جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عقل محض و اثبات عصمت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عقل محض و اثبات عصمت




    در مسائل دینی ما دو نوع اثبات و استدلال داریم
    استدلالهای درون دینی که از آیات و روایات برای اثبات مسئله ای کمک می گیریم مثل آیات معاد برای اثبات معاد
    استدلالهای بیرون دینی که از طریق عقل محض و بدون رجوع به متون دینی برای اثبات مسئله ای استفاده می کنیم مثل برهان نظم و علیت در اثبات خدا
    یک سوال آیا با عقل محض و بدون استناد به آیات تطهیر و.... و اصطلاحا از راه استدلالهای بیرون دینی می توان عصمت را اثبات کرد یانه ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۴:۳۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط شبهه شناس نمایش پست
    در مسائل دینی ما دو نوع اثبات و استدلال داریم
    استدلالهای درون دینی که از آیات و روایات برای اثبات مسئله ای کمک می گیریم مثل آیات معاد برای اثبات معاد
    استدلالهای بیرون دینی که از طریق عقل محض و بدون رجوع به متون دینی برای اثبات مسئله ای استفاده می کنیم مثل برهان نظم و علیت در اثبات خدا
    یک سوال آیا با عقل محض و بدون استناد به آیات تطهیر و.... و اصطلاحا از راه استدلالهای بیرون دینی می توان عصمت را اثبات کرد یانه ؟
    سلام و درود خداوند متعال بر شما

    اول
    با اندکی دقت معلوم میشود که حقیقت اثبات عصمت امری بیرون دینی است. و اساسا نمی تواند درون دینی باشد. حجیت و اعتبار ادله درون دینی مانند ایه تطهیر و ... وابسته به اثبات عصمت است، و کسی که عصمت را اثبات نکرده باشد و احتمال خطا و نسیان را در آموزه های نبوی بدهد نمیتواند به این ایات استناد کند. بنابراین مفهوم چنین ایاتی ارشادی است و جنبه تاکید فهم عقلانی را دارد.

    دوم
    توجه به جایگاه هر بحث از ضروری ترین نکاتی است که در هر بحث منطقی باید مورد توجه قرار بگیرد. به عنوان مثال اثبات عدالت خداوند متعال اگر چه عقلانی هست ولی جایگاه پرداختن به ان بعد از اثبات وجود خداوند متعال است. و جایگاه بحث عصمت بعد از اثبات ضرورت نبوت و یا امامت است.

    سوم
    در نظام فکری شیعه عصمت در دو عرصه مورد توجه قرار میگیرد :
    1. در نبوت.

    2. در امامت.
    و در هر دو عرصه دلایل متعددی برای اثبات عصمت مطرح شده است.

    عصمت در عرصه نبوت

    در این عرصه ه
    م از سوی متکلمین و هم از سوی فلاسفه دلایلی برای عصمت مطرح شده است که از هر قسمت به یک نمونه اشاره میکنیم.

    دلیل متکلمین

    مرحوم خواجه طوسی ( ره) با عبارتی زیبا این دلیل را بیان کرده است:
    " و یجب فی النبی العصمه لیحصل الوثوق فیحصل الغرض".
    عصمت برای پیامبر واجب است تا مردم اعتماد ک
    نند و غرض خداوند متعال برآورده شود.

    تبیین :

    نبی واسطه بین خداوند و مردم است. و بر مردم لازم است که از او اطاعت کنند (چون پیامبر است) و زمانی مردم با خیال آسوده تن به اطاعت از پیامبر میدهند که به آموزه های پیامبر اطمینان داشته باشند. ولی چنانچه احتمال خطا یا جابجایی بدهند دیگر اطاعت نخواهند کرد. پس باید این اموزه ها مصون از هر نقصی باشند یعنی پیامبر معصوم باشد.
    عقل میگوید اگر قرار است اطاعت باشد باید وثوق و اعتماد باشد و اعتماد در صورتی است که خطا و نسیان به ان راه پیدا نکرده باشد و راه خطا و نسیان زمانی بسته میشود که آورنده معصوم باشد.

    از طرفی خداوند از فرستادن پیامبر غرضی داشته است، یعنی رساندن پیامهایی که ضامن سعادت است به مردم. حالا چنانچه این پیامبر گرفتار خطا و فراموشی شود یعنی این پیام سعادت به مردم نرسیده است. و در نتیجه غرض حاصل نشده است و نقض غرض از خدای حکیم محال است. پس این پیامها باید سالم و بی کم و کاست به دست مردم برسند یعنی پیامبر معصوم باشد.
    عقل میگوید خداوند متعال حکیم است و حکیم کار لغو انجام نمیدهد؛ اگر خداوند تعالیم دینی را به کسی بسپارد که خطا میکند و فراموش میکند یعنی آن پیام به مردم نرسیده است و فرستادن ان پیامبر لغو خواهد بود.
    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۸۹/۱۰/۱۱ در ساعت ۲۰:۴۶

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بیان فلسفی

    همانطور که در بخش "دوم" اشاره شد این تحلیل نیاز به مقدماتی دارد که خیلی خلاصه وار به انها اشاره میشود :

    1. حکت اقتضا میکند که نوعا هر استعدادی به فعلیت برسد و لو با یک فرد از افراد. (مثال سلام کردن در جایی معقول است که بدانیم جواب میدهند ولو یک نفر باشد).
    2. اگر فردی که تمام استعدادش به فعلیت رسیده؛ نباشد نیاز بشر در معاد ( امور روحانی) و معاش (امور جسمانی) بر اورده نمیشود، و خلق انسان بدون اینکه نیازش را براورده کنیم خلاف حکمت است.
    3. کسی میتواند این نیاز را براورده کند که خود هدایت یافته باشد.

    پس یک فرد که استعدادش به فعلیت رسیده است و می تواند نیاز مردم را براورده کند و خودش هدایت یافته است؛ در بین مردم لازم است. و الا حکمت خئاوند متعال زیر سوال میرود.

    و چنین فردی سه ویژگی شاخص دارد :

    الف ) قوه عاقله و مدرکه اش کمال یافته است. ( با عالم عقول در ارتباط است و کلیات را درک میکند).
    ب ) قوه مخیله اش ( غیر از خیال است) کمال یافته است. ( پس امور جزئه عالم مانند احوال گذشتگان و ایندگان را میداند).
    ج ) حس و حواس ( قوای محرکه) او کمال یافته است. ( در امور عالم تصرف میکند = اعجاز).

    نکته : همه موارد فوق به اذن خداوند متعال است.

    جمع شدن کمالات سه گانه در یک انسان باعث میشود که او هرگز گرفتار خطا و نسیان و فراموش کاری نشود. و خطا و سهو و فراموشکاری که ناشی از نقص می باشند در او راه پیدا نکند. یعنی معصوم است. 1

    نکته : این بحث منافاتی با وجود مراتب بین خود انبیا ندارد.


    -------------------------------------------
    1. استفاده از محضر استاد گرانقدر ربانی گلپایگانی حفظه الله.
    برای مطالعه بیشتر : تفسیر موضوعی / وحی و نبوت / ایت الله جوادی املی حفظه الله.
    گوهر مراد / مرحوم لاهیجی . رحمه الله.
    شواهد لربوبیه / ملا صدرا.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عصمت در عرصه امامت

    در این عرصه به بیان یک دلیل از مرحوم سید مرتضی (ره) اکتفا میکنم :

    1. ایا مردم از آن جهت که خطا نمی کنند و خود می توانند اموزه های دینی را درست و کامل، فهم و عملیاتی کنند به راهنما و رهبر و امام نیاز دارند؛
    یا از ان جهت که ممکن است در فهم یا در اجرای آموزه های دینی گرفتار خطا شوند؟

    2. شق اول قطعا قابل اثبات نیست. چون لازمه اثبات چنین مطلبی این است که همه مردم را یک جا معصوم بدانیم. و به عبارتی خود به خود عصمت اثبات میشود. ( البته این فرض ذاتا محال نیست بلکه وقوعا محال است، یعنی مردمی که ما الان میبینیم و با انه سر و کار داریم همگی گرفتار خطا در فهم و در اجرای اموزه های دنی می شوند).


    3. پس مردم از ان جهت که دچار خطا و اشتباه میشوند به راهنما و رهبر و امام نیاز دارند.

    4. چنانچه خود این امام نیز گرفتار خطا باشد او نیز نیازمند امام و رهبر و راهنمایی است. و ان راهنمای دیگر نیز همینطور. و اگر ادامه پیدا کند منجر به تسلسل می شود که عقلا محال است.پس این امام باید گرفتار خطا در فهم و اجرای آموزه های دنی نشود. یعنی باید معصوم باشد.

    یک مثال :
    ایا ما از این جهت که ادرس فلان شرکت را میدانیم از میردم میپرسیم یا چون نمیدانیم؟
    قطعا عقل میگوید چون نمیدانی بپرس.
    اگر ان کسی که از او میپرسیم خودش نداند پس او نیز باید از دیگری بپرسد.
    و اگر این سلسله ادامه پیدا کند منجر به تسلسل میشود.
    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۰۸:۵۰

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    موضوع این تاپیک به صورت خلاصه جمع بندی میشود:


    سوال:
    آیا با عقل محض و بدون استناد به آیات تطهیر و.... و اصطلاحا از راه استدلالهای بیرون دینی می توان عصمت را اثبات کرد یانه ؟


    پاسخ:

    اول: با اندکی دقت معلوم میشود که حقیقت اثبات عصمت امری بیرون دینی است.
    دوم: و جایگاه بحث عصمت بعد از اثبات ضرورت نبوت و یا امامت است.
    سوم: عصمت در دو عرصه مورد توجه قرار میگیرد :
    1. در نبوت.
    2. در امامت.

    عصمت در عرصه نبوت

    دلیل متکلمین


    مرحوم خواجه طوسی ( ره) با عبارتی زیبا این دلیل را بیان کرده است:
    " و یجب فی النبی العصمه لیحصل الوثوق فیحصل الغرض ".
    عصمت برای پیامبر واجب است تا مردم اعتماد
    کنند و غرض خداوند متعال برآورده شود.[1]

    تبیین :

    عقل میگوید اطاعت وابسته به اعتماد است و اعتماد جایی است که خطا نباشد و خطا زمانی منتفی میشود که شخص معصوم باشد.

    عقل میگوید خداوند حکیم کار لغو انجام نمیدهد؛ سپردن تعالیم دینی به خطاکار لغو است. پس لازم است پیامبر معصوم باشد
    .

    بیان فلسفی
    چند مقدمه :
    1. حکمت اقتضا میکند که نوعا هر استعدادی و لو با یک فرد به فعلیت برسد.
    2. اگر فردی که تمام استعدادش به فعلیت رسیده؛ نباشد نیاز بشر بر اورده نمیشود، و خلق انسان بدون اینکه نیازش را براورده کنیم خلاف حکمت است.
    3. کسی میتواند این نیاز را براورده کند که خود هدایت یافته باشد.

    و چنین فردی سه ویژگی شاخص دارد :

    الف ) قوه عاقله و مدرکه اش کمال یافته است.

    ب ) قوه مخیله اش ( غیر از خیال است) کمال یافته است.
    ج ) حس و حواس ( قوای محرکه) او کمال یافته است.
    جمع شدن کمالات سه گانه در یک انسان منجر به عصمت او میشود.[2]

    عصمت در عرصه امامت

    به یک دلیل از مرحوم سید مرتضی (ره) اکتفا میکنم :


    1. ایا مردم چون خطا نمی کنند به امام نیاز دارند؛
    یا چون ممکن است گرفتار خطا شوند؟

    2. لازمه شق اول این است که همه مردم را معصوم بدانیم. و عصمت ثابت میشود.
    3. و لازمه شق دوم این است که امام خودش خطا نکند والا او نیز نیازمند امام است و همچنین امام دوم و سوم و ... تسلسل. پس امام باید معصوم باشد.[3]
    -----------------------------------------------------
    [1] - طوسی / نصیر الدین / تجرید الاعتقاد / المقصد الرابع / المساله الثالثه.
    و حلی / حسن بن یوسف / کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد / ص 155 / نشر موسسه امام صادق چاپ 1382.

    [2] - مطالعه بیشتر : ملاصدرا / شواهد الربوبیه / با شرح مرحوم اشتیانی بخش مربوط به وحی و نبوت. و لاهیجی / عبد الرزاق / گوهر مراد / بحث نبوت. و جوادی املی / عبد الله / تفسیر موضوعی قران بحث وحی و نبوت.

    [3] - سید مرتضی / الشافی فی الامامه / ج 1 ص 289 / نشر موسسه الصادق تهران / چاپ 1407.
    و سید مرتضی / الذخیره فی علم الکلام / ص 430 / موسسه نشر اسلامی قم / چاپ 1411.
    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۹/۰۸ در ساعت ۰۸:۳۴


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود