جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زعفر(جعفر)جنی و واقعه کربلا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    0
    گالری
    5

    زعفر(جعفر)جنی و واقعه کربلا





    هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند .)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند . خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))

    حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که میکشید ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم .

    همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟! حضرت فرمود : خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم . اگر من در جای خود بمانم خداوند بوسیله چه کسی این مردم نگونبخت را مورد امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و..........

    جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم ولی باید حجت بر مردم تمام شود تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود با دلیل هدایت شود .))

    من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!

    گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم .مادرم وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س ) چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای آنحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم و چون نگاه کردیم ، دیدیم که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

    در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام آنان را مرخص فرمود .


    سند روایت:داستان زعفر جنی (این داستان را نخستین بار کاشفی نقل کرده است، رک به: محدث نوری/ همان/ ص 183)؛ داستان منصور ملک (فرهنگ عاشورا/ محدثی، جواد/ ص343/ نشر معروف/ 1374. به نقل از مرآه‌العقول/ علامه مجلسی/ ج 5/ ص 368)؛

    ویرایش توسط عاشق حسین(ع) : ۱۳۸۹/۰۹/۱۰ در ساعت ۱۸:۱۵
    گفتم :اگر میدانستم چه روزی می آیی به احترام آمدنت گناه نمی کردم.
    گفت:آن روز که گناه نکنی به احترام گناه نکردنت می آیم.


    اللهم عجل لولیک الفرج


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    چند سال پیش که رفته بودم قم در حرم یک روحانی در یک جمعی سخن می گفت.همه هم سطح بالا بودند خودمونی بگم ملا بودند.خیلی اطلاعات داشتند باهم بحث های مذهبی می کردند.اتفاقاً بحثشان رفت طرف زعفر جنی.یکدفعه آن روحانی برگشت گفت:زعفر جنی سال 1357 در زمانی که انقلاب پیروز شد از دنیا رفت.وبعضی از مراجع تقلید به طور خصوصی برای ایشان مجلس ترحیم گرفتند.که عده ای از جمع نیز که نشان بزرگی از چهره هاشان نمایان بود این مسئله را تأئید می کردند.یکی گفت:مزار ایشان کجاست؟آن شخص فرمود:معروف ترین قبرستان قم؟
    فکر کنم شیخان را گفت!!!
    درسته!
    کی می دونه معروف ترین قبرستان قم کدومه؟
    کارشناسان توضیحات لازم را مبذول بفرمایند!
    اگر مطلبی نمی دانید سریع رد نکنید واز کسی پرسش نمائید وبعد جواب دهید

    ویرایش توسط سلمان فارسی : ۱۳۹۲/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۸:۳۸
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لطفا به پست اول توجه کنید
    لشکریان دشمن چهار فرسخ در چهار فرسخ
    با توجه به اینکه هر فرسخ حدود ۵/۵ کیلومتر است یعنی مساحتی که لشکریان دشمن در اون قرار گرفتن ۴۸۴ کیلومتر مربع هست.
    مگه لشکریان دشمن چند نفر بودن!!!

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    در روایات تاریخی وجود دارد که 30 هزار نفر بوده اند.
    البته تعداد دقیق آن را باید از کارشناسان پرسید!
    ولی فکر می کنم کمی غلو باشد
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صحت این واقعه بر من معلوم شده(حدود ۱۵ سال پیش).
    منظور من اینه که چنین جزییات کوچک اغوا گرانه ممکنه کلیت ماجرا رو زیر سوال ببره.

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmadi103mahdi نمایش پست
    لطفا به پست اول توجه کنید
    لشکریان دشمن چهار فرسخ در چهار فرسخ
    با توجه به اینکه هر فرسخ حدود ۵/۵ کیلومتر است یعنی مساحتی که لشکریان دشمن در اون قرار گرفتن ۴۸۴ کیلومتر مربع هست.
    مگه لشکریان دشمن چند نفر بودن!!!
    با عرض سلام و ادب

    د رمورد تعداد لشکر کوفه در ماجرای کربلا،در منابع اختلاف است.ولی مشهورترین قول این است که لشکر کوفه سی هزار نفر بوده است:


    1 ـ حربن يزيد رياحى با هزار نفر
    2 ـ عمر سعد با چهار هزار نفر
    3 ـ يزيد بن ركاب كلبى با دو هزار نفر
    4 ـ حصين ‏بن تميم سكونى با چهار هزار نفر
    5 ـ مازنى با سه هزار نفر
    6 ـ نصر بن خرشه با دو هزار نفر
    7 ـ كعب بن طلحه ‏با سه هزار نفر
    8 ـ شبث بن ربعـى با هزار نفر
    9 ـ حجاربن ابجر با هزار نفر
    10 ـ يزيدبن حارث بن رويم با هزار نفـر
    ‏‏11 ـ شمـر بن ذى الجوشن با چـهار هزار نفـر و پـيوسته تجهيز سپاه و ارسال مى نمود. تا تعداد سپاهيان سواره و پياده اعزامى به كربلا به سى هزار نفر رسيد.

    گـرچـه گـفتار ديگرى در تعداد سپاهيان عمر سعد در تاريخ آمده ليكن عدد سى هزار نفر صحيح تـرين اقـوال ‏است چـنانكه از امام صادق عليه السلام نيز چنين روايت شده است.[1]


    پي نوشت ها:
    ‏[1]. اعيان الشيعه ج 1/ص 598 - مقاتل الطالبين ص 112 - بحار ج 44/ص 384 - حياة الحسين ج 3/ص 123.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    سلام!!!
    چند سال پیش که رفته بودم قم در حرم یک روحانی در یک جمعی سخن می گفت.همه هم سطح بالا بودند خودمونی بگم ملا بودند.خیلی اطلاعات داشتند باهم بحث های مذهبی می کردند.اتفاقاً بحثشان رفت طرف زعفر جنی.یکدفعه آن روحانی برگشت گفت:زعفر جنی سال 1357 در زمانی که انقلاب پیروز شد از دنیا رفت.وبعضی از مراجع تقلید به طور خصوصی برای ایشان مجلس ترحیم گرفتند.که عده ای از جمع نیز که نشان بزرگی از چهره هاشان نمایان بود این مسئله را تأئید می کردند.یکی گفت:مزار ایشان کجاست؟آن شخص فرمود:معروف ترین قبرستان قم؟
    فکر کنم شیخان را گفت!!!
    درسته!
    کی می دونه معروف ترین قبرستان قم کدومه؟
    کارشناسان توضیحات لازم را مبذول بفرمایند!
    اگر مطلبی نمی دانید سریع رد نکنید واز کسی پرسش نمائید وبعد جواب دهید
    با عرض سلام و ادب

    در مورد اصل وجود اجنه ترديدي نيست و به علاوه از منابع مختلف به دست مي آيد كه ايشان داراي مومنين و طوايف مسلمان و حتي شيعه هستند. اما در خصوص اصل وجود زعفر جني و اين كه اصولا چنين شخصيتي با اين عنوان و مشخصات، وجود داشته يا خير، چندان منبع و مرجع خاصي براي رسيدن به نتيجه قابل قبول در دست نيست. همچنين در باره وفات زعفرجني واعلام عزاي عمومي، نيز اطلاعي نداريم.

    هر چند اصل وجود شخصیتی به نام زعفر جنی در کتب معتبر اولیه ذکر نشده است، اما ملاقات امام حسین (ع) با جنیان و اعلام آمادگی آنان برای یاری امام (ع) در برخی از کتب روایی آمده است مثلاً: شیخ مفید به سند خود از امام صادق (ع ) این نکته را نقل کرده است: زمانی که امام حسین (ع) از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت آمدند و گروه هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود: "خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی کنیم تا آنها که گمراه می شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را می پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد". [1]

    به طور كلي مي توان گفت:
    در اين ارتباط و در مورد اصل وجود زعفر جني اظهار نظر قطعي مشكل است. چون داستان زعفر جني نيز در منابع معتبر نيامده است و بزرگاني چون: شهيد مطهري در كتاب حماسه حسيني،‌ يكي از تحريفات نهضت عاشورا را جريان مربوط به زعفر جني قلمداد مي نمايد؛[2] البته ايشان به صراحت اصل وجود چنين فردي را نفي نمي كند؛ اما مساله مراجعه وي به امام حسين و داستان هايي كه در اين خصوص نقل شده را تكذيب نموده و در زمره تحريفات عاشورا ذكر مي نمايد.


    پي نوشت:

    [1]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 44، ص 330، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق.

    [2]. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1374ش، ج 17، ص 78 و 94 و110.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست


    با عرض سلام و ادب

    د رمورد تعداد لشکر کوفه در ماجرای کربلا،در منابع اختلاف است.ولی مشهورترین قول این است که لشکر کوفه سی هزار نفر بوده است:


    1 ـ حربن يزيد رياحى با هزار نفر
    2 ـ عمر سعد با چهار هزار نفر
    3 ـ يزيد بن ركاب كلبى با دو هزار نفر
    4 ـ حصين ‏بن تميم سكونى با چهار هزار نفر
    5 ـ مازنى با سه هزار نفر
    6 ـ نصر بن خرشه با دو هزار نفر
    7 ـ كعب بن طلحه ‏با سه هزار نفر
    8 ـ شبث بن ربعـى با هزار نفر
    9 ـ حجاربن ابجر با هزار نفر
    10 ـ يزيدبن حارث بن رويم با هزار نفـر
    ‏‏11 ـ شمـر بن ذى الجوشن با چـهار هزار نفـر و پـيوسته تجهيز سپاه و ارسال مى نمود. تا تعداد سپاهيان سواره و پياده اعزامى به كربلا به سى هزار نفر رسيد.

    گـرچـه گـفتار ديگرى در تعداد سپاهيان عمر سعد در تاريخ آمده ليكن عدد سى هزار نفر صحيح تـرين اقـوال ‏است چـنانكه از امام صادق عليه السلام نيز چنين روايت شده است.[1]


    پي نوشت ها:
    ‏[1]. اعيان الشيعه ج 1/ص 598 - مقاتل الطالبين ص 112 - بحار ج 44/ص 384 - حياة الحسين ج 3/ص 123.
    منظور من عدد مساحت هست.
    فرض کنیم هر نفر با ملحقات یک هکتار جا میگیره(یعنی ۱۰۰متر در ۱۰۰متر، یعنی یه خونه با باغ داره تو محل جنگ!!!)
    پس کل لشکر ۳۰۰ کیلومتر مربع جا لازمه.
    بقیه چی میشه؟؟؟؟؟؟

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    داستان زعفر جني در ميان مردم به اين صورت مطرح است : روزي پيامبر خدا در صحرايي خشك و بي آب و علف فرود آمدند. اصحاب آن حضرت به او گفتند: در اين بيابان چاهي است كه كسي نمي تواند از آن آب بر دارد. چاه متعلق به جن ها است و هر كس بخواهد از آب چاه استفاده كند, كشته مي شود. يكي از صحابه داوطلب مبارزه با جن ها شد. او رفت و بر سر چاه كه رسيد, يكي از جن ها كاري كرد كه آن فرد مثل ذغال خشك و سياه شد. به پيامبر خبر دادند كه فلان كس كشته شد. هيچكس نتوانست به جنگ جن ها برود. پيامبر حضرت علي (ع ) را با عده اي فرستاد تا از چاه آب بياورند. جن ها مانع شدند. آن حضرت با آنان جنگيد و چند نفر از آنان را كشت . جن ها ترسيدند و به درون چاه رفتند. علي (ع ) دلو خواست . دلو را داخل چاه انداخت ولي جن ها طناب دلو را مي بريدند. حضرت علي ناچار شد خودش وارد چاه شود. آن حضرت را با طنابي داخل چاه فرستادند. جن ها طناب را بريدند و حضرت علي داخل آب افتاد. در درون چاه با جن ها جنگيد, آنها را شكست داد, پادشاه آنان را كشت و بقيه مسلمان شدند. يكي از مسلمان شده پسر پادشاه بود, حضرت علي نام او را زعفر گذاشت و تاج شاهي را هم بر سر او نهاد. حضرت علي (ع ) بيرون آمد. دلوها را آوردند, آب كشيدند و همه نيروها آب خوردند. ماهها و سالها گذشت , حادثه كربلا پيش آمد, ياران امام حسين (ع ) همه به شهادت رسيدند, آن حضرت تنها بود و فرياد كمك خواهي او بلند بود. در همان ساعتها زعفر جني در جشن عروسي شركت داشت , كسي خبر آورد كه اي زعفر چرا نشستي؟! فرزند حضرت علي در كربلا تنها است و كمك مي خواهد. زعفر و نيروهايش بلا فاصله در كربلا حضور يافتند و خود را به امام حسين (ع ) رساندند و گفتند: ما در خدمت هستيم . امام حسين از آنان تشكر كرد و فرمود : بايد امور اين عالم به طور طبيعي پيش برود.
    آقاي خداكرمي در كتاب ((داستانهايي درباره جن )), ص 123 به نقل از كتاب ((رياض القدس , ج 2, ص 113 بطور كامل آورده است . مرحوم دشتي در كتاب ((فرهنگ سخنان امام حسين (ع ))), ص 537 چاپ دوم داستان زعفر را به نقل از كتاب ((نور الائمه )) آورده است .
    در هر صورت من اين داستان را در ماخذ معتبري نيافتم .
    براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- بحارالانوار، ج 44، ص 330 علامه مجلسى 2- فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ص 338 پژوهشكده باقرالعلوم

    منبع: پرسمان دانشجویی

    یا علی(ع)

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود