جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بهترین خصلت زنان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    91
    تشکر:
    1
    حضور
    8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بهترین خصلت زنان




    بهترین خصلتهای زنان که تکبر و ترس و بخل است ، که نکوهیده ترین خصلتهای مردان بشمار می رود .(نهج البلاغه)


    علت چیست ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۴ در ساعت ۲۰:۴۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    335
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صددرصد در اين حديث منظور از خوب بودن تكبر زن و ترس و بخل در همه امور نيست بلكه فكر ميكنم منظور خوب بودن اين امور در جايي است كه اين خصلت ها باعث حفظ زن از آسان در اختيار گذاشتن وجود خود به ديگران و نامحرمان ميشه .

    تكبر در زن باعث ميشه خودشو به راحتي در اختيار ديگران و نامحرمان قرار نده و ترس هم باعث ميشه كه خانوما بترسن زود گول انسان هاي حقه بازو نخورن!!!! بخل هم همينطور .


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    درباره اين اوصاف سه گانه در کتاب تعليم و تربيت در اسلام اثر شهيد مطهري آمده:
    و لذا اگر تكبر در برابر شخص متكبر، عبادت شمرده مي شود، بدين نظر نيست، كه در برابر متكبرين، تكبر به عنوان يك حالت روحي(خودپسندي و خود بزرگ بيني) پسنديده است و واقعا بايد چنين بود، بلكه در برابر متكبرين بايد رفتار متكبرانه داشت، پس در«التكبر مع المتكبر عباده» تكبر به عنوان«خلق» توصيه شده است. در اين جمله نهج البلاغه نيز«تكبر» به عنوان يك ويژگي اخلاقي به طور كلي توصيه نشده است بلكه از زنان خواسته اند كه در برابر مرد نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشند.

    اما درباره«ترس»، بدون شك شجاعت به عنوان خلق روحي يعني قوت قلب داشتن و خود را در برابر ديگران نباختن براي زن و مرد ممدوح است و اسلام از زن نخواسته است كه«ترسو» باشد و زنان شجاع در تاريخ اسلام همانند مردان شجاع مورد تمجيد بوده اند، ولي چون زن حامل يك امانت بزرگ انساني است كه همان«عفت» باشد از او خواسته اند تا«رفتارش» آميخته با ترس باشد. شجاعت زن در فداكاري براي حفظ امانت است و آن كه خود را در معرض خطر قرار مي دهد و عفت خود را از دست مي دهد نه تنها فداكاري نكرده بلكه خيانت كار است.

    در مورد بخل نيز مساله از همين قرار است، يعني«رفتار همراه با امساك» چون او در مال مشترك خانواده، امانت دار است و بايد حداكثر مراعات را بنمايد و لذا در مال فردي و شخصي، اين روش پسنديده نيست.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۰۹/۱۴ در ساعت ۲۱:۴۶


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقي نبايد اشتباه كرد . يعني روي يك فعل نمي شود تكيه كرد و گفت هميشه اين فعل اخلاقي است ، همچنان كه نمي شود گفت هميشه اين فعل ضد اخلاق است . و غالبا اين است كه اسباب اشتباه افراد شده است ، خيال كرده اند كه لازمه اخلاق مطلق و ثابت اينست كه افعال را از اول دسته بندي كنيم ، يك دسته كارها را بگذاريم در طرفي و بگوئيم اين كارها كارهاي اخلاقي است ، و يك دسته كارها را بگذاريم در طرف ديگر و بگوئيم اين كارها كارهاي غيراخلاقي است .ولي بايد گفت نه ، به قول قدما : با وجوه و اعتبارات ، افعال فرق مي كند ، يعني ممكن است [ يك فعل با يك اعتبار ] اخلاقي باشد [ و با اعتبار ديگر ] ضداخلاقي . اينكه رفتار مطلق است يا نسبي ، غير از اين است كه اخلاق مطلق است يا نسبي .
    فرق است ميان " اخلاق " و " رفتار " . اخلاق كه عبارت است از يك سلسله خصلتها و سجايا و ملكات اكتسابي كه بشر آنها را به عنوان اصول اخلاقي مي پذيرد ، يا به عبارت ديگر قالبي روحي براي انسان كه روح انسان در آن قالب و در آن كادر و طبق آن طرح و نقشه ساخته مي شود ، و چگونگي روح انسان است كه چگونه بايد باشد ، يك امر ثابت و مطلق و همگاني و هميشگي است ، ولي رفتار انسان كه عبارت است از پياده كردن همان روحيات در خارج ، در شرايط مختلف ، مختلف مي شود ، و بايد هم مختلف بشود ،و به عبارت ديگر مظاهر و مجالي اخلاق انساني در شرائط مختلف ، مختلف است ، در يك جا انسان بايد يك جور عكس العمل نشان بدهد ، در جاي ديگر جور ديگر ، نه اينكه انسان در يك جا بايد يك جور باشد و در جاي ديگر جور ديگر .
    ممكن است كسي بگويد : در اسلام دستورهايي هست در مورد خلقيات زن و مرد كه پاره اي از خلقيات را كه براي مرد پسنديده است براي زن ناپسند معرفي مي كند ، و برعكس پاره اي از خلقيات را كه براي زن پسنديده است براي مرد ناپسند معرفي مي نمايد .
    آيا از نظر اسلام مدل اخلاقي و مدل انساني زن و مرد متفاوت است ؟ يعني از نظر انسانيت ، اينها دو نوع انسان اند ؟ و از نظر اسلام دو طرح براي قالب گيري روح اينها پيشنهاد مي شود ؟ زن از نظر آنچه كه ما خلق مي ناميم در يك قالب بايد ساخته بشود و مرد در قالب ديگر ؟ اگر اينطور است پس معلوم مي شود پايه اين حرف كه خلق ، يك حقيقت مطلق و ثابتي است متزلزل است و اين سخن اساسي ندارد .
    مثلا همين جمله نهج البلاغه :خيار خصال النساء شرار خصال الرجال . بهترين خصلتها و خويهاي زنان همان بدترين خصلتهاي مردان است ، يعني چيزهايي كه براي زن بهترين خصلت است ، براي مرد بدترين خصلت است . سه چيز را ذكر مي كند : الزهو ( تكبر ) والجبن . ( جبان بودن ، ترسو بودن ) والبخل ( بخيل و ممسك بودن ) . مي دانيم كه تكبر يك خلق بسيار بد معرفي شده است و حتي از نظر رواني يك نوع بيماري رواني تلقي مي شود . جبن و ترس هم كه معلوم است ، ضعف و ناتواني است . بخل و امساك هم كه پول دوستي و مال دوستي است . اينها كه براي مردها بدترين خلق و خويهاست ، در نهج البلاغه مي گويد بهترين خلق و خوي زن است و زن بايد اين خلقها را داشته باشد . اين چطور مي شود؟
    در پاسخ ما بايد ببينيم كه اين جمله ، اولا معني و مفهوم واقعيش چيست و حضرت چه مي خواهد بگويد ؟ثانيا آيا با ساير تعليماتي كه در متن اسلام هست و از آن جمله كلمات خود ايشان وفق مي دهد يا نه ؟
    علماي ادب - در تعبيرات زبان در الفاظي كه مربوط به حالات رواني انسان است ، گاهي لفظ را به كار مي برند نه به اعتبار خود آن حالت رواني ، بلكه به اعتبار اثري كه معمولا در آن حالت رواني از انسان سرمي زند.مثلا در مورد خداوند همين لغات انساني به كار برده مي شود و حال آنكه اين لغات به مفهوم انسانيش در مورد خداوند صادق نيست ولي به مفهوم اثرش صادق است .مثل اينكه مي گوييم : الله يستهزء بهم ( 1 ) خدا آنها را استهزاء مي كند . يا مي گوييم خدا از چنين چيزي حيا مي كند . " حيا " لغتي است كه براي انسان وضع شده و حالت انسان را بيان مي كند . در انسان " حيا " يك حالت آزرم ، شرم ، انفعال ، خجلت و تأثر است ، يك حالت رواني است .
    بدون شك حياي به معناي شرم پيدا كردن ، آن حالت رواني يي كه در انسان پديد مي آيد ، و بالاخره تأثر و انفعال در مورد خداوند درست نيست ، ولي گاهي رفتاري كه خدا با انسان مي كند نظير حالتي است كه از روي حيا و شرم صادر شده باشد ، مي گويند خدا حيا مي كند .
    به حديث باز ميگرديم :
    اين حديث مي گويد زن در مقابل مرد نامحرم رفتارش متكبرانه باشد . البته " زهو " كه اينجا آمده با كلمه " تكبر " كمي فرق دارد ، يعني رفتارش بزرگ منشانه باشد ، آن تواضعها و فروتنيهايي كه مثلا يك مرد در مقابل مرد ديگر ، يا يك زن در مقابل زن ديگر ، و يا يك زن در مقابل يك مرد محرم از خود نشان مي دهد براي زن شايسته نيست كه در مقابل مرد نامحرم از خود نشان دهد .زن در مقابل يك مرد نامحرم كه قرار مي گيرد بايد خودش را بگيرد و لهذا مي فرمايد كه اگر زن با يك مرد نامحرم اينطور رفتار بكند ، آن نامحرم هميشه ميان خودش و آن زن يك حريم و يك دور باش قائل مي شود . پس اين تكبر مربوط به رفتار شد نه مربوط به خلق . خود حديث نشان مي دهد كه اگر زن اينجور باشد مرد نامحرم را بر خود متمكن نمي كند . ما يك اصلي را هميشه گفته ايم كه اسلام به طور كلي مي خواهد يك حريمي - هم عملي مثل آنچه كه در مورد پوشش گفته است و هم اخلاقي مثل آنچه كه در اين جور موارد مي گويد - ميان مرد و زن نامحرم وجود داشته باشد ، و اين حريم جلوي آن اشتعالي را كه خطر آن هميشه وجود داشته و دارد مي گيرد . پس اين ، رفتار متكبرانه است نه خود تكبر .

    ادامه دارد...
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    مسئله جبن نيز اينجا ناظر به مسئله عفاف زن است نه مسئله جبن و شجاعت مطلقا . شجاعت به عنوان خلق روحي كه به اصطلاح معروف يعني قوت قلب داشتن و نترس بودن و خود را نباختن در مقابل ديگران ، براي مرد ممدوح است ، براي زن هم ممدوح است . هيچ وقت اسلام نمي گويد كه مرد خوب است شجاع و قوي القلب باشد ولي زن خوب است ترسو باشد . به چه دليل ؟ به دليل اينكه اولا آنچه ما درباب مدح شجاعت و مذمت جبن داريم - كه زياد است - اختصاص به زن و مرد ندارد ، هم در مورد مرد استو هم در مورد زن ، و ثانيا سيره زنان مسلمين اين است كه هميشه شجاع بوده اند ، يعني زنان شجاع مسلمين مورد تمجيد و تبجيل قرار گرفته اند ، چون " شجاعت " يعني نترس بودن و باك نداشتن و اينكه انسان در مقابل خطر كه قرار مي گيرد فكر جان يا مال ، او را نترساندو عقب نشيني نكند ، فداكار باشد ، حاضر باشد از جانش ، از مالش و از حيثيتش بگذرد و در مقابل دشمن بايستد .آدم شجاع نمي ترسد ، مي گويد مي روم ، حداكثر كشته مي شوم ، كشته هم شدم با افتخار است . زن در مورد كشته شدن همين جور بايد باشد ، ولي در موردي كه عفتش در مقام خطر هست يعني خطر اين است كه عفتش لكه دار بشود ، جاي شجاعت نيست ، چون عفت يك امر شخصي نيست و امانت است .زن به عنوان يك صاحب عفت ، حامل يك امانت بزرگ انساني است ، نه داراي يك امر شخصي كه اگر از آن بگذرد از شخص خودش گذشته.عفت زن يك امري است كه مورد تجاوز مرد قرار مي گيرد ولي عفت مرد هيچ وقت مورد تجاوز زن قرار نمي گيرد.مزاحمت در امر عفاف هميشه از طرف مرد است و اين زن است كه در درجه اول بايد حافظ و نگهبان اين امانت اجتماعي و اخلاقي و انساني باشد . اين حديث هم كه فقط زن را توصيه مي كند كه رفتارش نه در مورد خطر جان ، نه در مورد خطر مال ، نه در مورد خطر حيثيت اجتماعي ، بلكه در موردي كه عفت در معرض خطر قرار مي گيرد . اين ، توصيه به احتياط كاري زن است .
    ادامه دارد ...
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    و اما در خصوص بخل :
    قرآن مي گويد : ومن يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون ( 1 ) يك حالتي را قرآن به نام " شح نفس " مي نامد ، يعني گرفتگي روح ، پول پرستي .
    اسلام مي خواهد تعلقات انسان را از بين ببرد و نمي خواهد انسان اعم از زن و مرد به غير خدا وابسته باشد.
    مقصود از بخل در اين حديث ، بخل در مال فردي و شخصي نيست . زن امانتدار مال شوهر است. مخصوصا تعبير دارد : حفظت مالها و مال بعلها . به عبارت ديگر سخاوتمندي در داخل خانواده ، از جيب حاتم بخشيدن است ، خصوصا در نظام اسلامي كه آنكه در آمد را تحصيل مي كند مرد است و زن بايد مدير داخله خانواده باشد ، و طبعا اينطور است كه آن كسي كه زحمت درآوردن پول را نكشيده ارزش پول را هم آنقدرها درك نمي كند .زن از نظر مال مشتركي كه در خانواده هست امانتدار است ، و اگر براي يك ريال هم حساب بكند و از پيش خود نبخشد ، اين كار او ممدوح است . پس بخل نيز در اينجا ، نه بخل به معناي آن صفت نفساني است كه خلق است ، بلكه به معناي " رفتار ممسكانه " است نه از مال خود بلكه از مال شوهر ، و اين اختصاص به زن ندارد ، در غير زن هم هست . اميرالمؤمنين ، اول جواد و اول ممسك بود . تاريخ اين را نشان مي دهد . اول جواد و بخشنده بود از مال خودش ، اول ممسك بود در مالي كه امانتدار آن بود يعني بيت المال ، كه به برادرش عقيل هم حاضر نيست يك ريال از آن مال بدهد .
    پس اين حديث كه سه چيز را از خلقيات مسلم زن ذكر كرده است : كبر و جبن و بخل ، و اينها را در مورد زن و مرد به دوگونه توصيف نموده است با اصل نسبي نبودن اخلاق منافاتي ندارد .
    ___________
    منبع
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به دوستان
    عقل من اينو ميگه كه تكبر منظور غرور در برابر مردان نامحرم ، ترس به خاطر ترس از به گناه افتادن كه لاعث به وجود اومدن خصلت حيا ميشه و بخل به من خسيس بودن در قرار دادن خود در معرض هر كس و ناكسي و از نظر ديگر بخل به معني جمع آوري كردن و نگه داري از اموال شوهر
    كه اگه خوب دقت كنيم مي بينيم كه همه اين ها پسنديده هست
    ولي براي مردا نه غرور باعث خود بزرگ بيني ميشه و اين بده
    ترس باعث ميشه قدرت اراده انجام كار ها و قدرت بازداري از گناه رو نداشته باشه و اعتماد به نفسش پايين بياد و بخل هم باعث ميشه كه ادم بخشنده اي نباشه و اين باعث ميشه با مردم رابطه خوبي نداشته باشه و كناره گيري كنه
    التماس دعا

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندي بحث




    مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقي نبايد اشتباه كرد
    فرق است ميان " اخلاق " و " رفتار " . اخلاق عبارت است از يك سلسلهخصلتها و سجايا و ملكات اكتسابيكه بشر آنها را به عنوان اصول اخلاقي ميپذيرد
    رفتارانسان عبارت است از پياده كردن همان روحيات در خارج ، در شرايط مختلف
    در يك جا انسان بايد يك جورعكسالعمل نشان بدهد ، در جاي ديگر جور ديگر ، نه اينكه انسان در يك جابايد يكجور باشد و در جاي ديگر جور ديگر.
    ولذا اگر تكبر در برابر شخص متكبر، عبادت شمرده مي شود، بدين نظر نيست، كهدر برابر متكبرين، تكبر به عنوان يك حالت روحي(خودپسندي و خود بزرگ بيني( پسنديده است و واقعا بايد چنين بود، بلكه در برابرمتكبرين بايد رفتار متكبرانه داشت. در اينجمله نهج البلاغه نيز«تكبر» به عنوان يك ويژگي اخلاقي به طور كلي توصيهنشده استبلكه از زنان خواسته اند كه در برابر مرد نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشند. البته " زهو " كه اينجا آمده با كلمه " تكبر " كمي فرق دارد ، يعني رفتارش بزرگمنشانه باشد تا نامحرم هميشهميان خودش و آن زن يك حريم و يك دور باش قائل شود و اين ،رفتار متكبرانه است نه خود تكبر.
    اما درباره«ترس»، بدون شك شجاعت به عنوان خلق روحي يعني قوت قلب داشتن و خود را در برابر ديگران نباختنبراي زن و مرد ممدوحاست و اسلام از زن نخواسته است كه«ترسو» باشد و زنان شجاع در تاريخ اسلام همانند مردان شجاعمورد تمجيد بوده اند،ولي چون زن حامل يك امانت بزرگ انساني است كه همان«عفت»باشد از او خواسته اند تا«رفتارش» آميخته با ترس باشد. شجاعت زن در فداكاري براي حفظ امانت استو آن كه خود را در معرض خطر قرار مي دهد و عفت خود را از دست مي دهد نه تنها فداكاري نكرده بلكه خيانت كار است.
    و اما بخل :
    قرآن مي گويد : ومن يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون يك حالتي را قرآنبه نام " شح نفس " مي نامد ، يعني گرفتگي روح ، پول پرستي .
    اسلام مي خواهد تعلقات انسان را از بين ببرد و نمي خواهد انسان اعم از زن و مرد به غير خدا وابسته باشد.
    مقصود از بخل در اين حديث ، بخل در مال فردي و شخصي نيست . زن امانتدارمال شوهر است
    بخل در اينجا ، نه بخلبه معناي آن صفت نفسانياست كه خلق است ، بلكه به معناي " رفتار ممسكانه " است نه از مال خود بلكهاز مال شوهر ، و اين اختصاص به زن ندارد ، در غيرزن هم هست . اميرالمؤمنين، اول جواد و اول ممسك بود . تاريخ اين را نشانمي دهد . اول جواد وبخشنده بود از مال خودش ، اول ممسك بود در مالي كهامانتدار آن بود.
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

  10. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود