صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قطع دست دزد چرا؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قطع دست دزد چرا؟




    در عربی ضرب المثلی است که میگوید( حق نیاز به حلقوم دارد) یعنی اگر از حق دفاع نکنیم باطل جولان میدهند و سیاه را سفید و سفید را سیاه جلوه میدهد از جمله این جولان دادن کافران، اعتراض آنها به قانون بریدن دست دزد است!
    کافران میگویند: بدون شك بریدن دست یک انسان، ...ولو که دزد باشد یک قانون بیادگار مانده از عصر حجر و و حشیانه است، این باعث میشود که دزد تا همیشه رسوا و تا همیشه ناقص باقی بماند. آنوقت ها عربها زندان نداشتند که دست میبریدند، اما حالا که زندان است دیگر چرا؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي احکام


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۹/۲۲ در ساعت ۱۴:۳۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    به نام خدا و سلام بر شما و دوستان

    خیر، اینطور نیست. اگر از این زاویه نگاه کنیم که نظام هستی در مجموع نظام مصلحت است و این احکام از طرف خداوند متعال برای ایجاد مصالح و دفع مفاسد تشریع گردیده شده است، مساله حل می شود.

    لذا آن جایی که مفسده ای در جریان است، برای برطرف کردن آن باید احکام الهی را جاری کرد وگرنه مفاسد و جنایات (که اقتضای طبیعت مادی انسان ها هست)، کل عالم هستی را فرا خواهد گرفت و به تعبیر عامیانه: سنگ روی سنگ بند نمی شود.

    این ها قوانین و حدود الهیست و در موادر متعددی خداوند متعال ما را از شکست و زیر پا گذاشتن حدود منع نموده است:

    ...تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «البقرة/229»
    ...اینها حدود و مرزهای الهی است؛ از آن، تجاوز نکنید! و هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است.

    ...تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ «المجادلة/4»
    ...اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند!

    ...تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ...«الطلاق/1»
    ...این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده...

    مثلا در همین مساله قطع دست سارق و یا اعدام قاتل حربی و مفسد فی الارض و نظایر آن برای دفع مفاسد و تبعات بعدی، اجرای احکام الهی با شرایط آن نه تنها مصداق خشونت نیست، بلکه عین عدالت و حق است.

    ----------------

    البته در پست های بعدی به این موضوع پرداخته خواهد شد که: قطع دست دزد کلی شرایط دارد و اینطور نیست که کسی به صرف اینکه دزدی کرد مشمول این حکم شود. و لذا
    قطع ید سارق در موارد بسیار اندكی تحقق می یابد.

    .



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17




    آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این است كه اجراى این حدّ اسلامى (بریدن دست) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این كار جائز نیست از جمله اینكه:

    اول: آنكه دزد باید به سن بلوغ رسیده باشد. بنابراین انسان غیر بالغ اگر سرقت كند این حدّ درباره او اجرا نمی شود؛ بلكه حاكم شرع او را تعزیر می كند.

    دوم: آنكه عاقل باشد؛ و دیوانه در حال جنون خود اگر سرقت كند حدّی بر او نیست.

    سوم: آنكه از روی اختیار باشد. اگر كسی را مجبور به دزدی كنند، حكم قطع ید بر او نیست.

    چهارم: آنكه از حِرز باشد. یعنی جای سربسته و قفل زده شده ای را سرقت کند. بنابراین اگر كسی مالی را از صحرا، جاده، مسجد و نظیر این اماكن كه محل رفت و آمد است بدزدد، دست او را نمی برند.

    پنجم: آنكه خودش هَتْك حرز كند، یعنی خودش قفل را بشكند؛ و یا دیوار خانه را سوراخ كند. در این صورت اگر شخص دیگری قفل را بشكند، و این سارق، مال را برباید، حكم قطع برای او نیست.

    ششم: آنكه این دزدی از روی شبهه مِلكیّت و مأذونیّت در تصرّف نباشد. بنابراین اگر كسی بگمان آنكه چیزی مال اوست و یا اذن تصرّف آنرا دارد؛ و یا حاكم دربارۀ او چنین شبهه ای را بنماید، حدّ بر او جاری نیست.

    هفتم: آنكه مال دزدیده شده باید رُبع دینار طلای خالص سكّه زده شده، و یا بقدر قیمت آن باشد. و اگر از این مقدار كمتر باشد دست سارق را نمی برند.

    هشتم: آنكه باید دزدی مخفیانه باشد. یعنی اگر دزد در حضور مالک چیزی بدزد؛ حدّ قطع ید بر او جاری نیست.

    نهم: آنكه دزدی از پدر نسبت به مال پسرش نباشد؛ و در این صورت حكم جاری نیست.

    دهم: آنكه دزدی از غلام نسبت به مال آقا و مولایش نباشد، و در اینصورت حكم جاری نیست.

    یازدهم: آنكه دزدی در عامِ مَجاعة نباشد؛ یعنی در سال خشكی و تنگی كه قحطی پیش آمده است؛ نبوده باشد. و چنانچه دزدی در این سال ها چیزی را بدزدد؛ حكم قطع ید دربار او نیست.

    دوازدهم: ارجاع دزد به حاكم به درخواست غَریم، یعنی كسی كه مال او را دزدیده اند، بوده باشد. بنابراین اگر غریم از حقّ خود بگذرد، و دزد را ارجاع به حاكم ندهد، حدّی درباره وی اجرا نمی گردد.

    ----------------------------------

    اینها شرائطی است كه فقها در كتاب های فقهی خود ذكر نموده اند. بنابراین قطع ید سارق در موارد بسیار اندكی تحقق می یابد، و آن در جائی است كه هر دوازده شرط متحقق باشد.

    آنهم در صورتی كه سرقت و دزدی دزد، در نزد حاكم شرع، یعنی مجتهد جامع الشّرائط به اقرار و اعتراف خود سارق و یا به بیّنه و شهادت دو نفر مرد متّقی و عادل، به اثبات برسد. و گرنه، حاكم حكم به اجراء حد درباره وی نمی كند.

    و ضمنا بریدن دست اینطور نیست که تمام دست دزد قطع شود.

    بلکه طبق نظر شیعه، بریدن دست در این مورد عبارت است از: بریدن چهار انگشت دست راست فقط : خِنصِر و بِنصر و وسطی و مُسبِّحه (سبّابه). و باید انگشت ابهام را كه شصت است باقی گذارند؛ و تمام كف دست نیز باید باقی بماند.

    .



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17




    بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام شده است كه:

    این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حكم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حكم سبب مى شود كه یک نفر گذشته از اینكه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد.


    پاسخ:

    باید گفت که در بسیاری موارد سرقت این حکم شرایط اجرا را پیدا نمی کند و این حکم در شرایطی اجرا می شود که شخص دزد آنقدر به مراحل شقاوت و حیوانیت و پستی دست می یابد که هیچکدام از شرایط فرار از این حکم بر او صادق نیست!

    مطمئنا کسی که احتیاجی نداشته و گرسنه نیست برای انجام سرقت قفلی رامی شکند و حفاظی را تخریب می کند یک شخصیت انسانی ندارد و نتیجه آن چیزی جز نا امنی در جامعه و القا حس وحشت نیست.

    حتی این شخص به درجه ای از شقاوت رسیده است که در نهایت نخواسته به اشتباه و گناهش اقرار نموده و توبه کند چرا که اگر این کار را انجام دهد از اجرای حکم نجات می یابد.

    بنابراین چنین فردی که استحقاق اجرای این حد را می یابد درجه نازلی از انسانیت و وجدان و شخصیت انسانی را داراست و مطمئنا این شخص برای امنیت جامعه و سلامت روانی آن خطرناک است.

    آیا جدا کردن غده سرطانی از بدن بوسیله تیغ جراحی برای اینکه سرطان به نقاط بدن دیگر آسیب نزند عملی غیر انسانی و خشونت آمیز است؟!

    این حکم عامل بازدارنده ای است برای افراد که فکر تجاوز بی دلیل به حقوق دیگران و اخلال در نظم و امنیت عمومی را به ذهن خود راه ندهند.


    و همچنین باید به این حقیقت توجه داشت كه:


    1) همانطور كه در شرائط این حكم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شود بلكه تنها یك دسته از سارقان خطرناك هستند كه رسما مشمول آن می شوند.


    2) با توجه به اینكه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى كند.


    3) بسیارى از ایرادهائى كه افراد كم اطلاع بر قوانین اسلام مى كنند به خاطر آن است كه یک حكم را به طور مستقل و منهاى تمام احكام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند. یعنى به عبارت دیگر آن حكم را در یك جامعه صد در صد غیر اسلامى فرض می كنند.

    ولى اگر توجه داشته باشیم كه اسلام تنها این یک حكم نیست بلكه مجموعه احكامى است كه پیاده شدن آن در یك اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح، و آموزش و پرورش كافى، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود كه مشمولان این حكم چه اندازه كم خواهند بود.

    اشتباه نشود، منظور این نیست كه در جوامع امروز این حكم نباید اجراء شود بلكه منظور این است كه هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت
    .

    خلاصه اینکه حكومت اسلامى موظف است كه براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت كند، بدیهى است در چنان محیطى افراد متخلف بسیار كم خواهند شد.


    .



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17




    در کتاب «نور ملکوت قرآن» مولف حکایت جالبی را در این خصوص نقل می کند که با قدری تلخیص اینجا بیان می شود:

    روزی‌ جماعتی‌ از اطبّای‌ بیمارستان‌ قائم‌ شهر مشهد مقدس‌، كه‌ حقیر مدتی‌ در آنجا بستری‌ بوده‌ام‌؛ و بدین‌ مناسبت‌ سوابق‌ آشنائی‌ و دوستی‌ میان‌ ما و آنها برقرار است‌؛ در منزل‌ بدیدن‌ من‌ آمدند.

    در بین‌ مذاكرات‌ یك‌ نفر از آنها گفت‌: شخص‌ دزدی‌ را به‌ بیمارستان‌ آوردند، تا دست‌ او را ببرند، ما گفتیم‌: ما لباس‌ سفید طبابت‌ را برای‌ این‌ در تن‌ نموده‌ایم‌ كه‌ انگشتان‌ قطع‌ شده‌ را پیوند زده‌، و با عمل‌ جراحی‌ بهبود بخشیم‌، نه‌ آنكه‌ با كارد و چاقوی‌ انگشتان‌ سالمی‌ را بریده‌ و قطع‌ نمائیم‌! آیا این‌ پاسخ‌ ما درست‌ بوده‌ است‌؛ یا نه‌؟!

    این‌ حقیر به‌ آنها گفتیم‌: صد در صد غلط‌ بوده‌ است‌. این‌ گفتار شما مغالطه‌ است‌، و كلام‌ شعری‌ است‌ كه‌ بر اساس‌ توهّمات‌ و خیالات‌ پوچ‌ صادر شده‌ است‌. و بر اساس‌ برهان‌ و تعقّل‌ نیست‌!

    همگی‌ آنها كه‌ قریب‌ پانزده‌ نفر بودند؛ و از جمله‌ چندین‌ جرّاح‌ و رئیس‌ و نائب‌ رئیس‌ هم‌ در میان‌ آنها بودند، تعجّب‌ نمودند، و خود را آماده‌ دفاع‌ و جانب‌ داری‌ از این‌ گفتار نمودند.

    حقیر عرض‌ كردم‌: من‌ اول یک سوال‌ از شما می‌كنم‌، و آن‌ این‌ است‌ كه‌: آیا شما هیچ‌ انگشتی‌ را به‌ هیچوجه‌ من‌ الوجوه‌ قطع‌ نمی‌كنید؛ و یا انگشتان‌ سالم‌ را؟

    مثلا اگر مریضی‌ انگشتانش‌ به‌ مرض‌ سیاه‌ زخم‌، و یا شقاقلوص‌، مبتلا شده‌ باشد؛ آیا آنرا هم‌ نمی‌بُرید؟ و یا اینكه‌ وظیفه طبابت‌ شما در اینجا اینست‌ كه‌: آنها را قطع‌ نکنید!

    گفتند: در صورت‌ ابتلای‌ به هر مرض‌ مسری‌ كه‌ در انگشتان‌ پدید آید؛ و موجب‌ سرایت‌ به‌ بقیه اعضاء شود، و سلامت‌ بیمار را در خطر افكند؛ باید انگشتان‌ او را قطع‌ نمود!

    حقیر عرض‌ كردم‌: پاسخ‌ شما همین‌ است‌ كه‌ خودتان‌ دادید؛ شرع‌ اسلام‌ انگشت‌ دزد را می‌برد؛ نه‌ انگشت‌ شخص‌ امین‌ را. اگر انگشت‌ دزد بریده‌ نگردد؛ بیماری‌ دزدی‌ به‌ دست‌ها و شانه‌ها، و به‌ تمام‌ بدن‌ و پیكر جامعه‌ می‌رسد؛ و همه‌ جامعه‌ را مریض‌ و فاسد می‌نماید. و عنوان‌ دزدی‌ را بیمایه‌ و سهل‌ می‌كند؛ و علاوه‌ بر دزدپروری‌، امنیت‌ و آسایش‌ مرد و زن‌ را بخطر می‌آورد؛ و دسترنج‌ مال‌ و كسب‌ آنها را بدون‌ هیچ‌ مجوّزی‌ با كمال‌ تعدّی‌ و هَتْك‌، در پنهان‌ می‌رباید و می‌برد.

    اوّلا بدون‌ دلیل‌ سرمایه عمر افراد را به‌ تجاوز و قهر می‌گیرد؛ و ثانیا آنها را حسرت‌ زده‌، و نومید از عیش‌ و زندگی‌، از زندگی‌ معتدلی‌ كه‌ داشته‌اند؛ همچون‌ داماد و عروسی‌ كه‌ در اطاق‌ فراش‌ انداخته‌، و شروع‌ به‌ زندگانی‌ نوینی‌ نموده‌اند، می‌كند.

    و ثالثا امنیّت‌ خاطر و فراغت‌ خفتن‌ و تأمین‌ اجتماعی‌ آنها را در مجتمع‌ سلب‌ می‌كند؛ و رابعاً خودش‌ را كه‌ باید یكفرد مؤمن‌ و متعهّد باشد، بصورت‌ یك‌ جنایتكار در آورده‌؛ در إزاء خدمت‌ به‌ مجتمع‌ در نوبۀ خود، عضو فاسد و زائد و سربار گردیده‌؛ ما حصل‌ سرمایۀ بدست‌ آمده‌ آنها را عدواناً و غَصباً تباه‌ نموده‌، و نفس‌ خود را آلوده‌ و از حدّ انسانیّت‌، بر سر حدّ بهمیمیّت‌ و سَبُعِیّت‌ كه‌ كارشان‌ دریدن‌ و بردن‌ و نابود كردن‌ می‌باشد ساقط‌ كرده‌ است‌.

    آیا این‌ مفاسد، در حكم‌ سیاه‌ زخمی‌ نیست‌ كه‌ برای‌ جلوگیری‌ از شیوع‌ و انتشار آن‌ به‌ فوریّت‌ انگشتان‌ را می‌برند؟! وظیفه طبیب‌ و جرّاح‌، بریدن‌ و خارج‌ كردن‌ عضو فاسد، و زخم‌ و جراحت‌ كشنده‌ است‌؛ جرّاحی‌ غدّۀ مغزی‌ و غدّۀ سرطانی‌ است‌.

    اگر بنظر شارع‌ حكیم‌، انگشتان‌ دزد بمنزله غدّۀ مهلكه‌ قرار گرفت‌؛ بر هر طبیب‌ متعهّد لازم‌ است‌ كه‌ برای‌ حفظ‌ پیكر جامعه‌، به‌ بیرون‌ آوردن‌ این‌ غدّه‌ مبادرت‌ نماید.

    این‌ از نقطه نظر فلسفه‌ و حكمت‌ تشریع‌ قطع‌ ید سارق‌، كه‌ خداوند حكیم‌ در قرآن‌ كریم‌ می‌فرماید:

    وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیدِیهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ «المائدة/38»
    دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده‌اند، بعنوان یک مجازات الهی، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است.

    این‌ كار موجب‌ عبرت‌، و بر حذر داشتن‌ دیگران‌ از این‌ عمل‌ می‌شود، كه‌ خداوند این‌ عبرت‌ و تحذیر را مقرّر نموده‌ است‌. و خداوند دارای‌ عزّت‌ و استقلال‌، و دارای‌ حكمت‌ و استحكام‌ است‌ (كه‌ فتوری‌ و ضعفی‌ در او نیست‌) و كسی‌ كه‌ بعد از ستمی‌ كه‌ نموده‌، اگر توبه‌ كرده‌، و خود را بصلاح‌ و درستی‌ كشاند، پس‌ خداوند او را می‌بخشد و بسوی او رجوع می‌كند و خداوند آمرزنده‌ و مهربان‌ است‌).

    یعنی‌ این‌ عقوبتی‌ كه‌ معیّن‌ شده‌ است‌ برای‌ عبرت‌ اوست‌؛ بنابراین‌ اگر دزدی‌ پشیمان‌ شود، و از كردۀ خود توبه‌ كند، خداوند مهربان‌ در قیامت‌ پاداشش‌ نمی‌كنند، و او را می‌آمرزد؛ و خداوند غفور و رحیم‌ است‌.

    .




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17




    بعضى اشكال مى كنند که:


    اجراى این حد در مورد سارق به خاطر ربع دینار منافات با آن همه احترامى كه اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده، ندارد. تا آنجا كه دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است.

    پاسخ:

    اتفاقا همین سؤال (به طورى كه از بعضى از تواریخ برمى آید) از عالم بزرگ اسلام، مرحوم سید مرتضى، در حدود یكهزار سال قبل شد.


    در روضات‌ الجنّات‌، در شرح‌ حال‌ و ترجمه أبوالعلاء مُعرِّی آورده‌ است‌ كه‌:

    در اوقاتی كه‌ از شام‌ به‌ بغداد برای ادراك‌ محضر علم‌ الهدی سيد مرتضی، مسافرت‌ كرده‌ بود؛ روزی در مجلس‌ وی از روی اعتراض‌ به‌ مقتضای إلحادی كه‌ در دين‌ داشت‌، اين‌ بيت‌ را انشاء كرد:

    يَدٌ بِخَمْسِ مَئينٍ عَسْجُدٍ وُدِيَتْ
    مَا بَالُهَا قُطِعَتْ فِی رُبُعِ دِينَار

    يعنی: دستی كه‌ ديه‌ و عوض‌ بريدن‌، و قطع‌ نمودن‌ آنرا در شرع‌، پانصد دينار طلای مسكوك‌ خالص‌ معيّن‌ كرده‌اند؛ چه‌ بر سرش‌ آورده‌ است‌ كه‌: بايد در برابر دزديدن‌ بقدر يكربع‌ دينار بريده‌ شود؟!

    سيّد مرتضی علم‌ الهدی، پاسخ‌ وی بدين‌ بيت‌ انشاء فرمود:

    عِزُّ الامَانَةِ أغْلَاهَا وَ أَرْخَصَهَا
    ذُلُّ الْخِيَانَةِ فَافَهْم‌ حِكْمَةَ الْبَارِی

    يعنی عزّت‌ و بزرگداشت‌ امانت‌، آنرا گرانقيمت‌ نمود؛ وليكن‌ ذِلّت‌ و پستی خيانت‌ آنرا ارزان‌ قيمت‌ كرد؛ پس‌ حكمت‌ خداوند را فهم‌ كن‌!


    و در روايتی است‌ كه‌ سيّد مرتضی بدين‌ گونه‌ پاسخ‌ داد كه‌:

    حَرَاسَةٌ الدَّمِ أغْلَاهَا وَ أَرْخَصَهَا
    حَرَاسَةُ الْمَالِ فَانظُرْ حِكْمَةَ الْبَارِی

    يعنی برای آنكه‌ خون‌ مردم‌ محفوظ‌ بماند، آنرا گران‌ قيمت‌ نمود؛ و برای آنكه‌ مال‌ مردم‌ محفوظ‌ بماند، آنرا ارزان‌ قيمت‌ كرد؛ اينك‌ تو حكمت‌ خداوند خالق‌ را درياب‌ و تماشا كن‌.


    و يكی از حُضّار مجلس‌ سيّد، پاسخ‌ او را بدين‌ بيت‌ داد كه‌:

    هُنَاكَ مَظْلُومَةٌ غَالَتْ بِقِيمَتِهَا
    وَهَهُنَا ظَلَمَتْ هَانَتْ عَلَی الْبَارِی

    يعنی در وقتی كه‌ دستی را ببرند، آن‌ دست‌ مظلوم‌ واقع‌ شده‌ بود؛ لهذا قيمتش‌ گران‌ شد؛ و در دزدی نمودن‌ اين‌ دست‌ ظالم‌ قرار گرفت‌؛ لهذا بر خداوند خالق‌ بی ارزش‌ و بی ارج‌ درآمد.


    و يكی ديگر از حضّار مجلس‌ بدين‌ گونه‌ جواب‌ داد كه‌:

    لَمَّا كَانَت‌ أمِينَةً كَانَت‌ ثَمِينَةً؛ فَلَمَّا خَانَتْ هَانَتْ.

    يعنی در وقتی كه‌ اين‌ دست‌ امين‌ بود؛ گرانقدر و گران‌ قيمت‌ بود؛ و چون‌ خيانت‌ كرد، پست‌ شد.


    و ديگری اين‌ مفاد را به‌ نظم‌ درآورد كه‌:

    خِيَانَتُهَا أَهَانَتْها وَ كَانَت
    ثَمِيناًعِندَمَا كَانَتْ أَمِيناً

    يعنی: خيانت‌ آن‌ او را پست‌ كرد؛ و در هنگامی كه‌ امين‌ بود؛ ثمين‌ و بر ارزش‌ بود.


    و روی اين‌ بيان‌، قوانين‌ جزائی اسلام همانند قونین عبادی و اجتماعی و مدنی، برای اجتماع‌ ضروری است‌ و وظيفه طبيب‌ است‌ كه‌ در اجرای هر دو نوع‌ قانون‌ تخلّف‌ نورزد.

    .



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2,882
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    157
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشكر از پاسخ كامل استاد پاسخگو در اينجا به ذكر مطلبي ميپردازيم

    يكي از قوانين جزايي اسلام بريدن دست دزد است با شرايط و خصوصياتي كه در كتابهاي فقهي بيان گرديده است.
    تا چندي پيش كه اسلام، صولت و عظمت بيشتري داشت و حكومتهاي اسلامي قوانين خود را از قرآن اقتباس ميكردند و قوانين غربي به سرزمينهاي اسلام راه نيافته بود، تنها كيفر دزد بريدن دست او بود. ولي اين مورد نيز متأسفانه از مواردي است كه با آنكه چهارده قرن از عمر اسلام ميگذرد هنوز دانشمندان اسلامي نتوانستهاند در تعيين حد آن وحدت كلمه پيدا كنند. در زمان معتصم عباسي، كه متجاوز از دويست سال از هجرت ميگذشت، علماي اسلام در تفسير آيه مربوط به بريدن دست دزد اختلاف نظر پيدا كردند و نميدانستند دست دزد از كجا بايد بريده بشود؛ يكي ميگفت:

    از بند دست، ديگري ميگفت:

    از آرنج، و سومي ميگفت… سرانجام خليفه وقت متوسل به امام جواد(ع) شد. وي فرمود: بايد چهار انگشت او قطع گردد، و وقتي از او پرسيدند به چه دليل؟ فرمود: خداوند در قرآن مجيد ميفرمايد: «وانّ المساجد لله»: ]جايگاه سجده از آنِ خداست.

    و افزود: يكي از آنها، كف دست است كه هنگام سجده بايد بر روي زمين قرار گيرد، و چيزي كه از آنِ خداست نبايد قطع گردد. هر گاه در ميان امت يك چنين قران شناس آشنا با ظرائف و دقايق بيشمار قرآن وجود داشته باشد كه ملجأ و پناهگاه فكري مسلمين باشد طبعاً بسياري از اختلافات پايان ميپذيرد و امت به سوي يك هدف و يك نقطه سوق داده ميشود و وقت عزيز آنان به گفتگوهاي بيثمر و كشمكشهاي مرگبار تلف نميگردد. قرآن مجيد، مأخذ اساسي براي هر نوع استنباط و درك صحيح اسلامي است و هيچ چيز با اين كتاب عظيم برابري نميكند. اگر مآخذ و منابع ديگر با هم اختلاف پيدا كردند، مثالاً دو حديث ظاهراً معارض از پيامبر به ما رسيد، بايد آن حديثي را بگيريم كه با قرآن همخوان و مطابق باشد. ولي آيا همه آيات قرآن از نظر دلالت و گويايي در يك پايه است و اصلاً در قرآن آيهاي نداريم كه به تفسير معصوم نياز نداشته باشد. چنين ادعايي از كسي سر ميزند كه با قرآن انس زيادي نداشته و روح و فكر او با قرآن مخلوط و آميخته نگرديده باشد. درست است كه بسياري از آيات قرآن از نظر دلالت واضح و روشن بوده و در عداد آيات محكم آن به شمار ميروند و يك قسمت از آيات ديگر آن كه ابهام دارند به وسيلة آيات ديگر واضح و روشن ميگردند (امير المؤمنين(ع) دربارة اين نوع آيات ميگويد:
    «كتاب الله تبصرون به، و تنطقون به و تسمعون به و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه علي بعض».)،

    ولي در عين حال آياتي در قرآن وجود دارد كه يا از هنگام نزول داراي ابهام بوده و يا بر اثر دوري از زمان وحي، ابهام پيدا كردهاند، تكليف اين نوع آيات، هر چند تعداد آنها كم باشد، چيست؟

    آيانبايد در ميان امت يك پناهگاه فكري وجود داشته باشد كه ابهام اين نوع آيات را نيز، كه برخي از نمونههاي آن را خوانديد، برطرف سازد؟ امام امير مؤمنان(ع) هنگامي كه ابن عباس را براي احتجاج با خوارج به سوي آنها گسيل نمود به وي چنين دستور داد:

    «لا تخاصمهم بالقرآن فانّ القرآن حمّال ذو وجوه تقول و يقولون». (نهج البلاغة عبده 3/150) ]

    يعني، هرگز با قرآن بر ضدّ آنان احتجاج مكن زيرا آيات قرآن داراي احتمالات مختلف است تو به پارهاي از آيات آن استدلال ميكني و آنان براي ردّ تو به پارهاي ديگر از آيات.[ مسلماً گفتار امام مربوط به تمام آيات قرآن نبوده بلكه نظر ايشان به آن دسته از آيات بوده است كه كاملاً دو پهلو بوده و از حيث ظاهر واضح و روشن نيستند و مفاد قاطعي ندارند. از اين نظر احساس ميشود كه وجود امامي معصوم و آگاه از اصول و فروع اسلام، و مسلط و محيط بر كتاب آسماني، در ميان امت به صورت يك پناهگاه علمي و فكري كه فاصله ها را كم كند، و كلامش حرف آخر باشد، لازم و ضروري است و در غير اين صورت نه تنها روز به روز فاصله ها بيشتر ميشود، بلكه قسمتي از احكام و آيات قرآن مورد تفسيرهاي ناروا و باعث دوري مسلمانان از حقايق واقعي قرآن ميگردد.



    یا صاحب الزمان(عج)....
    اول كلاس درس انتظار حضورو دل دردست بيا
    آخراشك ظهور حله،سهله يا جمكراني جانابيا

    ادرکنی العجل الغوث الساعه الامان




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    57 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    بله من هم چند باری در اینترنت خواندم که دست دزد رو قطع میکنند
    خیلی متعجب شدم تا اینکه متن شما رو دیدم

    سپاسگذارم
    SeN BeNiM KaRaNLıKTa IşıĞıM YoKLuKTa VaRLıĞıMSıN





    sEvGiLim AŞK olMAsA,vaRLIk BütÜn AfsaNeDİR





    Herşey den güzeli,En mutlusu,En sağlıknısi,En Iyisi,En büyük Aşklar sizin,sağlık sizin,kazanlık sizin,ama dosTluĞünuz bizler den olsun



    * * * * * * * *

    YeNi YIL kUTlU OLSuN


    * * * *


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام. من از این بحث خیلی استفاده کردم. واقعا ممنونم.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    اگر فقط یک بار دزد خانه همان منتقدان قوانین اسلام را کلهم اجمعین میزد هرگز اینقدر زبان درازی نمیکردند.
    خانه ما را هم زد اثرات مخربش را هنوز به طور محسوس در زندگی احساس میکنیم و تا نسلها میتواند ادامه پیدا کند.چجوری اش، بماند...


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود