صفحه 1 از 23 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا (محرمنامه روز يازدهم)

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    قالَ الامام الحسين عليه السّلام :


    عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.

    اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا و تجمّلات آن قرار ندهيد
    كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل صالح در آن مفيد
    و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞آه ای مرگ تو معیار۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞
    درختان را دوست می دارم
    كه به احترام تو قیام كرده اند
    و آب را
    كه مهر مادر توست،
    خون تو شرف را سرخگون كرده است:
    شفق ، آینه دار نجابتت,
    و فلق محرابی
    كه تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای.
    در فكر آن گودالم
    كه خون تو را مكیده است
    هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم
    در حضیض هم می توان عزیز بود
    از گودال بپرس!
    شمشیری كه بر گلوی تو آمد
    هر چیز و همه چیز را
    به دو پاره كرد:
    هر چه در سوی تو ،حسینی شد
    و دیگر سو , یزیدی.
    اینک ماییم و سنگ ها
    ماییم و آب ها
    درختان ، کوهساران، جویباران ، بیشه زاران
    که برخی یزیدی
    وگرنه حسینی اند
    خونی که از گلوی تو تراوید
    همه چیز و هرچیز را در کائنات به دوپاره کرد!
    در رنگ!
    اینک هر چیز ، یا سرخ است
    یا حسینی نیست!
    ***
    آه ای مرگ تو معیار!
    مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
    و آن را بی قدر كرد
    كه مردنی چنان،
    غبطه بزرگ زندگانی شد!
    خونت
    با خونبهای حقیقت
    در یک طراز ایستاد
    و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
    - که جهان با دروغ می پاشد –
    و خون تو امضای "راستی" است.
    ***
    تو را باید در راستی دید
    و درگیاه ،
    هنگامی كه می روید
    در آب ،
    وقتی می نوشاند
    در سنگ ،
    چون ایستادگی است
    در شمشیر ،
    آن زمان كه می شكافد
    و در شیر ،
    كه می خروشد
    در شفق كه گلگون است
    در فلق كه خنده خون است
    در خواستن
    برخاستن
    تو را باید در شقایق دید
    در گل بویید
    تو راباید از خورشید خواست
    در سحر جست
    از شب شكوفاند
    با بذر پاشاند
    با باد پاشید
    در خوشه ها چید
    تو را باید تنها در خدا دید
    هر كس ،هر گاه ، دست خویش
    از گریبان حقیقت بیرون آورد
    خون تو از سرانگشتانش تراواست
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞
    ابدیت آینه ای ست :
    پیش روی قامت رسای تو در عزم
    آفتاب لایق نیست
    وگرنه می گفتم
    جرقه نگاه توست
    ***
    تو تنهاتر از شجاعت
    در گوشه ی روشن وجدان تاریخ
    ایستاده ای
    به پاسداری از حقیقت
    و صداقت
    شیرین ترین لبخند
    بر لبان اراده ی توست
    چندان تناوری و بلند
    كه به هنگام تماشا
    كلاه از سر كودك عقل می افتد
    بر تالابی از خون خویش
    در گذرگه تاریخ ایستاده ای
    با جامی از فرهنگ
    و بشریت رهگذار را می آشامانی
    - هر كس را كه تشنه شهادت است-
    ***
    نام تو خواب را بر هم می زند
    آب را توفان میكند
    كلامت قانون است
    خرد در مصاف عزم تو جنون
    تنها واژه ی تو خون است ، خون
    ای خداگون!
    مرگ در پنجه ی تو
    زبون تر از مگسی ست
    که کودکان به شیطنت در مشت می گیرند
    و یزید ، بهانه ای
    دستمال کثیفی
    که خلط ستم را در آن تف کردی
    و در زباله ی تاریخ افکندی
    یزید کلمه نبود
    دروغ بود
    زالویی درشت
    که اکسیژن هوا را می مکید
    مخنثی که تهمت مردی بود
    بوزینه ای با گناهی درشت:
    "سرقت نام انسان"
    و سلام بر تو
    که مظلوم ترینی
    نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
    بل از این رو که دشمنت این است
    ***
    مرگ سرخت
    تنها نه نام یزید را شكست
    و كلمه ستم را بی سیرت كرد
    كه فوج كلام را نیز در هم می شكند
    هیچ كلام بشری نیست
    كه در مصاف تو نشكند
    ای شیرشكن!
    خون تو بر كلمه فزون است
    خون تو در بستری از آن سوی كلام
    فراسوی تاریخ
    بیرون از راستای زمان
    می گذرد
    خون تو در متن خدا جاری است
    ***
    یا ذبیح الله
    تو اسماعیل برگزیده ی خدایی
    و رویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم
    كربلا میقات توست
    محرم میعاد عشق
    و تو نخستین كسی
    كه ایام حج را
    به چهل روز كشاندی
    - و اتممناها بعشر – 1
    آه ،
    در حسرت فهم این نكته خواهم سوخت
    كه حج نیمه تمام را
    در استلام حجر وانهادی
    و در كربلا
    با بوسه بر خنجر تمام كردی
    مرگ تو
    مبدا تاریخ عشق
    آغاز رنگ سرخ
    معیار زندگی است
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞
    منبع:
    بر گرفته از کتاب خط خون، دکتر اسدی گرمارودی

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    هفتادودو شعر خونین
    دیشب برایت سرودم
    هفتاد ودو شعر غمگین
    از نیزه و زخم و خنجر
    خونین خونین خونین
    صد قطعه از عشق گفتم
    با یاد پیراهن تو
    پیچید عطر اقاقی
    از زخمهای تن تو
    ای آنکه از هر نگاهت
    سیراب میگشت دریا
    بایاد چشمت شکستم
    ابری ترین بغض خود را
    یاد تو هر لحظه هر دم
    جاریست در تارو پودم
    هفتادو دو شعر غمگین
    دیشب برایت سرودم

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    بعد از شهادت حضرت امام حسین(ع)


    چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام به درجه رفيعه شهادت رسيد اسب آن حضرت در خون آن حضرت غلطيد و سرو كاكل خود را به آن خون شريف آلايش داد و به اعلي صوت بانگ واويلي برآورد و روانه به سوي سراپرده شد چون نزد خيمه آن حضرت رسيد چندان صيحه كرد و سر خود را بر زمين زد تا جان داد دختران امام عليه السلام چون صداي آن حيوان را شنيدند از خيمه بيرون دويدند ديدند اسب آن حضرتست كه بي‌صاحب غرقه به خون مي‌آيد پس دانستند كه آن جناب شهيد شده آن وقت غوغاي رستخيز از پردگيان سرادق عصمت بالا گرفت و فرياد واحسيناه و واماماه بلند شد. شاعر عرب در اين مقام گفته:

    يَنوُحُ وَ يَنعْي الظّامِي الْمُتَرَمِلا
    فَعايَنَّ مُهْر السّبْطِ وَ السَّرجُ قَدْخلا
    وَ اَسكَبْنَ دَمْعاً حَرُّ لَيْسَ يُصْطَلي

    وَ راحَ جَوادُ السّبْطِ نَحْوَ نِسآئِهِ
    خَرَجْنَ بُنَيّاتُ الرَّسُولِ حَوا سِراً
    فاَدْمَيْنَ باللَّطْمِ الْخُدود لِفَقْدِهِ

    و شاعر عجم گفته:
    كه با زين نگون شد سوي خرگاه
    تن عاشق كشش آماج پيكان
    كه چون شد شهسوار روز محشر
    چه با او كرد خصم بدسگالش
    كه جويا گردد از حال برادر
    نداند كس بجز داناي احوال

    بناگه زفرق معراج آنشاه
    پر و بالش پر از خون ديده گريان
    برويش صيحه زد دخت پيمبر
    كجا افكنديش چونست حالش
    سوي ميدان شد آن خاتون محشر
    ندانم چون بدي حالش در آنحال

    راوي گفت پس ام كلثوم دست بر سر گذاشت و بانگ ندبه واویلی برداشت و مي‌گفت:
    وا مُّحَمَّداه وا جَدّاه وا نبيّاه وا اَبَا الْقاسِماه وا عَلِيّاه وا جَعْفَراه وا حَمْزَتاه وا حَسَناه هذا حُسَيْنٌ بِالْعَرآءِ صَريحٌ بِكَرْبَلا مَحُزوزُ الرَّاسِ مِنَ الْقَفا مَسْلوُبُ الْعِمامَهِ وَ الرّداء.
    و آنقدر ندبه و گريه كرد تا غش كرد. و حال ديگر اهلبيت نيز چنين بوده و خدا داند حال اهلبيت آن حضرت را كه در آن هنگام چه بر آنها گذشت كه احدي ياراي تصور و بيان تقرير و تحرير آن نيست.


    وَ فيِ الزّيارَهِ الْمَرْويَّهِ عَنِ النّاحِيَهِ الْمُقَدَّسَه.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞






  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞


    غارت البسه امام

    وَ اسْرَع فرسُك شارداً الي خيامك قاصداً مُهمْهِما باكياً فلمّا رَاَيْن النساءُ جوادك مخزْياً و نظرْن سرجك عليهِ ملوِيّا برزْن من الخدور ناشرات الشُعور علي الخدود لاطِمات و عن الوُجوه سافِرات و باْلعَويل داعيات و بعدَ العِزّ مُذِلَّلاتٍ و الي مَصْرعك مبادرات و الشِمرُ جالسٌ علي صدرك مُوْلع‏ٌ سيفه علي نَحرك قابضٌ علي شَيْبتكِ بيده ذابحٌ لك بمُهَّنده قد سكنت حواسُّك و خفيت انفاسك و رفع علي الْقناه رَاسُك.


    راوي گفت چون لشكر ، آن حضرت را شهيد كردند به جهت طمع ربودن لباس او بر جسد مقدس آن شهيد مظلوم روي آوردند، پيراهن شريفش را اسحق (لعين) ابن حيوه حضرمي برداشت و بر تن پوشيد و مبروض شد و موي سر و رويش ريخت، و در آن پيراهن زياده از صد وت ده سوراخ تير و نيزه و شمشير بود.. عمامه آن حضرت را اخنس (لعين) ابن مرثد و به روايت ديگر جابرن يزيد ازدي براشت و سر بست ديوانه يا مجذوم شد. و نعلين مباركش را اسود (لعين) بن خالد ربود. و انگشتر آن حضرت را بحدل (لعين) بن سليم با انگشت مباركش قطع كرد و ربود.

    مختار به سزاي اين كار دستها و پاهاي او را قطع نمود و گذاشت او در خون خود بلغطيد تا به جهنم واصل گرديد.

    و قطيفهء خز آن حضرت را قيس (لعين) بن اشعث برد و از اين جهت او را قيس القطيفه ناميدند .روايت شده كه آن ملعون مجذوم شد و اهلبيت او از او كناره كردند و او را در مزابل افكندند و هنوز زنده بود كه سگها گوشتش را مي‌دريدند.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۳:۳۶

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞




    زره آن حضرت را عمر سعد (ملعون) برگرفت و وقتي كه مختار او را بكشت آن زره را به قاتل او ابوعمره بخشيد، و چنين مي‌نمايد كه آن حضرت را دو زره بوده زيرا گفته‌اند كه زره ديگرش را مالك بن يسر ربود و ديوانه شد. و شمشير آن حضرت را جميع بن الخلق اودي، و به قولي اسود بن حنظله تميمي، و به روايتي فلافس نهلشي برداشت، و اين شمشير غير از ذوالفقار يا امثال خود از ذخاير نبوت و امامت مصون و محفوظ است.

    مؤلف گويد كه در كتب مقاتل ذكري از ربودن جامه و اسلحه ساير شهداء‌ رضوان الله عليهم نشده لكن آنچه به نظر مي‌رسد آن است كه اجلاف كوفه ابقاء‌ بر احدي نكردند و آنچه بر بدن آنها بود ربودند. ابن نما گفته كه حكيم (لعين) بن طفيل جامه و اسلحه حضرتعباس عليه السلام را ربود.

    در زيارت مرويه صادقيه شهداء‌است وَ سَلَبُوكُم لاْبْن سُميَّ وَابْن اكِلَه الاَكْباد.
    در بيان شهادت عبدالله بن مسلم دانستي كه قاتل او از تيري كه به پيشاني آن مظلوم رسيده بود نتوانست بگذرد و به آن زحمت آن تير را بيرون آورد چگونه تصور مي‌شود كسي كه از يك تير نگذرد از لباس و سلاح مقتول خود بگذرد. در حديث معتبر مروي از زائده از علي بن الحسين عليه السلام تصريح به آن شده در آنجا كه فرموده:

    وَ كَيْفَ لا اَجْزَعْ وَ اَهْلَعُ وَ قَدْاَرَي سَيّدي وَ اخْوَتي وَ عُمُومَتي و وَلَدِ عَمّي وَ اَهْلي مُصْرَعينَ بِِدِمائِهِمْ مُرَمَّلين بِالّْعراءِ مُسْلَبينَ لايُكْنَفُونَ وَلا يُواروُنَ.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۳:۳۶

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞


    شب و روز یازدهم عاشورا و مصائب خاندان امام حسین علیه السلام

    پس از تهاجم سپاهیان عمر سعد در عصر عاشورا به خیمه‌های حرم حسینی و فجایعی که قلم از نوشتن آن شرم دارد و هتک حرمت بازماندگان حضرت سید الشهدا علیه السلام ( از جمله آتش‌زدن خیمه‌ها و فراری دادن زنان و کودکان به بیابان‌ها) شب یازدهم محرم فرا رسید.

    مصائب زنان و کودکان:

    با مصیبت شهادتِ همه محارم و نزدیکان و اصحاب روبرو شده بودند.
    از سویی مورد تعدی و ظلم شقی‌ترین افراد قرار گرفته بودند و خیمه‌ها و اموال‌شان به آتش کشیده شده بود.
    بی‌پناهی و بی‌سرپناهی‌شان و نگرانی از اینکه مبادا دشمن دوباره حمله کند، آن شب را برایشان شبی سخت و سنگین کرده بود.

    در چنین وضعیتی زینب کبری از همه‌ی این بازماندگان مراقبت کرد و به پرستاری از امام سجاد علیه السلام نیز ادامه داد.به هرحال این شب دردناک نیز گذشت و فردای آن روز امام سجاد علیه السلام با مصیبت جانکاه دیگری مواجه شد که :
    وداع با بدن قطعه‌قطعه‌ی پدر و سایر ارحام و اصحاب از یک سو و روبرو شدن با ناجوانمردی عمر سعد و اصحابش از سوی دیگر بود.

    عمر سعد دستور داد بر جنازه‌های سپاه یزید نماز بخوانند و آنها را به خاک بسپرند، اما جنازه مطهّر امام حسین علیه السلام و سایر شهدا را بدون کفن در زیر آفتاب سوزان کربلا رها کرد و رفت.
    با این حال چون بر بدن هر امامی باید امام دیگری نماز بخواند، خداوند متعال امام سجاد علیه السلام را به کربلا باز گرداند تا بر جنازه‌ی گلگون پدر نماز بخواند و او را به خاک بسپرد.
    منبع:
    (زینب کبری، تالیف، علامّه جعفر نقدی، صفحه 61-63)



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۲:۲۲

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞


    امام سجاد عليه السلام در عصر عاشورا

    پس از اینکه حضرت امام حسین علیه السلام در عصر عاشورا به شهادت رسید، سپاهیان عمر سعد وحشیانه به سوی خیمه‌های اهل بیت حمله کردند.
    در این میان حضرت امام سجاد علیه السلام نیز که به شدت بیمار و بستری بود، مورد آزار و اذیت قرار گرفت.
    حضرت زینب سلام الله علیها روایت چنین می‌کند:
    کنار خیمه ایستاده بودم که ناگاه، مردی کبودچشم (خولی) به سوی خیمه آمد و آن را غارت کرد. امام سجاد علیه السلام روی فرش پوستی خوابیده بود. خولی پوست را چنان از زیر امام کشید که امام با صورت روی خاک افتاد. سپس متوجه من شد، جلو آمد و مقنعه‌ام را کشید و گوشواره از گوشم بیرون آورد که گوشم پاره شد.

    فاطمه صغری (دختر امام حسین علیه السلام) نیز چنین روایت می‌کند:
    کنار خیمه‌ها از هوش رفته بودم. وقتی به هوش آمدم دیدم عمه‌ام نزد من است و گریه می‌کند و می‌فرماید:
    برخیز به خیمه برویم، ببینم بر سر بانوان و برادر بیمارت چه آمده. برخواستم و گفتم: آیا پارچه‌ای هست تا با آن سرم را از نامحرمان بپوشانم؟
    زینب فرمود:
    دخترم، عمه تو نیز مثل توست. به خیمه بازگشتیم و دیدیم همه‌ی خیمه را غارت کرده‌اند.
    امام سجاد با صورت بر زمین افتاده بود و از شدت گرسنگی و تشنگی و درد، توان نشستن ندارد. ما هم شروع کردیم به گریه‌کردن بر او و او هم برای ما گریه کرد.
    آتش زدن خیام
    اموال اهل بیت، نوبت به سوزاندن خیمه‌ها شد. حضرت زینب نزد امام سجاد علیه السلام رفت و پرسید:
    ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان! خیمه‌ها را آتش می‌زنند. ما چه کنیم؟
    امام فرمود:« فرار کنید.» همه کودکان و بانوان، گریان و فریادزنان سر به بیابان‌ها گذاشتند.
    ولی حضرت زینب کنار بستر امام سجاد علیه السلام ماند چون امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.
    یکی از سربازان دشمن می‌گوید:
    « بانوی بلندقامتی را کنار خیمه‌ای که آتش در اطراف آن شعله می‌کشید، دیدم. آن بانو گاهی به راست و چپ و گاهی به آسمان نگاه می‌کرد و از شدت ناراحتی دست‌هایش را به هم می‌زد. گاهی هم وارد خیمه می‌شد و بیرون می‌آمد. به سرعت نزد او رفتم و گفتم:« ای بانو، مگر شعله آتش را نمی‌بینی؟ چرا مانند سایر بانوان فرار نمی‌کنی؟»
    او گریه کرد و فرمود:
    « ما شخص بیماری درون این خیمه داریم که قدرت نشستن و برخاستن ندارد. چگونه او را تنها بگذارم و بروم در حالی که آتش از هر سو در اطرافش شعله می‌کشد؟»

    حمید بن مسلم که یکی از گزارش‌نویسان حادثه ی کربلا و از افسران لشگر عمر سعد بوده است، می‌گوید:
    علی بن الحسین علیه السلام بیمار بود و در بستر دراز کشیده بود. عده‌ای از سپاه عمر سعد با شمر به خیمه او حمله کردند و به شمر گفتند:
    این علیل و مریض را نمی‌کشی؟ من گفتم:

    سبحان الله! مگر نمی‌بینید که سخت بیمار است و امیدی به بهبودی‌اش نیست؟!» و آن قدر اصرار کردم تا منصرف شدند.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۲:۳۲

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞


    حركت كاروان اسیران از كربلا

    عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال 61 هـ .ق. تا ظهر در زمین كربلا ماند و بر كشتگان سپاه خود نماز خواند و آنان را به خاك سپرد؛ در حالی كه بدن امام حسین(علیه السلام) به همراه 72 تن از اصحاب گران قدرش بدون كفن برزمین گرم كربلا مانده بود.

    چون روز به نیمه رسید، عمر بن سعد دستور داد تا اهل بیت امام حسین‌(علیه السلام) را بر شترها سوار كردند. حضرت زینالعابدین‌(علیه السلام) را در حالی که بیمار بود نیز با غل و زنجیر بر اشتری سوار نمودند . هنگام حرکت کاروان اسرا از کنار قتلگاه، صدای شیون و گریة بانوان بلند شد که به یکباره غوغایی در کربلا به پا شد.

    حضرت زینب‌(سلام الله علیها) با چشمی خون فشان رو به بدن مطهر برادر كردند و فرمودند: «به فدای آنكس كه سپاهش روز دوشنبه غارت شد! به فدای آنكس كه ریسمان خیامش را قطع كردند! به فدای آنكس كه نه غایب است تا امید بازگشتنش باشد و نه مجروح است كه امید بهبودش باشد! به فدای آنكس كه جان من فدای او باد! به فدای آنكس كه با دلی اندوهناك و با لبی عطشان او را شهید كردند! به فدای آنكس كه از محاسنش خون می‌چكید» .

    نكتة قابل توجه در این فرمایش حضرت زینب(سلام الله علیها) آن است كه شهادت امام حسین(علیه السلام) و غارت خیمه های آن حضرت را روز دوشنبه بیان فرموده‌اند در حالی كه بنا به گفتة تمام تاریخ نویسان روز عاشورا، روز جمعه یا شنبه بوده است.

    از این رو باید گفت که این کلام بلند آن حضرت، به روز دوشنبه‌ای اشاره دارد كه غاصبان خلافت در سقیفة بنی ساعده دور هم جمع شدند تا سنگ بنای انحراف و گم راهی میلیون‌ها مسلمان را بگذارند؛ پس در همان جا واقعة كربلا را نیز كه ثمرة این فتنة ننگین بود، طراحی نمودند و در حقیقت خنجری كه شمر ملعون در عصر عاشورا بر گلوی نازنین امام حسین‌(علیه السلام) قرار داد، غاصبان خلافت در سال 11 هـ .ق. آن را از غلاف بیرون آورده و برای كشتن امام حسین‌(علیه السلام) آماده كرده بودند.

    آنكه طرح بیعت شـورا فكـند
    خود همانجا طرح عاشورا فكند

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه- دهه دوم )۞۩۞

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۳:۰۱

صفحه 1 از 23 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود