (تفسير نور، ج‏4، ص 359)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۹:۲۱

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ».(انفال، 66)



    نكته‏ها:


    مراد از «ضَعف» در آيه، ضعف در ايمان و روحيّه است، چون سپاه اسلام از نظر عِدّه و عُدّه، كم نشده بود.

    در اين آيه و آيه‏ى قبل، به سه مسأله‏ى روحى كه عامل پيروزى است و نبود آن زمينه‏ساز شكست است، اشاره شده است: صبر، ايمان و آگاهى. البتّه نقش اصلى در پيروزى، اذن و اراده‏ى خداست و گر نه در جنگ حُنين، با آن همه جمعيّت، مسلمانان شكست خورده و گريختند: «أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ» ... «ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ» (توبه، 25)

    احكام متفاوت اين آيه و آيه‏ى قبل، در ارتباط با دو گروه مختلف و در شرايط متفاوت است، نه اينكه حكم اوّل نسخ و باطل شده باشد. (تفسير نمونه)



    پيام‏ها:


    1. در مديريّت، گاهى بايد به دليل تغيير شرايط و متناسب با مخاطب، آيين‏نامه‏ها تغيير كند و اين منافات با قاطعيّت ندارد. «الْآنَ خَفَّفَ»

    2. تعيين تكليف و تغيير قانون، تنها به دست خداوند است. «خَفَّفَ اللَّهُ»

    3. ايمان، قابل كاهش و افزايش است. «أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً»

    4. همه جا جمعيّتِ زياد سبب قوى‏شدن روحيّه نيست، گاهى جمعيّت زياد مى‏شود، ولى روحيّه تنزّل پيدا مى‏كند. «أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً»

    5. در قانونگذارى بايد به روحيّه و توان افراد نيز توجّه داشت. «خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً»

    6. عامل اصلى شكست، از درون است نه بيرون. «فِيكُمْ ضَعْفاً»

    7. فرماندهان بايد به روحيه، نشاط، ايمان و تصميم سپاه اسلام توجّه داشته باشند. «عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً»

    8. ضعف اراده، گاهى توان رزمى و روحى ده برابر را به دو برابر كاهش مى‏دهد. (يعنى هشتاد درصد كاهش) «مائة يغلبوا مائتين» در حالى كه در آيه‏ى قبل آمده بود: «مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً»

    9. مسلمانان حتّى در حال ضعف روحيّه نيز بايد دو برابر كافران قدرت داشته باشند. «فِيكُمْ ضَعْفاً» ... «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ»

    10. به پيروزى خود مغرور نشويم كه پيروزى با اراده‏ى اوست. «بِإِذْنِ اللَّهِ»

    11. انسان صابر، محبوب خدا و در پناه او و مشمول امدادهاى الهى است. «وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»

    12. شعار «و اللّه مع الصابرين» بايد در جبهه‏هاى جنگ و هر جا كه نياز به مقاومت و صبر است، تلقين شود. «وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»



    (تفسير نور، ج‏4، ص 361)

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۹:۲۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی و نتیجه گیری



    سؤال:

    در آیه (انفال، 65) می فرماید هر مؤمن از عهده 10 کافر؛ و در آیه (انفال، 66) می فرماید هر مؤمن از عهده 2 کافر بر می آید.
    با توجه به آیات قرآن، در جنگ و مبارزه، چند نفر مؤمن از پس چند کافر بر می آیند؟


    پاسخ:

    مؤمنان هر اقدامى كه مى‏كنند اقدامشان ناشى از ايمان به خداست، در این آیات نیز مقايسه قواى روحى مؤمنان در دو زمان مد نظر بوده، و بر اهمیت نیروی ایمان و میزان تاثیر آن بر قدرت مؤمنان اشاره دارد.


    هنگامى كه مسلمانان گرفتار ضعف و سستى در ایمان شوند مقياس سنجش همان نسبت دو برابر است، ولى به هنگامى كه افراد ساخته شده و ورزيده و قوى الايمان ـ همانند بسيارى از رزمندگان بدر ـ بوده باشند اين نسبت تا ده برابر ترقى مى‏كند.


    از این رو در این آیات موازنه‏ى قوا در عدد نفى مى‏شود و به روحيّه ايمان و صبر تكيه مى‏شود؛ و براى اينكه گمان نشود پيروزى بيست نفر بر دويست نفر مبالغه است، تكرار مى‏كند كه صد نفر بر هزار نفر چيره مى‏شوند، به شرط آن كه مؤمن و صبور باشند.


    نکته ای جالب از تفسیر المیزان:

    از ظاهر تعليل آيه اولى به فقه (يَفْقَهُون = آگاهی)، و آيه دومى به صبر (الصَّابِرِينَ)، با در نظر داشتن اينكه مؤمنين مجاهد در هر دو آيه مقيد به صبر شده‏اند استفاده مى‏شود كه صبر، يك نفر را در قوت روح برابر دو نفر مثل خود مى‏سازد، و فقه يك نفر برابر پنج نفر مثل خود؛ و اگر كسى هم فقه داشت و هم صبر، قهرا او به تنهايى برابر ده نفر مثل خود مى‏شود. و البته هيچ وقت صبر بدون فقه تحقق پيدا نمى‏كند، به خلاف فقه كه ممكن است بدون صبر يافت شود.(ترجمه الميزان، ج‏9، ص 165)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۱۲/۱۷ در ساعت ۱۷:۲۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود