صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حمله اعراب (به فرمان عمربن خطاب) به ایران

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حمله اعراب (به فرمان عمربن خطاب) به ایران






    بنام اهورامزدا

    درود بر دوستان
    من قبلا این بحث را در یک سایت سنی مطرح کردم ولی نتیجه ای حاصل نشد

    علت ظهور اسلام در حجاز ارزش نهادن به اصل آدمیت و نجات گروهی ضعیف از گروهی غنی و ستمگر بود و سر و سامان دادن به شرایط اخلاقی زنان و مردان و رابطه این دو با یکدیگر . در قرآن ذکر شده "لا اکراه فی الدین" " در دین هیچ اجباری نیست " . آیا این آیه تفسیر و معنای نهانی در خود دارد که اعراب آنرا نادیده گرفتند؟
    اعراب با حمله خود به ایران بنیاد چندین هزاره ساله ایرانیان را در هم شکستند. وحشیانی که ایرانیان تا به آنزمان مانند آنها در دزدی و غارت ندیده بودند . زنانی که به زور به کنیزی درآمده بودند و مجبور بودند یا در راه اسلام بمیرند و یا زیر خواب تازیان شوند. این است تفسیر این آیه؟ آیا اجبار به این معناست ؟ ایرانیانی که 1400 سال خداوند یکتا را پرستش نمودند مجبور شدند تن به الله اکبری بدهند که اعراب جاهل و غارتگر آن زمان تازه آنرا شناخته بودند و شروع به پرستش آن کرده بودند. جالب اینجاست که الله اعراب برای ترغیب آنها وعده حورالعین و بهشت در آن دنیا و گرفتن غنیمت و کنیز برای این دنیا داده بود تا آنها راضی به جهاد شوند و این کاملا با خدای ایرانیان متفاوت بود . آنها اهورا مزدا را خدای دانش و بخشش میدانستند در حالی که خدای اعراب ببخشش در کارش نبود. چه بسیار از ایرانیانی که مرتکب خطا میشدند در میادین شهرها بر ایشان حد زدند . مطلب درباره جنایات اعراب بسیار زیاد است . چند سال پس از مرگ محمد اسلام شروع به خونریزی کرد مانند کارخانه آدمکشی . یا مسلمان شوید یا بمیرید این دقیقا معنایی بود که اعراب آن زمان از آیه لااکراه فی الدین کرده بودند . این اصلا عاقلانه نیست . چون چیزی را که بزور به کسی تحمیل کنند همیشه از آن متنفر خواهد بود . ایرانیانی که هر چه اعراب به آنها وعده میدادند را میدانستند . بهشتی که هزاران سال ایرانیان به آن اعتقاد داشتند را اعراب جاهل به یکتاپرستان ایرانی وعده میدادند . جهنمی که جایگاه "انگرمینوان" ایرانی بود را تازه اعراب میخواستند به ایرانیان معرفی کنند و بسیاری دیگر ...

    تحریف و تغییر بزرگی که در تاریخ از جانب برخی مورخان عرب صورت گرفت (( ایرانیان خیلی راحت و با اشتیاق اسلام را قبول کردند )) یک تقلب بزرگ در تاریخ است. زیرا به نوشته بسیاری از مورخان جهان اسلام آن زمان و پژوهش پژوهشگران و مورخان حال حاضر, پس از حمله اعراب به ایران بخش بزرگی از ایران همچنان بر آیین زرتشتی بوده اند. با توجه به آثار برخی نویسندگان جهان اسلام میشود به نتیجه رسید.


    مثلا در کتاب "مسالک والممالک" نوشته اصطخری :
    "اکثریت مردم فارس را در حال حاضر زرتشتیان تشکیل میدهند و هیچ شهر و یا دهکده ای نیست که در آن آتشکده وجود نداشته باشد"
    در جای دیگر این کتاب مینویسد : "در نزد بسیاری از دهقانان و مردم تصاویر پادشاهان و پهلوانان ایران با علاقه بسیار نگهداری میشود"


    ویا در کتاب "تذکرالموضوعات" نوشته مقدسی:
    "در بخش غربی ایران جماعت عظیمی از خرم دینان هنوز بر آیین خود باقی مانده اند"


    ویا در کتاب "مروج الذهب" نوشته مسعودی:
    "در خراسان و نواحی دریای خزر و طبرستان و دیلم و نیز در کرمان عده زرتشتیان بسیار زیاد است"


    و یا در کتاب "صوره العرض" نوشته ابن حوقل:
    "در فارس شهری و روستایی نیست مگر آنکه آتشکده ای داشته باشد و در جبل (شمال غربی ایران) هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند"

    این مطالب نمونه ای از هزاران کتاب چاپ شده در این راستا میباشد .

    درکتابی دیگر راجع به رفتار اعراب با ایرانیان نوشته شده:
    "عربان مجموع سد هائی را که در میان رودخانه ها نهاده شده بود ویران کردند چندانکه کشتزارهای مردم کلا نابود و خشک شد و به ایشان ضرر های بسیار وارد میکردند و سدها را شکسته رودخانه هایشان را میشکافتند و منحرف میساختند و لاجرم مردم چون در دفع آنان هیچ چاره ای نداشتند و گرسنه و فقیر شده بودند به ناچار از آنها پیروی میکردند و چون عرب بانگ نماز سر میداد دهقانان و مردم آن ناحیه به وی دشنام میدادند"(کتاب تاریخ قم)


    در مقاله ای که "ادوارد براون" منتشر کرد به تعبیر خود ایرانیان آن زمان را اینچنین توصیف می کند:
    "تغییرات ناشی از قبول اسلام در نزد ایرانیان از پوست فراتر نرفت و به درون نرسید. ایرانیان با نوآوریهایی چون تشیع و عرفان خیلی زود آئینی را که با شمشیر عرب به کشورشان وارد و تحمیل شده بود به چیزی تبدیل کردند که گرچه همچنان شباهتی با اسلام داشت ولی محتوای آن با آنچه محمد احتمالا میخواست بسیار متفاوت بود"


    این یک راه هوشمندانه توسط ایرانیان برای مبارزه با اسلام و زور و آیین اجباری بود که ایرانیان آن را به خوبی انجام دادند.


    به گفته رنان (renan):
    "ایران با آنکه اسلام را پذیرفت ولی هرگز تسلیم عقاید و فرهنگ بیابانی اعراب نشد. علیرغم اینکه زبان و مذهبی که به آنها تحمیل شده بود توانست حقوق خود را به عنوان یک ملت آریایی از اعراب بازپس گیرد. 20سال پس از مرگ محمد عربستان در مقایسه با سرزمینهای پهناوری که متصرف شده بود سرزمین بیمقداری بیش نبود. 100 سال پس از آن در حالی که مذهب و زبان برخاسته از حجاز از مالزی تا مراکش و از تومبوکتو تا سمرقند به اجبار برقرار بود عربستان همان کشور بیمقدار و ناچیز گذشته با همان مردمان بود"

    این هم نظر تاریخ نگاران عرب زبان معاصر با آن زمان که خود ایشان مسلمان بودند و این فجایع را نگاشتند.


    ایرانی که عرب در سالهای 14 تا 16 هجری تحویل گرفت یکی از قدرتمندترین قدرتهای جهان بود با اعتبار سیاسی و رونقی اقتصادی و شکوهی فرهنگی که عمیقا مورد قبول جهانیان بود و وقتی بعد از حدودا 300 سال ایرانیان اعراب را از کشور بیرون کردند ایران نه جزئی از قدرت گذشته را دارا بود و نه اعتباری در جهان داشت. مردم ایران در بدترین شرایط زندگی میکردند . اسلام اعراب چیزی جز بدبختی و ننگ و غارت برای ایرانیان برجای نگذاشته بود.


    در آخر لازم میدانم نظر فردوسی را راجع به یزدگرد ذکر کنم:

    بر این گونه سال شد بر دو هشت
    همی ماه و خورشید بر سر گذشت
    همی داشت گیتی به آیین و داد
    همه شهر ایران بر او بود شاد



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۲۶
    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایرانی که عرب در سالهای 14 تا 16 هجری تحویل گرفت یکی از قدرتمندترین قدرتهای جهان بود با اعتبار سیاسی و رونقی اقتصادی و شکوهی فرهنگی که عمیقا مورد قبول جهانیان بود و وقتی بعد از حدودا 300 سال ایرانیان اعراب را از کشور بیرون کردند ایران نه جزئی از قدرت گذشته را دارا بود و نه اعتباری در جهان داشت. مردم ایران در بدترین شرایط زندگی میکردند . اسلام اعراب چیزی جز بدبختی و ننگ و غارت برای ایرانیان برجای نگذاشته بود.
    دید شما از اساس مشکل‌دار هست، بد نیست غیر از تاریخ ایران، نگاهی هم به تاریخ جهان بندازید. هر قوم و ملتی دوران طلایی داشته است. چیز عجیبی نیست. از مغولان (که بزرگ‌ترین لشکرکشی‌ها در تاریخ داشتند و حالا از ضعیف‌ترین کشورهاست) و عثمانیان و روم شرقی (که خوفناک‌ترین‌ها در جهان بودند ولی از عثمانیان کشوری ضعیف ماند و از روم شرقی هیچ‌چیز) گرفته ؛ تا آلمان (که تمام اروپا در دستشان بود) و اسپانیا و پرتغال (که کل زمین دردستشان بود[۱]) و... . این ظاهربینی است که این‌ها را به دین ربط بدهیم (اینجا را هم ببینید). ضمناً اسلام اعراب کدام است؟ اسلام برای همه است.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بنام اهورامزدا

    اولین خلیفه مسلمین "عبدالله بن عثمان بن عامر بن عّمرو بن کعب ابن سعد بن تَیم بن مُرة بن کعب بن لؤّی القرشی التیمی" معروف به "ابوبکر صدیق" اولین مرد بالغی بود که به "محمد امین" ایمان آورد . "ابوبکر" پس از فوت پیامبر اسلام بر مسند خلافت مسلمین نشست و جنگهای بسیاری را آغاز نمود که به "رده" معروف شد .ابوبکر تمام قبایل عربستان را با یکدیگر متحد ساخت و به بهانه الله و اسلام قصد فتح خاک عراق و کمی از مرزهای ایران را داشت از طرفی دیگر میدانست که ایرانیان هزاران سال یک قدرت برتر جهان بودند و در بسیاری از موارد به خود عربستان در مقابل قحطی و غیره کمک مالی و نظامی کرده بودند . یکسال پس از خلافت ابوبکر شخصی بنام "مثی بن حارثه" تصمیم خود مبنی بر فتح عراق و حمله به مرزهای ایران را با ابوبکر در میان گذاشت تا نیرو و سپاه در اختیارش بگذارد تا به ایران حمله کند و غنایم بسیاری را برای مسلمانان بدست آورد . اما ابوبکر با این موضوع مخالف بود و میدانست که ایران امپراتوری بسیار مستحکم و باثباتی است که کشورهای بسیاری را به زیر سلطه خویش کشیده است به همین جهت در فکر حمله به ایران و برانداختن شاهنشاه آن نبود اما میخواست عراق را از چنگ ایران در آورد . در همین سال یعنی یکسال پس از خلافت ابوبکر سپاهی از اعراب به فرماندهی "خالد بن ولید" (بخاطر رشادتهای بسیار در جنگها به او لقب "سیف الله" داده شده بود) به سمت عراق و شهر "حیره" حرکت کرد . خالد قبل از حرکت از تمام قبایل اعراب کمک خواسته بود . سپاه اسلام در میانه راه شهر حیره برای ایجاد رعب و وحشت دهستانهای بسیاری را به آتش کشید و آنان را ویران کرد . بعد از ورود به حیره مردم شهر توان مقابله را در خود ندیدند و قرارداد صلح منعقد کردند تا سالیانه 190هزار درهم به مدینه باج پرداخت کنند. پس از فتح "حیره" وپیروزی مسلمانان "خالدبن ولید" به فکر تصرف مناطق "آرامی نشین" عراق افتاد ( مردمان این مناطق را مسیحیان ایران تشکیل میدادند که در آرامش کامل و بدون جنگ زندگی میکردند به همین دلیل به این مناطق آرامی نشین میگفتند) . خالد با لشکر بزرگی روانه این شهر شد .افسر ارشد این شهر در بیرون شهر در انتظار رسیدن مسلمانان بود اما میدانست که اصلا نمیتواند در مقابل آنان مقاومت کند اما نه تسلیم شد و نه عقب نشینی کرد به همین خاطر تصمیم گرفت که خود و سربازانش را با زنجیر به یکدیگر ببندد تا اگر با دیدن سپاه از روی بیم کسی قصد فرار و عقب نشینی را گرفت نتواند و بر جای خود باقی بماند و با دیگران کشته شود . این واقعه به "ذات السلاسل" مشهور گردید . خالد ابتدا فرمانده سپاه را گردن زد و سپس دستور قتل عام سربازان که حدود 700 نفر بودند را داد و زنجیر های آنان را به غنیمت گرفت . وزن این زنجیرها "1000 رطل" حدودا 450 کیلو ذکر شده است . این نخستین قتل عام ایرانیان توسط اعراب در تاریخ است.
    نا گفته نماند در سال 10 هجری پیامبر اسلام به "منذر بن مساوی " و "سیبخت" مرزبانان "هجر"(بحرین) نامه ای نوشت تا آنان را به اسلام دعوت کند . بحرین در طول هزاران سال متعلق به خاک ایران بود . این دو مرزبان اسلام را پذیرفتند اما اهالی بحرین که زرتشتی بودند مسلمان نشدند لذا قرارداد صلح بین دو طرف امضا شد که زرتشتیان موظف به پرداخت "جزیه" شدند سپس پیامبر دستور مصادره اموال زرتشتیان را داد و زمینهای آنان را تحت تملک مدینه درآورد . این اولین تجاوز اسلام به خاک ایران بود.

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۲۲
    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام اهورامزدا
    دوست عزیزم
    من قصد نداشتم که بگویم ایران یک امپراتوری قدرتمند بود
    چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
    یعنی شما از مطالب من این برداشت را کردید ؟؟؟؟
    منظور من این بود که اسلام اعراب ( اسلام دینی عربی و برای عرب زبانان نازل شده بود ) برای مسلمان کردن ایرانیان مردم ایران را بدبخت و خزانه یزدگرد را تاراج و زنان را به کنیزی گرفتند .
    مطلب من بعد از تایید مدیران ارسال میشود
    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اول بیایید کمی در مورد وضعیت حکومت ان زمان بپردازیم
    قدرتی که همراه عدالت نباشه هیچ فایده ای نداره

    ایا در حکومت ساسانی تبعیض طبقاتی برقرار نبود؟
    حق دانش و اموختن چطور ایا همه ایرانیان حق اموختن را داشتند؟
    مثل اینکه طبق نظر زرتشت تحریف شده ازدواج با محارم نیز رواج داشته! منبع http://zartoshtway.blogfa.com/post-39.aspx
    فکر میکنید پادشاهان ساسانی که تبعیض طبقاتی بر مردم حاکم کرده بودند افراد مصلح و عدالتخواهی بودند؟
    به نظر من در طول تاریخ در حقیقت این مردم بودند که قربانی افتخارات پادشاهان شدند

    برای اینکه فلان پادشاه پز بده که قلمرو سرزمینهای من گسترده است هزاران جوان به خدمت میگرفته تا سرزمینها را فتح کنند حالا این جوانها برای خود خانواده دارند زندگی دارند و سرنوشتشان چی میشه اهمیتی نداره ... در حقیقت مردم بردگان این گونه پادشاهان بوده اند
    (البته در طول تاریخ استثناهایی نیز وجود دارد)

    فکر میکنید جنگهای طولانی ایران با روم برای مردم این سرزمین ها چه فایده ای داشته؟
    فلان حکومت میخواهد این سرزمین در قلمرو خودش باشه و مردم این سرزمینها هم مجبور به تحمیل جنگ میشدند و قربانی قدرت نمایی حکومتها
    در مورد مردم سرزمین های روم چطور؟
    اسلام باعث شد مردم با حقوق متقابل خود در قبال حکومت اشنا شوند
    اینکه پادشاهی بیاید و بگوید من به واسطه فر ایزدی و ... مالک جان و مال شما هستم و هر چه میگویم اطاعت کنید و ... ادیانی که روزی نجات بخش انسانها از دست ظلم بودند هم طوری تحریف شدن که در خدمت پادشاهان قرار گرفته(برای مثال کلیسا در قرون وسطی )
    به نظر من این مقاله دکتر شریعتی مطالعه کنید
    http://www.98ia.com/News-file-articl...0-thold-0.html

    در مورد حمله اعراب به ایران هم طبق نظر شیعه خلیفه دوم جانشین به حق پیامبر نیست و او خلافت را غصب کرده
    برای مثال حضرت علی در جنگ صفین طوری اصول جوانمردی را رعایت میکرد که حتی اجازه داد که یاران معاویه از اب رودخانه فرات
    استفاده کنند با انکه یاران معاویه وقتی رودخانه را محاصره کرده بودند اجازه استفاده از اب رودخانه فرات را به سپاهیان علی ع ندادند
    در نگاه علي (ع) انتقاد مردم از حكومت وظيفه است
    هر چند مسیر حکومت ان طور که پیامبر خواسته بود پیش نرفت و بعدها خلافت تبدیل به سلطنت شد
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۹/۰۲/۲۴ در ساعت ۲۲:۵۸

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kiuhnmgtrdcv نمایش پست
    در مورد حمله اعراب به ایران هم طبق نظر شیعه خلیفه دوم جانشین به حق پیامبر نیست و او خلافت را غصب کرده
    برای مثال حضرت علی در جنگ صفین طوری اصول جوانمردی را رعایت میکرد که حتی اجازه داد که یاران معاویه از اب رودخانه فرات استفاده کنند با انکه یاران معاویه وقتی رودخانه را محاصره کرده بودند اجازه استفاده از اب رودخانه فرات را به سپاهیان علی ع ندادند
    در زمان خلافت امام علی مردم استخر برای بار دیگر سر به شورش برداشتند,و عبد الله بن عباس به فرمان امام علی مردم را به خون فرونشاند.

    فارسنامه صفحه 136

    مردم فارس و کرمان بر علیه متجاوزگران مسلمان قیام کردند و کارگزار امام علی را از شهر بیرون کردند امام علی برای سرکوب مردم زیاد بن ابی را به کرمان و فارس فرستاد.

    مروج الذهب جلد دوم صفحه 29. افرینش و تاریخ جلد ششم صفحه 4

    مردم ری بارها بر علیه متجاوزگران مسلمان شورش کردند, عمر و عثمان چندین بار به ری لشکرکشی و شورش مردم ری را سرکوب کردند.زمان امام علی نیز مردم ری اعتراض و دست به شورش بر علیه متجاوزگران مسلمان زدند,و از پرداخت خراج خودداری کردند,و امام علی لشکری فراوان با ابو موسی برای سرکوب قیام مردم به ری فرستاد.

    فتوح البدان صفحه 149.150
    ویرایش توسط ANONYME : ۱۳۸۹/۰۲/۲۴ در ساعت ۲۲:۴۷
    تمام حقایق در ابتدا توهین به مقدسات تلقی می شوند ! "

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1




    حضور اعراب در ايران ، صرفاً به قصد تفرج و "سيروا فی الارض" بوده و کلیه تهمتهاي

    انتسابي به ایشان مردود است !



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب ANONYME اینجا را مطالعه کنید
    http://basier.persianblog.ir/post/18
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    حضور اعراب در ايران ، صرفاً به قصد تفرج و "سيروا فی الارض" بوده و کلیه تهمتهاي

    انتسابي به ایشان مردود است !
    این دلیل قانع کننده ای نیست
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۹/۰۲/۲۴ در ساعت ۲۳:۰۹

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم


  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    اعراب با حمله خود به ایران بنیاد چندین هزاره ساله ایرانیان را در هم شکستند.
    از منظر مورخ برجسته ای چون دکترعبدالحسین زرینکوب ، نویسنده کتاب مشهور دوقرن سکوت ، در کتاب تاریخ مردم ایران /ایران پس از اسلام ، اعراب بطور یکطرفه جنگ را اغاز نکردند بلکه ایرانیان نیز در شروع درگیریها نقش داشته اند چنانکه مینویسد :
    « سبب آمدن خالد بن ولید به عراق چنانکه از تامّل در قــرائـن برمیـاید تنبیه اعـراب عراق و هم پــیمانان اهل ردّه بــوده است لکن ناچار منتهی به تصادم با لشکریان ایران شده و جنگها و فتح های اسلام از آن میان پدید آمده است. ص295»

    اما ابوبکر با این موضوع مخالف بود و میدانست که ایران امپراتوری بسیار مستحکم و باثباتی است که کشورهای بسیاری را به زیر سلطه خویش کشیده است به همین جهت در فکر حمله به ایران و برانداختن شاهنشاه آن نبود اما میخواست عراق را از چنگ ایران در آورد .
    دوست عزیز ، اصولا دولت حیره از دولتهایی محسوب میشد که خراج گزار دولت ایران بود، دولت حیره دولتی عرب بود و تحت الحمایه ایران قرار داشت ، البته گاهی وقتها نیز اکثر مناطق بین النهرین جز متصرفات روم میشد. دولت حیره در واقع مرزبانان غربی ایران محسوب میشدند

    در زمان انوشیروان شاه عرب حیره "نعمان بن منذر" خدمات شایانی بدربار ایران در مقابل رومیان انجام داد و یکی از دلایل پیروزی انوشیروان در جنگهای بلندمدتش باروم بود .
    بعد از انوشیروان و در زمان خسرو پرویز ، خسرو دختر نعمان را برای خود یا یکی از خویشانش طلب نمود (نه خواستگاری) و خسرو مجدانه خواست که نعمان دخترش را به ایران بفرستد، اما نعمان امتنا ورزید و تصمیم گرفت که دخترش و دارایی خود را به رئیس قبیله بنی شیبان بسپارد و خود بتنهایی به نزد خسرو برود و چنین شد. و خسروی شهوتران ، نعمان را در زندان افکند و سپس وی را کشت . برخی مورخان گفته اند نعمان را زیر پای فیلان انداخت.

    بدلیل خشک سالی مرزهای غربی ایران عموما مورد هجوم اعراب قرار میگرفت و نعمان فرمانراوی ایالت حیره هماره در نبردها به سود ایران با سپاهیان عرب شرکت میکرد در جنگ بارومیان نیز نقش بسزایی در فریب فرمانده رومی داشت. اما پاداش او چنین بود که براثر دهن کجی به خواسته شهوانی شاه ایران ، کشته شود.
    کشته شدن او بدست شاهشاه ساسانی دشمنی اعراب نواحی غربی را برانگیخت ، به این ترتیب غرب ایران را هم از نگهبان و هم از نعمت انچنان حامی و پشتیبانی که همواره مرز غربی ایران را حفاظت مینمود محروم کرد.
    دولت حیره به حاکمیت ال منذر مدت چند قرن دوش به دوش نیرو نظامی ایران در جنگها شرکت داشت و خسرو با خیالات واهی ان را از بین برد و به جای ان نهال دشمنی نشاند . برای همین بود که خالد بن ولید براحتی و در کمتر از چند ماه توانست کل بین النهرین را عموما با "ٌصلح نامه " فتح کند .

    آنها اهورا مزدا را خدای دانش و بخشش میدانستند در حالی که خدای اعراب ببخشش در کارش نبود. چه بسیار از ایرانیانی که مرتکب خطا میشدند در میادین شهرها بر ایشان حد زدند
    قصد ندارم درباره بهشت ساسانی مباحثی را تکرار کنم لذا شما را به خواندان وبلاگم ارجاع میدهم :
    www.iranbastannn.blogfa.com

    . چند سال پس از مرگ محمد اسلام شروع به خونریزی کرد مانند کارخانه آدمکشی . یا مسلمان شوید یا بمیرید این دقیقا معنایی بود که اعراب آن زمان از آیه لااکراه فی الدین کرده بودند . این اصلا عاقلانه نیست
    مسلمانان در پیش روی دشمنانشون سه چیز قرار دادند : 1- مسلمان شدن 2- جزیه دادن 3- جنگ

    البته مواردی که از پی می اید همگی قبل از شروع جنگ قادسیه است :

    هنگامی كه لشكر مسلمين و سپاه ايران در قادسيه به هم رسيدند ، رستم فرخ‏ زاد ، " زهره بن عبدالله " را كه به عنوان مقدمه الجيش مسلمين‏ پيشاپيش آمده و با جماعت خود اردو زده بود به حضور خود طلبيد و منظورش‏ اين بود بلكه با نوعی مصالحه كار را تمام كند كه به جنگ نكشد . به او گفت : شما مردم عرب همسايگان ما بوديد و ما به شما احسان می‏كرديم و از شما نگهداری می‏نموديم و چنين و چنان می‏كرديم . زهره بن عبدالله گفت : امروز وضع ما با اعرابی كه تو می‏گويی فرق كرده است ، هدف ما با هدف‏ آنها دو تاست ، آنها به خاطر هدفهای دنيوی به سرزمينهای شما می‏آمدند و ما به خاطر هدفهای اخروی . ما همچنان بوديم كه تو وصف كردی ، تا خداوند پيامبر خويش را در ميان ما مبعوث فرمود و ما دعوت او را اجابت كرديم‏ ، او به ما اطمينان داد كه هر كه اين دين را نپذيرد خوار و زبون خواهد شد و هر كه بپذيرد عزيز و محترم خواهد گشت. رستم گفت : دين خودتان را برای من توضيح بده : گفت : پايه اسايش اقرار بوحدانيت خدا و رسالت‏ محمد است گفت : نيك است ، ديگر چی ؟ گفت : ديگر آزاد ساختن بندگان‏ خدا از بندگی بندگان برای اينكه بنده خدا باشند نه بنده بنده خدا . گفت‏ : نيك است و ديگر چی ؟ گفت : ديگر اينكه همه مردم از يك پدر و مادر) آدم و حوا ) زاده شدند و همه با هم برادر و برابرند : گفت : اين هم‏ بسيار نيك است .
    سپس رستم گفت : حالا اگر اينها را پذيرفتيم بعد چه می‏كنيد حاضريد برگرديد ؟ گفت : آری به خدا قسم ، ديگر جز برای تجارت و يا احتياجی‏ ديگر نزديك شهرهای شما هم نخواهيم آمد . رستم گفت سخنت را تصديقمی‏كنم‏ اما متاسفم كه بايد بگويم از زمان اردشير نگذاشته اند کسی از مردم رعیت و طبقات‏ پست ازکار خویش برون شود دست به كاری كه مخصوص طبقات عاليه و اشراف است‏ بزنند ، زيرا اگر پا از گليم خويش درازتر كنند مزاحم طبقات اشراف‏ می‏شوند . زهره بن عبدالله گفت : بنابراين ما از همه مردم برای مردم‏ بهتريم ، ما هرگز نمی‏توانيم با طبقات پايين آنچنان رفتار كنيم كه شما می‏كنيد ، ما معتقديم‏ امر خدا را در رعايت طبقات پايين اطاعت كنيم و اهميت ندهيم به اينكه‏ آنها امر خدا را درباره ما اطاعت می‏كنند يا نمی‏كنند. ن.ک : كامل ابن اثير ، جلد 2 ، صفحه 319 - . 320 + ءبري 1689 و1690
    ربعی بیامد به سمت رستم و بر نیزه خویش تکیه داده بود که پیکانی بر سر ان بود قدمها را کوتاه بر می داشت و دیباها و فرشها را سوراخ میکرد و دیبا و فرشی نماند که تباه نکرد و پاره نشد چون نزدیک رستم رسید ، نگهبانان در او اویختند که او بر زمین نشست و نیزه را در فرش فرو کرد.
    گفتند چرا چنبن کردی ؟ گفت ما دوست نداریم بر تجمل شما بنشینیم. رستم با وی سخن کرد و گفت چرا امده اید؟
    گفت : خدا ما را برانگیخته و خدا مارا اورده تا هرکه را خواهد از پرستش بندگان به پرستش او ببریم و از مضیقۀ دنیا به وسعت آن بریم و از ستم دینها به عدل اسلام برسانیم، ما را با دین خویش سوی خلق فرستاده تا انها را به دین خدای بخوانیم هرکه از ما بپذیرد از او بپذیریم و از او بازگردیم و اورا با سرزمینش واگذاریم که عهده دار ان باشد و هرکه انکار ورزد پیوسته با وی پیکار کنیم تا به وعده خدا برسیم .
    گفت : وعده خدا چیست ؟ گفت : بهشت برای کسی که در جنگ منکران کشته شود و فیروزی برای هرکه بماند. رستم گفت سخن شما را شنیدم ، میتوانید این کار را پس اندازید تا در ان بنگریم و شما نیز بنگرید.
    گفت : اری چه مدت میخواهید ؟ یک روز یا دو روز؟
    گفت نه مدتی که با صاحبنظران و سران قوم خویش نامه نویسیم. » که میخواست او را جلب و دفع کند
    گفت : پیمبر خدا مقرر داشته و پیشوایان عمل کرده اند که گوش به دشمنان فرا ندهیم و هنگام تلافی بیش از سه روز مهلتشان ندهیم ما سه روز صبر می کنیم در کار خویش و قومت بنگر و در این مدت یکی از سه چیز را برگزین : اسلام را برگزین و ما ترا و زمینت را واگذاریم ، یا جزیه بده می پذیریم و از تو می گذریم اگر از یاری ما بی نیازی می رویم و اگر به یاری ما حاجت داری از تو دفاع می کنیم و گرنه به روز چهارم جنگ است و تا روز چهارم جنگ اغاز نمی کنیم مگر تو اغاز کنی من اینرا از طرف یارانم و همه سپاهیان تعهد میکنم.
    گفت مگر سالار قومی ؟ گفت : نه ولی مسلمانان نسبت به هم چون یک پیکرند و پایین تریشان از جانب بالاترشان تعهد می کند
    انگاه رستم با سران پارسی خلوت کرد و گفت : رای شما چیست ایا سخنی واضحتر و قوی تر از سخن این مرد شنیده اید؟ گفتند : خدا نکند به چیزی از این مایل شوی و دین خویش را به سبب این ""سگ"" واگذاری مگر لباس او را ندیدی؟
    گفت : وای بر شما لباس را نبینید ، رای و سخن و رفتار را ببینید عربان به لباس و خوراک اعتنا ندارند و شرف را حفظ میکنند لباسشان مانند شما نیست و نظرشا درباره لباس همانند شما نیست.
    پارسیان سوی ربعی رفتند و سلاح او را دست می زدند و او را تحقیر میکردند.


    این اصلا عاقلانه نیست . چون چیزی را که بزور به کسی تحمیل کنند همیشه از آن متنفر خواهد بود . ایرانیانی که هر چه اعراب به آنها وعده میدادند را میدانستند . بهشتی که هزاران سال ایرانیان به آن اعتقاد داشتند را اعراب جاهل به یکتاپرستان ایرانی وعده میدادند . جهنمی که جایگاه "انگرمینوان" ایرانی بود را تازه اعراب میخواستند به ایرانیان معرفی کنند و بسیاری دیگر ...
    ببنید ایین بهی در دوره ساسانی مجموعه ای از خرافات بوده است که میتوانیم نمونه ای از انرا در کتب باقیمانده ان عصر ببینیم و بخوانیم . از اینرو در اکثر کتب زرتشتی دوره ساسانی ثنویت (دوگانه پرستی) صراحتا اشاره شده است. گاهی وقتها کشتی گرفتن اهورا مزاد با اهریمن را میبینیم که اکثرا اهریمن شکست میخورد و یا بیهوش میشود طبق همین کتب اهورا مزدا سری مانند سرشاهین دارد و خورشید چشم مزدا اهورا تلقی میشد .....
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    تحریف و تغییر بزرگی که در تاریخ از جانب برخی مورخان عرب صورت گرفت (( ایرانیان خیلی راحت و با اشتیاق اسلام را قبول کردند )) یک تقلب بزرگ در تاریخ است. زیرا به نوشته بسیاری از مورخان جهان اسلام آن زمان و پژوهش پژوهشگران و مورخان حال حاضر, پس از حمله اعراب به ایران

    مثلا در کتاب "مسالک والممالک" نوشته اصطخری :
    "اکثریت مردم فارس را در حال حاضر زرتشتیان تشکیل میدهند و هیچ شهر و یا دهکده ای نیست که در آن آتشکده وجود نداشته باشد"
    در جای دیگر این کتاب مینویسد : "در نزد بسیاری از دهقانان و مردم تصاویر پادشاهان و پهلوانان ایران با علاقه بسیار نگهداری میشود"


    ویا در کتاب "تذکرالموضوعات" نوشته مقدسی:
    "در بخش غربی ایران جماعت عظیمی از خرم دینان هنوز بر آیین خود باقی مانده اند"


    ویا در کتاب "مروج الذهب" نوشته مسعودی:
    "در خراسان و نواحی دریای خزر و طبرستان و دیلم و نیز در کرمان عده زرتشتیان بسیار زیاد است"


    و یا در کتاب "صوره العرض" نوشته ابن حوقل:
    "در فارس شهری و روستایی نیست مگر آنکه آتشکده ای داشته باشد و در جبل (شمال غربی ایران) هنوز زرتشتیان در اکثریت هستند"
    این مطلب البته درست است و بخوبی نشان میدهد که اگر فاتحان عرب پس از گذشت چهار قرن از تصرف ایران مردم ایران رو به پذیرش اسلام وادار نکرده اند و حتی اتشکده ها رو ویران ننموده اند و همچنان در بسیار از شهر ها اتشکده ها روشن و مردم بسیاری از شهرها زرتشتی هستند چگونه از روی ترس و جبر و زور مسلمان شده اند؟؟
    چنانکه قران از نابود کردن معابد اهل کتاب منع کرده (حج40)
    پس این خود ایرانیان بودند که به تدریج ایین اسلام رو پذیرفته اند بدو ن هیچ اجبار و ترسی و البته اگر مایل نبودند همانند زرتشتیان پیشین بر ایین پدرانشان استوار می ماندند.
    چنانکه پرفسور ادوارد برواون در کتاب تاریخ ادبیات ایران می نویسد « چه بسا تصور کنند که جنگجویان اسلام ، اقوام و ممالک مفتحوحه را در انتخاب یکی از این دو راه مخیر می ساختند یا قران یا شمشیر ! ولی این پندار صحیح نیست زیرا گبر و ترسا و یهود اجازه داشتند ایین خود را نگه دارند و فقط مجبور به دادن جزیه (مالیات سرانه) بودند و این ترتیب کاملا عادلانه بود زیرا اتباع غیر مسلم خلفا ، از شرکت در غروات و دادن خمس و زکات که بر امت پیامبر فرض بود معافیت داشتند»
    نیز مینویسد « مسلم است که قسمت اعظم کسانی که تغییر مذهب دادند به طیب خاطر و به اختیار و اراده خودشان بود...» ج 1 ص 297
    نیز گوستاولوبون مینویسد : «پیشرفت سریع قران موجب شده که مورخین دشمن اسلام ، این پیشرفت را معلول دوچیز دانسته اند . یکی ازادیهایی که در این دین موجود است و دیگری زور شمشیر!! ولی باید دانست که این نسبتهای ناروا روی پایه و اساس صحیحی نیست.. رسم عرب این بود که هرکجا را فتح میکردند مردم انجا را در دین خود ازاد میگذاردند و این که مردم مسیحی از دین خود دست برمیداشتند و به دین اسلام میگرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود ترجیح میدادند بدان جهت بود که عدل و دادی را که از ان عربهای فاتح میدیدند ، مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند تاریخ این مطلب را ثابت کرده که ادیان به زور شمشیر پیشرفت نکرده اند» تمدن اسلام و عرب ص 144 و 145
    مرحوم زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین بدان اشاره میکند: «چندی بعد اعراب ، هم بر فارس دست یافتند هم بر خراسان و ماوراء النهر. این فتوحات خیره کننده – که تا حدی به تقدیر الهی یا معجزه اسلامی تعبیر شد – در واقع فقط بدان سبب امکان داشت که همه جا در قلمرو ایران و بیزانس مقدم مهاجمان (عرب) را عامه مردم با علاقه استقبال کردند . اگر عامه مردم این ممالک با مهاجمان به چشم عداوت می نگریستند این فتوحات چنین آسان دست نمی داد . بیزانسیها چون در مصر از سوریه نیز منفورتر بودند ، ده هزار سرباز مسلمان کافی بود تا (تمامی) مصر را از چنگ بیزانس بیرون بیاورد. چند شهری هم که مقاومت کرد، یک دوسال بیش در دست بیزانس نماند. بدینگونه ، هنوز یک ربع قرن از هجرت پیامبر نگذشته بود که بیرون از جزیره العرب، از تیسفون ساسانی گرفته تا اسکندریه بیزانسی، همه جا قلمرو اسلام بود با بانگ اذان ، که شهادت می داد به وحدت خدا و رسالت محمد.» ص3

    درکتابی دیگر راجع به رفتار اعراب با ایرانیان نوشته شده:
    "عربان مجموع سد هائی را که در میان رودخانه ها نهاده شده بود ویران کردند چندانکه کشتزارهای مردم کلا نابود و خشک شد و به ایشان ضرر های بسیار وارد میکردند و سدها را شکسته رودخانه هایشان را میشکافتند و منحرف میساختند و لاجرم مردم چون در دفع آنان هیچ چاره ای نداشتند و گرسنه و فقیر شده بودند به ناچار از آنها پیروی میکردند و چون عرب بانگ نماز سر میداد دهقانان و مردم آن ناحیه به وی دشنام میدادند"(کتاب تاریخ قم)
    در اینجا دوستمون دست به تحریف مطالب زده است :
    تاریخ قم 48-49«گويند كه در ايّام عجم و روزگار ايشان پيش از آمدن عرب بقم بغير از جوى و زيره و قرطم زراعتى ديگر نكرده‏اند و بقم سبزه و اوركار از مثل پياز و سير و كندنا و خيار و خربزه و انواع ترّها زراعت نكرده‏اند بسبب واسطه كم آبى و ديگر آنك چون از نوروز يك ماه بگذشتى اهل تيمره و انار آب رودخانه قم را باز بستندى و نگذاشتندى كه بدين جانب آيد پس چون عرب بقم نزول كردند و متمكّن شدند و دست يافتند روى بناحيت تيمره و انار نهادند و اهل تيمره و انار را گفتند كه از دو كار با ما يكى بكنيد اوّل آنك با ما عدالت و سويّت كنيد بدين آب كه در رودخانه‏هاى شما جاريست بعضى شما بر ميبنديد و بعضى بشهر ما روانه ميگردانيد دوّم آنك چون آب را در ايام زراعت‏ نميگذاريد كه بجانب ما آيد هرز آب زمستانى نيز بشهر و جانب ما روانه مكنيد شما در ايّام زمستان چون از آب مستغنى‏ايد و بدان احتياج نداريد در رودخانه مى‏اندازيد و قم و ضيعتهاى آن بسبب آن در وقتى از اوقات خراب ميگردد چنانك ما در زيان و خرابى آن با شما شريكيم در نفع و فايده آن در ايّام تابستان و بهار و خريف ما را شريك گردانيد اهل تيمره و انار قبول نكردند و از آن امتناع نمودند و در حصار و كوشكها گريختند و محاصره كردند پس چون حال ميان ايشان بدين رسيد عرب دست برآوردند و سدها كه در ميان رودخانه‏ها نهاده بودند مجموع خراب كردند و آب مجموع را بجانب قم روانه گردانيدند و بقم باغات ساختند و انواع سبزه و اوركار زراعت كردند و كشتزارهاى تيمره و انار بكلّى خشك گشتند و خراب شدند و همه اوقات عرب با ايشان كوشش ميكردند و كارزار مى‏نمودند و مردم ايشان را باسيرى مى‏گرفتند و بديشان انواع مضرّت و زيان ميرسانيدند و سدها و رودخانه ايشان ميشكافتند و خراب ميكردند تا اهل تيمره و انار از قوّت و بطش ايشان عاجز شدند و در دفع ايشان هيچ چاره و حيلت نداشتند و مقاومت با ايشان نميتوانستند كرد پس بناچار بر حكم عرب فرود آمدند و گفتند كه ما مطيع و منقاديم و طلب رضاى شما ميكنيم و متابعت سيرت شما مينماييم امّا زمينهاى ما ريگستانست و صبر از آب ندارد و زود خشك ميشود و زمينهاى شما نه ريگستان و نه شورستانست و اگر كمتر آب بدان رسد تفاوتى نكند و زيان ندهد پس امتحان و آزمايش كردند پاره از گل قم بر گرفتند و پاره از گل زمين تيمره و انتظار ميكشيدند تا بوقت خشك‏شدن آن گل ناحيت قم بمدّت ده روز خشك شد و گل ناحيت تيمره به پنج روز پس بر آن اتّفاق كردند كه دو دانگ از آب اهل قم را باشد و چهار دانك اهل تيمره و انار را و هر دو گروه قسط و نصيب خود از آب در هر ماهى بدو دفعه فرا ميگرفتند در پانزده روز اوّل از ماه اهل قم اوّل ماه پنج روز تصرّف كنند و بعد از ايشان اهل تيمره و انار ده روز تصرّف كنند و بدين ترتيب در پانزده روز آخر نوبت با سر گيرند تا آنگاه كه ماه تمام شود، و امّا بعضى ديگر گويند كه اهل قم در دفعه دوّم پنج روزه آخرين آب تصرّف ميكردند و در دفعه اولى پنج روز اول چنانچ در هر ماهى پنج روز اوّل ماه و پنج روز آخر ماه آن آب را فرا ميگرفتند و باقى ايّام بيست روزه اهل تيمره فرا ميگرفتند و بعد از آن اتّفاق كردند كه اهل قم از طلوع آفتاب سوارى بفرستند تا بر كنار رودخانه قم بر بالاى رودخانه بجانب تيمره براند تا بوقت غروب آفتاب و درين ميانه بهر سدّى و بندى از جويهاى تيمره و انار كه برسد بشكافد و بگشايد و آبهاى آن در وادى قم روانه كند به شريطه مذكوره، پس اهل قم سوارى را بفرستادند تا از وقت طلوع آفتاب براند بشتاب و سرعت بوقت غيبوبت و فرو شدن آفتاب به پل قريه تبره از ديههاى تيمره رسيد چنانچ از قم تا بدانجا مقدار بيست و نه فرسخ بوده و از آنجا تا به سدّ بالاى آن هيچ سدّى نبود و چند گام مانده بود نه وقت مانده بود و نه اسب را قوّت پس آن سوار تازيانه را از پيش بينداخت بر موضع بند آب آمد و اسب او هم آنجا بيفتاد و آن موضع را اسفان‏بند نام كردند بنام آن اسب پس اين رسم بماند و هر ماهى اهل قم بيرون مى‏آمدند با مردم بسيار و برزيگران و آبهاى تيمره و انار را ميشكافتند و در وادى قم روانه ميكردند از سى عدد جوى از جويهاى تيمره صغرى و انار بر سر آب مى‏بودند و محافظت ميكردند تا مدّت پنج روز پس بقم انواع غلّات و زراعت نمودند، انواع سبزه از جاليز و پنبه و انواع بقول بكشتند و زراعت نمودند »

    در مقاله ای که "ادوارد براون" منتشر کرد به تعبیر خود ایرانیان آن زمان را اینچنین توصیف می کند:
    "تغییرات ناشی از قبول اسلام در نزد ایرانیان از پوست فراتر نرفت و به درون نرسید. ایرانیان با نوآوریهایی چون تشیع و عرفان خیلی زود آئینی را که با شمشیر عرب به کشورشان وارد و تحمیل شده بود به چیزی تبدیل کردند که گرچه همچنان شباهتی با اسلام داشت ولی محتوای آن با آنچه محمد احتمالا میخواست بسیار متفاوت بود"
    این یک راه هوشمندانه توسط ایرانیان برای مبارزه با اسلام و زور و آیین اجباری بود که ایرانیان آن را به خوبی انجام دادند.
    این مورد اشتباه محض است چراکه ایرانیان در اکثر مناطق سنی بودند و جمعیت شیعه نشین محدود به ری یا چند منطقه امامزاده نشین میشد که بسیار محدود بود ، ایرانیان تا حوالی قرن نهم و دهم یعنی قبل از ظهور صفویه عموما سنی مذهب بوده اند که این امر حتی شاه عباس را در لشکرکشی دچار مشکل کرده بود چراکه اکثر سپاهیانش دراغاز سنی بوده اند.
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود