جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دو سوال از سوره مبارکه انعام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    4,583
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    861
    آپلود
    199
    گالری
    331

    دو سوال از سوره مبارکه انعام




    بسم الله الرحمن الرحیم

    در ایه 103 سوره مبارکه انعام چنین امده :



    لَا تُدْرِكُهُ الاَْبْصَرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَرَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ

    چشم‏ها او را در نمى‏يابد، ولى او چشم‏ها را در مى‏يابد و او نامرئى و دقيق و باريك بين و آگاه است.

    در خود ایه مبارکه کدام کلمه معنی نامرئی میدهد .؟؟


    و ایه بعدی از همین سوره ایه 110 نیز چنین امده که :

    وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤمِنوُاْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ

    همان‏گونه كه در آغاز ايمان نياوردند، اين بار نيز دلها و چشم‏هايشان را دگرگون و واژگون مى‏كنيم و آنان را در طغيانشان رها مى‏سازيم تا سرگردان بمانند.

    چرا خداوند اینجوری برخورد کرده ؟ یعنی به خاطر اینه که بار اول ایمان نیاوردن ؟ یا دلیل دیگه ای هم وجود داره ؟




    کار شناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۰۹ در ساعت ۱۴:۲۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    لَا تُدْرِكُهُ الاَْبْصَرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَرَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ چشم‏ها او را در نمى‏يابد، ولى او چشم‏ها را در مى‏يابد و او نامرئى و دقيق و باريك بين و آگاه است. در خود ایه مبارکه کدام کلمه معنی نامرئی میدهد .؟؟
    در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه مورد نظر آمده :
    وَهُوَ يُدْرِكُ الْاَبْصارَ در حالى كه ذات پاك او چشمهاى مردم را در مى‏يابد.منظور از اين بيان اين است كه خداى يكتا مى‏بيند و ديده نمى‏شود، و اين يكى از بزرگترين تفاوت ميان آفريدگار هستى با پديده‏هاست. آيه شريفه، آفريدگار هستى را اين گونه وصف مى‏كند و مى‏ستايد كه: او، همه را مى‏بيند، امّا كسى او را نمى‏بيند.


    ودر تفسیر المیزان آمده:
    وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ" نيز دفع توهم ديگرى است، چون مشركين مردمى بودند معتاد به تفكر در ماديات و فرو رفته در حس و محسوسات، و بيم آن بود كه خيال كنند وقتى خداى تعالى محسوس به حاسه بينايى نباشد قهرا اتصال وجودى- كه مناط شعور و درك است- با مخلوقات خود نخواهد داشت، و در نتيجه همانطورى كه هيچ موجودى او را درك نمى‏كند او نيز از حال هيچ موجودى اطلاع نخواهد داشت، و هيچ موجودى را نخواهد ديد- لذا خداى تعالى براى دفع اين توهم فرمود:" وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ" او چشم‏ها را مى‏بيند. آن گاه همين معنا را با جمله" وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ" تعليل نمود، چون" لطيف" به معناى رقيق و نفوذ كننده است، و" خبير" آن كسى است كه خبره و مطلع است. وقتى خداى تعالى محيط باشد به هر چيزى، و احاطه‏اش هم احاطه حقيقى باشد قهرا شاهد و ناظر بر هر چيزى خواهد بود، و پيدا و پنهان هر چيزى را خواهد ديد، و به ظاهر و باطن هر چيزى عالم خواهد بود، ديگر ناظر بودن او بر تمامى احوال يك موجود او را از اينكه در همان حال بر تمامى احوال تمامى موجودات ناظر و واقف باشد باز نمى‏دارد، و هيچ چيزى حجاب و فاصله بين او و بين موجودى ديگر نمى‏شود، پس او هم چشمها را مى‏بيند و هم آنچه را كه چشمها مى‏بيند، و اما چشمهاى ما مخلوقات فقط ديدنى‏ها را مى‏بيند.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۱۰/۰۹ در ساعت ۲۲:۱۴


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    و ایه بعدی از همین سوره ایه 110 نیز چنین امده که : وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤمِنوُاْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ همان‏گونه كه در آغاز ايمان نياوردند، اين بار نيز دلها و چشم‏هايشان را دگرگون و واژگون مى‏كنيم و آنان را در طغيانشان رها مى‏سازيم تا سرگردان بمانند.
    شان نزول آیه
    عده‏اى از قريش خدمت پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيدند و گفتند: تو براى موسى و عيسى، خارق عادات و معجزات مهمى نقل مى‏كنى، و همچنين درباره انبياى ديگر. تو نيز امثال اين كارها را براى ما انجام ده تا ما ايمان آوريم. پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: مايليد چه كار براى شما انجام دهم؟ گفتند: از خدا بخواه كوه صفا را تبديل به طلا كند، و بعضى از مردگان پيشين ما زنده شوند و از آنها در باره حقانيت دعوت تو سؤال كنيم و نيز فرشتگان را به ما نشان بده كه در باره تو گواهى دهند، و يا خداوند و فرشتگان‏ را دسته جمعى با خود بياور! ... پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: اگر بعضى از اين كارها را بجا بياورم ايمان مى‏آوريد؟ گفتند: به خدا سوگند چنين خواهيم كرد. مسلمانان كه اصرار مشركان را در اين زمينه ديدند از پيامبر (صلي الله عليه و آله) تقاضا كردند كه چنين كند، شايد ايمان بياورند. همين كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) آماده دعا كردن شد كه بعضى از اين پيشنهادها را از خدا بخواهد، (زيرا بعضى از آنها نامعقول و محال بود) پيك وحى خدا نازل شد، چنين پيام آورد كه اگر بخواهى دعوت تو اجابت مى‏شود، ولى در اين صورت (چون از هر نظر اتمام حجت خواهد شد و موضوع جنبه حسى و شهود به خود خواهد گرفت) اگر ايمان نياورند همگى سخت كيفر مى‏بينند (و نابود خواهند شد) اما اگر به خواسته آنها ترتيب اثر داده نشود و آنها را به حال خود واگذارى، ممكن است بعضى از آنها در آينده توبه كنند و راه حق را پيش گيرند. پيامبر (صلي الله عليه و آله) پذيرفت و آيات فوق نازل گرديد.

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۸:۳۱


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم


    و ایه بعدی از همین سوره ایه 110 نیز چنین امده که :

    وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤمِنوُاْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ

    همان‏گونه كه در آغاز ايمان نياوردند، اين بار نيز دلها و چشم‏هايشان را دگرگون و واژگون مى‏كنيم و آنان را در طغيانشان رها مى‏سازيم تا سرگردان بمانند.

    چرا خداوند اینجوری برخورد کرده ؟ یعنی به خاطر اینه که بار اول ایمان نیاوردن ؟ یا دلیل دیگه ای هم وجود داره ؟
    منظور آيه اين است كه: شرك گرايان سوگندهاى سخت و بسيارى ياد كردند كه به خدا و پيامبرش، با آمدن معجزه‏هاى دلخواهشان، ايمان خواهند آورد، امّا آفريدگار هستى دلها و ديدگان آنان را گردانيد و ديد در ژرفاى آنها هيچ اثرى از آنچه ادّعا مى‏كنند نيست، و آنان دروغ مى‏گويند. به عبارت ديگر هنگامى كه گفته مى‏شود: او اين كار يا اين موضوع را وارونه و واژگونه ساخت، منظور اين است كه او به واقعيت اين كار و اين فرد آگاه بود، امّا آن را واژگونه كرد تا همه بنگرند و همه بدانند.
    به هر حال گروهى از جمله «ابن عباس» و «مجاهد» مى‏گويند: منظور اين است كه: شما چه مى‏دانيد كه با آمدن معجزه‏هاى پيشنهاديشان، ايمان خواهند آورد؟ نه، اينان ايمان نخواهند آورد، همان‏گونه كه گذشتگان نيز نخستين بار به خدا و آيات و معجزه‏هايى كه فرو فرستاد، ايمان نيارودند. - از ديدگاه پاره‏اى منظور اين است كه: اگر يك بار ديگر هم آنان را به دنيا باز گردانيم، ايمان نخواهند آورد همان‏گونه كه نخستين بار ايمان نياوردند.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    در ایه 103 سوره مبارکه انعام چنین امده :
    لَا تُدْرِكُهُ الاَْبْصَرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَرَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
    چشم‏ها او را در نمى‏يابد، ولى او چشم‏ها را در مى‏يابد و او نامرئى و دقيق و باريك بين و آگاه است.
    در خود ایه مبارکه کدام کلمه معنی نامرئی میدهد .؟
    سلام به شما،
    در آیه کریمه کلمه ای که معنای «نامرئی» دهد، وجود ندارد و این پرسش شما ناشی از ترجمه ای است که از تفسیر نور نقل کرده اید که گونه ای از ترجمه آزاد است و نویسنده خواسته مفهوم و منظور آیه را منتقل نماید.


    البته از عبارت «لَا تُدْرِكُهُ الاَْبْصَرُ ، چشم‏ ها او را در نمى‏ يابد» و نیز کلمه «لطیف» مفهوم «نامرئی بودن» قابل برداشت است اما سخن در اینست که در آیه کریمه، کلمه ای که معنای تحت اللفظی اش «نامرئی» باشد، وجود ندارد؛ لذا کلمه «نامرئی» که در ترجمه برخی مترجمان قرآن دیده می شود در حقیقت نوعی ترجمه آزاد است.

    ----------------------------------------
    ترجمه دیگر مترجمان چنین است:
    مكارم:
    چشمها او را نمى ‏بينند ولى او همه چشمها را مى ‏بيند و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقايق موجودات،) و آگاه (از همه) چيز است.

    آيتى:
    چشمها او را نمى ‏بينند و او بينندگان را مى ‏بيند. دقيق و آگاه است.

    برزى:
    چشم ‏ها او را در نمى ‏يابند در حالى كه او چشم ‏ها را در مى‏ يابد و او باريك‏ بين آگاه است‏

    بهرام پور:
    ديدگان، او را در نيابند و اوست كه ديدگان را در مى ‏يابد و او باريك بين و آگاه است‏


    برخى مترجمان هم چون معادل دقيقى براى كلمه «لطيف» پيدا نكرده اند، همان كلمه را در ترجمه درج نموده اند:

    انصاريان:
    چشم ‏ها او را در نمى ‏يابند، ولى او چشم‏ ها را درمى‏ يابد، و او لطيف و آگاه است‏

    بروجردى:
    ديدگان او را درك نكنند و او همه ديدگان را مشاهده كند و خداوند لطيف و بهمه چيز آگاهست‏


    ----------------------------------------
    (برای اطلاعات بیشتر)
    در تفسير نمونه (ج‏5/ص386) ذیل آیه کریمه توضیحی درباره کلمه «لطیف» ذکر نموده که بخشی از آن نقل می شود:

    در آيات فوق يكى از اوصاف خداوند، لطيف ذكر شده و آن از ماده «لطف» است؛ [این کلمه] هنگامى كه در باره اجسام بكار می رود، به معنى سبكى (در مقابل سنگينى) است و هنگامى که در باره حركات بكار رود (حركت لطيفه)، به معنى يك حركت كوچك و زودگذر است؛ این کلمه به موجودات و كارهاى بسيار دقيق و باريك كه با حس قابل درك نيستند نیز اطلاق می شود.

    اگر خداوند را به عنوان لطيف توصيف مى‏ كنيم، نيز به همين معنى است، يعنى او خالق اشياى ناپيدا و داراى افعالى است كه از محيط قدرت استماع بيرون است؛ بسيار باريك بين و فوق العاده دقيق مى‏ باشد.

    اين احتمال نيز در تفسير اين كلمه وجود دارد كه منظور از لطيف بودن خداوند آن است كه ذات پاك او چنان است كه هرگز با احساس كسى درك نمى ‏شود؛ او لطيف است زيرا هيچ كس از ذات او آگاه نيست و خبير است چون از همه چيز آگاه است.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۹:۳۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحانه نمایش پست
    و ایه بعدی از همین سوره ایه 110 نیز چنین امده که :

    وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤمِنوُاْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ

    همان‏گونه كه در آغاز ايمان نياوردند، اين بار نيز دلها و چشم‏هايشان را دگرگون و واژگون مى‏كنيم و آنان را در طغيانشان رها مى‏سازيم تا سرگردان بمانند.

    چرا خداوند اینجوری برخورد کرده ؟ یعنی به خاطر اینه که بار اول ایمان نیاوردن ؟ یا دلیل دیگه ای هم وجود داره ؟
    پاسخ پرسش شما را در ضمن توضیحی کوتاه درباره آیه کریمه، عرض می کنم:

    با اينكه قرآن کریم بارها دلایل منطقى متعددى در زمينه توحيد و اثبات يگانگى خدا و نفى شرك و بت پرستى برای کفار و مشرکین ذکر نموده، با اين حال جمعى از مشركان لجوج و متعصب تسليم نشدند و شروع به بهانه جويى كردند و از از پيامبر اسلام (ص) كارهايى خواستند كه برخى از آنها اساسا ممکن نبود (مانند نشان دادن خدا و فرشتگان و تبدیل کوه صفا به طلا و ... که در شأن نزول آیه ذکر شده) و همانگونه كه در آيه قبل (=انعام 109) آمده، آنها ادعا كردند كه هدفشان اینست كه اين گونه معجزات را ببينند و ايمان بياورند!

    وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها: با نهايت اصرار سوگند ياد كردند كه اگر معجزه ‏اى براى آنها بيايد ايمان خواهند آورد!


    قرآن در پاسخ آنها دو حقيقت را بازگو مى كند: نخست اینکه به پيامبر اکرم (ص) اعلام مى‏ كند كه به آنها بگويد اين كار در اختيار من نيست كه هر معجزه ای بخواهید، انجام دهم بلكه معجزات تنها از ناحيه خدا و به فرمان اوست (قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ).


    سپس روى سخن را به مسلمانان ساده دلى كه تحت تاثير سوگندهاى غليظ و شديد مشركان قرار گرفته بودند نموده و مى فرمايد: شما نمى‏ دانيد كه اينها دروغ مى‏ گويند و اگر اين معجزات و نشانه‏ هاى مورد درخواست آنها هم انجام شود، باز ايمان نخواهند آورد (وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ)

    صحنه ‏هاى مختلف برخورد آنها با پيامبر نیز گواه همین حقيقت بود كه اين دسته به واقع در جستجوى حق نبودند بلكه هدفشان اين بود كه با بهانه‏ جويى‏ های مختلف، مردم را سرگرم ساخته و بذر شك و ترديد را در دلها بپاشند.

    در آيه بعد علت لجاجت آنها را چنين توضیح می دهد كه آنها بر اثر اصرار در كجروى و تعصبهاى جاهلانه و عدم تسليم در مقابل حق، درك و ديد سالم خود را از دست داده و حيرت زده و گمراه در سرگردانى بسر مى برند:


    ما دلها و چشم هاى آنها را وارونه و دگرگون مى ‏نمایيم، آن چنان كه در آغاز [و ابتداى دعوت] ايمان نياوردند و ما آنها را در حال طغيان و سركشى به حال خود وا مى‏ گذاريم تا سرگردان شوند (وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ).

    در اينجا اين دگرگونی قلب و چشم به خدا نسبت داده شده است و اين در حقيقت عكس العمل و نتيجه اعمال خود آنهاست و نسبت دادن آن به خدا، به این دلیل است که او علةالعلل و سرچشمه همه جهان هستى است و هر خاصيتى كه در هر چيز و هر كارى وجود دارد به اراده او ایجاد شده است لذا در اينجا اين معنا را به خود نسبت مى دهد؛ به ديگر سخن، خداوند در لجاجت و كجروى و تعصب هاى كوركورانه، اين اثر را آفريده است كه تدريجا درك و ديد انسان را از كار مى‏ اندازد و اگر کسی در راه باطل پیش رفت و چشمش را آگاهانه به روی حقایق بست و در راستی حقیقت اندیشه نکرد، نتیجه چنین رفتاری همان چیزی است که آیه کریمه بدان اشاره دارد: ندیدن حقیت و سرگردانی در باطل و چون چنین خاصیتی را خداوند سبحان در این صفت قرار داده لذا انتساب این نتیجه به او (از باب علة العلل) صحیح است.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۱۰/۱۰ در ساعت ۲۰:۱۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی این بحث 1




    عنوان: دو پرسش از آیه 103 و 110 سوره انعام

    پرسش:
    در ایه 103 سوره مبارکه انعام چنین امده :
    لَا تُدْرِكُهُ الاَْبْصَرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَرَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
    چشم ‏ها او را در نمى ‏يابد، ولى او چشم ‏ها را در مى‏ يابد و او نامرئى و دقيق و باريك بين و آگاه است.
    در خود ایه مبارکه کدام کلمه معنی نامرئی می دهد؟

    پاسخ:
    در آیه کریمه کلمه ای که معنای «نامرئی» دهد، وجود ندارد و این پرسش شما ناشی از ترجمه ای است که از تفسیر نور نقل کرده اید که گونه ای از ترجمه آزاد است و نویسنده خواسته مفهوم و منظور آیه را منتقل نماید.

    البته از عبارت «لَا تُدْرِكُهُ الاَْبْصَرُ ، چشم‏ ها او را در نمى‏ يابد» و نیز کلمه «لطیف» مفهوم «نامرئی بودن» قابل برداشت است اما سخن در اینست که در آیه کریمه، کلمه ای که معنای تحت اللفظی اش «نامرئی» باشد، وجود ندارد؛ لذا کلمه «نامرئی» که در ترجمه برخی مترجمان قرآن دیده می شود در حقیقت نوعی ترجمه آزاد است؛ ترجمه برخی دیگر از مترجمان چنین است:

    مكارم:
    چشمها او را نمى ‏بينند ولى او همه چشمها را مى ‏بيند و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقايق موجودات،) و آگاه (از همه) چيز است.

    آيتى:
    چشمها او را نمى ‏بينند و او بينندگان را مى ‏بيند. دقيق و آگاه است.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ در ساعت ۱۴:۰۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی این بحث 2




    پرسش:
    ایه بعدی از همین سوره ایه 110 نیز چنین امده که: وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤمِنوُاْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ همان‏گونه كه در آغاز ايمان نياوردند، اين بار نيز دلها و چشم‏ هايشان را دگرگون و واژگون مى‏كنيم و آنان را در طغيانشان رها مى‏سازيم تا سرگردان بمانند. چرا خداوند اینجوری برخورد کرده ؟ یعنی به خاطر اینه که بار اول ایمان نیاوردن ؟ یا دلیل دیگه ای هم وجود داره ؟

    پاسخ:
    با اينكه قرآن کریم بارها دلایل منطقى متعددى در زمينه توحيد و اثبات يگانگى خدا و نفى شرك و بت پرستى برای کفار و مشرکین ذکر نموده، با اين حال جمعى از مشركان لجوج و متعصب تسليم نشدند و شروع به بهانه جويى كردند و از از پيامبر اسلام (ص) كارهايى خواستند كه برخى از آنها اساسا ممکن نبود (مانند نشان دادن خدا و فرشتگان و تبدیل کوه صفا به طلا و ... که در شأن نزول آیه ذکر شده) و همانگونه كه در آيه قبل (=انعام 109) آمده، آنها ادعا كردند كه هدفشان اینست كه اين گونه معجزات را ببينند و ايمان بياورند!

    وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها:
    با نهايت اصرار سوگند ياد كردند كه اگر معجزه ‏اى براى آنها بيايد ايمان خواهند آورد!

    قرآن در پاسخ آنها دو حقيقت را بازگو مى كند: نخست اینکه به پيامبر اکرم (ص) اعلام مى‏ كند كه به آنها بگويد اين كار در اختيار من نيست كه هر معجزه ای بخواهید، انجام دهم بلكه معجزات تنها از ناحيه خدا و به فرمان اوست (قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ).

    سپس روى سخن را به مسلمانان ساده دلى كه تحت تاثير سوگندهاى غليظ و شديد مشركان قرار گرفته بودند نموده و مى فرمايد: شما نمى‏ دانيد كه اينها دروغ مى‏ گويند و اگر اين معجزات و نشانه‏ هاى مورد درخواست آنها هم انجام شود، باز ايمان نخواهند آورد (وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ)

    صحنه ‏هاى مختلف برخورد آنها با پيامبر نیز گواه همین حقيقت بود كه اين دسته به واقع در جستجوى حق نبودند بلكه هدفشان اين بود كه با بهانه‏ جويى‏ های مختلف، مردم را سرگرم ساخته و بذر شك و ترديد را در دلها بپاشند.

    در آيه بعد علت لجاجت آنها را چنين توضیح می دهد كه آنها بر اثر اصرار در كجروى و تعصبهاى جاهلانه و عدم تسليم در مقابل حق، درك و ديد سالم خود را از دست داده و حيرت زده و گمراه در سرگردانى بسر مى برند:

    ما دلها و چشم هاى آنها را وارونه و دگرگون مى ‏نمایيم، آن چنان كه در آغاز [و ابتداى دعوت] ايمان نياوردند و ما آنها را در حال طغيان و سركشى به حال خود وا مى‏ گذاريم تا سرگردان شوند (وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ).

    در اينجا اين دگرگونی قلب و چشم به خدا نسبت داده شده است و اين در حقيقت عكس العمل و نتيجه اعمال خود آنهاست و نسبت دادن آن به خدا، به این دلیل است که او علةالعلل و سرچشمه همه جهان هستى است و هر خاصيتى كه در هر چيز و هر كارى وجود دارد به اراده او ایجاد شده است لذا در اينجا اين معنا را به خود نسبت مى دهد؛ به ديگر سخن، خداوند در لجاجت و كجروى و تعصب هاى كوركورانه، اين اثر را آفريده است كه تدريجا درك و ديد انسان را از كار مى‏ اندازد و اگر کسی در راه باطل پیش رفت و چشمش را آگاهانه به روی حقایق بست و در راستی حقیقت اندیشه نکرد، نتیجه چنین رفتاری همان چیزی است که آیه کریمه بدان اشاره دارد: ندیدن حقیت و سرگردانی در باطل و چون چنین خاصیتی را خداوند سبحان در این صفت قرار داده لذا انتساب این نتیجه به او (از باب علة العلل) صحیح است.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۹/۰۵ در ساعت ۱۵:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود