جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه تائو

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فلسفه تائو




    فلسفه تائو چیه اصول اولیه اش چیه و ...



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۰۵ در ساعت ۱۵:۵۱
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5



    مردمان چين و ژاپن طبيعت را در مركز توجه قرار داده و علاقه به جهان و دل بستگي به حيات و ادامه زندگاني هدف و مقصود نهايي در معتقدات ايشان مي باشد .1
    دگرگوني و ناپايداري عالم طبيعت اولين حكيم تائوئيست (لائوتزو) رابه اين انديشه واداشت كه حقيقت دو سوي متضاد دارد كه يكي پس از ديگري به طور متوالي غلبه مي يابند :روز و شب - فصل گرم و سرد - شكوفايي و پژمردگي - جواني و پيري و ...
    او كتابي به نام تائوته چينگ (tao te ching) به معناي خاصيت تائو دارد .
    تائو عظيم و نامتناهي است و همه تضادهاي عالم را فراگرفته و در حقيقت تضادهاي عالم جلوه ها و فراز و فرود تائو هستند.
    تائو به معناي بستر رود است و مفهوم قانون ثابت تغيير يا روش مقرر حركت موجود است .2

    شناخت تائو

    حقيقت تائو وحدت همه اشياء است و با عقل فهميده نميشود:
    عدم تمايز برامده از در هم ريختگي امري است كه در وراي درك عقلي قرار دارد ليكن اگر به رغم اين امر عقل هم چنان بكوشد به روش خود اين مفهوم را درك كند عدم تمايز تنها به صورت نسبت براي او فهميده خواهد شد.3
    زيرا كار عقل تمايز نهادن است و وقتي اين تمايز ها در قياس با وحدت حقيقي و يك سان ذاتي همه چيز در تائو مشاهده مي شود عقل به ايجاد نسبت ها و پديد اوردن جهات مختلف در رويارويي با مظاهر تائو مي پردازد. چيزي كه به علت محدوديت و ناتواني عقل در درك وحدت حقيقي تائو گرفتار ان است.
    از همين رو تائو در مرتبه اعلي يك است و همه چيز ان جا وحدت دارد . انسان در صورت درك اين وحدت با تائو ان را در اين مرتبه ميفهمد.

    طريقت تائو

    براي فرا گرفتن تائو چند چيز لازم است :يكي ترك دانش (ان نوع از شناخت كه از نظر لائوتزو اشتباه است همان كار تميزدهي و تمايز گذاري عقل است4) تميز دهي عقل از ان جا اغاز مي شود كه انسان حواس و وحدت ظاهري خود را چنان به كار مي گيرد كه حس باطني و درك دروني ان خاموش مي شود و وحدت تائو را نمي فهمد .

    لائوتزو مينويسد:
    رنگ هاي پنجگانه (يعني سفيد-سياه- ابي - زرد - قرمز ) چشم هاي انسان را كور مي كنند. پنج نت موسيقي گوش هاي انسان را كر مي كنند . پنج مزه(شيرين-شور-ترش -تند و تلخ) چشندگي انسان را از كار مي اندازند ... انسان مقدس تمركز خود را بر باطن قرار مي دهد .5

    تهاجم ادراك هاي حسي ذات انسان را چنان سرسخت مي كند كه براي مقاومت و غلبه بر اشياء ميان انها تميز ميگذارد . اما تمركز بر درون وبرانگيختن نيروي تائو انسان را چنان نيرومند مي سازد كه همه اشياء را با خود يكي يافته و همه را سرشار از نيروي واحد مي يابد . نيرويي كه در نفس است.
    اما لازمه برانگيختن نيروي تائو از درون و قرار گرفتن در طريقت ان اين است كه خود را كاملا در تائو رها كني و در ان محو شوي . پس افزون بر شناخت كثرت زده حسي- عقلي , كنش و اراده را نيز بايد ترك كرد .

    لائوتزو معتقد است :
    انسان از بي كنشي جهان را مي يابد و لي ان گاه كه مي گيرد جهان ان سوي يافت اوست .6

    يعني وقتي در انسان خواسته اي پديد مي ايد و به چيزي تعلق و وابستگي مي يابد محدود مي شود و در كنار ساير اشياء و جدا از خواسته هاي خود قرار مي گيرد .اما اگر همه چيز را رها كند حتي خود را كنار بگذارد و در جريان نيروي بي پايان تائو قرار بگيرد ان گاه همه چيز خواهد بود .

    رنج و رهايي

    وقتي انسان خود را به اگاهي ظاهري و بيروني سرگرم كند و اراده و كنش ان را به بند كشد از راه تائو به بي راهه رفته و گرفتار رنج و درد مي گردد . همه طبيعت در طريقت حركت مي كند .
    ولي انسان كه خود جزيي از نمونه پهناور چيزهاي طبيعت است در دور شدن از قانون طبيعت پافشاري مي كند . از اينجاست كه جهان يك دست و همساز در بسيط پهناور زمان و مكان عمل مي كند اما انسان با همه درد و رنجهاي زندگي رو به رو مي شود . بنابر نظر لائوتزو نهاد انسان شاد است .ليكن او مي كوشد سرنوشت خويش را به فرمان اورد و همين امر او را به رنج مي افكند .7
    وقتي انسان در تمناي هوس ها و ارزوهاست به چيزي وابستگي دارد كه ان را ندارد و براي به دست اوردن ان بايد نيرو از دست بدهد و فرسوده شود .از اين رو لائوتزو مي گويد:
    كام جويي ها دل را اشفته مي دارد . زرپرستي رفتار را به بي راهه مي كشد .8

    لائوتزو مي گويد :
    انسان مقدس بدون انكه به بيرون رود مي داند . او درباره همه چيز بدون انكه بنگرد ديدي روشن دارد.او بدون انجام هيچ عملي دست اورد كسب مي كند.9




    براي مطالعه بيشتر مراجعه شود به: كتاب جريان شناسي انتقادي عرفان هاي نو ظهور نوشته حميدرضا مظاهري سيف


    ..............
    1-ناس,جان,تاريخ جامع اديان,ترجمه علي اصغر حكمت,ص319.
    2-ناس,جان,تاريخ جامع اديان,ترجمه علي اصغر حكمت,ص327.
    3-ايزوتسو,توشيهيكو,صوفيسم و تائوئيسم,ترجمه محمد جواد گوهري,ص 346.
    4-ايزوتسو,توشيهيكو,همان,ص 355.
    5-همان,ص358
    6-چاي,چو,چاي,وينبرگ,تاريخ فلسفه چين,ترجمه ع.پاشايي,ص113.
    7-همان,ص122
    8-همان,ص125
    9-ايزوتسو,توشيهيكو,همان,ص358.



    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    346
    تشکر:
    1
    حضور
    90 روز 2 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    5

    اصول جهانبینی تائوئیسم




    اصول جهانبینی تائوئیسم را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
    1. جهان باشعور و منظم است.
    2. تضاد اساس ساختار طبیعت است. (یین و یانگ)
    3. جمع دو اصل قبلی نظریه تائوست که به معنای بستر رود است و مفهوم قانون ثابت، تغییر یا روش مقرر حرکت موجود است.
    الف: این قانون ازلی و ابدی است.
    ب: قبل از پدید آمدن طبیعت و جهان بالقوه بوده و با پیدایش آن ظهور کرده است.
    ج: این روش در اوج کمال و اتقان است.
    د: اگر خطاکاران و شیاطین نبودند این حرکت با سرعت پیش می رفت و سعادت می آورد. مثل زمان «یائو» و «شون» که روش تائو را کشف کرده و براساس آن حکومت کردند. آنها معتقدند که همه جهان زنده و پر از روح است. و سعی می کنند که با این ارواح یا نیروهای با شعور ارتباط برقرار کرده، از نیروی آنها استفاده کنند. بدین جهت از آفتاب و ماه و پنج سیاره و ستاره ها و باد و درختان و کوهها و رودها و... در معابدشان تجلیل نموده، راهی برای اتحاد و با آنها و بکارگیری شان در زندگی پیدا کنند.
    البته این نیروها به خیر و شر تقسیم می شود، نیروهای خیر از روح نیکان و نیروهای شر از ارواح پلید پدید می آید. «شن» روح نیکان و «کوی» روح بدان است که در طبیعت همواره یکی پس از دیگری غلبه می کنند و همواره در حال تبدیل یا باز گشت هستند. زیرا مظهر تائو یعنی دگرگون شونده و جاری در جهان هستند.
    منبع:
    http://www.tahoordanesh.com/


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ



  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    فلسفه تائو چیه اصول اولیه اش چیه و ...

    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    به نام خدا
    بنده در این زمینه چندان نمی دانم اما با جستجو در اینترنت می توان اطلاعات خوبی به دست آورد.
    به طور خلاصه:

    آئین تائو را لائوتسه در قرن 5 یا 6 قبل از میلاد پایه گزاری کرد.وی از فلاسفه بزرگ چین محسوب میشود.لائوتسه به معنای حکیم سالخورده است.

    بنا به افسانه های چینی نام وی وین لی میباشد که در سال 604 قبل از میلاد در ایالت چو متولد شده و در سال 524 ق.م نیز وفات یافته است.

    کتاب مقدس آئین اوتائو ته کینگ است که شامل 81 قطعه کلمه قصار است.

    از نظر لائوتسه تائو قابل تعریف نیست.غیر قابل شناخت است.اما میتوان از واژه تائو به دو برداشت رسید:

    1-دستگاه نظامی فکری که مرکز کلیه افکار و اندیشه های عقلانی است.

    2-آمیزه ای از عقائد و خرافات دینی چین باستان توام با خرافات و جادوگری.

    تائوییزم در دوران حیات و رشد خود سه مرحله را پشت سر گذاشته است:
    1- اندیشه فلسفی تائو محصول فکری افرادی است که با اعتراض به تمدن بشری و مناسبات اجتماعی ،از آن فاصله گرفته و انتقاد ات تندی را متوجه آن نمودند...
    ...
    2-
    جنبه سحر تائوئیزم که ریشه در باورهای باستانی چینیان دارد.آنان برای در امان ماندن از زوال و نابودی و فساد جسم و در طلب حیات جاودانه بوده اند و تائو هم به این میل پاسخ مثبتی داشته و به آن گرایش دارد.از این رو افکار نظری و تجربی تائوئیزم روش اسرار آمیزی را در پیش گرفته و وارد مرحله سحر و جادوگری شد.
    ...
    3-
    تائوئیزم در شکل دین و آئین خاص از سال 165 میلادی با اقدام هوان خاقان چین از دودومان هان بصورت تقدیم هدایایی به لائو و بنای معبدی بنام او و برای او آغاز شد.

    در قرن هفت میلادی لی شی مین بنیانگذار سلسله تانگ به تائو ایمان آورد و تائو رنگ و بوی دین رسمی چین را بخود گرفت.
    ...



    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود