صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اولین کسی که اسلام اورد ؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    667
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    57

    اولین کسی که اسلام اورد ؟!




    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست



    اولین خلیفه مسلمین "عبدالله بن عثمان بن عامر بن عّمرو بن کعب ابن سعد بن تَیم بن مُرة بن کعب بن لؤّی القرشی التیمی" معروف به "ابوبکر صدیق" اولین مرد بالغی بود که به "محمد امین" ایمان آورد . "ابوبکر" پس از فوت پیامبر اسلام بر مسند خلافت مسلمین نشست و جنگهای بسیاری را آغاز نمود که به "رده" معروف شد .

    بسم الله الرحمن الرحيم
    من متاسفانه فرصت نكردم همه ي پست ها رو بخونم ولي تا جايي كه خوندم كسي به اين نكته ي اشتباهي كه شما فرموديد اشاره نكرده بود.
    شما بر اساس كدام منبع ابوبكر رو اولين ايمان آورنده به پيامبر ما ميدونيد ؟
    همه ميدونند كه حضرت علي (ع) و خديجه اولين كساني بودند كه به پيامبر ايمان آوردند و من فكر ميكنم شما اين مطلب رو از همان سايتهاي سني بيان كرديد. حالا اينكه ابوبكر و عمر و عثمان حق حضرت علي رو زير پا گذاشتند و خلافت رو غصب كردند رو كاري ندارم. شما به نظر سني نمياين كه نياز به اثبات حرف من داشته باشيد.
    شايد اين مطلب ربط زيادي به مطالب اين تاپيك نداره ولي حق رو نميشه پايمال كرد.
    براي گفتن اين حرف يه كم دير شده ولي لازم بود بگم.

    ویرایش توسط kabootare haram : ۱۳۸۹/۰۹/۲۲ در ساعت ۰۰:۰۹
    وصيت شهدا :
    خواهرم سرخي خونم را به سياهي

    چادرت به امانت دادم پس امانت دار باش


    اللهم عجل لولیک الفرج

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kabootare haram نمایش پست
    من متاسفانه فرصت نكردم همه ي پست ها رو بخونم ولي تا جايي كه خوندم كسي به اين نكته ي اشتباهي كه شما فرموديد اشاره نكرده بود. شما بر اساس كدام منبع ابوبكر رو اولين ايمان آورنده به پيامبر ما ميدونيد ؟ همه ميدونند كه حضرت علي (ع) و خديجه اولين كساني بودند كه به پيامبر ايمان آوردند و من فكر ميكنم شما اين مطلب رو از همان سايتهاي سني بيان كرديد. حالا اينكه ابوبكر و عمر و عثمان حق حضرت علي رو زير پا گذاشتند و خلافت رو غصب كردند رو كاري ندارم. شما به نظر سني نمياين كه نياز به اثبات حرف من داشته باشيد. شايد اين مطلب ربط زيادي به مطالب اين تاپيك نداره ولي حق رو نميشه پايمال كرد. براي گفتن اين حرف يه كم دير شده ولي لازم بود بگم.
    درود بر شما
    ممنون از شما که بیان کردید
    اما من نمیدونم شما کانونی ها چرا مطالب رو درست متوجه نمیشید. البته باید ببخشید. اما دقیقا همینگونه است. اگر در پست من که نقل قول آنرا هم در بالا آوردید توجه کنید میبینید که من عرض کردم:

    اولین مرد بالغ

    نه علی بن ابی طالب آنزمان بالغ بود و نه خدیجه مرد بود

    درست است؟
    اتفاقا خودتان نقل قول مرا آوردید و با رنگ قرمز نشان دادید اما چگونه است که به آن توجهی نکردید

    میدانم که حب علی را در دل دارید اما کمی تعصب باعث میشود در برخی موارد مطالب و منظور را درست متوجه نشوید

    آری علی اولین کودکی بود که به محمد ایمان آورد اما نه مرد بالغ
    اولین نمازگزار بعد از خدیجه علیست

    ایدون باد

    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10

    اولین کسی که اسلام اورد ؟!




    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    درود بر شما
    ممنون از شما که بیان کردید
    اما من نمیدونم شما کانونی ها چرا مطالب رو درست متوجه نمیشید. البته باید ببخشید. اما دقیقا همینگونه است. اگر در پست من که نقل قول آنرا هم در بالا آوردید توجه کنید میبینید که من عرض کردم:

    اولین مرد بالغ

    نه علی بن ابی طالب آنزمان بالغ بود و نه خدیجه مرد بود

    درست است؟
    اتفاقا خودتان نقل قول مرا آوردید و با رنگ قرمز نشان دادید اما چگونه است که به آن توجهی نکردید

    میدانم که حب علی را در دل دارید اما کمی تعصب باعث میشود در برخی موارد مطالب و منظور را درست متوجه نشوید

    آری علی اولین کودکی بود که به محمد ایمان آورد اما نه مرد بالغ
    اولین نمازگزار بعد از خدیجه علیست


    ایدون باد
    با سلام
    آخه این چه حرفیه که میزنید
    کمی تحقیق تو دین بد نیست
    خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند
    با این وجود باید گفت ابو بکری که به خود پیامبر و تصمیماتش تهمت پیر شدن و بیماری و حواس پرتی رو زد اولین نفر ایمان اوردنده بوده؟؟؟

    اگر واقعا دنبال حقیقتید
    باید بهتون بگم بعد از امیر المومنین
    کسانی مثل جعفر طیّار و حمزه و سلمان و ابوذر و عمّار و مقداد و حذیفه بن یمانی و غیر ه ایمان اوردند
    و همواره پیامبر به شخص ابوبکر زیاد اعتماد نداشتند و اینو تو تاریخ بارها میبینیم
    الهی العفو...


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    امبر اکرم صلّى اللّه عليه و آله: «اى على مؤمن تو را دشمن نگيرد، و منافق تو را دوست نخواهد داشت.

    شبهه ای که برخی افراد در اینجا وارد می کنند این است که امیرالمومنین علیه السلام در زمان ایمان آوردن نوجوانی بیش نبوده اند و با این استدلال می خواهند بگویند که ایمان آوردن ایشان به عنوان اولین فرد فضیلتی محسوب نمی شود در صورتیکه هرگز نباید به اولیای الهی از دید یک فرد عادی نگریست و دوران صباوت آنان را همانند دوران کودکی دیگران دانست و از نظر درک و فهم یکسان انگاشت.همانطور که خداوند به حضرت یحیی نبوت (و در برخی نقل ها معارف الهی) را در دوران کودکی اعطا فرمود.

    و اما به تشریح:
    دلایلی که بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) بر دیگر مردان در اسلام آوردن اقامه می شود از قرار زیر است:
    1- طبق نقلهای مختلف امام علی (علیه السلام) درمنزل رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و تحت تربیت ایشان رشد نموده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در تربیت ایشان نهایت اهتمام را داشته. حال چطور ممکن است کسی در اسلام آوردن بر علی (علیه السلام) سبقت گیرد با آنکه او بیشترین ارتباط و سنخیت را با نبی (صلی الله علیه وآله) داشته و پیامبر در رساندن هیچ خیری بر او کوتاهی ننموده. حضرت امیر (علیه السلام) در خطبه ی «قاصعه» بر ملازم بودن خود و همواره گی ارتباطش با پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشاره فرموده و تعبیرات عجیبی برای بیان عمق این ارتباط بکار می برند در بخشی از این خطبه می فرمایند: [میزان ارتباط من و پیرویم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)) بیشتر از ارتباط بچه شتر با مادرش بود]. و در جای دیگر فرمایشی قریب به این مضامین دارند: [او (نبی اکرم (صلی الله علیه وآله)) مرا به خود می چسباند تا جائیکه بوی بدنش را استشمام می کردم.]
    حال با وجود این ارتباط عمیق چطور ممکن است «ابوبکر» یا «زید ابن حارثه» در اسلام آوردن بر امیرالمومنین (علیه السلام) سبقت گرفته باشند؟
    2- به نقل از ابن اثیر و ابن حجر و بسیاری از علمای تاریخ داستانی نقل شده است که دلالت بر سبقت ایمان علی (علیه السلام) بر دیگر مردان دارد؛ آن داستان چنین است:
    [تاجری به نام عفیف کندی برای تجارت به مکه آمده و در آنجا پس از ملاقات با عباس عموی پیامبر ناگهان می بیند سه نفر خارج شده و به سمت مکه اعمالی را –که همان نماز بوده- انجامbr />ما در ذیل پس از اثبات تقدم حضرت علی (علیه السلام)- در اسلام آوردن- بر دیگر مردان، سعی می کنیم اختلافات موجود در مورد اول مومن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نیز حل نمائیم.

    دلایلی که بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) بر دیگر مردان در اسلام آوردن اقامه می شود از قرار زیر است:
    1- طبق نقلهای مختلف امام علی (علیه السلام) درمنزل رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و تحت تربیت ایشان رشد نموده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در تربیت ایشان نهایت اهتمام را داشته. حال چطور ممکن است کسی در اسلام آوردن بر علی (علیه السلام) سبقت گیرد با آنکه او بیشترین ارتباط و سنخیت را با نبی (صلی الله علیه وآله) داشته و پیامبر در رساندن هیچ خیری بر او کوتاهی ننموده. حضرت امیر (علیه السلام) در خطبه ی «قاصعه» بر ملازم بودن خود و همواره گی ارتباطش با پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشاره فرموده و تعبیرات عجیبی برای بیان عمق این ارتباط بکار می برند در بخشی از این خطبه می فرمایند: [میزان ارتباط من و پیرویم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)) بیشتر از ارتباط بچه شتر با مادرش بود]. و در جای دیگر فرمایشی قریب به این مضامین دارند: [او (نبی اکرم (صلی الله علیه وآله)) مرا به خود می چسباند تا جائیکه بوی بدنش را استشمام می کردم.]
    حال با وجود این ارتباط عمیق چطور ممکن است «ابوبکر» یا «زید ابن حارثه» در اسلام آوردن بر امیرالمومنین (علیه السلام) سبقت گرفته باشند؟
    2- به نقل از ابن اثیر و ابن حجر و بسیاری از علمای تاریخ داستانی نقل شده است که دلالت بر سبقت ایمان علی (علیه السلام) بر دیگر مردان دارد؛ آن داستان چنین است:
    [تاجری به نام عفیف کندی برای تجارت به مکه آمده و در آنجا پس از ملاقات با عباس عموی پیامبر ناگهان می بیند سه نفر خارج شده و به سمت مکه اعمالی را –که همان نماز بوده- انجام می دهند، عفیف از عباس راجع به این اشخاص سئوال می کند. عباس در پاسخ می گوید: این فرد محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه وآله) است و ادعا دارد که خدا او را فرستاده و... و آن دیگری همسر او خدیجه دختر خویلد است که به او ایمان آورده و آن نوجوان پسرعموی او علی ابن ابی طالب است که به او ایمان آورده....]
    همچنان که مشاهده می کنید در این خبر تنها دو نفر همراه نبی (صلی الله علیه وآله) نماز می گزارده اند که یکی خدیچه و دیگری علی ابن ابی طالب (علیه السلام) می باشد پس نتیجه می گیریم در میان مردان علی (علیه السلام) بر دیگران در ایمان آوردن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) سبقت داشته.

    اولین مومن به پیامبر(صلی الله علیه وآله) :
    و اما در مورد اول مومن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) که آیا خدیجه (س) بود� کنیم:
    در خصائص نسائی ص 3 و در سنن ابن ماجه ج 1- ص 57 و در تاریخ طبری ج 2- ص 56 و در غیر آنها از قول آن حضرت نقل شده است که فرمود: انا عبدالله و اخو رسول الله (صلی الله علیه وآله) و انا الصدیق الاکبر.. و لقد صلیت مع رسول الله قبل الناس بسبع سنین و انا اول من صلی معه.
    ترجمه: من بنده ی خدا و برادر رسول خدا هستم که صدیق اکرم... و بدرستیکه من نماز خواندم با رسول خدا هفت سال (صلی الله علیه وآله) پیش از مردم و من اولین کسی بودم که با او نماز خواند.
    و اما نمونه برای گروه دوم: در مستدرک الحاکم ج 3 ص 136 و در الاستیعاب حاشیه الاصابه ج 3 ص 28 و در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید و در سیره ی حلبیه و... آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: اولکم ورود اعلی الحوض اولکم اسلاما علی ابن ابی طالب.
    ترجمه: اولین کسی که کنار حوض بر من وارد می شود، نخستین کسی از شماست که ایمان آورد (و آن) علی ابن ابی طالب است.
    و در مسند احمد ج 5- ص 26 و الاستیعاب ج 3 ص 36 و غیر آن آمده است که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: انه لاول اصحابی اسلاما او اقدم امتی سلما.
    ترجمه: (علی) در بنی اصحابم اولین مسلمان است یا (اینکه فرمود) علی (علیه السلام) در بین امت من زودتر از همه به اسلام اقدام نمود.
    و در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 13 ص 225 این چنین آمده (قال النبی (صلی الله علیه وآله)): هذا اول من آمن بی و صدقنی و صلی معی.
    ترجمه: این (علی است که) نخستین فردی می باشد که به من ایمان آورد و مرا تصدیق نمود و با من نمازگزارد.
    آنچه ذکر شد تنها بخشی از احادیث دال بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) در اسلام آوردن است، اما علامه ی امینی در جلد سوم ص 224 از کتاب الغدیر خود بطور مفصل در این زمینه قلم فرسائی کرده و دهها تن از صحابه ی بزرگ و تابعین و ... را نام می برد که در تایید این مطلب و تاکید بر سبقت حضرت امیر (علیه السلام) سخن گفته اند.
    جالب است که در میان آنها اسامی عمر ابن خطاب، عمرو ابن عاص، سعد بن ابی وقاص و... نیز به چشم می خورد
    الهی العفو...


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام اهورامزدا
    درود


    "علی 14ساله نخستین نوجوان و خدیجه اولین زن مسلمان بودند که به محمد امین ایمان آوردند"
    ((حیات محمد- مویر - ص56 ))

    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست
    آخه این چه حرفیه که میزنید کمی تحقیق تو دین بد نیست خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند
    واقعا کمی تحقیق در دین بد نیست . آنهم اینکه پیرو همان دین باشی و راجع به آن چیزی ندانی.
    شما فرمودید:
    خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند

    حالا گیریم؟؟؟یعنی علی بن ابیطالب 14 ساله(سیره ابن هشام - ج1 - ص 262) رو فرد بالغی میدانید؟؟؟
    (((8 ساله بود که محمد امین وی را از ابوطالب گرفت)))

    ویا اینکه اعتقاد دارید علی بن ابیطالب در بلوغ سنی به اسلام ایمان آورد؟؟؟
    و یا اینکه اعتقاد دارید وی در آن هنگام بالغ بود ؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست
    با این وجود باید گفت ابو بکری که به خود پیامبر و تصمیماتش تهمت پیر شدن و بیماری و حواس پرتی رو زد اولین نفر ایمان اوردنده بوده؟؟؟
    گویا شما هم دچار حواس پرتی هستید. کلا ابوبکر شخصیت بسیاری صبوری داشت که همیشه مورد تحسین دیگران بود.آنکس که به راست گویی شهرت داشت و پیامبر به وی لقب صدیق را داده بود آنکس که به پیامبر تهمت حواسپرتی و پیری زد عمر بن الخطاب بود نه ابوبکر.
    این عمر بود که در جنگها به تصمیم محمد اعتراض میکرد و این ابوبکر بود که جلوی وی را میگرفت


    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست
    همواره پیامبر به شخص ابوبکر زیاد اعتماد نداشتند و اینو تو تاریخ بارها میبینیم
    در کدام تاریخ میبینیم؟
    در کدام تاریخ آمده که ابوبکر یار قابل اعتماد محمد امین نبوده؟
    در کدام تاریخ گفته که ((ابوبکری که میتوانست از اسلام سر باز بزنه با پیامبر اسلام میره و تو غار مخفی میشه)) ابوبکر قابل اعتماد پیامبر نبوده است؟

    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام اهورامزدا

    مدیران محترم نمیخواهید اشتباه این دوست عزیز را اصلاح کنید؟؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست
    و أبوبكر و عمر بعد از گذشتن ده سال از بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله اسلام ظاهری آوردند و هنگامى كه بنى هاشم در محاصره شدید اقتصادى و اجتماعى بودند ، آن دو ، در صف كافران بسر مى بردند .
    بر چه اساسی چنین نظری دارید. ؟؟؟؟
    بر اساس کدام تاریخ؟؟؟؟
    کجا نوشته شده؟؟؟
    جالبه که ابوبکری که همیشه با پیامبر بوده و یار وفادار او محسوب میشده و دخترش عائشه همسر پیامبر بوده از اسلام رو برگردانده باشد.
    شما میفرمایید 10سال بعد از بعثت پیامبر عمر و ابوبکر همچنان کافر بودند؟؟؟؟ بسیار جالبه؟؟؟
    میتونید بگید محمد در چند سالگی به بعثت رسید و در چند سالگی از دنیا رفتند؟؟؟؟
    در چند سالگی محاصره اقتصادی شدند و در چند سالگی عایشه را خواستگاری کردند؟؟؟؟
    اگر اینها رو جواب بدید پی به اشتباه خود میبرید


    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    بنام اهورامزدا



    درود


    "علی 14ساله نخستین نوجوان و خدیجه اولین زن مسلمان بودند که به محمد امین ایمان آوردند"
    ((حیات محمد- مویر - ص56 ))


    واقعا کمی تحقیق در دین بد نیست . آنهم اینکه پیرو همان دین باشی و راجع به آن چیزی ندانی.
    شما فرمودید:
    خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند

    حالا گیریم؟؟؟یعنی علی بن ابیطالب 14 ساله(سیره ابن هشام - ج1 - ص 262) رو فرد بالغی میدانید؟؟؟
    (((8 ساله بود که محمد امین وی را از ابوطالب گرفت)))

    ویا اینکه اعتقاد دارید علی بن ابیطالب در بلوغ سنی به اسلام ایمان آورد؟؟؟
    و یا اینکه اعتقاد دارید وی در آن هنگام بالغ بود ؟؟؟


    گویا شما هم دچار حواس پرتی هستید. کلا ابوبکر شخصیت بسیاری صبوری داشت که همیشه مورد تحسین دیگران بود.آنکس که به راست گویی شهرت داشت و پیامبر به وی لقب صدیق را داده بود آنکس که به پیامبر تهمت حواسپرتی و پیری زد عمر بن الخطاب بود نه ابوبکر.
    این عمر بود که در جنگها به تصمیم محمد اعتراض میکرد و این ابوبکر بود که جلوی وی را میگرفت



    در کدام تاریخ میبینیم؟
    در کدام تاریخ آمده که ابوبکر یار قابل اعتماد محمد امین نبوده؟
    در کدام تاریخ گفته که ((ابوبکری که میتوانست از اسلام سر باز بزنه با پیامبر اسلام میره و تو غار مخفی میشه)) ابوبکر قابل اعتماد پیامبر نبوده است؟
    به نام الله
    تنها آفریدگار کائنات
    دوست عزیز کی گفته نوجوان 14 ساله کودک حساب میشه؟
    با خود حرف شما میشه گفت به سن تکلیف رسیده باشند
    در ضمن با توجه به متنی که اوردم
    برای کسانی مثل علی(ع) با اون درجه فهم و پاکی لفظ کودکی و اینکه تو انتخاب دین تصمیمی از خودشون نگرفتند و..خیلی مضحکه!!!

    در ضمن خواهشا نگید که ابو بکر نبود و عمر بوده و...
    شما برو تو همین سایتهای داخلی مون بخون که ابو بکر چه اشتباهات و غرض ورزی های ..که نکرد و پیامبر چه نگاهی بهش داشت و....

    در ضمن قضیه تو غار رفتن خودش حاکی از عدم اعتماد و اطمینان پیامبر به ابو بکره
    متاسفم که سطحی نگاه میکنید
    پیامبر چون بهش اعتماد نداشت که خودش تک بره و ابو بکر که ماجرا رو فهمیده با ایشون ملحق نشه و..
    خلاصه از ترس مجبور شد با خودش ببره که همه چیز نریزه بهم و...
    اینو اگر بخوای کامل باهاتون بحث میکنم
    یا علی(ع)


    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    بنام اهورامزدا



    مدیران محترم نمیخواهید اشتباه این دوست عزیز را اصلاح کنید؟؟؟



    بر چه اساسی چنین نظری دارید. ؟؟؟؟
    بر اساس کدام تاریخ؟؟؟؟
    کجا نوشته شده؟؟؟
    جالبه که ابوبکری که همیشه با پیامبر بوده و یار وفادار او محسوب میشده و دخترش عائشه همسر پیامبر بوده از اسلام رو برگردانده باشد.
    شما میفرمایید 10سال بعد از بعثت پیامبر عمر و ابوبکر همچنان کافر بودند؟؟؟؟ بسیار جالبه؟؟؟
    میتونید بگید محمد در چند سالگی به بعثت رسید و در چند سالگی از دنیا رفتند؟؟؟؟
    در چند سالگی محاصره اقتصادی شدند و در چند سالگی عایشه را خواستگاری کردند؟؟؟؟
    اگر اینها رو جواب بدید پی به اشتباه خود میبرید
    با نام الله یگانه معبود عالم
    دوست عزیز یعنی شما میگی که چون پیامبر با عایشه ازدواج کرد
    باید این استدلال رو داشت که عایشه یا پدرش آدمای خوبی بودند؟؟؟
    بازم میگم برو تاریخ رو بخون و بیا سری به منابع شیعی خودمون بزن تا متوجه بشی که پیامبر از رو مصلحت و تقویت اسلام عایشه رو که یه دختر بچه 6 ساله بود رو گرفت

    در ضمن من اون مطلب رو نقل قول کردم و حجرفای خودم نبود گرچه به کلیت بحث ایمان دارم حالا چند سال بعد ایمان اورده رو باید برم دقیق از منابع در بیارم
    بحث بنده اینا بود
    کسانی که قبل از ابوبکر اسلام آوردند


    و در ادامه اون حرفی که زده شاید سال و مدتش کمی اختلاف دذاشته باشه ولی اینکه ابو بکر و عمر و..بعد از سایر اصحاب شریف اسلام((نه ایمان))اوردند
    یه واقعیت غیر قابل انکاره و کسی نمیتونه کتمانش کنه


    [idea]
    در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 13 ص 225 این چنین آمده (قال النبی (صلی الله علیه وآله)): هذا اول من آمن بی و صدقنی و صلی معی.
    ترجمه: این (علی است که) نخستین فردی می باشد که به من ایمان آورد و مرا تصدیق نمود و با من نمازگزارد.
    آنچه ذکر شد تنها بخشی از احادیث دال بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) در اسلام آوردن است، اما علامه ی امینی در جلد سوم ص 224 از کتاب الغدیر خود بطور مفصل در این زمینه قلم فرسائی کرده و دهها تن از صحابه ی بزرگ و تابعین و ... را نام می برد که در تایید این مطلب و تاکید بر سبقت حضرت امیر (علیه السلام) سخن گفته اند.
    جالب است که در میان آنها اسامی عمر ابن خطاب، عمرو ابن عاص، سعد بن ابی وقاص و... نیز به چشم می خورد
    [/idea]
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۴:۳۸
    الهی العفو...

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    در کدام تاریخ گفته که ((ابوبکری که میتوانست از اسلام سر باز بزنه با پیامبر اسلام میره و تو غار مخفی میشه)) ابوبکر قابل اعتماد پیامبر نبوده است؟
    يار غار

    اين اصطلاح در منابع اهل سنت به ابوبكر (عتيق) بن ابي قحافه، كه از طايفه بني‌تميم، از طوايف قريش بود، اطلاق مي‌شود.
    طايفه بني تميم در دوره جاهليت و قبل از اسلام، موقعيت اجتماعي قابل توجهي نداشت و اين كه ابوسفيان در زمان به خلافت رسيدن ابوبكر گفت: چه شده است كه حكومت در دست كم جمعيت‌ترين و ذليل‌ترين قريش افتاده است. دليل بر اين سخن است. موقعيت اجتماعي خود ابوبكر نيز در دوره قبل از اسلام هم با توجه به نقل مورخان مشكوك است. برخي او را تاجر و برخي نيز شير دوش و عده‌اي هم معلم دانسته‌اند كه بعد از بعثت پيامبر (ص) نيز به خياطي مي‌پرداخت.
    ابن هشام او را بعد از حضرت خديجه، علي (ع) و زيدبن حارثه چهارمين نفر از اسلام آورندگان مي‌داند. وي در دوره ده ساله حكومت پيامبر (ص) در مدينه نيز هيچ گونه مسئوليتي نداشته است ولي به خاطر ازدواج پيامبر (ص) با دختر وي، عايشه رابطه‌اش با حضرت رسول (ص) نزديك گشت از سوي ديگر عايشه نیز سعي مي‌كرد در حوادث مهم نقشي براي پدرش مهیا كند.
    از ديگر قضايايي كه به عنوان فضيلت براي ابوبكر قلمداد مي‌شود همراهي وي با آن حضرت در غار ثور و هجرت پيامبر (ص) است كه با عناوين مصاحب النبي، أنيس النبي، و در فارسي با عنوان يار غار از وي ياد مي‌شود.
    اينكه وي چگونه در جريان هجرت همراه پيامبر شده نقل‌هاي متفاوتي بيان شده است، طبري نقل مي‌كند:
    شب هجرت بعد از خروج پيامبر (ص) از منزل ابوبكر به منزل پيامبر (ص) راهنمائي نمود و او به سرعت به پيامبر (ص) ملحق شد.
    گزارش ديگر :
    ابوبكر در راه پيامبر (ص) را ديد و همراه آن حضرت به غار رفت.
    از اين دو نقل فهميده‌ مي شود كه حضرت پيامبر (ص) ابوبكر را از جريان هجرت مطلع نساخته بود و مصاحبت وي با نبي مكرم اسلام اتفاقي بوده است.
    نقل سوم :
    پيامبر (ص) وقتي از خانه خود خارج شدند به منزل ابوبكر رفته و تا شب آنجا بودند و سپس در تاريكي شب از پشت خانه ابوبكر خارج شدند و همراه وي به سوي غار ثور حركت كردند.
    به هر حال نحوۀ همراه شدن ابوبكر با حضرت رسول (ص) كاملاً مبهم است اما مي‌توان گفت به احتمال قوي ابوبكر در راه با پيامبر (ص) روبر شده و چون حضرت قصد داشتند به صورت مخفي مهاجرت كنند و از طرفي هم قريش دنبال حضرت بودند. لذا براي اينكه ماجراي هجرت و رفتن به غار فاش نشود و ناگزير ابوبكر را همراه خود برده است.

    منابع:
    1)حاكم نيشابوري، محمدبن محمد؛ المستدرك، تحقيق يوسف مرعشي، بيروت، دارالمعرفة، 1406 ه‍، ج 3، ص 78.
    2)همداني رفيع الدين اسحاق؛ سيرت رسول الله (ص)، تحقيق، اصغر مهدوي، تهران، خوارزمي، چاپ سوم، 1377 ، ج 1، ص 228.
    3)جعفريان، رسول؛ تاريخ خلفاء، قم، دليل ما، 1383، ص 32.
    4)طبري، محمدبن جرير؛ تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، اساطير، چاپ پنجم، 1375 ش، ج 3، ص 842.
    5)طبرسي، ابوافضل بن حسن؛ اعلام الوري باعلام الهدي، قم، موسسة آل البيت، 1417 ه‍، ج 1، ص 148.
    http://www.pajoohe.com/fa/index.php?...ition&UID=9967
    الهی العفو...


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    «مطاعن ابوبکر»
    ۱ـ عدم تولیت امور دین و عزل از تبلیغ سوره برائت، و اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در زمان خود هیچگاه ابوبکررا برای کاری نصب نکردند. (1)


    ۲ـ شرب خمر و خوردن غذاهای مفصل ابوبکردر روزهای ماه مبارک رمضان، که منجر به افتضاح و آبروریزی هم میشده است. (2)


    ۳ـ مبروص بودن ابوبکر، در صورتی که از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت است که: مؤمنان به برص و جذام گرفتار نمی شوند.


    ۴ـ شکست لشکر اسلام در جنگ حنین که از شئومت چشم ناپاک ابوبکربود؛ و شیعه و سنی نقل کرده اند که وقتی ابوبکر زیادیِ لشکر اسلام را دید آنرا چشم زد و از نحوست عین و شئومت چشم ابوبکر چنان چشم زخمی به لشکر اسلام رسید که آن ها به تنگنا رسیدند.


    ۵ ـ آزردن پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در آن شبی که رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) از دست کفار قریش از مکه به طرف غار میرفتند و ابوبکرآنحضرت را تعقیب نمود و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) برای آنکه ابوبکر به ایشان نرسد تندتر راه رفتند و بند نعلینشان پاره شد و انگشت مبارکشان بر سنگی خورد و شکافته شد و خون بسیار از آنحضرت رفت و بالاخره حضرت بالاجبار ابوبکر را با خود به غار بردند تا اینکه مبادا او، کفار را از رفتن پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به غار مطلع سازد؛ در این باره یکی از اکابر گفته: اول خونی که از رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ریخته شد بعد از هجرت، سببش جنایت ابوبکر بود.


    ۶ ـ بیعت نکردن پدرش ابی قحافهبا او؛ وقتی ابوبکر به پدرش نامه نوشت که با من بیعت کن، ابوقحافه پرسید: به چه جهت تو خلیفه شدی؟ ابوبکرجواب داد: به جهت کبر سن و پیری مردم مرا خلیفه کردند. ابوقحافهنیز به او گفت: پس من از تو سالخورده تر و پیرترم و بیش از تو مستحق به خلافت! و با او بیعت نکرد.


    ۷ ـ دستور آتش زدن خانه حضرت زهراء(سلام الله علیها) و فرستادن عمر. (3)


    ۸ ـ غصب فدک و تکذیب قرآن. (4)



    ۹ـ ردّ شهادت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و امّ ایمن، و تهمت ابوبکربه اینکه اینان به نفع منفعت خود شهادت میدهند. (5)


    ۱۰ـ تکذیب آیه تطهیر و اصرار بر اینکه - نعوذبالله - حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) نیز معصیت میکند.


    ۱۱ـ تصمیم ترور و قتل امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) توسط ابوبکردر نماز صبح به دست خالد(لعنة الله علیه) که نقشه شان بر ملا شد و در این قضیه بسیار مفتضح گشتند.


    ۱۲ـ جعل حدیث « نحن معاشر الأنبیاء لا نورث ماترکناه صدقه » (کسی از ما جماعت پیامبران، ارث نمیبرد، آنچه از ما باقی میماند صدقه است.) و نسبت این حدیث به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) همراه با شاهدان دروغین حاضر در مجلس.


    ۱۳ـ منع خمس از حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها).


    ۱۴ـ ماجرای مالک بن نویره و قبیله اش که با ابوبکربیعت نکردند و ابوبکر خالدبن ولید(لعنة الله علیهما) را با لشکری بسوی او فرستاد و خالد و لشکرش شبانه سر مالک را از تن او جدا نمودند و در همان شب با زن مالک زنا کرد و تمام مردان قبیله را کشتند و اموال آنها به غنیمت جنگی برداشته و زنان و بچه های آنان را به عنوان اسیر جنگی به مدینه آوردند ولی ابوبکراو را مجازات نکرد، بلکه او را تمجید نمود و تمامی اموال و زنان و بچه های قبیله مالک را بین مردم تقسیم نمود.


    ۱۵ـ کلام ابوبکر « اقیلونی ... » و « انّ لی شیطانا یعترینی » که ابوبکربر روی منبر میگوید: « انّ لی شیطانا یعترینی، فانّ استقمت فاعینونی، و ان زغت فقّومونی » ( من شیطانی دارم که مرا فریب میدهد.شما مردم هرگاه به راه راست رفتم کمکم کنید و هرگاه به نادرست رفتم، راهنماییم کنید). (6)


    ۱۶ـ جهل ابوبکرنسبت به احکام. (7)


    ۱۷ـ تعیین عمر به عنوان خلیفه. (8)


    ۱۸ـ وصیت به دفن در خانه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) . (9)
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ در ساعت ۰۸:۳۰
    الهی العفو...


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    ۱۹ـ لحظات جان کندن و مردن ابوبکر)و وای و ویل نمودن او. (10)


    ۲۰ـ بیعت ابوبکر غلطی ناگهانی: عمردر زمان خود بر روی منبر گفت: جریان بیعت ابوبکر غلط و خطایی بود که خدا مسلمین را از شر آن نگاه دارد. از این پس هرکس مانند آن بیعت را تکرار نمود، او را بکشید! (11)







    (1) شواهد التنزیل، ج1، ص223./ المناقب خوارزمی، ص99./ الریاض النضرة، ج2، ص 147./ زخائرالعقبی، ص69./ الغدیر، ج6، ص341-350./ تفسیر الطبری، ج10، ص 46 و 47./ الدر المنثور سیوطی، ج3، ص 209./ صحیح الترمذی، ج2، ص 183./ فتح الباری ابن حجر، ج 8، ص 256./ الخصائص نسائی، ص 20و ...
    (2) ارشادالقلوب، ص 246 و 268/ بحارالأنوار، ج 29، ص 42 و 43، ح 18.
    (3) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 18/ مروج الذهب، ج 1، ص 414/ العقد الفرید، ج 2، ص 254/ السبعة من السلف فیروزآبادی، ص 12/ تاریخ الامم والملوک طبری، ج 4، ص 52 و ...
    (4) مروج الذهب، ج 3، ص 252/ معجم البلدان، ج 4، ص 238/ مجمع الزوائد، ج 9، ص 39/ الغدیر، ج 7، ص 190-197/ بحارالأنوار، ج 29، ص 105 و 415/ المختصر فی اخبار البشر، ج 1، ص 178.
    (5) توضیح جریان غصب فدک و رد شهادت را در وبلاگ *** بیت الأحزان *** بطور مفصل نوشته ایم.
    (6) تاریخ الخمیس، ج 2، ص 233/ اسد الغابة، ج 4، ص 295/ الغدیر، ج 7، ص 158 و 196/ تاریخ ابن عساکر، ج 5، ص 105- 112/ الصراط المستقیم، ج 2، ص 279 و 280/ تاریخ ابی الفداء، ج 1، ص 158/ تاریخ ابن الاثیر، ج 3، ص 149/ تاریخ ابن کثیر، ج 6، ص 331 و ...
    (7) مسند احمد حنبل، ج 1، ص 14/ مجمع الزوائد هیثمی، ج 5، ص 183/ الریاض النضرة، ج 1، ص 167 و 177/ عیون الاخبار ابن قتیبه، ج 2، ص 234/ سیره ابن هشام، ج 4، ص 340/ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 107/ الطرائف، ج 2، ص 402/ الصفوة، ج 1، ص 99 و ...
    (8) السنن الکبر بیهقی، ج 6، ص 223 و 234/ سنن الترمذی، ج4، ص420/ الشافی، ج4، ص193/ سنن ابن ماجه، ج 3، ص 163/ سنن ابی داوود، ج 2، ص 17/ تفسیر الطبری، ج 6، ص 30/ الغدیر، ج 7، ص 104 و 105 و ...
    (9) الاستغاثه، ص 22/ بحارالانوار، ج 30، ص 520.
    (10) الصراط المستقیم، ج 3، ص 116/ الاستغاثه، ص 22/ بحار الانوار، ج 30، ص 527.
    (11) سلیم بن قیس، ص 820 و 825/ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 164 و 165/ الاستیعاب، ج 2، ص 256/ الزام الناصب، ص 97/ الصواعق المحرقة، ص 7/ مجمع النورین مرندی، ص 196 و ...
    http://kanizezahra.blogfa.com/post-279.aspx
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۸/۳۰ در ساعت ۰۸:۳۱
    الهی العفو...


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود