صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تساهل و تسامح درون دینی...استهاله!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تساهل و تسامح درون دینی...استهاله!




    با عرض سلام و درود.
    امیدوارم که انجمن را درست انتخاب کرده باشم!
    با توجه بی اینکه در این چند روز متوجه شدم که تعداد کثیری از کاربران و معدودی از خادمین کانون(و خودم!)اطلاع چندانی از مسئله بسیار مهم(تساهل و تسامح درون دینی و نظری) ندارند,تصمیم گرفتم ک تایپیکی را ایجاد کرده و به بررسی این موضوع بپردازیم.
    انشاالله اگر تایپیک تایید شد,از دوستان تقاضامندم:
    1-اجازه دهند بحث به صورت گفتگو ادامه یابد.
    2-از زدن پستهای کپی/پیست شده به شدت خوداری کنند.
    منتظر میمیانم....


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۰۷ در ساعت ۱۵:۲۲
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم.
    تساهل به معنای آسانگیری و تسامع به معنای سازش با غیر خود میباشد.
    آسانگیری و سازش در مسائل دینی و نظری سابقه ای زیاد به درازای عمر علوم انسانی و شاید خود انسان دارد.
    تساهل که از فطرت میآید رویه جداناشدنی انسانها در طول تاریخ در برخورد با علوم نظری بوده.
    هرگاه آدمی در مورد چیزی به تفکر میپرداخت,پس از زمانی گاه کوتاه و گاه بلند,به موضوع تفکر خویش شک مینمود و آنرا نفی میکرد.
    تساهل در دین را میتوان از آفات آن نامید که دین را از درون و به تدریج خالی نموده و کمر او را شکننده و نابود شدنی میسازد.
    آسانگیری دینی بارزترین نمونه تساهل در حیطه علوم انسانی است,چون اگر این عارضه دچار هر شاخه ای دیگر از علوم گردد زیان ظاهری و باطنی چندانی در پی نخواهد داشت اما اگر دین مبتلا به آن گردد به خاطر پارامتری به نام تعصب واکنشهای شدیدی از سوی متدینین صورت میگیرد که میخواهند به مقابله با آن بپردازند ولی در اکثر مواقع از آن سوی بام پرت شده و خود بیشترین زیان را به دین میرسانند.
    بد و بارزترین خصیصه تساهل همه گیری و اپیدیمی شدید آن است.
    به نحوی که اگر نهال آن در دل دینداری کاشته شود به سرعت و از طریق:کلام/الفبای سربی و هوا گسترش پیدا کرده و لانه خویش را هم در ذهن و هم در دل دینداران محکم و زیبا بنا میکند.
    -------------
    در پستهای بعدی و به مرور به بررسی تسامح و استهاله دینی خواهیم پرداخت.
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

  4. تشکرها 4


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوباره سلام!
    همانطور که گفته شد,تساهل از بلایای جوامع و تفکرات دینی است.
    اما به نگر بنده انچه میتواند این بیماری خفیف را به دردی لاعلاج تبدیل کند,نه خود آن بلکه طریقه و روش مبارزه با آن است.
    اگر بیاییم و با این پدیده به طور رادیکالی و قهرآمیز برخورد نماییم,خود بیشترین زیان را میبینیم.
    چون طبیعت انسانها قهر و پذیرش موضعی است و آماده سازی خویش برای غلیان درونی و بیرونی.
    حال گاه این رویداد یک روز و گاه سالها طول میکشد.
    پس اگر میخواهیم تساهل دینی را درمان کنیم داریم زور سربالا میزنیم و به جز خسته کردن خویش راهی به پیش نمیبریم!
    با توجه به خوی پیشرونده این عارضه,پس از زمانی از لابلای سوختها و ناسوخته های تساهل,فرزند و یا برادری سر بیرون میآورد که متفکران علوم اجتماعی نام آن را(تسامح)گذاشته اند.
    تسامح به معنای سازش و خوی سازشپذیری است.
    تسامح درون دینی که از همان آسانگیری ریشه مییابد,به مراتب خطرناکتر و موذیانه تر از والد خویش است.
    تسامح و سازش در کنار دیگران,انسان را به قبول همه چیز و نفی همه چیز وا میدارد.
    -------------------------------
    تاریخچه تساهل و تسامح:
    عرض شد که این دو پدیده از ابتدای خلقت آدمی همواره با او همراه و همگن بوده و همیشه دردسری بوده اند برای جوامع تئوکرات.
    در تاریخ اسلام همیشه بوده اند کسانی که با اعمال خویش به این اتهام متهم شده و دامن دیندار خود را آلوده این گناه زمینی کرده اند.!
    از جمله آنها میتوان:عمر بن خطاب/عثمان بن عوف/معاویه بن ابوسفیان/عبدالله بن زبیر و بسیاری دیگر را نام برد که همیشه با ردای دین گشته و هیچگاه دین را دین,نخواندند.
    پیشتر که میآییم در غرب مسیحی نیز کسانی(زیاد) آرام و سریع خود را متسامح نشان داده اند و گاه آنچنان پیش میرفتند که بدعتها در دین و آیین راه داده و اغلب فاتحه اکثر تصورات دینی را خوانده و خود را پیامبری از همان دین ولی نه برای همان دین خوانده اند.!
    جالب اینچاست که سردمدارن تساهل و تسامح در اروپا روش خود را (اعتراض)و نه بدعت نامیده اند.
    و جالبتر آنجاست که با گذشت زمان,بر میزان پیروان آنان افزوده شده و هر روز قدرت بیشتری پیدا کرده اند.
    پیشقراولان این نهضت به اصطلاح معترض در غرب را میتوانید در زیر ببینید:
    -توماس کارترایت
    -جروم
    -لوتر و...
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    دوست محترم مبحث بسيار مهمي ايجاد فرموديد انشاء الله با ياري دوستان و هم فكري حضرت عالي به نتايج خوبي خواهيم رسيد ؛ در متون اسلامى رواياتى داريم كه اسلام را دين سمحه سهله معرفى فرموده است. به عنوان نمونه حضرت نبى‏اكرم (ص) فرموده‏اند: ما بعثت بالرّهبانيّة الشّاقّه و لكن بالحنيفيّة السّمحة من براى رهبانيّت شاقّ مبعوث نگشته‏ام، بلكه براى ديانت آسان و به دور از سخت‏گيرى‏ها مبعوث شده‏ام»( مجمع البحرين).

    يا در حديث ديگرى از آن حضرت (ص) نقل شده است كه فرمود: بعثت بالحنيفيّة السّمحة السهلة من به ديانت سهل و آسان- نه حادّ و مشكل- مبعوث گشته‏ام»،( وسائل، ج 8، ص 116، ح 10208، باب 14 از ابواب بقية صلواة المندويه).

    باز در تاريخ اسلام مى‏خوانيم كه وقتى نبىّ مكرّم اسلام (ص) حضرت على (ع) و برخى ديگر از صحابه را به يمن اعزام فرمود، به آنها توصيه كردند كه: بشرّا و لاتنفرا و يسّرا و لاتعسّرا در دعوت خود به اسلام بشارت دهيد و افراد را فرارى ندهيد. سهل و آسان بگيريد نه سخت و دشوار» و جالب اين كه به حضرت على (ع) مى‏فرمايد: به آن مردم بگو به وحدانيت خدا شهادت دهند، نماز بخوانند و صدقاتى را به مصرف فقراء خويش برسانند و بيش از اين شرايط چيزى از آنها نخواهيد(لسان العرب). در خود قرآن مجيد مى‏خوانيم كه: ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ خداى سبحان در دين بر شما سخت‏گيرى نفرموده است»،( حج، آيه 78) و يا لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها خداوند هيچ كس را بيش از حد طاقتش تكليف نفرموده است»،( بقره، آيه 286).

    از آن چه گذشت فهميده مى‏شود كه اولًا اساس و بنيان دينى بر سهولت است. اسلام نيامده تا مردم را در حرج و مشقت بيندازد. و ثانياً در دعوت به اسلام و نيز در تربيت، تبليغات و امر به معروف و نهى از منكر بايد توجه به مراحل و مراتب آن داشت و از همان آغاز نبايد با شدت و حدّت برخورد نمود و مردم را متنفر ساخت. ليكن بايد توجه داشت كه سهولت و سماحت و بردبارى و مدارا در اسلام هيچ ارتباطى با تساهل غربى ندارد.




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بيانات استاد شهيد مرتضي مطهري در اين رابطه قابل تأمل است:

    پيغمبر اكرم در دستورهاى خودش نه تنها به معاذبن جبل، بلكه به معاذبن جبل‏ها، به همه مى‏فرمود: «بَشِّرْ وَلا تُنَفِّرْ، يَسِّر وَلا تُعَسِّرْ» [آسان بگير، سخت نگير]، هى به مردم نگو «مگر ديندارى كار آسانى است، ديندارى مشكل است، خيلى هم مشكل است، فوق العاده مشكل است، كار هر كس هر كس نيست، هر كس كه نمى‏تواند ديندار باشد، كار هر بز نيست خرمن كوفتن گاو نر مى‏خواهد و مرد كهن». هى از مشكل بودن ديندارى مى‏گويى، در نتيجه او مى‏ترسد و مى‏گويد وقتى اين قدر مشكل است پس آن را رها كنيم. پيامبر مى‏فرمود «يسِّر» آسان بگير.

    همچنين مى‏فرمود:

    «بُعِثْتُ عَلَى الشَّريعَةِ السهلة السَّهْلَةِ.»( كافى 5/ 494)

    [خدا مرا بر شريعت و دينى مبعوث كرده است كه با سماحت (با گذشت) و آسان است.]

    دين اسلام سماحت دارد. به يك انسان مى‏گويند «سماحة» يعنى انسان با گذشت، ولى «دين باگذشت است» يعنى چه؟ مگر دين هم مى‏تواند باگذشت باشد؟ دين هم باگذشت است، ولى اصولى دارد. چطور؟ دينى كه به شما مى‏گويد وض بگير، همين دين به شما مى‏گويد اگر زخم يا بيماريى در بدن تو هست و خوف ضرر دارى نمى‏گويد يقين به ضرر دارى تيمّم كن، وضو نگير. اين معنى‏اش سماحت اين دين است يعنى يك دين يك دنده لجوج بى‏گذشت نيست، در جايش گذشت دارد. يا مى‏گويد روزه واجب است. واقعاً اگر انسان بدون عذر روزه‏اى را بخورد گناه مرتكب شده است. ولى همين دين مى‏بينيم در جاى خودش گذشت زيادى نشان مى‏دهد: «يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العشر.» در مورد روزه است مسافر هستى در مسافرت روزه گرفتن براى تو سخت است، روزه نگير بعد قضايش را بگير، مريض هستى: «ومن كان مريضاً او على سفرٍ فعدَّةٌ من ايّامٍ اٌخر يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر»( بقره/ 185) يعنى دينى است با سماحت و باگذشت حتى وقتى خوف ضرر دارى و ممكن است اين خوف از گفته يك طبيب فاسق يا كافر در دل تو پيدا بشود، ولى به هر حال اين خوف و نگرانى در قلب تو پيدا شده است.

    و حديث داريم كه لازم نيست اين خوف و نگرانى براى ديگران پيدا بشود و ديگران خائف باشند، «انَّ الانسان على نفسه بصيرةٌ» اگر تو خودت در قلب خودت احساس مى‏كنى كه خوف دارى كه نكند اين روزه بيمارى تو را تشديد كند، همين كافى است و لازم نيست از كس ديگر بپرسى. حتى براى يك پيرمرد يا پيرزن يا يك زن مقرب لزومى نيست كه خوف ضرر باشد. يك پيرمرد يا پيرزن ممكن است خوف ضرر هم نداشته باشد ولى [چون‏] به حد پيرى و فرتوتى رسيده [روزه بر او واجب نيست‏]. اين، سماحت و گذشت است.

    مجموعه آثار شهيد مطهرى ج 14 سيرى در سيره نبوى صفحه 160 الى 161، شهيد مطهرى



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    412
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم ربّ الشّهداء والصّدّیقین

    السّلام علی الحسین(ع) و علی علیّ ابن الحسین(ع)


    اگه ممکنه لطفاً قبل از ادامه گفتگو به این سه سؤال به طور مختصر پاسخ بدید . :

    الف) تساهل و تسامح دینی با خودی و نقش امر به معروف و نهی از منکر، همچنین تولّی و تبرّی در این بین

    ب) تساهل و تسامح دینی با غیر خودی و نقش جهاد و دفاع

    ج) و همینطور تساهل و تسامح در مسائل نظری ( اصول و فروع ) با خودی یا هم دینان چگونه امکان پذیره ؟


    امیدوارم این سؤالات خارج از چهار چوب بحث نباشه . سپاس
    .
    ویرایش توسط ذاکره2 : ۱۳۸۹/۱۰/۰۹ در ساعت ۲۱:۵۴
    ماندگاری هر ملّتی رابطه ی جدا نشدنی

    با سرمایه های تاریخی و معنوی آنها دارد

    پی آواز حقیقت بدویم


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست محترم جناب متحير

    پاسخگويي به سوال حضرت عالي اين بحث را از مسير اصلي خود منحرف مي كند ، بهتر است تاپيك ديگري براي اين موضوع ايجاد گردد و يا اگر قبلا چنين موضوعي ايجاد شده بحث در اين رابطه بدانجا منتقل شود .

    با تشكر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم.
    متاسفانه مثل اینکه جناب پاسخو پستها و مطالب بنده را اصلا مطالعه نکرده اند!
    جناب پاسخگو !
    بحث بر سر چیز دیگری است نه بر سر آسانگیری دین!
    بحث بر سر تساهل دینی است که از آفتهای دین است نه بر سر اینکه اسلام کجا فرموده که راحت باشید یا کجا ناراحت!
    زیباتر آنجاست که بعضی از دوستان بدون مطالعه و توجه زیر پستهای شما تنکس زده و خود را خوشحال نموده اند!
    به اینجا توجه بفرمایید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943
    آسانگیری دینی بارزترین نمونه تساهل در حیطه علوم انسانی است,چون اگر این عارضه دچار هر شاخه ای دیگر از علوم گردد زیان ظاهری و باطنی چندانی در پی نخواهد داشت اما اگر دین مبتلا به آن گردد به خاطر پارامتری به نام تعصب واکنشهای شدیدی از سوی متدینین صورت میگیرد که میخواهند به مقابله با آن بپردازند ولی در اکثر مواقع از آن سوی بام پرت شده و خود بیشترین زیان را به دین میرسانند.
    بد و بارزترین خصیصه تساهل همه گیری و اپیدیمی شدید آن است.
    به نحوی که اگر نهال آن در دل دینداری کاشته شود به سرعت و از طریق:کلام/الفبای سربی و هوا گسترش پیدا کرده و لانه خویش را هم در ذهن و هم در دل دینداران محکم و زیبا بنا میکند.
    و اینجا
    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943
    همانطور که گفته شد,تساهل از بلایای جوامع و تفکرات دینی است.
    اما به نگر بنده انچه میتواند این بیماری خفیف را به دردی لاعلاج تبدیل کند,نه خود آن بلکه طریقه و روش مبارزه با آن است.
    اگر بیاییم و با این پدیده به طور رادیکالی و قهرآمیز برخورد نماییم,خود بیشترین زیان را میبینیم.
    چون طبیعت انسانها قهر و پذیرش موضعی است و آماده سازی خویش برای غلیان درونی و بیرونی.
    حال گاه این رویداد یک روز و گاه سالها طول میکشد.
    پس اگر میخواهیم تساهل دینی را درمان کنیم داریم زور سربالا میزنیم و به جز خسته کردن خویش راهی به پیش نمیبریم!
    با توجه به خوی پیشرونده این عارضه,پس از زمانی از لابلای سوختها و ناسوخته های تساهل,فرزند و یا برادری سر بیرون میآورد که متفکران علوم اجتماعی نام آن را(تسامح)گذاشته اند.
    تسامح به معنای سازش و خوی سازشپذیری است.
    تسامح درون دینی که از همان آسانگیری ریشه مییابد,به مراتب خطرناکتر و موذیانه تر از والد خویش است.
    تسامح و سازش در کنار دیگران,انسان را به قبول همه چیز و نفی همه چیز وا میدارد.
    همانطور که میبینید بین ماه من و ماه شما فرق است از زمین تا آسمان!
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوباره درود!
    همانطور که رفت استهاله درون دینی از نوادگان تسامح و تساهل دینی است که جامعه دینی را به سوی نابودی اعتقادات میکشاند.
    استهاله اگر با ضعف باور همراه گردد بزرگترین زیان را به دین وارد میآورد.
    اما نکته جالبی که از اول قرار داشتم که در این تایپیک به آن برسم,حوادثی است که در آن سوی این جنگ سوسو میزند.
    و آن خودکشی دینمداران و دینسالاران جوامع دینی است که با علم کردن پرچم نابودی استهاله میخواهند به مقابله با آن بپردازند و گاه بدون هیچگونه تفکری با تبر نااگاهی چوب زیر پای خویش را میبرند.
    چگونه؟
    هرگاه زنگ زده گی نظری در جوامع شیوع پیدا کند,بزرگان دین با روشهای گونگون به مبارزه با ان بر میخیزند.
    گاه به نفی آن
    گاه به چشم پوشی از آن
    گاه به خواب کردن موضعی آن مشغول میگردند.
    در این میان استهاله گران بیشتر سود را برده و به آرامی به نشر افکار خویش پرداخته و دیگران را نیز با ردای دینی از دین فراری میدهند.
    توجیهات دوستان متسامح:
    سکولاریسم
    پوزیتویسم
    اومانیسم
    فمینیسم
    و....
    که انشاالله به هرکدام از آنها در مقام مناسب پرداخته خواهد شد.
    در انتهای این بخش از همهخ دوستان و جناب پاسخگو ملتمسانهخ تقاضامندم که:
    1-تیتر تایپیک را در نظر گرفته
    2-به مطالعه و تحقیق در مورد آن بپردازند
    3-خواهشا بدون مطالعه پستی را نزده و از ایجاد پستهای حاشیه ای به شدت پرهیز نمایند.
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

  12. تشکرها 2


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود.
    گفتیم که استهاله ناشی از تساهل و تسامح آرام میآید و شدید خراب میکند!
    قرار شد که توجیهات دوستان متسامح را مورد نقد و بررسی قرار دهیم:
    1-سکولاریسم:هرچند مومنان از دین رفته,علنا خود را پرچمدار این نظریه نمیدانند اما,همیشه خواسته و ناخواسته به تبلیغ ان میپردازند.
    اغلب ندای جدایی و گوشه گیری دین سر میدهند و در ظاهر خود را یله و رها.
    رهایی به معنای خوب بودن نداشتن بندی بر پای!
    رهایی به معنای خوب زیستن و گاه بسیار خوب زیستن!
    ....
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

  14. تشکر


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود