جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا همش به حرف مردم فکر میکنید ؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    چرا همش به حرف مردم فکر میکنید ؟؟




    هو الباقی

    مردم چه می گویند؟!...


    می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

    می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

    به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

    با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

    می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟!...

    می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

    اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!...گفتم: چرا؟... گفت:مردم چه می گویند؟!...

    می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟!...بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...

    بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند...

    می خواستم بمیرم.

    بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...گفت: مردم چه می گویند؟!...
    مُردم.
    برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!...

    از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند.

    حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه می گویند؟!...

    مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستند ....



    منبع:
    http://sare2008.persianblog.ir/

    ¤ توسط سیـد علیــرضـا ابــراهیمـــی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    لقمان حکیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود:

    فرزندم! دل بسته به رضاى مردم و مدح و ذم آنان مباش؛ زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بکوشد به هدف نمى رسد و هرگز نمى تواند رضایت همه را به دست آورد .

    فرزند به لقمان گفت:
    - معناى کلام شما چیست؟ دوست دارم براى آن مثال یا عمل و یا گفتارى را به من نشان دهى.

    لقمان از خواست با هم بیرون بروند بدین منظور از منزل همراه درازگوشى خارج شدند. پدر سوار شد و پسر پیاده دنبالش به راه افتاد در مسیر با عده اى برخورد نمودند. بین خود گفتند: این مرد کم عاطفه را ببین که خود سوار شده و بچه خویش را پیاده از پى خود مى برد. چه روش زشتى است! لقمان به فرزند گفت:
    - سخن اینان را شنیدى. سوار بودن من و پیاده بودن تو را بد دانستند؟
    گفت: بلى!
    - پس فرزندم! تو سوار شو و من پیاده به دنبالت راه مى روم.
    پسر سوار شد و پدر پیاده حرکت کرد باز با گروهى دیگر برخورد نمودند آنان نیز گفتند: این چه پدر بد و آن هم چه پسر بى ادبى است اما بدى پدر بدین جهت است که فرزند را خوب تربیت نکرده لذا او سوار است و پدر پیاده به دنبالش راه مى رود در صورتى که بهتر این بود که پدر سوار مى شد تا احترامش محفوظ باشد اما اینکه پسر بى ادب است به خاطر اینکه وى عاق بر پدر شده است از این رو هر دو در رفتار خود بد کرده اند
    لقمان گفت: سخن اینها را نیز شنیدى؟
    گفت: بلى!
    لقمان فرمود:اکنون هر دو سوار شویم .
    هر دو سوار شدند در این حال گروهى دیگر از مردم رسیدند آنان با خود گفتند: در دل این دو آثار رحمت نیست هر دو سوار بر این حیوان شده اند و از سنگینى وزنشان پشت حیوان مى شکند اگر یکى سواره و دیگرى پیاده مى رفت، بهتر بود. لقمان به فرزند خود فرمود: شنیدى؟
    فرزند عرض کرد: بلى!
    لقمان گفت: حالا حیوان را بى بار مى بریم و خودمان پیاده راه مى رویم. مرکب را جلو انداختند و خودشان به دنبال آن پیاده رفتند باز مردم آنان را به خاطر اینکه از حیوان استفاده نمى کنند سرزنش کردند.
    در این هنگام لقمان به فرزندش گفت:

    آیا براى انسان به طور کامل راهى جهت جلب رضاى مردم وجود دارد؟ بنابراین امیدت را از رضاى مردم قطع کن و در اندیشه تحصیل رضاى خداوند باش؛ زیرا که این کار آسانى بوده و سعادت دنیا و آخرت در همین است.

    منبع:
    1- علامه مجلسی، بحارالانوار: ج 13، ص 432 و ج 71، ص 361
    2- داستانهاى بحارالانوار، جلد دوم، مؤلف: محمود ناصرى .
    (به نقل از سایت طهور)

    چرا همش به حرف مردم فکر میکنید ؟؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام وبلاگ خیلی بی مزه ای هست
    چون که هیچ کس به حرف مرده ام گوش نمی ده مگر این که خودش بخواد
    نه مادر نه پدر نه برادر یا خواهر و... نمی تونند تاثیر بر افکار دیگران بزارند که خودش هم بخواد
    الکی نگید مردم بگید خودم و هوسهایم
    با تشکر


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم لاله نمایش پست
    سلام وبلاگ خیلی بی مزه ای هست
    چون که هیچ کس به حرف مرده ام گوش نمی ده مگر این که خودش بخواد
    نه مادر نه پدر نه برادر یا خواهر و... نمی تونند تاثیر بر افکار دیگران بزارند که خودش هم بخواد
    الکی نگید مردم بگید خودم و هوسهایم
    با تشکر

    دوست گرامی از این که به این تاپیک سر زدین متشکرم ...ببینید بنده یه مثال میزنم براتون .امیدوارم متوجه شده باشید .
    مثلا همین غیبت کردن که خداوند اونو حرام کرده . ...وقتی مادرت داره غیبت میکنه نمیگی بهش غیبت نکن .چرا؟ چون دوسش داری و دلت نمیخواد که ناراحتش کنی در حالی همون لحظه خداوند از این کار تو داره به خشم میاد ...

    پس ما اینجا به فکر مردم هستیم تا رضای خداوند //درسته یا نه؟؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    24
    آپلود
    0
    گالری
    105



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    دوست گرامی از این که به این تاپیک سر زدین متشکرم ...ببینید بنده یه مثال میزنم براتون .امیدوارم متوجه شده باشید .
    مثلا همین غیبت کردن که خداوند اونو حرام کرده . ...وقتی مادرت داره غیبت میکنه نمیگی بهش غیبت نکن .چرا؟ چون دوسش داری و دلت نمیخواد که ناراحتش کنی در حالی همون لحظه خداوند از این کار تو داره به خشم میاد ...

    پس ما اینجا به فکر مردم هستیم تا رضای خداوند //درسته یا نه؟؟
    خداییش راست میگید
    چقدر افسوس میخوره آدم
    دل خدا را بشکنه یا دل مادر.....

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    دوست گرامی از این که به این تاپیک سر زدین متشکرم ...ببینید بنده یه مثال میزنم براتون .امیدوارم متوجه شده باشید .
    مثلا همین غیبت کردن که خداوند اونو حرام کرده . ...وقتی مادرت داره غیبت میکنه نمیگی بهش غیبت نکن .چرا؟ چون دوسش داری و دلت نمیخواد که ناراحتش کنی در حالی همون لحظه خداوند از این کار تو داره به خشم میاد ...

    پس ما اینجا به فکر مردم هستیم تا رضای خداوند //درسته یا نه؟؟
    نه خیر هیچ کس به فکر راضی بودن کسی نیست
    همه به فکر خودشونن
    حتی تو این سایت
    به نظر شما اسم لاله جون چه مشکلی داره
    خودشون اسم من تغییر دادن اسمم گذاشتن خانم لاله
    ولی من گفتم راضی نیستم و گفتم اسم من و بزارند لاله دیونه یا لاله جون
    الکی حرف نزنید بابا عمل کنید
    با این سایت مسخره تون


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    2,310
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    45 روز 13 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم لاله نمایش پست
    نه خیر هیچ کس به فکر راضی بودن کسی نیست
    همه به فکر خودشونن
    حتی تو این سایت
    به نظر شما اسم لاله جون چه مشکلی داره
    خودشون اسم من تغییر دادن اسمم گذاشتن خانم لاله
    ولی من گفتم راضی نیستم و گفتم اسم من و بزارند لاله دیونه یا لاله جون
    الکی حرف نزنید بابا عمل کنید
    با این سایت مسخره تون
    خانم لاله متوجه هستین که در چه سایتی عضو شدین؟؟؟
    به غیر از اینجا سایتهایی زیادی هست که میتونید هر اسمی که دلتون خواست بزارید!
    با قرآن نمیشه شوخی کرد و این سایت قرآنیه که احترامش برای همه واجبه.
    والسلام
    روزی به طبیب عشق با صدق و صفا
    گفتم که کجا روم، چیست دوا؟!

    گفتا که اگر علاج دردت خواهی
    بشتاب به دربار شه طوس رضا


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331



    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم لاله نمایش پست
    نه خیر هیچ کس به فکر راضی بودن کسی نیست
    همه به فکر خودشونن
    حتی تو این سایت
    به نظر شما اسم لاله جون چه مشکلی داره
    خودشون اسم من تغییر دادن اسمم گذاشتن خانم لاله
    ولی من گفتم راضی نیستم و گفتم اسم من و بزارند لاله دیونه یا لاله جون
    الکی حرف نزنید بابا عمل کنید
    با این سایت مسخره تون
    سلام خانم لاله گرامی ...دوست عزیز شما وارد یه جای قرانی شدین ...و موقع ثبت نام تمام شرایط سایت رو قبول کردین ...!! خب دوست من اینکه ایدی شما رو تغییر دادن دلیل نمیشه که سایت مسخره باشه و غیره ....
    ضمنا این ایدی که شما دارین خیلی باوقار تر از ایدی هایی هست که ذکر کردین .....

  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود