صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جبر و اختیار

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جبر و اختیار




    یک سوال است که مدتها ذهن من را مشغول به خود کرده است و باعث شده شبهاتی در ذهنم بوجود آید و این سوال این است که آیا خداوند متعال می داند فردا برای من چه اتفاقی می افتد اگر آگاه از این امر است یعنی اینکه سرنوشت ما از پیش تعیین شده است و اگر نمی داند علم خداوند متعال کامل نیست


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۹/۱۵ در ساعت ۱۷:۳۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط vejdani نمایش پست
    یک سوال است که مدتها ذهن من را مشغول به خود کرده است و باعث شده شبهاتی در ذهنم بوجود آید و این سوال این است که آیا خداوند متعال می داند فردا برای من چه اتفاقی می افتد اگر آگاه از این امر است یعنی اینکه سرنوشت ما از پیش تعیین شده است و اگر نمی داند علم خداوند متعال کامل نیست


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    پاسخ:
    با سلام و عرض ادب
    آنچه با براهين عقلي و نقلي براي ما معلوم است خداوند سبحان عالم مطلق است و جهل در وجود مقدسش راه ندارد فلذا اينكه بگوييم علم خداوند كامل نيست صحيح نيست .
    همانطور که مي دانيد خداوند متعال انسان را مختار آفریده است ، پسانسان نمی تواند که مختارانه کار نکند. کاری که اختیاری است و خدا به آن کار ،مشروط به اختیار نمودن انسان وجود می دهد ، محال است بدون شرطش (اختیارانسان) تحققیابد. پس علم خدا ، صرفاً به کار بشر تعلّق نمی گیرد بلکه متعلّق علم خدا ، کاراختیاری انسان است که وصف اختیار از آن منفک نمی شود.
    بنا بر این درست نیست که گفتهشود:«خدا می داند چه کسی بد و چه کسی خوب خواهد شد.» قضیّۀ درست این است که :«خدامی داند چه کسی با اختیار خود ، بد یا خوب خواهد شد.» بنا بر این خدا نه انسان بدآفریده و نه انسان خوب ؛ خدا فقط انسان مختار آفریده است ، فلذا سرنوشت ما با وصف اختيار معلوم خداوند است .
    البته مباحث سنگين فلسفي و كلامي در اين رابطه مطرح شده است ؛ اگر شبهه مرتفع نشد بفرماييد تا توضيح بيشتري داده شود .
    با تشكر




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    پاسخ:
    «خدامی داند چه کسی با اختیار خود ، بد یا خوب خواهد شد.»
    پس او که می داند من با اختیار خود جهنمی می شوم و از پیش برای او علم است چرا زحمت فرستادن پیامبر برای راهنمایی من فرستاده است.
    همینطور چون میداند که با اختیار خود جهنمی می شوم قبل از بوجود آوردنم مرا صاف می فرستاد به جهنم که نه من سر کار باشم نه او
    من مسلمانم ، قبله ام یک گل سرخ ، جانمازم چشمه مهرم نور ، دشت سجاده من ، من وضو با تپش پنجره ها می گیرم ، در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف ، سنگ از پشت نمازم پیداست ، همه ذرات نمازم متبلور شده است ، من نمازم را وقتی می خوانم ، که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو ، من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم ، پی قد قامت موج ، کعبه ام بر لب آب ، کعبه ام زیر اقاقی هاست ، کعبه ام مثل نسیم می رود باغ به باغ می رود شهر به شهر ،حجرالاسود من روشنی باغچه است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    24
    آپلود
    0
    گالری
    105

    پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست
    پاسخ:
    با سلام و عرض ادب
    آنچه با براهين عقلي و نقلي براي ما معلوم است خداوند سبحان عالم مطلق است و جهل در وجود مقدسش راه ندارد فلذا اينكه بگوييم علم خداوند كامل نيست صحيح نيست .
    همانطور که مي دانيد خداوند متعال انسان را مختار آفریده است ، پسانسان نمی تواند که مختارانه کار نکند. کاری که اختیاری است و خدا به آن کار ،مشروط به اختیار نمودن انسان وجود می دهد ، محال است بدون شرطش (اختیارانسان) تحققیابد. پس علم خدا ، صرفاً به کار بشر تعلّق نمی گیرد بلکه متعلّق علم خدا ، کاراختیاری انسان است که وصف اختیار از آن منفک نمی شود.
    بنا بر این درست نیست که گفتهشود:«خدا می داند چه کسی بد و چه کسی خوب خواهد شد.» قضیّۀ درست این است که :«خدامی داند چه کسی با اختیار خود ، بد یا خوب خواهد شد.» بنا بر این خدا نه انسان بدآفریده و نه انسان خوب ؛ خدا فقط انسان مختار آفریده است ، فلذا سرنوشت ما با وصف اختيار معلوم خداوند است .
    البته مباحث سنگين فلسفي و كلامي در اين رابطه مطرح شده است ؛ اگر شبهه مرتفع نشد بفرماييد تا توضيح بيشتري داده شود .
    با تشكر
    این سوال همیشه برای من هم مطرح بوده جدی خدا که میداند و در این موضوع شکی نیست
    برای چه منظوری انسانی که میداند چه میکند را خلق کرد
    مگر خدا نمیگوید پیامبری نفرستادم مگر آنکه دیوانه خواندنش
    پس چرا فرستاد؟؟؟؟
    خیلی خیلی پیچیده و درهم است من همیشه این سوال را از معلم دینی خود میپرسیدم و هیچوقت جواب ایشان من را قانع نمیکرد و نخواهد کرد اصلا از درک من خارج میشد موضوع وقتی ایشون توضیح میدادن
    اگر شما قادر باشید روشنمان کنید ممنون میشم میگن آدم یه چیز را بدونه و بمیره بهتر از اونه که ندونه وبمیره که مرگش در جاهلیت بوده


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد حسام شجاع نمایش پست
    این سوال همیشه برای من هم مطرح بوده جدی خدا که میداند و در این موضوع شکی نیست
    برای چه منظوری انسانی که میداند چه میکند را خلق کرد
    مگر خدا نمیگوید پیامبری نفرستادم مگر آنکه دیوانه خواندنش
    پس چرا فرستاد؟؟؟؟
    خیلی خیلی پیچیده و درهم است من همیشه این سوال را از معلم دینی خود میپرسیدم و هیچوقت جواب ایشان من را قانع نمیکرد و نخواهد کرد اصلا از درک من خارج میشد موضوع وقتی ایشون توضیح میدادن
    اگر شما قادر باشید روشنمان کنید ممنون میشم میگن آدم یه چیز را بدونه و بمیره بهتر از اونه که ندونه وبمیره که مرگش در جاهلیت بوده
    با عرض سلام خدمت دوست عزیزم
    البته توضیح این مسئله در یک بیان سخته.مسئله جبر و اختیار مثل یک تیغ میمونه که حرکت روی لبه ی این تیغ بسیار کار سختیه.گروهی به جبر کامل اعتقاد دارن.گروهی به اختیار.کسانی که که به اختیار کنار جبر اعتقاد دارن و به این موضوع ایمان دارن,کم هستند.قبل از اینکه به این مسئله بپرداذیم باید علت افرینش حودمون رو بدونیم.هدف از خلقت انسان نه فقط عبادت بوده نه فقط امتحان.هدف عبادت و زندگی کردن و امتحان شدن و در نهایت به کمال رسیدن بوده.
    حقیر تا حد وسعم این موضوع رو شرح میدم.
    البته بنده در رسوندن منظورم به دوستان کمی مشکل دارم ولی تا حد امکان این مسئله رو بازبان خیلی ساده و یک مثال توضیح میدم.
    معلمی رو در نظر بگیرید که در یک کلاس به شاگردانش درس میده.
    این معلم به همه ی شاگردانش شناخت کامل داره.از هر نظر.
    این معلم از همه ی شاگردانش یک امتحان میگیره,با توجه به شناختی که از شاگردانش داره,براش واضح هست که نتیجه چی میشه.
    برای این معلم هدف از امتحان گرفتن فقط تست کردن شاگرداش نبوده,بلکه تدریس اون درس مورد امتحان به شاگردان و مجبور کردن شاگردان به یاد گرفتن موضوع از طریق امتحان گرفتن و موفقیت دانش اموزانش در اون درس هست.
    توجه داشته باشیم که دانش اموزا مختارن که درس رو بخونن یا نه.ولی باتوجه به امتحان گرفتن معلم به نوعی مجبور به درس خوندن هم میشن.
    حالا معلمی که که در مثال بود خداست.شاگردان ان معلم ما بنده ها هستیم.درس مورد امتحان,زندگی کردن است.خداوند به وسیله ی پیامبران و امامان و قران به ما اموزش زندگی داده.
    با توجه از هدف خلقت که به کمال رسیدن است,ما هم به نوعی در جبر یاد گیری هستیم و هم در اختیار به کار گیری این اموزه ها.
    موقعی زندگی میشه جبر کامل که انسان هدف زندگی رو فقط عبادت بی چون و چرای خداوند و امتحان شدن بنده ببینه.
    به قول یکی از دوستان زندگی مثل یک کتب میمونه ما مجبوریم این کتاب رو بخونیم و در چه جوری خوندن و درک مطالب این کتاب مختاریم.
    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ در ساعت ۰۰:۱۶
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    24
    آپلود
    0
    گالری
    105



    توضیحتون فوق العاده قشنگ بود
    اما تفاوتی که معلم های عادی با معلم بزرگ روزگار داره اینه که معلم عادی ممکنه حدس بزنه اول سال که فلان دانش آموز امسال روفوزه میشه یه موقعی این اتفاق میافته یه موقعی نمیافته و اتفاقا همون دانش آموز به موفقیت چشمگیری میرسه
    اما خدا از آخر و عاقبت همه ی ما بدون هیچ شک و هیچ تردیدی با خبره پس لزومی برای ادامه ی حیاتی که انتهاش معلومه دیده نمیشه من از بچگی این سوال برام مطرح بوده ولی چون به خدا ایمان کامل داشتم همیشه یک جور مسئله را برای خودم درست جلوه میدادم که شکایت نداشته باشم همیشه میگفتم هر چی باشه حق با خداست ولی حقیقت این موضوع را هیچوقت درک نکردم


  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد حسام شجاع نمایش پست
    توضیحتون فوق العاده قشنگ بود

    اما تفاوتی که معلم های عادی با معلم بزرگ روزگار داره اینه که معلم عادی ممکنه حدس بزنه اول سال که فلان دانش آموز امسال روفوزه میشه یه موقعی این اتفاق میافته یه موقعی نمیافته و اتفاقا همون دانش آموز به موفقیت چشمگیری میرسه

    اما خدا از آخر و عاقبت همه ی ما بدون هیچ شک و هیچ تردیدی با خبره پس لزومی برای ادامه ی حیاتی که انتهاش معلومه دیده نمیشه من از بچگی این سوال برام مطرح بوده ولی چون به خدا ایمان کامل داشتم همیشه یک جور مسئله را برای خودم درست جلوه میدادم که شکایت نداشته باشم همیشه میگفتم هر چی باشه حق با خداست ولی حقیقت این موضوع را هیچوقت درک نکردم
    با تشکر از شما
    همانطور که گفتم اگه ما دلیل خلقت رو فقط امتحان شدن و عبادت بی قید و بند ببینیم,فرمایش شما درسته. دلیل خلقت به کمال رسیدن انسانه.با توجه به صفات خداوندی (جبار و غفار) میفهمیم که خداوند در جاهایی از خلقت انسان جبر رو کاملا به کار برده نمونش تولد و مرگ, و در مواردی انسان رو کاملا ازاد گذاشته.
    این جبر و اختیار بیش از اینکه نشون بده ما در حال زندگی و امتحان شدنیم,نشون میده که خداوند راه ازمایش و خطا رو برای انسان باز گذاشته و خطا های مارو در ازمایشات با راهی به نام توبه پاک میکنه.
    از این مطلب در میابیم که هدف از خلقت به کمال رسیدن هست.
    اگر ما به این مطلب پی ببریم اونوقته که میفهمیم معنیه جبر در کنار اختیار و اختیار در کنار جبر رو.
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    مساله جبر و اختیار از منظر حضرت علامه حسن زاده

    حضرت علامه در این باره می فرماید :در این آیات و روایات به دقّت تأمل و تدبر بفرمائید.
    « ألم یعلموا أنّ الله هو یقبل التوبة عن عباده و یأخذ الصدقات »( توبه 104 ) با اینکه صدقات را فقرا می گیرند خداوند متعال اخذ را اسناد به خود داده است که اخذ حق تعالی عین اخذ خلق است.

    «‌إنّ الذین یبایعونک إنّما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم » ( الفتح 11 )در این آیه خداوند می فرماید : کسانی که با رسول الله بیعت کردند همانا با خداوند بیعت کردند و دست رسول الله که در هنگام بیعتشان بالای دست آنان است دست خداست که بالای دست آنان است با این که دست رسول الله بالای دست آنها بود.

    « فلم تقتلوهم و لکن الله قتلهم و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی » ( انفال 18 ) در این آیه با اینکه مومنان کافران را کشتند خداوند می فرماید خدا آنان را کشته است .

    « قاتلوهم یعذّبهم الله بأیدیکم » ( توبه 15 ) خداوند در این آیه می فرماید : ای اهل ایمان با مشرکان کارزار کنید خدا آنان را به دست شما عذاب می کند .

    « قل یتوفّاکم ملک الموت الذی وکّل بکم » ( سجده 12) در این آیه توفی نفوس به ملائکه که رسل الهی اند اسناد داده شده است.در عین حال فرمود . « الله یتوفّی الانفس حین موتها » ( زمر 43 ) و نیز فرمود«‌ الله خلقکم ثم یتوفّاکم »( نحل 71 )

    پس لازم است که در جمع مانند این دو قسم آیات که نظایر آنها در قرآن کریم بسیار است تدبر بسزاگردد تا دانسته شود که در هر موطن منشأاثر و معطی کمال و فاعل علی الاطلاق کیست و لا فاعل إلاّ الله ودر عین حال نسبت به کثرات که مظاهر و مجالی و اعیان ثابته و ماهیاتند محفوظ بوده باشد.

    دیده ای خواهم که باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس

    « ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک » ( نساء 80 )این آیه می فرماید که هرچه خوبی و نیکویی که به انسان می رسد از جانب خداوند متعال است و هر چه بدی که به انسان می رسد از خود انسان و از اعمال و کسب دست اوست . در عین حال قرآن می فرماید .« ان تصبهم حسنه یقولو هذه من عند الله و ان تصبهم سیئه یقولو هذه من عندک قل کل من عند الله ...»( نساء 79)

    « خلق کل شیء فقدره تقدیرا ً » « والله خلقکم و وماتعملون »( صافات 97 )

    حضرت امیر المونین علیه السلام فرمودند: « انا عین الله و انا یدالله وانا جنب الله و انا باب الله » ( اصول کافی باب انسان کامل )

    در کافی نقل شده است از امام هشتم علی ابن موسی الرضا : قال الله یا بن آدم بمشیتی کنت انت الذی تشاء لنفسک ما تشاء و بقوتی أدّیت فرائضی و بنعمتی قوّیت علی معصیتی جعلتک سمیعاً بصیراً قویّاً و مااصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک و ذاک أنّی اولی بحسناتک منک و انت اولی بسیئاتک منّی و ذاک انّنی لا اسال عمّا افعل و هم یسالون .

    و همچنین در حدیث دیگری در کافی نقل شده است که از امام رضا علیه السلام سئوال شد آیا خداوند امور را به بندگان واگذار کرد ه است فرمودند خداوند عزیزتر از این است که این کار را کند گفت پس خداوند بندگان را مجبور کرده بر انجام معاصی فرمودند که خداوند عادلتر و حکیم تر از این است که این کار را کند خداوند فرموده که ای فرزند آدم من به حسنات تو از خود تو سزاوارترم و تو به گناهان خود از من سزاوارتری تو معاصی را به وسیله نیروی من که آن را در تو قرار دارم انجام می دهی .


    ویرایش توسط توحید صمدی : ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ در ساعت ۰۱:۳۲
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    در کافی باب خیر وشر حدیثی از امام صادق نقل شده است که فرمودند خداوند در تورات به موسی وحی فرمود انی الله لا اله الاّ انا خلقت الخلق و خلقت الخیرو...وخلقت الخلق وخلقت الشر .
    در دعایی که محمد دهدار نقل کرده است در حال خروج از خلا گوینده می گوید: الحمد الله الذی اذهب عنی الاذی و عافانی .( سپاس خدایی را که فضولات را از من برد و مرا عافیت بخشید )

    با اینکه اذی یعنی پلیدی را قوه دافعه دفع کرده است ولی قوه دافعه خود از شئون نفس است که النفس فی وحدته کل القوی پس اذی را نفس دفع کرده است با اینکه اسناد به قوه دافعه داده می شود و در عین حال الحمد اله الذی اذهب عنی الاذی و عافانی که فعل نفس در طول فعل الله است که اذن الله در سرّ هر موجود و در فعل و اثر هر موثر تکویناً نهفته است و هیچ اثری نیست مگر اینکه به اذن الله است و لا موثر فی الوجود الاّ الله . فافهم

    بر در شاهی گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود

    حدیثی از امام صادق علیه السلام « لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین »

    بعد از تأمل و دقت در آیات و روایات مثالی را باز گو می کنم تا به سرّ مطلب امر بین الامرین که امامیه در این اعتقاد متفردندبهتر آگاهی حاصل شود.

    خورشید چون بر دیوار بتابد دیوار هم به پرتو خورشید روشن است و هم به تابیدن خورشید سایه می دهد . آن کس که نظر بر دیوار دارد و از خورشید بی خبر است گمان برد که پرتو دیوار از خود دیوار است و بخصوص اگر بالفرض خورشید بر یک حال و در یک جا ساکن بودی به جز اوحدی از اهل بینش گمان عامه مردم بر این بود که در ودیوار به خود روشنند.( تطبیق می کند با نظر مفوضه که انسان را مختار محض می دانند )

    وآن کس که نظر بر خورشید دارد داند که نور دیوار از خورشید است اگر چه روشنی به دیوار انتساب دارد که براستی دیوار روشن است و دراین انتساب شکی نیست و بدیهی و ضروری است و لی روشنی دیوار از خورشید است .باری دیوار می گوید من روشنم و راست می گوید ولی روشنی برای او بالذات نیست بلکه بالعرض است چه این که دیوار روشن نبود و روشنی بر او عارض شد و عقل می گوید ما بالعرض ینتهی الی ما بالذات

    و عارف رومی در این مقام نیکو گفته است:

    گرچه آهن سرخ شد او سرخ نیست پرتو عاریت آتش زنی است

    گرشود پر نور روزن یا سرا تو مدان روشن مگر خورشید را...

    و باز می بینیم که دیوار سایه داده است و هر کس می داند که این سایه به دیوار قائم است چه سایه از خود وجود فی ذاته ندارد و سایه دیوار از خورشید صادر نشد چنانچه نور دیوار از خورشید صادرشده است ولی اگر خورشید بر دیوار نمی تابید سایه وجود نمی یافت.پس دیوار بالذات روشنی ندارد و بالعرض روشن است که روشنی از خورشید است . و دیوار بالذات سایه نداده است اگرچه سایه از ناحیه اوست که سایه وی از تابیدن خورشید است .پس در وجود نور دیوار و در وجود سایه دیوار مطلقا سلطان شمس حکمفرمااست.

    حال بدان که به مثل نور شمس حسنه است و سایه دیوار سیئه . خورشید به دیوار می گوید : اگرچه تو روشنی ولی انا اولی بنورک منک و نیز می گویدکه اگر چه ظهور سایه تو نیز از من است ولی انت اولی بظلک منی ونیز به دیوار می گوید: ما اصابک من نور فمن الشمس و ما اصابک من ظلّ فمن نفسک.

    جبری با دیده راست کج و قدری با دیده چپ کج دیده اند و قائل به امر بین الامرین با دو دیده راست راست بینش گوید : « ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک » و. در عین حال یقین دارد که « کل من عند الله »

    راست بین از نظر راست به مقصود رسید احول از چشم دوبین در طمع خام افتاد.


    خیر الاثر در رد جبر و قدر صفحات 92 تا 111 علامه حسن زاده آملی

    ویرایش توسط توحید صمدی : ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ در ساعت ۰۱:۳۳
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بسم الله
    اگر اجازه بدهید بنده هم برای روشن شدن سوال مثالی عرض کنم.
    اول اینکه دانستن و علم داشتن
    به موضوعی عامل وقوع آن موضوع نیست!
    فرض کنید بر تپه ای بلند که مشرف بر یک روستایی در پایین دست است، ایستاده اید
    ناگهان متوجه می شوید که از دامنه کوهی در دوردست سیلی که حاصل از باران شدید در آن منطقه بوده به طرف آن روستا جریان پیدا کرده و هر لحظه ممکن است به روستا برسد و آن روستا را کاملا تخریب نماید.
    شما سریعا با تلفن همراه خود به مردمان آن روستا اطلاع می دهید که جریان از این قرار است و سریعا روستا را روستاییان جهت در امان ماندن از سیل ترک نمایند.سیل بعد مدت کوتاهی به آن روستای فرودست رسیده و کاملا آن را تخریب کرده است. ولی به جهت اطلاع شما اهل روستا در سلامت کامل بسر می برند.
    خب در این جا آیا اهالی روستا به دلیل آگاهی شما و علم شما نسبت به سیل می توانند شما را بخاطر تخریب منازل و روستایشان محاکمه کنند؟ آیا در حقیقت عامل خرابی روستا شما و علمتان هست؟ یا آن سیل؟
    شما می گویید من هیچ دخل و تصرفی در خرابی روستا نداشتم بلکه من بخاطر ایستادن در نقطه ای بلند فقط و فقط علم این موضوع را داشتم و خبر رسانی کردم.
    حال علم خداوند هم نسبت به ما همین طور هست.خداوند چون عالم و بیناست همه چیز را حتی قبل خلقت میدانسته چون علم جز ذات مقدسش می باشد ولی هیچ گاه آن علم و دانایی جبر در اعمال ما ایجاد نخواهد کرد
    و ما با اختیار خود کار ها را انجام می دهیم.
    اسلام ما بین جبر و اختیار را برای ما معیین نموده هست. از جهتی که عمر و توان و اعضا و همه چیز ما به دست خالق است گویی جبر است و از آنجایی که همان خالق مدتی معین به ما اختیار داده که با عقل و بینش خود اعمال خود را انجام بدهیم گویی اختیار است. چیزی بین جبر و اختیار واقع هستیم.



    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود